کانال محمدکاظم کاظمی
🍀🌸 دو مذهب 🔹 قسمت چهارم، کرامت بی بی در قسمت قبل، از ارادت اهل سنت به علی(ع) گفتیم. اما قضیه به همین جا ختم نمیشود. ارادت آنها به حضرت زهرا و فرزندان ایشان هم وصف ناشدنی است. بگذارید خاطرهای بگویم. در کابل و در محلۀ قلعۀ فتحالله تکیهای است به نام فاطمیه…
🍀🌸 دو مذهب
🔹 قسمت پنجم، تفاوت زاویۀ دید
در قسمت چهارم، بدین پرسش رسیدیم که ممکن است برای بعضی شیعیان مطرح شود: «چرا اهل سنت با همه ارادت به اهل بیت، به تشیع نمیگرایند؟» البته پاسخ دقیق را باید از خود اهل سنت طلب کرد و من صلاحیتش را ندارم. این قدر میتوانم بگویم که عقاید هر شخص یا گروه را باید از زاویه دید خودشان بررسی کنیم تا به تحلیل درستی از رفتارهایشان برسیم. نمیگویم که بدین ترتیب حق و باطل را اثبات کنیم. میگویم حداقل بدانیم که هر طرف، قضیه را چگونه ارزیابی میکند. رد و اثبات یک مرحله بعد از آن است.
حقیقت این است که اهل تشیع و تسنن به این قضایا از دو منظر گوناگون مینگرند. آن پیوند و ربط محکمی که اهل تشیع میان «مذهب شیعه» و «محبت علی» قائلاند، اهل سنت قائل نیستند. از نظر بسیاری از اهل تشیع هرکس که دوستدار علی است، به طور طبیعی باید شیعه باشد. ولی اهل سنت برآناند که محبت علی در دل همه مسلمانان وجود دارد، چون او پسرعمو و داماد پیامبر و همسر حضرت زهرا و پدر حسن و حسین و خلیفۀ چهارم مسلمین و یکی از «ده یار بهشتی» حضرت رسول است. به باور اهل سنت، مذاهب فقهی شیعه و سنی چیزی دیگر است و در زمانهای بعد و بر اثر عوامل دیگری پدید آمده است. پس آنها لزومی نمیبینند که به صرف محبت اهل بیت، شیعه شوند.
به همین ترتیب در مورد حکومت، تشیع قائل به تداوم حکومت الهی از طریق امامت است و از این روی به حکومت از منظر عقیدتی مینگرد و آن را امری مقدس میداند. ولی اهل سنت قضیه را مقدس و الهی نمیبینند. آنها خلافت را یک رویداد تاریخی میدانند که ـ بنا بر عقیده آنان ـ بنا بر مصالح جامعۀ اسلامی رخ داده و میتوانست به شکلی دیگر هم رخ دهد. یعنی اگر جریان به گونهای پیش میرفت که علی خلیفۀ اول میشد هم از نظر اهل سنت مشکلی نداشت و مقام خلفا محفوظ بود.
این را هم در نظر بگیریم که اهل سنت، خلفا را معصوم نمیدانند. پس اگر هم با شواهد تاریخی برایشان ثابت شود که قصوری در هر زمینهای از جانب خلفا رخ داده است، این را حمل بر جایزالخطا بودن انسان میکنند. حتی در مواردی اتفاق افتاده است که این قصورها برایشان روشن شده است. مثلاً بعضی از اهل سنت، به ویژه کسانی که اطلاعات تاریخی بیشتری دارند، ایرادهایی را که اهل تشیع بر خلیفۀ سوم وارد میکنند وارد میدانند (مثل میدان دادن بسیار به بنی امیه و مقرر کردن آنان به پستهای حکومتی) و خلیفه را از این ناحیه قابل ملامت میشمرند. ولی برای آنان این امور، مسایلی تاریخی است و قداستی ندارد که با خدشهدار شدن آن، اساس مذهب خود را نادرست بپندارند.
