کانال محمدکاظم کاظمی
2.81K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
951 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
🔲عواطف را تحریک نکنیم، تسخیر کنیم.
به بهانۀ کشته شدن کودک مهاجر افغانستانی، در ورامین

⚫️ محمدکاظم کاظمی

روی سخن من در این یاداشت، با جامعۀ مهاجر افغانستان است، کسانی که خبر کشته شدن دردناک ستایش قریشی در ورامین، دلشان را به درد آورده و در مواردی اندک، به اظهاراتی از سر درد، اما نسنجیده را موجب شده است.
ما مهاجران افغانستان، بارها جور «تسری جرم فردی به قضاوت اجتماعی» را کشیده‌ایم. حتی گاه جرمی هم در کار نبوده و تبعاتی برای ما مهاجران داشته است، مثل جریان خفاش شب‌های تهران که به غلط افغانستانی دانسته شد و عواقب سنگین اجتماعی برای ما بر جای گذاشت.
ولی اگر ما عقیده داریم که آن روش نادرست بوده است، اکنون باید در عمل به این عقیده وفادار باشیم. باید بدانیم که این جرم می‌توانست از سوی هر کسی اتفاق بیفتد. ما باید با تدبیر و تعقل، روش درست برخورد با چنین ماجراهایی را به همه نشان دهیم.
ما برای این کار به دو چیز نیاز داریم. یکی ایجاد همبستگی در بین همه مهاجران ما در شرکت وسیع و چشمگیر در مراسم تشییع و ختم آن مرحوم و دوم بازتاب این همبستگی در رسانه‌هایی که در دسترس داریم.
نفس حضور وسیع و پررنگ مهاجران ما تأثیرگذار است، چه در استادیوم ورزشی باشد، چه در یک مراسم ملی، چه در یک تشییع جنازه و ختم. این حضور پررنگ و گسترده و البته بدون حاشیه و خشونت، خودش هم بر عواطف عمومی جامعۀ ایران تأثیر می‌گذارد و هم آنها را از ماجرا خبر می‌کند.
باید این قضیه عواطف مردم ایران را نشانه بگیرد. باید کاری کرد که بدنۀ جامعۀ ایران که قطعاً از این جنایت بیزارند، از رهگذر عاطفی در جریان این ماجرا قرار بگیرند، ولی نه با شکلی که به رضایت از این ماجرا متهم شوند و ناچار شوند که از خود دفاع کنند و مثلاً بگویند، خوب، شما هم که گاه از این کارها کرده‌اید. ما باید مردم ایران را در موقعیت همدلی و همراهی قرار بدهیم.
در پشت صحنۀ برنامه ماه عسل، احسان علی‌خانی حرف درستی می‌زد. گفت که شما در برنام طوری صحبت نکنید که آدم ایرانی که پشت تلویزیونش نشسته است، آن قدر مورد تهاجم قرار بگیرد که ناچار شود به توجیه و دفاع روی بیاورد. شما طوری صحبت کنید که حس کند خود او در این رنج شما شریک است.
این است که در چنین مواقعی آنچه مهم است، «تحریک عواطف» جامعه میزبان و مهاجر نیست، بلکه «تسخیر عواطف» است. تحریک عواطف کمک نمی‌کند. چون عاطفه‌ای که تحریک شود، واکنش قابل پیش‌بینی ندارد. ولی تسخیر عواطف، یعنی این که دست عاطفۀ طرف را بگیری و دنبال خودت بکشانی.
