آیه هفته:
اتَّخَذُوا الشَّياطينَ أَولِياءَ مِن دونِ اللَّهِ وَيَحسَبونَ أَنَّهُم مُهتَدونَ: شیاطین را به جای خداوند، اولیای خود انتخاب کردند؛ و گمان میکنند هدایت یافتهاند! (أعراف/۳۰)
کلام هفته:
انسانها از رابطه بهوجود میآیند، در رابطه رشد میکنند، در رابطه آسیب میبینند و در رابطه ترمیم میشوند. همهچیز به رابطهها مربوط است! (اروین_د_یالوم)
شعر هفته:
بین من و ماه
گفتگویی است
که نه ماه می شنود
نه من(عباس کیارستمی)
داستانک:
یکی را از مشایخ شام پرسیدند از حقیقت تصوف.
گفت: پیش از این طایفهای در جهان بودند به صورت پریشان و به معنی جمع، اکنون جماعتی هستند به صورت جمع و به معنی پریشان. (گلستان سعدی)
طنز هفته:
بابام بعضی وقتا بهم میگه اگه اندازه خر حالیت بود تا الان زن میگرفتی.
بعد بعضی وقتا که میخواد نصیحتم کنه میگه خر نشی زن بگیری
من الان نمیدونم کدوم حرفشو خرلوحهی زندگیم قرار بدم....
فیلم هفته: حوض نقاشی(1391)
حوض نقاشی فیلمی به کارگردانی مازیار میری و بازیگری شهاب حسینی و نگار جواهریان است که قصه زندگی زن و شوهری دارای معلولیت ذهنی و فرزندشان است.
رابطه عاشقانه این زوج علیرغم مشکلات زندگی، در محور فیلم قرار دارد.
این فیلم در صدر آرای تماشاگران سی و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر قرار داشت. همچنین برنده جایزه یونسکو جوایز آسیا و اقیانوسیه (۲۰۱۳) گردید.
❤1
گفتار ادبی
داستان سیاوش (قسمت دوم)
محمدامین مروتی
سودابه از سیاوش كام ميخواهد. سياوش او را پند مي دهد كه تو در حكم مادر مني و پيشنهاد او را رد ميكند. اما سودابه اين بار او را تهديد مي كند كه اگر به آرزوي شيطانيش تن ندهد، او را از چشم شاه، خواهد انداخت:
وگــر سر بپيچي زِ فــرمان من
نيــايد دلت ســوي پيـمانِ من
كــنم بر تو بـَـر، پادشـاهي تباه
شـود تيره بر روي تو چشم شاه
سيــاوش بدو گفت هــرگز مباد
زِ مــردي و دانـش، جدايي كنم
تو بانــوي شاهي و خورشيدِ گاه
ســزد كز تو نايد بدينسان گناه
سياوش از شبستان خارج ميشود و سودابه رخ ميخراشد و موي ميكند و نزد شاه ميرود كه سياوش قصد تعرض به او داشته. شاه بر ميآشوبد و سياوش را احضار ميكند. لباس او را ميبويد و بويي به مشامش نميرسد ،ولي بوي مي و مشك از سودابه ميآيد و از اين راه به نيت پليد سودابه پي ميبرد. ميخواهد سودابه را بكشد ولي هنوز مهر او را در دل دارد. محبتهاي سودابه را به ياد دارد و از انتقامجويي و دشمني شاه هاماوران هم انديشه ميكند و لذا به سياوش ميگويد اين راز را نهان دارد:
مكن ياد از اين، هيچ با كس مگوي
نبايد كه گیـرد سخن ، رنگ و بوي
ولي سودابه را عشق كور كرده است و دست بردار نیست.
اين بار زني آبستن را با تطميع وا مي دارد كه بچههايش را سقط كند. پيش شاه ميرود و وانمود ميكند كه آنها بچههاي خودش هستند كه با دست سياوش سقط شدهاند. شاه اين بار اخترشماران را ميخواند و در آن باب از آنها نظر ميخواهد. آنها هم پس از مشاهده در حركات ستارگان ميگويند اين دو جنين از پشت شاه و سودابه نيستند:
دو كودك زِ پشت كس ديگرند
نه از پشت شــاه و زين مادرند
و نام و نشانِ مادر نوزادان را به شاه ميدهند. مادر را ميآورند ولي هر چه شكنجهاش ميكنند به توطئه اقرار نميآورد. اين بار كاووس از موبدان كمك ميخواهد و آنها ميگويند براي راستآزمايي، بايد سياوش و سودابه را از آتش عبور دهي. هر كس كه به سلامت از آتش گذشت، بيگناه است. در گذشته چنين آزمونهايي براي راست آزمايي و كشف حقيقت بوده است.