وقتی این امور را با واقعبینی تحلیل کنیم، بسیاری از تناقضهایی که در رفتارهای همدیگر حس میکنیم، حل میشود. نمیگویم اختلاف مسلمین حل میشود. حداقل این است که احساس تناقض نخواهیم کرد و قدرت تحلیل بهتری خواهیم داشت. من دیدهام که دوستانی از اهل سنت از ما گله کردهاند که «چرا ما به بزرگان مذهب شما احترام و محبت بسیار قائلیم، ولی شما به بزرگان مذهب ما قائل نیستید؟» خوب قضیه این است که اهل سنت جریان خلافت را یک امر طبیعی و مطابق میل مسلمین میپندارند و احساس حقکشی در آن نمیکنند. ولی نگاه تشیع به این امور، اعتقادی است. تشیع امامت و خلافت علی را یک «حق» میبیند و چون این امر تحقق نیافته است، احساس حقکشی میکند. طبعاً در این صورت نمیتواند همه را به یک چشم ببیند. پس اگر شیعه این احترام را قائل نیست، بسیار طبیعی است و نباید مایۀ رنجش اهل سنت شود.
همینگونه است در جریان جنگ جمل. بسیاری از شیعیان با خود میگویند که چگونه ممکن است اهل سنت هم به علی احترام داشته باشند، هم به عایشه همسر پیامبر، در حالی که عایشه به مخالفان علی پیوست. از این بالاتر، طلحه و زبیر که آنان هم جزو «ده یار بهشتی پیامبر» (به باور اهل سنت) هستند، چطور در برابر یک «یار بهشتی دیگر» ایستادند؟ خوب قضیه این است که اهل سنت هیچ جانب را حق مطلق نمیدانند و هیچطرف را هم معصوم نمیشمرند. بنابراین در این جریان هم تا قسمتی حق را به طلحه و زبیر و عایشه میدهند که انتظار داشتند علی قاتلان خلیفۀ سوم را ـ که اهل سنت عقیده دارند به ناحق کشته شد ـ مجازات کند. اهل سنت میپندارند که جنگ جمل را یک جبر تاریخی ناشی از فتنۀ کشته شدن خلیفه ایجاد کرد و یاران پیامبر را ناخواسته در برابر هم قرار داد. پس آنها انتظار ندارند که شیعه، طلحه و زبیر و عایشه را ملامت کند. ولی از زاویۀ دیگر، شیعه عقیده دارد که طلحه و زبیر خود از محرکان قتل خلیفه بودند و طمع خلافت داشتند و چون به آن نرسیدند طغیان کردند.
🔹 قسمت پنجم، تفاوت زاویۀ دید
در قسمت چهارم، بدین پرسش رسیدیم که ممکن است برای بعضی شیعیان مطرح شود: «چرا اهل سنت با همه ارادت به اهل بیت، به تشیع نمیگرایند؟» البته پاسخ دقیق را باید از خود اهل سنت طلب کرد و من صلاحیتش را ندارم. این قدر میتوانم بگویم که عقاید هر شخص یا گروه را باید از زاویه دید خودشان بررسی کنیم تا به تحلیل درستی از رفتارهایشان برسیم. نمیگویم که بدین ترتیب حق و باطل را اثبات کنیم. میگویم حداقل بدانیم که هر طرف، قضیه را چگونه ارزیابی میکند. رد و اثبات یک مرحله بعد از آن است.
حقیقت این است که اهل تشیع و تسنن به این قضایا از دو منظر گوناگون مینگرند. آن پیوند و ربط محکمی که اهل تشیع میان «مذهب شیعه» و «محبت علی» قائلاند، اهل سنت قائل نیستند. از نظر بسیاری از اهل تشیع هرکس که دوستدار علی است، به طور طبیعی باید شیعه باشد. ولی اهل سنت برآناند که محبت علی در دل همه مسلمانان وجود دارد، چون او پسرعمو و داماد پیامبر و همسر حضرت زهرا و پدر حسن و حسین و خلیفۀ چهارم مسلمین و یکی از «ده یار بهشتی» حضرت رسول است. به باور اهل سنت، مذاهب فقهی شیعه و سنی چیزی دیگر است و در زمانهای بعد و بر اثر عوامل دیگری پدید آمده است. پس آنها لزومی نمیبینند که به صرف محبت اهل بیت، شیعه شوند.
