🔹 پروژه همچنان روی میز است
من یقین دارم که جناب سهیل محمودی در این عکس 👆، چپ چپ به من نگاه میکند و در دل میگوید: «ما را سر کار گذاشتهای که هر چند ماه یکی از کتابهایم را از کشو میز روی میز میگذاری و به مردم خبر میدهی که دوباره کار هشت نقد را شروع کردهای، ولی باز این کتاب به کشو میرود، تا شش ماه دیگر.»
بله، اکنون دیگر قریب به دو سال است که این هشت نقد در نیمۀ راه و بر سر یادداشتبرداری از آثار سهیل محمودی ناتمام مانده است. نه فرصتی دست میدهد که کار کنم، نه دلم میآید که رهایش کنم، چون قریب به دویست صفحه از آن را که نقد چهار شاعر است، نوشتهام.
اکنون بهتر است هیچ وعدهای ندهم. فقط از همه عزیزانی که به من کار دارند، خواهش کنم که حداقل کارهای غیرضروری را از دیگران بخواهید. اگر کارهای ضروری را هم از دیگران بخواهید، البته بهتر.
و البته بیشتر از دیگران، به خودم نهیب بزنم که هر طور شده، بازیگوشی، تنبلی و افسردگی را به کنار بگذارم و به صورت منظم این کار را پیش ببرم.
از سال ۱۳۹۴ روزگار پرمشغلهای داشتم. از طرفی اتفاقاتی برای خانۀ ما افتاد که منجر به توقیف آن و خانهبهدوشی ما شد؛ از طرفی بیماری و از پا افتادگی مادرم؛ از طرفی مشغولیتهای متعدد در جایهای گوناگون و از طرفی مراجعات و درخواستهای بسیار و در عین حال پریشانخاطری ناشی از این وضعیتها که گاهی به افسردگی نزدیک میشد، مجال دست به قلم بردن را از من گرفت، مگر به صورت محدود.
امیدوارم که از این پس اوضاع تغییر کند، هرچند میدانم که تا خودمان همت نکنیم، چیزی در بیرون تغییر نخواهد کرد که محسوس باشد.
#هشت_نقد
#سهیل_محمودی
#مشغولیت_ها
#نه_گفتن
@mkazemkazemi
من یقین دارم که جناب سهیل محمودی در این عکس 👆، چپ چپ به من نگاه میکند و در دل میگوید: «ما را سر کار گذاشتهای که هر چند ماه یکی از کتابهایم را از کشو میز روی میز میگذاری و به مردم خبر میدهی که دوباره کار هشت نقد را شروع کردهای، ولی باز این کتاب به کشو میرود، تا شش ماه دیگر.»
بله، اکنون دیگر قریب به دو سال است که این هشت نقد در نیمۀ راه و بر سر یادداشتبرداری از آثار سهیل محمودی ناتمام مانده است. نه فرصتی دست میدهد که کار کنم، نه دلم میآید که رهایش کنم، چون قریب به دویست صفحه از آن را که نقد چهار شاعر است، نوشتهام.
اکنون بهتر است هیچ وعدهای ندهم. فقط از همه عزیزانی که به من کار دارند، خواهش کنم که حداقل کارهای غیرضروری را از دیگران بخواهید. اگر کارهای ضروری را هم از دیگران بخواهید، البته بهتر.
و البته بیشتر از دیگران، به خودم نهیب بزنم که هر طور شده، بازیگوشی، تنبلی و افسردگی را به کنار بگذارم و به صورت منظم این کار را پیش ببرم.
از سال ۱۳۹۴ روزگار پرمشغلهای داشتم. از طرفی اتفاقاتی برای خانۀ ما افتاد که منجر به توقیف آن و خانهبهدوشی ما شد؛ از طرفی بیماری و از پا افتادگی مادرم؛ از طرفی مشغولیتهای متعدد در جایهای گوناگون و از طرفی مراجعات و درخواستهای بسیار و در عین حال پریشانخاطری ناشی از این وضعیتها که گاهی به افسردگی نزدیک میشد، مجال دست به قلم بردن را از من گرفت، مگر به صورت محدود.
