Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹 ویراستار ناچار است همهچیزدان باشد.
تصوری که بسیار کسان از «ویراستار» دارند یعنی کسی که رسمالخط و نقطهگذاری متن را درست میکند و کلمات را به هم میچسباند یا جدا میکند.
در این متن «ریاست ارگان حزب قشون» برایم مشکوک بود، چون ما حزبی به نام «حزب قشون» نداشتهایم. بعد که دقت کردم متوجه شدم که در اصل «ریاست ارکان حرب قشون» است، یعنی سمتی شبیه رئیس ستاد مشترک ارتش. در نظام اداری آن زمان، «حرب» به معنی «جنگ» رایج بوده و وزارت دفاع را هم «وزارت حربیه» میگفتهاند.
تو باید هم تاریخ بدانی، هم جغرافیا بدانی، هم با اصطلاحات نظامی و اداری آشنا باشی، هم رجال را بشناسی، هم بر وقایع و جریانها تسلط داشته باشی تا بتوانی متنی را که ۹۰ سال پیش در یک روزنامۀ ایرانی دربارۀ وقایع افغانستان نوشته شده است، به خوبی ویرایش کنی.
میگویند تو ویرایش نکن. خوب این متن را به چه کسی بسپارم که هم رسمالخط و نقطهگذاری بداند و هم خبر داشته باشد که ما حزبی به نام «حزب قشون» نداشتهایم و در مقابل سمتی به نام «ریاست ارکان حرب» داشتهایم.
#ویرایش
@asarkazemi
تصوری که بسیار کسان از «ویراستار» دارند یعنی کسی که رسمالخط و نقطهگذاری متن را درست میکند و کلمات را به هم میچسباند یا جدا میکند.
در این متن «ریاست ارگان حزب قشون» برایم مشکوک بود، چون ما حزبی به نام «حزب قشون» نداشتهایم. بعد که دقت کردم متوجه شدم که در اصل «ریاست ارکان حرب قشون» است، یعنی سمتی شبیه رئیس ستاد مشترک ارتش. در نظام اداری آن زمان، «حرب» به معنی «جنگ» رایج بوده و وزارت دفاع را هم «وزارت حربیه» میگفتهاند.
تو باید هم تاریخ بدانی، هم جغرافیا بدانی، هم با اصطلاحات نظامی و اداری آشنا باشی، هم رجال را بشناسی، هم بر وقایع و جریانها تسلط داشته باشی تا بتوانی متنی را که ۹۰ سال پیش در یک روزنامۀ ایرانی دربارۀ وقایع افغانستان نوشته شده است، به خوبی ویرایش کنی.
میگویند تو ویرایش نکن. خوب این متن را به چه کسی بسپارم که هم رسمالخط و نقطهگذاری بداند و هم خبر داشته باشد که ما حزبی به نام «حزب قشون» نداشتهایم و در مقابل سمتی به نام «ریاست ارکان حرب» داشتهایم.
#ویرایش
@asarkazemi
Forwarded from سخنهای بایسته
✅ ویرایش و ویراستار را به رسمیت بشناسید!
🔹در اینکه امروزه ناویراستاران مختلفی داریم و هر روز هم بر تعدادشان افزوده میشود، حرفی نیست. در اینکه تعداد قابل توجهی از این ناویراستاران حقالزحمههایی فراتر از میزان ویرایشهایشان دریافت میکنند هم تردیدی نیست؛ اما این بار میخواهم کمی از آن سوی ماجرا بنویسم.
🔸این روزها برخی از ناشران یا نویسندگان از ویراستاران انتظار دارند که بهترین و کاملترین نوع ویرایش را برایشان انجام دهند؛ اما متأسفانه زمانی که سخن از حقالزحمه به میان میآید، مبلغی نه درخور شأن و جایگاه آن ویراستار و آن نوع ویرایش پرداخت میکنند. زمانی هم که ویراستار اعتراض میکند، پاسخ میدهند: «چهارتا نقطهویرگول کاری ندارد» یا «عوضکردن فعل و فاعل که زمانی از شما نمیگیرد». برخی دیگر هم برای پرداخت حقالزحمهٔ کمتر، از همان آغاز بدون توجه به ایرادهای اساسی موجود در متن، از ویراستار فقط ویرایش فنی میخواهند. جالبتر از همه، قسمت نقدهای پس از انتشار آن اثر است. در جلسات نقد کتابها و همچنین، دفاع پایاننامهها بارها و بارها دیده و شنیدهام که استادان، داوران و ناقدان محترم از کمکاری ویراستار یا کمدانشی او سخن میگویند (البته منظورم از ناقد، ناقدان واقعی و دغدغهمند است. متأسفانه این روزها نقد هم به ذکر چند ایراد ویرایشی که آن هم در قالب جملاتی پرایراد بیان میشود، تقلیل یافته است).