به همین ترتیب در مورد حکومت، تشیع قائل به تداوم حکومت الهی از طریق امامت است و از این روی به حکومت از منظر عقیدتی مینگرد و آن را امری مقدس میداند. ولی اهل سنت قضیه را مقدس و الهی نمیبینند. آنها خلافت را یک رویداد تاریخی میدانند که ـ بنا بر عقیده آنان ـ بنا بر مصالح جامعۀ اسلامی رخ داده و میتوانست به شکلی دیگر هم رخ دهد. یعنی اگر جریان به گونهای پیش میرفت که علی خلیفۀ اول میشد هم از نظر اهل سنت مشکلی نداشت و مقام خلفا محفوظ بود.
این را هم در نظر بگیریم که اهل سنت، خلفا را معصوم نمیدانند. پس اگر هم با شواهد تاریخی برایشان ثابت شود که قصوری در هر زمینهای از جانب خلفا رخ داده است، این را حمل بر جایزالخطا بودن انسان میکنند. حتی در مواردی اتفاق افتاده است که این قصورها برایشان روشن شده است. مثلاً بعضی از اهل سنت، به ویژه کسانی که اطلاعات تاریخی بیشتری دارند، ایرادهایی را که اهل تشیع بر خلیفۀ سوم وارد میکنند وارد میدانند (مثل میدان دادن بسیار به بنی امیه و مقرر کردن آنان به پستهای حکومتی) و خلیفه را از این ناحیه قابل ملامت میشمرند. ولی برای آنان این امور، مسایلی تاریخی است و قداستی ندارد که با خدشهدار شدن آن، اساس مذهب خود را نادرست بپندارند.
وقتی این امور را با واقعبینی تحلیل کنیم، بسیاری از تناقضهایی که در رفتارهای همدیگر حس میکنیم، حل میشود. نمیگویم اختلاف مسلمین حل میشود. حداقل این است که احساس تناقض نخواهیم کرد و قدرت تحلیل بهتری خواهیم داشت. من دیدهام که دوستانی از اهل سنت از ما گله کردهاند که «چرا ما به بزرگان مذهب شما احترام و محبت بسیار قائلیم، ولی شما به بزرگان مذهب ما قائل نیستید؟» خوب قضیه این است که اهل سنت جریان خلافت را یک امر طبیعی و مطابق میل مسلمین میپندارند و احساس حقکشی در آن نمیکنند. ولی نگاه تشیع به این امور، اعتقادی است. تشیع امامت و خلافت علی را یک «حق» میبیند و چون این امر تحقق نیافته است، احساس حقکشی میکند. طبعاً در این صورت نمیتواند همه را به یک چشم ببیند. پس اگر شیعه این احترام را قائل نیست، بسیار طبیعی است و نباید مایۀ رنجش اهل سنت شود.
همینگونه است در جریان جنگ جمل. بسیاری از شیعیان با خود میگویند که چگونه ممکن است اهل سنت هم به علی احترام داشته باشند، هم به عایشه همسر پیامبر، در حالی که عایشه به مخالفان علی پیوست. از این بالاتر، طلحه و زبیر که آنان هم جزو «ده یار بهشتی پیامبر» (به باور اهل سنت) هستند، چطور در برابر یک «یار بهشتی دیگر» ایستادند؟ خوب قضیه این است که اهل سنت هیچ جانب را حق مطلق نمیدانند و هیچطرف را هم معصوم نمیشمرند. بنابراین در این جریان هم تا قسمتی حق را به طلحه و زبیر و عایشه میدهند که انتظار داشتند علی قاتلان خلیفۀ سوم را ـ که اهل سنت عقیده دارند به ناحق کشته شد ـ مجازات کند. اهل سنت میپندارند که جنگ جمل را یک جبر تاریخی ناشی از فتنۀ کشته شدن خلیفه ایجاد کرد و یاران پیامبر را ناخواسته در برابر هم قرار داد. پس آنها انتظار ندارند که شیعه، طلحه و زبیر و عایشه را ملامت کند. ولی از زاویۀ دیگر، شیعه عقیده دارد که طلحه و زبیر خود از محرکان قتل خلیفه بودند و طمع خلافت داشتند و چون به آن نرسیدند طغیان کردند.