و این تسخیر عواطف با شرکت جدی، باشکوه، آرام و مثبت در مراسم و مطرح کردن ابعاد مظلومیت ماجرا رخ می‌دهد، بدون این که قضیه افغانستانی و ایرانی را پررنگ کنی.
بعضی دوستان عقیده دارند که اگر این جنایت از سوی یک جوان مهاجر نسبت به یک دختر ایرانی رخ داده بود، رسانه‌های ایران و جامعۀ ‌ایرانی همان رفتاری را می‌کرد که در جریان خفاش شب‌های تهران کرد. شاید تا حدودی چنین می‌بود ولی نه به شدت قدیم. این را در نظر بگیریم که اکنون شرایط فرق کرده است. ما مهاجران در رسانه‌ها و جامعۀ ایرانی دوستانی بسیار داریم که در آن زمان نداشتیم. بسیاری از خبرگزاری‌ها و مطبوعات ایران اکنون با ما هم‌سویند. باید از این ظرفیت استفاده حداکثری بکنیم. زمانی بود که بعضی رسانه‌های ایران، انعکاس جرایم افغان‌ها را وظیفۀ خود می‌دانستند. من این را در مورد یکی از روزنامه‌های کشور که از پشت صحنۀ آن کمابیش خبر داشتم، بعینه شاهد بودم. ولی اکنون در همان روزنامه، مسئولان آن دستور داده‌اند که نباید جرایم، با عنوان ملیت مجرم در روزنامه تیتر شود. همان روزنامه امروز مطالب بسیار مثبتی نسبت به مهاجرین منتشر می‌کند. اینها حاصل چیست؟ حاصل همان روش ملایم و مثبتی است که ما در عرصۀ مطبوعات ایران پیش گرفتیم و اکنون نتیجه داده است. شاید شما ندانید که ما با همین روش چه راه‌هایی را در رسانه‌های ایران باز کرده‌ام که برای ما مسدود بوده است.
دوستان گرامی. اگر ما امروز حمیدرضا بوالی داریم، اگر مهدی طوسی داریم، اگر محمدرضا آزادی داریم، اگر محمدحسین جعفریان داریم، اگر رضا امیرخانی داریم، اگر نادر طالب‌زاده داریم، اگر مهدی خالقی داریم، اگر محسن اسلام‌زاده داریم، کسانی که این همه از ما مهاجران دفاع کرده‌اند، اینها حاصل همین تعامل مثبت و سازنده بوده است.
به هر حال دوستان گرامی. به این فکر نکنید که اگر این ماجرا در جهت برعکس رخ داده بود چه می‌شد. به این فکر کنید که ما راهی در پیش بگیریم که اگر باری دیگر خداناکرده جریانی شبیه خفاش شب‌های تهران رخ داد، عوارض ناگوار آن کمتر باشد. و برای این مسیر، ما فقط یک راه در پیش داریم. همسو ساختن بیشتر افرادی از جامعۀ ایران با خویش. یارگیری از جامعۀ ایران، برای حمایت از مهاجرین.
#ستایش_قریشی
@mkazemkazemi
در پیوند با یادداشت «عواطف را تحریک نکنیم، تسخیر کنیم» محمدکاظم کاظمی. @mkazemkazemi
🔴
بیانیه نخبگان و تشکل‌های جامعۀ مهاجرین افغانستانى در واکنش به حادثۀ خیرآباد

