کانال محمدکاظم کاظمی
2.81K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
951 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
❤️🌸❤️
۱۶ تیر سالروز تولد مریم من است؛ دختری آرام و متفکر که سرگرمی‌اش کتاب خواندن است و فکر کردن.
مثل من و پدرش کتاب خواندن را خیلی دوست دارد. به ندرت جایی می رود و بیشتر دوست دارد در خانه بماند که این خصوصیتش البته به پدرش شبیه است. اگر بخواهی به خرید هدیه برای مریم فکر کنی این کار از جهتی هم سخت است و هم آسان. سخت از این جهت که مریم هر چیزی را دوست ندارد. یادم می آید یک سال به خاطر اینکه هدیه‌اش روسری بود و از جنس رخت و لباس بود از من گلایه کرد. و آسان از این جهت که توقع بالایی ندارد و با خرید یک کتابِ خواندنی رضایت خاطر او را به دست می آوری و لبخندش را می‌خری.
سالروز تولد پارسالش یک دار گلیم‌بافی برایش خریدم. علاقه عجیبی به گلیم بافی دارد. در فاصله این یک سال دو تا گلیم کوچک و زیبا بافت که حالا خانه ما را زینت بخشیده است. خودش می‌گفت: وقتی که پای دار گلیم‌بافی می‌نشینم احساس می‌کنم مثل مادری هستم که موهای دخترش را تزیین می‌کند.
مریم من! سالروز تولد سیزده‌سالگی‌ات مبارک. رسیدی به مرز نوجوانی. این حس قشنگ بر تو مبارک عزیزم.
#مریم
#تولد
@zaynabbayat
🔷 مریم
🔻زینب بیات
این بار خدا آمده با شاخۀ مریم
تا باز تبسم کنی آرام و مصمم

من رود شدم جاری و لبریز از احساس
تو ماهی قرمز به تب و تاب دمادم

آن شازدۀ کوچک افسانه، تو بودی
افتاده به سیارۀ ما، با گل و شبنم

شاید نگران گل سرخی، نشود باز
پرپرشود و، پشت درختان زمین خم

وقتی کلمات تو به پرواز درآیند
آغاز شود جشن گل سرخ به عالم

دنیای تو دنیای قشنگی است، که در آن
نی گرگ، نه روباه، نشد دشمن آدم

تو، ساده بگویم، گل بی‌خار، تو هستی
ترکیب قشنگی که خدا کرده فراهم
16 تیر 1396
#مریم
#تولد
@zaynabbayat
👩‍👧زینب بیات
ساره، اولین تجربۀ شیرین مادری.

یادم می‌آمد از اولین ماه‌های زندگی‌اش و ناز دادن‌هایش و حس زیبای مادرانه.
ساره نازش زیاد بود و هر اسباب بازی‌ای که می‌خواست برایش تهیه می‌کردم، در حدی که از طرف بعضی از اقوام نزدیک، متهم به فرزندسالاری می‌شدم.
سلیقۀ خاصی داشت و ذوق هنری خوبی. یکی از سرگرمی‌های ساره این بود که سفره‌ای می‌انداخت و یک سری وسایل را با ذوق خاصی مانند یک طرح هنری می‌چید.
طراحی و نقاشی را از کودکی دوست داشت. یادم می آید هنوز به مدرسه نمی‌رفت که چهرۀ مادربزرگ خود را طوری ماهرانه کشیده بود که مورد توجه تعدادی از اقوام قرار گرفته بود و آنها هم عکسشان را برای طراحی به ساره داده بودند.
دفترهایش پر از طرح و رنگ و خلاقیت بود. عاشق استفاده از مداد رنگی بود. کلاس دوم دبستان بود که به من گفت: «مامان، خانم گفته مامان‌هاتون تو دفترتون سوال طرح کنن.»
من هم با اجازه‌تان مداد سیاه را برداشتم و از یک کنار شروع به نوشتن کردم. وقتی سؤالات تمام شد و ساره دید، گفت: «وای مامان همه رو با سیاه نوشتی؟ تو دفتر منو کشتی، بی روح کردی. ببین من چقدر از رنگ‌های دیگه استفاده می‌کنم. صفحات من رو ببین.» و من جوابی نداشتم.☺️
ساره از آن دانش‌آموزان خودکار بود. از همان کلاس اول تا حالا که پیش‌دانشگاهی است، نیازی به پی گیری های مامان نداشته و تمام درس‌ها و کارهای مدرسه را با شور و اشتیاق انجام داده و معمولاً هم سعی داشته در کار خودش برجسته باشد، حتی در انجام فعالیت‌های فرهنگی و برنامه‌های صبحگاهی مدرسه و حرکات ورزشی سر صف.
در خانه من و مریم به صف می‌شدیم و او روی مبل می‌ایستاد و می‌گفت: «از جلو نظام، خبردار» من و مریم مثل دانش‌آموزان انجام می‌دادیم و ساره مشق زندگی می‌کرد.
در آن سال‌هایی که تازه وبلاگ‌نویسی مد شده بود وبلاگی داشت به نام «هوای تازه». شعر می‌نوشت داستان کار می‌کرد و وبلاگش را به خوبی مدیریت می‌کرد. نوجوانی و شور و شوق مخصوص به خودش.
داستان نویسی و طراحی را بیشتر از شعر جدی گرفته و تا حالا دو تا رمان هم کار کرده است.
ساره از آن دخترانی نبود که همین‌طوری خیلی از چیزها را بپذیرد. اهل فکر و اهل پرسشگری بود و به راحتی مسایل سنتی رایج را نمی‌پذیرفت. یک روح سرکش جوان که می‌خواست مستقل باشد و زندگی را تجربه کند و بفهمد و خودش به آنها برسد و انتخابگر باشد. شاید این روحیه را از خودم به ارث برده باشد که با دست و پا بسته بودن زنان جامعه، هیچ وقت کنار نیامده‌ام و با بعضی سنن نادرست مقابله کرده‌ام.
حالا سارۀ جوان من ۱۸ ساله شده است. وقتی به این همه شور و انگیزه و تلاش در این دوره از زندگی‌ اش نگاه می‌کنم، لذت می‌برم.
ساره جانم، تولدت مبارک.🎂🎂🎂🎂🎂
#مادر
#تولد
@zaynabbayat
🍎 شاعر و سیب سرخ
برنامه‌ای رادیویی دربارۀ زندگی محمدکاظم کاظمی
🔸 تهیه‌کننده: زینب بیات

