Forwarded from Deleted Account
گزارش کامل تسنیم از اختتامیه شعر فجر در مشهد
خاطره خوش افغانستانیها در یازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر/از اعطای دکترای افتخاری به کاظمی تا درخشش پنج شاعر افغانستانی+تصاویر
http://tn.ai/1350147
خاطره خوش افغانستانیها در یازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر/از اعطای دکترای افتخاری به کاظمی تا درخشش پنج شاعر افغانستانی+تصاویر
http://tn.ai/1350147
خبرگزاری تسنیم
خبرگزاری تسنیم - خاطره خوش افغانستانیها در یازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر/از اعطای دکترای افتخاری به کاظمی تا درخشش پنج شاعر…
مراسم اختتامیه شعر فجر با تقدیر از برگزیدگان این دوره به کار خود پایان داد.
گزارش جناب بصیراحمد حسینزاده از سخنرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبیر علمی جشنوارۀ فجر. 👇
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران: کاظمی شاعری اخلاقی و انسانی است/ شعر و شاعر مرز نمیشناسد/کاظمی به زبان فارسی تعلق دارد.
fna.ir/PIKCQI
@hosinzadee
fna.ir/PIKCQI
@hosinzadee
Forwarded from Deleted Account
یادداشت اختصاصی/محمد کاظم کاظمی
نگاهی به جشنواره یازدهم شعر فجر؛ از حضور جدی افغانستان تا داوریهای بیحاشیه
http://tn.ai/1352799
نگاهی به جشنواره یازدهم شعر فجر؛ از حضور جدی افغانستان تا داوریهای بیحاشیه
http://tn.ai/1352799
خبرگزاری تسنیم
خبرگزاری تسنیم - نگاهی به جشنواره یازدهم شعر فجر؛ از حضور جدی افغانستان تا داوریهای بیحاشیه
«محمد کاظم کاظمی» شاعر برجسته افغانستانی و دبیر یازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر یادداشتی پیرامون کم و کیف این جشنواره در اختیار خبرگزاری تسنیم قرا داد.
با تشکر از خانم فائزه حمزهای که در پوشش جشنواره در تسنیم بسیار تلاش کردند و این مطلب هم به سفارش ایشان نوشته شد. 👆
کانال محمدکاظم کاظمی
در این وضعیت، ولی باز هم کسی جز علمای راستین دین، کسی نمیتواند این گرهها را بگشاید. این گروه از علما را چگونه میشود پرورش داد و تقویت کرد؟ من به خاطر دارم که باری آیتالله شیخ آصف محسنی عالم برجستۀ افغانستان طرح بسیار خوبی برای وحدت میان شیعه و سنی داد.…
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت هفتم، نقش سیاست
این روشن است که بسیاری از اختلافهای مذهبی ما یا به دست اهل سیاست ایجاد شده، یا تشدید شده است. ستمهای حکومتهای اموی و عباسی و اقمار آنان مثل غزنویان بر شیعیان غیرقابل انکار است. درگیریهای حکومتهای صفوی و عثمانی باز حدیثی مفصل دارد. البته حکومت صفوی از جهت تثبیت مذهب تشیع و ایجاد یک دولت شیعی مقتدر، به تشیع خدمت کرد. ولی جدال این دو حکومت که هر یک قطب اصلی یک مذهب به حساب میآمدند، در مجموع اسلام را تضعیف کرد.
بهرهبرداری استعمارگران، به ویژه انگلیسان از درگیریهای مذهبی مسلمانان تا کنون هم ادامه دارد. در پشت سر بیشتر جریانهای افراطی هر دو سوی، دست انگلیس و دیگر قدرتهای جهانی نهفته است. متأسفانه افراطیان مذهبی هیچ نمیدانند که بزرگترین بهره از این اختلافها را دشمنان اسلام میگیرند، چنان که تا کنون هم گرفتهاند.
اما در خود جهان اسلام هم سیاست در این جدالها بیاثر نیست. امروزه عربستان سعودی با آن گرایش افراطی، بسیار مایل است که نقش مرکزیت اهل سنت دنیا را بیابد، درست در مقابل ایران که در میان اهل تشیع دنیا چنین موقعیتی یافته است. شیعیان کشورهای دیگر، گاهی جور این مجادلات را میکشند.
