Forwarded from حوزههنری خراسانرضوی
✅ محمد کاظم کاظمی؛ چهره هنری استان خراسان رضوی در سال ۱۳۹۷ به انتخاب اصحاب رسانه
🔸محمد کاظم کاظمی عضو گروه علمی برونمرزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مسئول جلسه نقد و پژوهش شعر حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان رضوی از طرف فعالان رسانهای استان بهعنوان چهره سال خراسان رضوی در عرصه فرهنگی و هنری معرفی شد.
▫ نظرسنجی سالانه اصحاب رسانه خراسان رضوی به همت سازمان بسیج رسانه استان و با شرکت قریب به ۲۵۰ نفر از خبرنگاران و دستاندرکاران رسانههای خراسان رضوی برای انتخاب چهرههای سال ۹۷ در عرصههای مختلف فرهنگی و هنری، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره که بیشترین تعامل را با اصحاب رسانه و افکار عمومی داشتند، برگزار شد.
🔹براساس نتایج این نظرسنجی، محمد کاظم کاظمی عضو گروه علمی برونمرزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مسئول جلسه نقد و پژوهش شعر حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان رضوی بهعنوان یکی از چهرههای سال خراسان رضوی در عرصه فرهنگی و هنری معرفی شد.
🔸حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان رضوی ضمن تبریک به این هنرمند عزیز، موفقیت روزافزون را برای ایشان آرزومند است.
Artmashad.ir
@hhkhrazavi
🔸محمد کاظم کاظمی عضو گروه علمی برونمرزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مسئول جلسه نقد و پژوهش شعر حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان رضوی از طرف فعالان رسانهای استان بهعنوان چهره سال خراسان رضوی در عرصه فرهنگی و هنری معرفی شد.
▫ نظرسنجی سالانه اصحاب رسانه خراسان رضوی به همت سازمان بسیج رسانه استان و با شرکت قریب به ۲۵۰ نفر از خبرنگاران و دستاندرکاران رسانههای خراسان رضوی برای انتخاب چهرههای سال ۹۷ در عرصههای مختلف فرهنگی و هنری، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره که بیشترین تعامل را با اصحاب رسانه و افکار عمومی داشتند، برگزار شد.
🔹براساس نتایج این نظرسنجی، محمد کاظم کاظمی عضو گروه علمی برونمرزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مسئول جلسه نقد و پژوهش شعر حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان رضوی بهعنوان یکی از چهرههای سال خراسان رضوی در عرصه فرهنگی و هنری معرفی شد.
🔸حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان رضوی ضمن تبریک به این هنرمند عزیز، موفقیت روزافزون را برای ایشان آرزومند است.
Artmashad.ir
@hhkhrazavi
Forwarded from مریم راد
Instagram
BBC NEWS فارسی
#شهردار_تهران: زیباییهای شهر را مدیون کارگران افغانستانی هستیم برای نخستین بار جشن آغاز سال نو ویژه #کارگران_افغانستانی شاغل در شهرداری تهران را برگزار کرد. در این برنامه #شهردار_تهران با قدردانی از کارگران و پاکبانان افغانستانی که در شهرداری این شهر کار…
🔹 من و «گزیدۀ رباعیات بیدل»
چهار هزار رباعی بیدل دو بار قبلاً خوانده شده بود و یک بار در سال ۹۷ خوانده شد و حاصل آن حدود هفتصد رباعی منتخب بود. در یک بازخوانی از این رباعیات منتخب صد رباعی حذف شد و ششصد رباعی باقی ماند.
دلم قرار نگرفت. یک بار دیگر همه چهار هزار رباعی را در یک هفته خواندم و حاصل آن پنجاه رباعی دیگر بود که باز از آن میان قریب به بیست رباعی به کتاب افزوده شد.
این بار یک نوبت ۶۲۰ رباعی انتخابی را خواندم و از آن میان حدود ۲۰ رباعی دوباره حذف شد. و باز این رباعیهای حذف شده با ۱۰۰ رباعی حذف شدۀ قبلی یکجا شد و در یک بازخوانی از میان اینها ۱۱ رباعی مجدداً وارد کتاب شد. کتاب «گل چاربرگ» مهدی الماسی هم برای چهارمین بار خوانده شد و حاصل آن، اضافه شدن چهار رباعی به متن بود. گاه این بازخوانیها بر روی میز غذا بود، گاهی در بستر خواب و گاه با نور گوشی همراه در قطار.
