▪️ مادرمان، مرضیه رضازاده
🔹 این متن، بخشی از زندگینامۀ خودنوشت من است، آنجا که دربارۀ مادرم نوشتهام. امروز اولین سالگرد درگذشت اوست، بعد از یک دوران نسبتاً طولانی بیماری در اواخر عمر.
▪️
مادرم مرضیه رضازاده از یک خانواده متوسط شهری است. زنی است آرام و بسیار صبور و زحمتکش. خیلی محافظهکار و مصالحهجوی است. کمتر قدرت «نه» گفتن دارد. هیچ وقت کسی ندید که اهل جنجال و دعوا و مرافعات معمول خانوادگی با بستگان باشد. خیلی مظلوم و آرام بوده و صبور و درونریز....
ولی در عین این که زنی آرام و مصالحهجو بوده، از معدود زنان باسواد نسل خود بوده است. در آن زمان که زنان هرات به ندرت مکتب رفته بودند، او باسواد بود و اهل خواندن کتاب و روزنامه گاهی.
ولی در عین حال یک زن خانه بود به تمام معنی. در آشپزی و رسیدگیها به امور خانه عالی. بسیار مهماننواز است، یعنی رسیدگی به مهمانها خیلی برایش مهم است، حتی اگر آن مهمان خلاف میل او آمده باشد. حتی همین الان که نزدیک هشتاد سال سن دارد و حتی غذای او را پرستار ما میپزد، تا موردی پیش میآید که مثلا مسافری از خارج آمده است، اولین دغدغه مادرم مهمان کردن اوست.
کار مهم دیگر مادرم، پرستاری او از پدرم بود. پدرم حدود ۲۵ سال پایانی عمرش را با بیماریهای مختلف درگیر بود و مادرم عین یک پرستار دلسوز و جدی، از او پرستاری کرد. حتی اگر ظهر جایی مهمان بود، غذای پدر را درست میکرد، روی گاز میگذاشت و به ما میسپرد و بعد میرفت.
در مجموع زندگیاش آرام بود. ولی از بعضی رنجها هم دور نبود. از این جمله سالهای تنهایی در جوانی بود. پدرم به سبب وضعیت شغلی، بسیار در سفر بود و مادرم به تنهایی خانواده را اداره میکرد. در سالهای بعد رنج دیگری که مادرم برد، دوری از فرزندان بود. که تا حال ادامه دارد. این خیلی برایش سخت بود. رنج دیگری که مادرم دید، دو سه حادثهای بود که در سالهای اخیر بر او وارد شد. یکی مرگ پدرم که خیلی در او اثر گذاشت. بعد از آن هم دو بار در تصادف و حادثههایی که برایش رخ داد، مدتها بستری شد. بر اثر این حوادث و اثرات روحی حاصل از آنها، یک مقدار زیاد افت کرد و کمابیش دچار ضعف حافظه شد که تا حال ادامه دارد...
#مرضیه_رضازاده
@mkazemkazemi
🔹 این متن، بخشی از زندگینامۀ خودنوشت من است، آنجا که دربارۀ مادرم نوشتهام. امروز اولین سالگرد درگذشت اوست، بعد از یک دوران نسبتاً طولانی بیماری در اواخر عمر.
▪️
مادرم مرضیه رضازاده از یک خانواده متوسط شهری است. زنی است آرام و بسیار صبور و زحمتکش. خیلی محافظهکار و مصالحهجوی است. کمتر قدرت «نه» گفتن دارد. هیچ وقت کسی ندید که اهل جنجال و دعوا و مرافعات معمول خانوادگی با بستگان باشد. خیلی مظلوم و آرام بوده و صبور و درونریز....
ولی در عین این که زنی آرام و مصالحهجو بوده، از معدود زنان باسواد نسل خود بوده است. در آن زمان که زنان هرات به ندرت مکتب رفته بودند، او باسواد بود و اهل خواندن کتاب و روزنامه گاهی.
ولی در عین حال یک زن خانه بود به تمام معنی. در آشپزی و رسیدگیها به امور خانه عالی. بسیار مهماننواز است، یعنی رسیدگی به مهمانها خیلی برایش مهم است، حتی اگر آن مهمان خلاف میل او آمده باشد. حتی همین الان که نزدیک هشتاد سال سن دارد و حتی غذای او را پرستار ما میپزد، تا موردی پیش میآید که مثلا مسافری از خارج آمده است، اولین دغدغه مادرم مهمان کردن اوست.
