✳️ پادکست شعر پارسی
🔻 ششمین قسمت پادکست «شعر پارسی» هم منتشر شد. کاری از «رسانهٔ چیکتاب» که من در اجرای آن نقش دارم.
🔻 در هر قسمت از این پادکست به یک شاعر زبان فارسی میپردازیم، با تمرکز بر یک شعر او. از زندگیاش میگوییم، از آثارش، از خصوصیات شعرش و بعضی داستانها و حکایتها و نکات در مورد آن شاعر. یک شعر او را هم میشنویم و دربارهٔ آن شعر سخن میگوییم.
🔻 حدود بیست قسمت از آن را ضبط کردهایم برای بیست شاعر. البته این فقط فصل اول کار است. علاوه بر این که شاعران دیگری نیز برای نوبت بعد در نظر داریم، برنامهریزیهایی برای توسعهٔ این پادکست هم صورت گرفته است.
🔻 شاعران از اقالیم گوناگون شعر فارسی و همین طور از دورههای تاریخی مختلف انتخاب شدهاند. برای رودکی و فرخی هم کار کردهایم، برای قیصر امینپور و احمد زارعی و نجمه زارع نیز. و همین طور تنوعی در سبکها و قالبها رعایت شده است. از حسین منزوی و ملکالشعرا بهار هم گفتهایم، از فروغ فرخزاد و احمد شاملو نیز.
🔻 شعرها را زینب جان دکلمه کرده است، با مهارت خاصی که در این امر دارد و با لهجهٔ فارسی افغانستان، که میتواند برای دوستان ایرانی هم جذابیتی داشته باشد. شاید بتوانم بگویم این اولین ارائهٔ رسمی متون ادبی با لهجهٔ افغانستان در ایران است. به اینها بیفزایید کیفیت ضبط استدیویی و صداگذاری حرفهای پادکستها را.
🔻 تولیدکنندهٔ این پادکست، رسانهٔ چیکتاب بود و مدیر پروژه و کارگردان آن، شاعر گرامی محمدرضا معلمی. باید تشکر کنم از رضا حاتمیوفا مدیر و سید محمدجواد میری سردبیر چیکتاب و حسام حسینی مدیر مرکز رسانهای سلوک که حمایتشان باعث شد کار شکل بگیرد. همچنین دوستان حوزهٔ هنری که در زمینهٔ استدیو همکاری کردند و بالاخره خود معلمی گرامی که در طول این پروژه، پیگیری و جدیتی ویژه در کار داشت.
🔻 مجموعهٔ پادکست «شعر پارسی»، در سکوهای مختلف پادکست منتشر شده است؛ در کستباکس، در شنوتو و... دوستان برای شنیدن آنها میتوانند نرمافزار کستباکس (CastBox) را نصب کنند و در آنجا شعر پارسی را جستجو کنند. بسیار آسان است و همچنین رایگان. پس این پادکست را گوش کنید و به دیگران هم معرفی کنید تا رستگار شوید.
#شعر_پارسی
#پادکست_شعر_پارسی
#چی_کتاب
#محمدکاظم_کاظمی
#زینب_بیات
@mkazemkazemi
🔻 ششمین قسمت پادکست «شعر پارسی» هم منتشر شد. کاری از «رسانهٔ چیکتاب» که من در اجرای آن نقش دارم.
🔻 در هر قسمت از این پادکست به یک شاعر زبان فارسی میپردازیم، با تمرکز بر یک شعر او. از زندگیاش میگوییم، از آثارش، از خصوصیات شعرش و بعضی داستانها و حکایتها و نکات در مورد آن شاعر. یک شعر او را هم میشنویم و دربارهٔ آن شعر سخن میگوییم.
🔻 حدود بیست قسمت از آن را ضبط کردهایم برای بیست شاعر. البته این فقط فصل اول کار است. علاوه بر این که شاعران دیگری نیز برای نوبت بعد در نظر داریم، برنامهریزیهایی برای توسعهٔ این پادکست هم صورت گرفته است.
🔻 شاعران از اقالیم گوناگون شعر فارسی و همین طور از دورههای تاریخی مختلف انتخاب شدهاند. برای رودکی و فرخی هم کار کردهایم، برای قیصر امینپور و احمد زارعی و نجمه زارع نیز. و همین طور تنوعی در سبکها و قالبها رعایت شده است. از حسین منزوی و ملکالشعرا بهار هم گفتهایم، از فروغ فرخزاد و احمد شاملو نیز.
🔻 شعرها را زینب جان دکلمه کرده است، با مهارت خاصی که در این امر دارد و با لهجهٔ فارسی افغانستان، که میتواند برای دوستان ایرانی هم جذابیتی داشته باشد. شاید بتوانم بگویم این اولین ارائهٔ رسمی متون ادبی با لهجهٔ افغانستان در ایران است. به اینها بیفزایید کیفیت ضبط استدیویی و صداگذاری حرفهای پادکستها را.
🔻 تولیدکنندهٔ این پادکست، رسانهٔ چیکتاب بود و مدیر پروژه و کارگردان آن، شاعر گرامی محمدرضا معلمی. باید تشکر کنم از رضا حاتمیوفا مدیر و سید محمدجواد میری سردبیر چیکتاب و حسام حسینی مدیر مرکز رسانهای سلوک که حمایتشان باعث شد کار شکل بگیرد. همچنین دوستان حوزهٔ هنری که در زمینهٔ استدیو همکاری کردند و بالاخره خود معلمی گرامی که در طول این پروژه، پیگیری و جدیتی ویژه در کار داشت.
🔻 مجموعهٔ پادکست «شعر پارسی»، در سکوهای مختلف پادکست منتشر شده است؛ در کستباکس، در شنوتو و... دوستان برای شنیدن آنها میتوانند نرمافزار کستباکس (CastBox) را نصب کنند و در آنجا شعر پارسی را جستجو کنند. بسیار آسان است و همچنین رایگان. پس این پادکست را گوش کنید و به دیگران هم معرفی کنید تا رستگار شوید.
