منهایِ یک درخت
هوالحق 🔹 ويزاي مسافرت به سرزمین بيدل (منتشر شده در روزنامۀ همشهری در سال گذشته) #امین_اکبری دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب شاعر آینهها میگوید: «بیدل کشوری است که به دست آوردن ویزای مسافرت بدان، به آسانی حاصل نمیشود، به هرکس اجازه ورود نمیدهد و اگر…
مطلبی از جناب محمدامین اکبری دربارۀ بیدل و کتابهای مناسب برای ورود به سرزمین شعر او.
با سپاس از ایشان.
با سپاس از ایشان.
🔹 سلسله نشستهای بیدلخوانی
🔸 با حضور محمدکاظم کاظمی
🔻 سهشنبهها، ساعت ۱۷:۳۰
🔻 مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت
🔸 جلسۀ اول، سهشنبه ۲ مهر ۹۸
مباحث این جلسه:
پیوند عشق و عرفان، در سایۀ شرح غزلی از بیدل
حلوههای «آینه» در شعر بیدل
معرفی کتاب «شاعر آینهها»
@khane_adabiyat_mashhad
🔸 با حضور محمدکاظم کاظمی
🔻 سهشنبهها، ساعت ۱۷:۳۰
🔻 مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت
🔸 جلسۀ اول، سهشنبه ۲ مهر ۹۸
مباحث این جلسه:
پیوند عشق و عرفان، در سایۀ شرح غزلی از بیدل
حلوههای «آینه» در شعر بیدل
معرفی کتاب «شاعر آینهها»
@khane_adabiyat_mashhad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهانی نقش بستی، لیک ننمودی به کس، بیدل
به این حیرت چه مکتوبی، که نتوان خواند عنوانت
🔹 پارهای کوتاه از بحث عشق و عرفان در شعر بیدل
🔹 در اولین جلسه از بیدلخوانی فرهنگسرای بهشت مشهد.
🔻 سهشنبه ۲ مهر ۱۳۹۸
@mkazemkazemi
به این حیرت چه مکتوبی، که نتوان خواند عنوانت
🔹 پارهای کوتاه از بحث عشق و عرفان در شعر بیدل
🔹 در اولین جلسه از بیدلخوانی فرهنگسرای بهشت مشهد.
🔻 سهشنبه ۲ مهر ۱۳۹۸
@mkazemkazemi
🔹 عکس یادگاری اولین جلسهٔ بیدلخوانی فرهنگسرای بهشت.
سه شنبه ۲ مهر ۹۸
با سپاس از شاعر گرانقدر مجتبی ابوالقاسمی و دیگر عزیزان.
این سلسله جلسات سهشنبهها ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹ برگزار خواهد شد.
مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت.
@mkazemkazemi
سه شنبه ۲ مهر ۹۸
با سپاس از شاعر گرانقدر مجتبی ابوالقاسمی و دیگر عزیزان.
این سلسله جلسات سهشنبهها ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹ برگزار خواهد شد.
مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت.
@mkazemkazemi
Forwarded from مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشت (مهدی مسائلی)
⚡️نگاه واقعبینانه به تصوف
✍مهدی مسائلی
انتشار خبر تحریم ساخت فیلم شمس تبریزی توسط دو تن از مراجع تقلید قم مباحثهها و موضعگیریهای فراوانی را به دنبال داشته است. این موضوع بهانهای شد که بنده نیز چند نکتهای را درباره تعامل با تصوف بیان کنم. بعضی از این نکات را پیش از این در یادداشتهایم بیان کرده بودم.
۱. بخواهیم یا نخواهیم تصوف نمایندهای از عرفان اسلام در برابر سایر عرفانهاست، همانگونه که فلسفه اسلامی هماورد فلسفه الحادی و مادی است. در سفری که چندی پیش به کشمیر داشتم نقش عرفان و اهلطریقت را در اسلام آوردن مردم این منطقه از هند بسیار پررنگتر از شمشیر اهلشریعت دیدم. مردم کشمیر اسلام خود را مدیون عارفِ اهلطریقت میر سید علی همدانی میدانند که با جمعی از مریدان به این منطقه مهاجرت میکند و نمونهای از عرفان اسلامی را عرضه میدارد که توانست عرفانِ قوی هندوها را کنار بزند.
