.
نویسندگی را جدی بگیرید
ستگادین ۱۴ ژوئن ۲۰۱۹
آستینها را برای «نوشتن» بالا بزنید...
درحالیکه ما داریم برای رسیدن به
جهان post-litetate(جهان پساسوادآموزی. م؛ فرضیهی «مک لوهان» دربارهی جهانی بدون نیاز به سواد خواندن و نوشتن و متکی به سواد رسانهها) باهم مسابقه میدهیم، یک میانبر غافلگیرکننده و تمایزآفرین، در واقع همین میتواند باشد: آموزش نویسندگی.
امروزه کتابهای صوتی بیشتر از کتابهای کاغذی میفروشند. هوشمصنوعی میتواند نوشته را به فایل صوتی بدل کند. مردم همه چیز را اسکن میکنند ولی نمیخوانند.
شما اهمیتی به این چیزها ندهید.
«نویسندگی» را یاد بگیرید.
بله فوقالعاده است که یک توسعهدهنده، یک مهندس عمران یا یک ریاضیدان برجسته شوید ولی اغلبِ افراد از همان نوجوانی میدانند که اینکاره نیستند.
اما نوشتن چه؟
اگر بعنوان یک بازیگر قادر به نوشتن باشید، معنیاش آنست که میتوانید خودتان را بازی کنید.
اگر بعنوان یک بازاریاب قادر به نوشتن باشید، معنیاش آنست که میتوانید داستان خودتان را روایت کنید.
اگر بدنبال شغلی هستید، توانایی شما در نوشتن باعث میشود جزو معدود افراد خاصی باشید که به چشم بیایید.
نوشتن یعنی تفکر سازمانیافته برای متقاعدشدن.
Writing is organized thinking on behalf of persuasion.
نوشتن فرصتی است برای شما تا از پای ننشینید و تفاوت بیافرینید.
شما برای نویسندگی به هیچ مجوز یا امکاناتی نیاز ندارید. شما برای نوشتن به علوم پیشتاز تخصصی یا پول هم نیازی ندارید.
نویسندگی مهارتی است با بیشترین بازگشت سرمایه چون «نوشتن» نشانهی فکرکردن است.
مصطفی منبری ۲۴ خرداد ۱۳۹۸
؛.....................................
لینک مرتبط: مدرسه نویسندگی شاهین کلانتری
نویسندگی را جدی بگیرید
ستگادین ۱۴ ژوئن ۲۰۱۹
آستینها را برای «نوشتن» بالا بزنید...
درحالیکه ما داریم برای رسیدن به
جهان post-litetate(جهان پساسوادآموزی. م؛ فرضیهی «مک لوهان» دربارهی جهانی بدون نیاز به سواد خواندن و نوشتن و متکی به سواد رسانهها) باهم مسابقه میدهیم، یک میانبر غافلگیرکننده و تمایزآفرین، در واقع همین میتواند باشد: آموزش نویسندگی.
امروزه کتابهای صوتی بیشتر از کتابهای کاغذی میفروشند. هوشمصنوعی میتواند نوشته را به فایل صوتی بدل کند. مردم همه چیز را اسکن میکنند ولی نمیخوانند.
شما اهمیتی به این چیزها ندهید.
«نویسندگی» را یاد بگیرید.
بله فوقالعاده است که یک توسعهدهنده، یک مهندس عمران یا یک ریاضیدان برجسته شوید ولی اغلبِ افراد از همان نوجوانی میدانند که اینکاره نیستند.
اما نوشتن چه؟
اگر بعنوان یک بازیگر قادر به نوشتن باشید، معنیاش آنست که میتوانید خودتان را بازی کنید.
اگر بعنوان یک بازاریاب قادر به نوشتن باشید، معنیاش آنست که میتوانید داستان خودتان را روایت کنید.
اگر بدنبال شغلی هستید، توانایی شما در نوشتن باعث میشود جزو معدود افراد خاصی باشید که به چشم بیایید.
نوشتن یعنی تفکر سازمانیافته برای متقاعدشدن.
Writing is organized thinking on behalf of persuasion.
نوشتن فرصتی است برای شما تا از پای ننشینید و تفاوت بیافرینید.