#شعر_پارسی
#پادکست_شعر_پارسی
#چی_کتاب
#محمدکاظم_کاظمی
#زینب_بیات
@mkazemkazemi
❤1🤩1
Forwarded from جان نیُوش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چناران این بیشهها باید از پا درآیند
که با برگهاشان
چرا پنجۀ بادها میزند دف
و در هر خیابان چرا میکشند از کران تا کران صف
و خورشید را باید آویخت از دار رنگینکمانها
که بیمعجر از حجلۀ خاوران میبرآید
و دستان باد شبانگاه را
بریدن سزاست
که دزد است و از باغها برگ گل میرباید!
🍂🕊
🖌 واصف باختری
📽محمدکاظم کاظمی در نشست بزرگداشت واصف باختری، دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
#واصف_باختری
#محمدکاظم_کاظمی
#شعر_فارسی
#شعر_افغانستان
#زبان_پارسی
که با برگهاشان
چرا پنجۀ بادها میزند دف
و در هر خیابان چرا میکشند از کران تا کران صف
و خورشید را باید آویخت از دار رنگینکمانها
که بیمعجر از حجلۀ خاوران میبرآید
و دستان باد شبانگاه را
بریدن سزاست
که دزد است و از باغها برگ گل میرباید!
🍂🕊
🖌 واصف باختری
📽محمدکاظم کاظمی در نشست بزرگداشت واصف باختری، دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
#واصف_باختری
#محمدکاظم_کاظمی
#شعر_فارسی
#شعر_افغانستان
#زبان_پارسی
❤2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽سخنرانی محمدکاظم کاظمی
✅ نشست بزرگداشت زنده یاد واصف باختری، دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
#واصف_باختری
#محمدکاظم_کاظمی
#شعر_فارسی
#شعر_افغانستان
#زبان_پارسی
#ادبیات_پارسی
#انجمن_پایندان
✅ نشست بزرگداشت زنده یاد واصف باختری، دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
#واصف_باختری
#محمدکاظم_کاظمی
#شعر_فارسی
#شعر_افغانستان
#زبان_پارسی
#ادبیات_پارسی
#انجمن_پایندان
❤3👍2
Forwarded from کانال زینب بیات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺شهر من دار و ندار خویش را محکم بگیر
این جماعت سالها، با چور عادت کرده است
🍀غزلی از من در جمع همراهان صاحبدل در قلهی «زو» با
حضور صمیمی عاطفه رنگآمیز طوسی، عباسعلی سپاهی یونسی، لیلا خیامی و سپهر سپاهی، معین تاجور، امیرحسین پاسبان، جناب مصطفی سمیعی، محمدکاظم کاظمی و...
چور: غارت
بابا: کوه بابا در افغانستان
#زینب_بیات
#شعر
@zaynabbayat
این جماعت سالها، با چور عادت کرده است
🍀غزلی از من در جمع همراهان صاحبدل در قلهی «زو» با
حضور صمیمی عاطفه رنگآمیز طوسی، عباسعلی سپاهی یونسی، لیلا خیامی و سپهر سپاهی، معین تاجور، امیرحسین پاسبان، جناب مصطفی سمیعی، محمدکاظم کاظمی و...
چور: غارت
بابا: کوه بابا در افغانستان
#زینب_بیات
#شعر
@zaynabbayat
❤5👍1
Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
✳️ غزلی از غلامنبی عشقری با نکاتی دربارهٔ واژگان و اصطلاحات آن
تا که یاد گلرخان شهر کابل میکنم
کاسههای زهر فرقت را تناول میکنم
هر سحر یاران به یاد روی گلفام کسی
در گلستان میروم، تقلید بلبل میکنم
ناامید از دیدن جانان نیم تا شام مرگ
کی چراغ انتظار خویش را گُل میکنم
گر به اغیاران بپیچم، یار میرنجد ز من
این دَو و دشنام شان زآن رو تحمل میکنم
طالع و بختم ز بس رفتهست در خواب سمور
با ترقی هر قدر کوشم، تنزل میکنم
چون بدیدم حلقۀ زلف تو را، گفتم به دل
خویش را زنجیرپیچ این تسلسل میکنم
پیر گردیدم، دوتا شد پیکرم، لیکن هنوز
همچو مینای می از شوق تو قلقل میکنم
تا نداند دیگری از رمز عشقام، عشقری!
یار را هرجا، که میبینم، تغافل میکنم
🔻 در این غزل یکی دو اصطلاح خاص افغانستان هست. یکی «گل میکنم» به معنی «خاموش میکنم» در بیت سوم و دیگری «دَو» به معنی «دشنام» در بیت چهارم.
🔻 البته این غزل چون یک فضای نسبتاً سنتی دارد، اصطلاحات محاورهٔ افغانستان در آن زیاد نیست. در بعضی شعرهای دیگر که باز نمونههایی خواهم آورد، اینها خیلی زیاد است. در مجموع شعر عشقری بهرهٔ بسیاری از زبان محاورهٔ افغانستان دارد و از این نظر، هم ارزش زبانی خاصی دارد و هم به همین نسبت، برای مردم ایران میتواند جذاب و در عین حال گاهی دشواریاب باشد.
🔻 یکی از کارهای من در این ایام، تهیهٔ فهرست واژگان و اصطلاحات شعر صوفی عشقری است.
🔻 دیوانی که من روی آن کار میکنم به کوشش محمدداوود نظام و با ویرایش عنایتالله باور بامیک تدوین شده است. میشود گفت منقحترین و کاملترین مجموعهای است که تا حال از اشعار این شاعر وارسته گرد آمده است. این دیوان برای صفحهآرایی و نیز تهیهٔ این فهرست واژگان در دست من است.
در پستهای بعد دربارهٔ ضرورت و اهمیت این کار بیشتر توضیح میدهم.