۲. تصوف نام یک مرام و جماعت واحد نیست. در تصوف نیز شاید به اندازه خودِ اسلام، فرقه و طریقت وجود دارد. همانگونه که داعش را نباید نمایشگر شریعت اسلام دانست، عقاید و رفتارهای بعضی از فرق تصوف را نباید به همه آنها نسبت داد. فرقههای گوناگون تصوف در پایبندی به شریعتی و سیر و سلوک عرفانی بسیار با هم متفاوت هستند.
۳. یکی از خطاهایی که در مقابله با تصوف صورت میگیرد خِلطِ تصوفِ فرقهای و تصوفِ غیر فرقهای و یکسان انگاری آنهاست.
تصوف فرقهای مسلمانان را از بدنه امت اسلامی جدا میکند، مکان عبادی و آداب دینی آنها را به مرور تغییر میدهد و خانقاه، تکیه یا زاویه را جایگزین مسجد میکند. تصوف فرقهای به اندازه اقطابش مسلمانان را به گروههای فراوان تقسیم میکند و تازه در هر زمان نیز به تعداد شیوخ مدعی رهبری هر فرقه، انشعابهای جدید در آنها ادامه دارد.
ولی تصوف غیر فرقهای اینگونه نیست و همان مسیری را میرود که باقی امت اسلامی به دنبال آن میروند و قصد تقسیمبندی و تفرقه میان امت اسلامی را ندارد.
البته میتوان ایراداتی در زمینه عرفان و سیرسلوک به آن داشت و آن را نقد کرد؛ منتها نباید با همان روشی که با تصوف فرقهای برخورد میشود با تصوف غیرفرقهای تعامل کرد.
از این گذشته نباید هرکسی را که گزاره عرفانی مشترکی با تصوف غیرفرقهای دارد، به عنوانِ صوفی معرفی کرد و در ادامه چالش برخورد با تصوف فرقهای را درباره آن مطرح کرد.
متاسفانه این همان روشی است که بعضی به وسیله آن بزرگان علمای شیعه همچون امام خمینی را به تصوف منتسب میکنند.
۴.ایجاد فضای دو قطبی میان علمای شیعه و صوفیان نه تنها جلوی نفوذ تصوف فرقهای را نمیگیرد، بلکه با برانگیختن تعصبات و لجاجتها، افرادِ تحت تأثیر تصوف را به سمت فرقهای شدن و جداسازی بیشتر از جامعه شیعه سوق میدهد.
حتی اگر کلیت آموزه عرفان حاکم بر تمامی فرقههای آن را یک انحراف بدانیم، باید به نقد و اصلاح آن بپردازیم و نه نفی کلی آن.
۵. آنچه معمولا درباره انحرافات تصوف فرقهای مورد توجه قرار میگیرد در جامعه شیعه نیز به صورتهای دیگری وجود دارد بلکه هر روز درحال گسترش بیشتر است. با این تفاوت که نگاه مذهبی مانع موضعگیری در مقابل آنهاست.
مثلاً اگر صوفیان با ذکر خداوند به شور رسیده و حرکات موزون و رقص سماع دارند، بعضی از شیعیان نیز با ذکر امام حسین(ع) به شور رسیده و رفتارهایشان بسیار شبیه رقص سماع صوفیان است.
اگر ذکرِ خداوند به صوفیان این قدرت و جسارت را میدهد که کارهای خارقالعاده انجام دهند و مثلاً نیزه و اجسام برنده در تن فرو کرده و با آتش بازی کنند، ذکر امام حسین(ع) نیز به بعضی از شیعیان این قدرت و جسارت را میدهد که قمه بر سر بکوبند، تیغ بر پشت زنند و در آتش بدوند.
اگر صوفیان از مسجد اعراض کرده و مکانهای متفاوتی با عنوان خانقاه برای ذکر برپا کنند، شیعیان نیز مکانهایی با عنوان حسینیه، فاطمیه، مهدیه، زینبیه و... به پا کردهاند.
اگر قطبها و سرذاکرهای صوفیان جای علما گرفتهاند و آنها را عالمگریز کردهاند، مداحان نیز مُراد بعضی از جوانان شیعه شدهاند و حتی به جای علما در جایگاه حکم و فتوا نشستهاند.