شما برای نویسندگی به هیچ مجوز یا امکاناتی نیاز ندارید. شما برای نوشتن به علوم پیشتاز تخصصی یا پول هم نیازی ندارید.
نویسندگی مهارتی است با بیشترین بازگشت سرمایه چون «نوشتن» نشانهی فکرکردن است.
مصطفی منبری ۲۴ خرداد ۱۳۹۸
؛.....................................
لینک مرتبط: مدرسه نویسندگی شاهین کلانتری
Seth's Blog
Even if it’s not graduation week for you…
Consider writing. Not plastics. Not Wall Street. Simply writing. As we race toward a post-literate world, the surprising shortcut is compelling indeed: Learn to write. Audiobooks outsell print. AI …
.
بینش
ستگادین؛ اینستاگرام
بینش یا درک مستقیم (intuition) نام دیگری است بر آگاهی و فهم شما از اتفاقات دوربرتان که فراتر از اطلاعات در دسترس است ولی قادر نیستید در قالب کلمات توضیح دهید که چگونه به چنین ایدهای رسیدهاید.
بینش یا بصیرتِ شما دربارهی وضعیت سیاسی نیوزلند یا شرایط دیگهای بخار در زیرمین آپارتمانی در Dobbs Ferry کار نمیکند.
بینشِ خوب، یادگرفتنی است یعنی «چگونه دیدن» را یاد بگیرید. بعبارت دیگر، سیستمها، فرایندها و بیشتر از همه، فرهنگها را ببینید و با تکیه بر آنچه میبینید به بصیرتی دست یابید که دیگران از داشتن آن عاجزند.
بینشِ بد یعنی سروصدای داخل سرتان شما را چنان فریب دهد که فکر کنید سیستم را میفهمید ولی در واقع چیزی از آن ندانید.
یادگیریِ«چگونه دیدن»، نیازمند تمرین است و داشتن یک راهبلد که شما را برای گذر از فرایندها راهنمایی کند، بسیار کمککننده خواهد بود. ولی زمانیکه یادگرفتید، میتوانید ایدههایتان را با صدای بلند بزبان بیاورید و به دیگران بیاموزید.
در این صورت، آن توانایی دیگر صرفا بینش(intuition) نیست بلکه تبدیل به خردمندی (wisdom) شدهاست.
مصطفی منبری ۲۶ خرداد ۱۳۹۸
بینش
ستگادین؛ اینستاگرام
بینش یا درک مستقیم (intuition) نام دیگری است بر آگاهی و فهم شما از اتفاقات دوربرتان که فراتر از اطلاعات در دسترس است ولی قادر نیستید در قالب کلمات توضیح دهید که چگونه به چنین ایدهای رسیدهاید.
بینش یا بصیرتِ شما دربارهی وضعیت سیاسی نیوزلند یا شرایط دیگهای بخار در زیرمین آپارتمانی در Dobbs Ferry کار نمیکند.
بینشِ خوب، یادگرفتنی است یعنی «چگونه دیدن» را یاد بگیرید. بعبارت دیگر، سیستمها، فرایندها و بیشتر از همه، فرهنگها را ببینید و با تکیه بر آنچه میبینید به بصیرتی دست یابید که دیگران از داشتن آن عاجزند.
بینشِ بد یعنی سروصدای داخل سرتان شما را چنان فریب دهد که فکر کنید سیستم را میفهمید ولی در واقع چیزی از آن ندانید.
یادگیریِ«چگونه دیدن»، نیازمند تمرین است و داشتن یک راهبلد که شما را برای گذر از فرایندها راهنمایی کند، بسیار کمککننده خواهد بود. ولی زمانیکه یادگرفتید، میتوانید ایدههایتان را با صدای بلند بزبان بیاورید و به دیگران بیاموزید.
در این صورت، آن توانایی دیگر صرفا بینش(intuition) نیست بلکه تبدیل به خردمندی (wisdom) شدهاست.
مصطفی منبری ۲۶ خرداد ۱۳۹۸
www.elocallink.tv
Dobbs Ferry, NY - Community Video Tour
For those relocating to Dobbs Ferry, NY watch videos about the area and find trusted local businesses.
