پیشنویس دوم
حالا این تکههای شعر را دور هم جمع کنیم.
امروز روز محنت و امسال، سال سگ
رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ
یک عمر بوده مردن ما مثل ماهیان
یک عمر بوده زیستن ما مثال سگ
سگدو زدن به شام و سحر اشتغال ماست
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
وقتی که سفره را به سگان وانهادهاند،
این استخوان ما و شما نیز مال سگ
گیرم که روبهراه نشد حال ما، به خاک!
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
دنیا تقابل سگ زرد است با شغال
یک دم سگِ شغال و زمانی شغالِسگ
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ کثیف
پسماندۀ جدال شغال و جدال سگ
ای برهای که خوردهشدن سرنوشت توست
بهتر همان که گرگ شوی، بیخیال سگ
۳۰ اسفند ۹۶
حالا این تکههای شعر را دور هم جمع کنیم.
امروز روز محنت و امسال، سال سگ
رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ
یک عمر بوده مردن ما مثل ماهیان
یک عمر بوده زیستن ما مثال سگ
سگدو زدن به شام و سحر اشتغال ماست
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
وقتی که سفره را به سگان وانهادهاند،
این استخوان ما و شما نیز مال سگ
گیرم که روبهراه نشد حال ما، به خاک!
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
دنیا تقابل سگ زرد است با شغال
یک دم سگِ شغال و زمانی شغالِسگ
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ کثیف
پسماندۀ جدال شغال و جدال سگ
ای برهای که خوردهشدن سرنوشت توست
بهتر همان که گرگ شوی، بیخیال سگ
۳۰ اسفند ۹۶
👆 تنها شعر من در طول سال ۹۶
و در این آخرین روز و آخرین دقایق، انگار خداوند ما را نومید حتی سرایش یک شعر نساخت.
خدا را شکر.
و در این آخرین روز و آخرین دقایق، انگار خداوند ما را نومید حتی سرایش یک شعر نساخت.
خدا را شکر.
کانال محمدکاظم کاظمی
👆 تنها شعر من در طول سال ۹۶ و در این آخرین روز و آخرین دقایق، انگار خداوند ما را نومید حتی سرایش یک شعر نساخت. خدا را شکر.
ولی فکر نکنید تمام شد. هنوز خیلی باید با این شعر کلنجار بروم. بعد تازه در جلسات خوانده شود و نقد شود.
البته این بخت را داشتم که همگام با سرایش، از نقدهای دوستان هم در پشت پرده بهره میبردم، مثل نکاتی که محمدرضا معلمی عزیز و بعضی دوستان دیگری که نخواستند نامشان بیاید، گفتند. سپاسگزار همه هستم و سپاسگزار همه که این سلسله پیامها را پسندیدند و تحسین کردند.
البته این بخت را داشتم که همگام با سرایش، از نقدهای دوستان هم در پشت پرده بهره میبردم، مثل نکاتی که محمدرضا معلمی عزیز و بعضی دوستان دیگری که نخواستند نامشان بیاید، گفتند. سپاسگزار همه هستم و سپاسگزار همه که این سلسله پیامها را پسندیدند و تحسین کردند.
اسم شعر هم «سال سگ» شد به طور طبیعی. من عقیده دارم که شعر باید اسم داشته باشد. از این که شعرهای یک دفتر را با شماره مشخص میکنند خوشم نمیآید. دوست دارم وقتی طرف میخواهد به این شعر اشاره کند، یک اسم داشته باشد که آن را به کار برد. و بهترین اسم به نظرم برای هر شعر، اسمی است که سریعتر نشان دهد کدام شعر منظور است.
یک بیت دیگر هم در حال ساخت بود که اینجا جا ماند. در واقع این طور بشود
وقتی که سفره را به سگان وانهادهاند
این استخوان ما و شما نیز مال سگ
شاید به این وسیله در این ...
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ
وقتی که سفره را به سگان وانهادهاند
این استخوان ما و شما نیز مال سگ
شاید به این وسیله در این ...
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ
اما در نقدها، به جای «ماهیان»، «گوسفند» پیشنهاد شد و این همان چیزی است که من میخواستم. چون گوسفند یک مردن مظلومانه دارد، هم در عزا و هم در عروسی.
