کانال محمدکاظم کاظمی
2.82K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
951 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
نصرت فتح‌علی خان
یا حیّ یا قیوم
قوالی یا حیّ یا قیوم
نصرت فتح‌علی خان
@mkazemkazemi
🔹 دکتر شریعتی و ستم مضاعف
🔸 محمدکاظم کاظمی
(به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی)

سال‌ها پیش عده‌ای جزوه‌ای منتشر کرده بودند علیه دکتر علی شریعتی. در واقع یک جزوه زیراکسی بود و اعتبار علمی نداشت، ولی برای فریب عوام بسیار خوب بود. در آنجا با ترفندهایی زیرکانه بزرگ‌ترین اتهام‌ها را به دکتر وارد کرده بودند، آن هم از قول علمای بزرگ و مراجع تقلید. مثلاً در جایی از آن جزوه ادعا کرده بودند که دکتر شریعتی، حضرت پیامبر اکرم را قبول ندارد و حتی خودش ادعای پیغمبری کرده است. بعد رفته بودند و بدون این که از دکتر نام ببرند، از یک مرجع تقلید پرسیده بودند که «اگر کسی پیامبر را قبول نداشته باشد و خودش ادعای پیامبری کند، حکمش چیست؟» آن مرجع تقلید هم طبیعتاً گفته بود مثلاً که «او مرتد است و باید کشته شود.» و بعد آمده بودند در آن جزوه آن فتوا را چاپ کرده بودند و بالایش نوشته بودند نظر فلان مرجع تقلید در مورد دکتر شریعتی. خوانندۀ معمولی جزوه فکر می‌کرد که آن مرجع تقلید این نظر را در مورد دکتر شریعتی گفته است، در حالی که شاید روح آن مرجع هم از این که این حرف او را علیه دکتر استفاده می‌کنند خبر نداشته است.
مصیبت این بود که این کارها را کسانی می‌کردند که شاید خودشان هم دغدغۀ دینی داشتند و حتی برای حفظ دین (به گمان خودشان) این کار را می‌کردند. و مصیبت بزرگ‌تر این که با شکلی تقلب‌‌آمیز از علمای دین مایه می‌گذاشتند. بعد این‌ها را بین مسلمانان پاکدل و باایمان ولی کم‌اطلاع پخش می‌کردند و نتیجه‌اش این می‌شد که آن حاج‌آقا که در فلان مسجد یا حسینیه این جزوه به دستش رسیده بود پسرش را نمی‌گذاشت که کتاب‌های دکتر را بخواند. و بدین ترتیب کم کم یکی از مدافعان جدی دین و مذهب، کسی که با تمام قوا در برابر جریان‌های روشنفکری ضددین ایستاده بود، در دهه‌های شصت و هفتاد به تدریج منزوی شد؛ نام و نشانش کم کم فراموش شد. من خودم به یادم هست که در سال ۱۳۶۴ و در دبیرستانی در همین مشهد، وقتی یکی از همکلاسی‌های ما در کنفرانسی از دکتر یاد کرد، با انتقاد شدید بعضی دیگر بچه‌ها و حتی آقای معلم روبه‌رو شد و به قول معروف به غلط کردن افتاد.
بعد این جوان‌ها رفتند کتاب‌های متفکران غربی و غرب‌زده را خواندند، ولی پادزهر آن که کتاب‌های دکتر شریعتی بود، بایکوت شده بود. یعنی دین‌دارهای کم‌اطلاع و ساده‌دل به دست خودشان کسی را که آثارش می‌توانست در حمایت از این دین مؤثر باشد، به دست خود کنار زدند.
بعد وقتی آدم می‌رود آثار دکتر را می‌خواند، می‌بیند این آدم نه ضد دین بوده؛ نه ضد امامت بوده؛ نه ضد روحانیت بوده و بلکه جانانه‌ترین دفاع‌ها را از این مفاهیم کرده است. گاهی آدم باورش نمی‌شود که این همان دکتر شریعتی است که او را آن‌چنان تاریک و مخدوش به ما معرفی کرده بودند؟ این که همه‌اش از علی و فاطمه می‌گوید؛ این که همه‌اش از عدل و امامت می‌گوید؛ این که همه‌اش از نقش مهم حوزه‌های علمیه و علمای دین می‌گوید؛ پس کجاست آن حرف‌های ضد دین و ضد امامت و ضد روحانیت؟
هدف اصلی من از نگارش این در این سالگرد در سالگرد درگذشت دکتر شریعتی تجلیل از شخصیت او نیست، چون تجلیل‌های کلی و تشریفاتی فایده‌ای ندارد. می‌خواهم از اثرات مخرب این نوع قضاوت کردن‌ها و این نوع تبلیغ‌ کردن‌ها بگویم و این که متأسفانه امروز هم این ظلم نسبت به دکتر شریعتی و نسبت به خود ما به شکلی دیگر انجام می‌شود. در سال‌های اخیر به ویژه در فضای مجازی بسیار می‌بینیم که جملاتی را که اصل و نسب‌شان معلوم نیست و حتی گاه طنزآمیز و خارج از دایرۀ ادب است، به دکتر شریعتی نسبت می‌دهند. در حالی که دکتر کارش نوشتن جملات قصار نبوده‌ است. او را در این پیامک‌ها و پیام‌های دنیای مجازی خلاصه نکنیم، بلکه بکوشیم که کتاب‌های او را بخوانیم تا بلکه این ظلمی که چندین سال در حق تفکر و اندیشۀ اسلامی روا داشته‌ایم، جبران شود و ثمراتش به همه ما برسد.

