کانال محمدکاظم کاظمی
2.87K subscribers
2.04K photos
314 videos
99 files
953 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
🔴 شب یلدا
🔹محمدکاظم کاظمی

اینجا، در این تلاقی خون‌ها و شیشه‌ها
شب‌های بد بلندترند از همیشه‌ها

شب‌های بد بلندترند از همیشه‌ها
تا آب این درخت بخشکد به ریشه‌ها

امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر

دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر

وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف این‌همه سختی شود مگر
سیبی که می‌خورید درختی شود مگر

مستوجب عطای بخیلان شوی شبی‌
منظور وعده‌های وکیلان شوی شبی‌:

«من آمدم ترانه بیارم برایتان‌
آجیل و هندوانه بیارم برایتان‌

روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شب‌هایتان همیشه به یلدا بدل شود

آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است‌
سختی همیشه در صد و سی سال اول است‌

دیگر کلید بخت به جیب تو می‌شود
یعنی خوراک برّه نصیب تو می‌شود

ما هندوانه هر شب دی پوست می‌کُنیم‌
آن را نثار خوب‌ترین دوست می‌کنیم»
🔸
کوچک زیاد بوده‌ای‌، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه‌! گرگ شو

سال دگر به سیب زمینی بسنده کن‌
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن‌

امسال اگر بریدۀ نان می‌خوریم ما،
سال دگر خوراک شبان می‌خوریم ما
فروردین 1385

#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
👍123
💠 شب عاشقان بیدل
بررسی بدایع شعری عبدالقادر بیدل

🧔🏻‍♂️ #محمدکاظم_کاظمی
شاعر و پژوهشگر
مؤلف کتاب‌های «گزیدۀ غزلیات بیدل»، «گزیدۀ رباعیات بیدل»، «کلید در باز»، «روزنه»، «شعر پارسی»، «هشت رود» و...

◼️ ۵ جلسه
🕡 یک‌شنبه‌ها، ساعت ۱۸
🌐 فقط مجازی
💳 ۵۰۰ هزار تومان

📚 دربارهٔ کلاس:
عبدالقادر بیدل، شاعر بزرگ زبان فارسی دارای جهانی است خاص و شعری دیریاب. این شاعر به سبب سبک خاص بیان و جغرافیای ویژهٔ زندگی خود، سال‌ها در ایران کمتر شناخته شده بود. در دهه‌های اخیر، بعضی از شاعران و پژوهشگران ادب فارسی، پنجره‌هایی به شعر او گشوده‌اند. از این میان محمدکاظم کاظمی، شاعر دانشمند و مصحح و پژوهشگر و شارح اشعار بیدل دهلوی، پژوهش‌هایی دربارهٔ بدایع شعری و نیز راه مواجهه با دشواری‌های کلام این شاعر انجام داده است.
او در این دوره، ما را با بدایع صوری و معنوی این شاعر، بیشتر آشنا می‌سازد. از خصوصیات سبکی، عوالم معنوی و دلایل دشواری‌های شعر بیدل خواهد گفت و شعرهایی از این شاعر را در این مسیر، شرح و توضیح می‌دهد.

▪️برای ثبت‌نام به ادمین مدرسۀ سه‌نقطه پیام دهید.

@SeNoghteSchool
5🤩2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ داغم از سودای خام و غفلت وهم رسا
او سپهر و من کفی خاک، او کجا و من کجا

🟣 جهان رنگ: گلچینی از غزلیات بیدل
🔸تهیه کننده و گوینده: #زینب_بیات
🔹کارشناس: #محمدکاظم_کاظمی
🔺تهیه و تنظیم: زینب بیات
#بیدل
#جهان_رنگ
#رادیو_دری
@zaynabbayat
1
🔴 سفارش
🔹 محمدکاظم کاظمی

(روایتی از یک گفتگو میان دو مهاجر، یکی در این سو و یکی در آن سوی آب‌ها)

- «تسبیح و فال حافظ و قندان نقره‌کار
فرهنگ انگلیسی و دیوان شهریار

مُهر امین و پستۀ خندان و زعفران‌...»
- «بگذار تا حقوق بگیرم‌، بزرگوار!»
‏‌🔸
گفتی که در اوایل اسفند می‌رسی‌
اسفند، ماه آخر سال است و اوج کار