همه متن رباعیها با نسخۀ خطی دیگری از رباعیات بیدل مقابله شد. برای بسیاری از رباعیها شرحها و توضیحاتی نوشته شد و اینها هم یک بار بازنویسی شد. یادداشت گردآورنده پنج بار ویرایش شده و یکی دو ویرایش دیگر به کار دارد. در عین حال همه متن را دو نفر از عزیزان به طور کامل خواندهاند و یادداشت زدهاند. نفر سوم هم آن را در دست بازخوانی دارد.
البته بعد از صفحهآرایی، باید یک دور کتاب را کامل بخوانم و ویرایش کنم و دست آخر نسخۀ پیدیاف آمادۀ چاپ را هم مرور کنم. آنگاه دلم برای ارسال کتاب به چاپ آرام خواهد بود انشاءالله.
همیشه روش کار من این است که اول زحمت بکشم تا آخر زحمت نکشم. میدانم که کتاب را در اولین چاپ باید کاملاً آماده کرد. بعضی عزیزان از هول نمایشگاه، کتابهایشان را سرسری و نصفه و نیمه به بازار میفرستند و تکمیل و تدقیق کار را به چاپهای بعدی موکول میکنند. به نظر من نباید کار را ناقص به بازار فرستاد، حتی با شمارگان اندک. اگر هم به نمایشگاه نرسید، نرسید؛ مهم نیست. عمر کتاب خیلی بیشتر از عمر این نمایشگاههاست. نمایشگاهها میآیند و میروند و کتاب ما در کتابخانهها مورد مراجعۀ خوانندگان است. دیگر چند سال بعد کسی نمیگوید این کتاب به نمایشگاه رسید یا نرسید. به این مینگرند که کتاب چقدر نقص یا کمال دارد.
«گزیده غزلیات بیدل» را هم با همین دقت و وسواس آماده کردم. یک سال از نمایشگاه ماند ولی نگرانش نبودم. در عوض متنی آماده شد که هر بار ناشر میگفت برای چاپ بعد اصلاحاتی به کار دارد یا نه، با آرامش تمام میگفتم که بفرست به چاپ. نه اصلاحی در کار بود و نه هزینۀ تجدید فیلم و زینک.
از من میشنوید کتابهایتان را طوری آماده کنید که دیگر آرامش خاطر کامل داشته باشید و کار را طوری پخته کنید که تا چند چاپ دیگر، خیالتان راحت باشد.
در ضمن این تصویر طرح جلد کتاب، کار علی باباجانی است. صفحهآرایی را زهرا صالحنژاد به عهده دارد. جناب عابس قدسی مدیر انتشارات سپیدهباوران که پیشنهاددهندۀ «گزیدۀ رباعیات بیدل» است وعده داده است که کتاب را به نمایشگاه کتاب تهران ۱۳۹۸ برساند و امیدوارم که این وعده عملی شود، هرچند برایم کیفیت کتاب خیلی مهمتر از نمایشگاه است، به دلایلی که عرض کردم.
#گزیدۀ_رباعیات_بیدل
@mkazemkazemi
چهار هزار رباعی بیدل دو بار قبلاً خوانده شده بود و یک بار در سال ۹۷ خوانده شد و حاصل آن حدود هفتصد رباعی منتخب بود. در یک بازخوانی از این رباعیات منتخب صد رباعی حذف شد و ششصد رباعی باقی ماند.
دلم قرار نگرفت. یک بار دیگر همه چهار هزار رباعی را در یک هفته خواندم و حاصل آن پنجاه رباعی دیگر بود که باز از آن میان قریب به بیست رباعی به کتاب افزوده شد.
این بار یک نوبت ۶۲۰ رباعی انتخابی را خواندم و از آن میان حدود ۲۰ رباعی دوباره حذف شد. و باز این رباعیهای حذف شده با ۱۰۰ رباعی حذف شدۀ قبلی یکجا شد و در یک بازخوانی از میان اینها ۱۱ رباعی مجدداً وارد کتاب شد. کتاب «گل چاربرگ» مهدی الماسی هم برای چهارمین بار خوانده شد و حاصل آن، اضافه شدن چهار رباعی به متن بود. گاه این بازخوانیها بر روی میز غذا بود، گاهی در بستر خواب و گاه با نور گوشی همراه در قطار.
