مسیح علی‌نژاد
59.4K subscribers
10.9K photos
15.9K videos
12 files
3.16K links
ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي
@MasihMedia


📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ:
0019176554910

توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih

اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طالبان افغانستان و ولایت‌معاشان ایران دو روی یک سکه هستند. سکه تحجر و ظلم و تبعیض.

در روزهای گذشته زنان در شهرهای مختلف افغانستان به خاطر پوشش خود به طور گسترده و خشونت‌آمیز توسط طالبان بازداشت شده بودند. وزارت «امر به معروف و نهی از منکر» طالبان در هرات اطلاعیه‌ای صادر کرد که بر اساس آن زنانی که بدون «حجاب کامل مورد نظر طالبان» شامل پوشاندن صورت و استفاده از برقع در اماکن عمومی ظاهر شوند، بازداشت و زندانی خواهند شد.
بر اساس همین اطلاعیه، مردان خانواده نیز مسئول نظارت بر پوشش زنان، حتی در درون خانه، معرفی شدند!

در روز شنبه، ۷ ژوئن، مأموران این وزارت در محله‌های مختلف هرات (از جمله مرکز خرید «الماس شرق»، منطقه قصر، جاده لیلامی و نخودبریزی) عملیات گسترده‌ای برای بازداشت زنان آغاز کردند. شاهدان عینی می‌گویند مأموران طالبان چوب به دست داشتند و زنانی که مقاومت می‌کردند را با فریاد و ضربات چوب بازداشت می‌کردند
برخس گزارش‌ها از دستگیری ۶۰ زن در هرات تنها در دو روز خبر می‌دهد و برخی منابع، آمار را بالاتر و تا ۴۰۰ نفر، اعلام کرده‌اند.

ادامه👇
🤬80💔214😢2🔥1
ادامه👆
در شهر هرات، شهروندان افغان در اعتراض به سرکوب و دستگیری‌های بی‌ضابطه زنان، تجمع اعتراضی برگزار کردند. طالبان با تیراندازی و خشونت اقدام به متفرق کردن جمعیت نمود. در این میان، تعدادی زخمی شدند که بر اساس جدیدترین گزارش‌ها شمار آن‌ها به ۲۲ نفر رسیده است؛ از جمله یک کودک خردسال.
طالبان همچنین دست‌کم ۳۰ نفر از معترضان را بازداشت کرده و برخی را کتک زده است
نیروهای طالبان پس از سرکوب اعتراض مردم، برای شناسایی و بازداشت زخمیان، به بیمارستان‌ها نیز مراجعه کردند.

این قشر متحجر و واپس‌گرای مذهبی، هر لباس و اسم و عقیده‌ای که داشته باشند، در یک چیز مشترک و همسازند و آن دشمنی با زنان است. مردم افغانستان و به خصوص زنان افغان نیز مانند همتایان خود در ایران قربانی حکومتی هستند که ارزشی برای انسان و آزادی و اختیار او قائل نیست و قدرت خود را در درجه اول با تحمیل خود بر بدن زن می‌خواهد به کرسی بنشاند.
جای طالبان چه مدل افغانستانی و چه مدل ایرانی‌اش، دیر یا زود زباله‌دان تاریخ است.
🤬83💔244🔥4👍2
مهشاد کشانی ۲۲ ساله است.
او را در دی‌ماه سال گذشته در اصفهان بازداشت کردند. دادگاه انقلاب، شعبه اول، قاضی محمدرضا توکلی به او شش ماه حبس داد و دادگاه تجدیدنظر هم تأیید کرد.
روز پیش مهشاد باید آزاد می‌شد.

اما روز پایان محکومیت، به جای گرفتن برگه ترخیص، او را به سلول انفرادی زندان دولت‌آباد اصفهان منتقل کردند. فاطمه عسگریان، رئیس زندان، رو به روی او ایستاد و گفت: یک ماه دیگر انفرادی!
هیچ دلیلی نداد. نیازی هم نمی‌بیند که دلیل بدهد.

