کانال محمدکاظم کاظمی
شاید به این وسیله در این عصر ... اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ اینجا درست چیزی مثل «زمانۀ عسرت» منظورم است. کتابی دارد دکتر داوری اردکانی به اسم «شاعران در زمانۀ عسرت» . این کلمۀ عسرت خیلی عالی است، ولی حیف در وزن نمیگنجد.
«عسرت» به جای محنت در بیت مطلع پیشنهاد شد. پیشنهاد خوبی است. ولی باید روی بار معنایی هر کدام فکر کنم. عسرت یک مقدار معنای فاخری دارد. محنت در مقابل فلاکت بیشتری را میرساند. یک سابقۀ تاریخی هم در محنت داریم. یک دورۀ تاریخی بوده است، سالهای محنت.
سایر نقدها و پیشنهادها:
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ فراخ / دلخوش نمیشویم به این سفرۀ فراخ
گیرم که روبهراه نشد حال ما، به خاک /
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ فراخ / دلخوش نمیشویم به این سفرۀ فراخ
گیرم که روبهراه نشد حال ما، به خاک /
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
🔹سال سگ
پیشنویس سوم
بعضی عبارتها عوض شد و ترتیب بیتها نیز به طور کل تغییر کرد. خود بیتها احتمالاً نهایی شده است، ولی هنوز به ترتیب مطلوب و دلخواه نرسیدهام.
🔸
امروز روز عسرت و امسال، سال سگ
رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ
دنیا تقابل سگ زرد است با شغال
یک دم سگ شغال و زمانی شغال سگ
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر
پسماندۀ جدال شغال و جدال سگ
ای برهای که خوردهشدن سرنوشت توست
بهتر همان که گرگ شوی، بیخیال سگ
یک عمر بوده مردن ما مثل گوسفند
یک عمر بوده زیستن ما مثال سگ
سگدو زدن به شام و سحر اشتغال ماست
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
حالا که سفره را به سگان وانهادهاند،
پس استخوان ما و شما نیز مال سگ
شاید به این وسیله در این عصر بیفروغ
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ
مشهد، ۲۹ اسفند ۹۶
پیشنویس سوم
بعضی عبارتها عوض شد و ترتیب بیتها نیز به طور کل تغییر کرد. خود بیتها احتمالاً نهایی شده است، ولی هنوز به ترتیب مطلوب و دلخواه نرسیدهام.
🔸
امروز روز عسرت و امسال، سال سگ
رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ
دنیا تقابل سگ زرد است با شغال
یک دم سگ شغال و زمانی شغال سگ
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر
پسماندۀ جدال شغال و جدال سگ
ای برهای که خوردهشدن سرنوشت توست
بهتر همان که گرگ شوی، بیخیال سگ
یک عمر بوده مردن ما مثل گوسفند
یک عمر بوده زیستن ما مثال سگ
سگدو زدن به شام و سحر اشتغال ماست
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
حالا که سفره را به سگان وانهادهاند،
پس استخوان ما و شما نیز مال سگ
شاید به این وسیله در این عصر بیفروغ
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ
مشهد، ۲۹ اسفند ۹۶
بیت «ای برهای که خورده شدن سرنوشت توست» در جای خوبی نیست. در کل این بیت با این فضا خیلی سازگار نیست. شاید حذفش کنم.
و بیت آخر هم چند نامزد دارد. به نظرم بیت «گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما...» برای پایان شاید بهتر باشد.
یک پایان تلخ و در عین حال طعنهآمیز دارد. حداقل حال ما خوب نمی شود، حال سگها که خوب شود. یک فداکاری تلخ که گاهی از دشنام بدتر است.
و بیت آخر هم چند نامزد دارد. به نظرم بیت «گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما...» برای پایان شاید بهتر باشد.
یک پایان تلخ و در عین حال طعنهآمیز دارد. حداقل حال ما خوب نمی شود، حال سگها که خوب شود. یک فداکاری تلخ که گاهی از دشنام بدتر است.