اسفند کودکی است که تعطیل می‌شود
از پشت میز می‌رود آخر به پشت دار

اسفند پسته‌ای است که مادر می‌آورد
تا بشکند به مزد و نشیند به انتظار

اسفند دختری است که آسوده می‌شود
از درد زندگی به مداوای انتحار

اسفند لوحه‌ای است که آماده می‌شود
بر قطعۀ صد و سی و شش‌، قبر شصت و چار

اسفند نامه‌ای است که تمدید می‌شود
آری‌، اگر که یار شود بخت و روزگار

- این نامه‌ها به بال کبوتر نمی‌شود
باج و خراج بایدمان داد، بی‌شمار ـ

اسفند ناله می‌کند و دود می‌شود
در دفع چشم زخم بزرگان روزگار
‏‌🔸
گفتی «قطار خرّم نوروز می‌رسد»
نوروز را نداده کسی راه در قطار

نوروز، گرمِ کوره و نوروز پشتِ چرخ‌
نوروز مانده آن طرف سیم خاردار
🔸
پرسیده‌ای که «سالِ فراروی‌، سال چیست‌؟
نومید بود باید از آن یا امیدوار؟»

وقتی که سال‌، سال کبوتر نمی‌شود
دیگر چه فرق می‌کند اسپ و پلنگ و مار؟

این خرّمی بس است که سنجاق می‌شود
بر سررسید کهنۀ من برگی از بهار

تا شعر تازه‌ای بنویسم بر آن ورق‌
از ما همین دو بیت بماند به یادگار
فروردین ۱۳۸۶

#شعر_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
#سفارش
@mkazemkazemi
20👍2
Forwarded from شهرستان ادب
ای وطن! شاید زعیم صادقی پیدا شود
عاقبت گوهرشناس لایقی پیدا شود
دردهایت استخوان‌سوز است، می‌دانم ولی
صبر کن، شاید طبیب حاذقی پیدا شود...

یادداشت محمّدکاظم کاظمی و چند شعر از مهران پوپل، پدیدۀ شعر افغانستان را از پیوند زیر بخوانید:
https://shahrestanadab.com/Content/ID/12454/

#مهران_پوپل
#محمدکاظم_کاظمی
#شعر_افغانستان
@shahrestanadab
10👍2👎2
💠 شب عاشقان بیدل
بررسی بدایع شعری عبدالقادر بیدل

🧔🏻‍♂️ #محمدکاظم_کاظمی
شاعر و پژوهشگر
مؤلف کتاب‌های «گزیدۀ غزلیات بیدل»، «گزیدۀ رباعیات بیدل»، «کلید در باز»، «روزنه»، «شعر پارسی»، «هشت رود» و...

◼️ ۵ جلسه
🕡 یک‌شنبه‌ها، ساعت ۱۸
🌐 فقط مجازی
💳 ۵۰۰ هزار تومان

📚 دربارهٔ کلاس:
عبدالقادر بیدل، شاعر بزرگ زبان فارسی دارای جهانی است خاص و شعری دیریاب. این شاعر به سبب سبک خاص بیان و جغرافیای ویژهٔ زندگی خود، سال‌ها در ایران کمتر شناخته شده بود. در دهه‌های اخیر، بعضی از شاعران و پژوهشگران ادب فارسی، پنجره‌هایی به شعر او گشوده‌اند. از این میان محمدکاظم کاظمی، شاعر دانشمند و مصحح و پژوهشگر و شارح اشعار بیدل دهلوی، پژوهش‌هایی دربارهٔ بدایع شعری و نیز راه مواجهه با دشواری‌های کلام این شاعر انجام داده است.
او در این دوره، ما را با بدایع صوری و معنوی این شاعر، بیشتر آشنا می‌سازد. از خصوصیات سبکی، عوالم معنوی و دلایل دشواری‌های شعر بیدل خواهد گفت و شعرهایی از این شاعر را در این مسیر، شرح و توضیح می‌دهد.

▪️برای ثبت‌نام به ادمین مدرسۀ سه‌نقطه یا شمارۀ ۰۹۹۶۰۶۳۶۳۰۷ پیام دهید.

