کانال محمدکاظم کاظمی
2.81K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
951 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
🔴
گفتگوی خبرگزاری فارس با من دربارۀ ماجرای ستایش قریشی و حاشیه‌های آن. قابل توجه بعضی کسانی که در این مدت مطالب ناقص و جعلی به اسم من در اینجا و آنجا پخش کردند. خوب است که آن عزیزان حداقل این مصاحبه را هم بخوانند یا اگر هم خبر ندارند، به اطلاعشان رسانده شود. 👇
👆یادداشتی که در حاشیۀ نمایشگاه آثار دانش‌آموزان مهاجر نوشته‌ام، در خبرگزاری فارس منتشر شد. از دست‌اندرکاران محترم این خبرگزاری سپاسگزارم.
🔴 ادارۀ اتباع و رویکردی نوین

🔹محمدکاظم کاظمی

در حاشیۀ «نخستین نمایشگاه دستاوردها و فعالیت‌های هنری و علمی دانش‌آموزان اتباع خارجی در مدارس و خدمات جمهوری اسلامی ایران»
🔹
بله، گویا اتفاقات جدیدی می‌افتد. گویا قرار است که مهاجران افغانستان در ایران، «دیده شوند» و این را ما در عرصه‌های گوناگون حس می‌کنیم. این بسیار ارزش دارد که متولیان امر، قابلیت‌های مهاجران ما را باور کرده‌اند و مهم‌تر از باور کردن، به رسمیت شناخته‌اند و بالاتر از آن، خود برای انعکاس آن تلاش می‌کنند. این که ادارۀ اتباع و مهاجرین خارجی و ادارات آموزش و پرورش، خود بانی چنین نمایشگاهی می‌شوند، بدین معنی است که گویا بالاخره در نهادهای متولی امور مهاجرین در ایران، اتفاقاتی افتاده است که باید آن را به فال نیک گرفت و از آن استقبال کرد.
ولی در کنار این قدردانی، که بسیار ضروری هم هست، هیچ نمی‌توانیم این حقیقت را انکار کنیم که باید جلوه و شکوه این نمایشگاه را به پای دانش‌آموزانی نوشت که در وضعیتی دشوار، با تنگناهای موجود و گاه با امکانات شخصی، خود را به این درجه رسانده‌اند.
این انکار ناپذیر است که بسیاری از دانش‌آموزانی که آثار علمی و هنری خود را در اینجا عرضه کردند، گاه از حضور در مسابقات و اردوهای آموزشی و هنری دانش‌آموزان ایرانی محروم بودند. بسیاری از اینان حق شرکت در المپیادها، مسابقات ورزشی و دیگر فعالیت‌های فوق برنامه آموزش و پرورش را نداشتند و چه بسیار رخ داد که دانش‌آموز مهاجر از کاروان اردوی ورزشی یا علمی دانش‌آموزان ایرانی بازماند و با اشک حسرت روانۀ خانه شد.
ما نباید انکار کنیم که بسیاری از این دانش‌آموزان، در تابستان کار کردند و با دستمزد کار خویش، اسباب و لوازم برای تهیۀ آثار هنری و ابداعات علمی خود خریدند. این را جوانی که آن پهپاد را ساخته بود، می‌گفت.
ما در این نمایشگاه دیدیم که نواحی مختلف آموزش و پرورش مشهد غرفه داشتند و آثاری از دانش‌آموزان مهاجر در آن‌ها به نمایش درآمده بود. این بسیار خوب است و جای قدردانی دارد. ولی ما خبر داریم که در بعضی از این نواحی، اصلاً ثبت نام دانش‌آموزان مهاجر ممنوع است. آخر تا کی باید چنین باشد؟