شنیدهاید که یکی نان خشک را در آب خیس میکرد و میخورد و میگفت «خدایا شکر»
یکی عبور کرد، گفت با این حال باز هم میگویی خدا را شکر؟
گفت: آن که میشنود، میداند که این شکر، از صد تا دشنام بدتر است.
اگر بیت
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
به آخر برود چنین حالتی دارد و این حالت در پایان شعر خوش میافتد.
یکی عبور کرد، گفت با این حال باز هم میگویی خدا را شکر؟
گفت: آن که میشنود، میداند که این شکر، از صد تا دشنام بدتر است.
اگر بیت
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
به آخر برود چنین حالتی دارد و این حالت در پایان شعر خوش میافتد.
کانال محمدکاظم کاظمی
🔹سال سگ پیشنویس سوم بعضی عبارتها عوض شد و ترتیب بیتها نیز به طور کل تغییر کرد. خود بیتها احتمالاً نهایی شده است، ولی هنوز به ترتیب مطلوب و دلخواه نرسیدهام. 🔸 امروز روز عسرت و امسال، سال سگ رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ دنیا تقابل سگ زرد است با شغال یک…
هنوز بین «عسرت» و «محنت» در تردیدم. هر کدام حسنی دارد، ولی به نظرم «عسرت» یک مقدار فضای زاهدانه را تصویر میکند و «محنت» بیچارگی را. فعلاً «محنت» را میگذاریم تا بعد.
و در این بیت
سگدو زدن به شام و سحر اشتغال ماست
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
این «به» کارکرد خاصی ندارد. ولی اگر «که» بگذاریم، دو مصراع خوب به هم پیوند میخورد، به این صورت:
سگدو زدن که شام و سحر اشتغال ماست،
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
و در این بیت
سگدو زدن به شام و سحر اشتغال ماست
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
این «به» کارکرد خاصی ندارد. ولی اگر «که» بگذاریم، دو مصراع خوب به هم پیوند میخورد، به این صورت:
سگدو زدن که شام و سحر اشتغال ماست،
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
کانال محمدکاظم کاظمی
🔹سال سگ پیشنویس سوم بعضی عبارتها عوض شد و ترتیب بیتها نیز به طور کل تغییر کرد. خود بیتها احتمالاً نهایی شده است، ولی هنوز به ترتیب مطلوب و دلخواه نرسیدهام. 🔸 امروز روز عسرت و امسال، سال سگ رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ دنیا تقابل سگ زرد است با شغال یک…
ای برهای که خوردهشدن سرنوشت توست
بهتر همان که گرگ شوی، بیخیال سگ
این بیت هنوز جای مناسبی ندارد. خیلی از شعر بیرون زده است. شاید در نهایت برود به آخر شعر یعنی سر جای اولش.
بهتر همان که گرگ شوی، بیخیال سگ
این بیت هنوز جای مناسبی ندارد. خیلی از شعر بیرون زده است. شاید در نهایت برود به آخر شعر یعنی سر جای اولش.
و برای «قیل و قال سگ» هم بیتی در نظر بود که اگر بشود آن را با «بوق سگ» همراه کرد بد نیست. چون بوق سگ زمانی بوده است که بوق میزدهاند که مردم بازار را تخلیه کنند و به خانه بروند تا سگها را رها کنند.
از بانگ صبح، فرصت ... گرگ
از بوق سگ جهان یله در قیل و قال سگ
این بیت اگر خوب درست شود، خالیگاه بعد از بیت اول را پر میکند. بین بیت اول و بیت دوم یک بیت رابط لازم است که آمادگی برای پرداختن به وضع جهان و تقابل سگ و شغال ایجاد شود. فعلاً آن بیت سگ و شغال زود آمده است.
از بوق سگ جهان یله در قیل و قال سگ
این بیت اگر خوب درست شود، خالیگاه بعد از بیت اول را پر میکند. بین بیت اول و بیت دوم یک بیت رابط لازم است که آمادگی برای پرداختن به وضع جهان و تقابل سگ و شغال ایجاد شود. فعلاً آن بیت سگ و شغال زود آمده است.