@SeNoghteSchool
👍93🔥1
Forwarded from زین قند پارسی - علیرضا حیدری (علیرضا حیدری)
🔸خطۀ ویراستاران منتشر شد
🔹 به کوشش جواد رسولی
🔹با دیباچۀ گلی امامی
🔹 انتشارات کلهر
این کتاب در بر دارندۀ گفت‌وگوها و نوشته‌های چند تن از ویراستارانی است که در حوزه‌های کتاب، صداوسیما و مطبوعات مشهد/خراسان فعال بوده‌اند یا فعالیت دارند؛ ازجمله:
#علیرضا_حیدری
#محمود_ناظران‌پور، #خلیل_حسینی_عطار، #حسین_واحدی، #جعفر_جعفرزاده، #بیژن_باطنی، #محمدجعفر_یاحقی، #محمد_غلامی‌نژاد، #محمدرضا_کربلایی_مقدم، #محمدجواد_شکوری، #جلیل_خشخاشی_مقدم، #عباس_فرزانه، #علیرضا_لعلی، ، #حسن_احمدی، #علی_خزاعی‌فر، #محمد_تقی‌زاده، #جواد_کامیابی، #احمد_وضیعی، #قنبرعلی_فاکهی، #باقر_معین، #هاشم_جوادزاده، #محسن_مدیرشانه‌چی، #مهدی_جامی، #محمدکاظم_کاظمی، #سیدحمید_حیدری_ثانی، #محمدرضا_مروارید، #امیر_سلمانی_رحیمی، #اصغر_ارشاد_سرابی، #حمیدرضا_نویدی‌مهر، #حسن_عطائی‌راد.
👍7
#یاد_ها
☑️ «لا یمکن الفرار از عشق»
مروری بر یک قصیده‌ی عاشورایی

نوشتم اول خط بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر
 
فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد
که بندۀ‌ تو نخواهد گذاشت هرجا سر
 
قسم به معنی «لا یمکن الفرار از عشق»
که پر شده است جهان از حسین سرتاسر
 
نگاه کن به زمین! ما رایت الا تن
به آسمان بنگر! ما رایت الا سر
 
سری که گفت من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر
 
هرآنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر
 
همان سری که یَُحّب الجمال محوش بود
جمیل بود جمیلا بدن جمیلا سر
 
سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک همه بودند سروران را سر
 
زهیر گفت حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر
 
سپس به معرکه عبّاس «اجننی» گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر
 
بنازم ام وهب را به پارۀ تن گفت:
برو به معرکه با سر ولی میا با سر
 
خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت لحظۀ آخر به پای مولا سر
 
در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر
 
سری  که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود پا تا سر
 
پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر
 
امام غرق به خون بود و زیر لب می‌گفت:
به پیشگاه تو آورده‌ام خدایا سر
 
میان خاک کلام خدا مقطعه شد
میان خاک الف لام میم طاها سر
 
حروف اطهر قرآن و نعل تازۀ اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر
 
تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هر که هرچه دلش خواست داد، حتی سر
 
نبرد تن به تن آفتاب و پیکر او
ادامه داشت، ادامه سه روز ...اما سر -
 
جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر
 
صدای آیۀ کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر
 
بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر
 
چه قدر زخم که با یک نسیم وا می‌شد
نسیم آمد و بر نیزه شد شکوفا سر
 
عقیله غصه و درد و گلایه را به که گفت
به چوب، چوبه محمل؛ نه با زبان، با سر
 
دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

#سید_حمیدرضا_برقعی

🔰برنامه: #قند_پارسی
🖋نویسنده: #محمدکاظم_کاظمی
🎙تهیه‌کننده/ گوینده: #زینب_بیات
@zaynabbayat

#یک_حرف_از_هزاران
▶️ گزیده های ایران و جهان ◀️
@yekhezaran
👍51
🔴 ستارۀ احمد

🔸 به مناسبت سالگرد میلاد پیامبر بزرگ اسلام
🔹 محمدکاظم کاظمی

شب روشن است و ولوله‌ در آسمان شده است؟
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است

این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
آری، در آن ستارۀ احمد عیان شده است