من این همه را از این باب نمی‌گویم که ناشکری کرده باشم و خدمات مسئولان را خفیف انگاشته باشم. برای این می‌گویم که بدانیم این دانش‌آموزانی که در این تنگناها چنین آثار ارزشمندی خلق کرده است، اگر قدری بیشتر حمایت شوند یا لااقل قید و بند ممنوعیت‌های مختلف از آن‌ها برداشته شود، چه بسا که از این هم موفق‌تر شوند.
من این‌ها را برای این می‌گویم که آن عده از مسئولان که هنوز ضرورت این تغییر را درنیافته‌اند و نتوانسته‌اند خود را با دلسوزان و مدبّران نظام هماهنگ سازند، به این قطار بپیوندند و در لذتی که اکنون نصیب خادمان راستین شده است، شریک شوند.
من مطمئن هستم که آقای عجمی مدیرکل اتباع و مهاجرین خارجی، از این که با حمایت‌های او چنین برنامه‌ای شکل می‌گیرد و دل مردمی شاد می‌شود، لذت می‌برد. این لذت گوارایش باد. من مطمئن هستم که آقای احمدی معاون ایشان که نوار افتتاح نمایشگاه را قیچی می‌کرد، لذت می‌برد.
و در مقابل من مطمئن هستم که آقای حسین‌پور مدیر کل اتباع در دهۀ هفتاد، وقتی دستور می‌داد که خانواده‌های مهاجر را با اسباب و اثاثیه‌شان بار بزنند و در مرز تخلیه کنند، هیچ از این کار خود لذت نمی‌برد. خود او باری در مصاحبه‌‌ای گفته بود که در دل از این کار راضی نیست، ولی هیچ راه دیگری ندارد. نه جناب حسین‌پور! راه داشت، راه همین است که اکنون جانشینان شما می‌پیمایند، ولی قدری دیر.
شاید بگویید که آن مسئولان در زمان خود وظیفه داشتند و اجرای وظیفه، خود رضایت قلبی همراه دارد. ولی از یاد نبرده‌ایم که مرحوم کریم قوی‌دل (معروف به کریم غول) وقتی به بیماری‌ای لاعلاج مبتلا شد، آن بیماری را نتیجۀ رفتارهایش با مهاجرین دانست و در آن روزهای پایانی عمر، از آنها حلالیت می‌طلبید.
و من مطمئن هستم که بسیاری از مسئولان امور مهاجرین که هنوز سختگیری می‌کنند، هنوز مشکل‌تراشی می‌کنند و هنوز حتی برای دریافت یک سیم‌کارت اعتباری و تمدید گواهینامه و ثبت نام دانش‌آموز در یک آموزشگاه در نواحی ممنوعه، مردم را در تنگنا می‌گذارند، از این کار خود لذت نمی‌برند. ممکن است از انجام وظیفه احساس رضایت کنند، ولی لذت از خدمت، چیزی دیگر است.
این لذت ارزانی کسانی باد که این نمایشگاه را بر پا کردند، چه دانش‌آموزانی که پس از سال‌ها محرومیت و تنگنا، اکنون «دیده شدند» و چه کسانی که اسباب این «دیده‌شدن» را فراهم آوردند.
🔸
(این یادداشت در روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ در خبرگزاری فارس منتشر شد. از دست‌اندرکاران آن خبرگزاری سپاسگزارم.)
🔸
@mkazemkazemi
Forwarded from Deleted Account
ششمین قسمت "شما که غریبه نیستید" با گزارش هایی از موسسه در دری، نمایشگاه دستاوردهای دانش آموزان مهاجر و ماجرای شهدای افغانستانی 8 سال دفاع مقدس
یکشنبه 18:15 و 23:15 از شبکه خبر
🔴
سایت رسمی محمدکاظم کاظمی
www.mkkazemi.com
به امید خدا این سایت به تدریج همه نوشته‌های مرا در خود خواهد داشت، به اضافۀ تصویرها، صوت‌ها و فیلم‌های مربوط به من یا مورد علاقۀ من.
