Forwarded from خبرگزاری معمار Memarpress
📝 گزارش اختصاصی
🖋 شاعران ایرانی و افغانستانی در آیین رونمایی کتاب پیشانینوشت گرد هم آمدند
🔹نشست رونمایی و نقد کتاب شعر «پیشانینوشت» اثر عاطفه جعفری، شاعر افغانستانی، با حضور جمعی از شاعران و علاقهمندان در حوزه هنری خراسان رضوی برگزار شد.
📥ادامه مطلب در سایت
📲 𝕏 | فیسبوک | اینستاگرام | یوتیوب
📡 @MemarPress | www.memar.press
🖋 شاعران ایرانی و افغانستانی در آیین رونمایی کتاب پیشانینوشت گرد هم آمدند
🔹نشست رونمایی و نقد کتاب شعر «پیشانینوشت» اثر عاطفه جعفری، شاعر افغانستانی، با حضور جمعی از شاعران و علاقهمندان در حوزه هنری خراسان رضوی برگزار شد.
📥ادامه مطلب در سایت
📲 𝕏 | فیسبوک | اینستاگرام | یوتیوب
📡 @MemarPress | www.memar.press
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 کاروان حُلّه؛ جشنواره سالانه ادبیات معاصر افغانستان
🔸 بنیاد فرهنگی ـ اجتماعی افغانستانیهای مقیم ج.ا.ایران
@bonyadefarhangi
🔸 بنیاد فرهنگی ـ اجتماعی افغانستانیهای مقیم ج.ا.ایران
@bonyadefarhangi
❤4
Forwarded from خانهٔ آینه
🍁 شبی با بیدل، ۱۸۰
🔹 یکشنبه ۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲
اینستاگرام محمدکاظم کاظمی
🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi
🔻 متن غزل
تغافل چه خجلت به خود چیدهباشد؟
که آن نازنین سوی ما دیدهباشد
حنایی است رنگ بهار سرشکم
ندانم به پای که غلتیدهباشد
طرب مفتِ دل، گر همه صبحِ بختم
ز گُلکردن گریه خندیدهباشد
به اظهارِ هستی مشو داغ خجلت
همان بِه که این عیب پوشیدهباشد
ندانم دل از درس موهومِ هستی
چه فهمیده باشد که فهمیده باشد
چو موجِ گهر، بِه که از شرم دریا
نگاه تو در دیده پیچیدهباشد
بجوشد دل گرم با جسم خاکی
اگر باده با شیشه جوشیدهباشد
من و یأسِ مطلب، دل و آه حسرت
دعا گو اثر میپرستیدهباشد
نفسسازی، آهنگ جمعیّتت کو؟
سحر، گَرد اجزای پاشیدهباشد
در این دشتِ وحشت، من آن گردبادم
که سر تا قدم دامنی چیدهباشد
حیاپرور آستان نیازت
دلی داشتم، آب گردیدهباشد
اگر بیدل ما دهد عرضِ هستی
به خواب عدم حیرتی دیدهباشد
@khanehayeneh
🔹 یکشنبه ۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲
اینستاگرام محمدکاظم کاظمی
🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi
🔻 متن غزل
تغافل چه خجلت به خود چیدهباشد؟
که آن نازنین سوی ما دیدهباشد
حنایی است رنگ بهار سرشکم
ندانم به پای که غلتیدهباشد
طرب مفتِ دل، گر همه صبحِ بختم
ز گُلکردن گریه خندیدهباشد
به اظهارِ هستی مشو داغ خجلت
همان بِه که این عیب پوشیدهباشد
ندانم دل از درس موهومِ هستی
چه فهمیده باشد که فهمیده باشد
چو موجِ گهر، بِه که از شرم دریا
نگاه تو در دیده پیچیدهباشد
بجوشد دل گرم با جسم خاکی
اگر باده با شیشه جوشیدهباشد
من و یأسِ مطلب، دل و آه حسرت
دعا گو اثر میپرستیدهباشد
نفسسازی، آهنگ جمعیّتت کو؟
سحر، گَرد اجزای پاشیدهباشد
در این دشتِ وحشت، من آن گردبادم
که سر تا قدم دامنی چیدهباشد
حیاپرور آستان نیازت
دلی داشتم، آب گردیدهباشد
اگر بیدل ما دهد عرضِ هستی
به خواب عدم حیرتی دیدهباشد
@khanehayeneh
❤4
خانهٔ آینه
🍁 شبی با بیدل، ۱۸۰ 🔹 یکشنبه ۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل تغافل چه خجلت به خود چیدهباشد؟ که آن نازنین سوی ما دیدهباشد حنایی است رنگ بهار سرشکم ندانم به پای که غلتیدهباشد طرب مفتِ دل، گر…
سلام دوستان گرامی. به امید خدا برآنیم که بعد از یک وقفهٔ طولانی یک سال و نیم، برنامهٔ «شبی با بیدل» را در اینستاگرام به صورت قدیم آغاز کنیم. به امید همراهی شما دوستان عزیز.
