ادامه👆
وقتی احسان پس از دو روز ناپدید شدن به خانه بازگشت، دیگر آن انسان سابق نبود. بدنی درهمشکسته با آثار عمیق شکنجه، کبودیهای گسترده، آسیبهای شدید بینایی و شنوایی، و از همه سهمگینتر، روانی که زیر بار تهدیدها و اجبار به اعترافات اجباری، به شدت آسیب دیده بود. او را پس از ساعتها آزار در بیابانی رها کرده بودند، اما سایه آن وحشت هرگز از سرش برداشته نشد.
اضطراب، حملات عصبی مداوم و انزوا، سهم احسان از روزهای آغازین سال نو بود. هراس از دستاندازیِ مدام به حریم امنش و تماسهای بیپایان نهادهای امنیتی، او را به بنبست مطلق رساند. در غروب ۹ فروردینماه، وقتی بار دیگر زنگ تلفن به صدا درآمد و حکم احضار مجدد ابلاغ شد، روح خسته و بیرمق احسان دیگر توان بیشتر نداشت. او در اوج استیصال، تنها یک جمله گفت که «اینها دیگر نمیگذارند من زندگی کنم» و ساعتی بعد با خودسوزی به زندگی خود پایان داد.
احسان رضاپور پس از روزها جدال با مرگ در بیمارستان، در ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ پر کشید. حتی پیکر بیجان او نیز از این چرخه بیرحمی در امان نماند و نهادهای مسئول بدون اطلاع فوری به خانواده، او را به سردخانه پزشکی قانونی منتقل کردند.
شبهات زیادی وجود دارد که چقدر برای نجات جان او در بیمارستان تلاش شده است.
احسان رضاپور نمادی از یک نسل است؛ نسلی که حق سادهی برگشتن، زیستن، و نفس کشیدن در وطن از آنها دریغ میشود و تحت فشارهای روانی و فیزیکی، به سمت مرگ سوق داده میشوند.
وظیفه ماست که اجازه ندهیم نام او و رنجی که بر او رفت، در غبار فراموشی گم شود.
وقتی احسان پس از دو روز ناپدید شدن به خانه بازگشت، دیگر آن انسان سابق نبود. بدنی درهمشکسته با آثار عمیق شکنجه، کبودیهای گسترده، آسیبهای شدید بینایی و شنوایی، و از همه سهمگینتر، روانی که زیر بار تهدیدها و اجبار به اعترافات اجباری، به شدت آسیب دیده بود. او را پس از ساعتها آزار در بیابانی رها کرده بودند، اما سایه آن وحشت هرگز از سرش برداشته نشد.
اضطراب، حملات عصبی مداوم و انزوا، سهم احسان از روزهای آغازین سال نو بود. هراس از دستاندازیِ مدام به حریم امنش و تماسهای بیپایان نهادهای امنیتی، او را به بنبست مطلق رساند. در غروب ۹ فروردینماه، وقتی بار دیگر زنگ تلفن به صدا درآمد و حکم احضار مجدد ابلاغ شد، روح خسته و بیرمق احسان دیگر توان بیشتر نداشت. او در اوج استیصال، تنها یک جمله گفت که «اینها دیگر نمیگذارند من زندگی کنم» و ساعتی بعد با خودسوزی به زندگی خود پایان داد.
احسان رضاپور پس از روزها جدال با مرگ در بیمارستان، در ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ پر کشید. حتی پیکر بیجان او نیز از این چرخه بیرحمی در امان نماند و نهادهای مسئول بدون اطلاع فوری به خانواده، او را به سردخانه پزشکی قانونی منتقل کردند.
شبهات زیادی وجود دارد که چقدر برای نجات جان او در بیمارستان تلاش شده است.
احسان رضاپور نمادی از یک نسل است؛ نسلی که حق سادهی برگشتن، زیستن، و نفس کشیدن در وطن از آنها دریغ میشود و تحت فشارهای روانی و فیزیکی، به سمت مرگ سوق داده میشوند.
وظیفه ماست که اجازه ندهیم نام او و رنجی که بر او رفت، در غبار فراموشی گم شود.
💔91😢21🤬13❤9🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولدت مبارک جاوید...
کنار مزارت کیک و بادکنک آوردند. شمع روشن کردند. آرزو کردند.
اما تو نبودی که فوت کنی.
جاوید رضایی ۱۷ ساله بود. یک نوجوان زنجانی با تمام آرزوهایی که یک نوجوان میتواند داشته باشد.
شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در خیابان سبزهمیدان زنجان، نیروهای جمهوری اسلامی مستقیم به سمتش شلیک کردند. یک گلوله به سر و دیگری به کمر.
در سالروز تولدش خانوادهاش آمدند سر مزار. با شمع و گل و اشک.
او همیشه ۱۷ ساله خواهد ماند.
جاوید نامت یعنی جاویدان.
و جاوید ماندی.
#جاوید_رضایی
کنار مزارت کیک و بادکنک آوردند. شمع روشن کردند. آرزو کردند.
اما تو نبودی که فوت کنی.
جاوید رضایی ۱۷ ساله بود. یک نوجوان زنجانی با تمام آرزوهایی که یک نوجوان میتواند داشته باشد.
شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در خیابان سبزهمیدان زنجان، نیروهای جمهوری اسلامی مستقیم به سمتش شلیک کردند. یک گلوله به سر و دیگری به کمر.
در سالروز تولدش خانوادهاش آمدند سر مزار. با شمع و گل و اشک.
او همیشه ۱۷ ساله خواهد ماند.
جاوید نامت یعنی جاویدان.
و جاوید ماندی.
#جاوید_رضایی
💔87❤24🤬4😢4
فتحالله آوری را اعدام کردند.
یکی از معترضان دیماه ۱۴۰۴ در همدان که تا امروز نامش و تصویرش رسانهای نشده بود.
گفتند یک مأمور را کشته است.
او نه وکیلی داشت که خودش انتخاب کرده باشد و نه دادگاهی که برایش حقوق متهم اهمیتی داشته باشد.
او نیز مثل هزاران شهروند دیگر قربانی اعترافات اجباری شد.