فشار تاریکی و تنهایی و بلاتکلیفی آنقدر سنگین شد که مهشاد رگ دستش را برید.

بعد از آن، به جای بیمارستان عادی، او را به بیمارستان اعصاب و روان مدرس فرستادند.
این الگو را می‌شناسیم.

وقتی جمهوری اسلامی می‌خواهد یک زن را از بین ببرد بدون آنکه خودش مستقیم مسئول به نظر برسد، او را «دیوانه» جلوه می‌دهد. انفرادی برای شکستن روح و بیمارستان روانی برای نابود کردن باقیمانده روح و روانش. آنجا دیوارهایی‌ست که صدا از آن بیرون نمی‌آید.

خانواده مهشاد نگرانش هستند.

مسئولیت جان و سلامت مهشاد کشانی امروز بر گردن این افراد است:
فاطمه عسگریان رئیس زندان دولت‌آباد اصفهان و حسینی قاضی ناظر زندان.
💔61🤬42😢64🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی اینترنت را قطع کردند تا شما نبینید و حقیقت در تاریکی بماند، خانواده‌ی آرنیکا دباغ، اینچنین در سکوت و بایکوت خبری، برای تولد عزیزشان تدارک دیده بودند. آن‌ها چراغ یاد او را روشن نگه داشتند؛ دخترکی که قهرمان شنا بود و همه امید و آرزوهایش را در اوج جوانی همراه پیکرش به خاک سپردند.

این ویدیو ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ ضبط شده؛ روزی که سالروز تولد آرنیکا بود، اما خودش نبود. جمهوری اسلامی او را کشته بود. آنها خطوط ارتباطی را مسدود کرده بودند تا جهان نبیند واقعیات درون ایران را. از جمله اینکه که چطور یک مادر و یک خانواده، در میانه‌ی قطعیتِ سانسور، میلاد عزیزشان را روی سنگ سرد مزارش جشن می‌گیرند.
حالا که اینترنت نیم‌بند وصل شده، تماشا کنید. ببینید که وقتی شما ندیدید چه بر سر این مردم گذشته است.

این روزها رسانه‌ها از هیاهوی تیم ملی و جام جهانی می‌نویسند. کدام جام جهانی؟ وقتی جامِ زندگیِ قهرمانانی چون آرنیکا را شکستید و تمامِ جهانِ یک خانواده را زیر خاک کردید؟

هیچ چیز _ مطلقاً هیچ چیز _ بزرگ‌تر و عمیق‌تر از این رنجی که به مردم این سرزمین تحمیل کردید، نخواهد بود.
#آرنیکا_دباغ
💔11017🤬9👍5🔥3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این خیانت است.
یک مرد افغان، با انگلیسی روان، می‌آید و می‌گوید زنان افغانستان حالشان خوب است. نگران نباشید.

یک مرد ایرانی، با همان انگلیسی روان، می‌آید و می‌گوید سپاه پاسداران و گشت ارشاد هم آنقدرها بد نیستند و اگر زنان با آن‌ها «کنار بیایند» همه چیز روبه‌راه است.

این «تفاوت دیدگاه» نیست.
این عادی‌سازی سرکوب و ظلم است.
این صداهای بلند دارای میکروفون می‌خواهند جای صدای زنان را بگیرند.

به زنان افغانستان که شلاق خورده‌اند بگویید «حالشان خوب است».
به زنانی که از تحصیل محروم شده‌اند بگویید «نگران نباشید».
به زنان ایرانی که زیر آپارتاید جنسیتی زندگی می‌کنند بگویید «کنار بیایید».

ما زنان ایران این فیلم را قبلاً دیده‌ایم.
می‌دانیم آخرش چه می‌شود.

