.
هزینهی آموزش
◾ستگادین ۱۵ جولای ۲۰۱۹
منطق آموزش و پرورش این است که هر چه بیشتر بیاموزید، شغل بهتری گیرتان میآید و پولی که از شغلتان درمیآورید، آموزش شما را به یک سرمایهگذاری ارزشمند تبدیل خواهد کرد.
اما آنچه بعد از گرفتن شغل رخ میدهد چیست؟
در برخی سازمانها این پایان راه است. امکان دارد تجارب و هوشمندیهایی در شغلتان کسب کنید ولی این گونه سازمانهای کوتهبین، آموزش مداوم را بسیار پرخرج قلمداد میکنند.
بصیرت یعنی اینکه بدانی، کارمندان راکد بسیار پرخرجتر از کارمندان آموزش دیده هستند.
سازمانهای خیلی بیشتری هم وجود دارند که موافق پرداخت هزینه آموزش کارمندانشان هستند. آنها فهمیدهاند که یک کارمند الهامبخش و دارای بصیرت، نسبت به کارمندی که به حال خود رها شده است، محصول ارزشمندتری تولید میکند.
کارمندان هم به تدریج، به این درک میرسند که در آیندهی شغلیشان، از زمان و زحمتی که روی آموزش مداوم صرف میکنند، منتفع خواهند شد. زیرا چیزی را که یکبار میآموزند، بارها و بارها به دردشان خواهد خورد.
آینده از آن تصمیمات بهتر، شغلهای عاطفهمحور (مراقبت از کودکان، رسانه، مراقبتهای پزشکی، کارهای اجتماعی،... ) و اعتمادسازی است که همگی محصول آموزشاند.
اگر آموختن را رها کنید، از قافله عقب خواهید ماند.
مصطفی منبری ۲۵ تیر ۱۳۹۸
؛.....................................
هزینهی آموزش
◾ستگادین ۱۵ جولای ۲۰۱۹
منطق آموزش و پرورش این است که هر چه بیشتر بیاموزید، شغل بهتری گیرتان میآید و پولی که از شغلتان درمیآورید، آموزش شما را به یک سرمایهگذاری ارزشمند تبدیل خواهد کرد.
اما آنچه بعد از گرفتن شغل رخ میدهد چیست؟
در برخی سازمانها این پایان راه است. امکان دارد تجارب و هوشمندیهایی در شغلتان کسب کنید ولی این گونه سازمانهای کوتهبین، آموزش مداوم را بسیار پرخرج قلمداد میکنند.
بصیرت یعنی اینکه بدانی، کارمندان راکد بسیار پرخرجتر از کارمندان آموزش دیده هستند.
سازمانهای خیلی بیشتری هم وجود دارند که موافق پرداخت هزینه آموزش کارمندانشان هستند. آنها فهمیدهاند که یک کارمند الهامبخش و دارای بصیرت، نسبت به کارمندی که به حال خود رها شده است، محصول ارزشمندتری تولید میکند.
کارمندان هم به تدریج، به این درک میرسند که در آیندهی شغلیشان، از زمان و زحمتی که روی آموزش مداوم صرف میکنند، منتفع خواهند شد. زیرا چیزی را که یکبار میآموزند، بارها و بارها به دردشان خواهد خورد.
آینده از آن تصمیمات بهتر، شغلهای عاطفهمحور (مراقبت از کودکان، رسانه، مراقبتهای پزشکی، کارهای اجتماعی،... ) و اعتمادسازی است که همگی محصول آموزشاند.
اگر آموختن را رها کنید، از قافله عقب خواهید ماند.
مصطفی منبری ۲۵ تیر ۱۳۹۸
؛.....................................
Seth's Blog
Paid to learn
The rationale for traditional education is that more learning gets you a better job, and a job gets you paid, which makes the learning a worthwhile investment. But what happens after you get that j…
.
این چه طرز ارائهدادن است؟
◾ستگادین ۱۶ جولای ۲۰۱۹
اگر با ارائهدادن (presentation) به دنبال ایجاد تغییر هستید، به دو روش میتوانید عمل کنید:
۱) این حالت وقتی است که هدف و تعهداتی از قبل وجود دارند و حالا یک بروزرسانی در اقدامات، برای دستیابی هرچه بیشتر به آن هدف لازم است.
مثلاً GPS ماشینتان را در نظر بگیرید که میداند مقصدتان کجاست و شما را درباره مسیر یا ترافیک پیشِ رو، با اطلاعاتی مرتبط با سفرتان، بروزرسانی میکند. نه از شما میپرسد که چرا به فلان جا میروید و نه سعی میکند شما را مجبور کند که مقصدتان را عوض کنید.
۲) در این حالت، ارائهدهنده میخواهد تغییری در اولویتهای مخاطبان ایجاد کند تا چیزی را بجای چیز دیگری بخواهند.
مثلاً من میدانم که شما قبلا هرگز به چنین موسسه خیریهای کمک نکردهاید ولی اگر یک بار به ضرورت آنچه اینجا رخ میدهد نگاه کنید، نظرتان عوض خواهد شد.
اگر شما به روش GPS بروزرسانی کنید، باید روی تغییرات و ارتباطدادن حقایقی تمرکز کنید که ما میدانیم برای عملکردمان به آنها نیازمندیم.
از طرفی اگر میخواهید با ارائهتان، نظر مردم را عوض کنید، لطفاً ما را مجبور به دریافت اطلاعات بیربط و اعلانهای لحظه به لحظه نکنید. اگر میخواهید تغییر ایجاد کنید، لطفاً اجبار نکنید، از ما درخواست کنید.
مصطفی منبری ۲۶ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
این چه طرز ارائهدادن است؟
◾ستگادین ۱۶ جولای ۲۰۱۹
اگر با ارائهدادن (presentation) به دنبال ایجاد تغییر هستید، به دو روش میتوانید عمل کنید:
۱) این حالت وقتی است که هدف و تعهداتی از قبل وجود دارند و حالا یک بروزرسانی در اقدامات، برای دستیابی هرچه بیشتر به آن هدف لازم است.
مثلاً GPS ماشینتان را در نظر بگیرید که میداند مقصدتان کجاست و شما را درباره مسیر یا ترافیک پیشِ رو، با اطلاعاتی مرتبط با سفرتان، بروزرسانی میکند. نه از شما میپرسد که چرا به فلان جا میروید و نه سعی میکند شما را مجبور کند که مقصدتان را عوض کنید.
۲) در این حالت، ارائهدهنده میخواهد تغییری در اولویتهای مخاطبان ایجاد کند تا چیزی را بجای چیز دیگری بخواهند.
مثلاً من میدانم که شما قبلا هرگز به چنین موسسه خیریهای کمک نکردهاید ولی اگر یک بار به ضرورت آنچه اینجا رخ میدهد نگاه کنید، نظرتان عوض خواهد شد.
اگر شما به روش GPS بروزرسانی کنید، باید روی تغییرات و ارتباطدادن حقایقی تمرکز کنید که ما میدانیم برای عملکردمان به آنها نیازمندیم.
از طرفی اگر میخواهید با ارائهتان، نظر مردم را عوض کنید، لطفاً ما را مجبور به دریافت اطلاعات بیربط و اعلانهای لحظه به لحظه نکنید. اگر میخواهید تغییر ایجاد کنید، لطفاً اجبار نکنید، از ما درخواست کنید.
مصطفی منبری ۲۶ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
Which sort of presentation is this?
If you’re going to do a presentation (instead of sending a memo)… If you’re going to do a sales call (instead of staying home)… it’s because you want to make a change …
.
چرخهایی که جیرجیر میکنند
◾ستگادین ۱۷ جولای ۲۰۱۹
آیا واقعا میخواهید چرخها را روغنکاری کنید؟
یا بجای آن، میخواهید به بهسازی امور (making things better) دست بزنید؟
بهترین مسیر برای همکاری با یک جمع یا یک برند، ناله و شکایت نیست، بلکه بهسازی امور است.
بهسازی یعنی مسئولیتپذیری بدون اقتدارگرایی و آفرینش یک چرخهی مثبت از اقدامات جامع و سخاوتمندانه. پیمودن راه با توجه به مصادیق و یافتن کُنجی کوچک برای ایجاد تفاوت و تغییر.
ما سیستم را برای چرخهایی که جیرجیر میکنند بهینهسازی میکنیم ولی اغلب، وصله پینه نصیبمان میشود نه یک تعمیر اساسی.
مصطفی منبری ۲۶ تیر ۱۳۹۸
؛....................................
چرخهایی که جیرجیر میکنند
◾ستگادین ۱۷ جولای ۲۰۱۹
آیا واقعا میخواهید چرخها را روغنکاری کنید؟
یا بجای آن، میخواهید به بهسازی امور (making things better) دست بزنید؟
بهترین مسیر برای همکاری با یک جمع یا یک برند، ناله و شکایت نیست، بلکه بهسازی امور است.
بهسازی یعنی مسئولیتپذیری بدون اقتدارگرایی و آفرینش یک چرخهی مثبت از اقدامات جامع و سخاوتمندانه. پیمودن راه با توجه به مصادیق و یافتن کُنجی کوچک برای ایجاد تفاوت و تغییر.
ما سیستم را برای چرخهایی که جیرجیر میکنند بهینهسازی میکنیم ولی اغلب، وصله پینه نصیبمان میشود نه یک تعمیر اساسی.