#عشقری
#شعر_افغانستان
@mkazemkazemi
تا که یاد گلرخان شهر کابل میکنم
کاسههای زهر فرقت را تناول میکنم
هر سحر یاران به یاد روی گلفام کسی
در گلستان میروم، تقلید بلبل میکنم
ناامید از دیدن جانان نیم تا شام مرگ
کی چراغ انتظار خویش را گُل میکنم
گر به اغیاران بپیچم، یار میرنجد ز من
این دَو و دشنام شان زآن رو تحمل میکنم
طالع و بختم ز بس رفتهست در خواب سمور
با ترقی هر قدر کوشم، تنزل میکنم
چون بدیدم حلقۀ زلف تو را، گفتم به دل
خویش را زنجیرپیچ این تسلسل میکنم
پیر گردیدم، دوتا شد پیکرم، لیکن هنوز
همچو مینای می از شوق تو قلقل میکنم
تا نداند دیگری از رمز عشقام، عشقری!
یار را هرجا، که میبینم، تغافل میکنم
🔻 در این غزل یکی دو اصطلاح خاص افغانستان هست. یکی «گل میکنم» به معنی «خاموش میکنم» در بیت سوم و دیگری «دَو» به معنی «دشنام» در بیت چهارم.
🔻 البته این غزل چون یک فضای نسبتاً سنتی دارد، اصطلاحات محاورهٔ افغانستان در آن زیاد نیست. در بعضی شعرهای دیگر که باز نمونههایی خواهم آورد، اینها خیلی زیاد است. در مجموع شعر عشقری بهرهٔ بسیاری از زبان محاورهٔ افغانستان دارد و از این نظر، هم ارزش زبانی خاصی دارد و هم به همین نسبت، برای مردم ایران میتواند جذاب و در عین حال گاهی دشواریاب باشد.
🔻 یکی از کارهای من در این ایام، تهیهٔ فهرست واژگان و اصطلاحات شعر صوفی عشقری است.
🔻 دیوانی که من روی آن کار میکنم به کوشش محمدداوود نظام و با ویرایش عنایتالله باور بامیک تدوین شده است. میشود گفت منقحترین و کاملترین مجموعهای است که تا حال از اشعار این شاعر وارسته گرد آمده است. این دیوان برای صفحهآرایی و نیز تهیهٔ این فهرست واژگان در دست من است.
در پستهای بعد دربارهٔ ضرورت و اهمیت این کار بیشتر توضیح میدهم.
#عشقری
#شعر_افغانستان
@mkazemkazemi
👍2
Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
کانال محمدکاظم کاظمی
✳️ غزلی از غلامنبی عشقری با نکاتی دربارهٔ واژگان و اصطلاحات آن تا که یاد گلرخان شهر کابل میکنم کاسههای زهر فرقت را تناول میکنم هر سحر یاران به یاد روی گلفام کسی در گلستان میروم، تقلید بلبل میکنم ناامید از دیدن جانان نیم تا شام مرگ کی چراغ…
✳️ نمونههایی از زبان محاورهٔ افغانستان در شعر صوفی عشقری
🔻 شعر غلامنبی عشقری، سرشار است از واژگان و اصطلاحات و اعلام خاص افغانستان. من در حال استخراج و تدوین فهرست واژگان و اصطلاحات دیوان عشقری هستم. ذکر چند نمونه از اینها خالی از فایده نیست.
🔹 مرا چون خانمان و نان و دسترخوان نمیباشد
🔹 از آن دیدار مهمان را نمیبینم، نمیبینم
🔻 دسترخوان: سفرهٔ غذا. حالا نکتهٔ جالب این است که «دسترخوان» به صورت «دستارخوان» در شاهنامه هم آمده است. بعضی از این واژگان باب آشنایی با واژگان دشوار متون کهن را هم باز میکند.
🔹 در خرقۀ مبارک، دارم همین دعایت
🔹 فرمانرواییات را در قندهار بینم
🔻 خرقهٔ مبارک، زیارتگاهی در قندهار است که در آنجا خرقهای از حضرت پیامبر نگهداری میشود.
🔹 جایی نموده ام دَرَک یار باوفا
🔹 این بیوفا اگر دل من داد، میروم
🔻 درک: سراغ، نشان.
منظور این است که سراغ یار را از جایی پیدا کرده است. بدون آگاهی از این معنی «درک»، این بیت مبهم میماند. در بیت زیر هم درک به همین معنی آمده است و باز محتاج دانستن معنی «درک» برای فهم درست بیت هستیم.
بسیار مکن ظلم و ستم بر سرم، ای شوخ!
رفتم ز درت باز نیابی درک من
🔹 هردمشهید و بیکس و بیخانمان شدم
🔹 آخر ز عشق روی تو برباد میروم
🔻 در اینجا ممکن است «هر دم» قید زمان دانسته شود تصور شود که منظور این است که شخص، هر لحظه شهید و بیکس و بیخانمان میشود. ولی در واقع «هردمشهید» یک ترکیب است در مقام صفت، به معنی «مصیبتزده» و «پریشان» و «بینوا». میبینید که چقدر زیباست و میتواند در شعر و نثر ما استفاده شود. این یک رهاورد زبانی است.
🔹 همره یاران یکدل چونکه چشتیمشرب ام
🔹 گر بود در خانقه ساز قوالی میروم
🔻 در اینجا یک نکتهٔ خاص هست، ارتباط میان «چشتی» و «قوالی». در طریقت تصوفی چشتیه، موسیقی و به خصوص موسیقی قوالی جای خاصی دارد و بسیاری از قوالیخوانان به این طریقت گرایش دارند. بدون عنایت به این نکته، معنی بیت درست دریافت نمیشود.
و در این بیت باز ارتباطی میان قوالی و اجمیر وجود دارد، چون شهر اجمیر هندوستان، از پایگاههای تصوف چشتی است.
