Forwarded from کانال کلید در باز🔸 این گروه خاص میرزا عبدالقادر بیدل و شعر اوست. 🔸 گلچین مطالب گروه در «کانال کلید در باز» هم منتشر میشود: @b
🔹حدیث نگفتن
🔺قسمت اول
شرحی بر غزلی از میرزا عبدالقادر بیدل
حاصل گروه تلگرامی «کلید در باز»
🔸یادداشت
در تابستان ۱۳۹۶ و در این گروه، با همراهی جمعی از عزیزان، یکی از غزلهای زیبای بیدل شرح شد. در شرح این غزل این دوستان حضور داشتهاند: شهرام میرزایی، مرتضی آخرتی، مهدی شعبانی، مرتضی بیک بیاتی، مصطفی پورکریمی، محسن حسنبیگی، مجید عزیزی، امیر علیزاده، سعید مبشر و محمدکاظم کاظمی،
مطالب در نهایت به وسیلۀ محمدکاظم کاظمی جمعبندی شده و به نگارش درآمده است، به گونهای که در آن، نظرهای جمع دوستان گردآمده است، هرچند بدون ذکر نام.
🔸 متن غزل
با هیچ کس حدیث نگفتن نگفتهام
در گوش خویش گفتهام و من نگفتهام
زان نور بیزوال که در پردۀ دل است،
با آفتاب آنهمه روشن نگفتهام
این دشت و در به ذوقِ چه خمیازه میکشد؟
رمز جهان جَیب، به دامن نگفتهام
گلها به خنده هرزه گریبان دریدهاند
من حرفی از لب تو به گلشن نگفتهام
موسی اگر شنید هم از خود شنیده است
«انّی انا الله»ی که به اَیمَن نگفتهام
آن نفخهای کز او دَم عیسی گشود بال،
بوی کنایه داشت، مبرهن نگفتهام
پوشیدهدار آنچه به فهمت رسیده است
عریان مشو که جامهدریدن نگفتهام
ظرف غرور نخل، ندارد نیاز بید
با هر کسی همین خم گردن نگفتهام
در پردۀ خیالِ تعین ترانههاست
شیخ آنچه بشنود، به برهمن نگفتهام
هرجاست بندگی و خداوندی آشکار
جز شبهۀ خیال معین نگفتهام
افشای بینیازی مطلب چه ممکن است؟
پُر گفتهام، ولی به شنیدن نگفتهام
این انجمن هنوز ز آیینه غافل است
حرف زبان شمعم و روشن نگفتهام
افسانۀ رموز محبّت جنوننواست
هر چند بی لباسِ نهفتن نگفتهام
این ما و من که شش جهت از فتنهاش پُر است،
بیدل! تو گفتهباشی اگر من نگفتهام
گفتنی است که این متن بر اساس نسخۀ غزلیات بیدل چاپ کابل نقل شده و در یکی دو مورد کوچک به کمک دیوان خطی بیدل نسخۀ کتابخانۀ رامپور مقابله شده است. در پست بعدی دیکلمۀ این غزل را نیز خواهید شنید.
🔸 کلیات
این غزل، یک غزل رازآمیز بیدل است، یعنی هم در یک ابهام و رازگونگی کلی قرار دارد و هم دشواریهایی در بعضی بیتهایش هست. گاهی اینها رازهای این جهان است که شاعر از درکشان عاجز است و گاهی رازهای مگویی است که نباید به کسی گفته شود.
غزل از راز مگویی میگوید که به هیچ کس گفته نشده است، حتی به پیامبران اولوالعزم. و آنها ادراک خود را به پروردگار منتسب کردهاند وگرنه اصل کلام و بیان الهی به هیچ عنوان قابل شنیدن نیست. ولی با این که این راز به هیچ کس شنوانده نشده، خیلیها به زعم خود آن را شنود کردهاند. بیدل بارها از این تبرّا استفاده کرده و نشنیدن را شنیدن دانسته است:
یاران فسانههای تو و من شنیدهاند
دیدن ندیده و نشنیدن شنیدهاند
ارجاعات برون متنی این غزل نیز در راستای رازداری و خاموشی است که دومی از آداب طریقت است. این که شاعر خود را به این رازداری مقیّد میداند، به نوعی امانتداری در باب کنترل نفس هم هست، توأم با تواضع و فروتنی.
