آیه هفته: تکیه بر مشترکات
يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ: ای اهل کتاب! به سوی سخنی که میان ما و شما مشترک است؛ بیایید که جز خداوند یگانه را نپرستیم. ( ال عمران/۶۴)
کلام هفته: اقتصاد
در پیوند اقتصاد و سیاست، این آزادی است که قربانی می شود. (ایزایا برلین)
شعر هفته: روزگار
بر ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار!
فکری به حال خویش کن این روزگار نیست (عماد خراسانی)
داستانک: دانایی
به روزگار خسرو اندر، وقت وزارت بُزُرجُمِهر، رسولى آمد از روم. خسرو بنشست چنانكه رسم ملوك عجم بود و رسول را بار داد. وی را با رسول بارنامه همىبايست كند به بُزُرجُمِهر؛ يعنى كه مرا چنين وزيري است. پيش رسول با وزير گفت: «اى فلان همه چيز در عالم تو دانى؟» بُزُرجُمِهر گفت: «نه اى خدايگان». خسرو از آن طيره شد و ز رسول خجل گشت. پرسيد كه «همه چيز پس كه داند؟» بُزُرجُمِهر گفت: همه چيز همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزادهاند. (قابوسنامه/ عنصرالمعالی)
بارنامه: افتخار
طیره شدن: سبک شدن و خیط شدن
طنز هفته: بهداشت
حاج آقا مردم رو نصیحت میکرده و میگفت:
نظافت را رعایت کنید. مثلا گربه با وجود اینکه حیوونه، بعداز دستشویی کردن خودش را با زبونش پاک میکنه.
جَفَر میگه: ما هم عقلمون میرسه ولی زبونمون نميرسه😶😂😂
فیلم هفته: عشق سالهای وبا(2007)
محمدامین مروتی
کارگردان: مایک نیوول
بر اساس کتابی به همین نام اثر گابریل گارسیا مارکز
فیلم، قصه مثلثی عشقی است میان فرمینا دازا (با بازی جیووانا متزوجیورنو)، فلورنتینو آریزو (با بازی خاویر باردم) و دکتر خوونال اوربینو (با بازی بنجامین برت) که ۵۰ سال به طول میانجامد.
فلورنتینو عاشق پاکبازی است که پنجاه سال برای رسدن به معشوق صبر می کند. زیبایی قصه و فیلم در گرو همین عشق خالصانه و پایدار است. داستان در ابتدای قرن بیستم و در جریان جنگ های داخلی کشورهای آمریکای لاتین می گذرد که به تازگی استقلال شان از اسپانیا را به دست آورده اند. بلای دیگر وباست که کشور را درگیر کرده است. در میانة این غوغا، عشقی بی پیرایه و پاک بین فلورنتینو (تلگرافچی شهر) و فرمینا(دختر تاجری حقه باز که تازگی بدان شهر آمده) می روید. پدر که در پی شوهری ثروتمند برای دختر زیبایش است، مانع این ازدواج می شود. فرمینا پس از مدتی به ازدواج با دکتر سرشناس شهر رضایت می دهد و ......
اندر احوال روزگار
«امروزه دروغ و ریا را پند و ذکر پندارند و حرامزادگی و سخنچینی را دلیری و شهامت نام کنند. زبان و ایغوری(خط مغولان) را هنر و دانش بزرگ دانند. اکنون هر تبهکاری امیر، هر مزدوری صدرنشین، هر ریاکاری وزیر، هر اِدباری دبیر، هر فاسدی مستوفی، هر ولخرجی ناظر هزینه، هر ابلیسی معاون دیوان، هر... خری صدر، هر شاگردآخوری صاحب حرمت و جاه، هر فرّاشی صاحبمنصب. هر ستمگری پیشکار، هر خَسی کَسی، هر خسیسی رئیسی، هر خیانتپیشهای قدرتمند و… .»