مصطفی منبری ۲۶ تیر ۱۳۹۸
؛....................................
Seth's Blog
Squeaky wheels
Do you really want the grease? Or would you rather make things better? The best way to contribute to a community or a brand isn’t by complaining. It’s by making things better. Taking re…
.
اقدام رو به جلو یا فرار؟
◾ستگادین ۱۸جولای۲۰۱۹
آیا پشتِ درِ اتاق رئیستان، به امید آنکه با شما دربارهی پروژه جدیدتان ملاقات کند، سرپا خواهید ماند یا به امید آنکه متوجه حضورتان نشود، همانجا زانو بغل کرده در لاک خویش فرو خواهید رفت؟
آیا سرِ کلاس، برای درخواست وقتِ تنفس، دستتان را بالا خواهید برد یا در ردیفهای پشتی قایم میشوید تا چیزی نخواهید؟
آیا مشتریِ نافرمان و گستاخی را به زحمت خواهید یافت تا ببینید چطور میتوانید اوضاع را بهتر کنید یا از پاسخدادن به ایمیل مشتریانی که به شدت در تلاش برای یافتن شما هستند، سرباز خواهید زد؟
شما میتوانید همهی روزتان را برای اقدامات رو به جلو در مسیر خواستههایتان صرف کنید یا اینکه زمانتان را برای فرارکردن و اجتناب از اقدام سپری کنید.
مصطفی منبری ۲۷تیر۱۳۹۸
؛..................................
اقدام رو به جلو یا فرار؟
◾ستگادین ۱۸جولای۲۰۱۹
آیا پشتِ درِ اتاق رئیستان، به امید آنکه با شما دربارهی پروژه جدیدتان ملاقات کند، سرپا خواهید ماند یا به امید آنکه متوجه حضورتان نشود، همانجا زانو بغل کرده در لاک خویش فرو خواهید رفت؟
آیا سرِ کلاس، برای درخواست وقتِ تنفس، دستتان را بالا خواهید برد یا در ردیفهای پشتی قایم میشوید تا چیزی نخواهید؟
آیا مشتریِ نافرمان و گستاخی را به زحمت خواهید یافت تا ببینید چطور میتوانید اوضاع را بهتر کنید یا از پاسخدادن به ایمیل مشتریانی که به شدت در تلاش برای یافتن شما هستند، سرباز خواهید زد؟
شما میتوانید همهی روزتان را برای اقدامات رو به جلو در مسیر خواستههایتان صرف کنید یا اینکه زمانتان را برای فرارکردن و اجتناب از اقدام سپری کنید.
مصطفی منبری ۲۷تیر۱۳۹۸
؛..................................
Seth's Blog
Toward or away?
Today, will you stand outside your boss’s office hoping that she’ll meet with you about your new project, or will you hunker down in your cube hoping she doesn’t notice you? Will …
Forwarded from یادداشت های حسین قربانی
✅ کوچکترین اهداف، بهترین اهداف هستند
✍️ حسین قربانی
چند روز پیش که یکی از پادکستهای ست گادین را گوش میدادم، به نکته جالبی اشاره کرد. نکتهای در مورد بهترین اهداف زندگی که میتوانیم انتخاب کنیم و در پی دستیابی به آنها باشیم.
ست گادین معتقد است کوچکترین اهداف میتوانند بهترین اهداف زندگی ما باشند.
کوچکترین جای پایی که میتوانیم از خودمان در این دنیا به جا بگذاریم،
کوچکترین پروژه ممکن که ارزش زمان صرف شده برای آن را داشته باشد،
کوچکترین گروه از افراد که میتوانیم تغییری در زندگیشان به وجود آوریم.
کوچکترینها همگی قابل دستیابی هستند و به همین دلیل هم ترسناکاند. چون ما هیچ توجیهی برای موفق نشدن و دست نیافتن به آنها نخواهیم داشت.
ما از کوچکترینها فراری هستیم، چون با خود مسئولیت به همراه میآورند و هیچ راه فراری از رسیدن به آنها وجود ندارد.
برعکس کوچکترین اهداف، بزرگترین اهداف دوستداشتنی هستند، بینهایت دوستداشتنی هستند. آنها برای ما امنیت به همراه میآورند.
میتوانیم پشت آنها پنهان شویم و از انتقادها و نگاههای آزاردهنده دیگران در امان باشیم.
با انتخاب این نوع اهداف بیشترین و بهترین توجیهات و دلایل را برای دست نیافتن به آنها و تحمل شکستها خواهیم داشت.
در صورت شکست در مسیر رسیدن به اهداف بزرگ، بهترین داستانها و توضیحات را برای تعریف کردن به خودمان و دیگران خواهیم داشت.
بنابراین برای کسب موفقیتهای بزرگ باید از کوچکترین موفقیتها شروع کرد. باید از کوچکترین اهداف شروع کرد.
فعالیت فقط در یک شبکه اجتماعی،
نوشتن فقط یک صفحه در روز،
مطالعه فقط دو صفحه کتاب در روز،
ورزش و نرمش فقط ده دقیقهای در هر روز،
یادگیری فقط دو لغت انگلیسی جدید در روز،
نوشتن روزانه یک پست کوتاه برای وبلاگ،
همگی اهدافی کوچک هستند که هیچ توجیهی برای انجام ندادن آنها پذیرفتنی نخواهد بود و هیچ راه فراری برایمان باقی نخواهد ماند.
بهترین راه کسب موفقیتهای بزرگ و رسیدن به اهداف بزرگ، انتخاب اهدافی کوچک و حرکت در جهت کسب موفقیتهای کوچک هست؛ شاید بدون در پیش گرفتن این مسیر هیچ وقت نتوان قلههای بزرگ را فتح کرد.
HoseinGhorbani.com
@HoseinGhorbani1
✍️ حسین قربانی
چند روز پیش که یکی از پادکستهای ست گادین را گوش میدادم، به نکته جالبی اشاره کرد. نکتهای در مورد بهترین اهداف زندگی که میتوانیم انتخاب کنیم و در پی دستیابی به آنها باشیم.
ست گادین معتقد است کوچکترین اهداف میتوانند بهترین اهداف زندگی ما باشند.
کوچکترین جای پایی که میتوانیم از خودمان در این دنیا به جا بگذاریم،
کوچکترین پروژه ممکن که ارزش زمان صرف شده برای آن را داشته باشد،
کوچکترین گروه از افراد که میتوانیم تغییری در زندگیشان به وجود آوریم.
کوچکترینها همگی قابل دستیابی هستند و به همین دلیل هم ترسناکاند. چون ما هیچ توجیهی برای موفق نشدن و دست نیافتن به آنها نخواهیم داشت.
ما از کوچکترینها فراری هستیم، چون با خود مسئولیت به همراه میآورند و هیچ راه فراری از رسیدن به آنها وجود ندارد.
برعکس کوچکترین اهداف، بزرگترین اهداف دوستداشتنی هستند، بینهایت دوستداشتنی هستند. آنها برای ما امنیت به همراه میآورند.
میتوانیم پشت آنها پنهان شویم و از انتقادها و نگاههای آزاردهنده دیگران در امان باشیم.
با انتخاب این نوع اهداف بیشترین و بهترین توجیهات و دلایل را برای دست نیافتن به آنها و تحمل شکستها خواهیم داشت.
در صورت شکست در مسیر رسیدن به اهداف بزرگ، بهترین داستانها و توضیحات را برای تعریف کردن به خودمان و دیگران خواهیم داشت.
بنابراین برای کسب موفقیتهای بزرگ باید از کوچکترین موفقیتها شروع کرد. باید از کوچکترین اهداف شروع کرد.
فعالیت فقط در یک شبکه اجتماعی،
نوشتن فقط یک صفحه در روز،
مطالعه فقط دو صفحه کتاب در روز،
ورزش و نرمش فقط ده دقیقهای در هر روز،
یادگیری فقط دو لغت انگلیسی جدید در روز،
نوشتن روزانه یک پست کوتاه برای وبلاگ،
همگی اهدافی کوچک هستند که هیچ توجیهی برای انجام ندادن آنها پذیرفتنی نخواهد بود و هیچ راه فراری برایمان باقی نخواهد ماند.
بهترین راه کسب موفقیتهای بزرگ و رسیدن به اهداف بزرگ، انتخاب اهدافی کوچک و حرکت در جهت کسب موفقیتهای کوچک هست؛ شاید بدون در پیش گرفتن این مسیر هیچ وقت نتوان قلههای بزرگ را فتح کرد.
HoseinGhorbani.com
@HoseinGhorbani1
.
سریششدن
◾ستگادین ۲۰ جولای ۲۰۱۹
سریششدن (tailgating) به یک استاد، سرعت شما را افزایش نمیدهد.
سرعت استاد را هم بیشتر نمیکند.
سریششدن به یک استاد، باعث ایجاد ناامیدی و محدودیت در انتخابهای شما میشود و روش مطمئن و امنی نیست.
اگر میخواهید تفاوت بیافرینید، باید مسیر مختص خودتان را پیدا کنید.
مصطفی منبری ۳۰ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
سریششدن
◾ستگادین ۲۰ جولای ۲۰۱۹
سریششدن (tailgating) به یک استاد، سرعت شما را افزایش نمیدهد.