❤8
📚 کاروان حُلّه؛ جشنواره سالانه ادبیات معاصر افغانستان
🔻با کاروان حله در واقع قرار است یک رویداد ادبی بزرگ در افغانستان شکل بگیرد. فرصتی باشد برای پرداختن به شعر و ادبیات داستانی در قالب یک رقابت بین همه افغانستانیهای سراسر جهان.
🔻 در این روزگار که زبان و ادبیات ما در معرض تهاجمهای بسیار و نامهربانیهای دولتمداران است، این فرصت را مغتنم بداریم برای تجلیل از صاحبان شعر و داستان.
🔻 از دوستان عزیزی که دست در کار سرودن و نوشتن دارند، برای شرکت در این جشنواره دعوت میکنم. همه سخنوران و نویسندگان افغانستان در داخل کشور و نیز کشورهای دیگر در صورتی که آثاری با شرایط تعیینشده دارند، میتوانند در این رقابت شرکت کنند. تا آخر مهر / میزان ۱۴۰۴ فرصت هست.
🔹 بخشها:
▪️ انتخاب کتاب سال شعر
▪️ انتخاب کتاب سال داستان
▪️ مسابقه شعر و داستان کوتاه جوان افغانستان
🗓 مهلت ارسال آثار:
۱۵ شهریور تا پایان مهرماه ۱۴۰۴
📩 ارسال اثر و دریافت اطلاعات بیشتر:
✉️ Karvaneholle@gmail.com
📞 +989158018761
🔸 بنیاد فرهنگی ـ اجتماعی افغانستانیهای مقیم ج. ا. ایران
@bonyadefarhangi
🔻با کاروان حله در واقع قرار است یک رویداد ادبی بزرگ در افغانستان شکل بگیرد. فرصتی باشد برای پرداختن به شعر و ادبیات داستانی در قالب یک رقابت بین همه افغانستانیهای سراسر جهان.
🔻 در این روزگار که زبان و ادبیات ما در معرض تهاجمهای بسیار و نامهربانیهای دولتمداران است، این فرصت را مغتنم بداریم برای تجلیل از صاحبان شعر و داستان.
🔻 از دوستان عزیزی که دست در کار سرودن و نوشتن دارند، برای شرکت در این جشنواره دعوت میکنم. همه سخنوران و نویسندگان افغانستان در داخل کشور و نیز کشورهای دیگر در صورتی که آثاری با شرایط تعیینشده دارند، میتوانند در این رقابت شرکت کنند. تا آخر مهر / میزان ۱۴۰۴ فرصت هست.
🔹 بخشها:
▪️ انتخاب کتاب سال شعر
▪️ انتخاب کتاب سال داستان
▪️ مسابقه شعر و داستان کوتاه جوان افغانستان
🗓 مهلت ارسال آثار:
۱۵ شهریور تا پایان مهرماه ۱۴۰۴
📩 ارسال اثر و دریافت اطلاعات بیشتر:
✉️ Karvaneholle@gmail.com
📞 +989158018761
🔸 بنیاد فرهنگی ـ اجتماعی افغانستانیهای مقیم ج. ا. ایران
@bonyadefarhangi
❤7
Forwarded from 📚 Bookpak | بوکپَک
📚✨ بوکپَک، جایی که کتاب تبدیل به تجربه میشود!
ما در بوکپَک باور داریم که کتاب فقط کاغذ و جوهر نیست؛
هر کتاب دنیایی تازه است که در دستان شما جان میگیرد.
