This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پایانبخش برنامهها، موسیقی محلی
جشنواره تمام شد ولی حرفهای من تمام نشده است. منتظرم که به خانه برسم که با تلگرام دسکتاپ مثل پلنگ تایپ کنم. البته پلنگها معمولا تایپ نمیکنند. از باب مثال گفتم.
هم دربارهٔ جشنواره حرف دارم هم دربارهٔ این منطقهٔ محروم و غیور. 👇
هم دربارهٔ جشنواره حرف دارم هم دربارهٔ این منطقهٔ محروم و غیور. 👇
گفتنیهای دیگر دربارۀ اختتامیۀ جشنوارۀ شعر فجر
🔹 تجلیل از چند تن از ادبای سیستان و بلوچستان که در بخشی از اختتامیه رخ داد خیلی خوب بود. از عباس باقری شاعر برجستۀ آن دیار و چند تن دیگر تقدیر شد.
🔹 سخنان خطابهوار دبیر جشنواره سعید بیابانکی خیلی حسابشده بود. او هوشمندانه و البته زیرکانه به حاشیههایی که برای جشنواره درست شد (به خصوص در دو روز آخر) اشاره کرد و شعری از حافظ هم به تفأل انتخاب کرد که حالا یا واقعاً فال حافظ همان درآمده بود یا سعید بیابانکی از خواجۀ شیراز خواسته بود که شعری مناسب «دربیاورد». در بیتی از آن غزل آمده بود که «چو پردهدار به شمشیر میزند همه را / کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند» و همه آنانی که باید بدانند، دانستند که حافظ در این بیت به چه چیزی اشاره داشت.
🔹 اما حاشیۀ بدی برای جشنواره درست شد با عملکردِ به نظر من نسنجیدۀ بعضی رسانهها. جریان این بود که یکی از برگزیدگان جوان جشنواره در فضای مجازی سخنان ناسزاواری دربارۀ بعضی ارزشهای انقلاب گفته بود و بعضیها آن را به فضای مجازی کشیدند و رسانههایی به آن دامن زدند. قبلاً هم برای جشنواره از آن طرف حاشیههایی از جنس انصرافها و تحریمها درست شده بود و حتی کار به رسانههای خارجی کشیده بود و من در یادداشتی دیگر به آن پرداختم. البته از رسانههای بیگانه گلهای نیست. خیلی از آنها قصد تخریب دارند. ولی از رسانههای همسو با نظام به نظرم میشد مدبّرانهتر عمل کنند. یک جوان برای تثبیت شخصیت خویش هم زمان دارد و هم مسیرهای گوناگونی در پیش روی دارد. بسیاری از بزرگان عرصۀ ادب و دانش ما از این سعی و خطاها داشتهاند، از فروغ فرخزاد بگیرید تا جلال آل احمد که این دومی هماکنون از نویسندگان محبوب در میان نسل مسلمان و انقلابی به حساب میآید و در جوانی حتی عضو حزب توده بود. آدمها در این سنین مسیرهای گوناگون در پیش دارند و یک وظیفۀ متولیان فرهنگ و رسانه همین است که افراد را به مسیرهای کمال هدایت کنند. ولی گاهی با رفتارهای شاید از سر دلسوزی، ولی تند و نسنجیده بعضی مسیرها برای شخص میبندیم، چون او را شایستۀ این مسیر نمیدانیم. به نظر من البته این نگرانیها بهجاست، ولی روش برخورد با آنها میتواند نرمتر و نتیجهبخشتر و سازندهتر باشد.