پرپر شدن گل نوشکفته، ستایش قریشی، دو ملت افغانستان و ایران را در بهتی دردناک فروبرد و موجی از تأثر و همدلی برانگیخت که هر دو کشور را فرا گرفت.
زیست مشترک ما در محیط مهاجرت، با همه دشواری‌های اجتناب‌ناپذیر برای هر دو ملت، برگ‌های روشنی از وفاق و همسویی نیز داشته است، از حضور دوشادوش در صحنه‌های جنگ و جهاد بگیرید، تا سعی و تلاش مشترک برای بازسازی هر دو کشور. و اینک در پی این حادثۀ تلخ، باری دیگر هر دو ملت به صحنه آمدند و این همدلی و مهربانی را تکرار کردند.
ما جمعی از فرهنگیان، روحانیون و طلاب، معلمان، دانشجویان، اهل قلم و هنر، اهالی رسانه، ورزشکاران و تشکل‌های فرهنگی و مذهبی مهاجر، ما پیش از هر چیز، تأثر عمیق خود را به خاطر این داغ بزرگ، به خانوادۀ محترم قریشی و دیگر بستگانشان ابراز می‌کنیم. هم‌چنان تدبیر و خویشتنداری آنان را در قبال حاشیه‌هایی که گاه از سر احساسات و بی‌تدبیری دیگران پدید می‌آید، می‌ستاییم.
از مقامات امنیتی و قضایی و نیز مسئولان امور مهاجرین در جمهوری اسلامی ایران، به خاطر پیگیری سریع و جدی و نیز اظهار همدلی‌شان در این ماجرا سپاسگزاریم و امیدواریم که این پرونده بدور از حاشیه‌های متداول، مسیر خود را تا تحقق کامل عدالت طی کند.
از مردم شریف ایران که با حضور گسترده و فعال در مراسم تشییع و ختم، و اظهار همدردی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، نشان دادند که مسایل انسانی مرز نمی‌شناسد، صمیمانه سپاسگزاریم.
از آن دسته از اهالی رسانه و شبکه‌های اجتماعی ایرانی و افغانستانی که توانستند با پرهیز از حاشیه‌سازی‌ها و رفتارهای احساسی و مخرب، جامعۀ‌ مهاجر و میزبان را به آرامش و همسویی فرابخوانند، سپاسگزاریم و امیدواریم که تا پایان این ماجرا، با همین جدیت و خلوص، در کنار ما باشند.
با توجه به حوادث مشابهی که در سال‌های پیش در بین افرادی از دو ملت رخ داده و در مواردی درست مدیریت نشده است، اکنون هم این خطر وجود دارد که این ماجرا، دستمایۀ گروهی شود که با استفاده از موج احساسات مردمی، در میان دو ملت کدورت و کینه بیافرینند. در بعضی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نشانه‌هایی از این تلاش‌ها دیده می‌شود که گاه به رسانه‌های بیگانه هم کشیده شده است. ما از جامعۀ مهاجر و میزبان می‌خواهیم که با تأسی از عقلای قوم و مسئولان مملکتی، به این حاشیه‌سازی‌ها توجه نکنند و نگذارند که این موجی از همبستگی و همدردی که در بین دو ملت ایجاد شده است، آسیب ببیند.
از همین روی، ما نمایندگان جامعۀ مهاجر افغانستان، از هر گونه فعالیت‌های تفرقه‌آمیز اعلام بیزاری می‌کنیم و از همه کسانی که از سر احساسات به تجمع‌های غیرمجاز، پخش پیام‌های تنش‌برانگیز و انتشار خبرهای کذب پناه می‌برند، می‌خواهیم که شکیبایی و صبوری پیشه کنند و بگذارند که قضیه روال قانونی خود را طی کند. در عین حال به عموم جامعۀ مهاجر اطمینان می‌دهیم که مترصد و پیگیر تحقق عدالت در این پرونده خواهیم بود.
ما امیدواریم که این واقعۀ تلخ، آخرین حادثه از این جنس باشد و ما مهاجران و مردم شریف ایران، همواره در شادی‌ها و پیروزی‌هایمان در کنار هم باشیم. از آن روی که جامعۀ انسانی خالی از حادثه نیست، امیدواریم که در آینده نیز وقایع احتمالی از این دست، از هر جانبی که باشد، با درایت و تدبیر پیگیری شود تا به مناسبات نیکوی دو ملت و زیست مشترک ما در این چند دهه خلل وارد نکند.
( ۷۷ تشکل از جامعۀ مهاجر افغانستان این بیانیه را امضا کرده‌اند.)
#بیانیۀ_حادثۀ_خیرآباد
#ستایش_قریشی
👆
دوستان گرامی. با توجه به این که گروهی، از ماجرای قتل مرحوم ستایش قریشی بهره‌برداری می‌کنند و با حاشیه‌سازی‌هایی فضا را آلوده می‌سازند، خواهشمندم که بیانیۀ بالا را تا حدی که می‌توانید، منتشر کنید.
https://telegram.me/zaynabbayat
کانال شعرها و نوشته‌های زینب بیات.
@zaynabbayat
🔷 پیوند
🔸محمدکاظم کاظمی

