🔹 سر وحدت به روی دار تا کی؟
🔸 محمدکاظم کاظمی
در اواخر دهۀ شصت، دوست شاعر ما غلامنبی اشراقی شعری سروده بود که
به جان یکدگر رگبار تا کی؟
سر وحدت به روی دار تا کی؟
و به تفرقههای میان مجاهدین افغانستان اشاره داشت. در آن زمان ما در جمع دوستان به شوخی میگفتیم منظور این شعر، «کریم وحدت» است که نباید او را به دار زد. و خود کریم وحدت هم میخندید. چهرۀ همیشه خندانی داشت و شوخطبع و بذلهگوی بود و ساده و بیپیرایه.
🔺
یک فقره از شوخطبعیهای کریم وحدت در همان جریان مجمع اول شعر افغانستان، گفتنی است. شاعران مهمان مجمع، در ساختمان «مرکز تحقیقات افغانستان» اقامت داشتند. در این طبقه از ساختمان، فقط یک سرویس بهداشتی بود و معمولاً موقع وضو گرفتن صفی طولانی ایجاد میشد، چون ساختمان اداری بود و یکباره هفتاد هشتاد شاعر در آن اقامت گزیده بودند. آن سرویس بهداشتی یک پنجره هم به حیاط داشت. وحدت رفته بود داخل و بعد از وضو، از آن پنجره بیرون آمده بود و آمده بود با سکوت تمام، در انتهای صف ایستاده بود. نمیدانم چقدر زمان، آدمهای داخل صف در حال اضطرار در میزدند و به وحدت که در داخل بود، میگفتند زودتر بیرون بیاید. بعد یک بار دیدند که خودش در صف است.
🔺
این جوان سرشار و شاد، به زودی در خم و پیچ دشواریهای زندگی قرار گرفت. از شعر و شاعری دور شد و دیگر کمتر کسی او را در جلسات و محافل شعری دید یا شعری از او خواند. تا این که با شنیدن خبر حیرتبار قتل او در هرات، همه شوکه شدند.
سرِ وحدت در زمان جنگهای داخلی بر دار نرفت، اما ۲۷ سال بعد، به شکل فاجعهباری بریده شد. روح این شاعر دردمند و سختیکشیده شاد باد و برای خانوادهاش تسلیت میگوییم.
🔺
شرح بیشتر داستان غمانگیز کشته شده او در یادداشت بصیراحمد حسینزاده که در همین کانال منتشر کردم آمده است. من فقط افراد داخل عکس را معرفی میکنم.
عکس در همان محل اقامت مجمع شعر گرفته شد، در زمستان ۱۳۷۰
ردیف پایین: ؟، نظامالدین شکوهی، ؟، ؟، محمدکاظم کاظمی، قاری احمدعلی غوردروازی، استاد براتعلی فدایی، علی هاشمی هروی، غلامرسول پویان، سید فضلالله قدسی.
ردیف بالا: حیدر قاسمی، علیاحمد زرگرپور، کریم اسماعیلزاده وحدت، ظاهر رستمی.
#کریم_اسماعیل_زاده
#کریم_وحدت
#کشته_شدن_کریم_وحدت
@mkazemkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
در اواخر دهۀ شصت، دوست شاعر ما غلامنبی اشراقی شعری سروده بود که
به جان یکدگر رگبار تا کی؟
سر وحدت به روی دار تا کی؟
و به تفرقههای میان مجاهدین افغانستان اشاره داشت. در آن زمان ما در جمع دوستان به شوخی میگفتیم منظور این شعر، «کریم وحدت» است که نباید او را به دار زد. و خود کریم وحدت هم میخندید. چهرۀ همیشه خندانی داشت و شوخطبع و بذلهگوی بود و ساده و بیپیرایه.
🔺
یک فقره از شوخطبعیهای کریم وحدت در همان جریان مجمع اول شعر افغانستان، گفتنی است. شاعران مهمان مجمع، در ساختمان «مرکز تحقیقات افغانستان» اقامت داشتند. در این طبقه از ساختمان، فقط یک سرویس بهداشتی بود و معمولاً موقع وضو گرفتن صفی طولانی ایجاد میشد، چون ساختمان اداری بود و یکباره هفتاد هشتاد شاعر در آن اقامت گزیده بودند. آن سرویس بهداشتی یک پنجره هم به حیاط داشت. وحدت رفته بود داخل و بعد از وضو، از آن پنجره بیرون آمده بود و آمده بود با سکوت تمام، در انتهای صف ایستاده بود. نمیدانم چقدر زمان، آدمهای داخل صف در حال اضطرار در میزدند و به وحدت که در داخل بود، میگفتند زودتر بیرون بیاید. بعد یک بار دیدند که خودش در صف است.
🔺
این جوان سرشار و شاد، به زودی در خم و پیچ دشواریهای زندگی قرار گرفت. از شعر و شاعری دور شد و دیگر کمتر کسی او را در جلسات و محافل شعری دید یا شعری از او خواند. تا این که با شنیدن خبر حیرتبار قتل او در هرات، همه شوکه شدند.
سرِ وحدت در زمان جنگهای داخلی بر دار نرفت، اما ۲۷ سال بعد، به شکل فاجعهباری بریده شد. روح این شاعر دردمند و سختیکشیده شاد باد و برای خانوادهاش تسلیت میگوییم.
🔺
شرح بیشتر داستان غمانگیز کشته شده او در یادداشت بصیراحمد حسینزاده که در همین کانال منتشر کردم آمده است. من فقط افراد داخل عکس را معرفی میکنم.
عکس در همان محل اقامت مجمع شعر گرفته شد، در زمستان ۱۳۷۰
ردیف پایین: ؟، نظامالدین شکوهی، ؟، ؟، محمدکاظم کاظمی، قاری احمدعلی غوردروازی، استاد براتعلی فدایی، علی هاشمی هروی، غلامرسول پویان، سید فضلالله قدسی.
ردیف بالا: حیدر قاسمی، علیاحمد زرگرپور، کریم اسماعیلزاده وحدت، ظاهر رستمی.
#کریم_اسماعیل_زاده
#کریم_وحدت
#کشته_شدن_کریم_وحدت
@mkazemkazemi
تهران، سال ۱۳۷۲، در حاشیۀ سومین مجمع شعر افغانستان.
در اینجا نیز کریم وحدت در وسط عکس در کنار ابوطالب مظفری دیده میشود.
#کریم_وحدت
#سومین_مجمع_شعر
#شاعران_مهاجر
@mkazemkazemi
در اینجا نیز کریم وحدت در وسط عکس در کنار ابوطالب مظفری دیده میشود.
#کریم_وحدت
#سومین_مجمع_شعر
#شاعران_مهاجر
@mkazemkazemi