Forwarded from اتچ بات
💢 قبل از ماجراى محمدعلى نجفى در ژاپن چه گذشت؟
✍🏻محمدرضا اسلامى
🔷ساعاتی قبل از اينكه ايرانيان با شنيدن خبر مرتبط به دكتر نجفى شوكه شوند، مردم #ژاپن هم در شوك رويداد تلخ ديگرى فرو رفتند.
🔷صبح سهشنبه ۷ خردادماه، در شهر کاواساکی (در نزدیکی توکیو)، فرد مهاجمی (در یک رفتار جنون آمیز) با چاقو به تعدادی از بچههای مدرسه و مردم عادی حمله کرد. ساعاتی پس از این حمله، یک دختر بچه دبستانی و یک مرد ۳۹ ساله فوت کردند. در این حادثه شانزده شهروند از جمله چندین کودک نیز مجروح شدند. مرد مهاجم که با «دو چاقو» به سمت مردم حملهور شده بود نزدیک پنجاه سال سن داشت. وی سپس اقدام به خودکشی کرد.
ژاپن كه كشوري در نهايت استانداردهاي امنيت تلقي مى شود، از اين اتفاق به شوك فرو رفت؛ خصوصا اينكه از ميان كشته شدگان و زخمی ها، تعدادی هم دانش آموز دبستانی بودند و این باعث اندوه مضاعف مردم از این رویداد شگفت و تلخ بود.
♦️اما وجه تشابه و تفاوت این رویداد با ماجرای دکتر نجفی (و مقتول میترا استاد) چیست؟
(به غیر از بروز یک جنون رفتاری/ناگهانی) در ظاهر شاید تناظری بین ماجرای ژاپن و ماجرای ایران نیست؛ اما یک وجه تفاوت جدی میان این دو ماجرا هست و آن «نحوه پوشش رسانه ای یک رویداد تلخ» است.
🔷پوشش رسانه ای بحران در ژاپن با نهایت وسواس و دقت صورت می گیرد چنانچه اگر الان همین ماجرا را گوگل کنیم در تمام تصاویری که از ماجرا منعکس شده مشاهده می شود که صحنه قتل، زخمی ها، روند کار پلیس و نیروهای امداد، با پرده و پارچه آبی رنگ «پوشانده» شده است. و به هیچ عکاس و خبرنگاری اجازه حضور در صحنه جنایت و «روند کار پلیس»، داده نشد.🔻
🔹حوادث تلخ، باعث آسیب به ذهن و روحیه جامعه می شود و نحوه خبررسانی نباید باعث جراحت روحی بیشتر در بدنه #جامعه شود. نحوه عملکرد صداوسیما از ماجرای آقای نجفی نه باعث تعجب، که باعث حیرت است. اینکه ورود متهم به اتاق پلیس، و گفتگوی متهم با بازجو، به طور هیجانی پخش شود و آلت قتل، تنها «دقایقی» بعد از اعتراف متهم «فشنگ شماری» شود و ... اینها نشان از وجود یک مدیریت شلخته و ناآشنا به موضوع پوشش رسانه ای اخبار بحران است.
- چه دلیلی دارد که رویدادی که تا این میزان به روح و عواطف ملی مرتبط است به این شکل بی مبالات، اطلاع رسانی شود؟
- چرا نباید حداقل به مقدار «چند دقیقه» در اتخاذ استراتژی پوشش بحران «فکر» شود؟
- چرا نحوۀ رفتار رسانه در چنین ماجرایی باید بدون توجه به ملاحظات مربوط به «عادی سازی» یک «رویداد نابهنجار اخلاقی» باشد؟
♦️پخش زنده خبر، با پخش زنده بحران تفاوت دارد.
پوشش رویدادی که مرتبط با گوشه تاریک از احوال زندگی یک شخص است، نباید هیجان زده و بدون توجه به عرف وهنجار اجتماع باشد. خبرنگاری که این ماجرا را پوشش داد و مدیر پخش سیما در آن ساعات، چه فکر کردند؟ لقمه درشت خبری گیر آمده و باید از فرصت استفاده کرد؟
🔷پیشتر یک نوبت ذکر شد که در جریان #سونامی_توهوکو نزدیک به بیست هزار جسد روی دست کشور #ژاپن ماند اما اگر کسی امروز «تمام گوگل» را زیر و رو کند حتی یک عکس از یک جسد ژاپنی در آن بحران عظیم پیدا نمی کند از بس که روی این مباحث و روحیه ملی ، وسواس و توجه هست (البته وبلاگ های شخصی "خبرنگاران خارجی" با وب سایت های خبری متفاوت است).