(این یادداشت در خرداد ۱۳۹۲ در روزنامۀ خراسان چاپ شد.)

#علی_شریعتی
#دکتر_شریعتی
@mkazemkazemi
🔹 تکریم بزرگان دین در متن

سؤال مهم. چه هنگامی نوشتن علیه‌السلام، صلی الله علیه و آله وسلم و نظایر این تعبیرها ضرورت دارد؟

پیش از هر چیز باید گفت که تکریم و تعظیم بزرگان هر دین، از فرایض و ضروریات است. حفظ حرمت آن بزرگان، خودش در ذهن ما پیروان آنها حصاری از قداست ایجاد می‌کند تا به طور طبیعی و ناخودآگاه، این احترام را در دیگر جوانب و شئون زندگی هم رعایت کنیم. هم از این روی است که مسلمانان غالباً نام خداوند، حضرت پیامبر و دیگر بزرگان دین را با احترام یاد می‌کنند و گاه عبارت‌هایی دعایی مثل «جل جلاله»، «صلی الله علیه و آله وسلم»، «علیه‌السلام»، «رضی الله عنه»، «کرم الله وجهه»، «سلام الله علیه»، «سلام الله علیها» و در مورد علمای دینی، «رضوان الله تعالی علیه»، «رحمۀ الله علیه» و امثال اینها را به کار می‌برند. این حتی در مورد دشمنان دین و خدا هم با عبارت‌هایی مخالف رایج است، مثل «یزید لعنۀ الله علیه» و امثال آن.

متن کامل و مفصل مقاله در سایت محمدکاظم کاظمی. در زیرمجموعۀ‌ «نگارش»
www.mkkazemi.com
🔹 دنیا و مافیها
🔸 محمدکاظم کاظمی

گاهی کلمات و یا ترکیبها و تعبیرها، حامل معنایی هستند که دریافت بهتر از آنها را سهل می‌سازد. این کلمات و ترکیب‌ها وقتی بهتر کارآمد و مؤثرند که آن معنی شفاف باشد و برای همگان قابل دریافت‌. مثلاً ما می‌گوییم «سنگ‌نوشته‌» و خود این ترکیب‌، معنی‌اش را یادآور می‌شود. یعنی نوشته‌ای که بر روی سنگ حک شده است‌. اگر به مرور زمان مردم معنی «سنگ‌» و «نوشته‌» را درنیابند، از این ترکیب آن حسی را نخواهند داشت که اکنون دارند. این چیزی است که در مورد بسیاری از ترکیب‌ها و تعبیرهای عربی رخ داده است‌. یکی از اینها «دنیا و مافیها» است‌.

به راستی چند درصد از فارسی‌زبانان امروز وقتی این تعبیر را در جایی می‌بینند، دریافت درستی از معنایش دارند؟ شاید بسیاری گمان می‌کنند که «مافیها» خودش یک کلمه‌ی مستقل است‌. مثلاً به معنی «تعلقات دنیایی‌» یا «نیازهای مادی‌». شاید بسیاری گمان می‌برند که «مافیها» جمع «مافی‌» است و این مافی خودش چیست‌؟ دیگر مجهول است‌.

ولی حقیقت این نیست‌. «مافیها» حاصل جمع سه کلمه‌ی عربی است‌، یعنی «ما» (= هر آنچه‌)، «فی‌» (= در) و «ها» (= آن‌). پس معنی «ما فیها» می‌شود «هر چه در آن است‌».