کانال محمدکاظم کاظمی
🍀🌸 دو مذهب 🔹 قسمت چهارم، کرامت بی بی در قسمت قبل، از ارادت اهل سنت به علی(ع) گفتیم. اما قضیه به همین جا ختم نمیشود. ارادت آنها به حضرت زهرا و فرزندان ایشان هم وصف ناشدنی است. بگذارید خاطرهای بگویم. در کابل و در محلۀ قلعۀ فتحالله تکیهای است به نام فاطمیه…
به هر حال اینها بحثهایی است تاریخی که تحلیلشان متخصص خود را میطلبد. من نمیخواهم و نمیتوانم شخصاً داوری کنم. نتیجهای که میخواهم بگیریم این است که اگر میبینیم که اهل سنت به خلفا وفاداری نشان میدهند، این را به معنی دشمنی اهل سنت با اهل بیت نبینیم. به همین ترتیب اهل سنت را دشمن تشیع نپنداریم. جامعۀ اهل سنت بر آن است که چنین ستمهایی رخ نداده است. پس ما مردمان اهل تشیع نمیتوانیم اهل سنت امروز را در آن جفاها شریک بدانیم. چون اینها اصل قضیه را باور ندارند.
به همین ترتیب، ما میتوانیم با واقعبینی و انصاف، عقاید و رفتارهای همدیگر را درست تحلیل کنیم تا دریابیم که بسیاری از این اختلافها به زاویۀ دید دو طرف بستگی دارد.
البته این سخن به این معنی نیست که پس حق و ناحقی وجود ندارد و از هر زاویه که بنگری، حق با یک گروه است. نه، ممکن است حق به یک جانب باشد، ولی طرف مقابل از زاویهای بنگرد که این حق را درنیابد. پس اگر او آنچه را به نظر ما حق است نمیپذیرد، سریع حمل بر لجاجت و تعصب او نکنیم، بلکه شاید از زاویۀ مناسب به موضوع نمینگرد. سعی کنیم این نگرش را تصحیح کنیم.
اما زاویۀ دید تنها عامل تفاوت نگاه پیروان دو مذهب است؟ نه چنین نیست و عواملی دیگر نیز در کار است. در بحث بعدی به یکی دیگر از عوامل این اختلافها میپردازیم.
#دو_مذهب
#قسمت_پنجم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
به همین ترتیب، ما میتوانیم با واقعبینی و انصاف، عقاید و رفتارهای همدیگر را درست تحلیل کنیم تا دریابیم که بسیاری از این اختلافها به زاویۀ دید دو طرف بستگی دارد.
البته این سخن به این معنی نیست که پس حق و ناحقی وجود ندارد و از هر زاویه که بنگری، حق با یک گروه است. نه، ممکن است حق به یک جانب باشد، ولی طرف مقابل از زاویهای بنگرد که این حق را درنیابد. پس اگر او آنچه را به نظر ما حق است نمیپذیرد، سریع حمل بر لجاجت و تعصب او نکنیم، بلکه شاید از زاویۀ مناسب به موضوع نمینگرد. سعی کنیم این نگرش را تصحیح کنیم.
اما زاویۀ دید تنها عامل تفاوت نگاه پیروان دو مذهب است؟ نه چنین نیست و عواملی دیگر نیز در کار است. در بحث بعدی به یکی دیگر از عوامل این اختلافها میپردازیم.
#دو_مذهب
#قسمت_پنجم
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
✳️ فراخوان یازدهمین جشنوارۀ شعر فجر منتشر شد
(متن کامل فراخوان در خبرگزاریها آمده است و من چکیدۀ آن را در اینجا منتشر میکنم)
در این دوره همانند دو دورۀ قبل، فقط کتابهای شعر در سه گروه «شعر بزرگسال»، «شعر کودک و نوجوان» و «دربارۀ شعر»، ارزیابی میشود.
برگزیدگان جشنواره، اسفند امسال در آیین اختتامیه که در مشهد برگزار میشود، معرفی خواهند شد.
🔹
چه کتابهایی میتوانند در این جایزه شرکت کنند؟
کتابهایی که با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای اولین بار در سال ۱۳۹۴ در داخل کشور و به زبان فارسی به چاپ رسیده و در یکی از سه گروه ادبی بالا قرار گیرند.
مجموعه شعرها باید به صورت مستقل منتشر شده باشد. مجموعههای مشترک و گزیده آثار داوری نمیشوند.