🔹 اما سیل ویرانگر سیستان و بلوچستان توجه اهل ادب و متولیان جشنواره را نیز به این خطه جلب کرد. غلامرضا طریقی همۀ حقالزحمۀ دبیریاش در یک بخش از جشنواره را به خسارتدیدگان این استان اهدا کرد. فاطمه سالاروند هم با جایزۀ خودش چنین کرد و همین طور سعیده موسویزاده با هدیهای که به عنوان نامزد دریافت کرده بود. پیش از این هم جمعی از شاعران و نویسندگان در منطقه حضور یافتند و کتاب اهدا کردند و وضعیت آنجا را انعکاس دادند. از این جمله است عباسعلی سپاهی یونسی که در این مدت دو سفر به این خطه داشته و به خدمترسانی به نمایندگی از بعضی مؤسسات خیریه پرداخت است.
من بیش از نصف روز در منطقه نبودم و آن هم فقط در مراسم. ناتوان از این هستم که راوی محرومیتهای مردم این سامان باشم. از عباسعلی سپاهی خواستم که مطالبی در این زمینه به من بفرستد تا در این کانال منتشر کنم. روایتهای او گاهی دردناک و باورنکردنی است، ولی واقعی.
#جشنواره_شعر_فجر
@mkazemkazemi
🔹 تجلیل از چند تن از ادبای سیستان و بلوچستان که در بخشی از اختتامیه رخ داد خیلی خوب بود. از عباس باقری شاعر برجستۀ آن دیار و چند تن دیگر تقدیر شد.
🔹 سخنان خطابهوار دبیر جشنواره سعید بیابانکی خیلی حسابشده بود. او هوشمندانه و البته زیرکانه به حاشیههایی که برای جشنواره درست شد (به خصوص در دو روز آخر) اشاره کرد و شعری از حافظ هم به تفأل انتخاب کرد که حالا یا واقعاً فال حافظ همان درآمده بود یا سعید بیابانکی از خواجۀ شیراز خواسته بود که شعری مناسب «دربیاورد». در بیتی از آن غزل آمده بود که «چو پردهدار به شمشیر میزند همه را / کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند» و همه آنانی که باید بدانند، دانستند که حافظ در این بیت به چه چیزی اشاره داشت.
🔹 اما حاشیۀ بدی برای جشنواره درست شد با عملکردِ به نظر من نسنجیدۀ بعضی رسانهها. جریان این بود که یکی از برگزیدگان جوان جشنواره در فضای مجازی سخنان ناسزاواری دربارۀ بعضی ارزشهای انقلاب گفته بود و بعضیها آن را به فضای مجازی کشیدند و رسانههایی به آن دامن زدند. قبلاً هم برای جشنواره از آن طرف حاشیههایی از جنس انصرافها و تحریمها درست شده بود و حتی کار به رسانههای خارجی کشیده بود و من در یادداشتی دیگر به آن پرداختم. البته از رسانههای بیگانه گلهای نیست. خیلی از آنها قصد تخریب دارند. ولی از رسانههای همسو با نظام به نظرم میشد مدبّرانهتر عمل کنند. یک جوان برای تثبیت شخصیت خویش هم زمان دارد و هم مسیرهای گوناگونی در پیش روی دارد. بسیاری از بزرگان عرصۀ ادب و دانش ما از این سعی و خطاها داشتهاند، از فروغ فرخزاد بگیرید تا جلال آل احمد که این دومی هماکنون از نویسندگان محبوب در میان نسل مسلمان و انقلابی به حساب میآید و در جوانی حتی عضو حزب توده بود. آدمها در این سنین مسیرهای گوناگون در پیش دارند و یک وظیفۀ متولیان فرهنگ و رسانه همین است که افراد را به مسیرهای کمال هدایت کنند. ولی گاهی با رفتارهای شاید از سر دلسوزی، ولی تند و نسنجیده بعضی مسیرها برای شخص میبندیم، چون او را شایستۀ این مسیر نمیدانیم. به نظر من البته این نگرانیها بهجاست، ولی روش برخورد با آنها میتواند نرمتر و نتیجهبخشتر و سازندهتر باشد.