منبع: تاریخ جهانگشای جوینی
#عطاملک_جوینی
@vir486
«امروزه دروغ و ریا را پند و ذکر پندارند و حرامزادگی و سخنچینی را دلیری و شهامت نام کنند. زبان و ایغوری(خط مغولان) را هنر و دانش بزرگ دانند. اکنون هر تبهکاری امیر، هر مزدوری صدرنشین، هر ریاکاری وزیر، هر اِدباری دبیر، هر فاسدی مستوفی، هر ولخرجی ناظر هزینه، هر ابلیسی معاون دیوان، هر... خری صدر، هر شاگردآخوری صاحب حرمت و جاه، هر فرّاشی صاحبمنصب. هر ستمگری پیشکار، هر خَسی کَسی، هر خسیسی رئیسی، هر خیانتپیشهای قدرتمند و… .»
منبع: تاریخ جهانگشای جوینی
#عطاملک_جوینی
@vir486
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدمی تشنه درک شدن است....
گفتار ادبی
تصحیحات و کتاب های معروف در بارۀ دیوان حافظ
محمدامین مروتی
ملاک تصحیح انتقادی و گزینش سه چیز است:
نسخه اقدم(قدیمی تر)
اجماع نسبی و ضبط اکثریت
آشنایی و توجه به سبک اندیشه و بیان نویسنده. یعنی می توان حافظ را با حافظ تصحیح کرد.
طبیعتاً در مورد تصحیح دیوان حافظ نیز این سه معیار مهم اند.
در مورد حافظ یک نکته مهم دیگر هم هست که اول بار دکتر خانلری بر آن انگشت تاکید نهاد و آن این که حافظ مدام در اشعار خود دست می برده و اصطلاحاً آن ها را ویرایش می کرده است و بنابراین ممکن است قرائت های متعددی از یک بیت در دست باشد که گزینش ذوقی هم در اینجا می تواند موثر و مفید باشد.
به تصریح اغلب حافظ پژوهان، حافظ غنی – قزوینی قابل اعتماد ترین نسخۀ دیوان او و بزرگترین نقطه عطف در تصحیح انتقادی دیوان حافظ است.
معهذا طبیعی است که مصححان بعدی؛ به نکاتی توجه کرده اند که از دید قزوینی و غنی دور مانده است و به سهم خود به تدوین نسخه های منقح تر و کم عیب تر اقدام کرده اند که خود این نسخه ها هم نمی تواند خالی از کمی و کاستی باشد.
به هر حال فضل تقدم و تقدم فضل با نسخه غنی و قزوینی است که خود بر اساس چند نسخه اقدم و تصحیح خلخالی انجام گرفته است.
نسخه های سایه و جلالی نائینی، نسخه هایی هستند که کوشیده اند اصل را بر نسخۀ قزوینی بنهند ولی در مواردی هم نکته های مورد نظر خود را اعمال کنند. به هر جهت نباید فراموش کرد که آنان بر شانه بزرگانی چون خلخالی و غنی نشسته اند.
متاسفانه کهن ترین چاپ های دیوان حافظ در ایران صورت نگرفته. نسخه ابوطالب تبریزی در فاصلۀ سالهای 1200 تا 1206 ه.ق در کلکته و نسخه محمدعلی پاشا در 1243ه.ق در مصر چاپ شد. اولین چاپ ایرانی دیوان حافظ در 1254 ق به طبع رسیده است.
اما تصحیح محمد قدسی(1287-1361ق) در 1314 ق در بمبئی و تصحیح خلخالی در 1306 ش در تهران به طبع رسید. ویژگی تصحیح خلخالی ابتنای آن بر قدیمی ترین نسخۀ مکشوف در 827 ق (35 سال پس از وفات حافظ) است.
تصحیح حسین پژمان در 1315 ش و تصحیح غنی-قزوینی در 1320 ش چاپ شد و هنوز معتبرترین نسخه ها محسوب می شود.
