Forwarded from نفس در میان واژهها
تنها پیشرفتی که کردهام، در کار آشپزی است... پرداختن به کارهای خانه به پیشرفت کار واقعی کمک میکند.
وقتی که من و تو از نردبان رفیع معنویت پایین میآییم تا یک بشقاب را بشوییم، نه تنها چیزی از دست ندادهایم، بلکه درستی و سلامت واقعیت را با هنر خود نزدیک کردهایم...
#هنوز_در_سفرم
یادداشتهایی از
#سهراب_سپهری
به کوشش #پریدخت_سپهری
وقتی که من و تو از نردبان رفیع معنویت پایین میآییم تا یک بشقاب را بشوییم، نه تنها چیزی از دست ندادهایم، بلکه درستی و سلامت واقعیت را با هنر خود نزدیک کردهایم...
#هنوز_در_سفرم
یادداشتهایی از
#سهراب_سپهری
به کوشش #پریدخت_سپهری
Forwarded from نفس در میان واژهها
دوستی گفت:
جانوران نیز گیاهان سکرآوری را به بو میشناسند و از پی آن میروند.
چنین هم که بینگاریم، مستی آنها را تا چهپایه میپنداری؟ یک سرخوشی هشیارانه یا یک هشیاری پاک؟
حالی برهنه و بیغش وگرنه مستی را راهی نه به جایی.
نه گرهی میگشاید، نه دریچهای به رازی. و بگذر از اینکه در دیار خودت مینوشند و از پی مستی، سخن از شور و حال به میان میآورند. سرشان که گرمی گرفت، از سوز درون میگویند. و بر این گمان که از پیکرستان و سادهدشت گذری دارند. و تو دیدهای که در مستی دریچه مشاهده بسته و نقشها نیامده میروند.
محمد گفت:ننوش!
زرتشت نیز چنین گفت.
بودا نیز.
موسی نیز،
و مسیح....
انگار آهسته گفت.
#هنوز_در_سفرم
یادداشتهایی منتشر نشده از
#سهراب_سپهری
به کوشش
#پریدخت_سپهری
جانوران نیز گیاهان سکرآوری را به بو میشناسند و از پی آن میروند.
چنین هم که بینگاریم، مستی آنها را تا چهپایه میپنداری؟ یک سرخوشی هشیارانه یا یک هشیاری پاک؟
حالی برهنه و بیغش وگرنه مستی را راهی نه به جایی.
نه گرهی میگشاید، نه دریچهای به رازی. و بگذر از اینکه در دیار خودت مینوشند و از پی مستی، سخن از شور و حال به میان میآورند. سرشان که گرمی گرفت، از سوز درون میگویند. و بر این گمان که از پیکرستان و سادهدشت گذری دارند. و تو دیدهای که در مستی دریچه مشاهده بسته و نقشها نیامده میروند.
محمد گفت:ننوش!
زرتشت نیز چنین گفت.
بودا نیز.
موسی نیز،
و مسیح....
انگار آهسته گفت.
#هنوز_در_سفرم
یادداشتهایی منتشر نشده از
#سهراب_سپهری
به کوشش
#پریدخت_سپهری
Forwarded from راهی به رهایی..
✔️دنیا پُر از بدی است. و من شقایق تماشا میکنم. رویِ زمین، میلیونها گرسنه است. کاش نبود. ولی وجودِ گرسنگی، شقایق را شدیدتر میکند. و تماشایِ من، ابعادِ تازهای به خود میگیرد... وقتی پدرم مُرد، نوشتم: «پاسبانها همه شاعر بودند». حضورِ فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه، آن طرفِ سکّه بود. وگرنه من میدانستم و میدانم که پاسبانها، شاعر نیستند. در تاریکی، آن قدر ماندهام که از روشنی حرف بزنم.
@rahi_be_rahaei
#سهراب_سپهری
#هنوز_در_سفرم
@rahi_be_rahaei
#سهراب_سپهری
#هنوز_در_سفرم