البته اگر منصفانه بنگریم، باید بپذیریم که نقش عربستان و قدرتهای اقماری آن غالباً تهاجمی بوده است، یعنی یک عزم جدی برای تضعیف جامعۀ شیعی در سراسر دنیا. ولی موضع ایران تدافعی است و نسبتاً ملایم، به گونهای که بیشتر خود را حامی شیعیان میداند و نه مهاجم بر اهل سنت.
در همین مسیر، این را هم باید پذیرفت که در ایران، به نسبت عربستان و بعضی کشورهای دیگر، تلاش عمده حکومت، حفظ آرامش و مناسبات سالم میان اهالی دو مذهب بوده است. به همین دلیل است که شیعیان افراطی از جمهوری اسلامی ایران هم دل خوشی ندارند، چون گویا در این کشور دست خود را برای تهاجمهای رسانهای و تبلیغی بر اهل سنت بسته میبینند. بیسبب نیست که شبکههای تلویزیونی آنان مرتباً به جمهوری اسلامی و سران آن دشنام میدهند و از این که جمهوری اسلامی دشنام دادن به بزرگان مذاهب دیگر، قمه زدن و دیگر رفتارهای تحریکآمیز را ممنوع کرده است، سخت ناراضی هستند.
اما حال که بحث ایران پیش آمد، بد نیست اضافه کنم که به نظر من آنچه در ایران میگذرد، از یک منظر دیگر قابل تأمل است، و آن سیاست فرهنگی و مذهبی کشور است. در این سالها فعالیتهای فرهنگی و مذهبی کشور، توازن خوبی نداشته است. من جوانب این عدم توازن را تا جایی که خودم درک میکنم ذکر میکنم.
۱. کمرنگ شدن شخصیت حضرت پیامبر در برابر دیگر بزرگان دین. شما کافی است که تبلیغات مذهبی رسانهها و مجامع دینی و تبلیغی برای حضرت عباس و حضرت پیامبر را با هم مقایسه کنید.
۲. تشدید شخصیتگرایی و در مقابل کمرنگ شدن تعالیم دینی. یعنی مردم بیشتر به تجلیل شخصیتهای دینی توجه کنند، تا عمل کردن به تعالیم دینی. چنین است که بسیاری کسان «حبّ علی» داشتن را برای شیعه و یا مسلمان بودن خود کافی و مایه نجات در آخرت میدانند، در حالی که انتظار واقعی از یک شیعه، علیوار رفتار کردن است، نه تنها دوست داشتن علی.
۳. کمرنگ شدن نقش عالمان و متفکران دین و در مقابل پررنگ شدن گروههای تبلیغی مثل مداحان و ذاکران اهل بیت.
۴. کمرنگ شدن قرآن و پررنگشدن روایات، حتی اگر روایات معتبری نباشد.
۵. کمرنگ شدن نقش عقل و پررنگ شدن نقش نقل در فهم درست دین. در همین مسیر است که اخباریگری تا حدودی و در میان بعضی از اقشار مذهبی تشدید شده است.
همینجا بگویم که من مخالف تجلیلها و مراسم و برنامههای تبلیغی مذهبی نیستم، ولی تصور میکنم که گرایش عمومی در این سالها در ایران، به سمت شعائر، مناسبتها، تجلیلها و برنامههای ظاهری و عامپسند، بیشتر از حد لازم بوده و به همین میزان به تعالی اخلاقی جامعه که هدف اصلی دین است، کمتر توجه شده است. البته این را هم بگویم که این قضاوت من، نسبی و محدود به اطلاعات و چشمدیدهای خودم است.
مجموعه این عوامل باعث شده است که رفتارهای عامپسندانۀ دینی بیشتر رواج یابد و افراطیان که معمولاً در میان عوام قدرت نفوذ بیشتری دارند، از این موقعیت استفاده کنند، هرچند جمهوری اسلامی خودش این تمایل را نداشته باشد.
من سالهاست که از جامعۀ افغانستان دور هستم و نمیتوانم قضاوت دقیقی بکنم، ولی به نظر میرسد که همین نوع گرایش در سالهای اخیر، کمابیش در کشور ما هم دیده میشود و میبینیم که بعضی تنشهای مذهبی را ایجاد کرده است. این در حالی است که در کشور ما جدالهای مذهبی بسیار اندک بوده و اگر جدالی هم بوده، بیشتر قومی و زبانی بوده است.
