یادمان باشد:
کسی که آرزو کند هر چهار فصل سال بهار باشد نه طبیعت را فهمیده نه دنیا را و نه خودش را شناخته است. اگر همیشه بهار بود، هیچوقت از دیدن شکوفه درخت تا این حد ذوق زده نمیشدیم.
گفتار عرفانی
مولانا و حُرمت مَی
محمدامین مروتی
مولانا معتقد است حلال و حرام کردن های دینی مبتنی بر مصلحت و مفسده است. شنیدن موسیقی و دیدن زیبارویان وخوردن می نیز تابع همین مصالح و مفاسد است. ظرفیت آدم ها فرق می کند و ممکن است یک چیز برای کسی خوب و برای دیگری بد باشد. به تعبیری حرمت و حلیت امری نسبی است. چنان که در رباعی 1139 می گوید:
از هرچه که آن خوشست، نهی است مدام
تا ره نزند خوشی، از این مردمِ عام
ورنه می و چنگ و روی زیبا و سماع
بَر خاص، حلال گشت و بر عام، حرام
اما در دفتر چهارم در باب دلیل حرمت می، می گوید می به ذات خود نه بد است و نه خوب. نوعی محک و آزمون است. بد را بدتر و خوب را خوب تر می کند. انسانی که بد است عربده می کشد و بدمستی می کند و خوی های زشت خود را که از دیگران پنهان کرده بود، آشکار می کند و انسان خوب را مهربان تر می نماید. در واقع، آن چنان را آن چنان تر می کند:
نه همه جا بیخودی شر میکند
بیادب را می چنانتر میکند
گر بود عاقل، نکو فر میشود
ور بود بدخوی، بتّر میشود
اما حکمت و مصلحت حرمت می برای آن است که اغلب مردمان بدند و حلال کردن می بر ایشان، به مثابه دادن تیغ در کف زنگی مست است و حکم به اکثریت تعلق می گیرد نه اقلیت:
لیک اغلب چون بدند و ناپسند
بر همه می را مُحرّم کردهاند
حکم اغلب راست چون غالب بدند
تیغ را از دست رهزن بستدند
همین استدلال را در دفتر پنجم شيطان نیز مطرح می کند و ميگويد من در اين عــالم نقش محكّ دارم. مأمــور مخفي خداوندم و "آنچنان را آنچنان تر مي كنم." كارم خلق بدي نيست بلكه نشان دادن و روكردن دستِ بَدان است. مثل یک صراف، طلای تقلبی را روسیاه می کنم و رویش قیمت می گذارم نه این که او را زشت و سیاه رو کرده باشم. سیاه رویی اش را برملا می کنم:
قلب را من كَي سيه رو كرده ام
صيرفي ام، قيمتِ او كــرده ام
خـوب را زشت سـازم؟ رَب نيَم
زشــت را و خــوب را، آئينــه ام
26 آذر 1403
یادمان باشد:
تاریخ درس میدهد، اما شاگردی ندارد. (آنتونیو گرامشی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
احمد عاشور پور
خروسخوان
خروسخوان
از جمله حسن تدبیر پادشاه یکی آن است که با خصم قوی در نپیچد و بر ضعیف جور نکند که پنجه با غالب افکندن نه مصلحت است و دست ضعیفان بر پیچیدن نه مروت.
سعدی، رساله نصیحه الملوک
سعدی، رساله نصیحه الملوک
ابوالحسن خرقانی
بامداد، عالِم برخیزد،
طلب زیادتی علم کند
و زاهد،
طلب زیادتی زهد کند
و ابوالحسن در بند آن بُوَد که سُروری به دل برادری رساند.
کانال ادبی ویر
@vir486
بامداد، عالِم برخیزد،
طلب زیادتی علم کند
و زاهد،
طلب زیادتی زهد کند
و ابوالحسن در بند آن بُوَد که سُروری به دل برادری رساند.
کانال ادبی ویر
@vir486
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون ازینغصه ننالیم و چرا نخروشیم
حافظ اینحال عجب با که توان گفت که ما
بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم
#چلیپا #نستعلیق
@divan_e_hafez
چون ازینغصه ننالیم و چرا نخروشیم
حافظ اینحال عجب با که توان گفت که ما
بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم
#چلیپا #نستعلیق
@divan_e_hafez
نامهی علامهی قزوینی به پدر پروین اعتصامی دربارهی شعر پروین
مردی دانشمند چون محمد قزوینی، پس از مطالعه چاپ اول دیوان پروین به سال ١٣١٤ش، در نامه ای خطاب به یوسف اعتصام الملک پدر ،پروین بحق درباره شعر وی نوشته است: چیزی که مخصوصاً بیشتر مایه تعجب و استغراب است نه چندان جنبه معنوی این اشعارست، یعنی ابتکار مضامین بدیع و ابداع معانی غریب و اظهار رأی در مسائل فلسفی و اخلاقی و اجتماعی و نحو ذلک که این امور برای کسی که بالفطره دارای هوشی فوق معتاد و ذهنی وقاد و طبعی خداداد باشد چندان بعید نیست بلکه موضوع تعجب جنبه لفظی و فنی اشعار خانم پروین اعتصامی است که عبارت باشد از نهایت حسن انتخاب الفاظ و کلمات و جمل و تعبیرات و اصطلاحات.... که این فقرات چنان که همه کس میداند موهبتی و فطری نیست بلکه فقط و فقط اکتسابی است لاغیر؛ و نتیجه سالها تحصیل و درس و بحث و اعمال و ممارست و معاشرت با فضلا و علما و ادبا و ارباب فن است باری شکی نیست که در خصوص جنبه صنعتی و فنی شعر یعنی جنبه فصاحت لفظی آن این خنساء عصر و رابعه دهر مدیون توجه و عنایت شماست.