رسانهی مناسب
ستگادین ۱۶ ژوئن ۲۰۱۹
ما تمام روز را مشغول برقراری ارتباط با یکدیگر هستیم و هزاران راه برای اینکار، ابداع کردهایم. شما میتوانید یک مُهر بخرید، دکمهای را فشار دهید، اتاقی اجاره کنید یا از میکروفون استفاده کنید. ابزارتان را هوشمندانه انتخاب کنید.
◾️وقتی باید گوشی تلفن را بردارید و زنگ بزنید، بجای آن ایمیل نفرستید.
◾️وقتی فرستادن یک ایمیل، بیشتر با عقل جور در میآید، بجای آن پیامک نفرستید.
◾️وقتی یک یادداشت، نکتهی مورد نظرتان را میرساند، بجای آن، قرار ملاقات ترتیب ندهید.
◾️وقتی یک پست وبلاگ میتواند بدست افراد بیشتری برسد و موثرتر واقع شود، بجای اینکار، سخنرانی نکنید.
◾️و زمانیکه حرفی را بهتر است در پخش زنده به مخاطب بگویید، آنرا ننویسید.
مصطفی منبری ۲۶ خرداد ۱۳۹۸
ستگادین ۱۶ ژوئن ۲۰۱۹
ما تمام روز را مشغول برقراری ارتباط با یکدیگر هستیم و هزاران راه برای اینکار، ابداع کردهایم. شما میتوانید یک مُهر بخرید، دکمهای را فشار دهید، اتاقی اجاره کنید یا از میکروفون استفاده کنید. ابزارتان را هوشمندانه انتخاب کنید.
◾️وقتی باید گوشی تلفن را بردارید و زنگ بزنید، بجای آن ایمیل نفرستید.
◾️وقتی فرستادن یک ایمیل، بیشتر با عقل جور در میآید، بجای آن پیامک نفرستید.
◾️وقتی یک یادداشت، نکتهی مورد نظرتان را میرساند، بجای آن، قرار ملاقات ترتیب ندهید.
◾️وقتی یک پست وبلاگ میتواند بدست افراد بیشتری برسد و موثرتر واقع شود، بجای اینکار، سخنرانی نکنید.
◾️و زمانیکه حرفی را بهتر است در پخش زنده به مخاطب بگویید، آنرا ننویسید.
مصطفی منبری ۲۶ خرداد ۱۳۹۸
دشواری ازبَر کردن
◾ستگادین ۱۸ژوئن۲۰۱۹
فراگیری TED talks بمعنی شرکت هرچه بیشتر مردم و از حفظگفتن سخنرانیشان است.
این کار تقریبا همیشه به شکست منجر میشود.
دلیل شکست افراد در ازبرکردن کلماتشان، این نیست که آنها زیادی حفظ میکنند بلکه دلیلش آنست که به اندازهی کافی حفظ نمیکنند.
یک اجرای عالی را تماشا کنید تا ببینید که خبری از حفظکردن مصنوعی جملات نیست و شما با فردی روبرو هستید که با دلاش حرف میزند.
این به معنای داشتن شناخت و آگاهی به چیزی از ته دل است.
بخاطر سپردن کلمات فقط شما را تا نیمه راه جلو میبرد که شوربختانه ناکافی است.
پیشنهاد من اینست که سخنرانیتان را ازبر نکنید. فقط داستانهای خویش را به خاطر بسپارید. ده داستان، یک سخنرانی را میسازد. برای خودتان یادداشتهای سادهای برای یادآوری نام داستانهایتان بنویسید. سپس آن ده داستان را برای ما تعریف کنید.
خودتان باشید.
ما برای شنیدن کلمات شما نیامدهایم. اگر اینگونه بود، میتوانستیم یادداشت شما را بخوانیم و ساعتها در وقتمان صرفهجویی کنیم.
حرف دلتان را برای ما به ارمغان بیاورید.
مصطفی منبری ۲۸ خرداد ۱۳۹۸
◾ستگادین ۱۸ژوئن۲۰۱۹
فراگیری TED talks بمعنی شرکت هرچه بیشتر مردم و از حفظگفتن سخنرانیشان است.