#دو_مذهب
#قسمت_هفتم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 قسمت هفتم، نقش سیاست
این روشن است که بسیاری از اختلافهای مذهبی ما یا به دست اهل سیاست ایجاد شده، یا تشدید شده است. ستمهای حکومتهای اموی و عباسی و اقمار آنان مثل غزنویان بر شیعیان غیرقابل انکار است. درگیریهای حکومتهای صفوی و عثمانی باز حدیثی مفصل دارد. البته حکومت صفوی از جهت تثبیت مذهب تشیع و ایجاد یک دولت شیعی مقتدر، به تشیع خدمت کرد. ولی جدال این دو حکومت که هر یک قطب اصلی یک مذهب به حساب میآمدند، در مجموع اسلام را تضعیف کرد.
بهرهبرداری استعمارگران، به ویژه انگلیسان از درگیریهای مذهبی مسلمانان تا کنون هم ادامه دارد. در پشت سر بیشتر جریانهای افراطی هر دو سوی، دست انگلیس و دیگر قدرتهای جهانی نهفته است. متأسفانه افراطیان مذهبی هیچ نمیدانند که بزرگترین بهره از این اختلافها را دشمنان اسلام میگیرند، چنان که تا کنون هم گرفتهاند.
اما در خود جهان اسلام هم سیاست در این جدالها بیاثر نیست. امروزه عربستان سعودی با آن گرایش افراطی، بسیار مایل است که نقش مرکزیت اهل سنت دنیا را بیابد، درست در مقابل ایران که در میان اهل تشیع دنیا چنین موقعیتی یافته است. شیعیان کشورهای دیگر، گاهی جور این مجادلات را میکشند.
البته اگر منصفانه بنگریم، باید بپذیریم که نقش عربستان و قدرتهای اقماری آن غالباً تهاجمی بوده است، یعنی یک عزم جدی برای تضعیف جامعۀ شیعی در سراسر دنیا. ولی موضع ایران تدافعی است و نسبتاً ملایم، به گونهای که بیشتر خود را حامی شیعیان میداند و نه مهاجم بر اهل سنت.
در همین مسیر، این را هم باید پذیرفت که در ایران، به نسبت عربستان و بعضی کشورهای دیگر، تلاش عمده حکومت، حفظ آرامش و مناسبات سالم میان اهالی دو مذهب بوده است. به همین دلیل است که شیعیان افراطی از جمهوری اسلامی ایران هم دل خوشی ندارند، چون گویا در این کشور دست خود را برای تهاجمهای رسانهای و تبلیغی بر اهل سنت بسته میبینند. بیسبب نیست که شبکههای تلویزیونی آنان مرتباً به جمهوری اسلامی و سران آن دشنام میدهند و از این که جمهوری اسلامی دشنام دادن به بزرگان مذاهب دیگر، قمه زدن و دیگر رفتارهای تحریکآمیز را ممنوع کرده است، سخت ناراضی هستند.
اما حال که بحث ایران پیش آمد، بد نیست اضافه کنم که به نظر من آنچه در ایران میگذرد، از یک منظر دیگر قابل تأمل است، و آن سیاست فرهنگی و مذهبی کشور است. در این سالها فعالیتهای فرهنگی و مذهبی کشور، توازن خوبی نداشته است. من جوانب این عدم توازن را تا جایی که خودم درک میکنم ذکر میکنم.
۱. کمرنگ شدن شخصیت حضرت پیامبر در برابر دیگر بزرگان دین. شما کافی است که تبلیغات مذهبی رسانهها و مجامع دینی و تبلیغی برای حضرت عباس و حضرت پیامبر را با هم مقایسه کنید.
۲. تشدید شخصیتگرایی و در مقابل کمرنگ شدن تعالیم دینی. یعنی مردم بیشتر به تجلیل شخصیتهای دینی توجه کنند، تا عمل کردن به تعالیم دینی. چنین است که بسیاری کسان «حبّ علی» داشتن را برای شیعه و یا مسلمان بودن خود کافی و مایه نجات در آخرت میدانند، در حالی که انتظار واقعی از یک شیعه، علیوار رفتار کردن است، نه تنها دوست داشتن علی.
۳. کمرنگ شدن نقش عالمان و متفکران دین و در مقابل پررنگ شدن گروههای تبلیغی مثل مداحان و ذاکران اهل بیت.
۴. کمرنگ شدن قرآن و پررنگشدن روایات، حتی اگر روایات معتبری نباشد.