نسخه انجوی شیرازی در 1345 ش طبع گردید که مانند نسخه پژمان مشرب ذوقی دارد.
مسعود فرزاد در 1347 نسخه خود را چاپ کرد و ایرج افشار در 1348.
نسخه معتبر جلالی نائینی و نذیر احمد در 1350 و نسخه دکتر سلیم نیساری(متولد1299ش) در 1353. دکتر نیساری نقدهای معتنابهی به قزوینی و خانلری نوشته است.
روایت ذوقی شاملو در 1354 نشر یافت. نسخه خانلری در 1359. حافظ به سعی سایه در 1372.
اما "حافظ اندیشه" کاری است از دکتر مصطفی رحیمی که توسط نشر نور در 1371 به چاپ رسیده است.
رحیمی در این کتاب کوشیده است ناسازه های شعر حافظ را همساز کند. به گفته خودش، او برای این کار به جای منطق ارسطویی، از منطق دیالکتیکی بهره می گیرد تا بین می و معشوق زمینی و عرفانی و رندی و پارسایی و مستی و مستوری جمع کند.
شروح و نقود:
به گفتۀ خرمشاهی، مستندترین کتب در بارۀ زندگی و افکار حافظ، سه کتاب هستند که هیچ محققی از آن ها بی نیاز نیست:
"حافظ شیرین سخن" (1319) اثر دکتر محمد معین
"تاریخ عصر حافظ" (1321) و "تاریخ تصوف در اسلام" اثر دکتر غنی
و "مکتب حافظ" (1344) اثر طبع دکتر منوچهر مرتضوی.
"حافظ چه می گوید" (1317) دکتر هومن، شرح فلسفی اندیشه های حافظ است.
"حافظ چه می گوید" (1322) احمد کسروی در نقد تند و تیز حافظ است. وی شعر حافظ را باعث گمراهی جوانان و مبلغ بدآموزی هایی چون جبرگرایی و بی عملی و خراباتی گری و بی مسئولیتی می داند.
"نقشی از حافظ" (1336) و "کاخ ابداع" دو کتاب از علی دشتی هستند که با زبانی شیرین و ساده از حافظ سخن می گویند.
"از کوچه رندان" (1349) هم اثر خوشخوان و شیرینی در باره حافظ و افکار اوست.
"در کوی دوست" (1357) شاهرخ مسکوب، شرحی شاعرانه و ذوقی در باب حافظ است.
"ماجرای پایان ناپذیر حافظ" (1368) اثر دکتر اسلامی ندوشن اثر مهم دیگر در بارۀ حافظ است.
از میان شرح ها هم شرح سودی بوسنوی(متوفی 1006 ق)، در 4 جلد به زبان ترکی است و شیوه ادبی دارد ولی در فهم حافظ، به حد کافی رهگشا نیست.
شرح عباس زریاب خویی به نام " آیینه جام"(1368)، عمدتاً شرح مشکلات دیوان حافظ است.
"شرح غزل های حافظ" (1367)اثر دکتر هروی (1297-1372).
"حافظ نامه" شرح 250 غزل حافظ (1384).
"حافظ جاوید" (1375) نوشته هاشم جاوید که شرحی گزینشی در مورد غزل های دشوار است.
و شرح دکتر محمد استعلامی با نام "درس حافظ"(1382) هم مورد توجه قرار گرفته است.
شرح دکتر خطیب رهبر (سال 1363) مختصر و مفید است و در ذیل غزل ها توضیحات مختصری دارد.
منبع:
ذهن و زبان حافظ/ بهاء الدین خرمشاهی
17دی 1403
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از قدیمی ترین فیلم مستند ساخته شده در ایران ۱۳۰۴ ، در مورد کوچ بختیاری ها به سوی ییلاق تابستانی و عبور از کارون و کوهها
ساخته ی : مریان کوپر
ساخته ی : مریان کوپر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگیهای آدمی را،
باد ترانهای میخواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره
نادیده میگیرد
و هر دانهٔ برفی
به اشکی ناریخته میماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشقهای نهان
و شگفتیهای بر زبان نیامده
در این سکوت، حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من.