امیدوارم که از این پس اوضاع تغییر کند، هرچند میدانم که تا خودمان همت نکنیم، چیزی در بیرون تغییر نخواهد کرد که محسوس باشد.
#هشت_نقد
#سهیل_محمودی
#مشغولیت_ها
#نه_گفتن
@mkazemkazemi
Forwarded from مرضیه مرادی
سلام.
چه حس عجیبی داشتم در هنگام خواندن این متن #استاد_محمدکاظم_کاظمی از یکسو خودم را در همین ورطه میبینم و با همهی وجود سخنان ایشان را درک میکنم. از سوی دیگر در دلم هراسی بیشتر از آینده ایجاد میشود...
با خواندن این متن احساس کردم چقدر حال و روز استاد را درک میکنم و مصمم شدهام که من از اکنون مراقبت کنم تا چنین روزی برایم فرانرسد. من ویراستاری را خیلی دوست دارم اما نه هرکار را. باید سعی کنم کم کم #نه گفتن را بیاموزم... حیف که در این مورد اخلاقم خیلی شبیه استاد کاظمیاست و نگرانم به دیگران بگویم #نه و کاری بر زمین بماند و یا آنچنانکه شایسته است منتشر نشود...
#بیایید_همگی_ویراستار_شویم
#همگی_درست_بنویسیم
#فارسی_را_پاس_بداریم
@marmarmoradi
چه حس عجیبی داشتم در هنگام خواندن این متن #استاد_محمدکاظم_کاظمی از یکسو خودم را در همین ورطه میبینم و با همهی وجود سخنان ایشان را درک میکنم. از سوی دیگر در دلم هراسی بیشتر از آینده ایجاد میشود...
با خواندن این متن احساس کردم چقدر حال و روز استاد را درک میکنم و مصمم شدهام که من از اکنون مراقبت کنم تا چنین روزی برایم فرانرسد. من ویراستاری را خیلی دوست دارم اما نه هرکار را. باید سعی کنم کم کم #نه گفتن را بیاموزم... حیف که در این مورد اخلاقم خیلی شبیه استاد کاظمیاست و نگرانم به دیگران بگویم #نه و کاری بر زمین بماند و یا آنچنانکه شایسته است منتشر نشود...
#بیایید_همگی_ویراستار_شویم
#همگی_درست_بنویسیم
#فارسی_را_پاس_بداریم
@marmarmoradi
Forwarded from زینب بیات
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وطن، عشق تو افتخارم
وطن در رهت جان نثارم
🇦🇫🇦🇫🇦🇫
🔹خواننده: استاد عبدالوهاب مددی
🔸آهنگساز: میکیس تئودور راکیس
🔺شعر: ناصر طهوری
🔻تهیه و تنظیم کلیپ: زینب بیات
آهنگ وطن را استاد عبدالوهاب مددی در دههی پنجاه در افغانستان خواند، خوب و محکم و شورانگیز. و نمیدانست که قرار است این آهنگ بشود سرود ملی مردم، مردمی که سختترین و سیاهترین سالها، پیش رویشان بود که زمزمهی این آهنگ، جانی دوباره به آنها میداد و امیدی دوباره برای برخاستن و ایستادن در برابر طالبان.
#قیام_هرات
#قیام_های_مردمی
#مزار_شریف
#وطن
#عبدالوهاب_مددی
#نه_به_طالبان
@zaynabbayat
وطن در رهت جان نثارم
🇦🇫🇦🇫🇦🇫
🔹خواننده: استاد عبدالوهاب مددی
🔸آهنگساز: میکیس تئودور راکیس
🔺شعر: ناصر طهوری
🔻تهیه و تنظیم کلیپ: زینب بیات
آهنگ وطن را استاد عبدالوهاب مددی در دههی پنجاه در افغانستان خواند، خوب و محکم و شورانگیز. و نمیدانست که قرار است این آهنگ بشود سرود ملی مردم، مردمی که سختترین و سیاهترین سالها، پیش رویشان بود که زمزمهی این آهنگ، جانی دوباره به آنها میداد و امیدی دوباره برای برخاستن و ایستادن در برابر طالبان.
#قیام_هرات
#قیام_های_مردمی
#مزار_شریف
#وطن
#عبدالوهاب_مددی
#نه_به_طالبان
@zaynabbayat
👍1