🔸چرا این عزیزان هیچ وقت به این موضوع اشاره نمیکنند که آیا برای این ویرایش حقالزحمهای هم به ویراستار پرداخت شده؟ آیا آن نویسنده یا ناشر محترم ویرایشی درخور نیاز متن از آن ویراستار خواسته است؟ متأسفانه بسیاری از ناشران باوجود ایرادهای فراوانی که در کتابها موجود است، حقالزحمهای حتی کمتر از حقالزحمهٔ ویرایش فنی، آن هم گاهی با کسر ده درصد مالیات به ویراستار میدهند؛ حتی اصرار دارند که اصلاً نام ویراستار نباید در شناسنامهٔ کتاب بیاید. درواقع، طراح جلد و صفحهآرا را به رسمیت میشناسند؛ اما ویراستاری را که کلمه به کلمهٔ آن متن را از نظر گذرانده و برای ویرایشش وقت گذاشته، خیر! کم نبوده پایاننامههایی که دانشجو یا استادان آن اصلاً مایل نبودهاند در جلسهٔ دفاع نامی از ویراستار به میان آید. نکته اینجاست که زمان نقد که میشود، همهٔ نقدها به ویراستار وارد است و آشفتگی کار او.
🔸میگویند یک ویراستار باید همهچیزدان باشد! میگویند یک ویراستار باید دستور بداند، منبع بشناسد و غیره و غیره. همهٔ اینها درست؛ اما از میان همهٔ این عزیزان آیا تاکنون کسی هم گفته یک ویراستار باید حق و حقوقی درخور آن همه انتظاری که دیگران از او دارند، هم داشته باشد؟ آیا تاکنون کسی گفته یک ویراستار باید به رسمیت شناخته شود؟ آیا تاکنون کسی گفته ذکر نام ویراستار در شناسنامهٔ کتاب، ابتداییترین و بدیهیترین حق اوست؟ در کدام جلسهٔ نقد، منتقدان از ذکرنشدن نام ویراستار در شناسنامه انتقاد کردهاند؟ در کدام جلسهٔ دفاع پایاننامه میان آن همه سپاس و قدردانی دانشجو از دیگران، یادی از ویراستار میشود؟
🔸بیایید کمی منصف باشیم! به همان اندازه که از ویراستار انتظار داریم، به همان اندازه هم برایش حق و حقوقی قائل شویم و او و شغلش را همچون دیگر شغلها به رسمیت بشناسیم.
▫️ اعظم نیکخواه فاردقی
(ویراستار)
https://t.me/sokhanhaye_bayeste
#ویرایش
#ویراستار
#اعظم_نیک_خواه_فاردقی
#سخن_های_بایسته
✅ ویرایش و ویراستار را به رسمیت بشناسید!
🔹در اینکه امروزه ناویراستاران مختلفی داریم و هر روز هم بر تعدادشان افزوده میشود، حرفی نیست. در اینکه تعداد قابل توجهی از این ناویراستاران حقالزحمههایی فراتر از میزان ویرایشهایشان دریافت میکنند هم تردیدی نیست؛ اما این بار میخواهم کمی از آن سوی ماجرا بنویسم.