این جنس وسواس، در رفتار #رسانه ای ما کجاست؟
🔷پنج گلوله آقای نجفی شلیک کرد (در یک حال روحی ناپایدار و نامتعادل) و صدها کلمه و تصویرِ بی ملاحظه را، مدیر پخش و خبرنگار هیجانی، به درون خانه های مردم "روانه" کردند، در دقایقی که باید بجای «پخش»، قدری «فکر» می کردند.
بدیهی است منظور از این نوشتار، سانسور نیست بلکه، توجه و وسواس به نحوه پوشش خبری بحران و انعکاس حوادث تیره و تلخ اجتماعی/اخلاقی مد نظر است.
تقلیل شئونات یک قتل خانوادگی به «خبر داغ/زنده» اوج کار نابلدیِ افرادی بود که با این ماجرا دست به گریبان شدند.
امید که عبرتی برای آینده شود.
📌پی نوشت:
*تصویر: پرده و پوشش «محل کار پلیس و نیروهای امداد ژاپن» از مقابل چشم خبرنگاران در دقایق پس از سانحه 7 خرداد در کاواساکی.
حتی در تصاویری که هلی کوپتر شبکه آساهی مخابره کرد مشاهده می شود که «بالای سر» محل کار پلیس هم با پارچه پوشانده شده است. به نحوی که حتی فیلمبرداری از بالا هم نمی تواند جزئیات آن ساعات را به تصویر بکشد (نمونه تصویر هوایی در اینجا +). چه دلیلی دارد که لحظه ورود یک متهم به قتل به اداره پلیس، یا لحظات گفتگویش با بازجو را بی پرده به میان خانه های مردم بکشانیم؟
🔹 #اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
✍🏻محمدرضا اسلامى
🔷ساعاتی قبل از اينكه ايرانيان با شنيدن خبر مرتبط به دكتر نجفى شوكه شوند، مردم #ژاپن هم در شوك رويداد تلخ ديگرى فرو رفتند.
🔷صبح سهشنبه ۷ خردادماه، در شهر کاواساکی (در نزدیکی توکیو)، فرد مهاجمی (در یک رفتار جنون آمیز) با چاقو به تعدادی از بچههای مدرسه و مردم عادی حمله کرد. ساعاتی پس از این حمله، یک دختر بچه دبستانی و یک مرد ۳۹ ساله فوت کردند. در این حادثه شانزده شهروند از جمله چندین کودک نیز مجروح شدند. مرد مهاجم که با «دو چاقو» به سمت مردم حملهور شده بود نزدیک پنجاه سال سن داشت. وی سپس اقدام به خودکشی کرد.
ژاپن كه كشوري در نهايت استانداردهاي امنيت تلقي مى شود، از اين اتفاق به شوك فرو رفت؛ خصوصا اينكه از ميان كشته شدگان و زخمی ها، تعدادی هم دانش آموز دبستانی بودند و این باعث اندوه مضاعف مردم از این رویداد شگفت و تلخ بود.
♦️اما وجه تشابه و تفاوت این رویداد با ماجرای دکتر نجفی (و مقتول میترا استاد) چیست؟
(به غیر از بروز یک جنون رفتاری/ناگهانی) در ظاهر شاید تناظری بین ماجرای ژاپن و ماجرای ایران نیست؛ اما یک وجه تفاوت جدی میان این دو ماجرا هست و آن «نحوه پوشش رسانه ای یک رویداد تلخ» است.
🔷پوشش رسانه ای بحران در ژاپن با نهایت وسواس و دقت صورت می گیرد چنانچه اگر الان همین ماجرا را گوگل کنیم در تمام تصاویری که از ماجرا منعکس شده مشاهده می شود که صحنه قتل، زخمی ها، روند کار پلیس و نیروهای امداد، با پرده و پارچه آبی رنگ «پوشانده» شده است. و به هیچ عکاس و خبرنگاری اجازه حضور در صحنه جنایت و «روند کار پلیس»، داده نشد.🔻
🔹حوادث تلخ، باعث آسیب به ذهن و روحیه جامعه می شود و نحوه خبررسانی نباید باعث جراحت روحی بیشتر در بدنه #جامعه شود. نحوه عملکرد صداوسیما از ماجرای آقای نجفی نه باعث تعجب، که باعث حیرت است. اینکه ورود متهم به اتاق پلیس، و گفتگوی متهم با بازجو، به طور هیجانی پخش شود و آلت قتل، تنها «دقایقی» بعد از اعتراف متهم «فشنگ شماری» شود و ... اینها نشان از وجود یک مدیریت شلخته و ناآشنا به موضوع پوشش رسانه ای اخبار بحران است.