اگر در میان صوفیان باطن گرایی بر تقیّد به ظواهر شریعت برتری مییابد و گناهان مریدان به آسانی بخشیده میشود، همین وضع در میان بعضی از جامعه هیأتی نیز وجود دارد.
در چنین شرایطی اصلاح مرام تشیع و نمایش چهره اصیل آن، ضرورت و اولویتی بیش از در افتادن با انحرافات تصوف دارد.
............
@azadpajooh
✍مهدی مسائلی
انتشار خبر تحریم ساخت فیلم شمس تبریزی توسط دو تن از مراجع تقلید قم مباحثهها و موضعگیریهای فراوانی را به دنبال داشته است. این موضوع بهانهای شد که بنده نیز چند نکتهای را درباره تعامل با تصوف بیان کنم. بعضی از این نکات را پیش از این در یادداشتهایم بیان کرده بودم.
۱. بخواهیم یا نخواهیم تصوف نمایندهای از عرفان اسلام در برابر سایر عرفانهاست، همانگونه که فلسفه اسلامی هماورد فلسفه الحادی و مادی است. در سفری که چندی پیش به کشمیر داشتم نقش عرفان و اهلطریقت را در اسلام آوردن مردم این منطقه از هند بسیار پررنگتر از شمشیر اهلشریعت دیدم. مردم کشمیر اسلام خود را مدیون عارفِ اهلطریقت میر سید علی همدانی میدانند که با جمعی از مریدان به این منطقه مهاجرت میکند و نمونهای از عرفان اسلامی را عرضه میدارد که توانست عرفانِ قوی هندوها را کنار بزند.
۲. تصوف نام یک مرام و جماعت واحد نیست. در تصوف نیز شاید به اندازه خودِ اسلام، فرقه و طریقت وجود دارد. همانگونه که داعش را نباید نمایشگر شریعت اسلام دانست، عقاید و رفتارهای بعضی از فرق تصوف را نباید به همه آنها نسبت داد. فرقههای گوناگون تصوف در پایبندی به شریعتی و سیر و سلوک عرفانی بسیار با هم متفاوت هستند.
۳. یکی از خطاهایی که در مقابله با تصوف صورت میگیرد خِلطِ تصوفِ فرقهای و تصوفِ غیر فرقهای و یکسان انگاری آنهاست.
تصوف فرقهای مسلمانان را از بدنه امت اسلامی جدا میکند، مکان عبادی و آداب دینی آنها را به مرور تغییر میدهد و خانقاه، تکیه یا زاویه را جایگزین مسجد میکند. تصوف فرقهای به اندازه اقطابش مسلمانان را به گروههای فراوان تقسیم میکند و تازه در هر زمان نیز به تعداد شیوخ مدعی رهبری هر فرقه، انشعابهای جدید در آنها ادامه دارد.
ولی تصوف غیر فرقهای اینگونه نیست و همان مسیری را میرود که باقی امت اسلامی به دنبال آن میروند و قصد تقسیمبندی و تفرقه میان امت اسلامی را ندارد.
البته میتوان ایراداتی در زمینه عرفان و سیرسلوک به آن داشت و آن را نقد کرد؛ منتها نباید با همان روشی که با تصوف فرقهای برخورد میشود با تصوف غیرفرقهای تعامل کرد.
از این گذشته نباید هرکسی را که گزاره عرفانی مشترکی با تصوف غیرفرقهای دارد، به عنوانِ صوفی معرفی کرد و در ادامه چالش برخورد با تصوف فرقهای را درباره آن مطرح کرد.
متاسفانه این همان روشی است که بعضی به وسیله آن بزرگان علمای شیعه همچون امام خمینی را به تصوف منتسب میکنند.
۴.ایجاد فضای دو قطبی میان علمای شیعه و صوفیان نه تنها جلوی نفوذ تصوف فرقهای را نمیگیرد، بلکه با برانگیختن تعصبات و لجاجتها، افرادِ تحت تأثیر تصوف را به سمت فرقهای شدن و جداسازی بیشتر از جامعه شیعه سوق میدهد.
حتی اگر کلیت آموزه عرفان حاکم بر تمامی فرقههای آن را یک انحراف بدانیم، باید به نقد و اصلاح آن بپردازیم و نه نفی کلی آن.
۵. آنچه معمولا درباره انحرافات تصوف فرقهای مورد توجه قرار میگیرد در جامعه شیعه نیز به صورتهای دیگری وجود دارد بلکه هر روز درحال گسترش بیشتر است. با این تفاوت که نگاه مذهبی مانع موضعگیری در مقابل آنهاست.