#مارگوت_بیکل
#احمد_شاملو
🌿 @sazotabiat 🌿
باد ترانهای میخواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره
نادیده میگیرد
و هر دانهٔ برفی
به اشکی ناریخته میماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشقهای نهان
و شگفتیهای بر زبان نیامده
در این سکوت، حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من.
#مارگوت_بیکل
#احمد_شاملو
🌿 @sazotabiat 🌿
گفتار ادبی
تصحیحات و تحقیقات مهم در حافظ شناسی
محمدامین مروتی
تصحیح و تنقیح:
ملاک تصحیح انتقادی و گزینش سه چیز است:
نسخه اقدم(قدیمی تر)
اجماع نسبی و ضبط اکثریت
آشنایی و توجه به سبک اندیشه و بیان نویسنده. یعنی می توان حافظ را با حافظ تصحیح کرد.
طبیعتاً در مورد تصحیح دیوان حافظ نیز این سه معیار مهم اند.
در مورد حافظ یک نکته مهم دیگر هم هست که اول بار دکتر خانلری بر آن انگشت تاکید نهاد و آن این که حافظ مدام در اشعار خود دست می برده و اصطلاحاً آن ها را ویرایش می کرده است و بنابراین ممکن است قرائت های متعددی از یک بیت در دست باشد که گزینش ذوقی هم در اینجا می تواند موثر و مفید باشد.
قدیمی ترین نسخه های دیوان حافظ به 811 ق بر می گردد ولی نسخۀ مورد اعتماد اغلب حافظ پؤژوهان نسخه 827 ق است.
به تصریح اغلب حافظ پژوهان، حافظ غنی – قزوینی قابل اعتماد ترین نسخۀ دیوان او و بزرگترین نقطه عطف در تصحیح انتقادی دیوان حافظ است.
معهذا طبیعی است که مصححان بعدی؛ به نکاتی توجه کرده اند که از دید قزوینی و غنی دور مانده است و به سهم خود به تدوین نسخه های منقح تر و کم عیب تر اقدام کرده اند که خود این نسخه ها هم نمی تواند خالی از کمی و کاستی باشد.
به هر حال فضل تقدم و تقدم فضل با نسخه غنی و قزوینی است که خود بر اساس چند نسخه اقدم و تصحیح خلخالی انجام گرفته است.
نسخه های سایه و جلالی نائینی، نسخه هایی هستند که کوشیده اند اصل را بر نسخۀ قزوینی بنهند ولی در مواردی هم نکته های مورد نظر خود را اعمال کنند. به هر جهت نباید فراموش کرد که آنان بر شانه بزرگانی چون خلخالی و غنی نشسته اند.
متاسفانه کهن ترین چاپ های دیوان حافظ در ایران صورت نگرفته. نسخه ابوطالب تبریزی در فاصلۀ سالهای 1200 تا 1206 ه.ق در کلکته و نسخه محمدعلی پاشا در 1243ه.ق در مصر چاپ شد. اولین چاپ ایرانی دیوان حافظ در 1254 ق به طبع رسیده است.
اما تصحیح محمد قدسی(1287-1361ق) در 1314 ق در بمبئی و تصحیح خلخالی در 1306 ش در تهران به طبع رسید. ویژگی تصحیح خلخالی ابتنای آن بر قدیمی ترین نسخۀ مکشوف در 827 ق (35 سال پس از وفات حافظ) است.
تصحیح حسین پژمان در 1315 ش و تصحیح غنی-قزوینی در 1320 ش چاپ شد و هنوز معتبرترین نسخه ها محسوب می شود.
نسخه انجوی شیرازی در 1345 ش طبع گردید که مانند نسخه پژمان مشرب ذوقی دارد.