حالا چرا نمی‌گوییم «دنیا و هر چه در آن است‌» یا «جهان و هر چه در آن است‌» و می‌نویسیم «دنیا و مافیها»؟ چون عادت کرده‌ایم به این که مثلاً «ادبی‌تر» بنویسیم‌. حالا این «ادبی‌تر» چقدر ملموس و شفاف است‌؟ چقدر عینی است و چقدر حس به آدم می‌دهد، مهم نیست‌.

باز جالب این است که به همان دلیل که معنی ترکیب برای بسیاری از ما روشن نیست‌، آن را گاهی غلط به کار می‌بریم‌، چنان که دوستی نوشته بود: «هر وقت دلم از مافیهای دنیا می‌گرفت‌.» شاید به این تصور که «مافیها» یعنی «تعلقات‌» و «دل‌مشغولی‌ها».

به همین دلیل است که من از ترکیبهایی مثل «ثمن بخس‌»، «ید طولی‌» و «غث و سمین‌» خوشم نمی‌آید. نه فقط به این دلیل که عربی‌اند، بلکه به این دلیل که شفاف و روشن نیستند. دریافتی که ما از معنی‌شان داریم‌، یک دریافت مستقیم نیست که از روی معنی اجزای ترکیب ایجاد شده باشد. یک دریافت غیرمستقیم و لغت‌نامه‌ای است‌. در حالی که ما برای معادلهای اینها یعنی «بهای اندک‌»، «دست بلند» و «کم و زیاد» هیچ نیازی به لغت‌نامه نداریم‌.

یادآوری‌: «غث و سمین‌» در واقع به معنی «لاغر و فربه‌» است‌، ولی در مقام کاربرد، همان معنی «کم و زیاد» یا «فراز و فرود» رایج را دارد.
@mkazemkazemi
🍀 امروز با بیدل
عید آمد و هر کس پی کار خویش است
می‌نازد اگر غنی و گر درویش است

من بی تو به حال خود نظرها کردم
دیدم که هنوزم رمضان در پیش است
@mkazemkazemi
در واکنش به تیتر روزنامه «اتفاقیه»
«بی‌هویت»؛ تلاش مذبوحانه رسانه‌ای در برابر دستور رهبر انقلاب برای تحصیل مهاجرین

مشروح یادداشت «محمد کاظم کاظمی»👇👇
📌http://tn.ai/1454396
🖊به قلم »محمد کاظم کاظمی/بخش اول

💢تیتر و تصویر روز گذشته یک روزنامه محلی در واکنش به ثبت‌نام کودکان مهاجر افغانستانی فاقد مدارک هویتی در واقع نوعی تلاش مذبوحانه در برابر نگاه پدرانه رهبر انقلاب نسبت به جامعه بدون مرز اسلامی است که گویا برخی ملی‌گرایان رادیکال آن را برنمی‌‌تابند . . .

💢خبرنگار حوزه مهاجرین، خبرگزاری تسنیم: روزنامه اصلاح‌طلب اتفاقیه چاپ خراسان‌ رضوی روز گذشته خبری با تیتر «ثبت‌نام 11 هزار تبعه خارجی بی‌هویت» در صفحه اول خود به همراه عکسی از یک کودک با صورت پوشانده منتشر کرد که موجی از اعتراضات جامعه مهاجر افغانستانی و آرمان‌گرایان ایرانی را به همراه داشت.

💢«محمد کاظم کاظمی» شاعر سرشناس افغانستانی با ارسال یادداشتی اختصاصی به خبرگزاری تسنیم ضمن گلایه از چنین تیتری می‌گوید که هنوز برخی رسانه‌ها برخلاف رویکرد مثبت نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت به مهاجرین به دنبال تزریق «مهاجر هراسی» در جامعه هستند.

متن کامل یادداشت کاظمی را در ادامه می‌خوانیم:

💢«بر آگاهان امر پوشیده نیست که در سال‌های اخیر نگاه و رویکرد مسئولان عالی‌مرتبه نظام جمهوری اسلامی ایران و نیز دستگاه‌های مسئول در امور مهاجرین نسبت به مهاجرین افغانستانی مقیم ایران یک رویکرد دیگریست، به وضوح حس می‌کنیم که دیگر بسیاری از خبرگان امور، مهاجرین را نه یک تهدید، بلکه یک فرصت می‌شمارند، فرصتی که اگر از آن استفاده شود، این جامعه کوشا، پرتلاش و محروم فرصت‌های ‌رشد و امکان خدمت به کشور و جامعه میزبان را خواهد یافت.