مثلاً اگر صوفیان با ذکر خداوند به شور رسیده و حرکات موزون و رقص سماع دارند، بعضی از شیعیان نیز با ذکر امام حسین(ع) به شور رسیده و رفتارهایشان بسیار شبیه رقص سماع صوفیان است.
اگر ذکرِ خداوند به صوفیان این قدرت و جسارت را میدهد که کارهای خارقالعاده انجام دهند و مثلاً نیزه و اجسام برنده در تن فرو کرده و با آتش بازی کنند، ذکر امام حسین(ع) نیز به بعضی از شیعیان این قدرت و جسارت را میدهد که قمه بر سر بکوبند، تیغ بر پشت زنند و در آتش بدوند.
اگر صوفیان از مسجد اعراض کرده و مکانهای متفاوتی با عنوان خانقاه برای ذکر برپا کنند، شیعیان نیز مکانهایی با عنوان حسینیه، فاطمیه، مهدیه، زینبیه و... به پا کردهاند.
اگر قطبها و سرذاکرهای صوفیان جای علما گرفتهاند و آنها را عالمگریز کردهاند، مداحان نیز مُراد بعضی از جوانان شیعه شدهاند و حتی به جای علما در جایگاه حکم و فتوا نشستهاند.
اگر در میان صوفیان باطن گرایی بر تقیّد به ظواهر شریعت برتری مییابد و گناهان مریدان به آسانی بخشیده میشود، همین وضع در میان بعضی از جامعه هیأتی نیز وجود دارد.
در چنین شرایطی اصلاح مرام تشیع و نمایش چهره اصیل آن، ضرورت و اولویتی بیش از در افتادن با انحرافات تصوف دارد.
............
@azadpajooh
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
♦️ نقد کتاب «نام من فراموشی است»
🔸 مجموعه شعر بهنام کیانی
🔻شنبه ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷
🔻 بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲، حوزۀ هنری خراسان رضوی
🔸 مجموعه شعر بهنام کیانی
🔻شنبه ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷
🔻 بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲، حوزۀ هنری خراسان رضوی
Forwarded from کانال زینب بیات
💎 نرگسانه
🔸غلام سیاه _ غلام سفید
🔻زینب بیات
نرگس: مامان، در داستانهای کربلا که خواندم و گاهی شنیدم میگن که در بین یاران امام یک غلام سیاه هم بود و امام حتی آن غلام سیاه را مورد لطف قرار داد.
مامان: خوب نکته اش؟
نرگس: مامان این به نظرم نژادپرستیه که میگن غلام سیاه چون اگر قراره بگن غلام سیاه باید غلام سفید هم بگن.
🔹اشاره و دقت نرگس به اینکه چرا رنگ پوست یک نفر باید مهم باشد مرا به این واداشت که در اینترنت جستجویی بکنم و دربارۀ این یار امام به نام «جون» بیشتر بخوانم. آنچه که در اکثر سایتها یافتم تأسف و تعجب مرا بیشتر هم کرد. چون نه تنها سیاه بودن غلام به شدت مورد تأکید قرار گرفته بود بلکه اشاره به بدبو بودن و داشتن نژادی پست هم اشاره شده بود. و در پاورقی تمام این مطالب منبع نقل نوشته بود: بحارالانوار
خودم را در برابر سؤالات بیپاسخ زیادی یافتم. جدا از اینکه چگونه رنگ پوست یک یار امام به صورت جدی اهمیت پیدا میکند بدبوبودن ایشان را چطور می شود توجیه کرد؟ آیا کلاً سیاهپوستبودن باعث بویناک بودن میشود؟ اگر چنین است پس باید همه سیاه پوستهای جهان از جمله نلسون ماندلا هم چنین میبودند.
بر اساس آنچه که در این منابع نقل میشود جون موقع رفتن به میدان جهاد خود به بوی بد و رنگ سیاه و نژاد فرومایۀ خود اشاره میکند و وقتی که به شهادت میرسد و امام بر بالای سرش میآید، برای اینکه رنگ پوست او سفید شود و بوی بد او به بوی خوش تبدیل شود دعا میکند. وقتی قبیلۀ بنی اسد برای تدفین شهدا رفتند، بوی خوشی از بدن جون به مشام می رسید و رنگ پوستش هم سفید شده بود.