مسعود فرزاد در 1347 نسخه خود را چاپ کرد و ایرج افشار در 1348.
نسخه معتبر جلالی نائینی و نذیر احمد در 1350 و نسخه دکتر سلیم نیساری(متولد1299ش) در 1353. دکتر نیساری نقدهای معتنابهی به قزوینی و خانلری نوشته است.
روایت ذوقی شاملو در 1354 نشر یافت. نسخه خانلری در 1359. حافظ به سعی سایه در 1372.
اما "حافظ اندیشه" کاری است از دکتر مصطفی رحیمی که توسط نشر نور در 1371 به چاپ رسیده است.
رحیمی در این کتاب کوشیده است ناسازه های شعر حافظ را همساز کند. به گفته خودش، او برای این کار به جای منطق ارسطویی، از منطق دیالکتیکی بهره می گیرد تا بین می و معشوق زمینی و عرفانی و رندی و پارسایی و مستی و مستوری جمع کند.
تشریح و تفسیر:
از میان شرح ها هم شرح سودی بوسنوی(متوفی 1006 ق)، در 4 جلد به زبان ترکی است و شیوه ادبی دارد ولی در فهم حافظ، به حد کافی رهگشا نیست.
شرح عباس زریاب خویی به نام " آیینه جام"(1368)، عمدتاً شرح مشکلات دیوان حافظ است.
شرح دکتر خطیب رهبر (سال 1363) مختصر و مفید است و در ذیل غزل ها توضیحات مختصری دارد.
"شرح غزل های حافظ" (1367) اثر دکتر هروی (1297-1372).
"حافظ جاوید" (1375) نوشته هاشم جاوید که شرحی گزینشی در مورد غزل های دشوار است.
و شرح دکتر محمد استعلامی با نام "درس حافظ"(1382) هم مورد توجه قرار گرفته است.
"حافظ نامه" نوشته بهاء الدین خرمشاهی شرح 250 غزل حافظ (1384).
تحقیق:
به گفتۀ خرمشاهی، مستندترین کتب در بارۀ زندگی و افکار حافظ، سه کتاب هستند که هیچ محققی از آن ها بی نیاز نیست:
"حافظ شیرین سخن" (1319) اثر دکتر محمد معین
"تاریخ عصر حافظ" (1321) و "تاریخ تصوف در اسلام" اثر دکتر غنی
و "مکتب حافظ" (1344) اثر طبع دکتر منوچهر مرتضوی. 👇👇👇دنباله در پست بعدی👇👇👇
👆👆👆ادامه از پست قبلی👆👆👆 "حافظ چه می گوید" (1317) دکتر هومن، شرح فلسفی اندیشه های حافظ است.
"حافظ چه می گوید" (1322) احمد کسروی در نقد تند و تیز حافظ است. وی شعر حافظ را باعث گمراهی جوانان و مبلغ بدآموزی هایی چون جبرگرایی و بی عملی و خراباتی گری و بی مسئولیتی می داند.
"نقشی از حافظ" (1336) و "کاخ ابداع" دو کتاب از علی دشتی هستند که با زبانی شیرین و ساده از حافظ سخن می گویند.
"از کوچه رندان" (1349) هم اثر خوشخوان و شیرینی در باره حافظ و افکار اوست.
"در کوی دوست" (1357) شاهرخ مسکوب، شرحی شاعرانه و ذوقی در باب حافظ است.
"ماجرای پایان ناپذیر حافظ" (1368) اثر دکتر اسلامی ندوشن اثر مهم دیگر در بارۀ حافظ است.
"حافظ اندیشه"(1371) اثر طبع دکتر مصطفی رحیمی، کار متفاوت و ارزشمندی در این حوزه است.
عرفان و رندی در شعر حافظ (1377) نوشتۀ داریوش آشوری تحقیقی بکر و اسطوره شناسانه در مبادی اندیشۀ حافظ است.