همه متن رباعیها با نسخۀ خطی دیگری از رباعیات بیدل مقابله شد. برای بسیاری از رباعیها شرحها و توضیحاتی نوشته شد و اینها هم یک بار بازنویسی شد. یادداشت گردآورنده پنج بار ویرایش شده و یکی دو ویرایش دیگر به کار دارد. در عین حال همه متن را دو نفر از عزیزان به طور کامل خواندهاند و یادداشت زدهاند. نفر سوم هم آن را در دست بازخوانی دارد.
البته بعد از صفحهآرایی، باید یک دور کتاب را کامل بخوانم و ویرایش کنم و دست آخر نسخۀ پیدیاف آمادۀ چاپ را هم مرور کنم. آنگاه دلم برای ارسال کتاب به چاپ آرام خواهد بود انشاءالله.
همیشه روش کار من این است که اول زحمت بکشم تا آخر زحمت نکشم. میدانم که کتاب را در اولین چاپ باید کاملاً آماده کرد. بعضی عزیزان از هول نمایشگاه، کتابهایشان را سرسری و نصفه و نیمه به بازار میفرستند و تکمیل و تدقیق کار را به چاپهای بعدی موکول میکنند. به نظر من نباید کار را ناقص به بازار فرستاد، حتی با شمارگان اندک. اگر هم به نمایشگاه نرسید، نرسید؛ مهم نیست. عمر کتاب خیلی بیشتر از عمر این نمایشگاههاست. نمایشگاهها میآیند و میروند و کتاب ما در کتابخانهها مورد مراجعۀ خوانندگان است. دیگر چند سال بعد کسی نمیگوید این کتاب به نمایشگاه رسید یا نرسید. به این مینگرند که کتاب چقدر نقص یا کمال دارد.
«گزیده غزلیات بیدل» را هم با همین دقت و وسواس آماده کردم. یک سال از نمایشگاه ماند ولی نگرانش نبودم. در عوض متنی آماده شد که هر بار ناشر میگفت برای چاپ بعد اصلاحاتی به کار دارد یا نه، با آرامش تمام میگفتم که بفرست به چاپ. نه اصلاحی در کار بود و نه هزینۀ تجدید فیلم و زینک.
از من میشنوید کتابهایتان را طوری آماده کنید که دیگر آرامش خاطر کامل داشته باشید و کار را طوری پخته کنید که تا چند چاپ دیگر، خیالتان راحت باشد.
در ضمن این تصویر طرح جلد کتاب، کار علی باباجانی است. صفحهآرایی را زهرا صالحنژاد به عهده دارد. جناب عابس قدسی مدیر انتشارات سپیدهباوران که پیشنهاددهندۀ «گزیدۀ رباعیات بیدل» است وعده داده است که کتاب را به نمایشگاه کتاب تهران ۱۳۹۸ برساند و امیدوارم که این وعده عملی شود، هرچند برایم کیفیت کتاب خیلی مهمتر از نمایشگاه است، به دلایلی که عرض کردم.
#گزیدۀ_رباعیات_بیدل
@mkazemkazemi
⚫️ رسوب اندوه در جان آدمی
▪️
آسمان برف و مِه و صاعقه را کرده گسیل،
یا خدا مرگ فرستاده به مرد و زن ایل؟
جان موجود ستانیده مگر بویحیا
صور موعود دمانیده مگر اسرافیل
میخ میکوبد بر کلّۀ کوه این تندر
سنگ میروبد از دامن صحرا این سیل
▪️
اول باری که شیراز را بهدرستی دیدم، بارانی بود، ولی آن باران در حافظیه بود و دلپذیر و دوستداشتنی. ولی باران همیشه مهربان نبود، برخلاف مردم مهربان این شهر. امیدوارم که باری دیگر باز حافظیه را در باران ببینم با طراوت قدیم.
▪️
پارسال در استان گلستان بودم، مهمان دوستان شاعر در مینودشت و گنبد. از جنگلی که بیست سال پیش به تفرج در آن رفته بودیم پرسیدم و گفتند که چند سال پیش آن را سیل برده است. به جای باصفای دیگری رفتیم که شاید امسال آن را سیل برده باشد. باری دیگر به کجا خواهند رفت مردم؟
▪️
اما خبرهایی که از سیلاب در کشور ما افغانستان میرسد از ویرانیهای بیشتری خبر میدهد. در آنجا خانههای روستایی و حتی گاه شهری، خشت و گلی است و خسارات سیل بیاندازه. صحبت از ۳۰۰ کشته و تخریب ۱۶۰۰۰ خانه است. افغانستان کشور آبهاست، ولی مردم ما کمترین بهره را از این رودخانههای عظیم بردهاند.