اگر سیاه بودن در حد یک نقص مطرح باشد که دعای امام و شهادت، بتواند آن را تغییر دهد، مسئلۀ نقص در دستگاه خلقت خدا پیش میآید. و اگر برای امام رنگ پوست افراد مهم بوده که برای سفید شدن رنگ پوست دعا میکند یعنی می توان در سیرۀ امامان رگههایی از نژادپرستی را پیدا کرد؟
به یاد بلال حبشی می افتم مؤذن پیامبر که در هیچ جایی اشاره به بدبودن او نشده و در هیچ جایی پیامبر برای او دعا نکرده که الهی که سفید شوی.
سوال این جاست که آیا دین اسلام برای سعادت و رستگاری همه بشریت نازل نشده؟ و آیا در همین قرآن اشاره نشده که ما شما را رنگارنگ آفریدیم تا شناخته شوید؟
مطمئن هستم که اگر همۀ مسایل نوشته شده در این مورد را به نرگس بگویم دیگر اصلاً برایش قابل پذیرش نیست؛ او که حتی به اشاره به رنگ پوست یک یار امام هم انتقاد کرد.
چطور می شود وقتی که علمای حدیث، از جمله خود علامه مجلسی مدعی نیستند که همه احادیث بحارالانوار معتبر و مستند است، باز هم علما و روضهخوانهای ما به سراغ آن می روند و هر آنچه را که در آن نقل شده با اطمینان کامل در بین مردم روایت می کنند.
باز وقتی بیشتر دچار تاسف میشوی که این مطالب را از زبان روضهخوانهای محترم با شدت و حدت بیشتری و افزودن چاشنیهایی میشنوی و مردمی که میشنوند و شاید هم میپذیرند؛ البته به جز کودکان و نسل جوان که امروزه برای هر چیزی یک علامت سؤال جدی دارند و به این راحتی نمی شود هر چیزی را به خوردشان داد.
#جون_یار_امام
#روضه_خوانی
#بحارالانوار
#تحریفات_کربلا
#نژادپرستی
#سوال
#نرگس_کاظمی
@zaynabbayat
🔸غلام سیاه _ غلام سفید
🔻زینب بیات
نرگس: مامان، در داستانهای کربلا که خواندم و گاهی شنیدم میگن که در بین یاران امام یک غلام سیاه هم بود و امام حتی آن غلام سیاه را مورد لطف قرار داد.
مامان: خوب نکته اش؟
نرگس: مامان این به نظرم نژادپرستیه که میگن غلام سیاه چون اگر قراره بگن غلام سیاه باید غلام سفید هم بگن.
🔹اشاره و دقت نرگس به اینکه چرا رنگ پوست یک نفر باید مهم باشد مرا به این واداشت که در اینترنت جستجویی بکنم و دربارۀ این یار امام به نام «جون» بیشتر بخوانم. آنچه که در اکثر سایتها یافتم تأسف و تعجب مرا بیشتر هم کرد. چون نه تنها سیاه بودن غلام به شدت مورد تأکید قرار گرفته بود بلکه اشاره به بدبو بودن و داشتن نژادی پست هم اشاره شده بود. و در پاورقی تمام این مطالب منبع نقل نوشته بود: بحارالانوار
خودم را در برابر سؤالات بیپاسخ زیادی یافتم. جدا از اینکه چگونه رنگ پوست یک یار امام به صورت جدی اهمیت پیدا میکند بدبوبودن ایشان را چطور می شود توجیه کرد؟ آیا کلاً سیاهپوستبودن باعث بویناک بودن میشود؟ اگر چنین است پس باید همه سیاه پوستهای جهان از جمله نلسون ماندلا هم چنین میبودند.
بر اساس آنچه که در این منابع نقل میشود جون موقع رفتن به میدان جهاد خود به بوی بد و رنگ سیاه و نژاد فرومایۀ خود اشاره میکند و وقتی که به شهادت میرسد و امام بر بالای سرش میآید، برای اینکه رنگ پوست او سفید شود و بوی بد او به بوی خوش تبدیل شود دعا میکند. وقتی قبیلۀ بنی اسد برای تدفین شهدا رفتند، بوی خوشی از بدن جون به مشام می رسید و رنگ پوستش هم سفید شده بود.