و امروز ناگهان اعلام کردند: حکم قصاص اجرا شد!
هر بار که جهان میگوید «مذاکره»،
جمهوری اسلامی یک نفر دیگر از ما را دار میزند.
تا زمانی که کشورهای غربی این رژیم را یک سازمان تروریستی ندانند و مثل یک گروه تروریستی مسلح با آن برخورد نشود، این ماشین کُشتار متوقف نمیشود.
یکی از معترضان دیماه ۱۴۰۴ در همدان که تا امروز نامش و تصویرش رسانهای نشده بود.
گفتند یک مأمور را کشته است.
او نه وکیلی داشت که خودش انتخاب کرده باشد و نه دادگاهی که برایش حقوق متهم اهمیتی داشته باشد.
او نیز مثل هزاران شهروند دیگر قربانی اعترافات اجباری شد.
و امروز ناگهان اعلام کردند: حکم قصاص اجرا شد!
هر بار که جهان میگوید «مذاکره»،
جمهوری اسلامی یک نفر دیگر از ما را دار میزند.
تا زمانی که کشورهای غربی این رژیم را یک سازمان تروریستی ندانند و مثل یک گروه تروریستی مسلح با آن برخورد نشود، این ماشین کُشتار متوقف نمیشود.
💔77😢24👍10🤬7❤2
فاطمه سپهری شرایطش خوب نیست. او را دارند در زندان میکشند. آرام آرام و مقابل چشمان ما. او بعد از عمل قلب باز، از ICU مستقیم به زندان وکیلآباد مشهد بازگردانده شد.
از آن روز (مهرماه ۱۴۰۲) هر تصمیمی برای درمانش در دست زندانبانهاست. کدام دارو را بخورد، کدام دکتر را ببیند، چه وقت آزمایش بدهد. همه چیز با «موافقت مسئولان زندان.»
حالا خانوادهاش میگویند داروهای قلبیاش هم پیدا نمیشود. گران شده. کمیاب شده. نیست.
چهار ماه است درد گوارشی دارد. چهار روز است از شدت درد معده نمیتواند غذا بخورد. دکتر زندان برایش سونوگرافی نوشته. اما هنوز معلوم نیست مسئولان زندان «چه وقت موافقت میکنند.»
غدد در بدنش پیدا شده. آزمایشها ناقص انجام شده. جوابها را هنوز ندیده. اجازه ندادهاند.
این سلسله اقدامات نام مشخص و هولناکی دارد:
«شکنجه از طریق محرومیت پزشکی»
فاطمه سپهری زندانی سیاسیست. جرمش این بود که بلند گفت: «خامنهای باید برود.»
صدای او باشیم و نگذاریم در سکوت این زن آزاده و شجاع را هر روز بیشتر به سمت مرگ سوق دهند.
#فاطمه_سپهری
از آن روز (مهرماه ۱۴۰۲) هر تصمیمی برای درمانش در دست زندانبانهاست. کدام دارو را بخورد، کدام دکتر را ببیند، چه وقت آزمایش بدهد. همه چیز با «موافقت مسئولان زندان.»
حالا خانوادهاش میگویند داروهای قلبیاش هم پیدا نمیشود. گران شده. کمیاب شده. نیست.
چهار ماه است درد گوارشی دارد. چهار روز است از شدت درد معده نمیتواند غذا بخورد. دکتر زندان برایش سونوگرافی نوشته. اما هنوز معلوم نیست مسئولان زندان «چه وقت موافقت میکنند.»
غدد در بدنش پیدا شده. آزمایشها ناقص انجام شده. جوابها را هنوز ندیده. اجازه ندادهاند.
این سلسله اقدامات نام مشخص و هولناکی دارد:
«شکنجه از طریق محرومیت پزشکی»
فاطمه سپهری زندانی سیاسیست. جرمش این بود که بلند گفت: «خامنهای باید برود.»
صدای او باشیم و نگذاریم در سکوت این زن آزاده و شجاع را هر روز بیشتر به سمت مرگ سوق دهند.
#فاطمه_سپهری
💔121😢13❤11🤬8👍6
مریم باباجانی، زن جوان و شجاع اهل ایذه که در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شده بود، به ۳۲ سال و نیم زندان محکوم شده است.
دادگاه انقلاب اهواز این حکم را بر اساس «قانون تشدید مجازات جاسوسی» صادر کرد. قانونی که رژیم حالا برای سرکوب معترضان خیابانی بهکار میگیرد.
۳۲ سال و شش ماه و دو روز!
برای اعتراض.
برای گفتن «نه».
این دیگر قضاوت نیست. این قساوت است. تلاش برای انتقام گرفتن از مردمی که به دنبال آزادی و کرامت انسانی خویش بودند.
صدای مریم باباجانی و همه زندانیان سیاسی باشیم.
دادگاه انقلاب اهواز این حکم را بر اساس «قانون تشدید مجازات جاسوسی» صادر کرد. قانونی که رژیم حالا برای سرکوب معترضان خیابانی بهکار میگیرد.
۳۲ سال و شش ماه و دو روز!
برای اعتراض.
برای گفتن «نه».
این دیگر قضاوت نیست. این قساوت است. تلاش برای انتقام گرفتن از مردمی که به دنبال آزادی و کرامت انسانی خویش بودند.
صدای مریم باباجانی و همه زندانیان سیاسی باشیم.
❤53💔35🤬21😢7👍3
سوری بابایی چگینی، مادر سه فرزند از قزوین، پیش از این نیز از جمهوری اسلامی آسیب دیده بود. اما این رژیم دست از سر او برنمیدارد.
او که سالها پیش به خاطر مخالفت با حجاب اجباری بازداشت و محکوم شده بود، در ۱۶ دیماه ۱۴۰۴ باز به خیابان آمد و دوباره بازداشت شد. حالا دادگاه حکم داده است.
شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوین به ریاست قاضی داوود تشکری سوری بابایی چگینی را به سه سال حبس محکوم کرد:
دو سال برای «توهین به رهبری» و یک سال برای «تبلیغ علیه نظام».