▪️
از وقتی که در درسهای دانشگاه و نیز کتابهای علمی دربارۀ آنچه سیل با سرزمینها میکند خواندهام، از سیل بیش از زلزله و دیگر حوادث میترسم. آب گلآلود سیل مرا بسیار میترساند، چون میدانم که این گل، یک لایه از خاک مستعد کشاورزی یک منطقه را در خود دارد. سیل خاک کشاورزی را میبرد و قدرت جذب آب در زمین را کاهش میدهد. هر جا که باری سیل بیاید، سیل بعدی آن هولناکتر خواهد بود و سیلابهای شدیدتر و فرسایندهتری در پی خواهد آمد. شاید اینها در برابر زیانهای جانی و نابودی خانه و زندگی مردم خیلی تأثرآور نباشد، ولی از آیندهای هولناک دربارۀ محیط زیست خبر میدهد. چیزی که زیستن مردم در این سرزمینها را در آینده باز هم سختتر خواهد کرد و متأسفانه این قابل جبران هم نیست.
و چنین است که با هر سیل، اندوهی عمیق در جان آدمی رسوب میکند که در این مقام، فقط میشود آن را بازگو کرد.
#سیل
@mkazemkazemi
▪️
آسمان برف و مِه و صاعقه را کرده گسیل،
یا خدا مرگ فرستاده به مرد و زن ایل؟
جان موجود ستانیده مگر بویحیا
صور موعود دمانیده مگر اسرافیل
میخ میکوبد بر کلّۀ کوه این تندر
سنگ میروبد از دامن صحرا این سیل
▪️
اول باری که شیراز را بهدرستی دیدم، بارانی بود، ولی آن باران در حافظیه بود و دلپذیر و دوستداشتنی. ولی باران همیشه مهربان نبود، برخلاف مردم مهربان این شهر. امیدوارم که باری دیگر باز حافظیه را در باران ببینم با طراوت قدیم.
▪️
پارسال در استان گلستان بودم، مهمان دوستان شاعر در مینودشت و گنبد. از جنگلی که بیست سال پیش به تفرج در آن رفته بودیم پرسیدم و گفتند که چند سال پیش آن را سیل برده است. به جای باصفای دیگری رفتیم که شاید امسال آن را سیل برده باشد. باری دیگر به کجا خواهند رفت مردم؟
▪️
اما خبرهایی که از سیلاب در کشور ما افغانستان میرسد از ویرانیهای بیشتری خبر میدهد. در آنجا خانههای روستایی و حتی گاه شهری، خشت و گلی است و خسارات سیل بیاندازه. صحبت از ۳۰۰ کشته و تخریب ۱۶۰۰۰ خانه است. افغانستان کشور آبهاست، ولی مردم ما کمترین بهره را از این رودخانههای عظیم بردهاند.
▪️
از وقتی که در درسهای دانشگاه و نیز کتابهای علمی دربارۀ آنچه سیل با سرزمینها میکند خواندهام، از سیل بیش از زلزله و دیگر حوادث میترسم. آب گلآلود سیل مرا بسیار میترساند، چون میدانم که این گل، یک لایه از خاک مستعد کشاورزی یک منطقه را در خود دارد. سیل خاک کشاورزی را میبرد و قدرت جذب آب در زمین را کاهش میدهد. هر جا که باری سیل بیاید، سیل بعدی آن هولناکتر خواهد بود و سیلابهای شدیدتر و فرسایندهتری در پی خواهد آمد. شاید اینها در برابر زیانهای جانی و نابودی خانه و زندگی مردم خیلی تأثرآور نباشد، ولی از آیندهای هولناک دربارۀ محیط زیست خبر میدهد. چیزی که زیستن مردم در این سرزمینها را در آینده باز هم سختتر خواهد کرد و متأسفانه این قابل جبران هم نیست.
و چنین است که با هر سیل، اندوهی عمیق در جان آدمی رسوب میکند که در این مقام، فقط میشود آن را بازگو کرد.
#سیل
@mkazemkazemi
Forwarded from خبرگزاری صدای افغان (آوا)
✨ 450 خانواده مهاجر افغانستانی آسیبدیده از سیل در ولایت گلستان ایران نیازمند کمک اند
گزارشها حاکی از آن است که به دنبال سیلابهای اخیر در ولایت گلستان در شمال جمهوری اسلامی ایران، حدود 450 خانواده مهاجر افغانستانی در شهر گنبد کاووس نیز آسیب و خسارت دیده و نیازمند کمک اند.