کانال محمدکاظم کاظمی
از بانگ صبح، فرصت ... گرگ از بوق سگ جهان یله در قیل و قال سگ این بیت اگر خوب درست شود، خالیگاه بعد از بیت اول را پر میکند. بین بیت اول و بیت دوم یک بیت رابط لازم است که آمادگی برای پرداختن به وضع جهان و تقابل سگ و شغال ایجاد شود. فعلاً آن بیت سگ و شغال زود…
بازاریان گرگ؟
به خصوص که بوق سگ هم برای بازارها بوده است.
و گرگ بودن یکی از خصایل پیشرفت در جهان مادی است که بازار میتواند نمادی از آن باشد.
ولی نمیخواهم به صنف بازاریان به صورت کلی بتازم.
به خصوص که بوق سگ هم برای بازارها بوده است.
و گرگ بودن یکی از خصایل پیشرفت در جهان مادی است که بازار میتواند نمادی از آن باشد.
ولی نمیخواهم به صنف بازاریان به صورت کلی بتازم.
کانال محمدکاظم کاظمی
بازاریان گرگ؟ به خصوص که بوق سگ هم برای بازارها بوده است. و گرگ بودن یکی از خصایل پیشرفت در جهان مادی است که بازار میتواند نمادی از آن باشد. ولی نمیخواهم به صنف بازاریان به صورت کلی بتازم.
پیشنهاد یکی از دوستان: سوداگران گرگ
این عالی است. هم توهین صنفی ندارد و هم «سوداگران گرگ» به طور ضمنی و غیرمستقیم «سوداگران مرگ» را هم تداعی میکند که منظور قاچاقچیان مواد مخدر است.
این تداعیها خیلی مهم است. کلمات «مرگ» و «گرگ» شبیه هم هستند. وقتی میگوییم «سوداگران گرگ»، خواننده در لایههای پنهان ذهنش «سوداگران مرگ» را هم به خاطر میآورد. و این خوب است.
این عالی است. هم توهین صنفی ندارد و هم «سوداگران گرگ» به طور ضمنی و غیرمستقیم «سوداگران مرگ» را هم تداعی میکند که منظور قاچاقچیان مواد مخدر است.
این تداعیها خیلی مهم است. کلمات «مرگ» و «گرگ» شبیه هم هستند. وقتی میگوییم «سوداگران گرگ»، خواننده در لایههای پنهان ذهنش «سوداگران مرگ» را هم به خاطر میآورد. و این خوب است.
با این وصف و با حضور گرگ به این صورت در غزل، دیگر به نظرم بیت «بهتر همان که گرگ شوی، بیخیال سگ» را بیخیال شوم. به بافت غزل هم نمیخورد و در جایی دیگر هم در شعرهایم آن را آوردهام و تکراری میشود. در شعر شب یلدا هم داشتم
این پوست را رها کن و ای بره، گرگ شو
این پوست را رها کن و ای بره، گرگ شو
🔹سال سگ
پیشنویس چهارم
🔸
امروز روز عسرت و امسال، سال سگ
رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ
از بانگ صبح، فرصت سوداگران گرگ
از بوق سگ، جهان یله در قیل و قال سگ
دنیا تقابل سگ زرد است با شغال
یک دم سگ شغال و زمانی شغال سگ
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر
پسماندۀ جدال شغال و جدال سگ
یک عمر بوده مردن ما مثل گوسفند
یک عمر بوده زیستن ما مثال سگ
سگدو زدن که شام و سحر اشتغال ماست،
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ!
حالا که سفره را به سگان وانهادهاند،
پس استخوان ما و شما نیز مال سگ
شاید به این وسیله در این عصر بیفروغ
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
مشهد، ۲۹ اسفند ۹۶
پیشنویس چهارم
🔸
امروز روز عسرت و امسال، سال سگ
رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ
از بانگ صبح، فرصت سوداگران گرگ
از بوق سگ، جهان یله در قیل و قال سگ
دنیا تقابل سگ زرد است با شغال
یک دم سگ شغال و زمانی شغال سگ
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر
پسماندۀ جدال شغال و جدال سگ
یک عمر بوده مردن ما مثل گوسفند
یک عمر بوده زیستن ما مثال سگ
سگدو زدن که شام و سحر اشتغال ماست،
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ!