🔹 اما سیل ویرانگر سیستان و بلوچستان توجه اهل ادب و متولیان جشنواره را نیز به این خطه جلب کرد. غلامرضا طریقی همۀ حقالزحمۀ دبیریاش در یک بخش از جشنواره را به خسارتدیدگان این استان اهدا کرد. فاطمه سالاروند هم با جایزۀ خودش چنین کرد و همین طور سعیده موسویزاده با هدیهای که به عنوان نامزد دریافت کرده بود. پیش از این هم جمعی از شاعران و نویسندگان در منطقه حضور یافتند و کتاب اهدا کردند و وضعیت آنجا را انعکاس دادند. از این جمله است عباسعلی سپاهی یونسی که در این مدت دو سفر به این خطه داشته و به خدمترسانی به نمایندگی از بعضی مؤسسات خیریه پرداخت است.
من بیش از نصف روز در منطقه نبودم و آن هم فقط در مراسم. ناتوان از این هستم که راوی محرومیتهای مردم این سامان باشم. از عباسعلی سپاهی خواستم که مطالبی در این زمینه به من بفرستد تا در این کانال منتشر کنم. روایتهای او گاهی دردناک و باورنکردنی است، ولی واقعی.
#جشنواره_شعر_فجر
@mkazemkazemi
🔸 فیلم بالا، وضعیت مدرسهای در روستای سرکلوکی سیستان و بلوچستان است که عباسعلی سپاهی یونسی تهیه کرده و در تدارک جلب حمایت برای این مدرسه است. او خود میگوید «فکر کنیم چه کار میشود کرد که حال بچههای نازنین سرکلوکی در نقطۀ صفر مرزی ایران پاکستان با آن جادۀ خراب و سنگلاخیاش بهتر شود. بچه های سرکلوکی حق دارند کلاس درسی داشته باشند که لااقل گچ شده باشد و کاهگلی نباشد. لااقل دو پنجره به نور و روشنی داشته باشد. لااقل دیگر هم اتاق استراحت معلمها و کلاس آنها نباشد. لااقل آن قدر عرض و طول داشته باشه که بشود نیمکت گذاشت و بچه ها مجبور نباشند روی زمین بنشینند و ...»
🔸 مؤسسۀ «کارهای خوب» که او و بعضی دوستان دیگر در آن نقش دارند، با این صفحۀ اینستاگرامی در دسترس است.
https://instagram.com/karhayekhoob?igshid=18oi58g3gqpo2
🔸 مؤسسۀ «کارهای خوب» که او و بعضی دوستان دیگر در آن نقش دارند، با این صفحۀ اینستاگرامی در دسترس است.
https://instagram.com/karhayekhoob?igshid=18oi58g3gqpo2
Forwarded from روزنامه قدس
🔺 دیده شدن جریان های شعر امروز در جشنواره چهاردهم
◾چهاردهمین جشنواره بینالمللی شعرفجر سرانجام پس از فرازوفرودهای بسیار به ایستگاه پایانی خود رسید. این جشنواره از همان بامداد صبح پس از افتتاحیه اصفهان، با شهادت سردار حاج قاسمسلیمانی به طرز ویژهای با مسائل روز پیوند خورد. محفل شعر «نگین سلیمانی» در کرمان ادایدین جشنواره به سردار بود.
مشاهده در سایت:
qudsonline.ir/news/690955
▫️پایگاه خبری تحلیلی #قدس_آنلاین
▫️در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
بله | سروش | آپارات | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب | قدس TV
↪️@qudsdaily
↪️qudsonline.ir
◾چهاردهمین جشنواره بینالمللی شعرفجر سرانجام پس از فرازوفرودهای بسیار به ایستگاه پایانی خود رسید. این جشنواره از همان بامداد صبح پس از افتتاحیه اصفهان، با شهادت سردار حاج قاسمسلیمانی به طرز ویژهای با مسائل روز پیوند خورد. محفل شعر «نگین سلیمانی» در کرمان ادایدین جشنواره به سردار بود.