او همچنین به ضبط تلفن همراه و سیمکارتش
و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.
در بخش دیگری از پرونده جدیدش او به اتهام «اخلال در نظم و آسایش عمومی» در شعبه ۱۰۵ دادگاه کیفری قزوین محاکمه شد که سوری از این اتهام تبرئه گردید اما سه سال زندان هنوز سر جای خودش است.
سوری بابایی چگینی مادر سه فرزند است. در مقطعی، هم خودش و هم همسرش با هم پشت میلهها بودند. این بار دوباره او به زندان محکوم شده است.
جمهوری اسلامی از زنانی مانند او که به ظلم و تبعیض نه میگویند، هراس دارد.
#سوری_بابایی_چگینی
او که سالها پیش به خاطر مخالفت با حجاب اجباری بازداشت و محکوم شده بود، در ۱۶ دیماه ۱۴۰۴ باز به خیابان آمد و دوباره بازداشت شد. حالا دادگاه حکم داده است.
شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوین به ریاست قاضی داوود تشکری سوری بابایی چگینی را به سه سال حبس محکوم کرد:
دو سال برای «توهین به رهبری» و یک سال برای «تبلیغ علیه نظام».
او همچنین به ضبط تلفن همراه و سیمکارتش
و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.
در بخش دیگری از پرونده جدیدش او به اتهام «اخلال در نظم و آسایش عمومی» در شعبه ۱۰۵ دادگاه کیفری قزوین محاکمه شد که سوری از این اتهام تبرئه گردید اما سه سال زندان هنوز سر جای خودش است.
سوری بابایی چگینی مادر سه فرزند است. در مقطعی، هم خودش و هم همسرش با هم پشت میلهها بودند. این بار دوباره او به زندان محکوم شده است.
جمهوری اسلامی از زنانی مانند او که به ظلم و تبعیض نه میگویند، هراس دارد.
#سوری_بابایی_چگینی
💔93❤17🤬10😢5👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فایل صوتی صدای مژده هاشمی باززگانی از زندان مرکزی قزوین است که واقعا تکان دهنده است.
او میگوید نیمهشب آمدند و میخواستند در خانه را با سنگ فرز ببرند. مژده در شهر الوند قزوین، با مادر سالمندش زندگی میکرد. همان مادری که جز این دختر تکیهگاهی ندارد. مأموران امنیتی با شب ۱۵ فروردین با خشونت و بدون هیچ توضیحی او را بردند.
آنچه بعد از آن شب بر او گذشته را خودش در تماس تلفنی با مادرش از داخل زندان با اشک و ناله تعریف کرده است. او میگوید در جریان بازجوییها بارها کتک خورده. با لوله، با باتوم، با هر چیزی که دم دستشان بوده به سر و گردن و بدنش زدهاند. دندانش شکسته. قلبش آسیب دیده. و سرگیجهای که از آن زمان با اوست و تمام نمیشود. بارها خواسته برای بررسی جراحاتش به پزشکی قانونی برود. هیچکس جوابش را نداده است.
جمهوری اسلامی اما به اینها بسنده نکرده. متنهایی آماده کردهاند، گفتهاند امضا کن. نشاندنش جلوی دوربین و گفتند چیزهایی که میگوییم را تکرار کن. تصاویری که بدون اطلاع و رضایت مژده گرفته شده، از شبکه استانی پخش شده است؛ تصاویری که قرار بود او را بهعنوان یکی از عوامل «جاسوسی» نشان بدهد.
ادامه👇
او میگوید نیمهشب آمدند و میخواستند در خانه را با سنگ فرز ببرند. مژده در شهر الوند قزوین، با مادر سالمندش زندگی میکرد. همان مادری که جز این دختر تکیهگاهی ندارد. مأموران امنیتی با شب ۱۵ فروردین با خشونت و بدون هیچ توضیحی او را بردند.
آنچه بعد از آن شب بر او گذشته را خودش در تماس تلفنی با مادرش از داخل زندان با اشک و ناله تعریف کرده است. او میگوید در جریان بازجوییها بارها کتک خورده. با لوله، با باتوم، با هر چیزی که دم دستشان بوده به سر و گردن و بدنش زدهاند. دندانش شکسته. قلبش آسیب دیده. و سرگیجهای که از آن زمان با اوست و تمام نمیشود. بارها خواسته برای بررسی جراحاتش به پزشکی قانونی برود. هیچکس جوابش را نداده است.
جمهوری اسلامی اما به اینها بسنده نکرده. متنهایی آماده کردهاند، گفتهاند امضا کن. نشاندنش جلوی دوربین و گفتند چیزهایی که میگوییم را تکرار کن. تصاویری که بدون اطلاع و رضایت مژده گرفته شده، از شبکه استانی پخش شده است؛ تصاویری که قرار بود او را بهعنوان یکی از عوامل «جاسوسی» نشان بدهد.
ادامه👇
💔59🤬42❤5😢5🔥1
ادامه👆
اتهاماتش هم آن فهرست همیشگی است که جمهوری اسلامی هر بار برای خاموش کردن یک صدا از آن استفاده میکند: توهین به رهبری، جاسوسی، همکاری با اسرائیل و آمریکا.
در میان همه اینها، یک نگرانی مژده را رها نمیکند: مادرش. میداند که او تنهاست. میداند کسی نیست که پیگیر کارهایش باشد. این درد را هم با خودش در سلول حمل میکند.
این صدا به دست ما رسیده. حالا باید بلندتر از آنچه آنها میخواهند شنیده شود.
اتهاماتش هم آن فهرست همیشگی است که جمهوری اسلامی هر بار برای خاموش کردن یک صدا از آن استفاده میکند: توهین به رهبری، جاسوسی، همکاری با اسرائیل و آمریکا.
در میان همه اینها، یک نگرانی مژده را رها نمیکند: مادرش. میداند که او تنهاست. میداند کسی نیست که پیگیر کارهایش باشد. این درد را هم با خودش در سلول حمل میکند.
این صدا به دست ما رسیده. حالا باید بلندتر از آنچه آنها میخواهند شنیده شود.