سرعت استاد را هم بیشتر نمیکند.
سریششدن به یک استاد، باعث ایجاد ناامیدی و محدودیت در انتخابهای شما میشود و روش مطمئن و امنی نیست.
اگر میخواهید تفاوت بیافرینید، باید مسیر مختص خودتان را پیدا کنید.
مصطفی منبری ۳۰ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
Tailgating
It doesn’t make you go any faster. It doesn’t make the leader go any faster. Tailgating creates frustration, limits your choices and isn’t safe. If you want to make a difference, …
.
دو نوع ریسک در سیستم
◾ستگادین ۲۱جولای ۲۰۱۹
وقتی یک سیستم راه میاندازید، بهتر است همیشه به این فکر کنید که اگر این سیستم از کار بیافتد چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بسته به اینکه عدم کارکرد سیستم چه هزینهای را به شما تحمیل کند، میتوانید درجه سختجان بودن (resilience) سیستمتان را افزایش دهید.
عدم کارکرد سیستم، همیشه یک فاجعه نیست. اگر توستر شما کار نکند، مسأله بزرگی پیش نمیآید ولی اگر در حال انجام ماموریتی در کره ماه باشید، داشتن چند کپسول اکسیژن بیشتر، حتی اگر هزینه حملشان بالا باشد، تصمیم عاقلانهای خواهد بود.
هنگام سازماندهی یک سیستم، مرتکب دو اشتباه میشویم:
یک ) درباره اعتماد به سیستممان بیشازحد خوشبین هستیم و هزینه زندگی بدون آن را ناچیز میپنداریم. مثلاً زیرساخت اینترنت فعلی ما از همین دسته است.
دو ) برعکس، درباره احتمال شکست و هزینهای که روی دستمان خواهد گذاشت، بیشازحد بدبین هستیم. این بدبینی منجر به مهندسی افراطی چیزها یا پرداخت هزینه بسیار زیاد برای ترک آن میشود. جلیقه نجاتهای هواپیما مثالهایی از این دستهاند. دلیل بالا بودن هزینههای پزشکیمان نیز همین اشتباه است.
یک مهارت مفید در تصمیمگیری اجرایی، توانایی شرح و بسط معنای سختجان بودن و هزینه شکست با روشهای غیر احساسی است. مخصوصاً وقتی انجام دقیق آن سخت باشد.
مصطفی منبری ۳۰ تیر ۱۳۹۸
؛....................................
دو نوع ریسک در سیستم
◾ستگادین ۲۱جولای ۲۰۱۹
وقتی یک سیستم راه میاندازید، بهتر است همیشه به این فکر کنید که اگر این سیستم از کار بیافتد چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بسته به اینکه عدم کارکرد سیستم چه هزینهای را به شما تحمیل کند، میتوانید درجه سختجان بودن (resilience) سیستمتان را افزایش دهید.
عدم کارکرد سیستم، همیشه یک فاجعه نیست. اگر توستر شما کار نکند، مسأله بزرگی پیش نمیآید ولی اگر در حال انجام ماموریتی در کره ماه باشید، داشتن چند کپسول اکسیژن بیشتر، حتی اگر هزینه حملشان بالا باشد، تصمیم عاقلانهای خواهد بود.
هنگام سازماندهی یک سیستم، مرتکب دو اشتباه میشویم:
یک ) درباره اعتماد به سیستممان بیشازحد خوشبین هستیم و هزینه زندگی بدون آن را ناچیز میپنداریم. مثلاً زیرساخت اینترنت فعلی ما از همین دسته است.
دو ) برعکس، درباره احتمال شکست و هزینهای که روی دستمان خواهد گذاشت، بیشازحد بدبین هستیم. این بدبینی منجر به مهندسی افراطی چیزها یا پرداخت هزینه بسیار زیاد برای ترک آن میشود. جلیقه نجاتهای هواپیما مثالهایی از این دستهاند. دلیل بالا بودن هزینههای پزشکیمان نیز همین اشتباه است.
یک مهارت مفید در تصمیمگیری اجرایی، توانایی شرح و بسط معنای سختجان بودن و هزینه شکست با روشهای غیر احساسی است. مخصوصاً وقتی انجام دقیق آن سخت باشد.
مصطفی منبری ۳۰ تیر ۱۳۹۸
؛....................................
Seth's Blog
Two kinds of system risk
When you set up a system, it helps to keep in mind what will happen if it doesn’t work. Depending on the costs of ‘not working’, you can build more resilience into the system. In …
.
رسانه ما را به کجا خواهد برد؟
◾ستگادین ۲۲جولای۲۰۱۹
از وقتی اولین داستان روی تخته سنگی حک شد، متخصصانِ رسانه کوشیدند تا به تفصیل بیان کنند که آنها چیزی را به مردم میدهند که واقعا به آن نیاز دارند که همانا بهترین گزارشها از اتفاقات است.
رسانه باعث شد عواملی مثل فرهنگ، فعالیتهای بشری و خواستههای مردم به صفحهی اول اخبار منتقل شوند.
در واقع این توجهطلبی و سودجویی صنعت رسانهای است که واضحتر از همیشه، فرهنگ ما را هدایت میکند.
متفکران بهطور منظم، دربارهی افول نزاکت و اوجگیری وحشت و قلدری هشدار میدهند و بیشتر از همه، از رفتارهای تفرقهانگیز به جای حرکتهای رو به پیشرفت و پربار، که مردم را به گروههایی جدا از هم تکهتکه میکنند، شاکی هستند.
و دقیقا در همان زمان، برنامههای تلویزیونی واقعنما با بیشترین استقبال مواجه میشوند و بهشکل فزایندهای، اخبار با بیشترین زمان پخش، به نازلترین و تباهکنندهترین برنامه تلویزیونی تاریخ تبدیل میشود که ظهور رسانههای اجتماعی هم به آن دامن میزند.
دو کلاس در دوره ابتدایی را تصور کنید:
معلم در یکی از کلاسها، توجه زیادی به قلدرها، عاملان مزاحمت و اهالی دعوا و بلوا میکند و بقیه دانش آموزان همیشه در حال تشویق و هوراکشیدن برای آنها هستند.
معلم در کلاس بعدی، استانداردهایی را برای کلاس تعیین کرده است و با کنارزدن خواستههای خودخواهانه، اقدام به تشویق کودکان به سخاوتمندی و خلاقیت کرده است.
سرنوشت این کلاسها چگونه از هم تفکیک خواهد شد؟
دوست دارید کودک شما در کدام یک از این کلاسها باشد؟
ما دیگر دانشآموز کلاس دوره ابتدایی نیستیم و رسانه نیز معلم یا دایهی ما نیست ولی حجم توجهی که همه روزه به کانالهای تلویزیونی گسیل میکنیم نسبت به آن توجهی که به درسهای کلاس ابتدایی داشتیم، قابل مقایسه نیست و چنین توجهی به تلویزیون، هم برای خودمان و هم برای اطرافیانمان جز تباهی هیچ ثمری ندارد.
تولیدکنندگان برنامههای تلویزیونی این را به خوبی میدانند و برای جلب توجه بیشتر، تلاش فزایندهای انجام میدهند و حتی وقتی به درِ بسته میخورند، به انجام تحقیقاتی برای یافتن راههای جدید دست میزنند، چون این شغلشان است.
فراتر از همه اینها، رسانهها منفعتمحور بوده، نیازمند مشارکت ما برای پرداخت هزینههایشان هستند.
این یک بازی نابرابر است، در حالی که آنها مجهز به آخرین تحقیقات علوم رفتاری بر علیه ما هستند، ما مردمی ناهمسو و به صورت تودههایی ناراضی پراکنده شدهایم.
شاید بتوانیم برای حل این مسئله با همدیگر ارتباط برقرار کنیم، و برای یافتن راه حلی کارآمد، خودمان را سازماندهی کنیم.
قدم اول آن است که از خوردن طعمهی رسانهها دست برداریم. قدم دوم، گفتن این جمله است:
«follow me»
مصطفی منبری۳۱ تیر۱۳۹۸
؛..................................
رسانه ما را به کجا خواهد برد؟
◾ستگادین ۲۲جولای۲۰۱۹
از وقتی اولین داستان روی تخته سنگی حک شد، متخصصانِ رسانه کوشیدند تا به تفصیل بیان کنند که آنها چیزی را به مردم میدهند که واقعا به آن نیاز دارند که همانا بهترین گزارشها از اتفاقات است.
رسانه باعث شد عواملی مثل فرهنگ، فعالیتهای بشری و خواستههای مردم به صفحهی اول اخبار منتقل شوند.
در واقع این توجهطلبی و سودجویی صنعت رسانهای است که واضحتر از همیشه، فرهنگ ما را هدایت میکند.
متفکران بهطور منظم، دربارهی افول نزاکت و اوجگیری وحشت و قلدری هشدار میدهند و بیشتر از همه، از رفتارهای تفرقهانگیز به جای حرکتهای رو به پیشرفت و پربار، که مردم را به گروههایی جدا از هم تکهتکه میکنند، شاکی هستند.
و دقیقا در همان زمان، برنامههای تلویزیونی واقعنما با بیشترین استقبال مواجه میشوند و بهشکل فزایندهای، اخبار با بیشترین زمان پخش، به نازلترین و تباهکنندهترین برنامه تلویزیونی تاریخ تبدیل میشود که ظهور رسانههای اجتماعی هم به آن دامن میزند.