بر زیارت رفته بودم شهر اجمیر شریف
چند روز آنجا به دل ساز قوالی داشتم
و در ضمن این نکته هم قابل یادکرد است که در افغانستان، کلمهٔ قوالی بدون تشدید ادا میشود، چنان که در شعر عشقری هم بدون تشدید است. این هم یک نکتهٔ قابل توجه دیگر.
✳️ ملاحظه میکنید که این شرح واژگان و اصطلاحات در شعر عشقری چقدر میتواند سودمند باشد.
#عشقری
#شعر_افغانستان
@mkazemkazemi
🔻 شعر غلامنبی عشقری، سرشار است از واژگان و اصطلاحات و اعلام خاص افغانستان. من در حال استخراج و تدوین فهرست واژگان و اصطلاحات دیوان عشقری هستم. ذکر چند نمونه از اینها خالی از فایده نیست.
🔹 مرا چون خانمان و نان و دسترخوان نمیباشد
🔹 از آن دیدار مهمان را نمیبینم، نمیبینم
🔻 دسترخوان: سفرهٔ غذا. حالا نکتهٔ جالب این است که «دسترخوان» به صورت «دستارخوان» در شاهنامه هم آمده است. بعضی از این واژگان باب آشنایی با واژگان دشوار متون کهن را هم باز میکند.
🔹 در خرقۀ مبارک، دارم همین دعایت
🔹 فرمانرواییات را در قندهار بینم
🔻 خرقهٔ مبارک، زیارتگاهی در قندهار است که در آنجا خرقهای از حضرت پیامبر نگهداری میشود.
🔹 جایی نموده ام دَرَک یار باوفا
🔹 این بیوفا اگر دل من داد، میروم
🔻 درک: سراغ، نشان.
منظور این است که سراغ یار را از جایی پیدا کرده است. بدون آگاهی از این معنی «درک»، این بیت مبهم میماند. در بیت زیر هم درک به همین معنی آمده است و باز محتاج دانستن معنی «درک» برای فهم درست بیت هستیم.
بسیار مکن ظلم و ستم بر سرم، ای شوخ!
رفتم ز درت باز نیابی درک من
🔹 هردمشهید و بیکس و بیخانمان شدم
🔹 آخر ز عشق روی تو برباد میروم
🔻 در اینجا ممکن است «هر دم» قید زمان دانسته شود تصور شود که منظور این است که شخص، هر لحظه شهید و بیکس و بیخانمان میشود. ولی در واقع «هردمشهید» یک ترکیب است در مقام صفت، به معنی «مصیبتزده» و «پریشان» و «بینوا». میبینید که چقدر زیباست و میتواند در شعر و نثر ما استفاده شود. این یک رهاورد زبانی است.
🔹 همره یاران یکدل چونکه چشتیمشرب ام
🔹 گر بود در خانقه ساز قوالی میروم
🔻 در اینجا یک نکتهٔ خاص هست، ارتباط میان «چشتی» و «قوالی». در طریقت تصوفی چشتیه، موسیقی و به خصوص موسیقی قوالی جای خاصی دارد و بسیاری از قوالیخوانان به این طریقت گرایش دارند. بدون عنایت به این نکته، معنی بیت درست دریافت نمیشود.
و در این بیت باز ارتباطی میان قوالی و اجمیر وجود دارد، چون شهر اجمیر هندوستان، از پایگاههای تصوف چشتی است.
بر زیارت رفته بودم شهر اجمیر شریف
چند روز آنجا به دل ساز قوالی داشتم
و در ضمن این نکته هم قابل یادکرد است که در افغانستان، کلمهٔ قوالی بدون تشدید ادا میشود، چنان که در شعر عشقری هم بدون تشدید است. این هم یک نکتهٔ قابل توجه دیگر.
✳️ ملاحظه میکنید که این شرح واژگان و اصطلاحات در شعر عشقری چقدر میتواند سودمند باشد.
#عشقری
#شعر_افغانستان
@mkazemkazemi
👍1
منوچهر آتشی
قند پارسی
🔹اسب سفید وحشی
بر آخور ایستاده گرانسَر
اندیشناک سینۀ مفلوک دشتهاست
اندوهناک قلعۀ خورشیدِ سوخته است
با سر غرورش، امّا دل با دریغ، ریش
عطر قصیل تازه نمیگیردش به خویش
🔸مروری بر شعری از منوچهر آتشی، شاعر نوپرداز معاصر در برنامهی قند پارسی
🔺نویسنده: محمدکاظم کاظمی
🔻تهیهکننده و گوینده: زینب بیات
🔹کارگاه شعر: استاد اسماعیل امینی
#قند_پارسی
#منوچهر_آتشی
#شعر
#اسب_سفید_وحشی
@zaynabbayat
بر آخور ایستاده گرانسَر
اندیشناک سینۀ مفلوک دشتهاست
اندوهناک قلعۀ خورشیدِ سوخته است
با سر غرورش، امّا دل با دریغ، ریش
عطر قصیل تازه نمیگیردش به خویش
🔸مروری بر شعری از منوچهر آتشی، شاعر نوپرداز معاصر در برنامهی قند پارسی
🔺نویسنده: محمدکاظم کاظمی
🔻تهیهکننده و گوینده: زینب بیات
🔹کارگاه شعر: استاد اسماعیل امینی
#قند_پارسی
#منوچهر_آتشی
#شعر
#اسب_سفید_وحشی
@zaynabbayat
غزل سنگ
قند پارسی
🔶 یک اتفاق ساده مرا بیقرار کرد
باید نشست و یک غزل تازه کار کرد
در کوچه میگذشتم و پایم به سنگ خورد
سنگی که فکر و ذکر دلم را دچار کرد
🔺نگاهی به شعر «سنگ» علی فردوسی با موضوع فلسطین
🔹نویسنده:#محمدکاظمکاظمی
🔸تهیه کننده و گوینده:#زینببیات
#شعر_فلسطین
#انقلاب_سنگ
#علی_فردوسی