اینجا هر بستهی کتابی با عشق و دقت انتخاب میشود،
تا نه تنها مطالعه کنید، بلکه سفری کوتاه به آرامش، اندیشه و الهام داشته باشید. 🌿
بوکپَک فقط فروش کتاب نیست…
هدیهای است به روح شما؛ ترکیبی از ادبیات، آرامش و زیبایی
که لحظههای روزمرهتان را پرنورتر و دلنشینتر میسازد. ✨
📖 اگر به دنبال هدیهای خاص برای خود یا عزیزانتان هستید،
بوکپَک انتخابی است که همیشه در خاطر خواهد ماند.
✨ برای سفارش، به آیدی زیر پیام دهید:
@AnjilaOmar
@bookpak
ما در بوکپَک باور داریم که کتاب فقط کاغذ و جوهر نیست؛
هر کتاب دنیایی تازه است که در دستان شما جان میگیرد.
اینجا هر بستهی کتابی با عشق و دقت انتخاب میشود،
تا نه تنها مطالعه کنید، بلکه سفری کوتاه به آرامش، اندیشه و الهام داشته باشید. 🌿
بوکپَک فقط فروش کتاب نیست…
هدیهای است به روح شما؛ ترکیبی از ادبیات، آرامش و زیبایی
که لحظههای روزمرهتان را پرنورتر و دلنشینتر میسازد. ✨
📖 اگر به دنبال هدیهای خاص برای خود یا عزیزانتان هستید،
بوکپَک انتخابی است که همیشه در خاطر خواهد ماند.
✨ برای سفارش، به آیدی زیر پیام دهید:
@AnjilaOmar
@bookpak
❤1
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🟠 کشور خورشید
🔹 محمدکاظم کاظمی
🔸 شعری تازه
از این دریای هولانگیز تا لنگر درآوردم
به جای بادبان، از شوقِ ساحل پر درآوردم
من آن ملک خراسانم که در ایام عُسرت هم
هزاران سکۀ خورشید از خاور درآوردم
میان چاه ظلمت سرنگون یک عمر اگر ماندم
ولی آیینه را از دست اسکندر، درآوردم
سرم را پایکوب تکسواران مغول دیدم
ولی از آن تن بیسر، سری دیگر درآوردم
و از ویرانههای بامیان و بلخ و نیشابور
فقیه و فیلسوف و واعظ و خطاط و خنیاگر
ادیب و شاعر و نقاش و دانشور درآوردم
هم اخبار عرب خواندم هم اقوال عجم دیدم
هم از اسطورههای روم و یونان سر درآوردم
امیران گاو اگر گشتند، من انسانشان کردم
از این گنجینه، قانونی شفاگستر درآوردم
پر طاووس بودم، خامۀ نقاش چین گشتم
و از قونیه تا دهلی، دُر و گوهر درآوردم
دمی با نثر سعدی بابی از معروف وا کردم
دمی با نظم حافظ ریشهٔ منکر درآوردم
سرآهنگ غزل گشتم که با الحان داوودی
نوا از چوب خشک و از گلوی تر درآوردم
تمام متن قرآن را به خط نسخ پیمودم
به نستعلیق، از شهنامهها دفتر درآوردم
دمی شیر خدا گشتم، زمانی رستم دستان
شکستم شاخ دیوان را، درِ خیبر درآوردم
زمانی نان جو را با یتیمان بخش میکردم
دمی کاووس را از قلعۀ ششدر درآوردم
تو ماری گشتی و بر شانهٔ ضحّاک روییدی
من اما داسی از دستان آهنگر در آوردم
امیرالمؤمنین گشتی، مرا در دوزخ افکندی
من از آن دوزخ سوزان، ولی اخگر درآوردم
تو آن کانون اخگر را به خاکستر کفن کردی
ولی من آتشی از زیر خاکستر درآوردم
بدان آتش تمام برف و بوران را به سر بردم
بهار از برفِ سنگین لالۀ احمر درآوردم
تو پی در پی قفس میسازی و یک روز میبینی
که من اینجا به جای نالهکردن، پر درآوردم
مشهد، ۹ مهر ۱۴۰۴
🔹 محمدکاظم کاظمی
🔸 شعری تازه
از این دریای هولانگیز تا لنگر درآوردم
