🔹درختهای سوخته
🔸محمدکاظم کاظمی
در حاشیۀ واقعۀ انتحاری در مؤسسۀ تبیان و دفتر خبرگزاری صدای افغان
▫️
امروز مراسم تجلیل از کشتگان واقعۀ انتحاری در دفتر خبرگزاری صدای افغان و مؤسسۀ تبیان بود، و من پیش از اینها باید در این مورد چیزی مینوشتم. ما اهالی مطبوعات به نوعی همخانوادهایم. ممکن است حوزۀ کار یا رویکردهای ما در مواردی با هم فرق داشته باشد، به هر حال این واقعه در خانوادۀ بزرگ مطبوعات و رسانه و کارهای فرهنگی اتفاق افتاده و برای همۀ ما مهم است.
در میان نهادهای فرهنگی مهاجرین در ایران، تبیان را میشود علاوه بر یک مرکز فعالیت فرهنگی، یک کانون پرورش نیرو هم دانست. اکنون که به چشمانداز گذشته مینگرم، بسیاری از فعالان عرصۀ مطبوعات و رسانۀ ما به نحوی با تبیان همکار بودهاند و از اینجا به دیگر نهادهای فرهنگی مهاجرین در سراسر دنیا راه یافتهاند، هرچند بسیاری از آنها شاید اکنون با تبیان همسو هم نباشند. بسیار نیروهای ورزیدۀ عرصۀ مطبوعات و رسانه هستند که در عمل دورۀ کارآموزیشان را در «فریاد عاشورا»، «انصاف» و «صدای افغان» گذراندهاند.
فریاد عاشورا در زمان خودش یک پدیده در عرصۀ روزنامهنگاری افغانستان بود، با مطالب متنوع و گاه حتی دلیرانۀ خود نسبت به مسائل کشور و مهاجرین. من یک بریدۀ روزنامه از مصاحبۀ تند و تیز غفار یعقوبی با رئیس وقت اداره اتباع را دارم که در «فریاد عاشورا» چاپ شد. چاپ این مصاحبۀ چالشبرانگیز آن هم در دورۀ حاکمیت سیاست «مشت آهنین» استاندار و رئیس ادارۀ اتباع وقت، همین اکنون حیرتبرانگیز به نظر میرسد.
این نشریات در حوزۀ فعالیتهای ادبی نیز فعال بودند و هستند. در واقع کتاب «این قند پارسی» من حاصل مطالبی است که دربارۀ وضعیت زبان فارسی در نشریۀ انصاف مینوشتم و سپس به صورت کتاب درآمد. همین طور یک سلسله از مطالب آموزشی من دربارۀ نگارش در انصاف و سایت صدای افغان منتشر شد و بسیار مطالب دیگر از این دست، از اهل شعر و ادب ما.
▫️
باری، هیچ چیزی به اندازۀ از دست دادن این سرمایههای انسانی خسارتآفرین نیست و با هر فردی که از جمع نخبگان ما از میان میرود، سرمایهای که سالها برای ثمربخشیاش زمان گرفته است، از میان میرود. فرقی هم نمیکند که این افراد چه گرایشی و چه نگرشی داشته باشند. این را برای بعضی دوستانی میگویم که تصور میکنند اگر یک نیروی مطبوعاتی در سمت مخالفشان از بین رفت، آنان سود کردهاند. نه، این یک زیان کلی به فرهنگ و رسانۀ ماست. در واقع با همین تکثر نگاهها و نگرشهاست که ما به جایی میرسیم. جامعۀ یکسو همیشه رو به زوال میرود.
اما از این بدتر و نگرانکنندهتر این است که چنین وقایعی آن بستر پرورش نیرو را از بین ببرد و آسیب بزند، که این دیگر واقعاً جبرانناپذیر است. در واقع آسیبدیدن نهادهایی فرهنگی، مطبوعاتی و علمی ما مثل سوزاندن زمین است به طوری که دیگر پرورش درخت و گیاه هم در آن ممکن نباشد.