دو کلاس در دوره ابتدایی را تصور کنید:
معلم در یکی از کلاسها، توجه زیادی به قلدرها، عاملان مزاحمت و اهالی دعوا و بلوا میکند و بقیه دانش آموزان همیشه در حال تشویق و هوراکشیدن برای آنها هستند.
معلم در کلاس بعدی، استانداردهایی را برای کلاس تعیین کرده است و با کنارزدن خواستههای خودخواهانه، اقدام به تشویق کودکان به سخاوتمندی و خلاقیت کرده است.
سرنوشت این کلاسها چگونه از هم تفکیک خواهد شد؟
دوست دارید کودک شما در کدام یک از این کلاسها باشد؟
ما دیگر دانشآموز کلاس دوره ابتدایی نیستیم و رسانه نیز معلم یا دایهی ما نیست ولی حجم توجهی که همه روزه به کانالهای تلویزیونی گسیل میکنیم نسبت به آن توجهی که به درسهای کلاس ابتدایی داشتیم، قابل مقایسه نیست و چنین توجهی به تلویزیون، هم برای خودمان و هم برای اطرافیانمان جز تباهی هیچ ثمری ندارد.
تولیدکنندگان برنامههای تلویزیونی این را به خوبی میدانند و برای جلب توجه بیشتر، تلاش فزایندهای انجام میدهند و حتی وقتی به درِ بسته میخورند، به انجام تحقیقاتی برای یافتن راههای جدید دست میزنند، چون این شغلشان است.
فراتر از همه اینها، رسانهها منفعتمحور بوده، نیازمند مشارکت ما برای پرداخت هزینههایشان هستند.
این یک بازی نابرابر است، در حالی که آنها مجهز به آخرین تحقیقات علوم رفتاری بر علیه ما هستند، ما مردمی ناهمسو و به صورت تودههایی ناراضی پراکنده شدهایم.
شاید بتوانیم برای حل این مسئله با همدیگر ارتباط برقرار کنیم، و برای یافتن راه حلی کارآمد، خودمان را سازماندهی کنیم.
قدم اول آن است که از خوردن طعمهی رسانهها دست برداریم. قدم دوم، گفتن این جمله است:
«follow me»
مصطفی منبری۳۱ تیر۱۳۹۸
؛..................................
Seth's Blog
Where will the media take us next?
Since the first story was carved on a rock, media pundits have explained that they have simply given people what they want, reporting the best they can on what’s happening. Cause (the culture…
.
کاربرد زمانِ بعد از کار برای یادگیری
◾ستگادین؛ اینستاگرام
آمارها به همان اندازه که شفاف هستند، ناراحتکننده هم هستند.
مردم یک یا دو نسل قبل، بعد از کار، ۵ تا ۷ ساعت در روز را صرف تماشای تلویزیون میکردند...
امروزه ظاهراً ما خیلی هوشمندتر از گذشتهایم!
ما ۴ ساعت با گوشیهای خودمان ور میرویم. شبکههای اجتماعی، رسانههای جذاب، تصاویر احمقانه و فیلمهای نتفلیکس...
مشکل ما فشار ذهنی(cognitive load) است.[ میزان حجم اطلاعاتی که حافظه کوتاهمدت در یک لحظه میتواند نگهداری و پردازش کند، محدود است و واردکردن بیش از حد اطلاعات، به یادگیری بیشتر نمیانجامد. م ]
سازندگان تبلیغات و کمپانیهای رسانهای، ما را چنان شستشوی مغزی دادهاند که باور کردهایم در آخر روز، مغزمان فقط از عهدهی خوردن نوشیدنی و تماشای برنامههای تفریحی ورزشی برمیآید. و اگر شما با یادگیری آموزشهای دوران صنعتی مشکلی داشته باشید، ممکن است که ناتوان و بیانگیزه قلمداد شوید.
و اما یادگیری چیست؟
یادگیری، پیوسته رشدکردن است. یادگیری، بیش از آنچه انرژی را تحلیل ببرد، بر توان فرد میافزاید.
یادگیری مثل چرخدندههایی پیشبرنده است و اگر ما راه درست یادگیری را پیدا کنیم، کشف خواهیم کرد که بیش از آنچه فکرش را بکنیم، زمان برای یادگیری داریم.
اگر شما همیشه کتابی در دستتان باشد، وقتی هوس کردید وارد شبکههای اجتماعی شوید، میتوانید به آرامی لای کتاب را باز کنید و نگاهش کنید.
تفاوت در اینجاست که هربار گوشیتان زرزر میکند، شما به جای شتاب به سمت گوشی، به یاد کتاب خواهید افتاد.
مصطفی منبری ۱مرداد ۱۳۹۸
؛.....................................
کاربرد زمانِ بعد از کار برای یادگیری
◾ستگادین؛ اینستاگرام
آمارها به همان اندازه که شفاف هستند، ناراحتکننده هم هستند.
مردم یک یا دو نسل قبل، بعد از کار، ۵ تا ۷ ساعت در روز را صرف تماشای تلویزیون میکردند...
امروزه ظاهراً ما خیلی هوشمندتر از گذشتهایم!
ما ۴ ساعت با گوشیهای خودمان ور میرویم. شبکههای اجتماعی، رسانههای جذاب، تصاویر احمقانه و فیلمهای نتفلیکس...
مشکل ما فشار ذهنی(cognitive load) است.[ میزان حجم اطلاعاتی که حافظه کوتاهمدت در یک لحظه میتواند نگهداری و پردازش کند، محدود است و واردکردن بیش از حد اطلاعات، به یادگیری بیشتر نمیانجامد. م ]
سازندگان تبلیغات و کمپانیهای رسانهای، ما را چنان شستشوی مغزی دادهاند که باور کردهایم در آخر روز، مغزمان فقط از عهدهی خوردن نوشیدنی و تماشای برنامههای تفریحی ورزشی برمیآید. و اگر شما با یادگیری آموزشهای دوران صنعتی مشکلی داشته باشید، ممکن است که ناتوان و بیانگیزه قلمداد شوید.
و اما یادگیری چیست؟
یادگیری، پیوسته رشدکردن است. یادگیری، بیش از آنچه انرژی را تحلیل ببرد، بر توان فرد میافزاید.
یادگیری مثل چرخدندههایی پیشبرنده است و اگر ما راه درست یادگیری را پیدا کنیم، کشف خواهیم کرد که بیش از آنچه فکرش را بکنیم، زمان برای یادگیری داریم.
اگر شما همیشه کتابی در دستتان باشد، وقتی هوس کردید وارد شبکههای اجتماعی شوید، میتوانید به آرامی لای کتاب را باز کنید و نگاهش کنید.
تفاوت در اینجاست که هربار گوشیتان زرزر میکند، شما به جای شتاب به سمت گوشی، به یاد کتاب خواهید افتاد.
مصطفی منبری ۱مرداد ۱۳۹۸
؛.....................................
Instagram
Seth Godin
How do you want to spend your time after work? Share in the comments and check out what others have to say. #MiniBooks Correction ... “lightly” = “likely”
.
درصدی از مشتریان یا توده انبوهی از آنها
◾ستگادین ۲۴جولای۲۰۱۹
بازاریابی مستقیم اهمیتی به تعداد انبوه از مشتریان قابل دسترس نمیدهد.
[بلکه درصدی از مشتریان بالقوه یا بالفعل مهمند که هویت، تعداد و مشخصات آنها تا حد زیادی معلوم است. متمم]
ولی بازاریابی برندمحور با اندازهگیری مشتریان مشخص مشکل دارد، بنابراین همهی آن چه دارد، دسترسی کُلی به توده عظیمی از مشتریان است.
اگر قادر به اندازهگیری هستید، نگران اعداد بزرگ (انبوه مشتریان) نباشید و اهمیتی به بیلبوردهای نصبشده در بزرگراهها ندهید. [ که برای همه نصب شدهاند نه برای یک گروه هدف خاص. م]
مخاطبان مشخص و کم تعداد، دوستان شما هستند، چون آنها خاصاند و درصدِ (مشتریان بالقوه یا بالفعل) شما را افزایش میدهند.
مصطفی منبری ۲مرداد۱۳۹۸
؛...................................
درصدی از مشتریان یا توده انبوهی از آنها
◾ستگادین ۲۴جولای۲۰۱۹
بازاریابی مستقیم اهمیتی به تعداد انبوه از مشتریان قابل دسترس نمیدهد.
[بلکه درصدی از مشتریان بالقوه یا بالفعل مهمند که هویت، تعداد و مشخصات آنها تا حد زیادی معلوم است. متمم]
ولی بازاریابی برندمحور با اندازهگیری مشتریان مشخص مشکل دارد، بنابراین همهی آن چه دارد، دسترسی کُلی به توده عظیمی از مشتریان است.
اگر قادر به اندازهگیری هستید، نگران اعداد بزرگ (انبوه مشتریان) نباشید و اهمیتی به بیلبوردهای نصبشده در بزرگراهها ندهید. [ که برای همه نصب شدهاند نه برای یک گروه هدف خاص. م]
مخاطبان مشخص و کم تعداد، دوستان شما هستند، چون آنها خاصاند و درصدِ (مشتریان بالقوه یا بالفعل) شما را افزایش میدهند.