مشاهده در سایت:
qudsonline.ir/news/690955
▫️پایگاه خبری تحلیلی #قدس_آنلاین
▫️در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
بله | سروش | آپارات | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب | قدس TV
↪️@qudsdaily
↪️qudsonline.ir
🔹 خلاصهای از یادداشت من
دربارۀ سخنان آقای اشرف غنی
🔸 محمدکاظم کاظمی
متن کامل این مطلب در سایت خبرگزاری تسنیم با این نشانی منتشر شده است.
https://b2n.ir/416908
🔻
سخنان اخیر رئیس جمهور محترم افغانستان اشرفغنی دربارۀ انحصار زبان فارسی دری به افغانستان، موجی از واکنشها را برانگیخته است. ایشان گفته است: «افغانستان مهد زبان دری است. ایران پهلویزبان بود که ما کل ادبیات زبان دری را انکشاف دادیم. حالا میآیند میگویند ایران شرقی. خوب بیا. دزدی هم حد دارد، حد دارد.»
البته از نظر تاریخی، این سخن که افغانستان مهد زبان فارسی دری است، سخن بیراهی نیست. این سخن من نیست و سخن بزرگانی همچون ملکالشعرا بهار و محمود افشار یزدی است. (ر.ک. بهار، سبکشناسی، جلد ۱، صفحۀ ۵۵ و مایل هروی، تاریخ و زبان افغانستان، مقدمه، صفحۀ ۹) (متن این سخنان، در نسخۀ مفصل این یادداشت آمده است.)
اما در هر حال، سخنان آقای اشرفغنی از چند جهت قابل نقد است.
▪️ یک. پیشینه داشتن یک زبان در یک کشور به تنهایی ارزش ویژهای ندارد و حقی را ثابت نمیکند. صاحبان یک زبان، گویشوران کنونی آن هستند و در مورد مفاخر کهن نیز، همه به تساوی حق دارند.
▪️ دو. کسی که به یک زبان و مفاخر آن میبالد، در قدم اول باید حقی را که بر گردن اوست ادا کند. حاکمیتهای افغانستان در یک قرن اخیر غالباً با زبان فارسی از در ستیز وارد شدهاند. فارسیزبانان افغانستان از حکومت خویش مطالباتی دارند که در گام اول باید به آن رسیدگی شود. اگر افغانستان مهد زبان دری است، که هست، ما حق داریم که سرود ملی کشورمان به این زبان باشد نه زبان پشتو.
▪️ سه. نکتۀ مهم دیگر، تعبیر نامحترمانهای است که ایشان در مورد همزبانان ایرانی به کار برده است. چنین تعبیری شایستۀ ملل همسایه و همزبان و همسرنوشت نیست، به خصوص که زبان و ادب قابل دزدیدن نیستند، بلکه به اشتراک گذاشته میشوند. من از این که آقای اشرف غنی در موارد گوناگون به زبان فارسی علاقه نشان داده است، خرسندم و امیدوارم که ایشان با همین علاقهمندی، به مطالبات فارسیزبانان برای رفع محرومیت از این زبان بکوشد. ولی در حوزۀ مناسبات میان فارسیزبانان، ما بیشتر به همدلی و همپذیری نیاز داریم تا چالش بر سر مفاخر مشترک.
منابع:
بهار، محمد تقی؛ سبکشناسی: تاریخ تطوّر نثر فارسی؛ ۳ جلد، چاپ نهم، تهران: مجید، ۱۳۷۶
مایل هروی، نجیب؛ تاریخ و زبان در افغانستان؛ چاپ دوم، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۷۱.
@mkazemkazemi
دربارۀ سخنان آقای اشرف غنی
🔸 محمدکاظم کاظمی
متن کامل این مطلب در سایت خبرگزاری تسنیم با این نشانی منتشر شده است.
https://b2n.ir/416908
🔻
سخنان اخیر رئیس جمهور محترم افغانستان اشرفغنی دربارۀ انحصار زبان فارسی دری به افغانستان، موجی از واکنشها را برانگیخته است. ایشان گفته است: «افغانستان مهد زبان دری است. ایران پهلویزبان بود که ما کل ادبیات زبان دری را انکشاف دادیم. حالا میآیند میگویند ایران شرقی. خوب بیا. دزدی هم حد دارد، حد دارد.»