به جای بادبان، از شوقِ ساحل پر درآوردم
من آن ملک خراسانم که در ایام عُسرت هم
هزاران سکۀ خورشید از خاور درآوردم
میان چاه ظلمت سرنگون یک عمر اگر ماندم
ولی آیینه را از دست اسکندر، درآوردم
سرم را پایکوب تکسواران مغول دیدم
ولی از آن تن بیسر، سری دیگر درآوردم
و از ویرانههای بامیان و بلخ و نیشابور
فقیه و فیلسوف و واعظ و خطاط و خنیاگر
ادیب و شاعر و نقاش و دانشور درآوردم
هم اخبار عرب خواندم هم اقوال عجم دیدم
هم از اسطورههای روم و یونان سر درآوردم
امیران گاو اگر گشتند، من انسانشان کردم
از این گنجینه، قانونی شفاگستر درآوردم
پر طاووس بودم، خامۀ نقاش چین گشتم
و از قونیه تا دهلی، دُر و گوهر درآوردم
دمی با نثر سعدی بابی از معروف وا کردم
دمی با نظم حافظ ریشهٔ منکر درآوردم
سرآهنگ غزل گشتم که با الحان داوودی
نوا از چوب خشک و از گلوی تر درآوردم
تمام متن قرآن را به خط نسخ پیمودم
به نستعلیق، از شهنامهها دفتر درآوردم
دمی شیر خدا گشتم، زمانی رستم دستان
شکستم شاخ دیوان را، درِ خیبر درآوردم
زمانی نان جو را با یتیمان بخش میکردم
دمی کاووس را از قلعۀ ششدر درآوردم
تو ماری گشتی و بر شانهٔ ضحّاک روییدی
من اما داسی از دستان آهنگر در آوردم
امیرالمؤمنین گشتی، مرا در دوزخ افکندی
من از آن دوزخ سوزان، ولی اخگر درآوردم
تو آن کانون اخگر را به خاکستر کفن کردی
ولی من آتشی از زیر خاکستر درآوردم
بدان آتش تمام برف و بوران را به سر بردم
بهار از برفِ سنگین لالۀ احمر درآوردم
تو پی در پی قفس میسازی و یک روز میبینی
که من اینجا به جای نالهکردن، پر درآوردم
مشهد، ۹ مهر ۱۴۰۴
❤26👍5
Forwarded from موسسه فرهنگی درّ دری
موسسه فرهنگی درّ دری
Photo
شکاریم یکسر همه پیش مرگ
استاد محمدیونس طغیان ساکایی، ادیب فرهیخته و شاهنامهپژوه بزرگ وطن بعد از تحمل روزها مرارت بیماری، عاقبت به سرای باقی شتافت. روحش شاد و یادش گرامی باد. استاد، انسانی آگاه، متواضع، متعادل و منصف بود. بار نخست در بهار سال ۱۳۷۶ در مزارشریف با جمعی از دوستان شاعر، مهمان ایشان شدیم. آن زمان ما در کار فصلنامه دردری بودیم. برای درج در آن فصلنامه گفتوگویی با ایشان انجام شد. استاد تعدادی از دست نوشتههایشان را که با ماشین دستی تایپ شده بود و در واقع کتابگونهای چاپ ناشده بود؛ در اختیار ما گذاشت. نوشتهها اغلب در حوزههای شاهنامهپژوهی بود. این مقالات نیز در شمارههایی از آن فصلنامه به چاپ رسید. بعد از آن نیز ارتباط ما قطع نشد. گاه حضوری و گاه مجازی از خوان دانششان بهرمند میشدیم. این ارتباط با تاسیس دانشنامه هزاره بیشتر شد. در جلسات متواتر شورای علمی و نیز در نظرخواهیهای موارد دیگر با ایشان مشوره صورت میگرفت. دو ماه قبل بود که باز در چند نشست شورای علمی خدمت ایشان بودیم ولی بعد مدتی به علت بیماری از حضورشان محروم ماندیم. امید میبردیم که باز آن جان آشنا و صمیمی را در جمع خود داشته باشیم اما سوکمندانه که این امید مانند بسیار آرزوهای دیگر آدمی، رنگ اجابت نگرفت. امروز صبح از فیسبوک مطلع شدم که دیگر آن وجود ارزنده را در میان خود نداریم. این ضایعه را به خانواده محترم استاد تسلیت میگویم و نیز به جامعه فرهنگی کشور. به قول حکیم توس:
شکاریم یکسر همه پیش مرگ
سری زیر تاج و سری زیر ترگ
#ابوطالب_مظفری
مؤسسه فرهنگی درّ دری
@DorreDarii
استاد محمدیونس طغیان ساکایی، ادیب فرهیخته و شاهنامهپژوه بزرگ وطن بعد از تحمل روزها مرارت بیماری، عاقبت به سرای باقی شتافت. روحش شاد و یادش گرامی باد. استاد، انسانی آگاه، متواضع، متعادل و منصف بود. بار نخست در بهار سال ۱۳۷۶ در مزارشریف با جمعی از دوستان شاعر، مهمان ایشان شدیم. آن زمان ما در کار فصلنامه دردری بودیم. برای درج در آن فصلنامه گفتوگویی با ایشان انجام شد. استاد تعدادی از دست نوشتههایشان را که با ماشین دستی تایپ شده بود و در واقع کتابگونهای چاپ ناشده بود؛ در اختیار ما گذاشت. نوشتهها اغلب در حوزههای شاهنامهپژوهی بود. این مقالات نیز در شمارههایی از آن فصلنامه به چاپ رسید. بعد از آن نیز ارتباط ما قطع نشد. گاه حضوری و گاه مجازی از خوان دانششان بهرمند میشدیم. این ارتباط با تاسیس دانشنامه هزاره بیشتر شد. در جلسات متواتر شورای علمی و نیز در نظرخواهیهای موارد دیگر با ایشان مشوره صورت میگرفت. دو ماه قبل بود که باز در چند نشست شورای علمی خدمت ایشان بودیم ولی بعد مدتی به علت بیماری از حضورشان محروم ماندیم. امید میبردیم که باز آن جان آشنا و صمیمی را در جمع خود داشته باشیم اما سوکمندانه که این امید مانند بسیار آرزوهای دیگر آدمی، رنگ اجابت نگرفت. امروز صبح از فیسبوک مطلع شدم که دیگر آن وجود ارزنده را در میان خود نداریم. این ضایعه را به خانواده محترم استاد تسلیت میگویم و نیز به جامعه فرهنگی کشور. به قول حکیم توس:
شکاریم یکسر همه پیش مرگ
سری زیر تاج و سری زیر ترگ
#ابوطالب_مظفری
مؤسسه فرهنگی درّ دری
@DorreDarii
❤10
Forwarded from خانهٔ آینه
🍁 شبی با بیدل، ۱۸۱
🔹 یکشنبه ۱۳ مهر، ساعت ۲۲
اینستاگرام محمدکاظم کاظمی
🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi
🔻 متن غزل
پیِ اشکِ من ندانم به کجا رسیدهباشد
ز پیات دویدنی داشت، به رهی چکیدهباشد
ز نگاه سرکشیدن به رُخت چه احتمال است؟
مگر از کمین حیرت، مژه قد کشیدهباشد
تبوتاب موج باید ز غرورِ بحر دیدن
چه رسد به حالم آن کس که تو را ندیدهباشد؟
به نسیمی از اجابت چمنِ حضور داریم
دلِ چاک بال میزد، سحری دمیدهباشد
به چمن ز خون بسمل همهجا بهار ناز است
دم تیغ آن تبسّم، رگ گل بریدهباشد
دل ما نداشت چیزی که توان نمود صیدش
سر زلفت از خجالت چهقدر خمیدهباشد
چه بلندی و چه پستی، چه عدم، چه مُلک هستی
نشنیدهایم جایی که کس آرمیدهباشد
بم و زیر هستی ما، چو خروش سازِ عنقا
شنو از کسی که او هم ز کسی شنیدهباشد
ز طریق شمع غافل مگذر در این بیابان
مژه آب دِه ز خاری که به پا خلیدهباشد
به دماغ دعوی عشق، سر بُلهوس بلند است
مگر از دکان قصاب جگری خریدهباشد
همهکس سراغِ مطلب به دری رساند و نازید
من و نازِ نیمجانی که به لب رسیدهباشد