#پروین_اعتصامی
#غلامحسین_یوسفی
#چشمه_روشن
کانال ادبی ویر
@vir486
مردی دانشمند چون محمد قزوینی، پس از مطالعه چاپ اول دیوان پروین به سال ١٣١٤ش، در نامه ای خطاب به یوسف اعتصام الملک پدر ،پروین بحق درباره شعر وی نوشته است: چیزی که مخصوصاً بیشتر مایه تعجب و استغراب است نه چندان جنبه معنوی این اشعارست، یعنی ابتکار مضامین بدیع و ابداع معانی غریب و اظهار رأی در مسائل فلسفی و اخلاقی و اجتماعی و نحو ذلک که این امور برای کسی که بالفطره دارای هوشی فوق معتاد و ذهنی وقاد و طبعی خداداد باشد چندان بعید نیست بلکه موضوع تعجب جنبه لفظی و فنی اشعار خانم پروین اعتصامی است که عبارت باشد از نهایت حسن انتخاب الفاظ و کلمات و جمل و تعبیرات و اصطلاحات.... که این فقرات چنان که همه کس میداند موهبتی و فطری نیست بلکه فقط و فقط اکتسابی است لاغیر؛ و نتیجه سالها تحصیل و درس و بحث و اعمال و ممارست و معاشرت با فضلا و علما و ادبا و ارباب فن است باری شکی نیست که در خصوص جنبه صنعتی و فنی شعر یعنی جنبه فصاحت لفظی آن این خنساء عصر و رابعه دهر مدیون توجه و عنایت شماست.
#پروین_اعتصامی
#غلامحسین_یوسفی
#چشمه_روشن
کانال ادبی ویر
@vir486
زبان سرخ
آهای نسیم شمال این قدر مکش فریاد
تو را چه کار به شیراز و بصره و بغداد
برای حفظ لسان خوب گفت آن استاد
به پای شمع شنیدم ز قیچی فولاد
زبان سرخ سرِ سبز میدهد بر باد
تو را چه کار که سنگک سیاه یا تلخ است
تو را چه کار که امروز غره یا سلخ است
همان حکایت دیوان قاضی بلخ است
گناه کردن علاف و کشتن حداد
زبان سرخ سرِ سبز می دهد بر باد
تو کیستی که سخن از لباس و جامه کنی
هزار مسخره بر خرقه و عمامه کنی
به شهر هر چه شود درج روزنامه کنی
از آن بترس که ناگه بیفتی از بنیاد
زبان سرخ سرِ سبز میدهد بر باد
تو را چه کار که مخلوق واله و ماتند
برهنهاند تمامی گرسنه و لاتند
ز لات و لوت چه خواهی که جزو امواتند
ز مردگان مطلب عقل و علم و استعداد
زبان سرخ سرِ سبز میدهد بر باد
#سید_اشرف_حسینی
معروف به نسیم شمال
کانال ادبی ویر
@vir486
آهای نسیم شمال این قدر مکش فریاد
تو را چه کار به شیراز و بصره و بغداد
برای حفظ لسان خوب گفت آن استاد
به پای شمع شنیدم ز قیچی فولاد
زبان سرخ سرِ سبز میدهد بر باد
تو را چه کار که سنگک سیاه یا تلخ است
تو را چه کار که امروز غره یا سلخ است
همان حکایت دیوان قاضی بلخ است
گناه کردن علاف و کشتن حداد
زبان سرخ سرِ سبز می دهد بر باد
تو کیستی که سخن از لباس و جامه کنی
هزار مسخره بر خرقه و عمامه کنی
به شهر هر چه شود درج روزنامه کنی
از آن بترس که ناگه بیفتی از بنیاد
زبان سرخ سرِ سبز میدهد بر باد
تو را چه کار که مخلوق واله و ماتند
برهنهاند تمامی گرسنه و لاتند
ز لات و لوت چه خواهی که جزو امواتند
ز مردگان مطلب عقل و علم و استعداد
زبان سرخ سرِ سبز میدهد بر باد
#سید_اشرف_حسینی
معروف به نسیم شمال
کانال ادبی ویر
@vir486
مصعب ابو توهه
سینا کمالآبادی
اگر دیدی میان ویرانههای خانهای
گل سرخی قد کشیده است،
هرگز تعجب نکن:
ما اینطور دوام آوردیم.