این کار تقریبا همیشه به شکست منجر میشود.
دلیل شکست افراد در ازبرکردن کلماتشان، این نیست که آنها زیادی حفظ میکنند بلکه دلیلش آنست که به اندازهی کافی حفظ نمیکنند.
یک اجرای عالی را تماشا کنید تا ببینید که خبری از حفظکردن مصنوعی جملات نیست و شما با فردی روبرو هستید که با دلاش حرف میزند.
این به معنای داشتن شناخت و آگاهی به چیزی از ته دل است.
بخاطر سپردن کلمات فقط شما را تا نیمه راه جلو میبرد که شوربختانه ناکافی است.
پیشنهاد من اینست که سخنرانیتان را ازبر نکنید. فقط داستانهای خویش را به خاطر بسپارید. ده داستان، یک سخنرانی را میسازد. برای خودتان یادداشتهای سادهای برای یادآوری نام داستانهایتان بنویسید. سپس آن ده داستان را برای ما تعریف کنید.
خودتان باشید.
ما برای شنیدن کلمات شما نیامدهایم. اگر اینگونه بود، میتوانستیم یادداشت شما را بخوانیم و ساعتها در وقتمان صرفهجویی کنیم.
حرف دلتان را برای ما به ارمغان بیاورید.
مصطفی منبری ۲۸ خرداد ۱۳۹۸
البته که میتوانست بهتر از قبل شود
◾️ستگادین ۱۹ ژوئن ۲۰۱۹
شما که نمیخواهید دست روی دست بگذارید؟
قصد دارید برای بهترکردن اوضاع، چه کاری انجام دهید؟
اگر اقدامی برای بهترکردن امور نکنید، آنها به حال خود رها میشوند.
اولین روز تابستان میتواند نقطهی شروع خوبی برای شما باشد.
ورود به فصل جدید، زمان خوبی برای گفتن این جمله است: «حالا، من دستبهکار میشوم تا اوضاع را بهتر از قبل کنم.»
عبارت کلیدی جملهی فوق، «بهتر» نیست. آن عبارات جادویی، اینها هستند: «حالا» و «من».
هر وقت آماده بودید، ما با اشتیاق منتظر ملحقشدنتان به altMBA هستیم. این کار را قبل از آخرین مهلت فصل جاری یعنی ۲۱ ژوئن (آخر خرداد) انجام دهید.
مصطفی منبری ۲۹ خرداد ۱۳۹۸
◾️ستگادین ۱۹ ژوئن ۲۰۱۹
شما که نمیخواهید دست روی دست بگذارید؟
قصد دارید برای بهترکردن اوضاع، چه کاری انجام دهید؟
اگر اقدامی برای بهترکردن امور نکنید، آنها به حال خود رها میشوند.
اولین روز تابستان میتواند نقطهی شروع خوبی برای شما باشد.
ورود به فصل جدید، زمان خوبی برای گفتن این جمله است: «حالا، من دستبهکار میشوم تا اوضاع را بهتر از قبل کنم.»
عبارت کلیدی جملهی فوق، «بهتر» نیست. آن عبارات جادویی، اینها هستند: «حالا» و «من».
هر وقت آماده بودید، ما با اشتیاق منتظر ملحقشدنتان به altMBA هستیم. این کار را قبل از آخرین مهلت فصل جاری یعنی ۲۱ ژوئن (آخر خرداد) انجام دهید.
مصطفی منبری ۲۹ خرداد ۱۳۹۸
#Medium
استفاده از لپتاپ موقع سخنرانی، ممنوع!
◾ستگادین ۲۶ نوامبر ۲۰۱۷
چطور است درب سالن سخنرانی (lecture) را تخته کنیم؟
تجربهی کلاسهای درسی معمولی در دورهی دبیرستان و دانشگاه، از اساس با شکست مواجه شده است، ولی یک راه حل ساده دارد.
اخیرا Susan Dynarski ، استاد دانشگاه میشیگان، توضیحاتی را دربارهی علل ممنوعکردن استفاده از لپتاپ موقع سخنرانیاش بیان کرده است.