امروز حال دهکده‌هامان بهاری است
حتی درختِ یخ‌زده هم شادمان شده است

آن سنگ سرد، پر شده است از گل گلاب
آن چوب خشک، شاخچۀ ارغوان شده است

در خانه تا به چند نشینی؟ که مرد و زن
راهی به سمت برزن و کوی و دکان شده است

عبدالعلی به خانۀ فاروق می‌رود
زینب دوباره عایشه را میزبان شده است

اما جدال مولوی و شیخ، کم نشد
این جنگ، مثل جنگ انار و دهان شده است

(البته شیخ و مولوی خوب نیز هست
با همدگر به سان دو گل مهربان شده است

این یک به دستِ بسته و آن یک به دست باز
با یک زبان به پیش خدا همزبان شده است

دیروز این به خانۀ آن میهمان شده
امروز آن به خانۀ این میهمان شده است)

***‏

القصه، شیخ و مولوی بد، در این مقام،
هر یک به سان کورۀ آتشفشان شده است

منبر برای موعظۀ خلقِ بی‌نواست
منبر برای این دو نفر نردبان شده است

دیدم که هر کدام، به قال و مقال خود
می‌گفت نیمۀ پرِ این استکان شده است

آری، در این مسابقه، صد بار دیده‌ایم
هر کس میان باخته‌ها قهرمان شده است

هر کس به مذهب پدر خویش، مفتی است
هر کس به زورخانۀ خود پهلوان شده است

دعوا چه می‌کنی، که به قال و مقالتان
این شیشه بارهاست به سنگ امتحان شده است

دعوا چه می‌کنی که در این کاروان چرا
گاهی علی و گاه عمر ساربان شده است

فکری بکن که مقصد این کاروان کجاست؟
در راه او چه دزد پلیدی‌ نهان شده است؟

فکری بکن که مال و منال مسافران
اینک نصیب راهزن بی‌‌امان شده است

وهابی از طریقی و غالی به گونه‌ای
آماده‌ی، جویدن این استخوان شده است

×××‏

هرچند خون ما و شما را مکیده‌اند
هرچند خون ما و شما رایگان شده است

ما هر دو تن دو نیمۀ سیبیم، عین هم
سیبی که پروریدۀ یک باغبان شده است

سیبی که آب خوردۀ رود حقیقت است
رودی که از مدینۀ احمد روان شده است

رودی که شاخه شاخه شد و هر طرف که رفت،
آبِ حیاتِ یک طرفِ این جهان شده است

نهری به قندهار رسید و انار شد
نهری درختِ جنگلِ مازندران شده است

نهری به چابهار رسید و بهار کرد
نهری به رودک آمده و مولیان شده است

یک نهر، سوی مزرع ترکان روانه شد
یک نهر، آبخورد خراسانیان شده است

یک نهر آب شیرین، یک نهر آب شور
راهی به هر کرانۀ این خاکدان شده است

شیرین آن رسید به بنگاله، قند شد
شورَش، ملاحت نمک سیستان شده است

یک نهر، سر نهاده به دامان کوهسار
بند امیر در بغل بامیان شده است

‏***

نوری که خورده است به منشور کائنات
از آن طرف برآمده، رنگین‌کمان شده است

یک آیه آمده است و هزاران مفسّرش
هر یک به واژۀ دگری ترجمان شده است

آیینه‌ای شکسته و هر پاره‌ای از آن
روشنگر کرانی از این بیکران شده است

یک پاره نزد مفتی الازهر آمده
یک پاره سهم مجتهد اصفهان شده است

یا در کتاب احمد حنبل نوشته شد
یا با زبان شیخ کلینی بیان شده است

‏***

ختم سخن که، مولوی و شیخِ نازنین!
قصد وضو کنید که وقت اذان شده است

خلقی به دستِ بسته و خلقی به دستِ باز
آمادۀ گرفتن آن ریسمان شده است

با این همه ستارۀ پرنورِ رنگ‌رنگ
مسجد نشان دیگری از کهکشان شده است

۶ دی ۱۳۹۴

#محمدکاظم_کاظمی
#ستاره_احمد
@mkazemkazemi
20👍7🔥1
🔴 شب یلدا
🔹محمدکاظم کاظمی

اینجا، در این تلاقی خون‌ها و شیشه‌ها
شب‌های بد بلندترند از همیشه‌ها

شب‌های بد بلندترند از همیشه‌ها
تا آب این درخت بخشکد به ریشه‌ها

امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر

دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر

وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف این‌همه سختی شود مگر
سیبی که می‌خورید درختی شود مگر

مستوجب عطای بخیلان شوی شبی‌
منظور وعده‌های وکیلان شوی شبی‌:

