⚫️ رسوب اندوه در جان آدمی
▪️
آسمان برف و مِه و صاعقه را کرده گسیل،
یا خدا مرگ فرستاده به مرد و زن ایل؟
جان موجود ستانیده مگر بویحیا
صور موعود دمانیده مگر اسرافیل
میخ میکوبد بر کلّۀ کوه این تندر
سنگ میروبد از دامن صحرا این سیل
▪️
اول باری که شیراز را بهدرستی دیدم، بارانی بود، ولی آن باران در حافظیه بود و دلپذیر و دوستداشتنی. ولی باران همیشه مهربان نبود، برخلاف مردم مهربان این شهر. امیدوارم که باری دیگر باز حافظیه را در باران ببینم با طراوت قدیم.
▪️
پارسال در استان گلستان بودم، مهمان دوستان شاعر در مینودشت و گنبد. از جنگلی که بیست سال پیش به تفرج در آن رفته بودیم پرسیدم و گفتند که چند سال پیش آن را سیل برده است. به جای باصفای دیگری رفتیم که شاید امسال آن را سیل برده باشد. باری دیگر به کجا خواهند رفت مردم؟
▪️
اما خبرهایی که از سیلاب در کشور ما افغانستان میرسد از ویرانیهای بیشتری خبر میدهد. در آنجا خانههای روستایی و حتی گاه شهری، خشت و گلی است و خسارات سیل بیاندازه. صحبت از ۳۰۰ کشته و تخریب ۱۶۰۰۰ خانه است. افغانستان کشور آبهاست، ولی مردم ما کمترین بهره را از این رودخانههای عظیم بردهاند.
▪️
از وقتی که در درسهای دانشگاه و نیز کتابهای علمی دربارۀ آنچه سیل با سرزمینها میکند خواندهام، از سیل بیش از زلزله و دیگر حوادث میترسم. آب گلآلود سیل مرا بسیار میترساند، چون میدانم که این گل، یک لایه از خاک مستعد کشاورزی یک منطقه را در خود دارد. سیل خاک کشاورزی را میبرد و قدرت جذب آب در زمین را کاهش میدهد. هر جا که باری سیل بیاید، سیل بعدی آن هولناکتر خواهد بود و سیلابهای شدیدتر و فرسایندهتری در پی خواهد آمد. شاید اینها در برابر زیانهای جانی و نابودی خانه و زندگی مردم خیلی تأثرآور نباشد، ولی از آیندهای هولناک دربارۀ محیط زیست خبر میدهد. چیزی که زیستن مردم در این سرزمینها را در آینده باز هم سختتر خواهد کرد و متأسفانه این قابل جبران هم نیست.
و چنین است که با هر سیل، اندوهی عمیق در جان آدمی رسوب میکند که در این مقام، فقط میشود آن را بازگو کرد.
#سیل
@mkazemkazemi
▪️
آسمان برف و مِه و صاعقه را کرده گسیل،
یا خدا مرگ فرستاده به مرد و زن ایل؟
جان موجود ستانیده مگر بویحیا
صور موعود دمانیده مگر اسرافیل
میخ میکوبد بر کلّۀ کوه این تندر
سنگ میروبد از دامن صحرا این سیل
▪️
اول باری که شیراز را بهدرستی دیدم، بارانی بود، ولی آن باران در حافظیه بود و دلپذیر و دوستداشتنی. ولی باران همیشه مهربان نبود، برخلاف مردم مهربان این شهر. امیدوارم که باری دیگر باز حافظیه را در باران ببینم با طراوت قدیم.
▪️
پارسال در استان گلستان بودم، مهمان دوستان شاعر در مینودشت و گنبد. از جنگلی که بیست سال پیش به تفرج در آن رفته بودیم پرسیدم و گفتند که چند سال پیش آن را سیل برده است. به جای باصفای دیگری رفتیم که شاید امسال آن را سیل برده باشد. باری دیگر به کجا خواهند رفت مردم؟
▪️
اما خبرهایی که از سیلاب در کشور ما افغانستان میرسد از ویرانیهای بیشتری خبر میدهد. در آنجا خانههای روستایی و حتی گاه شهری، خشت و گلی است و خسارات سیل بیاندازه. صحبت از ۳۰۰ کشته و تخریب ۱۶۰۰۰ خانه است. افغانستان کشور آبهاست، ولی مردم ما کمترین بهره را از این رودخانههای عظیم بردهاند.
▪️
از وقتی که در درسهای دانشگاه و نیز کتابهای علمی دربارۀ آنچه سیل با سرزمینها میکند خواندهام، از سیل بیش از زلزله و دیگر حوادث میترسم. آب گلآلود سیل مرا بسیار میترساند، چون میدانم که این گل، یک لایه از خاک مستعد کشاورزی یک منطقه را در خود دارد. سیل خاک کشاورزی را میبرد و قدرت جذب آب در زمین را کاهش میدهد. هر جا که باری سیل بیاید، سیل بعدی آن هولناکتر خواهد بود و سیلابهای شدیدتر و فرسایندهتری در پی خواهد آمد. شاید اینها در برابر زیانهای جانی و نابودی خانه و زندگی مردم خیلی تأثرآور نباشد، ولی از آیندهای هولناک دربارۀ محیط زیست خبر میدهد. چیزی که زیستن مردم در این سرزمینها را در آینده باز هم سختتر خواهد کرد و متأسفانه این قابل جبران هم نیست.
و چنین است که با هر سیل، اندوهی عمیق در جان آدمی رسوب میکند که در این مقام، فقط میشود آن را بازگو کرد.
#سیل
@mkazemkazemi