#غزه
@zaynabbayat
باید نشست و یک غزل تازه کار کرد
در کوچه میگذشتم و پایم به سنگ خورد
سنگی که فکر و ذکر دلم را دچار کرد
🔺نگاهی به شعر «سنگ» علی فردوسی با موضوع فلسطین
🔹نویسنده:#محمدکاظمکاظمی
🔸تهیه کننده و گوینده:#زینببیات
#شعر_فلسطین
#انقلاب_سنگ
#علی_فردوسی
#غزه
@zaynabbayat
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹 یلدا ۹۲
🔸 محمدکاظم کاظمی
آخر پاییز شد، جوجهشماری کنید
فصل زمستان رسید، فکر بخاری کنید
عمر گرانمایهتان میگذرد مثل باد
مزرع ناکشته را مزرعهداری کنید
نامۀ اعمالتان درهم و برهم شده است
نامۀ اعمال را بازنگاری کنید
فیالمثل امسال اگر موج جدیدی رسید،
اهل سیاست! کمی موجسواری کنید
تاجر اگر بودهاید، در نوسانات ارز
دخل دلاری کنید، خرج دلاری کنید
کاسب اگر بودهاید، با مدد سطل رنگ
بچۀ گنجشک را بچه قناری کنید
زاهد اگر بودهاید از همه اعمال دین
گریه و زاری کنید، گریه و زاری کنید
الغرض ای مردمان، آخر پاییز شد
جوجه اگر نیست، باز تخمگذاری کنید
۱ دی ۱۳۹۲
#شب_یلدا
#شعر_کاظمی
@asarkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
آخر پاییز شد، جوجهشماری کنید
فصل زمستان رسید، فکر بخاری کنید
عمر گرانمایهتان میگذرد مثل باد
مزرع ناکشته را مزرعهداری کنید
نامۀ اعمالتان درهم و برهم شده است
نامۀ اعمال را بازنگاری کنید
فیالمثل امسال اگر موج جدیدی رسید،
اهل سیاست! کمی موجسواری کنید
تاجر اگر بودهاید، در نوسانات ارز
دخل دلاری کنید، خرج دلاری کنید
کاسب اگر بودهاید، با مدد سطل رنگ
بچۀ گنجشک را بچه قناری کنید
زاهد اگر بودهاید از همه اعمال دین
گریه و زاری کنید، گریه و زاری کنید
الغرض ای مردمان، آخر پاییز شد
جوجه اگر نیست، باز تخمگذاری کنید
۱ دی ۱۳۹۲
#شب_یلدا
#شعر_کاظمی
@asarkazemi
👍8😁3
Forwarded from Ali ✍Tavakkoli🌷
به نام خــــدا🌸
بامداد هری درخشــان شد
گرم خنیاگری خراسان شد
چرخ زد "آفتــــــابگردان ها"
بیڪران شکوفه خندان شد
سرو ســـرواد باستان آمد
دامن گل ستاره باران شد
بیستم دی "محمّدِ ڪـــــــاظم
"ڪاظمے" آمد و غزلخوان شد
سال پنجاه و چار در ڪابل
شــــاعــر مکتب نیستان شد
روح شعرم " پیاده آمده بود"
نور از "روزنه" نمایان شــــــد
بغض دلتنگی اش " مرقع" شد
زائر ضامن خراســــــــــان شد
شام "دُرّ دَری" سحــر شد باز
بر "هری نینوا "نوا خوان شد
بیدل زخم زنده جان آمد
آمد و آفتابگردان شـــــد
"قند شیـــــــرین پـــارسی" آمد
قافیه های من خوش الحان شد
قصّه ے "سنگ و خشت و کفرانش"
در سمرقند گیسو افشان شــــــــــد
"نان و انجیر" قسمت ما شد
نور در قلب بنده مهمـان شد
شعر "جغرافیا"ی بی "شمشیر"
"غربت" این "طلسم" بّرّان شد
سرو سرمست من اساطیــــرم
با "بیات" آمد و سمر خوان شد
بیت آخر "توڪّـلی" ابری است
خوش به حالم که باز باران شد
#شعر از ارادتمند همه شما استادان جان ، کمترین : "علی توڪّلی"🌸🙏❤️🙏
بامداد هری درخشــان شد
گرم خنیاگری خراسان شد
چرخ زد "آفتــــــابگردان ها"
بیڪران شکوفه خندان شد
سرو ســـرواد باستان آمد
دامن گل ستاره باران شد
بیستم دی "محمّدِ ڪـــــــاظم
"ڪاظمے" آمد و غزلخوان شد
سال پنجاه و چار در ڪابل
شــــاعــر مکتب نیستان شد
روح شعرم " پیاده آمده بود"
نور از "روزنه" نمایان شــــــد
بغض دلتنگی اش " مرقع" شد
زائر ضامن خراســــــــــان شد
شام "دُرّ دَری" سحــر شد باز
بر "هری نینوا "نوا خوان شد
بیدل زخم زنده جان آمد
آمد و آفتابگردان شـــــد
"قند شیـــــــرین پـــارسی" آمد
قافیه های من خوش الحان شد
قصّه ے "سنگ و خشت و کفرانش"
در سمرقند گیسو افشان شــــــــــد
"نان و انجیر" قسمت ما شد
نور در قلب بنده مهمـان شد
شعر "جغرافیا"ی بی "شمشیر"
"غربت" این "طلسم" بّرّان شد
سرو سرمست من اساطیــــرم
با "بیات" آمد و سمر خوان شد
بیت آخر "توڪّـلی" ابری است
خوش به حالم که باز باران شد
#شعر از ارادتمند همه شما استادان جان ، کمترین : "علی توڪّلی"🌸🙏❤️🙏
❤6👍2
🔴 سفارش
🔹 محمدکاظم کاظمی
(روایتی از یک گفتگو میان دو مهاجر، یکی در این سو و یکی در آن سوی آبها)
- «تسبیح و فال حافظ و قندان نقرهکار
فرهنگ انگلیسی و دیوان شهریار
مُهر امین و پستۀ خندان و زعفران...»