کار مهم دیگر مادرم، پرستاری او از پدرم بود. پدرم حدود ۲۵ سال پایانی عمرش را با بیماریهای مختلف درگیر بود و مادرم عین یک پرستار دلسوز و جدی، از او پرستاری کرد. حتی اگر ظهر جایی مهمان بود، غذای پدر را درست میکرد، روی گاز میگذاشت و به ما میسپرد و بعد میرفت.
در مجموع زندگیاش آرام بود. ولی از بعضی رنجها هم دور نبود. از این جمله سالهای تنهایی در جوانی بود. پدرم به سبب وضعیت شغلی، بسیار در سفر بود و مادرم به تنهایی خانواده را اداره میکرد. در سالهای بعد رنج دیگری که مادرم برد، دوری از فرزندان بود. که تا حال ادامه دارد. این خیلی برایش سخت بود. رنج دیگری که مادرم دید، دو سه حادثهای بود که در سالهای اخیر بر او وارد شد. یکی مرگ پدرم که خیلی در او اثر گذاشت. بعد از آن هم دو بار در تصادف و حادثههایی که برایش رخ داد، مدتها بستری شد. بر اثر این حوادث و اثرات روحی حاصل از آنها، یک مقدار زیاد افت کرد و کمابیش دچار ضعف حافظه شد که تا حال ادامه دارد...
#مرضیه_رضازاده
@mkazemkazemi
✳️ در چهارمین سالگرد درگذشت مادر گرامی
🌱 چهار سال از درگذشت مرضیه رضازاده میگذرد، مادر مهربان و دوستداشتنی ما.
🌱 مادر جان بسیار مهربان بود و صبور و خانوادهدوست و باسواد. در هرات دههٔ چهل و پنجاه که سوادداشتن زنان امری غریب در آن نسل بود، دختران همسایه برای درسخواندن نزد او میآمدند. به شعر خیلی علاقهمند بود و به خصوص خیلی از شعرهای حافظ را در حافظه داشت.
🌱 هم در تدبیر منزل بینظیر بود و هم در مناسبات خانوادگی و رفتوآمدها و مهمانداریها. هم دستپخت عالی داشت و هم خلق نیکو. عروسهایش برایش مثل دختر بودند و دامادش مثل فرزند. خواهرشوهرهای عزیز هم مثل خواهران گرامی.
🌱 از دخالت در زندگی دیگران و نیز رفتارهای حسادتآمیز و اختلافبرانگیز، بسیار پرهیز داشت و همین، شاید یکی از دلایل محبوبیت او در نزد همه اطرافیان بود.
🌱 در سالهای بیماری پدر جان عزیز، صبورانه و مهربانانه از او مراقبت کرد و خود نیز سالهای پایانی عمر را در بستر بیماری گذراند. تا این که بالاخره در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ درگذشت.
🌱 روحش شاد.
#مرضیه_رضازاده
@mkkazemi
🌱 چهار سال از درگذشت مرضیه رضازاده میگذرد، مادر مهربان و دوستداشتنی ما.
🌱 مادر جان بسیار مهربان بود و صبور و خانوادهدوست و باسواد. در هرات دههٔ چهل و پنجاه که سوادداشتن زنان امری غریب در آن نسل بود، دختران همسایه برای درسخواندن نزد او میآمدند. به شعر خیلی علاقهمند بود و به خصوص خیلی از شعرهای حافظ را در حافظه داشت.
🌱 هم در تدبیر منزل بینظیر بود و هم در مناسبات خانوادگی و رفتوآمدها و مهمانداریها. هم دستپخت عالی داشت و هم خلق نیکو. عروسهایش برایش مثل دختر بودند و دامادش مثل فرزند. خواهرشوهرهای عزیز هم مثل خواهران گرامی.
🌱 از دخالت در زندگی دیگران و نیز رفتارهای حسادتآمیز و اختلافبرانگیز، بسیار پرهیز داشت و همین، شاید یکی از دلایل محبوبیت او در نزد همه اطرافیان بود.
🌱 در سالهای بیماری پدر جان عزیز، صبورانه و مهربانانه از او مراقبت کرد و خود نیز سالهای پایانی عمر را در بستر بیماری گذراند. تا این که بالاخره در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ درگذشت.
🌱 روحش شاد.
#مرضیه_رضازاده
@mkkazemi
❤35😢3👍1