به هر زن ایرانی، به هر زن افغانستانی می‌گویم:
صدایتان باید بلندتر از این مردان باشد.
نگذارید کسی با میکروفون و رسانه آنچه بر سر جسم و زندگی و آزادی شما می‌آید را، عادی جلوه دهد.
چون عادی نیست. صدایتان را از این مردان پشت میکروفون پس بگیرید!
🤬17231👍28💔8😱4
رضا دالمن، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، یک موش عروسکی از درخت آویزان کرد.
همین. نه بمب. نه سلاح. نه حتی یک شعار.
یک موش عروسکی.

برای این کار، شورای انضباطی دانشگاه حکم اخراج و پنج سال محرومیت از تحصیل صادر کرد. در مرحله تجدیدنظر، یک سال «بخشیده» شد و چهار سال ماند!

نکته تلخ‌تر اینجاست: رضا پیش از این در دادگاه قضایی تبرئه شده بود. یعنی حتی قوه قضاییه جمهوری اسلامی هم جرمی پیدا نکرد. اما دانشگاه پیدا کرد!

این حکم قرار است به وزارت علوم فرستاده شود تا نهایی شود؛ یعنی رضا تا چهار سال در هیچ دانشگاهی در ایران نمی‌تواند درس بخواند.

این تداوم همان «انقلاب فرهنگی» است که تمام نمی‌شود. چهل و چند سال است که جمهوری اسلامی دانشگاه را تبدیل به ابزار سرکوب کرده و هر صدای مخالفی، هر نماد اعتراضی و هر آنچه با آزادیخواهی نسبتی دارد، باید سرکوب و خاموش شود.
💔99🤬296😢6👍4
پژمان زارع یک باور دارد. همین. نه بمب، نه توطئه، نه تهدید. فقط یک باور.

همین کافی بوده که ۵۷ روز در بازداشتگاه اطلاعات شیراز نگهش دارند. بعد بفرستندش به قرنطینه عادل‌آباد. و حالا سه ماه است که در بلاتکلیفی کامل است. نه محاکمه، نه وکیل، نه حتی یک جلسه رسمی برای اینکه از خودش دفاع کند.

پژمان در بازداشتگاه اطلاعات آسیب دیده. خودش درخواست داده که برای بررسی صدماتش به پزشکی قانونی اعزام شود. رد کرده‌اند. خواسته وکیل انتخابی خودش را داشته باشد. ندادند. خانواده‌اش رفته‌اند دادگاه انقلاب که پیگیر پرونده‌اش بشوند. در را بستند به روی‌شان!

چند روز دیگر، پسر یک‌ساله‌اش تولدش است.
سه ماه است این بچه پدرش را ندیده. سه ماهی که در آن یاد گرفته راه برود، شاید اولین کلمه‌اش را گفته باشد و پژمان هیچ‌کدام از اینها را ندیده است.

جمهوری اسلامی می‌گوید پژمان متهم است. اما از چه چیزی؟ او تمام اتهامات را رد کرده. هنوز هیچ جلسه‌ای تشکیل نشده. هیچ مدرکی ارائه نشده. فقط یک شهروند بهایی است. و در این حکومت، همین برای زندان رفتن کافی است.
😢68🤬407👍1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در سکوت و تاریکی قطع اینترنت، پسری پشت پیانو نشست تا برای مادرش بخواند و بنوازد. برای مادری که دیگر نیست.
حالا، بعد از روزها که اینترنت دوباره وصل شد، این ویدیو منتشر شده است.