- «بگذار تا حقوق بگیرم، بزرگوار!»
🔸
گفتی که در اوایل اسفند میرسی
اسفند، ماه آخر سال است و اوج کار
اسفند کودکی است که تعطیل میشود
از پشت میز میرود آخر به پشت دار
اسفند پستهای است که مادر میآورد
تا بشکند به مزد و نشیند به انتظار
اسفند دختری است که آسوده میشود
از درد زندگی به مداوای انتحار
اسفند لوحهای است که آماده میشود
بر قطعۀ صد و سی و شش، قبر شصت و چار
اسفند نامهای است که تمدید میشود
آری، اگر که یار شود بخت و روزگار
- این نامهها به بال کبوتر نمیشود
باج و خراج بایدمان داد، بیشمار ـ
اسفند ناله میکند و دود میشود
در دفع چشم زخم بزرگان روزگار
🔸
گفتی «قطار خرّم نوروز میرسد»
نوروز را نداده کسی راه در قطار
نوروز، گرمِ کوره و نوروز پشتِ چرخ
نوروز مانده آن طرف سیم خاردار
🔸
پرسیدهای که «سالِ فراروی، سال چیست؟
نومید بود باید از آن یا امیدوار؟»
وقتی که سال، سال کبوتر نمیشود
دیگر چه فرق میکند اسپ و پلنگ و مار؟
این خرّمی بس است که سنجاق میشود
بر سررسید کهنۀ من برگی از بهار
تا شعر تازهای بنویسم بر آن ورق
از ما همین دو بیت بماند به یادگار
فروردین ۱۳۸۶
#شعر_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
#سفارش
@mkazemkazemi
🔹 محمدکاظم کاظمی
(روایتی از یک گفتگو میان دو مهاجر، یکی در این سو و یکی در آن سوی آبها)
- «تسبیح و فال حافظ و قندان نقرهکار
فرهنگ انگلیسی و دیوان شهریار
مُهر امین و پستۀ خندان و زعفران...»
- «بگذار تا حقوق بگیرم، بزرگوار!»
🔸
گفتی که در اوایل اسفند میرسی
اسفند، ماه آخر سال است و اوج کار
اسفند کودکی است که تعطیل میشود
از پشت میز میرود آخر به پشت دار
اسفند پستهای است که مادر میآورد
تا بشکند به مزد و نشیند به انتظار
اسفند دختری است که آسوده میشود
از درد زندگی به مداوای انتحار
اسفند لوحهای است که آماده میشود
بر قطعۀ صد و سی و شش، قبر شصت و چار
اسفند نامهای است که تمدید میشود
آری، اگر که یار شود بخت و روزگار
- این نامهها به بال کبوتر نمیشود
باج و خراج بایدمان داد، بیشمار ـ
اسفند ناله میکند و دود میشود
در دفع چشم زخم بزرگان روزگار
🔸
گفتی «قطار خرّم نوروز میرسد»
نوروز را نداده کسی راه در قطار
نوروز، گرمِ کوره و نوروز پشتِ چرخ
نوروز مانده آن طرف سیم خاردار
🔸
پرسیدهای که «سالِ فراروی، سال چیست؟
نومید بود باید از آن یا امیدوار؟»
وقتی که سال، سال کبوتر نمیشود
دیگر چه فرق میکند اسپ و پلنگ و مار؟
این خرّمی بس است که سنجاق میشود
بر سررسید کهنۀ من برگی از بهار
تا شعر تازهای بنویسم بر آن ورق
از ما همین دو بیت بماند به یادگار
فروردین ۱۳۸۶
#شعر_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
#سفارش
@mkazemkazemi
❤20👍2
Forwarded from شهرستان ادب
ای وطن! شاید زعیم صادقی پیدا شود
عاقبت گوهرشناس لایقی پیدا شود
دردهایت استخوانسوز است، میدانم ولی
صبر کن، شاید طبیب حاذقی پیدا شود...
یادداشت محمّدکاظم کاظمی و چند شعر از مهران پوپل، پدیدۀ شعر افغانستان را از پیوند زیر بخوانید:
https://shahrestanadab.com/Content/ID/12454/
#مهران_پوپل
#محمدکاظم_کاظمی
#شعر_افغانستان
@shahrestanadab
عاقبت گوهرشناس لایقی پیدا شود
دردهایت استخوانسوز است، میدانم ولی
صبر کن، شاید طبیب حاذقی پیدا شود...
یادداشت محمّدکاظم کاظمی و چند شعر از مهران پوپل، پدیدۀ شعر افغانستان را از پیوند زیر بخوانید:
https://shahrestanadab.com/Content/ID/12454/
#مهران_پوپل
#محمدکاظم_کاظمی
#شعر_افغانستان
@shahrestanadab
❤10👍2👎2
قند پارسی
محمدعلی بهمنی
🔹دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیاست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافی است
🔺تاملی بر یک غزل از شاعر پیشکسوت محمدعلی بهمنی
🔻نویسنده: محمدکاظم کاظمی
🔸تهیهکننده و گوینده: زینب بیات
🔹کارگاه شعر: اسماعیل امینی
#قند_پارسی
#شعر
#بهمنی
#وطن_فارسی
@zaynabbayat
تو مرا باز رساندی به یقینم کافی است
🔺تاملی بر یک غزل از شاعر پیشکسوت محمدعلی بهمنی
🔻نویسنده: محمدکاظم کاظمی
🔸تهیهکننده و گوینده: زینب بیات
🔹کارگاه شعر: اسماعیل امینی
#قند_پارسی
#شعر
#بهمنی
#وطن_فارسی
@zaynabbayat
Forwarded from حوزههنری خراسانرضوی
🔴 #اطلاع_رسانی
«مکتب گمنامی»، امروز در حوزه هنری خراسان رضوی
🔰 کارگاه #شعر مکتب گمنامی با موضوع «شعر و جامعه» با حضور استاد #محمدکاظم_کاظمی برگزار میشود.