- چه دلیلی دارد که رویدادی که تا این میزان به روح و عواطف ملی مرتبط است به این شکل بی مبالات، اطلاع رسانی شود؟
- چرا نباید حداقل به مقدار «چند دقیقه» در اتخاذ استراتژی پوشش بحران «فکر» شود؟
- چرا نحوۀ رفتار رسانه در چنین ماجرایی باید بدون توجه به ملاحظات مربوط به «عادی سازی» یک «رویداد نابهنجار اخلاقی» باشد؟
♦️پخش زنده خبر، با پخش زنده بحران تفاوت دارد.
پوشش رویدادی که مرتبط با گوشه تاریک از احوال زندگی یک شخص است، نباید هیجان زده و بدون توجه به عرف وهنجار اجتماع باشد. خبرنگاری که این ماجرا را پوشش داد و مدیر پخش سیما در آن ساعات، چه فکر کردند؟ لقمه درشت خبری گیر آمده و باید از فرصت استفاده کرد؟
🔷پیشتر یک نوبت ذکر شد که در جریان #سونامی_توهوکو نزدیک به بیست هزار جسد روی دست کشور #ژاپن ماند اما اگر کسی امروز «تمام گوگل» را زیر و رو کند حتی یک عکس از یک جسد ژاپنی در آن بحران عظیم پیدا نمی کند از بس که روی این مباحث و روحیه ملی ، وسواس و توجه هست (البته وبلاگ های شخصی "خبرنگاران خارجی" با وب سایت های خبری متفاوت است).
این جنس وسواس، در رفتار #رسانه ای ما کجاست؟
🔷پنج گلوله آقای نجفی شلیک کرد (در یک حال روحی ناپایدار و نامتعادل) و صدها کلمه و تصویرِ بی ملاحظه را، مدیر پخش و خبرنگار هیجانی، به درون خانه های مردم "روانه" کردند، در دقایقی که باید بجای «پخش»، قدری «فکر» می کردند.
بدیهی است منظور از این نوشتار، سانسور نیست بلکه، توجه و وسواس به نحوه پوشش خبری بحران و انعکاس حوادث تیره و تلخ اجتماعی/اخلاقی مد نظر است.
تقلیل شئونات یک قتل خانوادگی به «خبر داغ/زنده» اوج کار نابلدیِ افرادی بود که با این ماجرا دست به گریبان شدند.
امید که عبرتی برای آینده شود.
📌پی نوشت:
*تصویر: پرده و پوشش «محل کار پلیس و نیروهای امداد ژاپن» از مقابل چشم خبرنگاران در دقایق پس از سانحه 7 خرداد در کاواساکی.
حتی در تصاویری که هلی کوپتر شبکه آساهی مخابره کرد مشاهده می شود که «بالای سر» محل کار پلیس هم با پارچه پوشانده شده است. به نحوی که حتی فیلمبرداری از بالا هم نمی تواند جزئیات آن ساعات را به تصویر بکشد (نمونه تصویر هوایی در اینجا +). چه دلیلی دارد که لحظه ورود یک متهم به قتل به اداره پلیس، یا لحظات گفتگویش با بازجو را بی پرده به میان خانه های مردم بکشانیم؟
🔹 #اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
Telegram
attach 📎
اخبار معلم
💢تحلیلی بر اعتراض های صنفی معلمان ✍🏻محمدرضا نیک نژاد، ویژه نامه کانون صنفی معلمان ایران به فراخور هفته معلم، اردیبهشت 98 🔻اعتراض های صنفی- حرفه ای گروه های حقوق بگیری مانند معلمان، کارگران، کارمندان و ... پیشینه ای دراز و تاثیرگذار در فرهنگ اعتراضی جهان…
ادامه مطلب 👇🏻
💢 گروه اندکی از فرهنگیان- شاید بیشتر بخش اداری آن- گزینه وفاداری را برگزیده اند. آنان احتمالا دارای منافعی هستند که در درجا زدن و حتی عقب رفتن سامانه آموزشی بیشتر تامین می شود تا در بهسازی آن!