۵. کمرنگ شدن نقش عقل و پررنگ شدن نقش نقل در فهم درست دین. در همین مسیر است که اخباریگری تا حدودی و در میان بعضی از اقشار مذهبی تشدید شده است.
همینجا بگویم که من مخالف تجلیلها و مراسم و برنامههای تبلیغی مذهبی نیستم، ولی تصور میکنم که گرایش عمومی در این سالها در ایران، به سمت شعائر، مناسبتها، تجلیلها و برنامههای ظاهری و عامپسند، بیشتر از حد لازم بوده و به همین میزان به تعالی اخلاقی جامعه که هدف اصلی دین است، کمتر توجه شده است. البته این را هم بگویم که این قضاوت من، نسبی و محدود به اطلاعات و چشمدیدهای خودم است.
مجموعه این عوامل باعث شده است که رفتارهای عامپسندانۀ دینی بیشتر رواج یابد و افراطیان که معمولاً در میان عوام قدرت نفوذ بیشتری دارند، از این موقعیت استفاده کنند، هرچند جمهوری اسلامی خودش این تمایل را نداشته باشد.
من سالهاست که از جامعۀ افغانستان دور هستم و نمیتوانم قضاوت دقیقی بکنم، ولی به نظر میرسد که همین نوع گرایش در سالهای اخیر، کمابیش در کشور ما هم دیده میشود و میبینیم که بعضی تنشهای مذهبی را ایجاد کرده است. این در حالی است که در کشور ما جدالهای مذهبی بسیار اندک بوده و اگر جدالی هم بوده، بیشتر قومی و زبانی بوده است.
#دو_مذهب
#قسمت_هفتم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from موسسه فرهنگی درّ دری
🎬برنامه تلویزیونی #شمسه
گفتگو با شاعر، نویسنده و پژوهشگر برجسته افغانستانی؛
#استاد_سید_ابوطالب_مظفری
امروز، دوشنبه، ساعت 20:05
شبکه خراسان رضوی
@DorreDarii
گفتگو با شاعر، نویسنده و پژوهشگر برجسته افغانستانی؛
#استاد_سید_ابوطالب_مظفری
امروز، دوشنبه، ساعت 20:05
شبکه خراسان رضوی
@DorreDarii
📝خدا حافظ زرنگار
بعد از بیست سال، به نظرم زمان خداحافظی با نرمافزار زرنگار فرارسیده است. نرمافزاری قدرتمند که با همه حجم کم و سادگی خود، برای صفحهآرایی کتاب امکانات شگفتآوری داشت. بعضی از امکانات این برنامه هنوز بعد از بیست سال بوی تازگی میدهد.
با آن که قریب به ده سال است که ورد و سپس این دیزاین، در عرصۀ نشر رومیزی بر زرنگار غلبه یافتهاند، هنوز در بعضی حوزهها، مثل چیدن شعر و یا استخراج فهرست اعلام، زرنگار بیرقیب بوده است.
من حدود هفت سال است که با این دیزاین کار میکنم، ولی گاه برای بعضی کتابهایی که شعر یا استخراج فهرست اعلام داشتند، مثل کتابهای دکتر شریعتی، همچنان محتاج زرنگار بودم.
اما اکنون و با افرایش تواناییهای این دیزاین برای صفحهآرایی کتابهای فارسی، به نظر میرسد که باید با زرنگار وداع کرد و سازندگان آن را که خدمتی عظیم به نشر رومیزی فارسی کردند، ستود و برایشان آرزوهای نیک داشت.
خداوند از اجر سازندگان ورد (این بدترین نرمافزار خوب دنیا) بکاهد و میان سازندگان زرنگار و این دیزاین تقسیم کند. آمین.
@mkazemkazemi
بعد از بیست سال، به نظرم زمان خداحافظی با نرمافزار زرنگار فرارسیده است. نرمافزاری قدرتمند که با همه حجم کم و سادگی خود، برای صفحهآرایی کتاب امکانات شگفتآوری داشت. بعضی از امکانات این برنامه هنوز بعد از بیست سال بوی تازگی میدهد.
با آن که قریب به ده سال است که ورد و سپس این دیزاین، در عرصۀ نشر رومیزی بر زرنگار غلبه یافتهاند، هنوز در بعضی حوزهها، مثل چیدن شعر و یا استخراج فهرست اعلام، زرنگار بیرقیب بوده است.
من حدود هفت سال است که با این دیزاین کار میکنم، ولی گاه برای بعضی کتابهایی که شعر یا استخراج فهرست اعلام داشتند، مثل کتابهای دکتر شریعتی، همچنان محتاج زرنگار بودم.