💔58🤬24😢2❤1🔥1
۱۵ مهر ۱۴۰۱، در خیابانهای تهران، نیروهای جمهوری اسلامی به چشم راست علی زارعی جوان ۲۳ ساله اهل اردبیل شلیک کردند. وقتی برای درمان به بیمارستان رفت، ونهای امنیتی جلوی در بودند و اسم مینوشتند. درمان به تأخیر افتاد تا وقتی که شبکیهاش کاملاً از بین رفت.
خودش بعداً گفت: «یک سال گذشت از روزی که چشم سمت راستم را از دست دادم. خیلی سختی کشیدم اما پشیمان نیستم.»
بیوی صفحهاش این بود: «چشمم فدای آزادی کشورم»
دی ۱۴۰۲ دستگیرش کردند. در بهشتزهرا، وقتی داشت سر قبر دوستانِ کشتهشدهاش میرفت. ۳۳ روز سلول انفرادی در اوین. بازجو به او با وقاحت گفته بود: «ما به چشمت شلیک کردیم و خوشحالیم.»
بهمن ۱۴۰۳ از ایران خارج شد. از مسیر کوهستان و بدون پاسپورت، پیاده به ترکیه رفت و سرانجام به آلمان رسید. آنجا نیز در همایشها و تجمعات حاضر بود. هیچگاه ساکت نماند.
بیش از یک ماه پیش به دلایل شخصی او به ایران برگشت و وزارت اطلاعات از همان لحظه ورود دستگیرش کرد.
الان یک ماه است او زیر فشار شدید است اما از باورهایش دست نکشیده است.
جوانی که چشمش را برای آزادی داد، حالا در بند کسانی است که به چشمش شلیک کردند.
علی زارعی باید آزاد شود.
خودش بعداً گفت: «یک سال گذشت از روزی که چشم سمت راستم را از دست دادم. خیلی سختی کشیدم اما پشیمان نیستم.»
بیوی صفحهاش این بود: «چشمم فدای آزادی کشورم»
دی ۱۴۰۲ دستگیرش کردند. در بهشتزهرا، وقتی داشت سر قبر دوستانِ کشتهشدهاش میرفت. ۳۳ روز سلول انفرادی در اوین. بازجو به او با وقاحت گفته بود: «ما به چشمت شلیک کردیم و خوشحالیم.»
بهمن ۱۴۰۳ از ایران خارج شد. از مسیر کوهستان و بدون پاسپورت، پیاده به ترکیه رفت و سرانجام به آلمان رسید. آنجا نیز در همایشها و تجمعات حاضر بود. هیچگاه ساکت نماند.
بیش از یک ماه پیش به دلایل شخصی او به ایران برگشت و وزارت اطلاعات از همان لحظه ورود دستگیرش کرد.
الان یک ماه است او زیر فشار شدید است اما از باورهایش دست نکشیده است.
جوانی که چشمش را برای آزادی داد، حالا در بند کسانی است که به چشمش شلیک کردند.
علی زارعی باید آزاد شود.
💔89🤬16❤6😢4🔥1
بیش از شصت روز است که سارا سپهری شهروند بهایی در زندان عادلآباد شیراز است.
یک زن که پیش از دستگیری، مراقب از مادر هشتادسالهاش مهمترین کارش بود و حالا مادری که دچار معلولیت است، تنها مانده است.
و حالا چشمهای سارا سپهری نیز در وضعیت بحرانی است. پزشک معالجش میگوید وضع چشمان او حاد است و فشارهای زندان میتواند در هر لحظه پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد و باعث خونریزی چشمی برای او شود.
در زندان به جای درمان موثر، فقط اقدامات اولیه انجام دادهاند. آن هم بعد از اینکه وضعیت وخیم شد.
این کافی نیست. سلامتی سارا سپهری در خطر جدیست.
در مدت بازداشت بازجوییهایی که از او کردهاند هیچ ربطی به اتهاماتش نداشته. یعنی او را بیدلیل نگه داشتهاند در حالی که چشمهایش دارند از بین میروند.
اگر اتفاقی برای سلامتی او بیفتد، مسئولیتش مستقیم بر عهدهٔ کسانی است که کنترل زندان عادلآباد شیراز را در دست دارند.
یک زن که پیش از دستگیری، مراقب از مادر هشتادسالهاش مهمترین کارش بود و حالا مادری که دچار معلولیت است، تنها مانده است.
و حالا چشمهای سارا سپهری نیز در وضعیت بحرانی است. پزشک معالجش میگوید وضع چشمان او حاد است و فشارهای زندان میتواند در هر لحظه پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد و باعث خونریزی چشمی برای او شود.
در زندان به جای درمان موثر، فقط اقدامات اولیه انجام دادهاند. آن هم بعد از اینکه وضعیت وخیم شد.
این کافی نیست. سلامتی سارا سپهری در خطر جدیست.
در مدت بازداشت بازجوییهایی که از او کردهاند هیچ ربطی به اتهاماتش نداشته. یعنی او را بیدلیل نگه داشتهاند در حالی که چشمهایش دارند از بین میروند.
اگر اتفاقی برای سلامتی او بیفتد، مسئولیتش مستقیم بر عهدهٔ کسانی است که کنترل زندان عادلآباد شیراز را در دست دارند.
💔69🤬27😢5❤4🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرجان ساتراپی رفت.
نویسنده و هنرمندی که دردهای مردم و به خصوص زنان ایران را به زبان جهان ترجمه کرد؛ در ۵۶ سالگی چشم از جهان فروبست.
گفتند مرگ او بر اثر شدت اندوه از دست دادن عشق زندگیاش بوده است.
وقتی «پرسپولیس» را نوشت، خیلیها هنوز حتی نمیدانستند ایران کجای نقشه است. اما او با یک مداد و چند خط سیاهوسفید، در قالب کتاب پرسپولیس کودکی، نوجوانی و زندگی خودش را زیر سایه سرکوب، تبعیض و آوارگی، به میلیونها نفر در سراسر دنیا نشان داد. دنیا از زبان یک زن ایرانی شنید که در تهران بر سر دختران و زنان میآید.