به گزارش خبرگزاری صدای افغان(آوا)، مولوی قادر سلجوقیان، ملا امام و از بزرگان مهاجرین افغانستانی در محله "افغانآباد" شهر گنبد کاووس ولایت گلستان به خبرنگار آوا میگوید که حدود 650 الی 700 خانواده در محله حاشیهنشین افغانآباد، واقع در خیابان خواجه عبدالله انصاری و در حاشیه رودخانه "گرگان رود" زندگی میکنند که از این تعداد، 450 خانه و خانواده مهاجر از سیلابهای اخیر آسیب دیده است.
وی در مورد خسارت سیلاب اخیر در این منطقه گفت که 15 خانه به کلی ویران شده، 200 خانه نشست کرده و ترک برداشته و 200 خانه دیگر خسارت جزیی دیده است، اما این سیلاب تلفات جانی نداشته است. به گفته او، خانههای این محله بیش از یک متر زیر آب رفته بوده است.
مولوی سلجوقیان خاطرنشان کرد که به دنبال وقوع سیلاب، سپاه پاسداران و نیروهای بسیج جمهوری اسلامی ایران همکاری کرده و گل و لای و آب داخل خانهها را تخلیه کردند و همچنین دو پتو از طرف هلال احمر به آنها کمک شده، اما کمک دیگری صورت نگرفته است.
اما این عالم دینی افزود که امروز پنجشنبه(8 حمل) مهاجرین پناه گرفته در برخی سالنها، مدارس و محلهای اقامت موقت در شهر گنبد کاووس را از این محلها خارج کرده و آنها آواره هستند. به گفته وی، به دلیل نمی و رطوبت خانهها، امکان زندگی وجود ندارد.
وی با گلایه خاطرنشان کرد که تاکنون خبری از مسئولین سفارت و کنسولگری افغانستان و کمیشنری سازمان ملل برای کمک به آنها خبری نیست: "بیش از یک هفته است که ما با مصیبت سیل دست به گریبان هستیم، هیچ یک از مسولان سفارت ما نیامدند و از ما خبر نگرفتند".
این در حالی است که هارون نجمپور، سرپرست سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در تهران، در گفتوگو با خبرنگار آوا، ضمن ابراز همدردی با خانوادههای مهاجر آسیبدیده از سیل اخیر در ولایت گلستان، خاطرنشان کرد که از چند روز به اینسو به دنبال جستجوی راههایی برای جمعآوری کمک و امدادرسانی به خانوادههای آسیب دیده در ولایت گلستان میباشند.
نمايش خبر
گزارشها حاکی از آن است که به دنبال سیلابهای اخیر در ولایت گلستان در شمال جمهوری اسلامی ایران، حدود 450 خانواده مهاجر افغانستانی در شهر گنبد کاووس نیز آسیب و خسارت دیده و نیازمند کمک اند.
به گزارش خبرگزاری صدای افغان(آوا)، مولوی قادر سلجوقیان، ملا امام و از بزرگان مهاجرین افغانستانی در محله "افغانآباد" شهر گنبد کاووس ولایت گلستان به خبرنگار آوا میگوید که حدود 650 الی 700 خانواده در محله حاشیهنشین افغانآباد، واقع در خیابان خواجه عبدالله انصاری و در حاشیه رودخانه "گرگان رود" زندگی میکنند که از این تعداد، 450 خانه و خانواده مهاجر از سیلابهای اخیر آسیب دیده است.
وی در مورد خسارت سیلاب اخیر در این منطقه گفت که 15 خانه به کلی ویران شده، 200 خانه نشست کرده و ترک برداشته و 200 خانه دیگر خسارت جزیی دیده است، اما این سیلاب تلفات جانی نداشته است. به گفته او، خانههای این محله بیش از یک متر زیر آب رفته بوده است.
مولوی سلجوقیان خاطرنشان کرد که به دنبال وقوع سیلاب، سپاه پاسداران و نیروهای بسیج جمهوری اسلامی ایران همکاری کرده و گل و لای و آب داخل خانهها را تخلیه کردند و همچنین دو پتو از طرف هلال احمر به آنها کمک شده، اما کمک دیگری صورت نگرفته است.