اما اکنون و با افرایش تواناییهای این دیزاین برای صفحهآرایی کتابهای فارسی، به نظر میرسد که باید با زرنگار وداع کرد و سازندگان آن را که خدمتی عظیم به نشر رومیزی فارسی کردند، ستود و برایشان آرزوهای نیک داشت.
خداوند از اجر سازندگان ورد (این بدترین نرمافزار خوب دنیا) بکاهد و میان سازندگان زرنگار و این دیزاین تقسیم کند. آمین.
@mkazemkazemi
Forwarded from کانال زینب بیات
🔻چه تفاوتی بین زبان فارسی و زبان دری وجود دارد و آیا اینها دو زبان تلقی می شوند؟
از چه زمانی در افغانستان به زبان ما نام «دری» اطلاق شد؟
بررسی این مساله را درگفتگوی ما با استاد محمد کاظم کاظمی از برنامه ی آهنگ زندگی بشنوید.
@zaynabbayat
از چه زمانی در افغانستان به زبان ما نام «دری» اطلاق شد؟
بررسی این مساله را درگفتگوی ما با استاد محمد کاظم کاظمی از برنامه ی آهنگ زندگی بشنوید.
@zaynabbayat
🔴 ایمنسازی تلگرام از دسترس دیگران، با روش تأیید دومرحلهای، یا انتخاب رمز ابری.
👆
در پست بالا، یک فایل پیدیاف برای آموزش این قضیه آماده کردهام. اگر نگران هک شدن تلگرامتان یا دسترسی دیگران به آن هستید، این را حتماً بخوانید و به کار بندید، تا رستگار شوید.
فقط این را بدانید که اگر رمز ابری را فعال نکرده باشید، تلگرام شما به راحتی قابل هک شدن است.
#امنیت_تلگرام
#رمز_ابری
#رمز_دوم
@mkazemkazemi
👆
در پست بالا، یک فایل پیدیاف برای آموزش این قضیه آماده کردهام. اگر نگران هک شدن تلگرامتان یا دسترسی دیگران به آن هستید، این را حتماً بخوانید و به کار بندید، تا رستگار شوید.
فقط این را بدانید که اگر رمز ابری را فعال نکرده باشید، تلگرام شما به راحتی قابل هک شدن است.
#امنیت_تلگرام
#رمز_ابری
#رمز_دوم
@mkazemkazemi
Forwarded from Deleted Account
در پایان ایام تعطیلات نوروز در مراسمی ضمن برپایی نمایشگاه آثار، از آثار برگزیده تقدیر به عمل میآید.
آثار عکاسی و دل نوشتههای ارسالی به تفکیک و با نام صاحب اثر در خبرگزاری تسنیم منتشر میشود👆👆👆
آثار عکاسی و دل نوشتههای ارسالی به تفکیک و با نام صاحب اثر در خبرگزاری تسنیم منتشر میشود👆👆👆
🔴 سفارش
🔹 محمدکاظم کاظمی
(روایتی از یک گفتگو میان دو مهاجر، یکی در این سو و یکی در آن سوی آبها)
ـ «تسبیح و فال حافظ و قندان نقرهکار
فرهنگ انگلیسی و دیوان شهریار
مُهر امین و پستۀ خندان و زعفران...»
ـ «بگذار تا حقوق بگیرم، بزرگوار!»
🔸
گفتی که در اوایل اسفند میرسی
اسفند، ماه آخر سال است و اوج کار
اسفند کودکی است که تعطیل میشود
از پشت میز میرود آخر به پشت دار
اسفند پستهای است که مادر میآورد
تا بشکند به مزد و نشیند به انتظار
اسفند دختری است که آسوده میشود
از درد زندگی به مداوای انتحار
اسفند لوحهای است که آماده میشود
بر قطعۀ صد و سی و شش، قبر شصت و چار
اسفند نامهای است که تمدید میشود
آری، اگر که یار شود بخت و روزگار
ـ این نامهها به بال کبوتر نمیشود
باج و خراج بایدمان داد، بیشمار ـ
اسفند ناله میکند و دود میشود
در دفع چشم زخم بزرگان روزگار
گفتی «قطار خرّم نوروز میرسد»
نوروز را نداده کسی راه در قطار
نوروز، گرم کوره و نوروز پشت چرخ
نوروز مانده آن طرف سیم خاردار
🔸
پرسیدهای که «سالِ فراروی، سال چیست؟
نومید بود باید از آن یا امیدوار؟»
وقتی که سال، سال کبوتر نمیشود
دیگر چه فرق میکند اسپ و پلنگ و مار؟
این خرّمی بس است که سنجاق میشود
بر سررسید کهنۀ من برگی از بهار
تا شعر تازهای بنویسم بر آن ورق
از ما همین دو بیت بماند به یادگار
فروردین ۱۳۸۶
#شعر_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
#سفارش
@mkazemkazemi
🔹 محمدکاظم کاظمی
(روایتی از یک گفتگو میان دو مهاجر، یکی در این سو و یکی در آن سوی آبها)
ـ «تسبیح و فال حافظ و قندان نقرهکار
فرهنگ انگلیسی و دیوان شهریار
مُهر امین و پستۀ خندان و زعفران...»