و همین طور «سفرۀ فراخ» به جای «سفرۀ کثیف» و «سفرۀ لذیذ»
در واقع «فراخ» در اینجا یک حالت طعنه هم دارد. انگار سفره در عمل فراخ نیست، ولی به ظاهر چنین است.
در واقع «فراخ» در اینجا یک حالت طعنه هم دارد. انگار سفره در عمل فراخ نیست، ولی به ظاهر چنین است.
نقدهای دوستان در پشت پرده جریان دارد و البته این اتفاقی است که برای همه شعرهایم میافتد، به خاطر لطف و محبت عزیزان.
شاید به این وسیله در این عصر ...
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ
اینجا درست چیزی مثل «زمانۀ عسرت» منظورم است. کتابی دارد دکتر داوری اردکانی به اسم «شاعران در زمانۀ عسرت» . این کلمۀ عسرت خیلی عالی است، ولی حیف در وزن نمیگنجد.
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ
اینجا درست چیزی مثل «زمانۀ عسرت» منظورم است. کتابی دارد دکتر داوری اردکانی به اسم «شاعران در زمانۀ عسرت» . این کلمۀ عسرت خیلی عالی است، ولی حیف در وزن نمیگنجد.
کانال محمدکاظم کاظمی
شاید به این وسیله در این عصر ... اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ اینجا درست چیزی مثل «زمانۀ عسرت» منظورم است. کتابی دارد دکتر داوری اردکانی به اسم «شاعران در زمانۀ عسرت» . این کلمۀ عسرت خیلی عالی است، ولی حیف در وزن نمیگنجد.
«عسرت» به جای محنت در بیت مطلع پیشنهاد شد. پیشنهاد خوبی است. ولی باید روی بار معنایی هر کدام فکر کنم. عسرت یک مقدار معنای فاخری دارد. محنت در مقابل فلاکت بیشتری را میرساند. یک سابقۀ تاریخی هم در محنت داریم. یک دورۀ تاریخی بوده است، سالهای محنت.
سایر نقدها و پیشنهادها:
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ فراخ / دلخوش نمیشویم به این سفرۀ فراخ
گیرم که روبهراه نشد حال ما، به خاک /
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ فراخ / دلخوش نمیشویم به این سفرۀ فراخ
گیرم که روبهراه نشد حال ما، به خاک /
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
🔹سال سگ
پیشنویس سوم
بعضی عبارتها عوض شد و ترتیب بیتها نیز به طور کل تغییر کرد. خود بیتها احتمالاً نهایی شده است، ولی هنوز به ترتیب مطلوب و دلخواه نرسیدهام.
🔸
امروز روز عسرت و امسال، سال سگ
رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ
دنیا تقابل سگ زرد است با شغال
یک دم سگ شغال و زمانی شغال سگ
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر
پسماندۀ جدال شغال و جدال سگ
ای برهای که خوردهشدن سرنوشت توست
بهتر همان که گرگ شوی، بیخیال سگ
یک عمر بوده مردن ما مثل گوسفند
یک عمر بوده زیستن ما مثال سگ
سگدو زدن به شام و سحر اشتغال ماست
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
حالا که سفره را به سگان وانهادهاند،
پس استخوان ما و شما نیز مال سگ
شاید به این وسیله در این عصر بیفروغ
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ
مشهد، ۲۹ اسفند ۹۶
پیشنویس سوم
بعضی عبارتها عوض شد و ترتیب بیتها نیز به طور کل تغییر کرد. خود بیتها احتمالاً نهایی شده است، ولی هنوز به ترتیب مطلوب و دلخواه نرسیدهام.
🔸
امروز روز عسرت و امسال، سال سگ
رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ
دنیا تقابل سگ زرد است با شغال
یک دم سگ شغال و زمانی شغال سگ
ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر
پسماندۀ جدال شغال و جدال سگ
ای برهای که خوردهشدن سرنوشت توست
بهتر همان که گرگ شوی، بیخیال سگ
یک عمر بوده مردن ما مثل گوسفند
یک عمر بوده زیستن ما مثال سگ
سگدو زدن به شام و سحر اشتغال ماست
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
حالا که سفره را به سگان وانهادهاند،
پس استخوان ما و شما نیز مال سگ
شاید به این وسیله در این عصر بیفروغ
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ
مشهد، ۲۹ اسفند ۹۶
بیت «ای برهای که خورده شدن سرنوشت توست» در جای خوبی نیست. در کل این بیت با این فضا خیلی سازگار نیست. شاید حذفش کنم.
