This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
"حسین بن منصور حلاج" را در ظهر ماه صیام
گذر به کوی جذامیان افتاد، جذامیان به نهار مشغول بودند و به "حلاج" تعارف کردند، "حلاج" بر سر سفره نشست و چند لقمه به دهان برد.
جذامیان گفتند:
دیگران بر سر سفره ما نمینشینند
و از ما میترسند!
حلاج گفت؛ آنها روزهاند و برخاست!
غروب هنگام افطار، حلاج گفت؛
خدایا روزه مرا قبول بفرما...!
شاگردان گفتند؛ استاد ما دیدیم که روزه
شکستی!
"حلاج" گفت؛ ما مهمان خدا بودیم،
روزه شکستیم ولی دل نشکستیم...!
آنجا که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم !
#آواز_ابوعطا
#رضا_مازندرانی
"حسین بن منصور حلاج" را در ظهر ماه صیام
گذر به کوی جذامیان افتاد، جذامیان به نهار مشغول بودند و به "حلاج" تعارف کردند، "حلاج" بر سر سفره نشست و چند لقمه به دهان برد.
جذامیان گفتند:
دیگران بر سر سفره ما نمینشینند
و از ما میترسند!
حلاج گفت؛ آنها روزهاند و برخاست!
غروب هنگام افطار، حلاج گفت؛
خدایا روزه مرا قبول بفرما...!
شاگردان گفتند؛ استاد ما دیدیم که روزه
شکستی!
"حلاج" گفت؛ ما مهمان خدا بودیم،
روزه شکستیم ولی دل نشکستیم...!
آنجا که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم !
#آواز_ابوعطا
#رضا_مازندرانی
❤50👍7👎3👏2😁1🥴1