اخبار معلم
13.7K subscribers
18.7K photos
9.77K videos
2.09K files
10.1K links
🔸آخرین،بروز ترین و موثق ترین اخبار صنفی فرهنگیان

🔹بازتاب مشکلات فرهنگیان و سوالات صنفی، پیگیری و پاسخ به آنها
Download Telegram
نه هر خامی ز پایان شب عاشق خبر دارد
که فصل آخر این قصه را پروانه میداند

#باستانی_پاریزی

سوم دی زاد روز محمدابراهیم باستانی پاریزی تاریخ‌دان، نویسنده، پژوهشگر، شاعر، موسیقی‌پژوه گرامی باد 🌹🌹
‌

✨✨کانال #اخبارمعلم
✒️ @moalempress1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#زبان_پارسی،
رازماندگاری و عامل یکپارچگی ملت ایران.

🎤مرحوم استادم #باستانی_پاریزی.


‌‌‌‌‌‌✨✨به کانال #اخبارمعلم بپیوندید
  ✒️@moalempress1
👏13🤮3👍2😁2
٦ اسفند زادروز #هوشنگ_ابتهاج

ه. الف. سایه 🌷

🔹هوشنگ ابتهاج متخلص به ه. الف. سایه در ٦ اسفند سال ۱۳۰۶ در رشت به دنیا آمده است. ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد. ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام [گالیا] شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری به نام کاروان (دیرست گالیا...) با اشاره به همان روابط عاشقانه‌اش در گیرودار مسائل سیاسی سرود.

منزل شخصی سایه که از منازل سازمانی شرکت سیمان است در سال ۱۳۸۷ با نام خانه ارغوان به ثبت سازمان میراث فرهنگی رسیده‌است. دلیل این نام گذاری وجود درخت ارغوان معروفی در حیاط این خانه است که سایه شعر معروف ارغوان خود را برای آن درخت گفته‌است.

سایه در سال ۱۳۴۶ به اجرای شعرخوانی بر مزار حافظ در جشن هنر شیراز می‌پردازد که دکتر #باستانی_پاریزی در سفرنامه معروف خود (از پاریز تا پاریس) استقبال شرکت کنندگان و هیجان آنها پس از شنیدن اشعار سایه را شرح می‌دهد و می‌نویسد که تا قبل از آن هرگز باور نمی‌کرده‌است که مردم از شنیدن یک شعر نو تا این حد هیجان زده شوند.

ابتهاج از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ سرپرست برنامه گل‌ها در رادیوی ایران (پس از کناره گیری داوود پیرنیا) و پایه‌گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزل‌ها، تصنیف‌ها و اشعار نیمایی او توسط موسیقی‌دانان ایرانی نظیر #شجریان، #ناظری و #حسین_قوامی اجرا شده‌است. تصنیف خاطره‌انگیز توای پری کجایی و تصنیف سپیده (ایران ای سرای امید) از اشعار سایه است. سایه بعد از حادثه میدان ژاله (۱۷ شهریور ۱۳۵۷) به همراه محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان و حسین علیزاده، به نشانه اعتراض از رادیو استعفاء داد.

از مهم‌ترین آثار هوشنگ ابتهاج تصحیح او از غزل‌های حافظ است که با عنوان حافظ به سعی سایه نخستین بار در ۱۳۷۲ توسط نشر کارنامه به چاپ رسید و بار دیگر با تجدیدنظر و تصحیحات تازه منتشر شد. سایه سال‌های زیادی را صرف پژوهش و حافظ شناسی کرده که این کتاب حاصل تمام آن زحمت‌هاست که سایه در مقدمه آن را به همسرش پیشکش کرده‌است.

هوشنگ ابتهاج سال ۱۳۹۱ در ۸۵ سالگی خاطرات خود را در گفتگو با میلاد عظیمی در کتاب پیر پرنیان اندیش عنوان کرد. در این کتاب هوشنگ ابتهاج به بیان عقاید و نظرات خود دربارهٔ بسیاری از چهره‌های به نام موسیقی، شعر و سیاست در زمان خود می‌پردازد. او در این کتاب تأیید می‌کند که آزادی‌اش از زندان در سال ۱۳۶۳ بعد از نامه محمدحسین شهریار به آیت الله خامنه‌ای و بیان این نکته که «وقتی سایه را زندانی کردند، فرشته‌ها بر عرش الهی گریه می‌کنند» صورت گرفته‌است. ابتهاج یک سال بعد از زندان آزاد می‌شود.

وی در این گفتگو دربارهٔ احمد شاملو گفت: «وقتی شاملو مُرد من در مراسمش گریه کردم. یکی از دوستان به من گفت سایه گریه می‌کنی؟ فکر می‌کرد من نباید برای شاملو گریه کنم! گفتم این چه حرفی است؟ من برای کدام یک از رفقایم مرثیه ساخته‌ام؟ اخوان، شاملو، کسرایی، شهریار؟ درد نبودن این‌ها چنان برای من عظیم است که اصلاً کلمه پیدا نمی‌کنم.»
ابتهاج  در بارهٔ روابطش با حزب توده گفته است: «عضو حزب توده نبودم، اما همیشه سوسیالیست بودم و به توده‌ای‌ها احترام می‌گذاشتم و رفیق آن‌ها بودم و با آن‌ها هم‌عقیده بودم.»

اخراج از کانون نویسندگان ایران
در سال ۱۳۵۸ خورشیدی، هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران که عبارت بودند از باقر پرهام، احمد شاملو، محسن یلفانی، غلامحسین ساعدی و اسماعیل خوئی تصمیم به اخراج هوشنگ ابتهاج، به‌آذین، سیاوش کسرائی، فریدون تنکابنی و برومند گرفتند. این تصمیم نهایتاً به تأیید مجمع عمومی #کانون_نویسندگان ایران رسید و منجر به اخراج کل عناصر توده‌ای، به همراه این پنج تن، از کانون نویسندگان ایران شد.

سايه در ١٩ امرداد ١٤٠١ جاودانه شد.🍀


۰۳/۱۲/۶
❤19👍10🤬5💔2
📖 معروف است، کسی بین راه چهارمحال قالی‌اش را دزدان بردند. به فکر افتاد که به خان شکایت کند ...
پیش خان رفت. عاشورا بود و خان مشغول خواندن زیارت عاشورا، و به بخش صد لعن رسیده بود و می‌خواند:
«اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له ..‌.»
صاحب قالی، اول خوشحال شد که موقع خوبی برای دادخواهی پیدا کرده، اما اندکی بعد متوجه شد که قالی که زیر پای خان انداخته‌اند همان قالی خودش است!
بلافاصله رو بازپس کرد که خارج شود. خان پرسید: ها، چه می‌خواستی؟
شاکی جواب داد: هیچ، می‌خواستم در ثواب شما شریک باشم، و سپس راه افتاد در حالی که او هم زیر لب می‌خواند: اللهم العن اول ...»

📗 حماسه‌ کویر
✍🏼 محمدابراهیم #باستانی_پاریزی
👍34❤3👎3