آثاری که در سالهای قبل با عنوانی دیگر یا توسط ناشری دیگر به چاپ رسیده یا به صورت گزیده آثار قبلی باشد، داوری نمیشود.
دبیرخانه تنها در مورد آثار رسیده به دبیرخانۀ جایزه مسئولیت دارد.
🔹
مهلت و شیوۀ ارسال اثر
آخرین مهلت ارسال اثر به دبیرخانه، ۱۵ بهمن ماه است.
نشانی: تهران، خیابان کریمخانزند، خیابان سنایی، کوچۀ شهید اعرابی (۵)، پلاک ۶، بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، دبیرخانۀ یازدهمین جشنوارۀ بینالمللی شعر فجر
برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به وبسایتِ رسمی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان به نشانی
http://www.adabiatirani.com کانال ادبیات ایرانی به نشانی
@adabiatirani
مراجعه کنید.
امروز، همزمان با انتشار فراخوان یازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر، پوستر این جشنواره نیز رونمایی شد.
این جشنواره همانند سالهای گذشته، با برگزاری محافل شعرخوانی در چند شهر ایران به استقبال اختتامیه و اعلام برندگان خواهد رفت.
امسال برای نخستین بار، جشنوارۀ شعر فجر در بخش ویژۀ افغانستان به بررسی آثار شعری این کشور طی یک دهه گذشته مینشیند و نفرات برگزیده این بخش را در آیین اختتامیه معرفی میکند.
@mkazemkazemi
(متن کامل فراخوان در خبرگزاریها آمده است و من چکیدۀ آن را در اینجا منتشر میکنم)
در این دوره همانند دو دورۀ قبل، فقط کتابهای شعر در سه گروه «شعر بزرگسال»، «شعر کودک و نوجوان» و «دربارۀ شعر»، ارزیابی میشود.
برگزیدگان جشنواره، اسفند امسال در آیین اختتامیه که در مشهد برگزار میشود، معرفی خواهند شد.
🔹
چه کتابهایی میتوانند در این جایزه شرکت کنند؟
کتابهایی که با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای اولین بار در سال ۱۳۹۴ در داخل کشور و به زبان فارسی به چاپ رسیده و در یکی از سه گروه ادبی بالا قرار گیرند.
مجموعه شعرها باید به صورت مستقل منتشر شده باشد. مجموعههای مشترک و گزیده آثار داوری نمیشوند.
آثاری که در سالهای قبل با عنوانی دیگر یا توسط ناشری دیگر به چاپ رسیده یا به صورت گزیده آثار قبلی باشد، داوری نمیشود.
دبیرخانه تنها در مورد آثار رسیده به دبیرخانۀ جایزه مسئولیت دارد.
🔹
مهلت و شیوۀ ارسال اثر
آخرین مهلت ارسال اثر به دبیرخانه، ۱۵ بهمن ماه است.
نشانی: تهران، خیابان کریمخانزند، خیابان سنایی، کوچۀ شهید اعرابی (۵)، پلاک ۶، بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، دبیرخانۀ یازدهمین جشنوارۀ بینالمللی شعر فجر
برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به وبسایتِ رسمی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان به نشانی
http://www.adabiatirani.com کانال ادبیات ایرانی به نشانی
@adabiatirani
مراجعه کنید.
امروز، همزمان با انتشار فراخوان یازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر، پوستر این جشنواره نیز رونمایی شد.
این جشنواره همانند سالهای گذشته، با برگزاری محافل شعرخوانی در چند شهر ایران به استقبال اختتامیه و اعلام برندگان خواهد رفت.
امسال برای نخستین بار، جشنوارۀ شعر فجر در بخش ویژۀ افغانستان به بررسی آثار شعری این کشور طی یک دهه گذشته مینشیند و نفرات برگزیده این بخش را در آیین اختتامیه معرفی میکند.
@mkazemkazemi
Forwarded from ادبیات ایرانی
فراخوان و پوستر یازدهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر منتشر شد.
متن کامل در کانال ادبیات ایرانی:
@adabiatirani
متن کامل در کانال ادبیات ایرانی:
@adabiatirani
🔴 چهارمین کنگرۀ بینالمللی عرس بیدل در تهران.