نسترن زارع‌منش در کوچه‌های نازی‌آباد تهران به گلوله بسته شد.
دو گلوله. یکی به گردن. یکی به قلب!
او در آغوش همین پسر که پانزده‌سال بیشتر نداشت جان سپرد.
نسترن ۳۹ سال داشت.
از او یک دختر ده‌ساله و یک پسر پانزده‌ساله به جای مانده است.
دو دادخواه دیگر که تا روز برقراری جمهوری اسلامی پیگیر خون به ناحق ریخته شده مادرشان هستند.
💔129😢1310👍2🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من در کنار زنان شجاع افغانستان می‌ایستم؛ زنانی که فقط به‌خاطر «نه» گفتن به حجاب اجباری، با اسلحه، گلوله، کتک و بازداشت روبه‌رو می‌شوند.
سعی کردم صورتم را بپوشانم. حتی برای چند ثانیه هم نتوانستم پشت آن تکه پارچه نفس بکشم. تحقیر مطلق بود. اما طالبان از زنان افغانستان می‌خواهد تمام عمرشان آن را بپوشند.
خطاب به هر سیاستمدار غربی که برقع را بخشی از «فرهنگ» افغانستان می‌نامد: بهتر است به سخنان زنان افغانستان و ایران گوش دهید؛ زنانی که زیر حکومت‌های اسلامی زندگی کرده‌اند. شما در پارلمان یک کشور آزاد نشسته‌اید، حقوق می‌گیرید، حق رأی دارید و تریبون در اختیار دارید، اما این را «فرهنگ» می‌نامید. این خیانتی آشکار به ماست؛ به ما که زخمی شده‌ایم اما در برابر ستمگرانمان سر خم نکرده‌ایم.
دست از مشروعیت‌بخشی به طالبان بردارید. صدای زنان افغانستان باشید؛ زنانی که می‌خواهند به این رژیم آپارتاید پایان دهند.
💔13539👍31🔥4😱2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
می‌شود هزار بار این صدا را شنید و هر بار، شور و عشقی که در کلمات «رها بهلولی‌پور» جاری است را با تمام وجود لمس کرد. با هر جمله‌اش می‌توان گریست، اما این اشک‌ها سست‌کننده نیستند؛ صیقل‌دهنده‌ی اراده‌اند.

چطور توانستید به این جان زیبا و شیفته شلیک کنید؟
اگر غمگین، ناامید یا خسته از ملال روزگارید، این پیام صوتی رها برای شماست؛ پیامی که دیگر یک فایل صوتی ساده نیست، مانیفستِ خودِ زندگی است.

رها بهلولی‌پور، دانشجوی ۲۳ ساله‌ی زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان فاطمی تهران با شلیک مستقیم دشمنان زندگی جان باخت. دختری که آخرین ردپایش در این جهان، این توئیت بود: «یک لحظه وصل شده‌ام و فقط می‌خوام بنویسم زن، زندگی، آزادی. برای همیشه.»
او را کشتند اما زندگی را نمی‌توان کشت. او «برای همیشه» در قلب و یاد هر جان شیفته‌ای در این دنیا، زنده خواهد ماند.
#رها_بهلولی_پور
#زن_زندگی_آزادی
💔11626😢8🔥1🤬1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیو و پیام دریافتی:

«سلام. دارم فیلم برچسب‌هایی رو براتون میفرستم که توی دو جا ـ شهریار و اندیشه ـ زده بودن. دنیا داره جام جهانی رو جشن میگیره و ما هنوز زیر سایه‌ ننگینِ آیت‌الله‌ها زندگی میکنیم. وقتشه ما هم به آزادی برسیم. صدای ما رو به دنیا برسونید.»
بر روی این برگه‌ عبارت فیفا (فدراسیون جهانی فوتبال) مخفف Free Iran From Ayatollah عنوان شده است که به معنای این است که ایران را از دست آخوند [آیت‌الله] نجات دهید!
95👍30🤬4🔥1
«فروغ خسروی» دکترای تعلیم‌وتربیت دارد.
معلم است و کودکان را درس می‌دهد.

جمهوری اسلامی او را دو بار از کلاس درس محروم کرد. یک بار بعد از اعتراضات ۸۸ و یک بار دیگر، همین حالا.

این بار حکم اخراجش براساس یک نامه‌ی محرمانه بود. نامه‌ای که حتی به خودش هم نشان ندادند.
نه دادگاه. نه فرایند قانونی. فقط یک دستور از نهادهای امنیتی سپاه!