البته از نظر تاریخی، این سخن که افغانستان مهد زبان فارسی دری است، سخن بیراهی نیست. این سخن من نیست و سخن بزرگانی همچون ملکالشعرا بهار و محمود افشار یزدی است. (ر.ک. بهار، سبکشناسی، جلد ۱، صفحۀ ۵۵ و مایل هروی، تاریخ و زبان افغانستان، مقدمه، صفحۀ ۹) (متن این سخنان، در نسخۀ مفصل این یادداشت آمده است.)
اما در هر حال، سخنان آقای اشرفغنی از چند جهت قابل نقد است.
▪️ یک. پیشینه داشتن یک زبان در یک کشور به تنهایی ارزش ویژهای ندارد و حقی را ثابت نمیکند. صاحبان یک زبان، گویشوران کنونی آن هستند و در مورد مفاخر کهن نیز، همه به تساوی حق دارند.
▪️ دو. کسی که به یک زبان و مفاخر آن میبالد، در قدم اول باید حقی را که بر گردن اوست ادا کند. حاکمیتهای افغانستان در یک قرن اخیر غالباً با زبان فارسی از در ستیز وارد شدهاند. فارسیزبانان افغانستان از حکومت خویش مطالباتی دارند که در گام اول باید به آن رسیدگی شود. اگر افغانستان مهد زبان دری است، که هست، ما حق داریم که سرود ملی کشورمان به این زبان باشد نه زبان پشتو.
▪️ سه. نکتۀ مهم دیگر، تعبیر نامحترمانهای است که ایشان در مورد همزبانان ایرانی به کار برده است. چنین تعبیری شایستۀ ملل همسایه و همزبان و همسرنوشت نیست، به خصوص که زبان و ادب قابل دزدیدن نیستند، بلکه به اشتراک گذاشته میشوند. من از این که آقای اشرف غنی در موارد گوناگون به زبان فارسی علاقه نشان داده است، خرسندم و امیدوارم که ایشان با همین علاقهمندی، به مطالبات فارسیزبانان برای رفع محرومیت از این زبان بکوشد. ولی در حوزۀ مناسبات میان فارسیزبانان، ما بیشتر به همدلی و همپذیری نیاز داریم تا چالش بر سر مفاخر مشترک.
منابع:
بهار، محمد تقی؛ سبکشناسی: تاریخ تطوّر نثر فارسی؛ ۳ جلد، چاپ نهم، تهران: مجید، ۱۳۷۶
مایل هروی، نجیب؛ تاریخ و زبان در افغانستان؛ چاپ دوم، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۷۱.
@mkazemkazemi
خبرگزاری تسنیم - Tasnim
واکنش کاظمی به اظهارات جنجالی اشرف غنی / آیا ایرانیان زبان فارسی را دزدیدهاند؟
خبرگزاری تسنیم، محمدکاظم کاظمی
Forwarded from اخبار نمایندگی آستان قدس استان خراسان رضوی
👆👆👆👆
هشتمين نشست انجمن ادبی بانوان گوهرشاد تحت عنوان شاعر ماه با حضور استاد گرانقدر شعر و ادب محمد کاظم کاظمی ساعت ١۶ شنبه ١٩ بهمن ماه در اتاق جلسات دفتر نمایندگی آستان قدس برگزار شد.
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#همه_خادم_الرضاییم
#انجمن_ادبی_بانوان_گوهرشاد
#کانون_شعر
هشتمين نشست انجمن ادبی بانوان گوهرشاد تحت عنوان شاعر ماه با حضور استاد گرانقدر شعر و ادب محمد کاظم کاظمی ساعت ١۶ شنبه ١٩ بهمن ماه در اتاق جلسات دفتر نمایندگی آستان قدس برگزار شد.