چهارشنبه و پنجشنبه ۲۹ و ۳۰ دی ۱۳۹۵، صبح و عصر.
در روز دوم کنگره، یعنی پنج شنبه، من هم ان شاءالله توفیق حضور خواهم داشت. مشتاق دیدار بیدلدوستان در آنجا هستیم.
بعد از ظهر پنجشنبه مراسم اختتامیه خواهد بود، با اجرای موسیقی به وسیلۀ جناب شریف غزل، آوازخوان برجستۀ افغانستان، شاگرد استاد محمدحسین سرآهنگ.
@mkazemkazemi
چهارشنبه و پنجشنبه ۲۹ و ۳۰ دی ۱۳۹۵، صبح و عصر.
در روز دوم کنگره، یعنی پنج شنبه، من هم ان شاءالله توفیق حضور خواهم داشت. مشتاق دیدار بیدلدوستان در آنجا هستیم.
بعد از ظهر پنجشنبه مراسم اختتامیه خواهد بود، با اجرای موسیقی به وسیلۀ جناب شریف غزل، آوازخوان برجستۀ افغانستان، شاگرد استاد محمدحسین سرآهنگ.
@mkazemkazemi
Forwarded from اخبار مشهد
محمد کاظم کاظمی شاعر افغانستانی که سالهاست همشهری ما مشهدی ها شده دبیر علمی جشنواره شعر فجر امسال، شد تا نخستین غیر ایرانی باشد که وزیر فرهنگ حکمش را امضا کرده است/انجمن چهار باغ
@AkhbarMashhad
@AkhbarMashhad
🔴 مصاحبه مفصل روزنامه شهروند امروز با محمدکاظم کاظمی به مناسبت جشنواره شعر فجر.
در این گفتگو موقعیتی برای پرداختن به مسائل مهاجرین میسر شد.
⬇️
در این گفتگو موقعیتی برای پرداختن به مسائل مهاجرین میسر شد.
⬇️
🔵 استاد کاظمی در عرس بیدل
چهارمین کنگره بین المللی عرس بیدل از دیروز شروع به کار کرد. به همت بنیاد بیدل و با مدیریت شاعر و پژوهشگر گرانقدر هادی سعیدی کیاسری.
دیروز افتتاحیه بود و من نبودم. به روز دوم خود را رساندیم. اکنون زمان ارائه مقالات است در دو سالن مجزا.
از خارج از ایران هم بیدل پژوهان بسیاری آمده اند از جمله از افغانستان.
چهارمین کنگره بین المللی عرس بیدل از دیروز شروع به کار کرد. به همت بنیاد بیدل و با مدیریت شاعر و پژوهشگر گرانقدر هادی سعیدی کیاسری.
دیروز افتتاحیه بود و من نبودم. به روز دوم خود را رساندیم. اکنون زمان ارائه مقالات است در دو سالن مجزا.
از خارج از ایران هم بیدل پژوهان بسیاری آمده اند از جمله از افغانستان.
👆 عبدالعزیز مهجور فرزند مرحوم عبدالحمید اسیر "قندی آغا".
دکتر خلیل الله افضلی بیدل پژوه جوان افغانستان.
آقای قریشی
هر سه بزرگوار از کابل آمده اند.
دکتر خلیل الله افضلی بیدل پژوه جوان افغانستان.
آقای قریشی
هر سه بزرگوار از کابل آمده اند.
آقای عارف نوشاهی پژوهشگر و نسخه شناس پاکستانی از نسخه های خطی دیوان بیدل در پاکستان می گوید. می گوید که فقط در کتابخانه گنج بخش پاکستان 83 نسخه خطی از دیوان بیدل موجود است.
پاکستان و هندوستان گنجینه نسخه های خطی فارسی است. بعد بعضی ها تعجب می کنند که هند و پاکستان را با زبان فارسی چه کار.
@mkazemkazemi
پاکستان و هندوستان گنجینه نسخه های خطی فارسی است. بعد بعضی ها تعجب می کنند که هند و پاکستان را با زبان فارسی چه کار.
@mkazemkazemi
جناب عبدالعزیز مهجور در حال گفتگوی تلویزیونی. استاد کاظمی هم در نوبت است.
اختتامیه. و مثل همیشه دیر شروع می شود. دو نفر درگیر صوت و تریبون اند.