همان سپاهی که خانه‌اش را تفتیش کرد.
گوشی‌اش را برد.
گوشی شوهر سابقش را هم برد.
۱۱ روز در زندان سپیدار او را زندانی کرد و ۱۵ سال حبس برایش بُرید و برای آزادی او وثیقه‌ی ۲ میلیارد تومانی از خانواده‌اش طلب کرد.

وقتی او شکایت کرد از ماموران بازپرس پرونده را به نفع نهاد نظامی بست.

این است جمهوری اسلامی:
حاکمیت بسیج شد تا زن معلمی که فقط مرعوب سیستم تبهکار امنیتی نشد را خانه‌نشین کند.
اسم این زن را یادتان باشد: «فروغ خسروی»
🤬75💔126👍3😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
​فریادهای این زن شجاع افغانستانی را بشنوید. وقتی خبرنگار با هراس از او می‌پرسد «آیا نمی‌ترسی؟»، او با قدرتی تکان‌دهنده و الهام‌بخش، کابوس مستبدان را معنا می‌کند:
​«ما از مرگ نمی‌ترسیم؛ ما نسل نامیرا هستیم!» این صدای نسل جدیدی است که به زانو درنمی‌آید.

​امروز، شجاعت بی‌مرز و آگاهی عمیق زنان افغانستان و ایران، ضامن و معمار فردای آزاد خاورمیانه است. در حالی که قدرت‌های غربی پشت میزهای دیپلماسی با سرکوبگران و قاتلان این مردم مماشات می‌کنند، این زنان در خط مقدم نبردی جهانی ایستاده‌اند؛ نبردی برای دموکراسی و آزادی که تمام دنیا از امنیت آن سود خواهد برد.

​این یک جنگ تمام‌عیار روزمره است؛ جنگِ «آزادی» علیه بقایای حکومت‌های تروریستی که ایدئولوژی متحجر و واپس‌گرای خود را به زور اسلحه تحمیل می‌کنند. اما تاریخ را این فریادها خواهند نوشت، نه توافق‌های پنهانی!
134💔15👍8🔥8🤬2
وحید سرخ‌گل، فعال سیاسی و زندانی محبوس در زندان قزلحصار کرج، نامه‌ای منتشر کرده که باید همه بخوانند.

او که ۱۸ مراد ۱۴۰۲ بازداشت شده است، ماه‌ها در زندان اوین تحت فشار بود و چندین بار از دریافت درمان پزشکی محروم ماند، و از آنجا نامه‌هایی نوشته بود که صدایش را به بیرون برساند. حالا او از قزلحصار می‌نویسد.

سرخ‌گل در این نامه از آنچه «فشار، تحقیر، ضرب‌وشتم و محرومیت‌های گسترده» علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر می‌نامد پرده برمی‌دارد. او می‌نویسد:

«در زندان اوین، گرگی ددمنش چون یوسفی، معاون به‌اصطلاح "سلامت"، قلاده‌دار مأمورانی شده است که با زندانیان سیاسی گویی با بردگان رفتار می‌کنند و جز توهین، تحقیر و سوق دادن آنان به سمت مخدرهای صنعتی ــ که یقین داریم برنامه‌ریزی‌شده است ــ مشغله‌ای دیگر ندارند.»

او از شرایط زندانیان قزلحصار اینگونه می‌نویسد:

«زندانیان سیاسی از بدو ورود مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته‌اند. برخی از آنان بیش از ۴ ماه را در سلول‌های انفرادی‌ای گذرانده‌اند که چندین برابر ظرفیت خود زندانی در آن‌ها نگهداری می‌شد؛ بدون تماس، بدون هواخوری و حتی بدون دسترسی کافی به آب برای نظافت.»
ادامه👇
🤬66😢62💔2🔥1
ادامه👆
اکنون همین زندانیان در سالنی نگه داشته می‌شوند مجاور بندهای جرائم قتل و تجاوز، «بدون حق تلفن روزانه، با محدودیت در هواخوری، محرومیت برخی از حق ملاقات کابینی و با ده‌ها کمبود دیگر که حتی آب آشامیدنی مناسب را نیز شامل می‌شود.»