ـ «بگذار تا حقوق بگیرم، بزرگوار!»
🔸
گفتی که در اوایل اسفند میرسی
اسفند، ماه آخر سال است و اوج کار
اسفند کودکی است که تعطیل میشود
از پشت میز میرود آخر به پشت دار
اسفند پستهای است که مادر میآورد
تا بشکند به مزد و نشیند به انتظار
اسفند دختری است که آسوده میشود
از درد زندگی به مداوای انتحار
اسفند لوحهای است که آماده میشود
بر قطعۀ صد و سی و شش، قبر شصت و چار
اسفند نامهای است که تمدید میشود
آری، اگر که یار شود بخت و روزگار
ـ این نامهها به بال کبوتر نمیشود
باج و خراج بایدمان داد، بیشمار ـ
اسفند ناله میکند و دود میشود
در دفع چشم زخم بزرگان روزگار
گفتی «قطار خرّم نوروز میرسد»
نوروز را نداده کسی راه در قطار
نوروز، گرم کوره و نوروز پشت چرخ
نوروز مانده آن طرف سیم خاردار
🔸
پرسیدهای که «سالِ فراروی، سال چیست؟
نومید بود باید از آن یا امیدوار؟»
وقتی که سال، سال کبوتر نمیشود
دیگر چه فرق میکند اسپ و پلنگ و مار؟
این خرّمی بس است که سنجاق میشود
بر سررسید کهنۀ من برگی از بهار
تا شعر تازهای بنویسم بر آن ورق
از ما همین دو بیت بماند به یادگار
فروردین ۱۳۸۶
#شعر_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
#سفارش
@mkazemkazemi
Forwarded from عکس نگار
🍀 پیوند
🔹 محمدکاظم کاظمی
آیا شود بهار که لبخندمان زند؟
از ما گذشت، جانب فرزندمان زند
آیا شود که بَرْشزنِ(۱) پیر دورهگرد
مانند کاسههای کهن بندمان زند؟
ما شاخههای سرکش سیبیم، عین هم
یک باغبان بیاید و پیوندمان زند
مشت جهان و اهل جهان بازِ باز شد
دیگر کسی نمانده که ترفندمان زند
نانی به آشکار به انبان ما نهد
زهری نهان به کاسۀ گُلقندمان زند
ما نشکنیم اگر چه دگرباره گردباد
بردارد و به کوه دماوندمان زند
رویینتنیم اگر چه تهمتن به مکر زال
تیر دوسر به ساحل هلمندمان زند
سر میدهیم زمزمههای یگانه را
حتّی اگر زمانه دهانبندمان زند
اسفند ۱۳۸۰
1. بَرْشزدن: بند زدن ظروف شکسته.
#شعر_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
#پیوند
@mkazemkazemi
🔹 محمدکاظم کاظمی
آیا شود بهار که لبخندمان زند؟
از ما گذشت، جانب فرزندمان زند
آیا شود که بَرْشزنِ(۱) پیر دورهگرد
مانند کاسههای کهن بندمان زند؟
ما شاخههای سرکش سیبیم، عین هم
یک باغبان بیاید و پیوندمان زند
مشت جهان و اهل جهان بازِ باز شد
دیگر کسی نمانده که ترفندمان زند
نانی به آشکار به انبان ما نهد
زهری نهان به کاسۀ گُلقندمان زند
ما نشکنیم اگر چه دگرباره گردباد
بردارد و به کوه دماوندمان زند
رویینتنیم اگر چه تهمتن به مکر زال
تیر دوسر به ساحل هلمندمان زند
سر میدهیم زمزمههای یگانه را
حتّی اگر زمانه دهانبندمان زند
اسفند ۱۳۸۰
1. بَرْشزدن: بند زدن ظروف شکسته.