در حال حاضر اطلاعات وسیعی در مورد کاهش سطح یادگیری هنگام سخنرانیها منتشر شدهاست که در آنها، شرکتکنندگان بصورت همزمان از لپ تاپ استفاده کردهاند. دلایل، قابل درک هستند و من بخاطر جرأتی که این استاد در ممنوعکردن لپتاپ به خرج داده، او را تحسین میکنم.
ولی ایشان واقعیت مهمی را فراموش کردهاند.
اصلا سخنرانی به چه دردی میخورد؟
چرا برای عدهی قلیلی از دانشجویان، جلسهی سخنرانی ترتیب دهیم و از آنها انتظار داشتهباشیم که از سرعتشان بکاهند، با دقت گوش دهند و همگام با دیگران، یادداشتبرداریهای خوبی انجام دهند؟
ما پیش از این، سخنرانی میکردیم چون سخنرانی یک شیوهی بیان تفکر برانگیز، منطقی و پژوهششدهای بود و مقادیر زیادی از اطلاعات را در زمانی معقول منتقل میکرد. قبل از ظهور تکنولوژی، بهترین روش برای این کار، سخنرانی زنده بود.
ولی امروزه؟
کاری شبیه پخش سریال جنگ ستارگان، هر شب، سر ساعت مشخص و برای همهی افراد است که با عقل جور در نمیآید.
چرا بجای آن، سخنرانی خود را ضبط نمیکنیم تا دانشآموزان بین خودشان به اشتراک بگذارند؟ بگذارید آنها وقت مناسب برای تماشای سخنرانی را مطابق برنامهریزی خودشان بچینند؛ با سرعت پخش دوبرابر حد معمول یا شاید سرعت پخش نصف آن. اجازه دهید نگاه دقیقتری به مسائل بیاندازند، بخوبی و سرِفرصت یادداشتبرداری کنند و بخشهای غامض را برای خودشان بازآفرینی و بازبینی کنند.
آنها را به چالش بکشید تا سخنرانی را بررسی کنند و سپس فقط برای بحث و تضارب آراء به کلاس بیایند.
حتی بهتر از آن، اگر سخنرانی را بصورت ویدیو یا متن و در قالب دیجیتال عرضه کنید، آنرا بدون هیچ هزینهای در اختیار دانشجویانی در آفریقا یا سوییس هم قرار دادهاید....
وقتی بهترین سخنرانان جهان به چنین حجم وسیعی از دانشجویان در کل دنیا دسترسی دارند، نتیجهی کار مافوقتصور است.
ما نمیخواهیم کودکانمان از ما سوالات سخت بپرسند؛ پس برای آنها سخنرانی میکنیم....
بطور متوسط هر ساعت سخنرانی در دانشگاه، ۱۰۰ دلار به ازای هر دانشجو هزینه دارد. بدهی کلانی که بازپرداخت آن دهها سال به طول میانجامد و حتی ۵ درصد این زمان گرانبها نیز صرفِ گوشدادن به سخنرانی استاد نمیشود. تصور کنید هر دانشجو مبلغ ۱۰۰ دلار، قبل از شروع سخنرانی روی میز سخنران قرار میدهد.
ما در سمینارهای بازاریابی کشف کردهایم که تمرکز روی ۸ دقیقه سخنرانی ویدیویی منجر به ساعتها بحث و تعامل در شرکتکنندگان میشود و برای ایجاد تغییر در آنها کافیست.
ما نباید زمان ارزشمند یک استاد را برای سخنرانیهای یکسویه هدر دهیم.
ممنوعکردن استفاده از لپتاپ در سخنرانیها، راه حل نیست. اینک زمان آن فرا رسیده است که «سخنرانی» را در کلاسهای درسی ممنوع اعلام کنیم.
مصطفی منبری. آخرین روز بهار ۱۳۹۸
استفاده از لپتاپ موقع سخنرانی، ممنوع!
◾ستگادین ۲۶ نوامبر ۲۰۱۷
چطور است درب سالن سخنرانی (lecture) را تخته کنیم؟
تجربهی کلاسهای درسی معمولی در دورهی دبیرستان و دانشگاه، از اساس با شکست مواجه شده است، ولی یک راه حل ساده دارد.