«پرسپولیس» فقط یک کتاب کمیک نبود. یک سند بود. یک شهادت بود. یک نعره بود که از پشت دیوارهایی که رژیم ساخته بود عبور کرد و به گوش جهان رسید.
مرجان ساتراپی در زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی» هم بسیار فعال بود.
او در ژانویه ۲۰۲۵، نشان افتخار لژیون دونور فرانسه را رد کرد چون دولت فرانسه به مخالفان ایرانی ویزا نمیداد. زنی که تا آخر، وجدانش را نفروخت.
مرجان ساتراپی یکی از اولین زنانی بود که روایت ستم بر زنان ایران را به زبان جهانی تبدیل کرد. بعد از او، دنیا دیگر نمیتوانست وانمود کند نمیداند.
یادش گرامی و ماندگار.
نویسنده و هنرمندی که دردهای مردم و به خصوص زنان ایران را به زبان جهان ترجمه کرد؛ در ۵۶ سالگی چشم از جهان فروبست.
گفتند مرگ او بر اثر شدت اندوه از دست دادن عشق زندگیاش بوده است.
وقتی «پرسپولیس» را نوشت، خیلیها هنوز حتی نمیدانستند ایران کجای نقشه است. اما او با یک مداد و چند خط سیاهوسفید، در قالب کتاب پرسپولیس کودکی، نوجوانی و زندگی خودش را زیر سایه سرکوب، تبعیض و آوارگی، به میلیونها نفر در سراسر دنیا نشان داد. دنیا از زبان یک زن ایرانی شنید که در تهران بر سر دختران و زنان میآید.
«پرسپولیس» فقط یک کتاب کمیک نبود. یک سند بود. یک شهادت بود. یک نعره بود که از پشت دیوارهایی که رژیم ساخته بود عبور کرد و به گوش جهان رسید.
مرجان ساتراپی در زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی» هم بسیار فعال بود.
او در ژانویه ۲۰۲۵، نشان افتخار لژیون دونور فرانسه را رد کرد چون دولت فرانسه به مخالفان ایرانی ویزا نمیداد. زنی که تا آخر، وجدانش را نفروخت.
مرجان ساتراپی یکی از اولین زنانی بود که روایت ستم بر زنان ایران را به زبان جهانی تبدیل کرد. بعد از او، دنیا دیگر نمیتوانست وانمود کند نمیداند.
یادش گرامی و ماندگار.
💔125❤29🤬7😱1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هادی و فضلالله نیکبخت، دو برادری که از پاییز ۱۴۰۴ در زندان دستگرد اصفهان در بند هستند، حکم اعدام گرفتهاند.
برادر سومشان، محمد نیکبخت اسفند ۱۴۰۴ دستگیر شد. در آن شب، حدود ۲۰۰ نیروی مسلح امنیتی به خانهاش یورش بردند، در برابر خانوادهاش کتکش زدند و به همان زندان منتقلش کردند.
حالا به نیکی، خواهرشان، گفتهاند: سکوت کن. وگرنه حکمهایشان سنگینتر میشود.
نیکی میپرسد: سنگینتر از اعدام چه میتواند باشد؟
او مطلع شده است با اینکه قاضی گفته بود حکم برادرانش بین دو تا پنج سال زندان است، اما با دخالت امام جمعه گلپایگان و اطلاعات سپاه این شهر برای دو برادرش به اتهام واهی افساد فیالارض حکم اعدام بریدهاند.
این رژیم به خانوادههای زندانیان میگوید که سکوت شما، کلید نجات عزیزانتان است. اما تجربه ثابت کرده سکوت فقط سرکوب و اعدام را آسانتر میکند.
صدای برادران نیکبخت باشیم.
#محمد_نیکبخت #هادی_نیکبخت #فضل_الله_نیکبخت
#زن_زندگی_آزادی
برادر سومشان، محمد نیکبخت اسفند ۱۴۰۴ دستگیر شد. در آن شب، حدود ۲۰۰ نیروی مسلح امنیتی به خانهاش یورش بردند، در برابر خانوادهاش کتکش زدند و به همان زندان منتقلش کردند.
حالا به نیکی، خواهرشان، گفتهاند: سکوت کن. وگرنه حکمهایشان سنگینتر میشود.
نیکی میپرسد: سنگینتر از اعدام چه میتواند باشد؟
او مطلع شده است با اینکه قاضی گفته بود حکم برادرانش بین دو تا پنج سال زندان است، اما با دخالت امام جمعه گلپایگان و اطلاعات سپاه این شهر برای دو برادرش به اتهام واهی افساد فیالارض حکم اعدام بریدهاند.
این رژیم به خانوادههای زندانیان میگوید که سکوت شما، کلید نجات عزیزانتان است. اما تجربه ثابت کرده سکوت فقط سرکوب و اعدام را آسانتر میکند.
صدای برادران نیکبخت باشیم.
#محمد_نیکبخت #هادی_نیکبخت #فضل_الله_نیکبخت
#زن_زندگی_آزادی
🤬81💔31❤9👍1😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بار دیگر با شلیک موشک به خاک اسرائیل و به نام «حمایت از حزبالله لبنان»، ثابت کرد که نه تنها هیچ ارزشی برای جان، امنیت و معیشت مردم ایران قائل نیست، بلکه از ماجراجوییهای جنگی برای بقای خود تغذیه میکند.
در حالی که میلیونها ایرانی زیر بار فقر، سرکوب و نداشتن آیندهای روشن، نفس میکشند، حامیان حکومت در تجمعاتشان با هلهله، شادی و فریادهای «اللهاکبر» از آغاز دور جدیدی از جنگ و ویرانی استقبال کردند.
همان کسانی که هر صدای اعتراض و مخالفتی را با برچسب «جنگطلب» خاموش میکردند، امروز خودشان برای جنگ هلهله میکنند و پرچمدار شروع جنگ و ناامنی شدهاند.
این رژیم، موجودیتش را در گرو مرگآفرینی، گسترش تنش و درگیریهای نیابتی میبیند. ایران برای این حاکمان نه یک کشور برای آبادانی و رفاه، بلکه سنگر و منبع تغذیه ماشین جنگی و ایدئولوژی جنگطلبانهشان است.
