اخبار معلم
13.7K subscribers
18.7K photos
9.77K videos
2.09K files
10.1K links
🔸آخرین،بروز ترین و موثق ترین اخبار صنفی فرهنگیان

🔹بازتاب مشکلات فرهنگیان و سوالات صنفی، پیگیری و پاسخ به آنها
Download Telegram
با درود به همراهان گرامی #گاهنامه_فرهیزش و گرامیداشت نام و یادِ آموزگار فرهیخته، تلاشگر و بنیانگذار فرهیزش "مهدی بهلولی"

پیش از هر چیز سپاس ویژه خود را از همکاری و همراهی ارزشمندتان اعلام می کنیم و امیدواریم که این همراهی تاثیرگذار همچنان ادامه یابد.

در واپسین نشست تحریریه قرار بر آن شد که پرونده ویژه شماره ششم گاهنامه "#روز_جهانی_آموزگار" باشد و اگر بخت یاری کند هم زمان با این روز یعنی 5 اکتبر برابر 13 یا 14 مهر فرهیزش منتشر شود. از این رو از همراهان گرامی درخواست می کنیم یادداشت های خود را حداکثر تا هفته نخست مهر بدست تحریریه برسانند.
یادداشت ها در این زمینه می توانند.......
📎 بررسی و تحلیل
📎 ترجمه
📎 خاطره معلمی
📎 داستان کوتاه و ... باشد.

گرچه قرار است پرونده شماره ششم "#روز_جهانی_آموزگار" باشد اما همکاران گرامی مانند شماره های پیشین می توانند به موضوعات دیگری در گستره های اندیشه، فرهنگ، ادبیات، تاریخ، زنان، کتاب و ... نیز بپردازند و ما و مخاطبان را بهره مند سازند.

از همه فرهنگیان فرهیخته و اهل قلم درخواست یاری و همراهی داریم تا نوشته های خود را برای انتشار در فرهیزش در اختیار ما بگذارند و بر ارزش گاهنامه خودشان بیفزایند.

#تحریریه_فرهیزش

3 شهریور 1400

ایمیل و آی دی های زیر برای دریافت نوشته ها در خدمت شما بزرگواران است:
farhizesh.magazine@gmail.com

@nargesmalekzadeh

@Emahdavi2

@alibeheshtinia

@niknezhadmohammdreza

#اخبار_معلم👇🏻🍃

💠 @moalempress1
#سومین_سالگرد_درگذشت_زنده_یاد_مهدی_بهلولی

#گاهنامه_فرهیزش، شماره چهارده، بهار 1403

گذر از خیابان ملکی

مهدی بهلولی، روزنامه شهروند، 25 مرداد 95

1. "5 ثانیه ای مانده بود که چراغ سبز،قرمز شود. پایم را گذاشتم در خیابان تا از این طرف به آن طرف بروم. وسط خیابان که رسیدم به یک باره با هجوم موتورسیکلت های شتابان و خشمگین روبرو شدم و چونان پلنگ صورتی صاف شدم کف خیابان! یک موتوری چنان زد به زیر پایم که یکی دو متر به هوا پرتاب شدم و با کتف خوردم به زمین. کشان کشان که داشتند به پیاده رو می آوردندم،بیهوش شدم. یکی دو دقیقه بعد که به هوش آمدم دیدم سوار یک خودروام. بردندم بیمارستان و کتفم را جراحی کردند." دو سه ماه بعد داشت داستان تصادفش را تعریف می کرد و گلایه داشت از وضعیت رانندگی و به ویژه رانندگی موتور سواران. از آن زمان به بعد هنگامی که وارد هر چهار راه یا خیابانی می شوم یاد این دوستم می افتم که چونان پلنگ صورتی تخت شد در کف خیابان.(حالا خوب است که این دوست ما را در وسط خیابان زدند. یک بار یک موتور سوار از پشت سر و در پیاده رو کوبید به پای من و بعد خیلی هم حق به جانب می گفت تقصیر خودت هم بود که از وسط پیاده رو داشتی راه می رفتی،اگر از کنار رد می شدی که بهت نمی زدم!)

2. اما چند روز پیش،همین که خواستم وارد چهارراه بشوم به یک باره دیدم یک چک پول 50 هزار تومانی،کنار خیابان افتاده و گویا انتظار مرا می کشد که آن را بردارم. شرایط خطرناک بود و موتور سیکلت های آماده در آن سوی چهارراه،انگار که این بار در کمین من بودند. در حالی که یاد پلنگ صورتی و تخت شدن در کف خیابان بودم با مهارتی مثال زدنی،در برابر موتور سیکلت های شتابان و خشمگین، پول را برداشتم و خودم را به آن سوی خیابان رساندم. خب قرار نیست که همیشه آخر داستان گذر ما و دوستان مان از خیابان به بیمارستان بینجامد!

3. اما گاهی برای گذر از خیابان،بهتر است از روی پل عابر پیاده برویم و خیلی امن و راحت و در حالی که در اندیشه گذشته و حال و آینده هستیم خودمان را برسانیم به آن سوی خیابان. مثلا همین چند روز پیش که از روی پل عابر زیر گذر سعدی(روبرو مترو دروازه دولت) رفتم آن سوی خیابان و کمی بالاتر،به یک باره دیدم روبروی خیابان رامسر هستم. تا رفتم داخل خیابان خوردم به بن بست ملکی. البته اتفاقی نبود. یعنی همین جوری شانسی نرفتم تا از بن بست ملکی سر بیاورم. روز پیش از آن واپسین شماره ماهنامه "اندیشه پویا" را گرفتم که ویژه نامه ای درباره خلیل ملکی- یکی از روشنفکران سرشناس پیش از انقلاب- دارد و آدرس خانه ملکی در آن داده شده بود. خانه ملکی ته همان بن بست ملکی بوده که هم اکنون خرابش کرده اند و به جای آن ساختمانی چند طبقه درست کرده اند. خب،گاهی باید از خیابانی بگذری و بروی سر کوچه ای بنشینی که روزگاری محل آمد و شد برخی روشنفکران بزرگ این مملکت بوده است و دنیایی از تاریخ و خاطره در خود دارد : "در سال های پس از 28 مرداد،محل تجمع ما هواداران نیروی سوم،خانه خلیل ملکی در خیابان رامسر،بن بست ملکی بود."(هوشنگ سیاح پور)؛ "خانه را فروختم و و سهم بازماندگان را برای شان فرستادم. ظاهرا مالک بعدی،خانه ملکی ها را خراب کرده و آپارتمانی چند طبقه جای آن بنا کرده است ... ملکی سوسیالیست بود اما او این اندیشه را برای ایران می خواست. برای او ایران در درجه نخست اهمیت بود؛سوسیالیسم در اولویت بعدی قرار داشت." (هوشنگ طالع،خواهر زاده همسر خلیل ملکی) ؛ "ملکی در 1348 درگذشت،افسرده و تهی دست... گناه بزرگ او این بود که عمیقا به اصلاحات ترقی جویانه و دموکراتیک،و نه تغییرات زیر رو کننده،باور داشت." (هما کاتوزیان)

https://s8.uupload.ir/files/img_20240604_095739_132_dma.jpg
👍13❤5💔1