اگر سیاه بودن در حد یک نقص مطرح باشد که دعای امام و شهادت، بتواند آن را تغییر دهد، مسئلۀ نقص در دستگاه خلقت خدا پیش میآید. و اگر برای امام رنگ پوست افراد مهم بوده که برای سفید شدن رنگ پوست دعا میکند یعنی می توان در سیرۀ امامان رگههایی از نژادپرستی را پیدا کرد؟
به یاد بلال حبشی می افتم مؤذن پیامبر که در هیچ جایی اشاره به بدبودن او نشده و در هیچ جایی پیامبر برای او دعا نکرده که الهی که سفید شوی.
سوال این جاست که آیا دین اسلام برای سعادت و رستگاری همه بشریت نازل نشده؟ و آیا در همین قرآن اشاره نشده که ما شما را رنگارنگ آفریدیم تا شناخته شوید؟
مطمئن هستم که اگر همۀ مسایل نوشته شده در این مورد را به نرگس بگویم دیگر اصلاً برایش قابل پذیرش نیست؛ او که حتی به اشاره به رنگ پوست یک یار امام هم انتقاد کرد.
چطور می شود وقتی که علمای حدیث، از جمله خود علامه مجلسی مدعی نیستند که همه احادیث بحارالانوار معتبر و مستند است، باز هم علما و روضهخوانهای ما به سراغ آن می روند و هر آنچه را که در آن نقل شده با اطمینان کامل در بین مردم روایت می کنند.
باز وقتی بیشتر دچار تاسف میشوی که این مطالب را از زبان روضهخوانهای محترم با شدت و حدت بیشتری و افزودن چاشنیهایی میشنوی و مردمی که میشنوند و شاید هم میپذیرند؛ البته به جز کودکان و نسل جوان که امروزه برای هر چیزی یک علامت سؤال جدی دارند و به این راحتی نمی شود هر چیزی را به خوردشان داد.
#جون_یار_امام
#روضه_خوانی
#بحارالانوار
#تحریفات_کربلا
#نژادپرستی
#سوال
#نرگس_کاظمی
@zaynabbayat
❤1
Forwarded from خانهٔ آینه
🔹 سلسله نشستهای بیدلخوانی
🔸 با حضور محمدکاظم کاظمی
🔻 سهشنبهها، ساعت ۱۷:۳۰
🔻 مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت
🔸 جلسۀ دوم، سهشنبه ۹ مهر ۹۸
مباحث این جلسه:
زهد و قناعت، در سایۀ شرح غزلی از بیدل
جلوههای «آینه» در شعر بیدل
معرفی کتاب «بیدل، سپهری، سبک هندی»
@khane_adabiyat_mashhad
🔸 با حضور محمدکاظم کاظمی
🔻 سهشنبهها، ساعت ۱۷:۳۰
🔻 مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت
🔸 جلسۀ دوم، سهشنبه ۹ مهر ۹۸
مباحث این جلسه:
زهد و قناعت، در سایۀ شرح غزلی از بیدل
جلوههای «آینه» در شعر بیدل
معرفی کتاب «بیدل، سپهری، سبک هندی»
@khane_adabiyat_mashhad
دربارۀ مولانا، در جلسۀ شعر امین
محمدکاظم کاظمی
🔹 محمدکاظم کاظمی
🔻 بدایع شعر مولانا، ارائه شده در جلسۀ شعر امین، ۱۰ مهر ۹۸
این فایل بیست دقیقهای بخشی عمده از یک بحث اجمالی دربارۀ غزلیات شمس شعر مولاناست که به پیشنهاد دوستان، در جلسۀ شعر امین ارائه شد.
بیتهایی که در اینجا نقل شده، از حافظه و بدون آمادگی بوده است. از این رو گاه با اصل دیوان شمس اختلاف دارد.
@asarkazemi
🔻 بدایع شعر مولانا، ارائه شده در جلسۀ شعر امین، ۱۰ مهر ۹۸
این فایل بیست دقیقهای بخشی عمده از یک بحث اجمالی دربارۀ غزلیات شمس شعر مولاناست که به پیشنهاد دوستان، در جلسۀ شعر امین ارائه شد.
بیتهایی که در اینجا نقل شده، از حافظه و بدون آمادگی بوده است. از این رو گاه با اصل دیوان شمس اختلاف دارد.