«من آمدم ترانه بیارم برایتان‌
آجیل و هندوانه بیارم برایتان‌

روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شب‌هایتان همیشه به یلدا بدل شود

آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است‌
سختی همیشه در صد و سی سال اول است‌

دیگر کلید بخت به جیب تو می‌شود
یعنی خوراک برّه نصیب تو می‌شود

ما هندوانه هر شب دی پوست می‌کُنیم‌
آن را نثار خوب‌ترین دوست می‌کنیم»
🔸
کوچک زیاد بوده‌ای‌، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه‌! گرگ شو

سال دگر به سیب زمینی بسنده کن‌
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن‌

امسال اگر بریدۀ نان می‌خوریم ما،
سال دگر خوراک شبان می‌خوریم ما
فروردین 1385

#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
15👍4🔥2😱1
🔴 #اطلاع_رسانی

«مکتب گمنامی»، امروز در حوزه هنری خراسان رضوی


🔰 کارگاه #شعر مکتب گمنامی با موضوع «شعر و جامعه» با حضور استاد #محمدکاظم_کاظمی برگزار می‌شود.

📆 یکشنبه ۲۳ دی‌ماه، ساعت ۱۷

✨️حضور برای تمامی علاقمندان، آزاد و رایگان است


💠@hhkhrazavi | #حوزه_هنری_خراسان_رضوی
5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹 بخشی از سخنرانی محمدکاظم کاظمی در محفل فرهنگی ادبی «علی یا شاه مردان» در خانه هنر مهاجرین خراسان رضوی.
🔺با بحثی در باره‌ی شاعران فارسی و حضرت علی
#شعر
#امام_علی
#محمدکاظم_کاظمی
@zaynabbayat
10👍1
✳️ بیت‌هایی از یک غزل

پرسیده‌ای که سال فراروی، سال چیست؟
نومید بود باید از آن یا امیدوار؟

وقتی که سال، سال کبوتر نمی‌شود
دیگر چه فرق می‌کند اسپ و پلنگ و مار؟

این دلخوشی بس است که سنجاق می‌شود
بر سررسید کهنهٔ من، برگی از بهار

تا شعر تازه‌ای بنویسم بر آن ورق
از ما همین دو بیت بماند به یادگار...

#محمدکاظم_کاظمی

@mkazemkazemi
12👍6
🔴 ستارۀ احمد

🔸 به مناسبت سالگرد میلاد پیامبر بزرگ اسلام
🔹 محمدکاظم کاظمی

شب روشن است، ولوله‌ در آسمان شده است
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است

این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
آری، در آن ستارۀ احمد عیان شده است

امروز حال دهکده‌هامان بهاری است
حتی درختِ یخ‌زده هم شادمان شده است

آن سنگ سرد، پر شده است از گل گلاب
آن چوب خشک، شاخچۀ ارغوان شده است

در خانه تا به چند نشینی؟ که مرد و زن
راهی به سمت برزن و کوی و دکان شده است

عبدالعلی به خانۀ فاروق می‌رود
معصومه نیز عایشه را میزبان شده است

اما جدال مولوی و شیخ، کم نشد
این جنگ، مثل جنگ انار و دهان شده است

(البته شیخ و مولوی خوب نیز هست
با همدگر به سان دو گل مهربان شده است

این یک به دستِ بسته و آن یک به دست باز
با یک زبان به پیش خدا همزبان شده است

دیروز این به خانۀ آن میهمان شده
امروز آن به خانۀ این میهمان شده است)

القصه، شیخ و مولوی بد، در این مقام،
هر یک به سان کورۀ آتشفشان شده است

منبر برای موعظۀ خلقِ بی‌نواست
منبر برای این دو نفر نردبان شده است

دیدم که هر کدام، به قال و مقال خود
می‌گفت نیمۀ پرِ این استکان شده است

آری، در این مسابقه، صد بار دیده‌ایم
هر کس میان باخته‌ها قهرمان شده است

هر کس به مذهب پدر خویش، مفتی است
هر کس به زورخانۀ خود پهلوان شده است

دعوا چه می‌کنی، که به قال و مقالتان
این شیشه بارهاست به سنگ امتحان شده است

دعوا چه می‌کنی که در این کاروان چرا
گاهی علی و گاه عمر ساربان شده است

فکری بکن که مقصد این کاروان کجاست؟
در راه او چه دزد پلیدی‌ نهان شده است؟

فکری بکن که مال و منال مسافران
اینک نصیب راهزن بی‌‌امان شده است

وهابی از طریقی و غالی به گونه‌ای
آماده‌ی، جویدن این استخوان شده است
×××
هرچند خون ما و شما را مکیده‌اند
هرچند خون ما و شما رایگان شده است