سرخ‌گل می‌نویسد مسئولان ارشد زندان از این وضعیت بی‌خبر نیستند: «آنان بازیگران تئاتری حکومتی‌اند؛ سناریویی که در آن از فرزندان همین خاکِ به تاراج‌رفته برای ایجاد ترس در دل مردمان سرزمینم استفاده می‌شود.»

او در پایان از رسانه‌ها، نهادهای حقوق بشری و مردم ایران می‌خواهد صدای زندانیان سیاسی باشند و می‌نویسد:

« در حالی که هر روز خطری تازه بر جان برادران و خواهرانمان سایه می‌اندازد و طناب‌هایی که گردن‌ها را کبود و نفس‌ها را بند می‌آورند، همچنان قربانی می‌گیرند، نباید درگیر نمایش‌های حکومتی شویم.

از تمامی رسانه‌هایی که واقعاً دغدغه ایران دارند و نه سرگرم لودگی‌های حزبی‌اند، از نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری، و از مردم فهیم و ترس‌گریز ایران درخواست می‌کنم برای وضعیت زندانیان سیاسی ــ از بازداشت‌شدگان جنگ دوازده‌روزه گرفته تا معترضان بازداشت‌شده در اعتراضات اخیر و جنگ کنونی ــ چاره‌ای مؤثر بیندیشند.

این جوانان شیردل، فریاد و نعره سکوتِ مردمی بوده و هستند که سال‌ها ظلم دیده و سرکوب شده‌اند.»
👍60🤬11😢102💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرش یزدانی بیست‌وهفت سال داشت.
شب هجدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، در محدوده هفت‌حوض نارمک تهران به خیابان آمده بود. همان‌جایی که هزاران نفر دیگر هم بودند. مردمانی که آزادی و کرامت انسانی خود را طلب می‌کردند. آرش آنجا بود، و طبق روایت‌هایی که رسیده، وقتی یک دختر مجروح شد، آرش تلاش کرد جانش را نجات دهد.
اما گلوله جنگی امانش نداد.

گلوله‌ای که به قصد هشدار شلیک نشد. برای کشتن شلیک شد. گلوله جنگی همان نوعی که برای میدان نبرد طراحی شده، نه برای مردم بی‌دفاع در خیابان‌های یک شهر.

آرش فرزند ارشد خانواده‌اش بود. وقتی ویدیوی آرش را می‌بینم _ شوخی‌هایش، خنده‌اش، آن لحظه‌ای که شعر می‌خواند _ قلبم آتش می‌گیرد و یک چیز مدام توی ذهنم می‌چرخد: چرا کشتید؟ این جوان بیست‌وهفت‌ساله که شعر می‌خواند. که می‌خندید. که نگران آدم‌های اطرافش بود؛ چرا باید کشته می‌شد؟

جواب سادهٔ تلخی دارد:
آنها می‌ترسند. از چشم‌هایی که می‌بینند. از دل‌هایی که احساس می‌کنند. از آدم‌هایی که زیبایی را می‌شناسند.

و تماشای تو زیبا بود... اما نگذاشتند.

#آرش_یزدانی
71😢14🤬8💔4🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جام جهانی شروع شد. بدون صهبا.

صهبا رشتیان کمک‌داور فوتبال زنان اصفهان بود و در مسابقات استانی قضاوت می‌کرد. رویایش داوری و پرچم زدن در جام جهانی فوتبال بود‌. او لیسانس انیمیشن داشت و نقاشی و طراحی نیز دوست داشت. صهبا دو رویای بززگ داشت: داوری در جام جهانی، کار برای والت‌دیزنی.

شب ۱۹ دی در اعتراضات اصفهان، قاتلی از جنس همانها که این شبها در میادین پرچم تکان می‌دهند مستقیم با گلوله جنگی به پهلویش شلیک کرد.
او فقط ۲۳ سال داشت.