اما این عالم دینی افزود که امروز پنجشنبه(8 حمل) مهاجرین پناه گرفته در برخی سالنها، مدارس و محلهای اقامت موقت در شهر گنبد کاووس را از این محلها خارج کرده و آنها آواره هستند. به گفته وی، به دلیل نمی و رطوبت خانهها، امکان زندگی وجود ندارد.
وی با گلایه خاطرنشان کرد که تاکنون خبری از مسئولین سفارت و کنسولگری افغانستان و کمیشنری سازمان ملل برای کمک به آنها خبری نیست: "بیش از یک هفته است که ما با مصیبت سیل دست به گریبان هستیم، هیچ یک از مسولان سفارت ما نیامدند و از ما خبر نگرفتند".
این در حالی است که هارون نجمپور، سرپرست سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در تهران، در گفتوگو با خبرنگار آوا، ضمن ابراز همدردی با خانوادههای مهاجر آسیبدیده از سیل اخیر در ولایت گلستان، خاطرنشان کرد که از چند روز به اینسو به دنبال جستجوی راههایی برای جمعآوری کمک و امدادرسانی به خانوادههای آسیب دیده در ولایت گلستان میباشند.
نمايش خبر
🔹 نسخۀ الکترونیک این کتابهای مرا میتوانید از سایت طاقچه تهیه کنید.
🔻 پیاده آمده بودم
🔻 شمشیر و جغرافیا
🔻 مرقع صدرنگ
🔻 روزنه
🔻 شعر پارسی
https://taaghche.ir/author/2601/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85%20%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85%DB%8C
🔻 پیاده آمده بودم
🔻 شمشیر و جغرافیا
🔻 مرقع صدرنگ
🔻 روزنه
🔻 شعر پارسی
https://taaghche.ir/author/2601/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85%20%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85%DB%8C
طاقچه
دانلود کتاب و کتاب صوتی با طاقچه
طاقچه فروشگاه کتاب، کتاب صوتی ، مجله و روزنامهی الکترونیکی است. با طاقچه میتوانید کتابها را به صورت قانونی بخرید و آنها را روی سایت یا اپلیکیشن طاقچه بخوانید.
Forwarded from کانال زینب بیات
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌼 قلمرو نوروز
🔻گفتگوی شبکه سیمای خراسان رضوی با زینب بیات
⬅️ مهاجرین چقدر از دوربین شبکه ی خراسان دیده شده اند؟
⬅️ پای صحبت های مهاجرین بنشینیم
#نوروز_همزبانان
#مهاجرین
#افغانستانی
#همدلی
#خراسان
@zaynabbayat
🔻گفتگوی شبکه سیمای خراسان رضوی با زینب بیات
⬅️ مهاجرین چقدر از دوربین شبکه ی خراسان دیده شده اند؟
⬅️ پای صحبت های مهاجرین بنشینیم
#نوروز_همزبانان
#مهاجرین
#افغانستانی
#همدلی
#خراسان
@zaynabbayat
Forwarded from انتشارات طنین سخن
انتشارات «طنین سخن»
چاپ کتاب با کیفیت و قیمت مناسب
صاحب امتیاز :
عاطفه پورابراهیم
مدیراجرایی:
حمید حمزه نژاد
شماره تماس 09371021097
آدرس کانال👇👇
https://telegram.me/taninsokhan
چاپ کتاب با کیفیت و قیمت مناسب
صاحب امتیاز :
عاطفه پورابراهیم
مدیراجرایی:
حمید حمزه نژاد
شماره تماس 09371021097
آدرس کانال👇👇
https://telegram.me/taninsokhan
Forwarded from خانهٔ ویراستار
یکصدوبیستوپنجمین نشست ویرایش
آغازین نشست سال ۱۳۹۸
| در این نشست
| شنوای سخنان ارزشمند
| استاد محمدکاظم کاظمی
| هستیم.
گاه: شنبه ۱۷فروردین۱۳۹۸ ساعت ۱۷
جای: مشهد، بلوار دانشجو، دانشجوی ۲۹، فرهنگسرای ترافیک
لطفاً حضورتان را تا ساعت ۱۲ روز شنبه اطلاع دهید تا بتوانیم پذیرایتان باشیم:
09157029266
@heydarisani
آغازین نشست سال ۱۳۹۸
| در این نشست
| شنوای سخنان ارزشمند
| استاد محمدکاظم کاظمی
| هستیم.