📆 یکشنبه ۲۳ دیماه، ساعت ۱۷
✨️حضور برای تمامی علاقمندان، آزاد و رایگان است
💠@hhkhrazavi | #حوزه_هنری_خراسان_رضوی
«مکتب گمنامی»، امروز در حوزه هنری خراسان رضوی
🔰 کارگاه #شعر مکتب گمنامی با موضوع «شعر و جامعه» با حضور استاد #محمدکاظم_کاظمی برگزار میشود.
📆 یکشنبه ۲۳ دیماه، ساعت ۱۷
✨️حضور برای تمامی علاقمندان، آزاد و رایگان است
💠@hhkhrazavi | #حوزه_هنری_خراسان_رضوی
❤5
Forwarded from صبحانه ایرانی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 خواندن قسمتی از شعر محمد کاظم کاظمی شاعر افغانستانی
+ علی زارعان، کارشناس ادبیات
#شعر #ادبیات #صبحانه_ایرانی
🔴 @sobhaneye_irani
+ علی زارعان، کارشناس ادبیات
#شعر #ادبیات #صبحانه_ایرانی
🔴 @sobhaneye_irani
❤18
Forwarded from کانال زینب بیات
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹 بخشی از سخنرانی محمدکاظم کاظمی در محفل فرهنگی ادبی «علی یا شاه مردان» در خانه هنر مهاجرین خراسان رضوی.
🔺با بحثی در بارهی شاعران فارسی و حضرت علی
#شعر
#امام_علی
#محمدکاظم_کاظمی
@zaynabbayat
🔺با بحثی در بارهی شاعران فارسی و حضرت علی
#شعر
#امام_علی
#محمدکاظم_کاظمی
@zaynabbayat
❤10👍1
شب قدر
محمدکاظم کاظمی
🔹 شب قدر
🔸 محمدکاظم کاظمی
ـ شب قدر است، شود سال دگر زنده نباشی
سعی کن ای پسر خوب که شرمنده نباشی
بندۀ منتخب حضرت رحمان که نبودی
میشود حداقل بندۀ یک بنده نباشی...
دختر خوب! تو کم از پسر خوب چه داری؟
سعی کن پیش برادر که سرافکنده نباشی
***
ـ پدرم! حرف شما خوب، ولی میشود آیا
این قدر خشک و نصیحتگر و یکدنده نباشی؟
فکر پروندۀ مایی؟ دمتان گرم، ولی ما
نگرانیم شما «فاقد پرونده» نباشی
شب قدر است، تو صد سال دگر زنده بمانی
و به شطرنج جهان، مهرۀ بازنده نباشی
صد شب قدر دگر میرسد و میرود اما
اوج شرمندگی این است که شرمنده نباشی
۳۰ تیر ۹۳، بامداد شب قدر
#شعر_کاظمی
#شب_قدر
@mkazemkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
ـ شب قدر است، شود سال دگر زنده نباشی
سعی کن ای پسر خوب که شرمنده نباشی
بندۀ منتخب حضرت رحمان که نبودی
میشود حداقل بندۀ یک بنده نباشی...
دختر خوب! تو کم از پسر خوب چه داری؟
سعی کن پیش برادر که سرافکنده نباشی
***
ـ پدرم! حرف شما خوب، ولی میشود آیا
این قدر خشک و نصیحتگر و یکدنده نباشی؟
فکر پروندۀ مایی؟ دمتان گرم، ولی ما
نگرانیم شما «فاقد پرونده» نباشی
شب قدر است، تو صد سال دگر زنده بمانی
و به شطرنج جهان، مهرۀ بازنده نباشی
صد شب قدر دگر میرسد و میرود اما
اوج شرمندگی این است که شرمنده نباشی
۳۰ تیر ۹۳، بامداد شب قدر
#شعر_کاظمی
#شب_قدر
@mkazemkazemi
❤12👍3😁1🤩1
Forwarded from افغانستانیها
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🍁 گفتوگو با محمدکاظم کاظمی
▪️ در برنامهٔ «اصیل» شبکهٔ دوم صدا و سیما
01:26 آغاز گفتوگو
02:50 انتقال آموختهها و تجربهها به دیگران
03:47 ارتباط با علاقهمندان جوانتر ادبیات
04:51 مهمترین کتاب کاظمی از نظر خودش
06:24 چالشهای زبان فارسی در ایران و افغانستان
10:11 رفتن به سمت زبان و ادبیات فارسی
14:47 فضای خانوادهٔ پدری و ادبیات
17:27 مهاجرت به ایران (۱۳۶۳)
20:15 دشواریهای مهاجرت
24:00 مفهوم «هویت» از نگاه کاظمی
26:46 رفتن به سمت ویراستاری و صفحهآرایی
31:19 چرا زبان فارسی مهم است؟
34:09 تصمیم بازگشت به افغانستان
35:52 چکیدۀ زندگی کاظمی در یک جمله
©️از: تلوبیون (۱۴۰۴/۲/۱۵)
#️⃣ #گفتوگو #زبان_فارسی #ادبیات #شعر
▪️ در برنامهٔ «اصیل» شبکهٔ دوم صدا و سیما
01:26 آغاز گفتوگو
02:50 انتقال آموختهها و تجربهها به دیگران
03:47 ارتباط با علاقهمندان جوانتر ادبیات
04:51 مهمترین کتاب کاظمی از نظر خودش
06:24 چالشهای زبان فارسی در ایران و افغانستان
10:11 رفتن به سمت زبان و ادبیات فارسی
14:47 فضای خانوادهٔ پدری و ادبیات
17:27 مهاجرت به ایران (۱۳۶۳)
20:15 دشواریهای مهاجرت
24:00 مفهوم «هویت» از نگاه کاظمی
26:46 رفتن به سمت ویراستاری و صفحهآرایی
31:19 چرا زبان فارسی مهم است؟
34:09 تصمیم بازگشت به افغانستان