@asarkazemi
🔹 بدایع صوری در شعر مولانا
مقالهای در سایت محمدکاظم کاظمی که گفتگوی جلسه هم عمدتاً بر مبنای مطالب آن ارائه شده است.
http://www.mkkazemi.com/1398/07/11/mawlana/
مقالهای در سایت محمدکاظم کاظمی که گفتگوی جلسه هم عمدتاً بر مبنای مطالب آن ارائه شده است.
http://www.mkkazemi.com/1398/07/11/mawlana/
Audio
محمدکاظم کاظمی
🔹 محمدکاظم کاظمی
گوشههایی از بدایع شعر مولانا در عرصۀ تخیل و زبان
ارائه شده در فرهنگسرای غدیر، ۱۱ مهر ۹۸
این پارهای از سخنرانی کوتاه من دربارۀ بدایع صوری شعر مولاناست. صورت تفصیلی و مکتوب این مطلب را در این نشانی در سایت من میتوانید بیابید.
http://www.mkkazemi.com/1398/07/11/mawlana/
#مولانا
#بدایع_صوری
@asarkazemi
گوشههایی از بدایع شعر مولانا در عرصۀ تخیل و زبان
ارائه شده در فرهنگسرای غدیر، ۱۱ مهر ۹۸
این پارهای از سخنرانی کوتاه من دربارۀ بدایع صوری شعر مولاناست. صورت تفصیلی و مکتوب این مطلب را در این نشانی در سایت من میتوانید بیابید.
http://www.mkkazemi.com/1398/07/11/mawlana/
#مولانا
#بدایع_صوری
@asarkazemi
Forwarded from خانهٔ آینه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹 محمدکاظم کاظمی
🔸 بخشی کوتاه از دومین جلسۀ بیدلخوانی فرهنگسرای بهشت
🔻 سهشنبه ۹ مهر ۱۳۹۸
@khanehayeneh
🔸 بخشی کوتاه از دومین جلسۀ بیدلخوانی فرهنگسرای بهشت
🔻 سهشنبه ۹ مهر ۱۳۹۸
@khanehayeneh
Forwarded from پژوهشنامه خراسان بزرگ
💢تجلی خط هرات در تهران
✨نمایشگاهی از آثار خوشنویسان هرات
✨موسسه صبا، 14 مهر ماه، ساعت 18:30
🍃https://t.me/JournalGreatKhorasan
✨نمایشگاهی از آثار خوشنویسان هرات
✨موسسه صبا، 14 مهر ماه، ساعت 18:30
🍃https://t.me/JournalGreatKhorasan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹 بخشی از برنامۀ «استوا» از شبکۀ سه سیمای ایران که امشب به بحث «نژادپرستی» اختصاص داشت.
🔻دعوت از من به عنوان یک مهاجر افغانستانی در برنامهای با این موضوع در صدا و سیمای ایران برایم غیرمنتظره و جالب بود.
🔻 سپاسگزار تهیهکنندگان و مجریان این برنامه هستم و امیدوارم که چنین رویدادهایی در صدای و سیمای ایران باز هم تداوم یابد.
@mkazemkazemi
🔻دعوت از من به عنوان یک مهاجر افغانستانی در برنامهای با این موضوع در صدا و سیمای ایران برایم غیرمنتظره و جالب بود.
🔻 سپاسگزار تهیهکنندگان و مجریان این برنامه هستم و امیدوارم که چنین رویدادهایی در صدای و سیمای ایران باز هم تداوم یابد.
@mkazemkazemi
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
🔹 سلسله نشستهای بیدلخوانی
🔸 با حضور محمدکاظم کاظمی
🔻 سهشنبهها، ساعت ۱۷:۳۰
🔻 مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت
🔸 جلسۀ سوم، سهشنبه ۱۶ مهر ۹۸
مباحث این جلسه:
فنا و از خود رفتن در شعر بیدل
شرح غزلی از بیدل
جلوههای «رنگ» در شعر بیدل
معرفی کتاب
@khane_adabiyat_mashhad
🔸 با حضور محمدکاظم کاظمی
🔻 سهشنبهها، ساعت ۱۷:۳۰
🔻 مشهد، مدرس ۱۰، فرهنگسرای بهشت
🔸 جلسۀ سوم، سهشنبه ۱۶ مهر ۹۸
مباحث این جلسه:
فنا و از خود رفتن در شعر بیدل
شرح غزلی از بیدل
جلوههای «رنگ» در شعر بیدل
معرفی کتاب
@khane_adabiyat_mashhad
Forwarded from خانهٔ آینه
🍁 غزلی از بیدل
غزل جانانهای است. به پندار من یکی از ده غزل خوب بیدل است. این را در جلسۀ بیدلخوانی امروز شرح خواهیم کرد به زور خدا.