گاه: شنبه ۱۷فروردین۱۳۹۸ ساعت ۱۷
جای: مشهد، بلوار دانشجو، دانشجوی ۲۹، فرهنگسرای ترافیک
لطفاً حضورتان را تا ساعت ۱۲ روز شنبه اطلاع دهید تا بتوانیم پذیرایتان باشیم:
09157029266
@heydarisani
🔹 همین که قطار «گزیدۀ رباعیات بیدل» به مقصد چاپخانه راهی شد، بلافاصله کتاب نقد هشت شاعر روی ریل آمد. این قطار هفت سال است که مرتب از خط خارج شده و دوباره بازگشته است. محمدرضا عبدالملکیان ششمین شاعری بود که برای این کتاب به نقد آثارش پرداختم و این قسمت امروز به پایان رسید.
کاری که آدمی هفت سال بر سر دست دارد بسیار فرساینده میشود و حتی در خواب هم آرامش او را میگیرد. من ناچارم برای فراغت از این دغدغۀ چندساله، در این ایام به طور متراکم کار کنم و این کتاب را هم به سامان برسانم. در این مدت همچنان شاید شرمندۀ عزیزانی بمانم که درخواستهایشان در زمینههای مختلف بر زمین میماند، از ویرایش و صفحهآرایی و نقد و بررسی شعر بگیرید تا نوشتن مقدمه و یا بازبینی کتاب یا شرکت در محافل و مجالس و امثال این امور که همواره حاصل لطف عزیزان است و برای من مایۀ مباهات. ولی چارهای نیست؛ اگر در سالهای قبل به صورت متمرکز به این کار پرداخته بودم شاید اینقدر فرساینده نمیشد. امیدوارم که عزیزان وضعیت مرا درک کنند و اجابت درخواستهایشان را برای وقتی بگذارند که بشود با فراغت به آنها رسید.
@mkazemkazemi
کاری که آدمی هفت سال بر سر دست دارد بسیار فرساینده میشود و حتی در خواب هم آرامش او را میگیرد. من ناچارم برای فراغت از این دغدغۀ چندساله، در این ایام به طور متراکم کار کنم و این کتاب را هم به سامان برسانم. در این مدت همچنان شاید شرمندۀ عزیزانی بمانم که درخواستهایشان در زمینههای مختلف بر زمین میماند، از ویرایش و صفحهآرایی و نقد و بررسی شعر بگیرید تا نوشتن مقدمه و یا بازبینی کتاب یا شرکت در محافل و مجالس و امثال این امور که همواره حاصل لطف عزیزان است و برای من مایۀ مباهات. ولی چارهای نیست؛ اگر در سالهای قبل به صورت متمرکز به این کار پرداخته بودم شاید اینقدر فرساینده نمیشد. امیدوارم که عزیزان وضعیت مرا درک کنند و اجابت درخواستهایشان را برای وقتی بگذارند که بشود با فراغت به آنها رسید.
@mkazemkazemi
کانال محمدکاظم کاظمی
هماینک مراسم روز ملی عطار در نیشابور. سالن دانشگاه نیشابور. با حضور مقامات کشوری و لشکری و نیز مهمانانی از مهاجران افغانستان.
گفتم با حضور مقامات کشوری و لشکری. ولی خوب الزاما نباید همه مقامات سخنرانی کنند. آنها که همیشه سخنرانی میکنند، لااقل امروز را بگذارند برای اهل قلم و ادب.
🔻
جالب است که سخنران محترم تأکید میکند که توصیف مقام عطار کار اهل سیاست نیست ولی باز هم همین کار را میکند.
🔻
جالب است که سخنران محترم تأکید میکند که توصیف مقام عطار کار اهل سیاست نیست ولی باز هم همین کار را میکند.
🔹 و این هم شعری که من خواندم با سخنانی کوتاه در قدردانی از مسئولان برنامه و بیان لزوم گسترش و تداوم این نگرش که ما مفاخر ملی را در مقیاس وسیع این وطن فرهنگی و زبانی بنگریم و این روزهای بزرگداشت هم برای همه مفاخر ادب در همه قلمرو زبان فارسی برگزار شود.