🔻اما سال هاست که بخشی از فرهنگیان سراسر کشور نیز بر شرایط حرفه ای خویش #معترضند.
بخش بزرگی از این فرهنگیان نمی خواهند کشور و نسل های آینده را با آموزشی نابسامان تنها بگذارند، و نه برآنند که سکوت و ادامه همکاری شان زمینه این روند آسیب زا را همواره کند. همچنان که هریشمن تاکید می کند فرادستان سازمانی- دراین مورد آموزش و پرورش- باید قدر این گروه از معترضان را بداند و صدای شان را بشنود و حتی در چانه زنی با فرادستان سازمانی و سیاسی خویش از وجودشان بهره گیرند- و البته انتظار می رود که از آنان پشتیبانی های درخور را نیز داشته باشند.
🔻این سال ها با گسترش فضای مجازی گلایه ها و اعتراض های معلمان بیش از گذشته آشکار شده است؛ معلمانی که نه گزینه خروج را برگزیده اند و نه گزینه وفاداری را.
معلمانی که با حضور #فیزیکی و #رسانه_ای خویش در پی بهسازی آموزش و پرورش اند. معترضانی که برای بیدار کردن دست اندرکاران، حتی حاضر به دادن هزینه های سنگین هستند. فرادستان آموزشی، سیاسی و حاکمیتی نباید این اعتراض ها را نادیده بگیرند و یا با برخوردهای امنیتی به سکوت بکشانند. بی گمان این اعتراض ها واپسین امیدها برای اصلاح ساختار آموزشی اند. بهتر نیست که فرادستان آموزشی در همراهی با این بخش از معلمان، خود نیز به جای گزینه وفاداری، اعتراض به فرادستان سیاسی و حاکمیتی را برگزینند، تا از این راه سهم اندکی در بهسازی واقعی آموزش کشور داشته باشند!؟
🔹 #اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1
💢 گروه اندکی از فرهنگیان- شاید بیشتر بخش اداری آن- گزینه وفاداری را برگزیده اند. آنان احتمالا دارای منافعی هستند که در درجا زدن و حتی عقب رفتن سامانه آموزشی بیشتر تامین می شود تا در بهسازی آن!
🔻اما سال هاست که بخشی از فرهنگیان سراسر کشور نیز بر شرایط حرفه ای خویش #معترضند.
بخش بزرگی از این فرهنگیان نمی خواهند کشور و نسل های آینده را با آموزشی نابسامان تنها بگذارند، و نه برآنند که سکوت و ادامه همکاری شان زمینه این روند آسیب زا را همواره کند. همچنان که هریشمن تاکید می کند فرادستان سازمانی- دراین مورد آموزش و پرورش- باید قدر این گروه از معترضان را بداند و صدای شان را بشنود و حتی در چانه زنی با فرادستان سازمانی و سیاسی خویش از وجودشان بهره گیرند- و البته انتظار می رود که از آنان پشتیبانی های درخور را نیز داشته باشند.
🔻این سال ها با گسترش فضای مجازی گلایه ها و اعتراض های معلمان بیش از گذشته آشکار شده است؛ معلمانی که نه گزینه خروج را برگزیده اند و نه گزینه وفاداری را.
معلمانی که با حضور #فیزیکی و #رسانه_ای خویش در پی بهسازی آموزش و پرورش اند. معترضانی که برای بیدار کردن دست اندرکاران، حتی حاضر به دادن هزینه های سنگین هستند. فرادستان آموزشی، سیاسی و حاکمیتی نباید این اعتراض ها را نادیده بگیرند و یا با برخوردهای امنیتی به سکوت بکشانند. بی گمان این اعتراض ها واپسین امیدها برای اصلاح ساختار آموزشی اند. بهتر نیست که فرادستان آموزشی در همراهی با این بخش از معلمان، خود نیز به جای گزینه وفاداری، اعتراض به فرادستان سیاسی و حاکمیتی را برگزینند، تا از این راه سهم اندکی در بهسازی واقعی آموزش کشور داشته باشند!؟
🔹 #اخبار_معلم👇🏻🍃
💠 @moalempress1