به هزار پرده بیدل ز دهان بینشانش
سخنی شنیدهام من که کسی ندیدهباشد
🔹 یکشنبه ۱۳ مهر، ساعت ۲۲
اینستاگرام محمدکاظم کاظمی
🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi
🔻 متن غزل
پیِ اشکِ من ندانم به کجا رسیدهباشد
ز پیات دویدنی داشت، به رهی چکیدهباشد
ز نگاه سرکشیدن به رُخت چه احتمال است؟
مگر از کمین حیرت، مژه قد کشیدهباشد
تبوتاب موج باید ز غرورِ بحر دیدن
چه رسد به حالم آن کس که تو را ندیدهباشد؟
به نسیمی از اجابت چمنِ حضور داریم
دلِ چاک بال میزد، سحری دمیدهباشد
به چمن ز خون بسمل همهجا بهار ناز است
دم تیغ آن تبسّم، رگ گل بریدهباشد
دل ما نداشت چیزی که توان نمود صیدش
سر زلفت از خجالت چهقدر خمیدهباشد
چه بلندی و چه پستی، چه عدم، چه مُلک هستی
نشنیدهایم جایی که کس آرمیدهباشد
بم و زیر هستی ما، چو خروش سازِ عنقا
شنو از کسی که او هم ز کسی شنیدهباشد
ز طریق شمع غافل مگذر در این بیابان
مژه آب دِه ز خاری که به پا خلیدهباشد
به دماغ دعوی عشق، سر بُلهوس بلند است
مگر از دکان قصاب جگری خریدهباشد
همهکس سراغِ مطلب به دری رساند و نازید
من و نازِ نیمجانی که به لب رسیدهباشد
به هزار پرده بیدل ز دهان بینشانش
سخنی شنیدهام من که کسی ندیدهباشد
👍7❤5🤩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #آن_۱۲_روز | ما شاخههای توام سیبیم
🔹زندگی زیر سایهٔ جنگ به روایت کاظم کاظمی
🔹دوشنبه ۱۴مهر ساعت ۲۲:۳۰ از #رسانه_تصویری_آن
🎥 یوتیوب | اینستاگرام | سایت
🔹@ONnewsmedia
🔹زندگی زیر سایهٔ جنگ به روایت کاظم کاظمی
🔹دوشنبه ۱۴مهر ساعت ۲۲:۳۰ از #رسانه_تصویری_آن
🎥 یوتیوب | اینستاگرام | سایت
🔹@ONnewsmedia
❤9👍1
Forwarded from 📚 واژهپرداز وُرد 📚
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #آن_۱۲_روز | ما شاخههای توأم سیبیم
دوشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۴
⬅️ ویدیوی کمحجم (۵۱ مگابایت)
📌منبع ویدیو #رسانه_تصویری_آن
🎥 یوتیوب | اینستاگرام | سایت
|#محمدکاظم_کاظمی|
بازنشر: 🔹#واژهپرداز|🆔 @VajehPardaz
🎥 #آن_۱۲_روز | ما شاخههای توأم سیبیم
🔹زندگی زیر سایهٔ جنگ به روایت محمدکاظم کاظمی
دوشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۴
⬅️ ویدیوی کمحجم (۵۱ مگابایت)
📌منبع ویدیو #رسانه_تصویری_آن
🎥 یوتیوب | اینستاگرام | سایت
|#محمدکاظم_کاظمی|
بازنشر: 🔹#واژهپرداز|🆔 @VajehPardaz
❤4
📚 واژهپرداز وُرد 📚
🎥 #آن_۱۲_روز | ما شاخههای توأم سیبیم 🔹زندگی زیر سایهٔ جنگ به روایت محمدکاظم کاظمی دوشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۴ ⬅️ ویدیوی کمحجم (۵۱ مگابایت) 📌منبع ویدیو #رسانه_تصویری_آن 🎥 یوتیوب | اینستاگرام | سایت |#محمدکاظم_کاظمی| بازنشر: 🔹#واژهپرداز|🆔 @VajehPardaz
🔺 با سپاس از مدیر محترم کانال «واژهپرداز ورد» برای دانلود و کمحجمساختن این فیلم.
🔺 در همین فرسته نسخهٔ کمحجم آن با حجم ۵۱ مگابایت هم به صورت لینک ارائه شده است.
🔺 در همین فرسته نسخهٔ کمحجم آن با حجم ۵۱ مگابایت هم به صورت لینک ارائه شده است.