ساعاتی پس از این حمله موشکی، ارتش اسرائیل نیز به اهدافی در ایران حمله کرد.
مردم ایران بار دیگر گروگان و قربانی جاهطلبیهای نظامی و ایدئولوژیک رژیم شدهاند. حالا بگویید چه کسانی در واقعیت باعث جنگند و یا به تعبیر خودشان «جنگطلب» هستند؟
در حالی که میلیونها ایرانی زیر بار فقر، سرکوب و نداشتن آیندهای روشن، نفس میکشند، حامیان حکومت در تجمعاتشان با هلهله، شادی و فریادهای «اللهاکبر» از آغاز دور جدیدی از جنگ و ویرانی استقبال کردند.
همان کسانی که هر صدای اعتراض و مخالفتی را با برچسب «جنگطلب» خاموش میکردند، امروز خودشان برای جنگ هلهله میکنند و پرچمدار شروع جنگ و ناامنی شدهاند.
این رژیم، موجودیتش را در گرو مرگآفرینی، گسترش تنش و درگیریهای نیابتی میبیند. ایران برای این حاکمان نه یک کشور برای آبادانی و رفاه، بلکه سنگر و منبع تغذیه ماشین جنگی و ایدئولوژی جنگطلبانهشان است.
ساعاتی پس از این حمله موشکی، ارتش اسرائیل نیز به اهدافی در ایران حمله کرد.
مردم ایران بار دیگر گروگان و قربانی جاهطلبیهای نظامی و ایدئولوژیک رژیم شدهاند. حالا بگویید چه کسانی در واقعیت باعث جنگند و یا به تعبیر خودشان «جنگطلب» هستند؟
🤬75👍31❤7😢6🔥3
در پی تبادل موشکی میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، بسیاری از فرودگاههای اصلی ایران از جمله فرودگاه امام خمینی و مهرآباد در تهران، فرودگاه مشهد، تبریز و کرمانشاه تا اطلاع ثانوی تعطیل شدند.
دادههای FlightRadar24 نشان میدهد که در روز دوشنبه هیچ هواپیمایی در آسمان ایران در حرکت نبود. آسمانی تقریباً خالی!
موج تعطیلی فرودگاهها به کشورهای همسایه هم رسیده است. در عراق فضای هوایی این کشور به مدت ۷۲ ساعت بسته اعلام شده است.
در سوریه نیز کریدورهای جنوبی و فرودگاه دمشق ۱۲ ساعت تعطیل است.
قطر هم پروازهای جایگزین برای مسیرهای از پیش تعیین شده، مشخص کرده است.
موشکپرانی و ماجراجوییهای سپاه، حالا بار دیگر دهها هزار مسافر را چه در ایران و چه کشورهای اطراف در بلاتکلیفی نگه داشته است.
دادههای FlightRadar24 نشان میدهد که در روز دوشنبه هیچ هواپیمایی در آسمان ایران در حرکت نبود. آسمانی تقریباً خالی!
موج تعطیلی فرودگاهها به کشورهای همسایه هم رسیده است. در عراق فضای هوایی این کشور به مدت ۷۲ ساعت بسته اعلام شده است.
در سوریه نیز کریدورهای جنوبی و فرودگاه دمشق ۱۲ ساعت تعطیل است.
قطر هم پروازهای جایگزین برای مسیرهای از پیش تعیین شده، مشخص کرده است.
موشکپرانی و ماجراجوییهای سپاه، حالا بار دیگر دهها هزار مسافر را چه در ایران و چه کشورهای اطراف در بلاتکلیفی نگه داشته است.
❤31👍22🤬6💔2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی دریافتی:
این چند لحظه کوتاه را شهروندی از اصفهان برایم فرستاده است و نوشته که لحظه وقوع انفجارهای ناشی از حمله متقابل موشکی اسرائیل به دانشگاه مالکاشتر وابسته به صنایع دفاع در شاهینشهر اصفهان است.
جمهوری اسلامی بدون آنکه توان مقابله و یا دفاع هوایی موثری داشته باشد بار دیگر با ماجراجویی و جنگطلبی خود را به سیبل ثابت اسرائیل تبدیل کرده است.
این چند لحظه کوتاه را شهروندی از اصفهان برایم فرستاده است و نوشته که لحظه وقوع انفجارهای ناشی از حمله متقابل موشکی اسرائیل به دانشگاه مالکاشتر وابسته به صنایع دفاع در شاهینشهر اصفهان است.
جمهوری اسلامی بدون آنکه توان مقابله و یا دفاع هوایی موثری داشته باشد بار دیگر با ماجراجویی و جنگطلبی خود را به سیبل ثابت اسرائیل تبدیل کرده است.
❤40👍12😱3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فایل صوتی دریافتی:
این صدای صمد پورشه شهروند آزادیخواه و معترض از زندان مرکزی یاسوج است. او میگوید در زندان به شدت زیر فشار است و به بهانههای مختلف او را به سلول انفرادی میبرند و تهدیدش میکنند.
او میگوید جانش در خطر است و هر بلایی ممکن است در زندان سرش بیاورند. او در انتهای پیامش میگوید که حتی با قاتلین زنجیرهای نیز چنین برخوردی نمیشود در حالی که او فقط یک شهروند معترض بوده است.
صمد پورشه شامگاه ۸ دی ۱۴۰۴، هنگام برگزاری یک لایو اینستاگرامی، با یورش نیروهای حکومتی به منزلش بازداشت شد.
او زمستان گذشته توسط شعبه اول دادگاه انقلاب یاسوج به ۱۵ ماه حبس تعزیری محکوم شد. صمد پورشه طی سالهای اخیر چندین بار سابقه بازداشت و محکومیت توسط سیستم قضایی جمهوری اسلامی را داشته است.
صدای زندانیان سیاسی دربند باشیم.
این صدای صمد پورشه شهروند آزادیخواه و معترض از زندان مرکزی یاسوج است. او میگوید در زندان به شدت زیر فشار است و به بهانههای مختلف او را به سلول انفرادی میبرند و تهدیدش میکنند.