🔸این روزها برخی از ناشران یا نویسندگان از ویراستاران انتظار دارند که بهترین و کاملترین نوع ویرایش را برایشان انجام دهند؛ اما متأسفانه زمانی که سخن از حقالزحمه به میان میآید، مبلغی نه درخور شأن و جایگاه آن ویراستار و آن نوع ویرایش پرداخت میکنند. زمانی هم که ویراستار اعتراض میکند، پاسخ میدهند: «چهارتا نقطهویرگول کاری ندارد» یا «عوضکردن فعل و فاعل که زمانی از شما نمیگیرد». برخی دیگر هم برای پرداخت حقالزحمهٔ کمتر، از همان آغاز بدون توجه به ایرادهای اساسی موجود در متن، از ویراستار فقط ویرایش فنی میخواهند. جالبتر از همه، قسمت نقدهای پس از انتشار آن اثر است. در جلسات نقد کتابها و همچنین، دفاع پایاننامهها بارها و بارها دیده و شنیدهام که استادان، داوران و ناقدان محترم از کمکاری ویراستار یا کمدانشی او سخن میگویند (البته منظورم از ناقد، ناقدان واقعی و دغدغهمند است. متأسفانه این روزها نقد هم به ذکر چند ایراد ویرایشی که آن هم در قالب جملاتی پرایراد بیان میشود، تقلیل یافته است).
🔸چرا این عزیزان هیچ وقت به این موضوع اشاره نمیکنند که آیا برای این ویرایش حقالزحمهای هم به ویراستار پرداخت شده؟ آیا آن نویسنده یا ناشر محترم ویرایشی درخور نیاز متن از آن ویراستار خواسته است؟ متأسفانه بسیاری از ناشران باوجود ایرادهای فراوانی که در کتابها موجود است، حقالزحمهای حتی کمتر از حقالزحمهٔ ویرایش فنی، آن هم گاهی با کسر ده درصد مالیات به ویراستار میدهند؛ حتی اصرار دارند که اصلاً نام ویراستار نباید در شناسنامهٔ کتاب بیاید. درواقع، طراح جلد و صفحهآرا را به رسمیت میشناسند؛ اما ویراستاری را که کلمه به کلمهٔ آن متن را از نظر گذرانده و برای ویرایشش وقت گذاشته، خیر! کم نبوده پایاننامههایی که دانشجو یا استادان آن اصلاً مایل نبودهاند در جلسهٔ دفاع نامی از ویراستار به میان آید. نکته اینجاست که زمان نقد که میشود، همهٔ نقدها به ویراستار وارد است و آشفتگی کار او.
🔸میگویند یک ویراستار باید همهچیزدان باشد! میگویند یک ویراستار باید دستور بداند، منبع بشناسد و غیره و غیره. همهٔ اینها درست؛ اما از میان همهٔ این عزیزان آیا تاکنون کسی هم گفته یک ویراستار باید حق و حقوقی درخور آن همه انتظاری که دیگران از او دارند، هم داشته باشد؟ آیا تاکنون کسی گفته یک ویراستار باید به رسمیت شناخته شود؟ آیا تاکنون کسی گفته ذکر نام ویراستار در شناسنامهٔ کتاب، ابتداییترین و بدیهیترین حق اوست؟ در کدام جلسهٔ نقد، منتقدان از ذکرنشدن نام ویراستار در شناسنامه انتقاد کردهاند؟ در کدام جلسهٔ دفاع پایاننامه میان آن همه سپاس و قدردانی دانشجو از دیگران، یادی از ویراستار میشود؟
🔸بیایید کمی منصف باشیم! به همان اندازه که از ویراستار انتظار داریم، به همان اندازه هم برایش حق و حقوقی قائل شویم و او و شغلش را همچون دیگر شغلها به رسمیت بشناسیم.
▫️ اعظم نیکخواه فاردقی
(ویراستار)
https://t.me/sokhanhaye_bayeste
#ویرایش
#ویراستار
#اعظم_نیک_خواه_فاردقی
#سخن_های_بایسته
Telegram
سخنهای بایسته
✍️اعظم نیکخواه فاردقی
🔸دکتری زبان و ادبیات فارسی
🔸مدرس دانشگاه فردوسی مشهد
🔸ویراستار انواع متون فارسی
🔸صفحهآرا
🔸نمایهنویس
♦️عضو هیئتمدیرهٔ انجمن ویراستاری ایران♦️
@anikkhah87
instagram.com/sokhanhaye_bayeste
🔸دکتری زبان و ادبیات فارسی
🔸مدرس دانشگاه فردوسی مشهد
🔸ویراستار انواع متون فارسی
🔸صفحهآرا
🔸نمایهنویس
♦️عضو هیئتمدیرهٔ انجمن ویراستاری ایران♦️
@anikkhah87
instagram.com/sokhanhaye_bayeste
👍6