#شعر_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
#پیوند
@mkazemkazemi
Forwarded from محمدکاظم کاظمی
دلم میگیرد وقتی در بین همه تصویرهای یافت شده در جستجوی «مهاجر افغان در ایران» فقط یک تصویر نشاطبخش است. امید که به همت همدلان دو ملت، روزی برسد که تصویرهای دیگر خود محو شوند، نه به مدد فتوشاپ.
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
کانال بصیر احمد حسین زاده
خبرنگار و عکاس
🔸گزارش های تصویری خبری از فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و هنری مهاجرین در مشهد را از این کانال دریافت کنید👇🏻
@hosinzadee
خبرنگار و عکاس
🔸گزارش های تصویری خبری از فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و هنری مهاجرین در مشهد را از این کانال دریافت کنید👇🏻
@hosinzadee
🔴 از «!» خیلی استفاده نکن
برادر من، خواهر من، از علامت «!» خیلی استفاده نکن. لازم نیست هر جا کسی را خطاب کردی، این چماق را هم به دستت بگیری. لازم نیست هر جا مصراع خوبی گفتی، این را هم به دُم آن ببندی. لازم نیست طنز نهفته در کلام را با «!» نشان دهی و اگر یکی کم بود، چند تا پیاپی. این علامت در کل علامت خوبی نیست. همیشه نشان میدهد که به زور این علامت حرفت را به کرسی مینشانی.
نکن برادر من، خواهر من.
من همینجا میتوانستم بگویم «نکن! برادر من! خواهر من!» و اگر قدیم بود چنین میکردم. همین لحظه در حال بازنگری در کتاب «شعر پارسی» هستم و یکسره در حال حذف این علامتها که در آن زمانِ جوانی و جاهلی گذاشته بودم.
مثلاً شعر نیما را چنین نوشته بودم:
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد میکند بیهوده جان قربان!
واقعاً این «!» در اینجا چهکاره است؟ اگر قرار باشد احساسی و اندوهی به خواننده منتقل شود، این کار کلمات است و هنر شاعر که این کار را بکند، که در اینجا هم کرده است.
در بسیار وقتها کار با یک ویرگول راه میافتد و گاهی هم هیچ چیزی لازم نیست. هر چه کمتر علامت بگذاریم، بهتر است. مگر این که ناچار باشیم.
در نهایت بعد از یک مرور در متن کتاب «شعر پارسی» از حدود ۳۷۰ مورد علامت «!» فقط ۶۲ مورد باقی ماند.
@mkazemkazemi
برادر من، خواهر من، از علامت «!» خیلی استفاده نکن. لازم نیست هر جا کسی را خطاب کردی، این چماق را هم به دستت بگیری. لازم نیست هر جا مصراع خوبی گفتی، این را هم به دُم آن ببندی. لازم نیست طنز نهفته در کلام را با «!» نشان دهی و اگر یکی کم بود، چند تا پیاپی. این علامت در کل علامت خوبی نیست. همیشه نشان میدهد که به زور این علامت حرفت را به کرسی مینشانی.
نکن برادر من، خواهر من.
من همینجا میتوانستم بگویم «نکن! برادر من! خواهر من!» و اگر قدیم بود چنین میکردم. همین لحظه در حال بازنگری در کتاب «شعر پارسی» هستم و یکسره در حال حذف این علامتها که در آن زمانِ جوانی و جاهلی گذاشته بودم.
مثلاً شعر نیما را چنین نوشته بودم:
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد میکند بیهوده جان قربان!
واقعاً این «!» در اینجا چهکاره است؟ اگر قرار باشد احساسی و اندوهی به خواننده منتقل شود، این کار کلمات است و هنر شاعر که این کار را بکند، که در اینجا هم کرده است.
در بسیار وقتها کار با یک ویرگول راه میافتد و گاهی هم هیچ چیزی لازم نیست. هر چه کمتر علامت بگذاریم، بهتر است. مگر این که ناچار باشیم.
در نهایت بعد از یک مرور در متن کتاب «شعر پارسی» از حدود ۳۷۰ مورد علامت «!» فقط ۶۲ مورد باقی ماند.
@mkazemkazemi