حالا که سفره را به سگان وانهادهاند،
پس استخوان ما و شما نیز مال سگ
شاید به این وسیله در این عصر بیفروغ
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
مشهد، ۲۹ اسفند ۹۶
کانال محمدکاظم کاظمی
🔹سال سگ پیشنویس چهارم 🔸 امروز روز عسرت و امسال، سال سگ رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ از بانگ صبح، فرصت سوداگران گرگ از بوق سگ، جهان یله در قیل و قال سگ دنیا تقابل سگ زرد است با شغال یک دم سگ شغال و زمانی شغال سگ ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر پسماندۀ…
با حذف بیت «بره و گرگ» حالا بیت «یک عمر بوده مردن ما مثل گوسفند» به بیت بالا خیلی خوب وصل شد. همان حقارت و فلاکت را دنبال میکند.
بیت آخر هم فعلاً در جای خوبی قرار گرفت. نوعی دعاییه است که در شعرهای قدیم مرسوم بوده است. یک مقداری هم حقوق حیوانات را آخر کاری رعایت کنیم.
البته یک نظر رسید که «تا بوق سگ» داریم نه «از بوق سگ»
به همین دلیل شاید آن بیت را به شکل دیگری درست کنم. فعلاً ذهنم روی همین بیت متمرکز است.
و حالا یک لیوان چای...
بیت آخر هم فعلاً در جای خوبی قرار گرفت. نوعی دعاییه است که در شعرهای قدیم مرسوم بوده است. یک مقداری هم حقوق حیوانات را آخر کاری رعایت کنیم.
البته یک نظر رسید که «تا بوق سگ» داریم نه «از بوق سگ»
به همین دلیل شاید آن بیت را به شکل دیگری درست کنم. فعلاً ذهنم روی همین بیت متمرکز است.
و حالا یک لیوان چای...
نقداً این به نظرم می رسد.
تا بوق سگ، ... سوداگران گرگ
تا بانگ صبح، غلغله و قیل و قال سگ
تا بوق سگ، ... سوداگران گرگ
تا بانگ صبح، غلغله و قیل و قال سگ
کانال محمدکاظم کاظمی
🔹سال سگ پیشنویس چهارم 🔸 امروز روز عسرت و امسال، سال سگ رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ از بانگ صبح، فرصت سوداگران گرگ از بوق سگ، جهان یله در قیل و قال سگ دنیا تقابل سگ زرد است با شغال یک دم سگ شغال و زمانی شغال سگ ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر پسماندۀ…
دقت که میکنم میبینم «حالا که سفره را به سگان وانهادهاند» ارتباط نسبتاً پنهان ولی قشنگی با بیت قبل یافته است. یعنی وقتی به فکر این بودیم که حالا که ما سگدو میزنیم سگها چه کار کنند، میشود گفت که سگها دیگر آمدند سراغ سفرۀ ما.
کانال محمدکاظم کاظمی
نقداً این به نظرم می رسد. تا بوق سگ، ... سوداگران گرگ تا بانگ صبح، غلغله و قیل و قال سگ
تا بوق سگ، حکومت سوداگران گرگ
تا بانگ صبح، ولوله و قیل و قال سگ
بد نشد. البته «ولوله» تا حدودی حشو است.
چیزی شبیه «فرصت» خوب بود.
تا بانگ صبح، ولوله و قیل و قال سگ
بد نشد. البته «ولوله» تا حدودی حشو است.
چیزی شبیه «فرصت» خوب بود.
کانال محمدکاظم کاظمی
تا بوق سگ، حکومت سوداگران گرگ تا بانگ صبح، ولوله و قیل و قال سگ بد نشد. البته «ولوله» تا حدودی حشو است. چیزی شبیه «فرصت» خوب بود.
پیشنهاد وارده: تا بانگ صبح، فرصت قال و مقال سگ
و البته «نوبت» هم میشود گفت.
و البته «نوبت» هم میشود گفت.