اما راز در عرفان تقریباً به دو بخش تقسیم میشود: الف، لطیفه. ب، معنی. گروهی از عرفا راز را سرّ موقعیت عینی میدانستند و بر عینیت و مشاهدۀ آن از طرف صاحب راز واقف بودند. گروهی نیز آن را از معانی مستور بین خدا و بنده دانسته اند.
یکی از نقاط قوتی که در وهلۀ اول به چشم میخورد، جدا از وزن، موسیقی کلمات و هم آوایی حروف هست و همچنین ردیف «نگفتهام» که مکمل تمام این زیبایی است. این ردیف از جانبی به گفتن راز ارتباط دارد و از طرفی یک تازگی خاص دارد. هم چنین «گفتن» در ردیف این شعر یک توسّع معنایی یافته و در مواردی به جای «عمل کردن» آمده است.
یکی از موضوعات مهم این غزل تفاوت گذاشتن بین ظاهر و باطن عالم است در مقایسۀ اشیا:
نور بی زوال دل - آفتاب روشن
رمز جیب - دامن
لب تو -گلها
میخواهد بگوید این ظواهر، باطنهای شدیدتری دارند.
موضوعی که در ابتدا ابهامآفرین میشود، این است که در اینجا گویندۀ سخن چه کسی است، یعنی بیدل از زبان که سخن میگوید؟ خودش یا خدا؟ از یک جانب به نظر میرسد که گوینده بیدل نیست، چون سخنی که موسی شنیده و گوینده آن را فاش نکرده، باید از مرجعی کاملتر و غنیتر از موسی صادر شود، که کسی جز خداوند نیست. اما از جانبی دیگر، میشود تصور کرد که گوینده خود شاعر است، چون بیدل در این غزل عارفی واصل است که به مقام وحدت رسیده، و اگر گوینده خودش باشد، عدم تطابق ردیف «گفتهام» با تغییر گوینده حل میشود.
وزن غزل، «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات» است که از وزنهای معروف شعر فارسی است و بیدل هم در این وزن چند غزل بسیار زیبا دارد. البته به نظر میرسد که بهترین غزل او در این وزن، همین باشد. از پستهای بعدی به سراغ شرح غزل خواهیم رفت.
#شرح_غزل
#حدیث_نگفتن
@bidelkelid
🔺قسمت اول
شرحی بر غزلی از میرزا عبدالقادر بیدل
حاصل گروه تلگرامی «کلید در باز»
🔸یادداشت
در تابستان ۱۳۹۶ و در این گروه، با همراهی جمعی از عزیزان، یکی از غزلهای زیبای بیدل شرح شد. در شرح این غزل این دوستان حضور داشتهاند: شهرام میرزایی، مرتضی آخرتی، مهدی شعبانی، مرتضی بیک بیاتی، مصطفی پورکریمی، محسن حسنبیگی، مجید عزیزی، امیر علیزاده، سعید مبشر و محمدکاظم کاظمی،
مطالب در نهایت به وسیلۀ محمدکاظم کاظمی جمعبندی شده و به نگارش درآمده است، به گونهای که در آن، نظرهای جمع دوستان گردآمده است، هرچند بدون ذکر نام.
🔸 متن غزل
با هیچ کس حدیث نگفتن نگفتهام
در گوش خویش گفتهام و من نگفتهام
زان نور بیزوال که در پردۀ دل است،
با آفتاب آنهمه روشن نگفتهام
این دشت و در به ذوقِ چه خمیازه میکشد؟
رمز جهان جَیب، به دامن نگفتهام
گلها به خنده هرزه گریبان دریدهاند
من حرفی از لب تو به گلشن نگفتهام
موسی اگر شنید هم از خود شنیده است
«انّی انا الله»ی که به اَیمَن نگفتهام
آن نفخهای کز او دَم عیسی گشود بال،
بوی کنایه داشت، مبرهن نگفتهام
پوشیدهدار آنچه به فهمت رسیده است
عریان مشو که جامهدریدن نگفتهام
ظرف غرور نخل، ندارد نیاز بید
با هر کسی همین خم گردن نگفتهام
در پردۀ خیالِ تعین ترانههاست
شیخ آنچه بشنود، به برهمن نگفتهام
هرجاست بندگی و خداوندی آشکار
جز شبهۀ خیال معین نگفتهام
افشای بینیازی مطلب چه ممکن است؟
پُر گفتهام، ولی به شنیدن نگفتهام
این انجمن هنوز ز آیینه غافل است
حرف زبان شمعم و روشن نگفتهام
افسانۀ رموز محبّت جنوننواست
هر چند بی لباسِ نهفتن نگفتهام
این ما و من که شش جهت از فتنهاش پُر است،
بیدل! تو گفتهباشی اگر من نگفتهام
گفتنی است که این متن بر اساس نسخۀ غزلیات بیدل چاپ کابل نقل شده و در یکی دو مورد کوچک به کمک دیوان خطی بیدل نسخۀ کتابخانۀ رامپور مقابله شده است. در پست بعدی دیکلمۀ این غزل را نیز خواهید شنید.