و بیت آخر هم چند نامزد دارد. به نظرم بیت «گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما...» برای پایان شاید بهتر باشد.
یک پایان تلخ و در عین حال طعنهآمیز دارد. حداقل حال ما خوب نمی شود، حال سگها که خوب شود. یک فداکاری تلخ که گاهی از دشنام بدتر است.
و بیت آخر هم چند نامزد دارد. به نظرم بیت «گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما...» برای پایان شاید بهتر باشد.
یک پایان تلخ و در عین حال طعنهآمیز دارد. حداقل حال ما خوب نمی شود، حال سگها که خوب شود. یک فداکاری تلخ که گاهی از دشنام بدتر است.
شنیدهاید که یکی نان خشک را در آب خیس میکرد و میخورد و میگفت «خدایا شکر»
یکی عبور کرد، گفت با این حال باز هم میگویی خدا را شکر؟
گفت: آن که میشنود، میداند که این شکر، از صد تا دشنام بدتر است.
اگر بیت
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
به آخر برود چنین حالتی دارد و این حالت در پایان شعر خوش میافتد.
یکی عبور کرد، گفت با این حال باز هم میگویی خدا را شکر؟
گفت: آن که میشنود، میداند که این شکر، از صد تا دشنام بدتر است.
اگر بیت
گیرم که روبهراه نشد حال و روز ما
امسال روبهراه شود کاش، حال سگ
به آخر برود چنین حالتی دارد و این حالت در پایان شعر خوش میافتد.
کانال محمدکاظم کاظمی
🔹سال سگ پیشنویس سوم بعضی عبارتها عوض شد و ترتیب بیتها نیز به طور کل تغییر کرد. خود بیتها احتمالاً نهایی شده است، ولی هنوز به ترتیب مطلوب و دلخواه نرسیدهام. 🔸 امروز روز عسرت و امسال، سال سگ رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ دنیا تقابل سگ زرد است با شغال یک…
هنوز بین «عسرت» و «محنت» در تردیدم. هر کدام حسنی دارد، ولی به نظرم «عسرت» یک مقدار فضای زاهدانه را تصویر میکند و «محنت» بیچارگی را. فعلاً «محنت» را میگذاریم تا بعد.
و در این بیت
سگدو زدن به شام و سحر اشتغال ماست
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
این «به» کارکرد خاصی ندارد. ولی اگر «که» بگذاریم، دو مصراع خوب به هم پیوند میخورد، به این صورت:
سگدو زدن که شام و سحر اشتغال ماست،
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
و در این بیت
سگدو زدن به شام و سحر اشتغال ماست
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
این «به» کارکرد خاصی ندارد. ولی اگر «که» بگذاریم، دو مصراع خوب به هم پیوند میخورد، به این صورت:
سگدو زدن که شام و سحر اشتغال ماست،
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ
کانال محمدکاظم کاظمی
🔹سال سگ پیشنویس سوم بعضی عبارتها عوض شد و ترتیب بیتها نیز به طور کل تغییر کرد. خود بیتها احتمالاً نهایی شده است، ولی هنوز به ترتیب مطلوب و دلخواه نرسیدهام. 🔸 امروز روز عسرت و امسال، سال سگ رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ دنیا تقابل سگ زرد است با شغال یک…
ای برهای که خوردهشدن سرنوشت توست
بهتر همان که گرگ شوی، بیخیال سگ
این بیت هنوز جای مناسبی ندارد. خیلی از شعر بیرون زده است. شاید در نهایت برود به آخر شعر یعنی سر جای اولش.
بهتر همان که گرگ شوی، بیخیال سگ
این بیت هنوز جای مناسبی ندارد. خیلی از شعر بیرون زده است. شاید در نهایت برود به آخر شعر یعنی سر جای اولش.