35:52 چکیدۀ زندگی کاظمی در یک جمله
©️از: تلوبیون (۱۴۰۴/۲/۱۵)
#️⃣ #گفتوگو #زبان_فارسی #ادبیات #شعر
❤11👍4🤩1
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹 غدیر
🔸محمدکاظم کاظمی
ای بشر! خانه نهادی و نگفتی خام است
کفر کردی و نگفتی که چه در فرجام است
چشم بستی و ندیدی که در آن یومِ شگفت
چه پدید آمد از این پرده بر این قومِ شگفت
▫️
ترسِ جان پشت درِ مکه مسلمانت کرد
نعمتی آمد و آمادۀ طغیانت کرد
پس از آن پیشرو بلهوسان دیدیمت
پشت پیراهن خونین کسان دیدیمت
هُبلی گشته، به صحرای حجاز استاده
مست و مخمور به محراب نماز استاده
راهزن با طبق زر چه کند؟ آن کردی
گلّه با سبزۀ نوبر چه کند؟ آن کردی
▫️
چه توان کرد فراموشی گُل در گِل را؟
دین کامل شده و مردم ناکامل را
غول گرمازده را چشمه و مرداب یکی است
کور بینا شده را گوهر و شبتاب یکی است
شِعب نادیده دگر اصل و بدل نشناسد
بدر نشناسد و صفّین و جمل نشناسد
شعب نادیده چه داند که مسلمانی چیست؟
فرق تیغ علوی با زر سفیانی چیست
▫️
کفر کردی بشر! این عید مبارک بادت
پس از آن، دوزخ جاوید مبارک بادت
از چنین جاه و حشم، شیر شتر نیکتر است
سوسمار از شکم و کیسۀ پُر نیکتر است
ای بشر! عهدِ حجر باز نصیبت بادا
مارهایی همه کر، باز نصیبت بادا
تا از این پس نرود گفتۀ پیر از یادت
آفتابی که برآمد به غدیر از یادت
اردیبهشت ۱۳۷۶
#شعر_کاظمی
#غدیر
@asarkazemi
🔸محمدکاظم کاظمی
ای بشر! خانه نهادی و نگفتی خام است
کفر کردی و نگفتی که چه در فرجام است
چشم بستی و ندیدی که در آن یومِ شگفت
چه پدید آمد از این پرده بر این قومِ شگفت
▫️
ترسِ جان پشت درِ مکه مسلمانت کرد
نعمتی آمد و آمادۀ طغیانت کرد
پس از آن پیشرو بلهوسان دیدیمت
پشت پیراهن خونین کسان دیدیمت
هُبلی گشته، به صحرای حجاز استاده
مست و مخمور به محراب نماز استاده
راهزن با طبق زر چه کند؟ آن کردی
گلّه با سبزۀ نوبر چه کند؟ آن کردی
▫️
چه توان کرد فراموشی گُل در گِل را؟
دین کامل شده و مردم ناکامل را
غول گرمازده را چشمه و مرداب یکی است
کور بینا شده را گوهر و شبتاب یکی است
شِعب نادیده دگر اصل و بدل نشناسد
بدر نشناسد و صفّین و جمل نشناسد
شعب نادیده چه داند که مسلمانی چیست؟
فرق تیغ علوی با زر سفیانی چیست
▫️
کفر کردی بشر! این عید مبارک بادت
پس از آن، دوزخ جاوید مبارک بادت
از چنین جاه و حشم، شیر شتر نیکتر است
سوسمار از شکم و کیسۀ پُر نیکتر است
ای بشر! عهدِ حجر باز نصیبت بادا
مارهایی همه کر، باز نصیبت بادا
تا از این پس نرود گفتۀ پیر از یادت
آفتابی که برآمد به غدیر از یادت
اردیبهشت ۱۳۷۶
#شعر_کاظمی
#غدیر
@asarkazemi
❤21👍3👎1🎉1
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹 یلدا ۹۲
🔸 محمدکاظم کاظمی
آخر پاییز شد، جوجهشماری کنید
فصل زمستان رسید، فکر بخاری کنید
عمر گرانمایهتان میگذرد مثل باد
مزرع ناکشته را مزرعهداری کنید
نامۀ اعمالتان درهم و برهم شده است
نامۀ اعمال را بازنگاری کنید
فیالمثل امسال اگر موج جدیدی رسید،
اهل سیاست! کمی موجسواری کنید
تاجر اگر بودهاید، در نوسانات ارز
دخل دلاری کنید، خرج دلاری کنید
کاسب اگر بودهاید، با مدد سطل رنگ
بچۀ گنجشک را بچه قناری کنید
زاهد اگر بودهاید از همه اعمال دین
گریه و زاری کنید، گریه و زاری کنید
الغرض ای مردمان، آخر پاییز شد
جوجه اگر نیست، باز تخمگذاری کنید
۱ دی ۱۳۹۲
#شب_یلدا
#شعر_کاظمی
@asarkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
آخر پاییز شد، جوجهشماری کنید
فصل زمستان رسید، فکر بخاری کنید
عمر گرانمایهتان میگذرد مثل باد
مزرع ناکشته را مزرعهداری کنید
نامۀ اعمالتان درهم و برهم شده است
نامۀ اعمال را بازنگاری کنید
فیالمثل امسال اگر موج جدیدی رسید،
اهل سیاست! کمی موجسواری کنید
تاجر اگر بودهاید، در نوسانات ارز
دخل دلاری کنید، خرج دلاری کنید
کاسب اگر بودهاید، با مدد سطل رنگ
بچۀ گنجشک را بچه قناری کنید
زاهد اگر بودهاید از همه اعمال دین
گریه و زاری کنید، گریه و زاری کنید
الغرض ای مردمان، آخر پاییز شد
جوجه اگر نیست، باز تخمگذاری کنید
۱ دی ۱۳۹۲
#شب_یلدا
#شعر_کاظمی
@asarkazemi
❤14👍1