البته فعلاً فقط با یک شعر و یادداشت به‌روز شده است و در روزهای آینده کامل‌تر خواهد شد.
📚
کتاب‌های من در نمایشگاه کتاب تهران
🔹
انتشارات سپیده‌باوران
(سالن عمومی شماره 2. راهرو 3. غرفه 20)
📖 روزنه، چاپ ششم
📖 مرقع صدرنگ، چاپ دوم
📖 شمشیر و چغرافیا، چاپ دوم
🔹
انتشارات عرفان
(جنب سالن سه قلوها، جنب بازار جهانی کتاب، سالن ملل، غرفه 7)
📖 گزیدۀ غزلیات بیدل، چاپ چهارم
📖 همزبانی و بی‌زبانی، چاپ سوم
📖 این قند پارسی، چاپ دوم
@mkazemkazemi
🔴 یادی از احمدولی
امروز به مناسبتی به سراغ مجموعه‌ای از آهنگ‌های احمدولی، آوازخوان معروف افغانستان رفتم، کسی که برای نسل جوان امروز خیلی آشنا نیست ولی در عصر خودش از بهترین‌ها بوده است.
آنچه در کار احمدولی برایم بسیار جالب است، بازخوانی تعداد زیادی از آهنگ‌های استادان قدیم است، ولی با لحن و سبک امروزی و عموم‌پسند.
این کار احمدولی از این جهت بسیار ارزش دارد که بدین وسیله بعضی آهنگ‌هایی که یا به خاطر کیفیت پایین و یا به خاطر ثقیل بودن سبک، از مدار پسند عموم مردم خارج شده است، به شکل امروزی‌تری حفظ می‌شود.
من برای نمونه آهنگ «گر بهشتم می‌سزد وصل نکویانم خوش است» از مرحوم استاد قاسم و احمدولی را منتشر می‌کنم.
آهنگ استاد قاسم شاید قریب به هفتاد سال پیش خوانده شده است و از نظر کیفیت تقریباً غیر قابل شنیدن است، هرچند از نظر مهارت در خواندن، استادانه است و برای بسیاری‌ها دلپذیر و جذاب.
ولی خوب آهنگ احمدولی روایت تازه‌ای از آن آهنگ است و استفادۀ عام‌تری دارد.
احمدولی شماری از آهنگ‌های استاد سرآهنگ را هم بازخوانی کرده است که در کانال استاد سرآهنگ نمونه‌ای از آن‌ها را آورده‌ام.
@ostad_sarahang
#احمدولی
#استاد_قاسم
@mkazemkazemi
👆
متن شعر آهنگ‌های بالا
شعر: صوفی غلام‌نبی عشقری
(گفتنی است که هر دو تن مصراع سوم شعر را اشتباه خوانده‌اند و صورت درست آن گویا چنین است: «ای فلک بر دوش من بار غم دنیا منه»
🔹
آهنگ استاد قاسم
گر بهشتم می‌سزد وصل نکویانم بس است
ور به دوزخ لایقم، تکلیف هجرانم بس است
ای فلک بر من منه بار غم دنیا را
ناز و تمکین و ادای خوب‌رویانم بس است
از حدیث زلف مشکین تو سرگردان شدم
بعد امشب دیدن خواب پریشانم بس است
(اینجا غم محبت، آنجا جزای عصیان
آسایش دو گیتی بر ما حرام کردند)
(روم به خواب که شاید تو را به خواب ببینم
کجاست خواب، مگر خواب را به خواب ببینم)
🔹
آهنگ احمدولی
گر بهشتم می‌رسد وصل نکویانم بس است
ور به دوزخ مایلم، تکلیف هجرانم بس است
ای فلک بر من منه بار غم دنیا را
ناز و تمکین و ادای خوب‌رویانم بس است
(ما از تو جداییم به صورت، نه به معنی
چون فاصلۀ بیت بود فاصلۀ ما)
@mkazemkazemi
دوستان گرامی. مطالبی که در این کانال می‌بینید، به امید خدا از این پس به طور ثابت در سایت شخصی من هم منتشر خواهد شد.
www.mkkazemi.com
🔴 پهلوان 1390