ما هر دو تن دو نیمۀ سیبیم، عین هم
سیبی که پروریدۀ یک باغبان شده است

سیبی که آب خوردۀ رود حقیقت است
رودی که از مدینۀ احمد روان شده است

رودی که شاخه شاخه شد و هر طرف که رفت،
آبِ حیاتِ یک طرفِ این جهان شده است

نهری به قندهار رسید و انار شد
نهری درختِ جنگلِ مازندران شده است

نهری به چابهار رسید و بهار کرد
نهری به رودک آمده و مولیان شده است

یک نهر، سوی مزرع ترکان روانه شد
یک نهر، آبخورد خراسانیان شده است

یک نهر آب شیرین، یک نهر آب شور
راهی به هر کرانۀ این خاکدان شده است

شیرین آن رسید به بنگاله، قند شد
شورَش، ملاحت نمک سیستان شده است

یک نهر، سر نهاده به دامان کوهسار
بند امیر در بغل بامیان شده است
×××
نوری که خورده است به منشور کائنات
از آن طرف برون شده، رنگین‌کمان شده است

یک آیه آمده است و هزاران مفسّرش
هر یک به واژۀ دگری ترجمان شده است

آیینه‌ای شکسته و هر پاره‌ای از آن
روشنگر کرانی از این بیکران شده است

یک پاره نزد مفتی الازهر آمده
یک پاره سهم مجتهد اصفهان شده است

یا در کتاب احمد حنبل نوشته شد
یا با زبان شیخ کلینی بیان شده است
×××
ختم سخن که، مولوی و شیخِ نازنین!
قصد وضو کنید که وقت اذان شده است

خلقی به دستِ بسته و خلقی به دستِ باز
آمادۀ گرفتن آن ریسمان شده است

با این همه ستارۀ پرنورِ رنگ‌رنگ
مسجد نشان دیگری از کهکشان شده است

مسجد نشان دیگری از کهکشان شده است؟
آری، در آن ستارهٔ احمد عیان شده است
۶ دی ۱۳۹۴

#محمدکاظم_کاظمی
#ستاره_احمد
@mkazemkazemi
20👎1🎉1

🎥 معرفی «اصول و قواعد صفحه‌آرایی کتاب»
👤 #محمدکاظم_کاظمی ‌‎@asarkazemi

این مجموعه حاصل تجربه‌های سی‌سالهٔ من در زمینهٔ صفحه‌آرایی کتاب است. در اینجا شما با باید و نبایدهای صفحه‌آرایی کتاب آشنا می‌شوید. به کمک این مجموعه و البته با تسلط بر نرم‌افزاری که با آن صفحه‌آرایی می‌کنید، شما می‌توانید عموم کتاب‌های معمول را از آغاز تا پایان صفحه‌آرایی کنید.

البته در اینجا اصول و قواعد و تصمیم‌گیری‌ها مطرح می‌شود. مباحث نرم‌افزاری مطرح نمی‌شود. آن مباحث را در مجموعهٔ «صفحه‌آرایی کتاب در این‌دیزاین» می‌توانید بیابید.

در پنج دقیقهٔ ابتدایی این قسمت، شما به صورت اجمالی با مباحث این مجموعه و نیز تفاوت‌های آن با مجموعهٔ «صفحه‌آرایی کتاب در این‌دیزاین» آشنا می‌شوید.