آیا شود بهار که لبخندمان زند؟
از ما گذشت‌، جانب فرزندمان زند

آیا شود که بَرْش‌زن(۱) پیر دوره‌گرد
مانند کاسه‌های کهن بندمان زند؟

ما شاخه‌های سرکش سیبیم‌، عین هم‌
یک باغبان بیاید و پیوندمان زند

مشت جهان و اهل جهان بازِ باز شد
دیگر کسی نمانده که ترفندمان زند

نانی به آشکار به انبان ما نهد
زهری نهان به کاسة گُلقندمان زند

ما نشکنیم اگر چه دگرباره گردباد
بردارد و به کوه دماوندمان زند

رویین‌تنیم اگر چه تهمتن به مکر زال‌
تیر دوسر به ساحل هلمندمان زند

سر می‌دهیم زمزمه‌های یگانه را
حتّی اگر زمانه دهان‌بندمان زند
اسفند 1380

1. بَرْش‌زدن‌: بند زدن ظروف شکسته‌.
@mkazemkazemi
شعر «پیوند» که در پست بالا منتشر شد، با دیکلمۀ زینب بیات. 👇
🔴 اعلام برائت از دو متن مجعول و ناقص

🔹محمدکاظم کاظمی

در پی ماجرای دردناک ستایش قریشی و آلوده‌شدن فضای مجازی به بعضی تنش‌آفرینی‌ها در روابط ملت افغانستان و ایران، من در ۲۷ فروردین ۱۳۹۵ یادداشتی با عنوان «عواطف را تحریک نکنیم، تسخیر کنیم.» نوشتم که در کانال شخصی و صفحۀ فیس‌بوک من موجود است.
پس از آن هم با ضرورتی که از این ناحیه حس می‌شد، ۷۷ تشکل فرهنگی و اجتماعی مهاجرین، بیانیه‌ای منتشر کردند که در آن از فعالیت‌های تفرقه‌آمیز در این زمینه اعلام بیزاری شده بود.
ولی گویا این فعالیت‌ها ادامه دارد و با بعضی بی‌اخلاقی‌ها همراه شده است، چنان که اخیراً در بعضی کانال‌ها و صفحات فیس‌بوک، دو متن منتشر شده است که یکی کاملاً مجعول است و دیگری ناقص.
🔹
۱. متن جعلی بیانیه‌ای طنزآمیز است که گویا کسی آن را در برابر بیانیۀ تشکل‌ها نوشته است و بعضی‌ها عامدانه یا از سر ناآگاهی، آن را به اسم بیانیۀ تشکل‌ها منتشر می‌کنند. این متن با عبارت «بیانیه بیش از صد ها تشکل افغانستانی مقیم ایران... قتل ستایش, که چندان غریب نبود...» شروع می‌شود و با عبارت «نگران نباشید ما آماده ایم برای تسخیر قلوب!» ختم می‌شود و کاملاً مجعول است.
گفتنی است که نسخۀ اصلی بیانیۀ ۷۷ تشکل که در خبرگزاری فارس منتشر شده و در کانال شخصی من هم موجود است، با عبارت «پرپر شدن گل نوشکفته، ستایش قریشی...» شروع می‌شود و با عبارت «امیدواریم که در آینده نیز وقایع احتمالی از این دست، از هر جانبی که باشد، با درایت و تدبیر پیگیری شود تا به مناسبات نیکوی دو ملت و زیست مشترک ما در این چند دهه خلل وارد نکند.» ختم می‌شود.
🔹
۲. در همین مسیر، کسانی بخشی کوتاه و ناقص از یک گفتگوی ما در گروهی تلگرامی را به عنوان یک مطلب مستقل منتشر کرده‌اند. این متن با عبارت «ببینید، یک پلیس با مهاجر ما بد برخورد کند...» شروع می‌شود و با عبارت «تا نگاه عوض نشود، هیچ فایده‌ای ندارد.» ختم می‌شود. این متن بخشی کوچک از یک گفتگوی مفصل است که متأسفانه کسانی که آن را درج کرده‌اند، آن را ناقص منتشر و گاه نقد کرده‌اند و چنین وانمود کرده‌اند که من با پیگیری ماجرای پلیسی که به یکی از خانم‌های مهاجر بد برخورد کرده است، مخالفم. این در حالی است که من در بخش‌هایی دیگر از آن گفتگوی تلگرامی، از ضرورت پیگیری این ماجرا سخن گفته‌ام. کسانی که این متن ناقص را منتشر می‌کنند، یا آن قسمت را ندیده‌اند، یا آن را عمداً به کنار نهاده‌اند.
🔹
تا جایی که ما دریافتیم، این اشخاص در این بی‌اخلاقی عمد دارند و از این روی، سخن گفتن با آنان بیهوده است. ولی من وظیفۀ خود می‌بینم که این قضیه را برای دوستانی که از ماجرا بی‌خبرند و در دام این جعل‌کاری‌ها می‌افتند، توضیح دهم.
🔹
این را هم یادآور شوم که مطالب من یا در مطبوعات و خبرگزاری‌های رسمی منتشر می‌شود، یا در سه منبع شخصی، یعنی کانال تلگرامی، صفحۀ فیس بوک و وبلاگ من که نشانی همه را در اینجا می‌نویسم.
به هر آنچه که در خارج از این فضاها به اسم من منتشر می‌شود، اعتماد نکنید. و اگر چیزی از این جنس در گروه‌های تلگرامی می‌بینید، این توضیحیه مرا هم در آنجا منتشر کنید تا روشنگر باشد.
وبلاگ محمدکاظم کاظمی
mkkazemi.persianblog.ir
صفحۀ فیس‌بوک
http://www.facebook.com/mkazemkazemi.page
کانال تلگرامی
@mkazemkazemi
🔴
گفتگوی خبرگزاری فارس با من دربارۀ ماجرای ستایش قریشی و حاشیه‌های آن. قابل توجه بعضی کسانی که در این مدت مطالب ناقص و جعلی به اسم من در اینجا و آنجا پخش کردند. خوب است که آن عزیزان حداقل این مصاحبه را هم بخوانند یا اگر هم خبر ندارند، به اطلاعشان رسانده شود. 👇
👆یادداشتی که در حاشیۀ نمایشگاه آثار دانش‌آموزان مهاجر نوشته‌ام، در خبرگزاری فارس منتشر شد. از دست‌اندرکاران محترم این خبرگزاری سپاسگزارم.
🔴 ادارۀ اتباع و رویکردی نوین