مصطفی منبری ۲مرداد۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
Comparing % and mass
Direct marketers don’t care how many people they reach. They care what percentage take action. Brand marketers have trouble measuring action, so all they have to work with is reach. If you ca…
.
خیلی بزرگ بعنوان حامی
◾ستگادین ۲۶جولای۲۰۱۹
بازاریابی حساب و کتاب دارد. پُرواضح است، همان لحظه که اشتباهی رخ میدهد، بیشترین کمک را به رابطهی برَند و مشتری خواهد کرد.
لحظهای که یک بدعهدی رخ میدهد، مشتری میتواند چهره واقعی آن برند را ببیند. ما درباره برندها زیاد داستانپردازی میکنیم ولی میدانیم که وقتی برندی به قولش عمل نکند، واقعیت آن داستانها برملا میشود.
سیاستها، بودجهها و بروکراسی یک برند با بزرگترشدن برند، تاثیرگذاری بیشتری پیدا میکنند.
برند برای حمایت از مشتری زیادی بزرگ شده است. حتی برای اینکه وانمود کند که حامی مشتریست.
تنها راه حمایت از مشتری، گماردن انسان برای انجام این وظیفه است که اقتدار و منابع کافی برای نشاندادن این حمایت را نیز در اختیار داشته باشد.
اگر منظورم را گرفتید، عملکردن به آن آسان است.
مصطفی منبری ۵مرداد۱۳۹۸
؛...................................
خیلی بزرگ بعنوان حامی
◾ستگادین ۲۶جولای۲۰۱۹
بازاریابی حساب و کتاب دارد. پُرواضح است، همان لحظه که اشتباهی رخ میدهد، بیشترین کمک را به رابطهی برَند و مشتری خواهد کرد.
لحظهای که یک بدعهدی رخ میدهد، مشتری میتواند چهره واقعی آن برند را ببیند. ما درباره برندها زیاد داستانپردازی میکنیم ولی میدانیم که وقتی برندی به قولش عمل نکند، واقعیت آن داستانها برملا میشود.
سیاستها، بودجهها و بروکراسی یک برند با بزرگترشدن برند، تاثیرگذاری بیشتری پیدا میکنند.
برند برای حمایت از مشتری زیادی بزرگ شده است. حتی برای اینکه وانمود کند که حامی مشتریست.
تنها راه حمایت از مشتری، گماردن انسان برای انجام این وظیفه است که اقتدار و منابع کافی برای نشاندادن این حمایت را نیز در اختیار داشته باشد.
اگر منظورم را گرفتید، عملکردن به آن آسان است.
مصطفی منبری ۵مرداد۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
Too big to care
The marketing math is compelling. It’s obvious that the most highly-leveraged moment in every brand’s relationship with a customer is the moment when something goes wrong. In that momen…
.
نظرسنجیهای مرموز
◾ستگادین ۲۷جولای۲۰۱۹
اول: نظرسنجیهای آنلاین که دسترسی به آنها آزاد است، اساساً دقیق نیستند، چون گروهی که برای پاسخ به سوالاتشان وقت میگذارند، نماینده جمعیت عمومی نیستند.
دوم: نظرسنجی مبتنی بر سرشماری نباید شما را سردرگم کند. پژوهشگر تعدادی سوال را از گروهی تصادفی میپرسد و سپس جواب آنها را به عموم مردم تعمیم میدهد. عموماً شما نیاز به سرشماری ندارید بلکه آنچه لازم دارید، یک گروه از پاسخدهندگان است که نمونهای کوچک ولی جامع از کل اجتماع باشند.
اگر باور دارید که نیازمند تحقیق از افراد بیشتر و بیشتری هستید، خطای بزرگی را مرتکب میشوید. دسترسی شما به افراد بیشتر، فقط دقت نتیجه نظرسنجی شما را کم میکند، همین ( گزینه اول را دوباره مرور کنید)
در دوره و زمانه آمار، بهترین مورد استفاده سرشماری عبارت است از یافتن رابطه احساسات یک فرد با خود واقعیاش. پرسیدن از هر شخص در رستوران که برای شام چه میخواهد بخورد یعنی یک سرشماری مفید! چون شما میتوانید پس از این پرسش، برای هر فرد دقیقا آنچه را که برای شام میخواهد سرو کنید.
سوم: نظرسنجیهای ناشناس از طریق ایمیل قابل ردیابی هستند و میتوانید با خیال راحت شرکت کنید. فقط باید بدانید که ممکن است پاسخ شما با بقیه حرکات شما در اینترنت ارتباط داده شود.
چهارم: پرسیدن سوال از یک نفر، نحوه احساس او را نیز تغییر میدهد. این روش push poll نامیده میشود [ در انتخابات از طریق تماس تلفنی با رایدهندگان و برای دستکاری ذهنیت آنها نسبت به کاندیداها استفاده میشود. م]
البته پرسیدن یک سوال تفکربرانگیز مثل میزان رضایتمندی، میتواند در پاسخ ،سطح رضایت فرد را بالا ببرد!
دو مورد دیگر:
وقتی در آخر نظرسنجی از شما خواستند که هر نظری دارید میتوانید اضافه کنید، اصلا خودتان را به زحمت نیاندازید! کسی نظرات شما را نخواهد خواند.
بهترین راه و تنها راه پیبردن به آنچه مردم احساس میکنند پرسیدن از آنها نیست بلکه نگاهکردن به انتخاب آنهاست وقتی بین «این» یا «آن» قرار میگیرند. واقعیت همین است و بس.
مصطفی منبری ۵مرداد۱۳۹۸
؛...................................
نظرسنجیهای مرموز
◾ستگادین ۲۷جولای۲۰۱۹
اول: نظرسنجیهای آنلاین که دسترسی به آنها آزاد است، اساساً دقیق نیستند، چون گروهی که برای پاسخ به سوالاتشان وقت میگذارند، نماینده جمعیت عمومی نیستند.
دوم: نظرسنجی مبتنی بر سرشماری نباید شما را سردرگم کند. پژوهشگر تعدادی سوال را از گروهی تصادفی میپرسد و سپس جواب آنها را به عموم مردم تعمیم میدهد. عموماً شما نیاز به سرشماری ندارید بلکه آنچه لازم دارید، یک گروه از پاسخدهندگان است که نمونهای کوچک ولی جامع از کل اجتماع باشند.
اگر باور دارید که نیازمند تحقیق از افراد بیشتر و بیشتری هستید، خطای بزرگی را مرتکب میشوید. دسترسی شما به افراد بیشتر، فقط دقت نتیجه نظرسنجی شما را کم میکند، همین ( گزینه اول را دوباره مرور کنید)
در دوره و زمانه آمار، بهترین مورد استفاده سرشماری عبارت است از یافتن رابطه احساسات یک فرد با خود واقعیاش. پرسیدن از هر شخص در رستوران که برای شام چه میخواهد بخورد یعنی یک سرشماری مفید! چون شما میتوانید پس از این پرسش، برای هر فرد دقیقا آنچه را که برای شام میخواهد سرو کنید.
سوم: نظرسنجیهای ناشناس از طریق ایمیل قابل ردیابی هستند و میتوانید با خیال راحت شرکت کنید. فقط باید بدانید که ممکن است پاسخ شما با بقیه حرکات شما در اینترنت ارتباط داده شود.
چهارم: پرسیدن سوال از یک نفر، نحوه احساس او را نیز تغییر میدهد. این روش push poll نامیده میشود [ در انتخابات از طریق تماس تلفنی با رایدهندگان و برای دستکاری ذهنیت آنها نسبت به کاندیداها استفاده میشود. م]
البته پرسیدن یک سوال تفکربرانگیز مثل میزان رضایتمندی، میتواند در پاسخ ،سطح رضایت فرد را بالا ببرد!
دو مورد دیگر:
وقتی در آخر نظرسنجی از شما خواستند که هر نظری دارید میتوانید اضافه کنید، اصلا خودتان را به زحمت نیاندازید! کسی نظرات شما را نخواهد خواند.
بهترین راه و تنها راه پیبردن به آنچه مردم احساس میکنند پرسیدن از آنها نیست بلکه نگاهکردن به انتخاب آنهاست وقتی بین «این» یا «آن» قرار میگیرند. واقعیت همین است و بس.
مصطفی منبری ۵مرداد۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
Sneaky surveys (and push polls)
First thing: All open access online surveys are essentially inaccurate, because the group that takes the time to answer the survey is usually different from the general public. Second thing: Don…
.
مردم تغییر نمیکنند
◾ستگادین ۲۸ جولای ۲۰۱۹
مردم تغییر نمیکنند، مگر اینکه خودشان بخواهند.
انسانها تواناییهای منحصربهفردی در ایجاد تغییر دارند.
ما میتوانیم نگرشمان، ظاهرمان و مهارتهایمان را تغییر دهیم.
فقط به شرطی که بخواهیم.
پس قسمت سخت کار، تغییر نیست.
خواستنِ تغییر است.
مصطفی منبری۶مرداد۱۳۹۸
؛...................................
مردم تغییر نمیکنند
◾ستگادین ۲۸ جولای ۲۰۱۹
مردم تغییر نمیکنند، مگر اینکه خودشان بخواهند.