🔻 دوستان عزیز، از این نشانی می‌توانید همهٔ ۱۲ قسمت فیلم‌های تازهٔ «اصول و قواعد صفحه‌آرایی کتاب» را تهیه کنید.
www.mkkazemi.com/product-category/safhehearaei

📌 بیشتر بدانید: آشنایی با مجموعهٔ‌ «اصول و قواعد صفحه‌آرایی کتاب»

🔸فهرست مطالب آموزش ویدیویی:


۱. ۱. دربارهٔ صفحه‌آرایی (۰۰:۵۰)
۱. ۲. جنبه‌های مختلف صفحه‌آرایی (۰۲:۰۰)
۱. ۳. اجمالی از مباحث این مجموعه (۰۳:۰۰)
۱. ۴. فنون صفحه‌آرایی و نرم‌افزارها (۰۵:۴۵)
۱. ۵. این‌دیزاین، نرم‌افزاری مناسب (۰۷:۲۰)
▫️حداقل‌ها و ارّه‌برقی‌های خاموش
۱. ۶. اصطلاحات و اجزای کتاب (۱۰:۳۰)
۱. ۷. قطع‌های مرسوم کتاب (۰۲:۲۰)
۱. ۸. عوامل مؤثر در تعداد صفحات (۱۶:۳۵)
▫️نقش فرم‌بندی در تعداد صفحات
▫️صفحات حقیقی و مجازی
▫️نقش صفحات رنگی در تعداد صفحات

۱. ۹. عوامل مؤثر در قطع کتاب (۲۴:۲۰)
▫️نقش تعداد صفحات در تعیین قطع کتاب
▫️نقش محتوا در تعیین قطع کتاب
▫️نقش تعداد ستون‌ها در قطع کتاب
▫️نقش جدول و تصویر در قطع کتاب
▫️سخن پایانی


🔹آثار محمدکاظم کاظمی
🆔 @AsarKazemi

بازنشر: 🔹#واژه‌پرداز|‎🆔 @VajehPardaz
2👍1🤩1
Forwarded from کاشانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کشور خورشید
سروده‌ای زیبا از استاد #محمدکاظم_کاظمی
YouTube
👍51
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

🎥 #آن_۱۲_روز | ما شاخه‌های توأم سیبیم

🔹زندگی زیر سایهٔ جنگ به روایت محمدکاظم کاظمی

دوشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۴

⬅️ ویدیوی کم‌حجم (۵۱ مگابایت)

📌منبع ویدیو #رسانه_تصویری_آن

🎥 یوتیوب | اینستاگرام | سایت

|#محمدکاظم_کاظمی|

بازنشر: 🔹#واژه‌پرداز|‎🆔 @VajehPardaz
4
🔴 شب یلدا
🔹محمدکاظم کاظمی

اینجا، در این تلاقی خون‌ها و شیشه‌ها
شب‌های بد بلندترند از همیشه‌ها

شب‌های بد بلندترند از همیشه‌ها
تا آب این درخت بخشکد به ریشه‌ها

امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر

دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر

وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر
🔸
یلدا حریف این‌همه سختی شود مگر
سیبی که می‌خورید درختی شود مگر

مستوجب عطای بخیلان شوی شبی‌
منظور وعده‌های وکیلان شوی شبی‌:

«من آمدم ترانه بیارم برایتان‌
آجیل و هندوانه بیارم برایتان‌

روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شب‌هایتان همیشه به یلدا بدل شود

آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است‌
سختی همیشه در صد و سی سال اول است‌

دیگر کلید بخت به جیب تو می‌شود
یعنی خوراک برّه نصیب تو می‌شود

ما هندوانه هر شب دی پوست می‌کُنیم‌
آن را نثار خوب‌ترین دوست می‌کنیم»
🔸
کوچک زیاد بوده‌ای‌، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه‌! گرگ شو