اخیرا Susan Dynarski ، استاد دانشگاه میشیگان، توضیحاتی را دربارهی علل ممنوعکردن استفاده از لپتاپ موقع سخنرانیاش بیان کرده است.
در حال حاضر اطلاعات وسیعی در مورد کاهش سطح یادگیری هنگام سخنرانیها منتشر شدهاست که در آنها، شرکتکنندگان بصورت همزمان از لپ تاپ استفاده کردهاند. دلایل، قابل درک هستند و من بخاطر جرأتی که این استاد در ممنوعکردن لپتاپ به خرج داده، او را تحسین میکنم.
ولی ایشان واقعیت مهمی را فراموش کردهاند.
اصلا سخنرانی به چه دردی میخورد؟
چرا برای عدهی قلیلی از دانشجویان، جلسهی سخنرانی ترتیب دهیم و از آنها انتظار داشتهباشیم که از سرعتشان بکاهند، با دقت گوش دهند و همگام با دیگران، یادداشتبرداریهای خوبی انجام دهند؟
ما پیش از این، سخنرانی میکردیم چون سخنرانی یک شیوهی بیان تفکر برانگیز، منطقی و پژوهششدهای بود و مقادیر زیادی از اطلاعات را در زمانی معقول منتقل میکرد. قبل از ظهور تکنولوژی، بهترین روش برای این کار، سخنرانی زنده بود.
ولی امروزه؟
کاری شبیه پخش سریال جنگ ستارگان، هر شب، سر ساعت مشخص و برای همهی افراد است که با عقل جور در نمیآید.
چرا بجای آن، سخنرانی خود را ضبط نمیکنیم تا دانشآموزان بین خودشان به اشتراک بگذارند؟ بگذارید آنها وقت مناسب برای تماشای سخنرانی را مطابق برنامهریزی خودشان بچینند؛ با سرعت پخش دوبرابر حد معمول یا شاید سرعت پخش نصف آن. اجازه دهید نگاه دقیقتری به مسائل بیاندازند، بخوبی و سرِفرصت یادداشتبرداری کنند و بخشهای غامض را برای خودشان بازآفرینی و بازبینی کنند.
آنها را به چالش بکشید تا سخنرانی را بررسی کنند و سپس فقط برای بحث و تضارب آراء به کلاس بیایند.
حتی بهتر از آن، اگر سخنرانی را بصورت ویدیو یا متن و در قالب دیجیتال عرضه کنید، آنرا بدون هیچ هزینهای در اختیار دانشجویانی در آفریقا یا سوییس هم قرار دادهاید....
وقتی بهترین سخنرانان جهان به چنین حجم وسیعی از دانشجویان در کل دنیا دسترسی دارند، نتیجهی کار مافوقتصور است.
ما نمیخواهیم کودکانمان از ما سوالات سخت بپرسند؛ پس برای آنها سخنرانی میکنیم....
بطور متوسط هر ساعت سخنرانی در دانشگاه، ۱۰۰ دلار به ازای هر دانشجو هزینه دارد. بدهی کلانی که بازپرداخت آن دهها سال به طول میانجامد و حتی ۵ درصد این زمان گرانبها نیز صرفِ گوشدادن به سخنرانی استاد نمیشود. تصور کنید هر دانشجو مبلغ ۱۰۰ دلار، قبل از شروع سخنرانی روی میز سخنران قرار میدهد.
ما در سمینارهای بازاریابی کشف کردهایم که تمرکز روی ۸ دقیقه سخنرانی ویدیویی منجر به ساعتها بحث و تعامل در شرکتکنندگان میشود و برای ایجاد تغییر در آنها کافیست.
ما نباید زمان ارزشمند یک استاد را برای سخنرانیهای یکسویه هدر دهیم.
ممنوعکردن استفاده از لپتاپ در سخنرانیها، راه حل نیست. اینک زمان آن فرا رسیده است که «سخنرانی» را در کلاسهای درسی ممنوع اعلام کنیم.
مصطفی منبری. آخرین روز بهار ۱۳۹۸
Medium
No laptops in the lecture hall
How about this instead: No lecture hall.