انسانها تواناییهای منحصربهفردی در ایجاد تغییر دارند.
ما میتوانیم نگرشمان، ظاهرمان و مهارتهایمان را تغییر دهیم.
فقط به شرطی که بخواهیم.
پس قسمت سخت کار، تغییر نیست.
خواستنِ تغییر است.
مصطفی منبری۶مرداد۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
People don’t change
(Unless they want to) Humans are unique in their ability to willingly change. We can change our attitude, our appearance and our skillset. But only when we want to. The hard part, then, isn’t…
.
مشکل طعنهزدن
◾ستگادین ۳۱جولای۲۰۱۹
واقعا فکر میکنید طعنهزدن (سرکوفت و سرزنش) خیلی کمککننده است؟
آیا شما هم از جماعت طعنهزن هستید؟
اگر قصدتان کمککردن بود، نیازی به سرکوفتزدن نداشتید. به سادگی میتوانستید بنویسید: «خیلی ممنون، کمککننده بود.»
وانگهی، اگر سعی داشتید میزان ناامیدی یا ناراحتیتان را ابراز کنید، میتوانستید بنویسید: «من از اینکه نتوانستید همکاری بیشتری با ما داشته باشید، متاسفم. ما واقعا به جلب همکاری شما امیدوار بودیم.»
مشکل طعنهزدن، آن است که شدت و درجه ناراحتیمان نامعلوم است و امکان دارد حرفهای نیشداری بزنیم، در حالیکه منظور واقعیمان آنقدرها هم تلخ نباشد.
قانون جدیدی برای خودم وضع کردهام که همیشه بنا را بر حسننیتِ گوینده بگذارم و طعنهها و سرکوفتها را نادیده بگیرم. اسم قانون جدیدم را «خطای تشخیص طعنه تیپ ۲» گذاشتهام.
بسختی میتوان تصور کرد که بتوانید با طعنهزدن، بیشترین تاثیر را در رساندن منظورتان اعمال کنید.
مصطفی منبری۹مرداد۱۳۹۸
؛...................................
مشکل طعنهزدن
◾ستگادین ۳۱جولای۲۰۱۹
واقعا فکر میکنید طعنهزدن (سرکوفت و سرزنش) خیلی کمککننده است؟
آیا شما هم از جماعت طعنهزن هستید؟
اگر قصدتان کمککردن بود، نیازی به سرکوفتزدن نداشتید. به سادگی میتوانستید بنویسید: «خیلی ممنون، کمککننده بود.»
وانگهی، اگر سعی داشتید میزان ناامیدی یا ناراحتیتان را ابراز کنید، میتوانستید بنویسید: «من از اینکه نتوانستید همکاری بیشتری با ما داشته باشید، متاسفم. ما واقعا به جلب همکاری شما امیدوار بودیم.»
مشکل طعنهزدن، آن است که شدت و درجه ناراحتیمان نامعلوم است و امکان دارد حرفهای نیشداری بزنیم، در حالیکه منظور واقعیمان آنقدرها هم تلخ نباشد.
قانون جدیدی برای خودم وضع کردهام که همیشه بنا را بر حسننیتِ گوینده بگذارم و طعنهها و سرکوفتها را نادیده بگیرم. اسم قانون جدیدم را «خطای تشخیص طعنه تیپ ۲» گذاشتهام.
بسختی میتوان تصور کرد که بتوانید با طعنهزدن، بیشترین تاثیر را در رساندن منظورتان اعمال کنید.
مصطفی منبری۹مرداد۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
The problem with sarcasm
“Well, that was super helpful.” Was it? Or are you trying to be sarcastic? Because if it was helpful, you could simply write, “thank you, that was helpful.” On the other han…
.
سبک زندگی در فراوانی
◾ستگادین ۱ آگوست۲۰۱۹
در فرهنگ ما، انتخاب سبک «زندگی در کمبود» (deficit) آسان است.
سبک «زندگی در کمبود»، یعنی برای اندکی مصرف بیشتر، زیر بار بدهی میروید. برای اندکی سریعتر ردشدن از ترافیک، به هر کاری دست میزنید. همیشه خود را با کسی که بالاتر از شماست مقایسه میکنید.
همیشه احساس عقبماندن دارید و این احساس، سوخت شما برای بهترین عملکردتان است.
سبک «زندگی در فراوانی» (surplus) را هم در نظر بگیرید. در این سبک، با مصرف کمتر، هرگز نگران پرداخت هزینههای اضافی نیستید. با اندکی رانندگی آرامتر در ترافیک، نه تنها امنیت بیشتری دارید، برای خیالپردازی حین ترافیک هم آزادی بیشتری خواهید داشت. خود را با کسی مقایسه نمیکنید بجز خودتان و این باعث میشود که استاندارهای خویش را هروقت که توانستید بالا ببرید نه هروقت که با استاندارهای موفقیت فرد دیگری مواجه شدید.
سبک «زندگی در فراوانی» یعنی انتخاب سازندگی و تولید بخاطر سخاوتمندی و مقام حیرت، نه بخاطر احساس ترس از غرقشدن.
مصطفی منبری ۱۰ مرداد ۱۳۹۸
؛......................................
سبک زندگی در فراوانی
◾ستگادین ۱ آگوست۲۰۱۹
در فرهنگ ما، انتخاب سبک «زندگی در کمبود» (deficit) آسان است.
سبک «زندگی در کمبود»، یعنی برای اندکی مصرف بیشتر، زیر بار بدهی میروید. برای اندکی سریعتر ردشدن از ترافیک، به هر کاری دست میزنید. همیشه خود را با کسی که بالاتر از شماست مقایسه میکنید.
همیشه احساس عقبماندن دارید و این احساس، سوخت شما برای بهترین عملکردتان است.
سبک «زندگی در فراوانی» (surplus) را هم در نظر بگیرید. در این سبک، با مصرف کمتر، هرگز نگران پرداخت هزینههای اضافی نیستید. با اندکی رانندگی آرامتر در ترافیک، نه تنها امنیت بیشتری دارید، برای خیالپردازی حین ترافیک هم آزادی بیشتری خواهید داشت. خود را با کسی مقایسه نمیکنید بجز خودتان و این باعث میشود که استاندارهای خویش را هروقت که توانستید بالا ببرید نه هروقت که با استاندارهای موفقیت فرد دیگری مواجه شدید.
سبک «زندگی در فراوانی» یعنی انتخاب سازندگی و تولید بخاطر سخاوتمندی و مقام حیرت، نه بخاطر احساس ترس از غرقشدن.
مصطفی منبری ۱۰ مرداد ۱۳۹۸
؛......................................
Seth's Blog
Living in surplus
In our culture, it’s easy to choose to live in deficit. To spend just a bit more than you make, so that you’re in debt. To need to drive just a bit faster than the prevailing traffic, s…
.
شُهرت، ما را گول میزند
◾ستگادین ۲ آگوست ۲۰۱۹
صحت قانون دوم نیوتون به خاطر مطرح شدنش توسط نیوتون نیست بلکه ذاتاً قانون درستی است. نیوتون صرفاً آنرا توضیح داده است.
این واقعیت که نیوتن بیشتر وقتش را صرف کیمیاگری و جادو و جنبل میکرده است، خللی به صحت آنچه کشف کرد وارد نمیکند.
شکاف بزرگی بین علم و فرهنگ وجود دارد. در علم، هویت کاشف اهمیتی ندارد ولی در فرهنگ، هویتِ گویندهی یک مطلب، عامل مهمی در باور کردن ما محسوب میشود.
شهرت یک نوازنده جاز، یک کمدین یا یک رهبر سیاسی، خواهناخواه میتواند باعث شود که فکر کنیم، هر کاری میکند درست و خوب است.
شهرت گوینده حتی میتواند باعث شود، با پیبردن به منشاء یک کلام یا رفتار [نه خود کلام یا رفتار. م]، ذهنیت ما هم به یکباره تغییر کند.
مصطفی منبری۱۱مرداد۱۳۹۸
؛...................................
شُهرت، ما را گول میزند
◾ستگادین ۲ آگوست ۲۰۱۹
صحت قانون دوم نیوتون به خاطر مطرح شدنش توسط نیوتون نیست بلکه ذاتاً قانون درستی است. نیوتون صرفاً آنرا توضیح داده است.
این واقعیت که نیوتن بیشتر وقتش را صرف کیمیاگری و جادو و جنبل میکرده است، خللی به صحت آنچه کشف کرد وارد نمیکند.
شکاف بزرگی بین علم و فرهنگ وجود دارد. در علم، هویت کاشف اهمیتی ندارد ولی در فرهنگ، هویتِ گویندهی یک مطلب، عامل مهمی در باور کردن ما محسوب میشود.
شهرت یک نوازنده جاز، یک کمدین یا یک رهبر سیاسی، خواهناخواه میتواند باعث شود که فکر کنیم، هر کاری میکند درست و خوب است.
شهرت گوینده حتی میتواند باعث شود، با پیبردن به منشاء یک کلام یا رفتار [نه خود کلام یا رفتار. م]، ذهنیت ما هم به یکباره تغییر کند.
مصطفی منبری۱۱مرداد۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
Fooled by reputation
The second law of thermodynamics isn’t true because it was invented by Isaac Newton, it’s simply true. Newton merely described it. The fact that he spent most of his time doing alchemy …
.