"سوگند خوردن" هم در اصل نوشاندن نوعي آبگندیده و مهوع به متهم بوده است. اگر باعث بر هم خوردن حال او ميشد، متهم را دروغگو می پنداشتند. از همین رو است که کلمه ی "سوگند" هنوز هم با فعل "خوردن" می آید. القصه سودابه می گوید مدرك من جنينهاي سقط شدهاند و اين سياوش است كه بايد در معرض آزمون قرار گيرد. لذا دو كوه هيزم ميچينند كه بين آن ها راهي تنگ قرار داشت. آتش در هيمه ميافكنند تا شعله آن به آسمان برخيزد. سياوش با اسب سياه رنگش از آتش- در حالي كه جامهاي سپيد در بر كرده- ميگذرد بدون آن كه كوچكترين كدورتي از دود و آتش بر جامه او بنشيند. شاه هر چند هنوز مهر سودابه در دل دارد، ولي به ناچار حكم به گردن زدن او ميكند ولي سياوش که ميداند شاه تلون مزاج دارد و بعدا از اين كار پشيمان ميشود، برای نجات جان سودابه، پادرمياني ميكند:
دل شــاه كاووس، پـُـرِ درد شد
نهان داشت، رنگ رخش زرد شد
سيــاوش چنين گفت با شهريار
كه دل را بــدين كار، رنجه مدار
به من بخش سودابه را زين گناه
پذيرد مــگر پند و آيــد بــه راه
شاه هم از خداخواسته سودابه را ميبخشد و رفته رفته باز با او گرم ميگيرد. سياوش هم فكر ميكند كه اين زن دست از سر او برنمي دارد پس بهتر است براي در امان ماندن از شر او از دربار دور باشد. از آن طرف خبر ميرسد كه لشگر افراسياب طبق معمول پيمان شكسته و از رود جيحون و مرز ايران و توران گذر كرده است.
سياوش داوطلب مقابله با او ميشود و شاه، رستم را با او همراه ميكند و به جنگ تورانيان ميفرستد. دل كاووس گواهي ميدهد كه ديگر سياوش را نميبيند و دلش به درد ميآيد و با او به رسم بدرقه، يك روز راه ميرود:
دو ديده پر از آب، كاووس شاه
همي بود يك روز با او به راه
سرانـجام، مر يكدگر را كنار
گرفتند و هر دو چو ابر بهار
زِ ديــده همي خون فرو ريختند
به زاري، خروشــي بــرانگيختند
گواهــي همي داد، دل در شـدن
كه ديدار از آن پس، نخواهد بُدَن
در ادامه ايرانيان، تورانيان را از خاك ايران ميرانند و گرسيوز فرمانده تورانيان خبر شكست را به افراسياب ميدهد. سياوش هم نامهاي به پدر مينويسد كه لشگر توران به آن سوي آب رانده شدهاند و از او كسب تكليف ميكند كه در تعقيب لشگر منهزم از آب عبور كند يا نه؟ كاووس هم خردمندانه او را از ادامه جنگ نهي ميكند.
ادامه دارد...
با تو می گویم:
مردم منعکس کنندهی رفتار خود شما هستند. هرقدر به دیگران بیشتر کمک کنید، دیگران هم بیشتر میخواهند به شما کمک کنند. اگر در هر رابطه کمی بهتر باشید، در طول زمان شبکهای از روابط محکم و قوی می سازید. (جیمز کلییر)
«عزیز من! اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد. بگذار در عین وحدت مستقل باشیم. بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم. بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید. بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم، اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقاً واحدی برساند. بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل.»
چهل نامهی کوتاه به همسرم - نادر ابراهیمی
گفتار دینی
چگونگی تحریف ادیان
شریعتی انحراف ادیان را حاصل تبدیلشان از نهضت به نهاد می داند. توضیح این که نهضت های دینی در پاسخ به ضرورت های روزگار و حل مسائل نظری و عملی ادوار انحطاط ایجاد می شوند ولی پس از استقرار، توسط متولیانشان از پویایی و سیّالیت می افتند و به نهادهای بی انعطاف و منجمد تبدیل می شوند. اهداف نهضت قربانی موضوع استقرار و استمرار قدرت سیاسی یا اجتماعی حکام سیاسی یا متولیان دینی می شود.