Telegram
ویدیوی کمحجمِ
🎥 #آن_۱۲_روز | ما شاخههای توأم سیبیم
🔹زندگی زیر سایهٔ جنگ به روایت محمدکاظم کاظمی
دوشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۴
⬅️ ویدیوی باکیفیت
📌منبع ویدیو #رسانه_تصویری_آن
🎥 یوتیوب | اینستاگرام | سایت
|#محمدکاظم_کاظمی|
بازنشر: 🔹#واژهپرداز|🆔 @VajehPardaz
🎥 #آن_۱۲_روز | ما شاخههای توأم سیبیم
🔹زندگی زیر سایهٔ جنگ به روایت محمدکاظم کاظمی
دوشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۴
⬅️ ویدیوی باکیفیت
📌منبع ویدیو #رسانه_تصویری_آن
🎥 یوتیوب | اینستاگرام | سایت
|#محمدکاظم_کاظمی|
بازنشر: 🔹#واژهپرداز|🆔 @VajehPardaz
❤6
Forwarded from افغانستانیها
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🍁زندگی زیر سایهٔ جنگ به روایت محمدکاظم کاظمی
00:49 کابل در سال ۱۳۶۳
02:36 مهاجرت به ایران
05:19 چطور ایران را برای مهاجرت انتخاب کردید؟
30:55 وجه مثبت و منفی ملیگرایی
37:00 تعلقخاطر نسل دوم و سوم مهاجر به ایران
42:22 افغانیبگیر تر و خشک را با هم میسوزاند
46:32 حملۀ ترولهای مجازی علیه فعالان اجتماعی
48:42 بهدروغ گفته بودند «افغانستانیها پهپاد میسازند»
50:50 حادثه در برزیل و اتهام بیاساس به مهاجرین
56:25 سخنان جوان اخراجشده به مأمور افغانیبگیر
59:23 سرگذشت افغانیبگیر معروفِ مشهد
01:00:52 نیکنامیِ محمدحسین جعفریان
01:02:15 دربارۀ آن دروغنگار بدنام
01:07:17 روایت تلخ اخراجشدهها
01:13:41 روایت همدلی ایرانیها
©️ از: رسانه تصویری «آن» (۱۴۰۴/۷/۱۴) | #روایت
00:49 کابل در سال ۱۳۶۳
02:36 مهاجرت به ایران
05:19 چطور ایران را برای مهاجرت انتخاب کردید؟
30:55 وجه مثبت و منفی ملیگرایی
37:00 تعلقخاطر نسل دوم و سوم مهاجر به ایران
42:22 افغانیبگیر تر و خشک را با هم میسوزاند
46:32 حملۀ ترولهای مجازی علیه فعالان اجتماعی
48:42 بهدروغ گفته بودند «افغانستانیها پهپاد میسازند»
50:50 حادثه در برزیل و اتهام بیاساس به مهاجرین
56:25 سخنان جوان اخراجشده به مأمور افغانیبگیر
59:23 سرگذشت افغانیبگیر معروفِ مشهد
01:00:52 نیکنامیِ محمدحسین جعفریان
01:02:15 دربارۀ آن دروغنگار بدنام
01:07:17 روایت تلخ اخراجشدهها
01:13:41 روایت همدلی ایرانیها
©️ از: رسانه تصویری «آن» (۱۴۰۴/۷/۱۴) | #روایت
❤9
افغانستانیها
🍁زندگی زیر سایهٔ جنگ به روایت محمدکاظم کاظمی 00:49 کابل در سال ۱۳۶۳ 02:36 مهاجرت به ایران 05:19 چطور ایران را برای مهاجرت انتخاب کردید؟ 30:55 وجه مثبت و منفی ملیگرایی 37:00 تعلقخاطر نسل دوم و سوم مهاجر به ایران 42:22 افغانیبگیر تر و خشک را با هم…
با سپاس از دوستان عزیز در کانال افغانستانیها
Forwarded from افغانستانیها
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💬 احمدرضا رادان (فرمانده نیروی انتظامی):
همین افغانستان یک نفر [ایرانی] به نام «بهلول» را ۲۰ سال در زندانهای خود نگه داشت. همیشه هم حرفش این بود که ایشان غیرمجاز وارد کشور ما شده. چطور الان میپذیریم که چند صد هزار نفر غیرمجاز بیایند اینجا؟
🎥 از: تلوبیون: شبکه خبر (۱۴۰۴/۷/۱۷)
🔗 واکنش صادق ایزدی گنابادی به این ادعا
همین افغانستان یک نفر [ایرانی] به نام «بهلول» را ۲۰ سال در زندانهای خود نگه داشت. همیشه هم حرفش این بود که ایشان غیرمجاز وارد کشور ما شده. چطور الان میپذیریم که چند صد هزار نفر غیرمجاز بیایند اینجا؟
🎥 از: تلوبیون: شبکه خبر (۱۴۰۴/۷/۱۷)
🔗 واکنش صادق ایزدی گنابادی به این ادعا
Forwarded from افغانستانیها
🍁 زندانیشدن بهلول توجیه خوبی برای اخراج نیست
✍🏻 صادق ایزدی گنابادی:
جناب آقای رادان
زندانیشدن شیخ بهلول گنابادی در افغانستان توجیه خوبی برای برخورد با برادران افغانستانی و اخراج آنها از ایران نیست.