مقررات و مسئولیت
◾ستگادین ۳آگوست۲۰۱۹
«بهترین قضاوت را بکنید و تصمیم بگیرید.»
سیستمهای بروکراتیک، جمله فوق را به کارمندانشان نمیگویند.
آنها دستهای از مقررات بیپایان و روندهایی قانونی را ساختهاند تا افراد را مجبور کند که به هیچ چیز اهمیت ندهند و دائماً بگویند: «من فقط دارم کارم را انجام میدهم»، که درست نقطه مقابل این جمله است: «من مشکل را میبینم و قصد دارم آن را اصلاح کنم.»
هر سازمانی که به اندازه کافی بزرگ شود، مقررات را بیشتر میکند تا بتواند از بار مسئولیت شانه خالی کند. چون سازمانها هرچه بزرگتر میشوند، اعتمادشان را به قضاوت و تصمیم کارمندان خویش، بیشتر از دست میدهند.
آیا شما چنین شغلی را میخواهید؟
آیا حاضرید با چنین کمپانیهایی کار کنید؟
مصطفی منبری۱۲مرداد۱۳۹۸
؛...................................
مقررات و مسئولیت
◾ستگادین ۳آگوست۲۰۱۹
«بهترین قضاوت را بکنید و تصمیم بگیرید.»
سیستمهای بروکراتیک، جمله فوق را به کارمندانشان نمیگویند.
آنها دستهای از مقررات بیپایان و روندهایی قانونی را ساختهاند تا افراد را مجبور کند که به هیچ چیز اهمیت ندهند و دائماً بگویند: «من فقط دارم کارم را انجام میدهم»، که درست نقطه مقابل این جمله است: «من مشکل را میبینم و قصد دارم آن را اصلاح کنم.»
هر سازمانی که به اندازه کافی بزرگ شود، مقررات را بیشتر میکند تا بتواند از بار مسئولیت شانه خالی کند. چون سازمانها هرچه بزرگتر میشوند، اعتمادشان را به قضاوت و تصمیم کارمندان خویش، بیشتر از دست میدهند.
آیا شما چنین شغلی را میخواهید؟
آیا حاضرید با چنین کمپانیهایی کار کنید؟
مصطفی منبری۱۲مرداد۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
Rules and responsibility
“Use your best judgment.” Bureaucracies have a very hard time saying this to their staff. They create an endless series of scripts and rules, procedures that force people to not care. &…
#minibooks
تابستان دارد تمام میشود
◾ستگادین؛ اینستاگرام
وقتی بچه بودم، مادرم از اواسط تابستان، این جمله را در گوشمان میخواند.
به نظرم قصد بدی نداشت.
تابستان فرصت فوقالعادهای است برای لم دادن، آرامش و طیکردن کل روز یا هفته به بیخیالی و استراحت مطلق.
ولی مادرم داشت به ما یادآوری میکرد که بر خلاف ما، جهانِ بیرون، از حرکت باز نایستاده است و شاید همین فرجهی زمانیِ کوتاه، که دیگر هرگز تکرار نخواهد شد، یک فرصت عالی برای مشارکت، یافتن روابط و جستن امکانات باشد.
توانمندی برای ساختن و خلاقیت، یک امتیاز کمیاب است که نباید نادیده گرفته شود.
زمان باقیمانده از تابستان را هدر ندهید و تا میتوانید بترکانید.
حدوداً یک ماه بیشتر از تابستان باقی نمانده است. انتخاب با شماست که میخواهید چه چیزی خلق کنید.
چگونه میخواهید بترکانید؟
مصطفی منبری ۱۴ مرداد۱۳۹۸
؛.....................................
تابستان دارد تمام میشود
◾ستگادین؛ اینستاگرام
وقتی بچه بودم، مادرم از اواسط تابستان، این جمله را در گوشمان میخواند.
به نظرم قصد بدی نداشت.
تابستان فرصت فوقالعادهای است برای لم دادن، آرامش و طیکردن کل روز یا هفته به بیخیالی و استراحت مطلق.
ولی مادرم داشت به ما یادآوری میکرد که بر خلاف ما، جهانِ بیرون، از حرکت باز نایستاده است و شاید همین فرجهی زمانیِ کوتاه، که دیگر هرگز تکرار نخواهد شد، یک فرصت عالی برای مشارکت، یافتن روابط و جستن امکانات باشد.
توانمندی برای ساختن و خلاقیت، یک امتیاز کمیاب است که نباید نادیده گرفته شود.
زمان باقیمانده از تابستان را هدر ندهید و تا میتوانید بترکانید.
حدوداً یک ماه بیشتر از تابستان باقی نمانده است. انتخاب با شماست که میخواهید چه چیزی خلق کنید.
چگونه میخواهید بترکانید؟
مصطفی منبری ۱۴ مرداد۱۳۹۸
؛.....................................
Instagram
Seth Godin
With only a month or so left of summer, you have the choice to create something. How are you going to make a ruckus?
.
پادکست شما درباره چیست؟
◾ستگادین ۶ آگوست ۲۰۱۹
این همان لحظه است.
لحظهی «شروع تولید پادکست» برای شما فرارسیده است. همین الان و از همینجا شروع کنید...
تولید پادکست را از همین حالا شروع کنید، نه به این خاطر که با پادکست ثروتمند میشوید، حتی تصور کسب ثروت از پادکست هم سخت است چون راههای خیلی زیادی غیر از تولید پادکست وجود دارد که مردم میتوانند از آن راهها توجهشان را صرف شما یا من بکنند و مخاطبانی انبوه برای دریافت تبلیغات دور هم جمع شوند.
سه دلیل خوب برای شروع تولید پادکست وجود دارد:
یک) شما چیزی برای اشتراکگذاری با دیگران دارید و پادکست، روش فوقالعادهای برای اشتراکگذاری است. یک میکروفون و یک پلتفرم در اختیارتان است تا آنچه را که در ذهنتان دارید، سخاوتمندانه با دیگران به اشتراک بگذارید.
دو) تولید پادکست، شما را با دیگران مرتبط خواهد کرد، با مصاحبهشوندگان و شنوندگانی که در سفرتان شما را همراهی میکنند و گام به گام، روایت شما طنینانداز خواهد شد.
سه) تولید پادکست به شما کمک میکند شفافتر بیاندیشید. وقتی بدانید که لازم است درباره چیزی حرف بزنید، آن موضوع برایتان اهمیت پیدا میکند و باعث میشود افکارتان را دستیافتنیتر و فشردهتر ارائه دهید.
مصطفی منبری ۱۵ مرداد ۱۳۹۸
؛........................................
پادکست شما درباره چیست؟
◾ستگادین ۶ آگوست ۲۰۱۹
این همان لحظه است.
لحظهی «شروع تولید پادکست» برای شما فرارسیده است. همین الان و از همینجا شروع کنید...
تولید پادکست را از همین حالا شروع کنید، نه به این خاطر که با پادکست ثروتمند میشوید، حتی تصور کسب ثروت از پادکست هم سخت است چون راههای خیلی زیادی غیر از تولید پادکست وجود دارد که مردم میتوانند از آن راهها توجهشان را صرف شما یا من بکنند و مخاطبانی انبوه برای دریافت تبلیغات دور هم جمع شوند.
سه دلیل خوب برای شروع تولید پادکست وجود دارد:
یک) شما چیزی برای اشتراکگذاری با دیگران دارید و پادکست، روش فوقالعادهای برای اشتراکگذاری است. یک میکروفون و یک پلتفرم در اختیارتان است تا آنچه را که در ذهنتان دارید، سخاوتمندانه با دیگران به اشتراک بگذارید.
دو) تولید پادکست، شما را با دیگران مرتبط خواهد کرد، با مصاحبهشوندگان و شنوندگانی که در سفرتان شما را همراهی میکنند و گام به گام، روایت شما طنینانداز خواهد شد.
سه) تولید پادکست به شما کمک میکند شفافتر بیاندیشید. وقتی بدانید که لازم است درباره چیزی حرف بزنید، آن موضوع برایتان اهمیت پیدا میکند و باعث میشود افکارتان را دستیافتنیتر و فشردهتر ارائه دهید.
مصطفی منبری ۱۵ مرداد ۱۳۹۸
؛........................................
Seth's Blog
What’s your podcast about?
This is the moment, right here and right now, to start your podcast. Not because it will make you rich. Hardly. There are too many other ways for people to spend their attention for you (or me) to …
.
وبلاگنویسی روزانه
◾ستگادین ۸آگوست۲۰۱۹
امروز یازدهمین سالی است که پُستِ روزانهی وبلاگم را مینویسم. نزدیک به ۵ میلیون کلمه از ۲۰ سال قبل که اولین پُستم را نوشتم.
من از سال ۲۰۰۸ تا به امروز حتی یک روز هم وبلاگنویسی روزانه را تعطیل نکردهام.
پاداش «وبلاگنویسی روزانه»، خودش است.
وبلاگنویسی روزانه، یک فشار درونی برای ادامهی نوشتن در هر روز، بوجود میآورد.
وبلاگنویسی روزانه، در وهله اول نیازمند متعهدماندن به آن است ولی بعدها، تعهد به تمرین مبدل شده، تمرین نیز عادت میشود.
عادتها بسیار آسانتر از تعهدات پایدار میمانند و ادامه مییابند.