او میگوید جانش در خطر است و هر بلایی ممکن است در زندان سرش بیاورند. او در انتهای پیامش میگوید که حتی با قاتلین زنجیرهای نیز چنین برخوردی نمیشود در حالی که او فقط یک شهروند معترض بوده است.
صمد پورشه شامگاه ۸ دی ۱۴۰۴، هنگام برگزاری یک لایو اینستاگرامی، با یورش نیروهای حکومتی به منزلش بازداشت شد.
او زمستان گذشته توسط شعبه اول دادگاه انقلاب یاسوج به ۱۵ ماه حبس تعزیری محکوم شد. صمد پورشه طی سالهای اخیر چندین بار سابقه بازداشت و محکومیت توسط سیستم قضایی جمهوری اسلامی را داشته است.
صدای زندانیان سیاسی دربند باشیم.
🤬41💔21❤6😢3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی دریافتی:
این ویدیو را ببینید. پیرمردی سوار بر موتور مزاحم زنی جوان شده است. به محض اینکه این زن دوربینش را درمیآورد که از او فیلم بگیرد و به او میگوید همسن آقای من [پدر من] هستی، شخص آزارگر شروع به تهدید میکند که «به آقا فحش میدی»؟
و با تکرار این جمله تلاش دارد زن را مرعوب و وادار به سکوت کند. این تربیت جمهوری اسلامی و یک رژیم سرکوبگر است که افراد زنستیز و آزارگر در شهر میچرخند و پاسخشان دربرابر مقاومت و افشاگری، چنین حملاتیست. او در واقع به زنی که قصد دفاع از خودش در مقابل مزاحمت او دارد میگوید که حکومت پشت من است. اگر بخواهی زیاد شلوغش کنی این من هستم که تو را متهم و در نهایت محکوم میکنم. حالا جرئت داری این ویدیو را پخش کن تا من به ماموران برقراری امنیت بگویم که مشکل من با تو این بود که «به آقا فحش دادی»!
حالا فیلمت منتشر شده آقای زرنگ! از سن و سال خودت خجالت بکش که به کسی که شاید همسن دختر خودت باشد در خیابان اینچنین آزارگری و تعرض میکنی.
دوربین این زنان از سالهای دور در برابر شما اسلحهشان بوده است.
#دوربین_ما_اسلحه_ما
#زن_زندگی_آزادی
#آزار_جنسی #مزاحمت
این ویدیو را ببینید. پیرمردی سوار بر موتور مزاحم زنی جوان شده است. به محض اینکه این زن دوربینش را درمیآورد که از او فیلم بگیرد و به او میگوید همسن آقای من [پدر من] هستی، شخص آزارگر شروع به تهدید میکند که «به آقا فحش میدی»؟
و با تکرار این جمله تلاش دارد زن را مرعوب و وادار به سکوت کند. این تربیت جمهوری اسلامی و یک رژیم سرکوبگر است که افراد زنستیز و آزارگر در شهر میچرخند و پاسخشان دربرابر مقاومت و افشاگری، چنین حملاتیست. او در واقع به زنی که قصد دفاع از خودش در مقابل مزاحمت او دارد میگوید که حکومت پشت من است. اگر بخواهی زیاد شلوغش کنی این من هستم که تو را متهم و در نهایت محکوم میکنم. حالا جرئت داری این ویدیو را پخش کن تا من به ماموران برقراری امنیت بگویم که مشکل من با تو این بود که «به آقا فحش دادی»!
حالا فیلمت منتشر شده آقای زرنگ! از سن و سال خودت خجالت بکش که به کسی که شاید همسن دختر خودت باشد در خیابان اینچنین آزارگری و تعرض میکنی.
دوربین این زنان از سالهای دور در برابر شما اسلحهشان بوده است.
#دوربین_ما_اسلحه_ما
#زن_زندگی_آزادی
#آزار_جنسی #مزاحمت
🤬117❤15👍5🔥5😱4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مریم محمدظاهری. ۲۷ ساله و یک زن موفق بود. او مهندس عمران و طلاساز بود.
میگفت: «به خاطر مردم باید همراهی کنیم.»
جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، حوالی ساعت ۸:۳۰ شب در نظامآباد تهران، یگان ویژه از سه طرف به جمعیت حمله کرد. ده دقیقه بیوقفه شلیک کردند.
مریم کنار خواهرش بود. وقتی به زمین خورد، فقط گفت: «تیر خوردم.»
خواهرش فکر میکرد ساچمه است. نمیدانست که از پشت سر دو تیر جنگی هم خورده و فقط تصور میکرد از کمر به بالا بدنش ساچمه خورده است.
مریم را به بیمارستان رساندند. اما در آغوش خواهرش جان داد.
پیکرش را صبح روز بعد در کهریزک یافتند. از ۸ صبح تا ۴ بعدازظهر طول کشید تا خانواده پیدایش کنند. دفنش کردند در فضایی امنیتی و غریبانه.
خواهرش مدام میگفت: «نتوانستم برایش هیچکاری بکنم.»
مریم مجرد بود. پر از آرزو. عاشق کار. هیچ مشکل مالی نداشت اما برای ایران آزاد پا به خیابان گذاشت.
فراموش نمیشوی. فراموش نخواهید شد.
میگفت: «به خاطر مردم باید همراهی کنیم.»
جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، حوالی ساعت ۸:۳۰ شب در نظامآباد تهران، یگان ویژه از سه طرف به جمعیت حمله کرد. ده دقیقه بیوقفه شلیک کردند.
مریم کنار خواهرش بود. وقتی به زمین خورد، فقط گفت: «تیر خوردم.»
خواهرش فکر میکرد ساچمه است. نمیدانست که از پشت سر دو تیر جنگی هم خورده و فقط تصور میکرد از کمر به بالا بدنش ساچمه خورده است.
مریم را به بیمارستان رساندند. اما در آغوش خواهرش جان داد.