من در جایی گفته بودم
درختِ سوخته، آری، عوض شود آسان
زمین سوخته آسان عوض نخواهد شد
#تبیان
#فریاد_عاشورا
#انصاف
#حادثه_انتحاری
@mkazemkazemi
🔸محمدکاظم کاظمی
در حاشیۀ واقعۀ انتحاری در مؤسسۀ تبیان و دفتر خبرگزاری صدای افغان
▫️
امروز مراسم تجلیل از کشتگان واقعۀ انتحاری در دفتر خبرگزاری صدای افغان و مؤسسۀ تبیان بود، و من پیش از اینها باید در این مورد چیزی مینوشتم. ما اهالی مطبوعات به نوعی همخانوادهایم. ممکن است حوزۀ کار یا رویکردهای ما در مواردی با هم فرق داشته باشد، به هر حال این واقعه در خانوادۀ بزرگ مطبوعات و رسانه و کارهای فرهنگی اتفاق افتاده و برای همۀ ما مهم است.
در میان نهادهای فرهنگی مهاجرین در ایران، تبیان را میشود علاوه بر یک مرکز فعالیت فرهنگی، یک کانون پرورش نیرو هم دانست. اکنون که به چشمانداز گذشته مینگرم، بسیاری از فعالان عرصۀ مطبوعات و رسانۀ ما به نحوی با تبیان همکار بودهاند و از اینجا به دیگر نهادهای فرهنگی مهاجرین در سراسر دنیا راه یافتهاند، هرچند بسیاری از آنها شاید اکنون با تبیان همسو هم نباشند. بسیار نیروهای ورزیدۀ عرصۀ مطبوعات و رسانه هستند که در عمل دورۀ کارآموزیشان را در «فریاد عاشورا»، «انصاف» و «صدای افغان» گذراندهاند.
فریاد عاشورا در زمان خودش یک پدیده در عرصۀ روزنامهنگاری افغانستان بود، با مطالب متنوع و گاه حتی دلیرانۀ خود نسبت به مسائل کشور و مهاجرین. من یک بریدۀ روزنامه از مصاحبۀ تند و تیز غفار یعقوبی با رئیس وقت اداره اتباع را دارم که در «فریاد عاشورا» چاپ شد. چاپ این مصاحبۀ چالشبرانگیز آن هم در دورۀ حاکمیت سیاست «مشت آهنین» استاندار و رئیس ادارۀ اتباع وقت، همین اکنون حیرتبرانگیز به نظر میرسد.
این نشریات در حوزۀ فعالیتهای ادبی نیز فعال بودند و هستند. در واقع کتاب «این قند پارسی» من حاصل مطالبی است که دربارۀ وضعیت زبان فارسی در نشریۀ انصاف مینوشتم و سپس به صورت کتاب درآمد. همین طور یک سلسله از مطالب آموزشی من دربارۀ نگارش در انصاف و سایت صدای افغان منتشر شد و بسیار مطالب دیگر از این دست، از اهل شعر و ادب ما.
▫️
باری، هیچ چیزی به اندازۀ از دست دادن این سرمایههای انسانی خسارتآفرین نیست و با هر فردی که از جمع نخبگان ما از میان میرود، سرمایهای که سالها برای ثمربخشیاش زمان گرفته است، از میان میرود. فرقی هم نمیکند که این افراد چه گرایشی و چه نگرشی داشته باشند. این را برای بعضی دوستانی میگویم که تصور میکنند اگر یک نیروی مطبوعاتی در سمت مخالفشان از بین رفت، آنان سود کردهاند. نه، این یک زیان کلی به فرهنگ و رسانۀ ماست. در واقع با همین تکثر نگاهها و نگرشهاست که ما به جایی میرسیم. جامعۀ یکسو همیشه رو به زوال میرود.
اما از این بدتر و نگرانکنندهتر این است که چنین وقایعی آن بستر پرورش نیرو را از بین ببرد و آسیب بزند، که این دیگر واقعاً جبرانناپذیر است. در واقع آسیبدیدن نهادهایی فرهنگی، مطبوعاتی و علمی ما مثل سوزاندن زمین است به طوری که دیگر پرورش درخت و گیاه هم در آن ممکن نباشد.
من در جایی گفته بودم
درختِ سوخته، آری، عوض شود آسان
زمین سوخته آسان عوض نخواهد شد
#تبیان
#فریاد_عاشورا
#انصاف
#حادثه_انتحاری
@mkazemkazemi