🔹محمدکاظم کاظمی
به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی

پهلوانان شهر جادوییم‌، گام بر آهن مذاب زدیم‌
لرزه بر جان کوه افکندیم‌، بند بر گردن شهاب زدیم‌

نعره‌ای تا کشید پیل دمان‌، بر تنش کوفتیم گرز گران‌
دیده‌ای تا گشود دیو سپید، بر سرش سنگ آسیاب زدیم‌

... ولی این خواب‌های رنگارنگ پاره شد با صدای کشمکشی‌
اسپ ما داشت اژدها می‌کشت‌، لاجرم خویش را به خواب زدیم‌

تیر گز هم اگر به چنگ آمد، که توانِ کمان‌کشیدن داشت‌؟
صبر کردیم تا شود نزدیک‌، خاک بر چشم آن جناب زدیم‌

رخش را در چرا رها کردیم تا که تهمینه‌ای نصیب شود
رخش دنبال رخش دیگر رفت‌، ما خری لنگ را رکاب زدیم‌

تا که بوسید دست ما را سیخ‌، گذر از مهره‌های پشتش کرد
این‌چنین برّه روی آتش رفت‌، این‌چنین شد که ما کباب زدیم‌

هفت خوان را به ساعتی خوردیم‌، شهره گشتیم در گرانسنگی‌
لاجرم در مسیر کاهش وزن مدتی صبح‌ها طناب زدیم‌

جوشن پاکدامنی که نبود، و از آن شعله ایمنی که نبود
ما سیاووش‌های نابغه‌ایم کرم ضد آفتاب زدیم‌
26 اردیبهشت 1390
@mkazemkazemi
👆 معمولاً از زمانی که در کامپیوترم به دنبال چیزی می‌گردم تا وقتی آن را پیدا می‌کنم یا پیدا نمی‌کنم، کمتر از یک دقیقه طول می‌کشد. حداکثر آن دو یا سه دقیقه است. این به خاطر نظمی است که در اطلاعات داخل کامپیوتر ایجاد کرده‌ام و این کار ضروری است.
البته این را بگویم که این پاسخ‌دهی سریع در حالی انجام شده است که من فقط بر روی هارد سیار خود هفده هزار قطعه فایل صوتی دارم.
باید یک وقتی که حال و حوصله و فراغتی بود، شیوۀ خودم برای بایگانی اطلاعات در کامپیوتر را شرح دهم. شاید به درد بخورد.
سایت من با چند مطلب دیگر به‌روز شد. به امید خدا به مرور همه مطالب من در آنجا منتشر خواهد شد.
http://www.mkkazemi.com/
🔴 آهنگ «نفس تازه کنیم»
شعر: محمدکاظم کاظمی
آواز: حامد زمانی.
🔹
این آهنگ را به مناسبت نیمۀ شعبان پیشکش دوستان می‌کنم، ولی ضمن سپاس از این هنرمند به خاطر حسن نظر او نسبت به شعر من، باید گلایه‌مند باشم که در این اثر ضمن این که از نظر حقوقی نسبت به من کوتاهی‌هایی شده است، خوانندۀ محترم جای‌هایی از شعر را درست نخوانده است. که من اینک یادآوری می‌کنم.
۱. ایشان «یا اگر بود شایستۀ ناورد نبود» می‌خواند که در اصل «یا اگر هم بود، شایستۀ ناورد نبود» است.
۲. ایشان در مصراع «عاقبت صلح حسن، جنگ حسینی دارد» کلمۀ «حسینی» را با «ی» نسبت می‌خواند، در حالی که «ی» نکره است، مثل مصراع اول.
۳. «از خم محوترین کوچه پدیدار شد و / و به خال لبت ای دوست گرفتار شد و» که یک غلط بارز است. درست آن «از خم محوترین کوچه پدیدار شده / و به خال لبت ای دوست گرفتار شده» است.
۴. «و هم او گفت، چنین گفت، کسی می‌آید» که در اصل «و کسی گفت، چنین گفت، کسی می‌آید» است. بگذارید که من این سه مصراع را به هم وصل کنم تا عیب کار معلوم شود: «از خم محو‌ترین کوچه پدیدار شد و، و به خال لبت ای دوست گرفتار شد و، و هم او گف، چنین گفت، کسی می‌آید.»
۵. «ما نمک‌خوردۀ اوییم، بیا برگردیم» که در اصل «و نمک‌خوردۀ اوییم، بیا برگردیم» است.
۶. در «سفر دشت غریبی است نفس تازه کنیم» ایشان برعکس، «غریبی» را با یای نکره خوانده است، در حالی که اینجا «ی» مصدری است، مثل «صلیبی» مصراع بعد.
(گفتنی است که در نگارش اولیۀ این یادداشت، من از اجازه گرفتن برای اجرای این اثر اظهار بی‌اطلاعی کرده بودم. ولی آقای صفایی تهیه‌کنندۀ اثر اینک یادآوری کردند که حدود دو سال پیش در این مورد با من مکاتبه کرده بودند و از خاطر من رفته بوده است. ولی به هر حال به خاطر تصرف‌هایی که در شعر اتفاق افتاده است، عذرخواهی کردند. به همین دلیل من هم این یادداشت را اصلاح کردم.)
@mkazemkazemi