پیکرش را صبح روز بعد در کهریزک یافتند. از ۸ صبح تا ۴ بعدازظهر طول کشید تا خانواده پیدایش کنند. دفنش کردند در فضایی امنیتی و غریبانه.
خواهرش مدام میگفت: «نتوانستم برایش هیچکاری بکنم.»
مریم مجرد بود. پر از آرزو. عاشق کار. هیچ مشکل مالی نداشت اما برای ایران آزاد پا به خیابان گذاشت.
فراموش نمیشوی. فراموش نخواهید شد.
💔121❤17🤬10😢9🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طالبان افغانستان و ولایتمعاشان ایران دو روی یک سکه هستند. سکه تحجر و ظلم و تبعیض.
در روزهای گذشته زنان در شهرهای مختلف افغانستان به خاطر پوشش خود به طور گسترده و خشونتآمیز توسط طالبان بازداشت شده بودند. وزارت «امر به معروف و نهی از منکر» طالبان در هرات اطلاعیهای صادر کرد که بر اساس آن زنانی که بدون «حجاب کامل مورد نظر طالبان» شامل پوشاندن صورت و استفاده از برقع در اماکن عمومی ظاهر شوند، بازداشت و زندانی خواهند شد.
بر اساس همین اطلاعیه، مردان خانواده نیز مسئول نظارت بر پوشش زنان، حتی در درون خانه، معرفی شدند!
در روز شنبه، ۷ ژوئن، مأموران این وزارت در محلههای مختلف هرات (از جمله مرکز خرید «الماس شرق»، منطقه قصر، جاده لیلامی و نخودبریزی) عملیات گستردهای برای بازداشت زنان آغاز کردند. شاهدان عینی میگویند مأموران طالبان چوب به دست داشتند و زنانی که مقاومت میکردند را با فریاد و ضربات چوب بازداشت میکردند
برخس گزارشها از دستگیری ۶۰ زن در هرات تنها در دو روز خبر میدهد و برخی منابع، آمار را بالاتر و تا ۴۰۰ نفر، اعلام کردهاند.
ادامه👇
در روزهای گذشته زنان در شهرهای مختلف افغانستان به خاطر پوشش خود به طور گسترده و خشونتآمیز توسط طالبان بازداشت شده بودند. وزارت «امر به معروف و نهی از منکر» طالبان در هرات اطلاعیهای صادر کرد که بر اساس آن زنانی که بدون «حجاب کامل مورد نظر طالبان» شامل پوشاندن صورت و استفاده از برقع در اماکن عمومی ظاهر شوند، بازداشت و زندانی خواهند شد.
بر اساس همین اطلاعیه، مردان خانواده نیز مسئول نظارت بر پوشش زنان، حتی در درون خانه، معرفی شدند!
در روز شنبه، ۷ ژوئن، مأموران این وزارت در محلههای مختلف هرات (از جمله مرکز خرید «الماس شرق»، منطقه قصر، جاده لیلامی و نخودبریزی) عملیات گستردهای برای بازداشت زنان آغاز کردند. شاهدان عینی میگویند مأموران طالبان چوب به دست داشتند و زنانی که مقاومت میکردند را با فریاد و ضربات چوب بازداشت میکردند
برخس گزارشها از دستگیری ۶۰ زن در هرات تنها در دو روز خبر میدهد و برخی منابع، آمار را بالاتر و تا ۴۰۰ نفر، اعلام کردهاند.
ادامه👇
🤬69💔18❤4😢2🔥1
ادامه👆
در شهر هرات، شهروندان افغان در اعتراض به سرکوب و دستگیریهای بیضابطه زنان، تجمع اعتراضی برگزار کردند. طالبان با تیراندازی و خشونت اقدام به متفرق کردن جمعیت نمود. در این میان، تعدادی زخمی شدند که بر اساس جدیدترین گزارشها شمار آنها به ۲۲ نفر رسیده است؛ از جمله یک کودک خردسال.
طالبان همچنین دستکم ۳۰ نفر از معترضان را بازداشت کرده و برخی را کتک زده است
نیروهای طالبان پس از سرکوب اعتراض مردم، برای شناسایی و بازداشت زخمیان، به بیمارستانها نیز مراجعه کردند.
این قشر متحجر و واپسگرای مذهبی، هر لباس و اسم و عقیدهای که داشته باشند، در یک چیز مشترک و همسازند و آن دشمنی با زنان است. مردم افغانستان و به خصوص زنان افغان نیز مانند همتایان خود در ایران قربانی حکومتی هستند که ارزشی برای انسان و آزادی و اختیار او قائل نیست و قدرت خود را در درجه اول با تحمیل خود بر بدن زن میخواهد به کرسی بنشاند.
جای طالبان چه مدل افغانستانی و چه مدل ایرانیاش، دیر یا زود زبالهدان تاریخ است.
در شهر هرات، شهروندان افغان در اعتراض به سرکوب و دستگیریهای بیضابطه زنان، تجمع اعتراضی برگزار کردند. طالبان با تیراندازی و خشونت اقدام به متفرق کردن جمعیت نمود. در این میان، تعدادی زخمی شدند که بر اساس جدیدترین گزارشها شمار آنها به ۲۲ نفر رسیده است؛ از جمله یک کودک خردسال.
طالبان همچنین دستکم ۳۰ نفر از معترضان را بازداشت کرده و برخی را کتک زده است
نیروهای طالبان پس از سرکوب اعتراض مردم، برای شناسایی و بازداشت زخمیان، به بیمارستانها نیز مراجعه کردند.
این قشر متحجر و واپسگرای مذهبی، هر لباس و اسم و عقیدهای که داشته باشند، در یک چیز مشترک و همسازند و آن دشمنی با زنان است. مردم افغانستان و به خصوص زنان افغان نیز مانند همتایان خود در ایران قربانی حکومتی هستند که ارزشی برای انسان و آزادی و اختیار او قائل نیست و قدرت خود را در درجه اول با تحمیل خود بر بدن زن میخواهد به کرسی بنشاند.
جای طالبان چه مدل افغانستانی و چه مدل ایرانیاش، دیر یا زود زبالهدان تاریخ است.
🤬74💔19❤4🔥4👍2