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#همه_خادم_الرضاییم
#انجمن_ادبی_بانوان_گوهرشاد
#کانون_شعر
اخبار نمایندگی آستان قدس استان خراسان رضوی
Photo
✳️ در این جلسه از جلسات «شاعر ماه» درباره شخصیت و شعر قیصر امینپور صحبت کردیم. به امید خدا صوت آن صحبتها را هم منتشر میکنم چون به نظر خودم جلسۀ خوبی بود. با سپاس از همۀ اعضا، به خصوص خانم زهرا علیپور به خاطر اجرای خوبشان.
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
دومین سالگرد سلسله نشستهای ادبی - هنری «اتاقی از آن خود»
پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
قاسمآباد، بلوار اندیشه، اندیشۀ ۶۴، سمت راست، فرعی اول، جنب پارک نیلوفر آبی، کافه گرانو.
پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
قاسمآباد، بلوار اندیشه، اندیشۀ ۶۴، سمت راست، فرعی اول، جنب پارک نیلوفر آبی، کافه گرانو.
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (ر رجایی)
☘انجمن شعر امین☘
(شعرخوانی و نقد شعر)
🔹با حضور محمد کاظم کاظمی
♦️چهارشنبهها، ساعت ۱۷
♦️بولوار شهید مدرس، شهید مدرس ۴، پ ۱۰
🔹حسینیه هنر
(شعرخوانی و نقد شعر)
🔹با حضور محمد کاظم کاظمی
♦️چهارشنبهها، ساعت ۱۷
♦️بولوار شهید مدرس، شهید مدرس ۴، پ ۱۰
🔹حسینیه هنر
Forwarded from خانهٔ آینه
🔹 متن غزل بالا
چو اشک آنکس که میچیند گُلِ عیش از تپیدنها
بوَد دلتنگ اگر گوهر شود از آرمیدنها
ز بس عام است در وحشتسرای دهر، بیتابی
دل هر ذرّه دارد در قفس چندین تپیدنها
مجو آوازۀ شهرت ز آهنگ سبکروحان
صدای بالِ مرغ رنگ، نبوَد در پریدنها
نگه در دیدۀ حیران ما شوخی نمیداند
به رنگِ چشمِ شبنم، دُرد این میناست دیدنها
دوتا کردیم آخر خویش را در خدمت پیری
رسانیدیم بار زندگانی تا خمیدنها
ز رونق باز میماند چو مینا شد ز می خالی
شکستِ رنگ ظاهر میشود در خونکشیدنها
مرا از پیچوتاب گردباد این نکته شد روشن
که در راه طلب، معراجِ دامان است چیدنها
ز قطع الفت دلها حسود آسوده ننشیند
شود خمیازۀ مقراض، افزون در بریدنها
گدازِ دردِ نومیدی تماشایی دگر دارد
به رنگِ اشکِ ناسورم نظربازِ چکیدنها
حباب از موج هرگز صرفۀ طاقت نمیبیند
ز بال ما گره وا میکند آخر تپیدنها
ز هستی گر برون تازی، عدم در پیش میآید
در این وادی مقامی نیست غیر از نارسیدنها
مجو از طفلخویان فطرتِ آزادگان «بیدل»
به پرواز نگه کی میرسد طفل از دویدنها
🔻
با سپاس از شاعر گرامی، محمدصادق بخشی به خاطر فرستادن نسخۀ ضبطشدۀ بیدلخوانی امروز.