مادرش گفت:
«صهبا پر از رویا بود. آرزوی داوری در جام جهانی را داشت. همه چیز را گذاشت و رفت. صهبا خودش رویا شد.»

حالا جام جهانی شروع شده است. بدون صهبا. بدون بسیاری از آنان که عاشق فوتبال بودند.

فیفا سکوت کرده است. جیانی اینفانتینو حتی یک کلمه نگفته است.

اما ما هستیم. و صهبا را فراموش نمی‌کنیم. ما هستیم که دنیا صهبا و صهباها را فراموش نکند.

#صهبا_رشتیان
💔16619😢11🤬5👍1
«می‌ترسیم برچسب اسلاموفوبیا بخوریم!»

این پاسخِ دانشجویان آمریکایی است وقتی می‌پرسم: چرا صدای زنان ایران و‌افغانستان نیستید؟

برای فلسطین خیابان را بند می‌آورید. برای اوکراین گلو پاره می‌کنید. اما وقتی نوبت به زنی می‌رسد که به خاطر یک تار موی آزاد، شلاق خورده یا کشته شده، ناگهان همه چیز پیچیده می‌شود. این پیچیدگی نیست. این ترس نیست. این انتخاب است.
باید روایت‌ها را تغییر دهیم تا نسل جوان دست از حمایت از حماس و حزب‌الله و‌جمهوری اسلامی بردارد. برای این کار ترجیح میدهم سفر کنم و با تک تک دانشجویان از نزدیک حرف بزنم. بدون قضاوت اول گوش کنم و‌ بعد تجربه‌های زیسته‌مان زیر قوانین شریعت را به آنها منتقل کنم.
بگذارید صریح بگویم: کسی که از زنانِ مقابل اسلحه و شکنجه دفاع می‌کند، باعث اسلام هراسی نمی شود این خود قوانین اعدام و شکنجه است که ترس‌های حقیقی ما از شریعت و‌اسلام
گرایی را رقم زده. کسی که در برابر این جنایت سکوت می‌کند، شریک جرم است.

ادامه👇
👍9215🔥10
ادامه👆
حجاب اجباری فرهنگ ایران و افغانستان و خاورمیانه نیست. فرهنگ ایران هزاران سال پیش از این حکومت وجود داشته. حجاب اجباری نماد اشغال یک حکومت اسلامی واپسگرای ضد حقوق بشر است؛ این حجاب شده پرچم یک رژیم تروریستی که تن زنان را به میدان نبرد بدل کرده تا قدرتش را به رخ بکشد و ایدئولوژی خود را جهانی کند.

من به دانشگاه‌های آمریکا نیامده‌ام تا محبوب باشم. می توانید از من و‌ حرف‌هایم خوشتان نیاید اما آمده‌ام تا یک آینه جلوی صورتتان بگیرم:

آزادی‌خواهیِ گزینشی، آزادی‌خواهی نیست. تسلیم شدن در برابر قوانین برده‌‌داری و عادی سازی تبعیض و کشتار زیر سایه حکومت‌های اسلامی است.

اگر برخی از چپ‌ها می‌توانند فاشیسم مذهبی را نادیده بگیرند، باید از خودش بپرسد دقیقاً چه چیزی را دارد محافظت می‌کند؟
اگر بخشی از راست‌ها می‌گویند «آمریکا اول» است و نمی‌خواهند با آخوند و طالب و اسلام‌گرایان این رژیم‌های اسلامی که دست به قتل‌عام مردم خودش می‌زند وارد جنگ شوند، نمی‌دانند که با عادی سازی دیکتاتورها، و مشروعیت بخشیدن به طالبان و جمهوری اسلامی، فردا بادید در خاک خودشان با این تروریست‌ها بجنگند. سکوت راه چاره نیست.
نسل جوان آمریکا باید انتخاب کند: یا با زنانی که جانشان را برای آزادی می‌دهند ایستاده‌اند، یا پشت واژه‌ها پنهان می‌شوند و تاریخ، قضاوتشان خواهد کرد.
👍10423🔥10