سال دگر به سیب زمینی بسنده کن‌
با هر چه نزد خویش ببینی بسنده کن‌

امسال اگر بریدۀ نان می‌خوریم ما،
سال دگر خوراک شبان می‌خوریم ما
فروردین 1385

#شب_یلدا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
11👍1
✳️ پدرم محمدعلی کاظمی
🔹 محمدکاظم کاظمی
................
▪️ پدرم اولین و بهترین معلم من بود. اکنون که سال‌های دور می‌نگرم و آموخته‌هایم را مرور می‌کنم، می‌بینم که بیشتر آن‌ها سهم پدرم است.
▪️اول چیزی که در کودکی از او یاد گرفتم، علاقه به کارهای فکری و ادبی بود. حافظۀ بسیار خوبی داشت و در مشاعره هم ماهر بود. من بخشی از شاعری‌ام را مدیون مشاعره‌های خانوادگی هستم. بسیاری از چیستان‌ها و معماهایی که به جوان‌ترها می‌گویم، حاصل محفوظات آن زمان است. و پدر شطرنج‌باز ماهری بود.
▪️اطلاعات دینی و تاریخی او بسیار بود و این پنجره‌ای دیگر برایم گشود به جهان دین و دانش و کتاب و کتاب‌خوانی، چنان که اولین کتاب‌هایی که در زندگی خواندم، کتاب‌های پدرم بود.
▪️اما او همچنان که اهل فکر و اندیشه و ادب بود، اهل کارهای فنی هم بود. تقریباً در همه این فنون مهارت کامل داشت، از نجاری و برق‌کشی و لوله‌کشی بگیرید تا تعمیر لوازم منزل و ماشین. باری در کابل یک خانۀ دوطبقه را که سیستم لوله‌کشی نداشت، دونفری لوله‌کشی کردیم. من از آنجا لوله‌کشی یاد گرفتم که تا حال به دردم خورده است. یک بار دیگر پدرم و پسرخاله‌ام یک موتور فولکس را به طور کامل پیاده کردند و دوباره بستند.
▪️ولی همه چیزها به یک سوی و درسِ زندگی به یک سوی. پدر آدمی بود بسیار متعهد و مسئول نسبت به جامعه. نسبت به هر کسی که به نوعی با او وابستگی داشت، همان قدر احساس مسئولیت می‌کرد که نسبت به اعضای خانواده خود. ما حتی گاهی ملامتش می‌کردیم که در این وضعیت جسمانی و زندگی مادی معمولی، چگونه می‌تواند به این کار رسیدگی کند. گاه این مشکل، یک دعوای خانوادگی بود، یا نیاز یک بیمار به پیوند کلیه، یا نیاز یک مدرسه خودگردان به کمک. و پدرم در این مواقع همه دوستان پولدارش را برای این کار بسیج می‌کرد و آن‌ها را به زور یا رضا در این کار درگیر می‌ساخت.
درس دیگر، پُرکاری بود و ماندگی‌نشناسی در کار. از همه چیز زندگی کار را بیشتر دوست داشت و تا واپسین سال‌های عمر از کار و فعالیت بیرونی دست نکشید. در سنین پیری بود که کار تأسیسات امید گاز در هرات را به عهده گرفت و کارهای ساختمانی یک سیستم تأسیساتی گاز را سرپرستی کرد.
▪️ولی آنچه از پرکاری مهم‌تر بود، باز احساس مسئولیتش در کیفیت کار بود. سرسری کار نمی‌کرد. به قول مردم هرات، اهل «کلوخ به آب گذاشتن و از آب گذشتن» نبود. هر کاری که می‌کرد، باید درست و کامل انجام می‌شد، طوری می‌کرد که برای سال‌ها قابل استفاده باشد. مثلاً باری قرار شد که یک اتاقک برای کار کامپیوتر و کتاب‌های من در پشت بام منزل بسازیم. چیزی که در نظر من بود چهارتا دیوار بود با یک سقف و احتمالاً پریز و یک چراغ با سیم‌کشی روکار. ولی او به این کار قانع نشد. همه سیستم برق آن اتاق را با چندین چراغ و پریز برق و حتی خط تلفن و کانال کولر درست کرد. آن اتاق، با سیستم برق کامل و دو خط تلفن و کولر و لوله‌کشی گاز، سال‌ها اتاق کار من شد و اکنون کسانی که در آن خانه زندگی می‌کنند، از آن اتاق استفادۀ مسکونی می‌برند.
▪️و من هم یاد گرفتم که هر کاری را طوری بکنم که سال‌ها قابل استفاده باشد. اگر کتابی می‌نویسم، طوری بنویسم که با اطمینان به چاپ‌های متعدد برسد. اگر کتابی را صفحه‌آرایی می‌کنم، طوری کار کنم که قالب صفحه‌‌آرایی برای ده‌ها کتاب دیگر هم قابل استفاده باشد. حتی اگر عکسی را اسکن می‌کنم، طوری مراقبت کنم که بیست سال بعد هم در دسترس باشد. همه کارها به گونه‌ای بشود که ما و نسل‌های بعد از آن‌ها بهره ببریم.
........................
▪️این احساس مسئولیت در کار، درس بزرگی است که من از این اولین و آخرین معلم زندگی‌ام گرفتم و بیش از همه درس‌های دیگر ارزش داشت. هرچند در عمل به پای پدر نرسیدم.

#پدر
#محمدعلی_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
27👍1