چو اشک آنکس که میچیند گُلِ عیش از تپیدنها
بوَد دلتنگ اگر گوهر شود از آرمیدنها
ز بس عام است در وحشتسرای دهر، بیتابی
دل هر ذرّه دارد در قفس چندین تپیدنها
مجو آوازۀ شهرت ز آهنگ سبکروحان
صدای بالِ مرغ رنگ، نبوَد در پریدنها
نگه در دیدۀ حیران ما شوخی نمیداند
به رنگِ چشمِ شبنم، دُرد این میناست دیدنها
دوتا کردیم آخر خویش را در خدمت پیری
رسانیدیم بار زندگانی تا خمیدنها
ز رونق باز میماند چو مینا شد ز می خالی
شکستِ رنگ ظاهر میشود در خونکشیدنها
مرا از پیچوتاب گردباد این نکته شد روشن
که در راه طلب، معراجِ دامان است چیدنها
ز قطع الفت دلها حسود آسوده ننشیند
شود خمیازۀ مقراض، افزون در بریدنها
گدازِ دردِ نومیدی تماشایی دگر دارد
به رنگِ اشکِ ناسورم نظربازِ چکیدنها
حباب از موج هرگز صرفۀ طاقت نمیبیند
ز بال ما گره وا میکند آخر تپیدنها
ز هستی گر برون تازی، عدم در پیش میآید
در این وادی مقامی نیست غیر از نارسیدنها
مجو از طفلخویان فطرتِ آزادگان «بیدل»
به پرواز نگه کی میرسد طفل از دویدنها
🔻
با سپاس از شاعر گرامی، محمدصادق بخشی به خاطر فرستادن نسخۀ ضبطشدۀ بیدلخوانی امروز.
Forwarded from M .zamaniyan
در صفحه امروز ادب و هنر روزنامه قدس بخوانید: گفتگو با تیمور آقا محمدی نویسنده کتاب «رونی یک پیانو قو ل داده» با تیتر معطل نکنید و کتابم را بخوانید!/ یادداشت محمدکاظم کاظمی با تیتر نکاتی درباره کارگاه شعر «آفتابگردان ها» / گفتگو با داور نمایشگاه ملی عکس بدرقه سردار با تیتر «عکاسان خبری دچار روزمرگی شده اند» http://media.qudsonline.ir/d/2020/02/21/0/974103.pdf
🔹 مشکل مالی یکی از دوستان فرهنگی
یکی از دوستان قدیم فرهنگی ما به خاطر مشکلات حقوقیای که خودش مسبب آن نبوده است، به مساعدهای پنج میلیون تومانی برای حدود شش ماه نیاز دارد و وعده داده است که تا آخر تابستان آینده آن را بازپرداخت میکند. او از دوستان شاعر و نویسنده است که پیش از این هم در کارهای ویراستاری و امثال آن با من همکاری داشته و برای من مورد اعتماد بوده است.
عزیزانی که مایلاند برای تأمین هر بخشی از این مبلغ قدمی بردارند، لطف کنند از شماره کارت زیر برای این مورد استفاده کنند و البته به من پیام بدهند تا ثبت شود. اگر توضیح بیشتری هم لازم بود در خدمتم.
🔻 شماره کارت بانک تجارت به اسم محمدکاظم کاظمی
5859831025953620
🔻 شماره تلفن برای پیام یا پیامک
+989156149921
محمدکاظم کاظمی
یکی از دوستان قدیم فرهنگی ما به خاطر مشکلات حقوقیای که خودش مسبب آن نبوده است، به مساعدهای پنج میلیون تومانی برای حدود شش ماه نیاز دارد و وعده داده است که تا آخر تابستان آینده آن را بازپرداخت میکند. او از دوستان شاعر و نویسنده است که پیش از این هم در کارهای ویراستاری و امثال آن با من همکاری داشته و برای من مورد اعتماد بوده است.
عزیزانی که مایلاند برای تأمین هر بخشی از این مبلغ قدمی بردارند، لطف کنند از شماره کارت زیر برای این مورد استفاده کنند و البته به من پیام بدهند تا ثبت شود. اگر توضیح بیشتری هم لازم بود در خدمتم.
🔻 شماره کارت بانک تجارت به اسم محمدکاظم کاظمی
5859831025953620
🔻 شماره تلفن برای پیام یا پیامک
+989156149921
محمدکاظم کاظمی