💢رفع محرومیت تحصیل از کودکان مهاجر که با عنایت شخص مقام معظم رهبری رخ داد و نیز سرشماری مهاجرین بدون مدرک و همین طور بسیار اقدامات بنیادی دیگر نشانه‌هایی از این رویکرد مثبت است.

💢اما در کنار این‌ها همیشه بعضی مسئولان رده میانی و یا رسانه‌ها وجود داشته‌اند که این ضرورت تغییر را حس نکرده‌اند و گویا همچنان می‌پندارند که تزریق «مهاجرهراسی» به جامعه ایرانی سودمندترین کاری است که می‌شود کرد، روشی که نتایج مخرب خود را در این سال‌ها نشان داد، هم جامعه مهاجر در ایران بسیار متضرر شد و هم به مناسبات دو کشور و منافع مشترکی که ما داریم، ضربه زد.

💢نکته جالب این است که در این اواخر گاهی می‌بینیم که حتی به یک رویداد مثبت که حاصل دوراندیشی و نگاه انسانی مسئولان نظام اسلامی است، با چشم تردید می‌نگرند، نظیر تیتر روز سه شنبه 13 تیر 96 روزنامۀ اتفاقیه که با عکسی در همان مسیر همراه شده است: «ثبت نام 11 هزار نفر تبعۀ خارجی بی‌هویت در مدارس».
📌http://tn.ai/1454396
🔹 توضیح روزنامۀ اتفاقیه در مورد یادداشت اعتراض‌آمیز من که در پست قبلی این کانال می‌بینید.

در پی یادداشتی که دیروز دربارۀ تیتر و عکس روزنامۀ اتفاقیه نوشتم و در خبرگزاری تسنیم منتشر شد (به پست قبلی این کانال مراجعه کنید)، این روزنامه در نسخۀ امروز پنج‌شنبه ۱۵ تیر ۹۶ ضمن توضیحاتی در این مورد، عذرخواهی کرد.
با سپاس از خبرگزاری تسنیم به خاطر انتشار یادداشت من و با قدردانی از واکنش منطقی و محترمانۀ روزنامۀ اتفاقیه نسبت به آن یادداشت، آن قسمت را که به من برمی‌گردد در اینجا منعکس می‌کنم.
البته در این میان اختلاف نظری نیز میان خبرگزاری تسنیم و روزنامۀ‌اتفاقیه وجود دارد که بخشی از یادداشت روزنامه به آن برمی‌گردد و من قضاوت و گفتگوی احتمالی در آن مورد را به خود این دو رسانه می‌گذارم.