#minibooks
فرق مسئولیتپذیری با اقتدار
◾️ستگادین؛ اینستاگرام
مسئولیت، باری بر دوش و اقتدار، رفتاری منظم است.
اقتدار، همان قدرتِ فرماندهی است. اقتدار به مدیرانی تعلق دارد که قدرت اعمال نفوذ را بر روی دیگران دارند. بدستآوردن اقتدار، کار خیلی سختی است.
از آن طرف، پذیرشِ مسئولیت آسان است. کافیست از جایتان بلند شوید و مسئولیت بخواهید.
افرادی که مسئولیت قبول میکنند، مورد نقد و سرزنش قرار میگیرند و این بخشی جداییناپذیر از مسئولیت است.
هرچه بیشتر به کسب اعتبار از مسئولیتتان بیاعتنایی کنید، مردم بیشتری برای کارکردن با شما صف میکشند.
پس هرچه بیشتر سرزنش شوید، اعتبارتان هم بیشتر میشود.
مسئولیت بپذیرید و هجمهی اقتدار را فراموش کنید.
مصطفی منبری ۵ تیر ۱۳۹۸
فرق مسئولیتپذیری با اقتدار
◾️ستگادین؛ اینستاگرام
مسئولیت، باری بر دوش و اقتدار، رفتاری منظم است.
اقتدار، همان قدرتِ فرماندهی است. اقتدار به مدیرانی تعلق دارد که قدرت اعمال نفوذ را بر روی دیگران دارند. بدستآوردن اقتدار، کار خیلی سختی است.
از آن طرف، پذیرشِ مسئولیت آسان است. کافیست از جایتان بلند شوید و مسئولیت بخواهید.
افرادی که مسئولیت قبول میکنند، مورد نقد و سرزنش قرار میگیرند و این بخشی جداییناپذیر از مسئولیت است.
هرچه بیشتر به کسب اعتبار از مسئولیتتان بیاعتنایی کنید، مردم بیشتری برای کارکردن با شما صف میکشند.
پس هرچه بیشتر سرزنش شوید، اعتبارتان هم بیشتر میشود.
مسئولیت بپذیرید و هجمهی اقتدار را فراموش کنید.
مصطفی منبری ۵ تیر ۱۳۹۸
.
ماراتنِ یکنفره
◾ستگادین ۲۷ ژوئن ۲۰۱۹
ماراتنِ معمولی، همان دویدن جمعی است.
یک خط شروع.
یک خط پایان.
روشی برای تعیین صلاحیت شرکتکنندگان.
یک مسیر.
ازدحام جمعیت.
و تاریخی مشخص برای تکرار ماراتن در سال بعد.
اغلبِ شرکتکنندگان، هیجانزده، پرانرژی و تحتتاثیر شور و نشاط جمع هستند.
یک نوع ماراتنِ تکنفره هم وجود دارد که هر کس میتواند بهتنهایی، در هر روزی از سال، کفش ورزشی بپوشد، از خانه بیرون بزند و بعد از ۴۲ کیلومتر دوندگی برگردد. این نوع ماراتن کمیاب است.
ارزشش را دارد که بدانیم، وقتی پروژهای خلق میکنیم، کسب و کاری راه میاندازیم یا آن را توسعه میدهیم، کار ما اغلب شبیه ماراتنِ یکنفره است.
پس جای تعجبی هم ندارد که کارمان بسیار سخت و دشوار باشد.
مصطفی منبری ۶ تیر ۱۳۹۸
؛................................
ماراتنِ یکنفره
◾ستگادین ۲۷ ژوئن ۲۰۱۹
ماراتنِ معمولی، همان دویدن جمعی است.
یک خط شروع.
یک خط پایان.
روشی برای تعیین صلاحیت شرکتکنندگان.
یک مسیر.
ازدحام جمعیت.
و تاریخی مشخص برای تکرار ماراتن در سال بعد.
اغلبِ شرکتکنندگان، هیجانزده، پرانرژی و تحتتاثیر شور و نشاط جمع هستند.
یک نوع ماراتنِ تکنفره هم وجود دارد که هر کس میتواند بهتنهایی، در هر روزی از سال، کفش ورزشی بپوشد، از خانه بیرون بزند و بعد از ۴۲ کیلومتر دوندگی برگردد. این نوع ماراتن کمیاب است.