🔻 شمشیر و جغرافیا
بادی وزید و دشت سترون درست شد
طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد
شمشیر روی نقشۀ جغرافیا دوید
اینسان برای ما و تو میهن درست شد
یعنی که از مصالح دیوار دیگران
یک خاکریز بین تو و من درست شد
بین تمام مردم دنیا گل و چمن
بین من و تو آتش و آهن درست شد
یک سو من ایستادم و گویی خدا شدم
یک سو تو ایستادی و دشمن درست شد
یک سو تو ایستادی و گویی خدا شدی
یک سو من ایستادم و دشمن درست شد
یک سو همه سپهبد و ارتشبد آمدند
یک سو همه دگرمن و تورَن درست شد۱
آن طاقهای گنبدی لاجوردگون
این گونه شد که سنگ فلاخن درست شد
آن حوضهای کاشی گلدار باستان
چاهی به پیشگاه تهمتن درست شد
آن حلههای بافته از تار و پود جان
بندی که مینشست به گردن درست شد
آن لوحهای گچبری رو به آفتاب
سنگی به قبر مردم غزنین و فاریاب
سنگی به قبر مردم کدکن درست شد۲
سازی بزن که دیر زمانی است نغمهها
در دستگاه ما و تو شیون درست شد
دستی بده که ـ گرچه به دنیا امید نیست ـ
شاید پلی برای رسیدن، درست شد
شاید که باز هم کسی از بلخ و بامیان
با کاروان حلّه بیاید به سیستان
وقت وصال یار دبستانی آمده است
بویی عجیب میرسد از جوی مولیان
سیمرغ سالخورده گشوده است بال و پر
«بر گِردِ او به هر سر شاخی پرندگان»۵
ما شاخههای توأم سیبیم و دور نیست
باری دگر شکوفه بیاریم توأمان
با هم رها کنیم دو تا سیب سرخ را
در حوضهای کاشی گلدار باستان
بر نقشههای کهنه خطی تازه میکشیم
از کوچههای قونیه تا دشت خاوران
تیر و کمان به دست من و توست، هموطن
لفظ دری بیاور و بگذار در کمان
۱۳ شهریور ۱۳۹۰
۱. دگرمن و تورَن از مناصب نظامی افغانستان است.
۲. ساختار سهمصراعی برای یک بیت را از غزلی از علیرضا بدیع اقتباس کردهام.
۳. مصراع از نیمایوشیج است، از شعر «ققنوس».
🔻 شمشیر و جغرافیا
بادی وزید و دشت سترون درست شد
طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد
شمشیر روی نقشۀ جغرافیا دوید
اینسان برای ما و تو میهن درست شد
یعنی که از مصالح دیوار دیگران
یک خاکریز بین تو و من درست شد
بین تمام مردم دنیا گل و چمن
بین من و تو آتش و آهن درست شد
یک سو من ایستادم و گویی خدا شدم
یک سو تو ایستادی و دشمن درست شد
یک سو تو ایستادی و گویی خدا شدی
یک سو من ایستادم و دشمن درست شد
یک سو همه سپهبد و ارتشبد آمدند
یک سو همه دگرمن و تورَن درست شد۱
آن طاقهای گنبدی لاجوردگون
این گونه شد که سنگ فلاخن درست شد
آن حوضهای کاشی گلدار باستان
چاهی به پیشگاه تهمتن درست شد
آن حلههای بافته از تار و پود جان
بندی که مینشست به گردن درست شد
آن لوحهای گچبری رو به آفتاب
سنگی به قبر مردم غزنین و فاریاب
سنگی به قبر مردم کدکن درست شد۲
سازی بزن که دیر زمانی است نغمهها
در دستگاه ما و تو شیون درست شد
دستی بده که ـ گرچه به دنیا امید نیست ـ
شاید پلی برای رسیدن، درست شد
شاید که باز هم کسی از بلخ و بامیان
با کاروان حلّه بیاید به سیستان
وقت وصال یار دبستانی آمده است
بویی عجیب میرسد از جوی مولیان
سیمرغ سالخورده گشوده است بال و پر
«بر گِردِ او به هر سر شاخی پرندگان»۵
ما شاخههای توأم سیبیم و دور نیست
باری دگر شکوفه بیاریم توأمان
با هم رها کنیم دو تا سیب سرخ را
در حوضهای کاشی گلدار باستان
بر نقشههای کهنه خطی تازه میکشیم
از کوچههای قونیه تا دشت خاوران
تیر و کمان به دست من و توست، هموطن
لفظ دری بیاور و بگذار در کمان
۱۳ شهریور ۱۳۹۰
۱. دگرمن و تورَن از مناصب نظامی افغانستان است.
۲. ساختار سهمصراعی برای یک بیت را از غزلی از علیرضا بدیع اقتباس کردهام.
۳. مصراع از نیمایوشیج است، از شعر «ققنوس».