بهلول به دلیل تحت تعقیب بودن از سوی نیروهای رضاشاه به افغانستان میرود و در آنجا به اصطلاح زندانی میشود. اگر افغانستانیها بهلول را به ایران برمیگردانند، که رضاشاه او را مثل مدرس و یا حسن داور خفه یا با آمپول هوا میکشت. زندانیشدن بهلول در افغانستان سرپوشی برای جلوگیری از به دام افتادن او توسط حکومت ایران بوده است.
جناب رادان خاطرات بهلول را نخوانده است و گرنه میدانست که بهلول در افغانستان بیشتر آزاد ولی تحت نظر بوده است و در بسیاری از مواقع با او رفتار مناسبی میشده است. بعد هم به بهلول اجازه داده شده است که به مصر برود.
از اینها گذشته، شیخ محمدتقی بهلول گنابادی مرد وارستهای بود که آزارش به موری نمیرسید. او مرزها را درنوردیده بود و همه جا را منزل و کاشانهٔ خود میدانست و اکنون جالب نیست که نامش دستاویز ملاحظات ملی، سیاسی و ... قرار گیرد.
جناب رادان
اگر امروز ضرورتی است که باید در خصوص مهاجران افغانستانی تصمیمی بگیرید، توجیهی به از این باید پیدا کرد.
©️ از: کانال صادق ایزدی گنابادی (۱۴۰۴/۷/۲۰)
🔗 پسنوشت: چندی پیش احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی، گفته بود: همین افغانستان یک نفر [ایرانی] به نام «بهلول» را ۲۰ سال در زندانهای خود نگه داشت. همیشه هم حرفش این بود که ایشان غیرمجاز وارد کشور ما شده. چطور الان میپذیریم که چند صد هزار نفر غیرمجاز بیایند اینجا؟ (۱۴۰۴/۷/۱۷)
✍🏻 صادق ایزدی گنابادی:
جناب آقای رادان
زندانیشدن شیخ بهلول گنابادی در افغانستان توجیه خوبی برای برخورد با برادران افغانستانی و اخراج آنها از ایران نیست.
بهلول به دلیل تحت تعقیب بودن از سوی نیروهای رضاشاه به افغانستان میرود و در آنجا به اصطلاح زندانی میشود. اگر افغانستانیها بهلول را به ایران برمیگردانند، که رضاشاه او را مثل مدرس و یا حسن داور خفه یا با آمپول هوا میکشت. زندانیشدن بهلول در افغانستان سرپوشی برای جلوگیری از به دام افتادن او توسط حکومت ایران بوده است.
جناب رادان خاطرات بهلول را نخوانده است و گرنه میدانست که بهلول در افغانستان بیشتر آزاد ولی تحت نظر بوده است و در بسیاری از مواقع با او رفتار مناسبی میشده است. بعد هم به بهلول اجازه داده شده است که به مصر برود.
از اینها گذشته، شیخ محمدتقی بهلول گنابادی مرد وارستهای بود که آزارش به موری نمیرسید. او مرزها را درنوردیده بود و همه جا را منزل و کاشانهٔ خود میدانست و اکنون جالب نیست که نامش دستاویز ملاحظات ملی، سیاسی و ... قرار گیرد.
جناب رادان
اگر امروز ضرورتی است که باید در خصوص مهاجران افغانستانی تصمیمی بگیرید، توجیهی به از این باید پیدا کرد.
©️ از: کانال صادق ایزدی گنابادی (۱۴۰۴/۷/۲۰)
🔗 پسنوشت: چندی پیش احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی، گفته بود: همین افغانستان یک نفر [ایرانی] به نام «بهلول» را ۲۰ سال در زندانهای خود نگه داشت. همیشه هم حرفش این بود که ایشان غیرمجاز وارد کشور ما شده. چطور الان میپذیریم که چند صد هزار نفر غیرمجاز بیایند اینجا؟ (۱۴۰۴/۷/۱۷)
❤12👍1