این برنامه در قالب شخصیت محور دربارۀ زندگی و آثار استاد محمدکاظم کاظمی ساخته شد و در سیزدهمین جشنوارۀ بین‌المللی رادیو برگزیده شد.
اینک به مناسبت پنجاهمین سالگرد تولد ایشان آن را پیشکش عزیزان می‌کنم.

#شاعر
#محمد_کاظم_کاظمی
#زینب_بیات
#تولد
@zaynabbayat
Forwarded from حسین مؤدب
🌹 به استاد عزیزم #محمدکاظم_کاظمی 🌹

مرد مردان ساده و بی ادعایی کاظمی
در میان جمع و از ایشان سوایی کاظمی

شعر می گویند با سیگار و قلیان شاعران
شعر می گوید فقط با قند و چایی، کاظمی!

با دو چرخه می رود از بس به هر جا، عاقبت
در میارد سر ز لیگ آسیایی ، کاظمی

بر اساس آخرین اسناد تاریخ کهن
بوده است استاد مرحوم سنایی، کاظمی!

نادر و سیمین اگر از هم جدا گردیده اند
بوده بی تقصیر اندر این جدایی! کاظمی!

پادشاه مصر اگر می شد یقینا می رسید
دست ما حالا به شکل مومیایی کاظمی!

یک نفر باشد اگر فرضا داداش مادرش
می زند او را صدا با لفظ دایی! کاظمی!!

مرد مردان، بیدل دلدار این دوران تویی
یکه تاز عرصه ی شعری خدایی کاظمی

غایبی و باز هم حاضر یراق صحنه ای
رهبری بی خود نمیپرسد : کجایی کاظمی؟!*

ما اگر حواریون باشیم و پروانه یقین
تو مسیحایی و شمع جمع مایی کاظمی!

#حسین_مؤدب
#دی_ماه_1394
#طنز
#تولد_استاد_کاظمی

*در دیدار نیمه ی رمضان سال 94 هنگام شعرخوانی ها مقام معظم رهبری سراغ استاد کاظمی را گرفتند که ایشان حضور نداشتند.

🆔 @hmoaddab
✳️
کار نه
اَپَر نه
آتتینا ته
مومه ها بته
ایش بیش
آتیش بیش
مه پَخَل🤱
هرات، پنجاه سال پیش، یک خانه، یک مادر و پسرک دو ساله که دلش می‌خواست مادرش کار نکنه، نماز نخونه، آستین‌هایشه پایین بکشه، دکمه‌های آستینش را ببنده و بشینه رو پلۀ کرسی و پسرک شاعرش رو بغل کنه‌. آخی ...🤱
ولی مادرا همیشه کار دارند و مگر کار خانه از خلاصی است؟
و این آرزوی بسیاری از کودکان است که مادر برایش وقت بگذارد بدون دغدغه کار و نماز و... کنارش بشینه و بغلش کنه.
محمدکاظم کوچک این خواسته‌اش را ولی به مادرش می‌گفت، شیرین و شاعرانه. زبان او در کودکی هم آهنگین بود و وزن و قافیه داشت:
کار نه
اَپَر نه ( اَپَر: اکبر: الله اکبر: نماز)
آتتینا ته (آستین‌ها پایین)
مومه‌ها بتّه ( دکمه‌ها بسته)
ایش بیش (اینجا بشین)
آتیش بیش (کنار کرسی بنشین)
مه پَخَل (مرا بغل کن)🤱🌸❤️

تولدت مبارک شاعر 🎂
#محمد_کاظم_کاظمی
#تولد
@zaynabbayat