🔹محمدکاظم کاظمی

در حاشیۀ «نخستین نمایشگاه دستاوردها و فعالیت‌های هنری و علمی دانش‌آموزان اتباع خارجی در مدارس و خدمات جمهوری اسلامی ایران»
🔹
بله، گویا اتفاقات جدیدی می‌افتد. گویا قرار است که مهاجران افغانستان در ایران، «دیده شوند» و این را ما در عرصه‌های گوناگون حس می‌کنیم. این بسیار ارزش دارد که متولیان امر، قابلیت‌های مهاجران ما را باور کرده‌اند و مهم‌تر از باور کردن، به رسمیت شناخته‌اند و بالاتر از آن، خود برای انعکاس آن تلاش می‌کنند. این که ادارۀ اتباع و مهاجرین خارجی و ادارات آموزش و پرورش، خود بانی چنین نمایشگاهی می‌شوند، بدین معنی است که گویا بالاخره در نهادهای متولی امور مهاجرین در ایران، اتفاقاتی افتاده است که باید آن را به فال نیک گرفت و از آن استقبال کرد.
ولی در کنار این قدردانی، که بسیار ضروری هم هست، هیچ نمی‌توانیم این حقیقت را انکار کنیم که باید جلوه و شکوه این نمایشگاه را به پای دانش‌آموزانی نوشت که در وضعیتی دشوار، با تنگناهای موجود و گاه با امکانات شخصی، خود را به این درجه رسانده‌اند.
این انکار ناپذیر است که بسیاری از دانش‌آموزانی که آثار علمی و هنری خود را در اینجا عرضه کردند، گاه از حضور در مسابقات و اردوهای آموزشی و هنری دانش‌آموزان ایرانی محروم بودند. بسیاری از اینان حق شرکت در المپیادها، مسابقات ورزشی و دیگر فعالیت‌های فوق برنامه آموزش و پرورش را نداشتند و چه بسیار رخ داد که دانش‌آموز مهاجر از کاروان اردوی ورزشی یا علمی دانش‌آموزان ایرانی بازماند و با اشک حسرت روانۀ خانه شد.
ما نباید انکار کنیم که بسیاری از این دانش‌آموزان، در تابستان کار کردند و با دستمزد کار خویش، اسباب و لوازم برای تهیۀ آثار هنری و ابداعات علمی خود خریدند. این را جوانی که آن پهپاد را ساخته بود، می‌گفت.
ما در این نمایشگاه دیدیم که نواحی مختلف آموزش و پرورش مشهد غرفه داشتند و آثاری از دانش‌آموزان مهاجر در آن‌ها به نمایش درآمده بود. این بسیار خوب است و جای قدردانی دارد. ولی ما خبر داریم که در بعضی از این نواحی، اصلاً ثبت نام دانش‌آموزان مهاجر ممنوع است. آخر تا کی باید چنین باشد؟
من این همه را از این باب نمی‌گویم که ناشکری کرده باشم و خدمات مسئولان را خفیف انگاشته باشم. برای این می‌گویم که بدانیم این دانش‌آموزانی که در این تنگناها چنین آثار ارزشمندی خلق کرده است، اگر قدری بیشتر حمایت شوند یا لااقل قید و بند ممنوعیت‌های مختلف از آن‌ها برداشته شود، چه بسا که از این هم موفق‌تر شوند.