🔸 بخشی از یادداشت روزنامۀ‌ اتفاقیه:
همزمان با روز قلم كه ياداور رعايت حرمت قلم و اخلاق مداری در بين اهالی اين حرفه است ، انتشار تيتر (ثبت نام ١١ هزار نفر تبعه خارجي بی هويت در مدارس ) در اتفاقيه روز سه شنبه ١٣ تيرماه در راستای تقدير از محبت مقام معظم رهبری و دستور حكيمانه ايشان در ثبت نام از جمعی از اتباع بيگانه كه فاقد مدارك هويتی می باشند در مدارس واكنش هايی را در پی داشت .
برخي از فرهيختگان افغان كه سالهاي طولاني به علت شرايط خاص كشور دوست و برادر مان مجبور به جلاي وطن شده اند و زير سايه عنايات جمهوري اسلامي ايران روزگار گذرانده و از هم كيشي و هم زباني با ايشان برخوردار مي باشيم گلايه هاي بعضا به جا و درستي در انتخاب تيتر مطلب فوق مطرح نموده اند .
محمد كاظم كاظمي شاعر بزرگ و سرشناس معاصر افغانستان يادداشتي بسيار دقيق و در بسياري نكات صحيح و قابل استناد نشر داده اند كه توجه ايشان به مطالب منتشره در اتفاقيه برايمان باعث بسي فخر و مباهات مي باشد.
بنده و ساير همكارانم در روزنامه اتفاقيه بايستي پيرامون اين مباحث تاكيد كنيم كه همواره سعي كرده ايم نگاه بشر دوستانه و فارغ از ملي گرايي صرف را در نوشته هاي خويش ارائه داده و افراط و خداي ناكرده توهين به افراد با مليت هاي مختلف جايي در روش و منش فكري ما نداشته است. به خصوص در مورد برادران و خواهران عزيز افغان كه اگر تقسيمات سرزميني در سالهاي دور رخ نمي داد شايد اينك آن ها جزيي از خراسان بزرگ بودند و يا ما بخشي از سرزمين افغانستان بوديم .
قطعا با وجود آنكه هيچ گونه قصدي براي بيان تفكري از نوع آنچه جناب كاظمي در يادداشت شان طرح فرموده اند پشت صحنه انتشار اين تيتر وجود نداشته است و عكس و مطلب نشر يافته اتفاقا در جهت حمايت از تصميم مقام معظم رهبري و انعكاس مظلوميت فرزنداني است كه تعدادي از آن ها در ايران به دنيا آمده اند ولي به اين علت كه پدران و مادرانشان مدارك لازم هويتي و شناسنامه اي را در اختيار نداشته اند از تحصيل بازمانده اند و احساس ميكنيم اختلاف موجود ناشي از برداشت ها و كمي تفاوت فرهنگي است ، از اين بزرگ منشان عذرخواهي مي نماييم ...
@etefaghyeh8
آموزش شیوه‌ها و شگردهای داستان‌نویسی
دوشنبه‌ها، از ۱۶ تا ۱۸
مشهد، بوستان ملت، مجتمع فرهنگی هنری امام رضا(ع)
شروع دوره: ۱۹ تیر ۱۳۹۶
شماره تماس برای ثبت نام: ۰۹۱۵۰۰۲۴۶۹۵
کانالی با مطالب سودمند اخلاقی و مذهبی. کار جمعی از دوستان علاقه‌مند. 👇
❤️🌸❤️
۱۶ تیر سالروز تولد مریم من است؛ دختری آرام و متفکر که سرگرمی‌اش کتاب خواندن است و فکر کردن.
مثل من و پدرش کتاب خواندن را خیلی دوست دارد. به ندرت جایی می رود و بیشتر دوست دارد در خانه بماند که این خصوصیتش البته به پدرش شبیه است. اگر بخواهی به خرید هدیه برای مریم فکر کنی این کار از جهتی هم سخت است و هم آسان. سخت از این جهت که مریم هر چیزی را دوست ندارد. یادم می آید یک سال به خاطر اینکه هدیه‌اش روسری بود و از جنس رخت و لباس بود از من گلایه کرد. و آسان از این جهت که توقع بالایی ندارد و با خرید یک کتابِ خواندنی رضایت خاطر او را به دست می آوری و لبخندش را می‌خری.
سالروز تولد پارسالش یک دار گلیم‌بافی برایش خریدم. علاقه عجیبی به گلیم بافی دارد. در فاصله این یک سال دو تا گلیم کوچک و زیبا بافت که حالا خانه ما را زینت بخشیده است. خودش می‌گفت: وقتی که پای دار گلیم‌بافی می‌نشینم احساس می‌کنم مثل مادری هستم که موهای دخترش را تزیین می‌کند.
مریم من! سالروز تولد سیزده‌سالگی‌ات مبارک. رسیدی به مرز نوجوانی. این حس قشنگ بر تو مبارک عزیزم.
#مریم
#تولد
@zaynabbayat
گلیم بافته شده مریم کاظمی
مرتبط با پست قبلی
@zaynabbayat
🔷 مریم
🔻زینب بیات
این بار خدا آمده با شاخۀ مریم
تا باز تبسم کنی آرام و مصمم

