کانال محمدکاظم کاظمی
🔹 جدا شدن افغانستان از ایران در عصر قاجار، یک غلط مشهور تاریخی 🔸 محمدکاظم کاظمی در ایران معروف است که در عصر قاجاریه و در جریان محاصرۀ هرات (۱۲۳۵ ش) افغانستان از ایران جدا شد. این خطایی بزرگ است و یکسره تکرار میشود. حقیقت این است که در آن زمان فقط شهر هرات…
بعد از اشاره به بحث جدا شدن افغانستان از ایران در ذیل یادداشت جناب سلمان کدیور، دوستانی طالب اطلاعات بیشتری در این مورد بودند و من این پست را از کانال خودم برای توضیح قضیه بازنشر میکنم. 👆
#افغانستان_و_ایران
#تاریخ_افغانستان
@mkazemkazemi
#افغانستان_و_ایران
#تاریخ_افغانستان
@mkazemkazemi
✳️ عبرتی از تاریخ
«وقتی شاه محمود خبردار شد که دوستمحمد خان بهسمت کابل در حال پیشروی است... عطامحمد خان را به کابل فرستاد. غافل از این که عطامحمد خان مخفیانه با دوستمحمد خان در ارتباط است. او قول داده بود به شرط آن که همۀ پسران پاینده خان قسم بخورند در صورت تسلیم، او را بهخاطر کور کردن فتح خان نخواهند کشت به آنها خواهد پیوست. دوستمحمد خان قسمنامههایی که خواسته بود را برایش فرستاد و عطامحمد هم به طرف مقابل پیوست. اما هنگامی که به اردوی دوستمحمد خان رسید او را بستند و پیرمحمد خان که تعمداً قسمنامه را امضا نکرده بود، چشمانش را درآورد.
دوستمحمد خان سپس بالاحصار سفلی را اشغال کرد. شاه محمود به هرات گریخت. در سال بعد کامران میرزا [پسر شاه محمود] پدر را از ارگ بیرون کرد و شاه محمود به میمنه فرار کرد و سپاهی فراهم کرد و هرات را محاصره کرد.
در کابل دوستمحمد خان بهجای پذیرفتن شاه ایوب بهعنوان پادشاه چنان که محمدعظیم خان [برادر دوستمحمد خان] دستور داده بود، علیمیرزا را بر تخت نشاند. سپس از تسلیم کابل خودداری کرد و محمدعظیم خان به کابل لشکرکشی کرد و دوستمحمد خان به غزنی عقب نشست. چند ماه بعد اسماعیل میرزا، به تحریک عظیم خان، علی میرزا را خفه کرد و مدت کوتاهی بر تخت نشست.
🔻🔻🔻
این خلاصهٔ یک صفحه از کتابی دربارهٔ تاریخ افغانستان است، در ماجرای انتقال حکومت از شاه محمود به دوستمحمد خان. میبینید که در یک صفحه چقدر جنگ است، چقدر خیانت، چقدر پیمانشکنی، چقدر فریب و حیله.
عطامحمد خان از رجال حکومت شاه محمود است و وزیر سلطان یعنی فتح خان را کور کرده است (جنایت). حالا پنهانی با برادر فتح خان یعنی دوستمحمد خان پیوسته است (خیانت). دوستمحمد خان به او وعده میدهد که این گناهش را میبخشند، ولی این وعده، فریب است و از او انتقام میگیرند و کورش میسازند. (جنایت + پیمانشکنی)
محمود شکست میخورد به هرات میرود، ولی پسرش کامران او را به شهر راه نمیدهد (اختلاف پدر و پسر).
دوستمحمد خان به حرف برادر بزرگتر نمیکند (اختلاف دو برادر) و به جای ایوب، علی میرزا را به تخت مینشاند (تاجبخشی). بین دو برادر به همین دلیل جنگ میشود و بعد هم محمدعظیم خان اسماعیل میرزا را تحریک میکند که علی میرزا را خفه کند. (پادشاهکشی)
البته در نهایت خود امیر دوستمحمد خان به پادشاهی میرسد.
سراسر تاریخ حکومت سدوزاییها و محمدزاییها و سپس تا به امروز همین بوده است. این تاریخ را باید بخوانیم و بدانیم و عبرت بگیریم.
#تاریخ
#تاریخ_افغانستان
@mkazemkazemi
«وقتی شاه محمود خبردار شد که دوستمحمد خان بهسمت کابل در حال پیشروی است... عطامحمد خان را به کابل فرستاد. غافل از این که عطامحمد خان مخفیانه با دوستمحمد خان در ارتباط است. او قول داده بود به شرط آن که همۀ پسران پاینده خان قسم بخورند در صورت تسلیم، او را بهخاطر کور کردن فتح خان نخواهند کشت به آنها خواهد پیوست. دوستمحمد خان قسمنامههایی که خواسته بود را برایش فرستاد و عطامحمد هم به طرف مقابل پیوست. اما هنگامی که به اردوی دوستمحمد خان رسید او را بستند و پیرمحمد خان که تعمداً قسمنامه را امضا نکرده بود، چشمانش را درآورد.
دوستمحمد خان سپس بالاحصار سفلی را اشغال کرد. شاه محمود به هرات گریخت. در سال بعد کامران میرزا [پسر شاه محمود] پدر را از ارگ بیرون کرد و شاه محمود به میمنه فرار کرد و سپاهی فراهم کرد و هرات را محاصره کرد.
در کابل دوستمحمد خان بهجای پذیرفتن شاه ایوب بهعنوان پادشاه چنان که محمدعظیم خان [برادر دوستمحمد خان] دستور داده بود، علیمیرزا را بر تخت نشاند. سپس از تسلیم کابل خودداری کرد و محمدعظیم خان به کابل لشکرکشی کرد و دوستمحمد خان به غزنی عقب نشست. چند ماه بعد اسماعیل میرزا، به تحریک عظیم خان، علی میرزا را خفه کرد و مدت کوتاهی بر تخت نشست.
🔻🔻🔻
این خلاصهٔ یک صفحه از کتابی دربارهٔ تاریخ افغانستان است، در ماجرای انتقال حکومت از شاه محمود به دوستمحمد خان. میبینید که در یک صفحه چقدر جنگ است، چقدر خیانت، چقدر پیمانشکنی، چقدر فریب و حیله.
عطامحمد خان از رجال حکومت شاه محمود است و وزیر سلطان یعنی فتح خان را کور کرده است (جنایت). حالا پنهانی با برادر فتح خان یعنی دوستمحمد خان پیوسته است (خیانت). دوستمحمد خان به او وعده میدهد که این گناهش را میبخشند، ولی این وعده، فریب است و از او انتقام میگیرند و کورش میسازند. (جنایت + پیمانشکنی)
محمود شکست میخورد به هرات میرود، ولی پسرش کامران او را به شهر راه نمیدهد (اختلاف پدر و پسر).
دوستمحمد خان به حرف برادر بزرگتر نمیکند (اختلاف دو برادر) و به جای ایوب، علی میرزا را به تخت مینشاند (تاجبخشی). بین دو برادر به همین دلیل جنگ میشود و بعد هم محمدعظیم خان اسماعیل میرزا را تحریک میکند که علی میرزا را خفه کند. (پادشاهکشی)
البته در نهایت خود امیر دوستمحمد خان به پادشاهی میرسد.
سراسر تاریخ حکومت سدوزاییها و محمدزاییها و سپس تا به امروز همین بوده است. این تاریخ را باید بخوانیم و بدانیم و عبرت بگیریم.
#تاریخ
#تاریخ_افغانستان
@mkazemkazemi
👍3🔥1