من این‌ها را برای این می‌گویم که آن عده از مسئولان که هنوز ضرورت این تغییر را درنیافته‌اند و نتوانسته‌اند خود را با دلسوزان و مدبّران نظام هماهنگ سازند، به این قطار بپیوندند و در لذتی که اکنون نصیب خادمان راستین شده است، شریک شوند.
من مطمئن هستم که آقای عجمی مدیرکل اتباع و مهاجرین خارجی، از این که با حمایت‌های او چنین برنامه‌ای شکل می‌گیرد و دل مردمی شاد می‌شود، لذت می‌برد. این لذت گوارایش باد. من مطمئن هستم که آقای احمدی معاون ایشان که نوار افتتاح نمایشگاه را قیچی می‌کرد، لذت می‌برد.
و در مقابل من مطمئن هستم که آقای حسین‌پور مدیر کل اتباع در دهۀ هفتاد، وقتی دستور می‌داد که خانواده‌های مهاجر را با اسباب و اثاثیه‌شان بار بزنند و در مرز تخلیه کنند، هیچ از این کار خود لذت نمی‌برد. خود او باری در مصاحبه‌‌ای گفته بود که در دل از این کار راضی نیست، ولی هیچ راه دیگری ندارد. نه جناب حسین‌پور! راه داشت، راه همین است که اکنون جانشینان شما می‌پیمایند، ولی قدری دیر.
شاید بگویید که آن مسئولان در زمان خود وظیفه داشتند و اجرای وظیفه، خود رضایت قلبی همراه دارد. ولی از یاد نبرده‌ایم که مرحوم کریم قوی‌دل (معروف به کریم غول) وقتی به بیماری‌ای لاعلاج مبتلا شد، آن بیماری را نتیجۀ رفتارهایش با مهاجرین دانست و در آن روزهای پایانی عمر، از آنها حلالیت می‌طلبید.
و من مطمئن هستم که بسیاری از مسئولان امور مهاجرین که هنوز سختگیری می‌کنند، هنوز مشکل‌تراشی می‌کنند و هنوز حتی برای دریافت یک سیم‌کارت اعتباری و تمدید گواهینامه و ثبت نام دانش‌آموز در یک آموزشگاه در نواحی ممنوعه، مردم را در تنگنا می‌گذارند، از این کار خود لذت نمی‌برند. ممکن است از انجام وظیفه احساس رضایت کنند، ولی لذت از خدمت، چیزی دیگر است.
این لذت ارزانی کسانی باد که این نمایشگاه را بر پا کردند، چه دانش‌آموزانی که پس از سال‌ها محرومیت و تنگنا، اکنون «دیده شدند» و چه کسانی که اسباب این «دیده‌شدن» را فراهم آوردند.
🔸
(این یادداشت در روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ در خبرگزاری فارس منتشر شد. از دست‌اندرکاران آن خبرگزاری سپاسگزارم.)
🔸
@mkazemkazemi
Forwarded from Deleted Account
ششمین قسمت "شما که غریبه نیستید" با گزارش هایی از موسسه در دری، نمایشگاه دستاوردهای دانش آموزان مهاجر و ماجرای شهدای افغانستانی 8 سال دفاع مقدس
یکشنبه 18:15 و 23:15 از شبکه خبر
🔴
سایت رسمی محمدکاظم کاظمی
www.mkkazemi.com
به امید خدا این سایت به تدریج همه نوشته‌های مرا در خود خواهد داشت، به اضافۀ تصویرها، صوت‌ها و فیلم‌های مربوط به من یا مورد علاقۀ من.
البته فعلاً فقط با یک شعر و یادداشت به‌روز شده است و در روزهای آینده کامل‌تر خواهد شد.