من رود شدم جاری و لبریز از احساس
تو ماهی قرمز به تب و تاب دمادم

آن شازدۀ کوچک افسانه، تو بودی
افتاده به سیارۀ ما، با گل و شبنم

شاید نگران گل سرخی، نشود باز
پرپرشود و، پشت درختان زمین خم

وقتی کلمات تو به پرواز درآیند
آغاز شود جشن گل سرخ به عالم

دنیای تو دنیای قشنگی است، که در آن
نی گرگ، نه روباه، نشد دشمن آدم

تو، ساده بگویم، گل بی‌خار، تو هستی
ترکیب قشنگی که خدا کرده فراهم
16 تیر 1396
#مریم
#تولد
@zaynabbayat
از شش کسرۀ موجود در این سه بیت شعر، پنج مورد آن اضافی است، چون بدون یاری این کسره‌ها هم شعر درست خوانده می‌شود، به مدد وزن آن. وقتی وزن شعر به درست خوانده شدن آن کمک می‌کند، چرا باید کسره بگذاریم؟
در بعضی موارد هم عبارت به نحوی است که بدون کسره خوانده نمی‌شود. یعنی فقط همین نوع قرائت را دارد. اینجا هم کسره لازم نیست. مثلاً ممکن است کسی آن را «مادر بزرگ، من» بخواند؟
یکی از جای‌هایی که اعراب‌گذاری لازم نیست، آنجاست که کلمه شکل دیگری ندارد تا کسی آن را خطا بخواند. هیچ کس «بَس» را «بُس» یا «بِس» نمی‌خواند تا به آن فتحه نیاز باشد. حتی در مورد «بِفروزید» هم همین طور.
🔹 معرفی کانال تلگرامی محمدرضا زائری
محمدرضا زائری همیشه از شخصیت‌های دوست‌داشتنی من بوده است، یک روحانی خوش‌فکر، منتقد، شجاع و خوش‌ذوق. به تازگی کانال تلگرامی مطالب خود او و مطالب پیشنهادی‌اش را یافتم. از دوستانی که علاقه‌مند به مباحث دینی _ اجتماعی از منظر ایشان هستند، دعوت می‌کنم در این کانال عضو شوند.
@morzaeri
🔹پالایش زبان فارسی در افغانستان امروز
مقاله‌ای در سایت محمدکاظم کاظمی
http://www.mkkazemi.com
مقدمۀ مقاله:
افغانستان از دیرباز گذرگاه ملل مختلف و محل برخورد فرهنگها و تمدنها بوده است‌. بسیاری از جهانگشایی‌ها، جنگها، مهاجرتها و رفت‌وآمدهای تجاریِ این منطقه به نحوی بر افغانستان و زبان مردم آن تأثیر گذاشته است و به همین سبب‌، زبان فارسی در این کشور برخوری همه‌جانبه و دیرپای با زبانهای دیگر این منطقه و حتی بعضی کشورهای دورتر داشته و تأثیرهایی از آنها پذیرفته است‌.
این برخوردها در سالهای اخیر، با تحولاتی که در کشور ما رخ داد، ابعادی تازه یافته است‌. حضور خارجیان و مؤسسات وابسته به آنها و استخدام بسیاری از اهل ادب و فرهنگ ما در این مؤسسات و در کنار اینها بازگشت بعضی نخبگان از کشورهای دوردست‌، لاجرم فارسی افغانستان را با موجی از واژگان بیگانه روبه‌رو کرده است‌. این قضیه به‌ویژه از این نظر جای نگرانی دارد که ملّت ما امروزه درصد بالایی از بی‌سوادی را تجربه می‌کند. نهادهای آموزشی و رسانه‌ها به زبان اعتنای بسیاری ندارند و هنوز برخوردهای خصمانۀ برخی از دولتمردان با این زبان‌، به کلی از میان برنخاسته است‌.
با این وصف‌، همتی ویژه برای پالودن زبان از آن دسته از واژگان بیگانه که نیازی به وجودشان نیست‌، ضروری به نظر می‌رسد. در این میان‌، ما حداقل به براشتن سه گام اساسی نیازمندیم‌:
۱. بحث در مبانی نظری فارسی‌سازی‌، ضرورت و اصول آن‌.
۲. یافتن شیوۀ عملی این کار و جوانب اجتماعی و رسانه‌ای موضوع‌.
۳. واژه‌سازی و معادل‌یابی برای واژگان بیگانه‌.
این سه گام‌، هر یک متکی و مبتنی بر دیگری است‌، یعنی اگر به ضرورت فارسی‌سازی باورمند نشده باشیم‌، بحث راهکارهای عملی آن بیهوده به نظر می‌رسد و اگر این راهکارها را نیافته باشیم‌، واژه‌سازی ما کاری پادرهوا خواهد بود و بی‌ثمر خواهد ماند.
مادر این نوشته می‌کوشیم که راهی برای بحث در گام اول باز کنیم و ببینیم که به راستی این پالایش‌، تا چه مایه ضرورت دارد و تا چه حد به صلاح و منفعت ماست‌. در چه حوزه‌هایی باید این کار را کرد و در چه حوزه‌هایی باید آمادگی پذیرش واژگان بیگانه را داشت‌.
🔸
متن کامل در سایت محمدکاظم کاظمی، در بخش «زبان و مفاخر فارسی»
www.mkkazemi.com

@mkazemkazemi