🔻
قیامت میکند حسرت، مپرس از طبع ناشادم
که من صد دشت مجنون دارم و صد کوه فرهادم
زمانی در سواد سایۀ مژگان تأمّل کن
مگر از سرمه دریابی شکستِ رنگِ فریادم
حضورِ نیستی افسونِ شرکت برنمیدارد
دو عالم با فراموشی بدل کن، تا کنی یادم
گرفتارِ دو عالم رنگم از بیرحمی نازت
اسیر الفت خود کن، اگر میخواهی آزادم
چو طفل اشک، درسم آن قدر کوشش نمیخواهد
به علمِ آرمیدن، لغزشِ پایی است استادم
به سامان دلم، آوارۀ صد دشت بیتابی
ز منزل جادهام دور است، یارب گم شود زادم
طراوت بردهام از آب و گرمی از دل آتش
چو یاقوت از فسردن انفعالِ صلح اضدادم
فلک مشکل حریف منع پروازم تواند شد
چو آواز جرس، گیرم قفس سازد ز فولادم
در این صحرای حیرت، دانه و دامی نمیباشد
همان چون بلبل تصویر، نقّاش است صیّادم
علاج خانۀ زنبور نتوان کرد بی آتش
رکاب ناله گیرم تا ستاند از فلک دادم
نفس را دامِ الفت خواندهام چون صبح، از این غافل
که بیرون میبرد زین خاکدان آخر همین بادم
غبارِ جانکنی بر بال وحشت بستهام «بیدل»
صدای بیستونم، قاصد مکتوب فرهادم
#امروز_با_بیدل
#غزل_بیدل
@khanehayeneh
غزل جانانهای است. به پندار من یکی از ده غزل خوب بیدل است. این را در جلسۀ بیدلخوانی امروز شرح خواهیم کرد به زور خدا.
🔻
قیامت میکند حسرت، مپرس از طبع ناشادم
که من صد دشت مجنون دارم و صد کوه فرهادم
زمانی در سواد سایۀ مژگان تأمّل کن
مگر از سرمه دریابی شکستِ رنگِ فریادم
حضورِ نیستی افسونِ شرکت برنمیدارد
دو عالم با فراموشی بدل کن، تا کنی یادم
گرفتارِ دو عالم رنگم از بیرحمی نازت
اسیر الفت خود کن، اگر میخواهی آزادم
چو طفل اشک، درسم آن قدر کوشش نمیخواهد
به علمِ آرمیدن، لغزشِ پایی است استادم
به سامان دلم، آوارۀ صد دشت بیتابی
ز منزل جادهام دور است، یارب گم شود زادم
طراوت بردهام از آب و گرمی از دل آتش
چو یاقوت از فسردن انفعالِ صلح اضدادم
فلک مشکل حریف منع پروازم تواند شد
چو آواز جرس، گیرم قفس سازد ز فولادم
در این صحرای حیرت، دانه و دامی نمیباشد
همان چون بلبل تصویر، نقّاش است صیّادم
علاج خانۀ زنبور نتوان کرد بی آتش
رکاب ناله گیرم تا ستاند از فلک دادم
نفس را دامِ الفت خواندهام چون صبح، از این غافل
که بیرون میبرد زین خاکدان آخر همین بادم
غبارِ جانکنی بر بال وحشت بستهام «بیدل»
صدای بیستونم، قاصد مکتوب فرهادم
#امروز_با_بیدل
#غزل_بیدل
@khanehayeneh
Forwarded from خانهٔ آینه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹 بخشی از جلسهٔ سوم بیدلخوانی فرهنگسرای بهشت. ۱۶ مهر ۹۸
🔻 غزل «قیامت میکند حسرت، مپرس از طبع ناشادم»
🔻 غزل «قیامت میکند حسرت، مپرس از طبع ناشادم»