کانال محمدکاظم کاظمی
2.81K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
949 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
و برای «قیل و قال سگ» هم بیتی در نظر بود که اگر بشود آن را با «بوق سگ» همراه کرد بد نیست. چون بوق سگ زمانی بوده است که بوق می‌زده‌اند که مردم بازار را تخلیه کنند و به خانه بروند تا سگ‌ها را رها کنند.
از بانگ صبح، فرصت ... گرگ
از بوق سگ جهان یله در قیل و قال سگ

این بیت اگر خوب درست شود، خالیگاه بعد از بیت اول را پر می‌کند. بین بیت اول و بیت دوم یک بیت رابط لازم است که آمادگی برای پرداختن به وضع جهان و تقابل سگ و شغال ایجاد شود. فعلاً آن بیت سگ و شغال زود آمده است.
کانال محمدکاظم کاظمی
بازاریان گرگ؟ به خصوص که بوق سگ هم برای بازارها بوده است. و گرگ بودن یکی از خصایل پیشرفت در جهان مادی است که بازار می‌تواند نمادی از آن باشد. ولی نمی‌خواهم به صنف بازاریان به صورت کلی بتازم.
پیشنهاد یکی از دوستان: سوداگران گرگ

این عالی است. هم توهین صنفی ندارد و هم «سوداگران گرگ» به طور ضمنی و غیرمستقیم «سوداگران مرگ» را هم تداعی می‌کند که منظور قاچاقچیان مواد مخدر است.

این تداعی‌ها خیلی مهم است. کلمات «مرگ» و «گرگ» شبیه هم هستند. وقتی می‌گوییم «سوداگران گرگ»، خواننده در لایه‌های پنهان ذهنش «سوداگران مرگ» را هم به خاطر می‌آورد. و این خوب است.
با این وصف و با حضور گرگ به این صورت در غزل، دیگر به نظرم بیت «بهتر همان که گرگ شوی، بی‌خیال سگ» را بی‌خیال شوم. به بافت غزل هم نمی‌خورد و در جایی دیگر هم در شعرهایم آن را آورده‌ام و تکراری می‌شود. در شعر شب یلدا هم داشتم
این پوست را رها کن و ای بره، گرگ شو
🔹سال سگ
پیش‌نویس چهارم

🔸
امروز روز عسرت و امسال، سال سگ
رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ

از بانگ صبح، فرصت سوداگران گرگ
از بوق سگ، جهان یله در قیل و قال سگ

دنیا تقابل سگ زرد است با شغال
یک دم سگ شغال و زمانی شغال ‌سگ

ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر
پس‌ماندۀ جدال شغال و جدال سگ

یک عمر بوده مردن ما مثل گوسفند
یک عمر بوده زیستن ما مثال سگ

سگ‌دو زدن که شام و سحر اشتغال ماست،
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ!

حالا که سفره را به سگان وانهاده‌اند،
پس استخوان ما و شما نیز مال سگ

شاید به این وسیله در این عصر بی‌فروغ
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ

گیرم که روبه‌راه نشد حال و روز ما
امسال روبه‌راه شود کاش، حال سگ

مشهد، ۲۹ اسفند ۹۶
کانال محمدکاظم کاظمی
🔹سال سگ پیش‌نویس چهارم 🔸 امروز روز عسرت و امسال، سال سگ رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ از بانگ صبح، فرصت سوداگران گرگ از بوق سگ، جهان یله در قیل و قال سگ دنیا تقابل سگ زرد است با شغال یک دم سگ شغال و زمانی شغال ‌سگ ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر پس‌ماندۀ…
با حذف بیت «بره و گرگ» حالا بیت «یک عمر بوده مردن ما مثل گوسفند» به بیت بالا خیلی خوب وصل شد. همان حقارت و فلاکت را دنبال می‌کند.
بیت آخر هم فعلاً در جای خوبی قرار گرفت. نوعی دعاییه است که در شعرهای قدیم مرسوم بوده است. یک مقداری هم حقوق حیوانات را آخر کاری رعایت کنیم.
البته یک نظر رسید که «تا بوق سگ» داریم نه «از بوق سگ»
به همین دلیل شاید آن بیت را به شکل دیگری درست کنم. فعلاً ذهنم روی همین بیت متمرکز است.

و حالا یک لیوان چای...
نقداً این به نظرم می رسد.