تقی پورنامداریان نویسندۀ کتاب "گمشده لب دریا" (1384) نیز مکمل تحقیقات داریوش آشوری است و تحقیق راهگشا و گرانقدری است.
راقم این سطور نیز در تکمیل و ادامۀ کار دکتر رحیمی، آشوری و پورنامداریان، "حافظ شناخت"(1397) را قلمی کرده و سعی کرده به قدر وسع دیدگاه جدیدی را پیش نهاد.
17دی 1403
"حافظ چه می گوید" (1322) احمد کسروی در نقد تند و تیز حافظ است. وی شعر حافظ را باعث گمراهی جوانان و مبلغ بدآموزی هایی چون جبرگرایی و بی عملی و خراباتی گری و بی مسئولیتی می داند.
"نقشی از حافظ" (1336) و "کاخ ابداع" دو کتاب از علی دشتی هستند که با زبانی شیرین و ساده از حافظ سخن می گویند.
"از کوچه رندان" (1349) هم اثر خوشخوان و شیرینی در باره حافظ و افکار اوست.
"در کوی دوست" (1357) شاهرخ مسکوب، شرحی شاعرانه و ذوقی در باب حافظ است.
"ماجرای پایان ناپذیر حافظ" (1368) اثر دکتر اسلامی ندوشن اثر مهم دیگر در بارۀ حافظ است.
"حافظ اندیشه"(1371) اثر طبع دکتر مصطفی رحیمی، کار متفاوت و ارزشمندی در این حوزه است.
عرفان و رندی در شعر حافظ (1377) نوشتۀ داریوش آشوری تحقیقی بکر و اسطوره شناسانه در مبادی اندیشۀ حافظ است.
تقی پورنامداریان نویسندۀ کتاب "گمشده لب دریا" (1384) نیز مکمل تحقیقات داریوش آشوری است و تحقیق راهگشا و گرانقدری است.
راقم این سطور نیز در تکمیل و ادامۀ کار دکتر رحیمی، آشوری و پورنامداریان، "حافظ شناخت"(1397) را قلمی کرده و سعی کرده به قدر وسع دیدگاه جدیدی را پیش نهاد.
17دی 1403
با تو می گویم:
داستان، تاریخی است که ممکن بود روی دهد. اما تاریخ، داستانی است که رخ داده است.(آندره ژید)
گفتار دینی
مناسبات قانون، فقه و اخلاق
محمدامین مروتی
قانون، مینیموم و حداقل اصول اخلاقی است که رعایت و احترامشان برای قوام و دوام زندگی اجتماعی، لازم است. لذا عدم رعایتشان به خلاف اصول اخلاقی مجازات هم دارد. عدم رعایت اخلاق بیشتر با واژة "گناه" توصیف می شود و عقوبت اخروی دارد نه دنیوی.
فقه نوعی جمع کردن بین قانون و اخلاق است. در قسمت حقوقی اش، فقه، حقوقِ تشریعی است و حقوق، فقهِ عرفی شده.
حقوق و فقه از عرف و اجماع عقلای قوم تبعیت می کنند.
فقه بر حقوق عرفی، لباس تقدس می پوشاند ولی ماهیتا چیزی جز امضای حقوق عرفی نیست. "عرف" همان امر معروف یا امر مورد پسند خوبان و عقلای روزگار است.
عرف، مادر فقه و حقوق است. حقوق به این مادر وفادار است لذا اقتضائات عرفی را بر مبنای اجماع عقلای روزگار، لحاظ می کند و متناسب با عرف زمانه، پیش می رود و حک و اصلاح و جرح و تعدیل می شود.
فقه هم علی الاصول باید به این ملاحظات وفادار بماند اما غالبا به دلیل اخراجِ احکام از دائرة مناسبات روزگار، از مادر خود یعنی از عرف روزگار، عقب می ماند و از آن فاصله می گیرد و به مثابة سنتِ متصلب و ایستا در مقابل نوآوری به عنوان بدعت می ایستد.