من کاملاً مطمئن هستم که اگر یک روز از وبلاگنویسی روزانه را هم از دست بدهم، این وبلاگ همچنان تاثیرگذار خواهد ماند اما از وقتی که به خودم قول دادم هر روز بنویسم، بجای اینکه از خودم بپرسم: «آیا باید وبلاگنویسی را به فردا موکول کنم؟» همیشه از خودم میپرسم: « امروز به جای خود، فردا در وبلاگم چه خواهم گفت؟»
اگر شما هم یکبار برای همیشه، به نوشتنِ روزانه متعهد شوید، رسیدن به جایگاهی که دنبالش هستید، صدها برابر برایتان آسانتر میشود.
من هم ابتدا برنامهی خاصی برای وبلاگنویسی روزانه نداشتم و به خاطر نمیآورم روزی را که از «نوشتن در اکثر روزها» به «نوشتن در همه روزها» تغییر رویه دادم ولی خوشحالم که این سفر را شروع کردم و از شما به خاطر همراهیتان در این سفر متشکرم.
مصطفی منبری۱۸مرداد۱۳۹۸
؛....................................
وبلاگنویسی روزانه
◾ستگادین ۸آگوست۲۰۱۹
امروز یازدهمین سالی است که پُستِ روزانهی وبلاگم را مینویسم. نزدیک به ۵ میلیون کلمه از ۲۰ سال قبل که اولین پُستم را نوشتم.
من از سال ۲۰۰۸ تا به امروز حتی یک روز هم وبلاگنویسی روزانه را تعطیل نکردهام.
پاداش «وبلاگنویسی روزانه»، خودش است.
وبلاگنویسی روزانه، یک فشار درونی برای ادامهی نوشتن در هر روز، بوجود میآورد.
وبلاگنویسی روزانه، در وهله اول نیازمند متعهدماندن به آن است ولی بعدها، تعهد به تمرین مبدل شده، تمرین نیز عادت میشود.
عادتها بسیار آسانتر از تعهدات پایدار میمانند و ادامه مییابند.
من کاملاً مطمئن هستم که اگر یک روز از وبلاگنویسی روزانه را هم از دست بدهم، این وبلاگ همچنان تاثیرگذار خواهد ماند اما از وقتی که به خودم قول دادم هر روز بنویسم، بجای اینکه از خودم بپرسم: «آیا باید وبلاگنویسی را به فردا موکول کنم؟» همیشه از خودم میپرسم: « امروز به جای خود، فردا در وبلاگم چه خواهم گفت؟»
اگر شما هم یکبار برای همیشه، به نوشتنِ روزانه متعهد شوید، رسیدن به جایگاهی که دنبالش هستید، صدها برابر برایتان آسانتر میشود.
من هم ابتدا برنامهی خاصی برای وبلاگنویسی روزانه نداشتم و به خاطر نمیآورم روزی را که از «نوشتن در اکثر روزها» به «نوشتن در همه روزها» تغییر رویه دادم ولی خوشحالم که این سفر را شروع کردم و از شما به خاطر همراهیتان در این سفر متشکرم.
مصطفی منبری۱۸مرداد۱۳۹۸
؛....................................
Seth's Blog
Streaks
Today’s the 11th year in a row of daily posts on this blog. Nearly 5,000,000 words since my first post twenty years ago, and I haven’t missed a day (given some time-zone wiggle room) si…
.
شکافی عظیم بین رسانههای قدیمی و جدید
◾ستگادین ۹ آگوست ۲۰۱۹
همیشه رسانههای سنتی، رسانههای جدیدتر را تحقیر و وجودشان را رد و انکار میکنند. آنها این کار را دقیقاً زمانی انجام میدهند که کاملاً با رسانههای جدیدتر از خودشان جایگزین شده باشند.
آنها گهگاه مقداری زمان و پول برای آزمودن رسانههای جدید صرف میکنند ولی خبری از پیشرفت در رسانههای قدیمی دیده نمیشود.
شوهای رادیویی به پای شوهای تلویزیونی نمیرسند. استقبالی از شبکههای تلویزیونی عمومی، برخلاف شبکههای تلویزیونی کابلی (پولی) نمیشود. صنعت کتاب به طور عمومی هر نوآوری تکنولوژیکی را نادیده میگیرد.
.
.
۲۰ سال پیش روزنامه ها موقعیت فوقالعادهای برای انتشار وبلاگ داشتند ولی چون توجه خوانندگانشان و اعتماد تبلیغکنندگانشان را داشتند، این موقعیت را از دست دادند.
رسانههای جدید در ابتدا تمایل دارند با آماتورها تطابق یابند و در روزهای نخست، بخاطر تازگیشان، به سختی میتوانند مخاطبی جور کنند. ولی باید دانست که نقطه قوت رسانههای قدیمی، محتوای حرفهایشان است و با عمومیشدن رسانه جدید و پیداکردن مخاطب، رسانههای قدیمیتر با سرعتی دو برابر سقوط میکنند چون تکقطبی بودن فضا، دیگر مثل قدیم وجود نخواهد داشت.
نویسندگان دایرةالمعارف چنان به کنترل تمام صفحاتشان غرّه بودند که ویکیپدیا را انکار میکردند. تولیدکنندگان و کارگردانان فیلم، بازیهای ویدیویی را نادیده گرفتند. ویرایشگران روزنامهها چنان به تسلط بر حوزهی محدود خویش مینازیدند که به مقابله با محتوایی که به صورت گسترده توزیع میشود( distributed content) برخاستند.
.
.
از هزاران روزنامه، تنها تعداد کمی به سودآوری رسیدند. از میلیونها تولیدکننده یوتیوب، فقط صدها مورد توانستند به حیات خود ادامه دهند. این در مورد پادکستها هم صادق است.
ولی معنی این حرف آن نیست که شما نباید تولید پادکست خودتان را شروع کنید. شما باید این کار را بکنید.
چون در پادکست، دست شما برای اشتراکگذاری ایدههایتان باز است. چون تولید پادکست، راهی برای شفافاندیشیدن است. چون شما با تولید پادکست، گروهی از افراد را که میخواهند با شما همسفر شوند، دور هم جمع میکنید.
مصطفی منبری۱۹مرداد۱۳۹۸
؛....................................
شکافی عظیم بین رسانههای قدیمی و جدید
◾ستگادین ۹ آگوست ۲۰۱۹
همیشه رسانههای سنتی، رسانههای جدیدتر را تحقیر و وجودشان را رد و انکار میکنند. آنها این کار را دقیقاً زمانی انجام میدهند که کاملاً با رسانههای جدیدتر از خودشان جایگزین شده باشند.
آنها گهگاه مقداری زمان و پول برای آزمودن رسانههای جدید صرف میکنند ولی خبری از پیشرفت در رسانههای قدیمی دیده نمیشود.
شوهای رادیویی به پای شوهای تلویزیونی نمیرسند. استقبالی از شبکههای تلویزیونی عمومی، برخلاف شبکههای تلویزیونی کابلی (پولی) نمیشود. صنعت کتاب به طور عمومی هر نوآوری تکنولوژیکی را نادیده میگیرد.
.
.
۲۰ سال پیش روزنامه ها موقعیت فوقالعادهای برای انتشار وبلاگ داشتند ولی چون توجه خوانندگانشان و اعتماد تبلیغکنندگانشان را داشتند، این موقعیت را از دست دادند.
رسانههای جدید در ابتدا تمایل دارند با آماتورها تطابق یابند و در روزهای نخست، بخاطر تازگیشان، به سختی میتوانند مخاطبی جور کنند. ولی باید دانست که نقطه قوت رسانههای قدیمی، محتوای حرفهایشان است و با عمومیشدن رسانه جدید و پیداکردن مخاطب، رسانههای قدیمیتر با سرعتی دو برابر سقوط میکنند چون تکقطبی بودن فضا، دیگر مثل قدیم وجود نخواهد داشت.
نویسندگان دایرةالمعارف چنان به کنترل تمام صفحاتشان غرّه بودند که ویکیپدیا را انکار میکردند. تولیدکنندگان و کارگردانان فیلم، بازیهای ویدیویی را نادیده گرفتند. ویرایشگران روزنامهها چنان به تسلط بر حوزهی محدود خویش مینازیدند که به مقابله با محتوایی که به صورت گسترده توزیع میشود( distributed content) برخاستند.
.
.
از هزاران روزنامه، تنها تعداد کمی به سودآوری رسیدند. از میلیونها تولیدکننده یوتیوب، فقط صدها مورد توانستند به حیات خود ادامه دهند. این در مورد پادکستها هم صادق است.
ولی معنی این حرف آن نیست که شما نباید تولید پادکست خودتان را شروع کنید. شما باید این کار را بکنید.
چون در پادکست، دست شما برای اشتراکگذاری ایدههایتان باز است. چون تولید پادکست، راهی برای شفافاندیشیدن است. چون شما با تولید پادکست، گروهی از افراد را که میخواهند با شما همسفر شوند، دور هم جمع میکنید.
مصطفی منبری۱۹مرداد۱۳۹۸
؛....................................
Seth's Blog
The old media/new media chasm
In every era, traditional media channels will diminish, dismiss and ignore the new ones. They do this at the very same time that they are supplanted by the new ones. While they will occasionally sp…