تا بوق سگ، ... سوداگران گرگ
تا بانگ صبح، غلغله و قیل و قال سگ
کانال محمدکاظم کاظمی
🔹سال سگ پیش‌نویس چهارم 🔸 امروز روز عسرت و امسال، سال سگ رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ از بانگ صبح، فرصت سوداگران گرگ از بوق سگ، جهان یله در قیل و قال سگ دنیا تقابل سگ زرد است با شغال یک دم سگ شغال و زمانی شغال ‌سگ ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر پس‌ماندۀ…
دقت که می‌کنم می‌بینم «حالا که سفره را به سگان وانهاده‌اند» ارتباط نسبتاً پنهان ولی قشنگی با بیت قبل یافته است. یعنی وقتی به فکر این بودیم که حالا که ما سگ‌دو می‌زنیم سگ‌ها چه کار کنند، می‌شود گفت که سگ‌ها دیگر آمدند سراغ سفرۀ ما.
کانال محمدکاظم کاظمی
نقداً این به نظرم می رسد. تا بوق سگ، ... سوداگران گرگ تا بانگ صبح، غلغله و قیل و قال سگ
تا بوق سگ، حکومت سوداگران گرگ
تا بانگ صبح، ولوله و قیل و قال سگ
بد نشد. البته «ولوله» تا حدودی حشو است.
چیزی شبیه «فرصت» خوب بود.
پیشناد وارده: سوداچیان گرگ
و نوبت بهتر است. یعنی یک زمان نوبت گرگ‌هاست یک زمان نوبت سگ‌ها.
🔹سال سگ
پیش‌نویس پنجم، نسخۀ تقریباً نهایی. با یک جابه‌جایی در بیت‌های دوم و سوم و اصلاح بیت گرگ و سگ.
🔸
امروز روز محنت و امسال، سال سگ
رفتیم تا بهار دگر در جوال سگ

دنیا تقابل سگ زرد است با شغال
یک دم سگ شغال و زمانی شغال ‌سگ

ما نیز دلخوشیم به این سفرۀ حقیر
پس‌ماندۀ جدال شغال و جدال سگ

تا بوق سگ، حکومت سوداگران گرگ
تا بانگ صبح، نوبت قال و مقال سگ

یک عمر بوده مردن ما مثل گوسفند
یک عمر بوده زیستن ما مثال سگ

سگ‌دو زدن که شام و سحر اشتغال ماست،
تا خود در این میان چه شود اشتغال سگ!
▫️
حالا که سفره را به سگان وانهاده‌اند،
پس استخوان ما و شما نیز مال سگ

شاید به این وسیله در این عصر بی‌فروغ
اجرا شود وظیفۀ ما در قبال سگ

گیرم که روبه‌راه نشد حال و روز ما
امسال روبه‌راه شود کاش، حال سگ

مشهد، ۲۹ اسفند ۹۶
و سپاس از همه دوستانی که با نظرهای سازنده‌شان، آن را زنده زنده نقد و اصلاح کردند. ان شاءالله در شعرهای زیبایشان جبران کنیم. 🙏🌸🙏
شاید بگویید این شاعران هم هر کلمۀ شعرشان از یک جایی آمده و تا به مرحلۀ انتشار رسیده، خیلی آدم‌ها در آن نظر داده‌اند.
بله همیشه همین طور است. نه تنها در این شعر که در بسیاری از شعرهایی که شما حاصل پاک‌نویس‌شدۀ آن را می‌بینید.
حداقل در مورد شعرهای من که چنین بوده و من وام‌دار ده‌ها شاعر درگذشته و زنده و دوستان شاعرم بوده‌ام.
پیشنهادی در مورد حذف بیت ششم رسیده است. بله این بیت در محور عمودی یک مقدار معلق است. ولی به طور مستقل بیت بدی نشده است. باشد ببینم که می‌شود جایش را عوض کرد یا فکری برایش کرد؟
فعلاً باید کمی بگذرد تا شعر جا بیفتد و بعد بشود آچارکشی کرد.

این «آچارکشی» اصطلاح جالبی است. وقتی دوچرخه می‌خری، اول باید یک مقدار راه ببری تا پیچ‌هایی که شل است یا خوب تنظیم نشده است، خود را نشان دهد. بعد پیش دوچرخه‌ساز ببری برای آچارکشی. این آچارکشی در اول کار ممکن نیست.