کانال ادبی ویر
@vir486
سینا کمالآبادی
اگر دیدی میان ویرانههای خانهای
گل سرخی قد کشیده است،
هرگز تعجب نکن:
ما اینطور دوام آوردیم.
کانال ادبی ویر
@vir486
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💥کل سلسله های حکومتی ایران در 40 ثانیه.
✍️علی مرادی مراغه ای
✍️علی مرادی مراغه ای
گفتار فلسفی
نظریات توسعه و راه باریک آزادی
محمدامین مروتی
در قرن بیستم نظریات توسعه رشد فراوانی یافتند. این نظریات ناظر به دلایل عقب ماندگی و پیشرفت کشورهای مختلف بودند. در قن بیستم بیشتر این نظریات، آبشخور چپ داشت و توسعه نیافتگی در جهان سوم را به استعمار و امپریالیسم نسبت می داد.
نسخه های ایدئولوژیک هگل و مارکس که نظریه های فلسفی و سیاسی خود را شاه کلید تمامی مسائل اقتصادی و فرهنگی می دانستند، به بن بست خوردند.
اما پس از آن تئوری های توسعه متفاوتی عرضه شدند که صبغه ایدئولوژیک کمتری داشتند. کمتر نظریه محور و بیشتر مسئله محور شدند. پاره ای از این نظریات بر عوامل اقتصادی و پاره ای بر عوامل سیاسی(دموکراسی) تاکید بیشتری داشتند.
مثلاً آمارتیاسن بر تقدم سیاست و دموکراسی بر اقتصاد اعتقاد داشت. فوکویاما ضمن تاکید بر هر دو عامل، عامل اقتصادی را مهمتر می دانست. در ژاپن و آلمان، توسعه از یک دولت بوروکراتیک کارآمد شروع شد به حاکمیت قانون و سپس دموکراسی انجامید.
اما بسیاری از کشورها مثل ایران، برزیل، آرژانتین و شیلی ونیکاراگوئه در راه مدرنیسم پای نهادند ولی به دموکراسی نرسیدند.
نوشتن نسخه ای واحد برای توسعۀ همه کشورها ممکن نیست. نسخه های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی بعضاً به دلیل نادیده گرفتن شرایط خاص کشورهایی چون کنیا، به نتیجه نمی رسد.
از آن سو نسخه های دموکراتیک نوشتن برای کشورهایی مانند عراق و افغانستان، بدون توجه به فرهنگ آن کشورها هم به نتیجه نمی رسند. بر مبنای رویای آمریکایی بوش، تصور می شد که با نوشتن قانون اساسی دموکراتیک برای این کشورها، آن ها را در مسیر توسعه قرار می دهند.
رشد مدرنیسم اگر به نابرابری بیانجامد، می تواند به رشد پوپولیسم و برآمدن راست افراطی منجر شود.
گاهی عامل شانس و تصادف مهم می شود. به قدرت رسیدن یک دولت خیرخواه توسعه گرا می تواند مسیر تاریخ یک کشور را تغییر دهد.
لذا موضوعی به نام "توسعۀ پایدار" مطرح شد که پیوند اقتصاد و سیاست را مدنظر داشت.
از این میان پاره ای از نظریات توسعه، بر اهمیت نهادها تاکید داشتند. نهادگرایان باور داشتند که این نهادها هستند که در توسعه جوامع نقش اصلی را ایفا می کنند.
برندگان نوبل اقتصاد امسال یعنی دارون عجم اغلو، رابینسون و جانسون از جمله این نهادگرایان هستند که معتقدند "راه باریک آزادی" از تعادل قدرت بین ملت و دولت می گذرد.
آنها می دیدند که مردمان کره شمالی و جنوبی فرهنگ مشابهی و جغرافیای مشابه دارند ولی زمین تا آسمان از هم متفاوتند.
شهر "نوگالس" در مرز آریزونا و مکزیک، مردمان با جغرافیا و فرهنگ مشترک دارد، ولی توسعۀ کاملاً متفاوتی دارند.
تحقیقات تجربی آنان در کشورهای مختلف آنان را به این نتیجه رساند که وجود نهادهای مدنی و سیاسی در جامعه و حکومت می تواند باعث توازن قوا بین ملت و دولت شود و این توازن قوا به کارآمدی اقتصادی می انجامد.
عجم اغلو و همکارانش معتقدند در مستعمرات مهاجرپذیر، نهادهای مدنی توسط استعمارگران تاسیس شده اند و زمینه توسعه در این کشورها فراهم شده ولی در مستعمرات پرجمعیت و درگیر با استعمارگران، این موقعیت فراهم نشده است.
نقد مهمی که به عجم اغلو و همکارانش وارد است این است که نظریه شان بیشتر توصیفی و تجربی است تا تجویزی. زیرا نمی تواند راهی را برای تعادل قدرت بین ملت و دولت پیشنهاد نماید.
14 آذر 1403
منبع:
اندیشه پویا شماره 93 آذر 1403
یادمان باشد:
آزادی مشت شما با موقعیت بینی فردِ کنار دستتان، محدود می شود.