🔸 کلیات
این غزل، یک غزل رازآمیز بیدل است، یعنی هم در یک ابهام و رازگونگی کلی قرار دارد و هم دشواریهایی در بعضی بیتهایش هست. گاهی اینها رازهای این جهان است که شاعر از درکشان عاجز است و گاهی رازهای مگویی است که نباید به کسی گفته شود.
غزل از راز مگویی میگوید که به هیچ کس گفته نشده است، حتی به پیامبران اولوالعزم. و آنها ادراک خود را به پروردگار منتسب کردهاند وگرنه اصل کلام و بیان الهی به هیچ عنوان قابل شنیدن نیست. ولی با این که این راز به هیچ کس شنوانده نشده، خیلیها به زعم خود آن را شنود کردهاند. بیدل بارها از این تبرّا استفاده کرده و نشنیدن را شنیدن دانسته است:
یاران فسانههای تو و من شنیدهاند
دیدن ندیده و نشنیدن شنیدهاند
ارجاعات برون متنی این غزل نیز در راستای رازداری و خاموشی است که دومی از آداب طریقت است. این که شاعر خود را به این رازداری مقیّد میداند، به نوعی امانتداری در باب کنترل نفس هم هست، توأم با تواضع و فروتنی.
اما راز در عرفان تقریباً به دو بخش تقسیم میشود: الف، لطیفه. ب، معنی. گروهی از عرفا راز را سرّ موقعیت عینی میدانستند و بر عینیت و مشاهدۀ آن از طرف صاحب راز واقف بودند. گروهی نیز آن را از معانی مستور بین خدا و بنده دانسته اند.
یکی از نقاط قوتی که در وهلۀ اول به چشم میخورد، جدا از وزن، موسیقی کلمات و هم آوایی حروف هست و همچنین ردیف «نگفتهام» که مکمل تمام این زیبایی است. این ردیف از جانبی به گفتن راز ارتباط دارد و از طرفی یک تازگی خاص دارد. هم چنین «گفتن» در ردیف این شعر یک توسّع معنایی یافته و در مواردی به جای «عمل کردن» آمده است.
یکی از موضوعات مهم این غزل تفاوت گذاشتن بین ظاهر و باطن عالم است در مقایسۀ اشیا:
نور بی زوال دل - آفتاب روشن
رمز جیب - دامن
لب تو -گلها
میخواهد بگوید این ظواهر، باطنهای شدیدتری دارند.
موضوعی که در ابتدا ابهامآفرین میشود، این است که در اینجا گویندۀ سخن چه کسی است، یعنی بیدل از زبان که سخن میگوید؟ خودش یا خدا؟ از یک جانب به نظر میرسد که گوینده بیدل نیست، چون سخنی که موسی شنیده و گوینده آن را فاش نکرده، باید از مرجعی کاملتر و غنیتر از موسی صادر شود، که کسی جز خداوند نیست. اما از جانبی دیگر، میشود تصور کرد که گوینده خود شاعر است، چون بیدل در این غزل عارفی واصل است که به مقام وحدت رسیده، و اگر گوینده خودش باشد، عدم تطابق ردیف «گفتهام» با تغییر گوینده حل میشود.
وزن غزل، «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات» است که از وزنهای معروف شعر فارسی است و بیدل هم در این وزن چند غزل بسیار زیبا دارد. البته به نظر میرسد که بهترین غزل او در این وزن، همین باشد. از پستهای بعدی به سراغ شرح غزل خواهیم رفت.
#شرح_غزل
#حدیث_نگفتن
@bidelkelid