به هر حال به نظرم شعر فعلاً قابل انتشار است.
دوستان بسیاری این «جزوه‌باز» شعر سرودن را تمجید کردند و آن را دارای فایدۀ آموزشی دانستند، که البته هدف من هم همین بود، تبادل آگاهی و نقد و نظر. و در مقابل من هم از نظرهای بسیاری استفاده کردم. بعضی‌ را اعمال کردم و بعضی را نشد که اعمال کنم. طبیعتاً نقش سلیقه و سبک شخصی فرد در این میان هم مهم است.
دوستان عزیزی نیز مصراع‌ها و یا بیت‌هایی زیبا سرودند که البته امکان اتصالشان به این شعر نیست، چون آن بیت مرحوم استاد خلیلی را یادآوری خواهد کرد که
همچو آن وصلۀ رنگین که ز اطلس بندند
چند جا نامتناسب به کهن پیرهنا
ولی همه این‌ها برایم ارزشمند بود و آن‌ها را در حاشیۀ شعر برای خویش خواهم نوشت.
من یکی دو بار دیگر هم مراحل سرایش یک شعر را قدم به قدم بازگو کرده بودم. در همان زمان هم البته دوستانی این کار را به صواب نمی‌دانستند و بر آن بودند که کار شاعر نباید شرح شعر خویش باشد و اگر همه شاعران ما این کار را کرده بودند، حالا صدها دفتر از این گونه داشتیم.
بله من هم این را برای همه شعرها توصیه نمی‌كنم و همیشه هم این کار را نکرده‌ام. بعضی شعرها چنان جوششی و فورانی سروده می‌شود که حتی نوشتن خود شعر هم در آن زمان اندک سخت می‌شود و گاه همه چیز چنان ناخودآگاه رخ می‌دهد که خود شاعر هم از رمز و راز کار خود بی‌خبر می‌ماند.
ولی در مواردی اندک به گمانم امکان چنین انتقال تجربه‌ای امکان دارد و چه خوب است که ما گاه‌به‌گاه دیگران را در مسیر سرایش شعر خویش قرار دهیم.
به هر حال فعلاً این شعر از نظر من به شکل نهایی خود رسیده است، هرچند باز هم از نقدهای عزیزان استقبال خواهم کرد.
پاینده باشید.
🔹 خوش‌ به حال سگ

🔸 منیژه رضوان
در استقبال از غزل «سال سگ» محمدکاظم کاظمی
(با اجازۀ ایشان در این کانال منتشر می‌شود.)
🔹
ایران مثال گربه و امسال سال سگ
بد نیست حال گربه، نکو باد حال سگ

هرچند بنده موشم و سگ نیست دشمنم
من سهم گربه می شوم و گربه مال سگ

آن گربه‌ای که از دهن سگ ربوده شد
باشد حرامِ دزدش و باشد حلال سگ

سگ می‌کند که پارس جوابش چه است؟ سنگ
سنگ است یک جواب ولی در سؤال سگ

سگ را خیال خال شما خال خال کرد
ای راه راه هرچه خری توی خال سگ

از گربه ای که شوهر یک سگ شده بپرس
یک ماده گربه می شود آیا عیال سگ؟

یک گربه بی غذاست، ولی از نگاه ما
یک گربه یک غذاست ولی در خیال سگ

یک سال، سالِ آدم بیچاره شد؟ نشد!
امسال سال سگ شده، پس خوش به حال سگ
#ایوا
🔹 حسب حال سگ

🔸 احمد نادری
به مناسبت سال سگ و در استقبال غزلی از محمدکاظم کاظمی

امروز روز نکبت و امسال سال سگ
حالم گرفته است و خرابم مثال سگ

خواهی اگر ز حال دلم با خبر شوی
باید کمی بگویمت از حسب حال سگ

وقتی برادر است سگ زرد با شغال
ای وا به حال مردم و ای خوش به حال سگ

مانند سگ اگر بدهی دم تکان مدام
آسوده خاطری همه عمر از جدال سگ

باید مثال سگ شوی و زندگی کنی
حالا که رفته‌ای به میان جوال سگ

یک سگ اگر بمیرد و راحت شوی کمی
پر می کنند مسند او را عیال سگ

می‌شد اگر به لقمه ببندی دهان او
اکنون نبود این همه، مال و منال سگ

سگ‌خور شده است حق و حقوق بشر ولی
نزدیک هست وقت سقوط و زوال سگ

وقتی که روزگار سگان است بر مراد
آید به گوش از همه‌جا قیل و قال سگ

#احمد_نادری
#حسب_حال_سگ