این تحلیل کمابیش در عرصة تاریخ صادق است. همه ادیان یک دوره پری ارتدوکسی داشته اند. یعنی دوره مباحثات بر روی تئوری پردازی های دینی. در اسلام این دوران طلایی دو قرن طول کشید که از دل آن علوم اسلامی نشو و نما یافتند اما به تدریج یک قرائت به قوت برهان یا قدرت حکومتی بر سریر قدرت نشست و دین ارتدوکس (راست دینی) را از طریق دو منبعی کردن دین و انحصار تفسیر دین به قرائت مسلط، پدید آورد. دوران غلبه تفکر ارتدوکسی، وفق تئوری انقلاب های علمی و فکریِ کوهن، پس از درمانده شدن از دادن جواب های جدید به پرسش های کهن راه را برای روی کار آمدن گفتمان منتقد باز می کند. گفتمانی که چه بسا در برهه ای از تاریخ سرکوب شده و مانند تفکر معتزلی، ققنوس وار از خاکستر خود بر می خیزد. پرتستانیزم در مسیحیت و نواندیشی در ادیان دیگر از همین رهگذر پدید آمدند.
روحانیان یهودی (احبار و به قول عیسی ع؛ "فریسیان")، در کتاب "تلمود" ده فرمان موسی ؛ را تبدیل به احکام پیچیده و دور و درازی کردند. بر دایرة حرام ها و سخت گیری ها افزودند و روحِ اخلاقیِ ده فرمان را تحت الشعاع مناسک و مراسمی قرار دادند که نه معطوف به اخلاق که معطوف به کسب هویتی متمایز از دیگران بود.
پولس رسول که خود ابتدا یهودی سختگیری بود؛ پس از درآمدن به آیین مسیحیت، بنیان تثلیث را گذاشت. عیسی را پسر خدا و خدای متجسد شده خواند، فلسفة تجسد را باز خرید گناهان انسان تلقی کرد؛ رستگاری از راهی غیر از ایمان به مسیح را نفی کرد و احکام شریعت برای غیر یهودیان را ملغی نمود. در حالی که اصلا محضر عیسی را درک نکرده بود و آموزه هایش با حواریونی چون پطرس، که عیسی از آن ها به نحوی اعتمادآمیز سخن گفته بود، اختلافات عمیق داشت. اما بیشتر کتاب های عهد جدید را نوشت و یکسره از آیین مسیح فاصله گرفت. ظاهرا در دفتر نخست مثنوی، داستان پادشاه یهود که نصرانیان را به تعصب می کشد و وزیرش که احکام انجیل را تخلیط می کرد، اشاره به قصه پولس باشد.
موبدان زرتشتی در قالب "وندیداد" احکام دینی را از شعار محوری "گفتار و پندار و رفتار نیک"، فرسنگ ها دور کردند و دین را به احکام متصلب تقلیل دادند.
مسلمین نیز در همین راه قدم نهادند و به طرق مختلف از آموزه های محوری قرآن فاصله گرفتند و منابع دیگری را جایگزین آن کردند و کار را به دعواهای هفتاد و دو فرقه ای کشاندند.
انحراف ادیان از وقتی شروع شد که نهضت آرمان هایش را فراموش کرد. از عقلانیت و حکمت و اخلاق غفلت کرد و به فرم و قالب و نقل قول و قدرت چسبید و حقیقت را فدای هویت و مسما را فدای اسم کرد و دین را به احکام متصلب فروکاست.
با تو می گویم:
كسي كه فقط يك دين را می شناسد، دين دار خوبی نيست. (ماكس مولر)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانه بر دوش
آواز: مهدی تفکری
شاعر:ساعد باقری
پیانو: شیدا بیژنفر
بر اساس آهنگ فولکلور ساری گلین
آواز: مهدی تفکری
شاعر:ساعد باقری
پیانو: شیدا بیژنفر
بر اساس آهنگ فولکلور ساری گلین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی استاد محمدجعفر محجوب دربارهی زبان و خط فارسی
▪️به همراه شاهنامهخوانی اعضای انجمن
و شعرخوانی زهرا اقبال: همسرِ استاد
▫️۱۷ فروردینماه ۱۳۷۲ / سندیگو
@NazariyehAdabi