ارزشش را دارد که بدانیم، وقتی پروژهای خلق میکنیم، کسب و کاری راه میاندازیم یا آن را توسعه میدهیم، کار ما اغلب شبیه ماراتنِ یکنفره است.
پس جای تعجبی هم ندارد که کارمان بسیار سخت و دشوار باشد.
مصطفی منبری ۶ تیر ۱۳۹۸
؛................................
Seth's Blog
The solo marathon
The usual marathons, the popular ones, are done in a group. They have a start time. A finish line. A way to qualify. A route. A crowd. And a date announced a year in advance. Mostly, they have exci…
#minibooks
من نویسنده بزرگی نیستم
◾ستگادین؛ اینستاگرام
البته که نیستی!
تو نویسندهی بزرگی نیستی چون به اندازهی کافی نمینویسی.
تو نویسندهی بزرگی نیستی چون برای نوشتن وقت نمیگذاری.
تو نویسندهی بزرگی نیستی چون نوشتههایت را دوباره، دوباره و دوباره منتشر نمیکنی تا از اطرافیان بااستعدادت بازخورد بگیری.
این ره که تو میروی به ترکستان است.
تو هنوز هم نویسندهی بزرگی نیستی.
مصطفی منبری ۶ تیر ۱۳۹۸
؛................................
من نویسنده بزرگی نیستم
◾ستگادین؛ اینستاگرام
البته که نیستی!
تو نویسندهی بزرگی نیستی چون به اندازهی کافی نمینویسی.
تو نویسندهی بزرگی نیستی چون برای نوشتن وقت نمیگذاری.
تو نویسندهی بزرگی نیستی چون نوشتههایت را دوباره، دوباره و دوباره منتشر نمیکنی تا از اطرافیان بااستعدادت بازخورد بگیری.
این ره که تو میروی به ترکستان است.
تو هنوز هم نویسندهی بزرگی نیستی.
مصطفی منبری ۶ تیر ۱۳۹۸
؛................................
Instagram
Seth Godin (@sethgodin) • Instagram photos and videos
106.8k Followers, 1 Following, 35 Posts - See Instagram photos and videos from Seth Godin (@sethgodin)
.
رهبری افقی
◾ستگادین ۲جولای۲۰۱۹
هفته اول دانشکده اقتصاد برای من بسیار فلاکتبار بود. بشدت درگیر چالشهای خودم بودم.
در روزهای بعد، یکی از همکلاسیها
بنام Chip Conley، یادداشتی را برای من ایمیل زد: «من در حال تشکیل یک گروه پنج نفرهی طوفان مغزی (brainstorm) هستم. امیدوارم قبول کنی و به ما بپیوندی.»
او مسوول هیچ چیز نبود. او هم مثل من، جزو جوانترین دانشجویان کلاس بود. ولی او دریافت که بهترین راه برای پیشرفت در باهمبودن است، او این راه را شروع کرد و زندگی چهار نفر دیگر از همسفرانش را متحول ساخت.
او با گردآوری چند نفر، شگفتی آفرید و امکان و ارتباط فراهم کرد.
شما امروز چه گروهی را میتوانید دورهم جمع کنید؟
مصطفی منبری ۱۲ تیر ۱۳۹۸
؛.................................
رهبری افقی
◾ستگادین ۲جولای۲۰۱۹
هفته اول دانشکده اقتصاد برای من بسیار فلاکتبار بود. بشدت درگیر چالشهای خودم بودم.
در روزهای بعد، یکی از همکلاسیها
بنام Chip Conley، یادداشتی را برای من ایمیل زد: «من در حال تشکیل یک گروه پنج نفرهی طوفان مغزی (brainstorm) هستم. امیدوارم قبول کنی و به ما بپیوندی.»
او مسوول هیچ چیز نبود. او هم مثل من، جزو جوانترین دانشجویان کلاس بود. ولی او دریافت که بهترین راه برای پیشرفت در باهمبودن است، او این راه را شروع کرد و زندگی چهار نفر دیگر از همسفرانش را متحول ساخت.
او با گردآوری چند نفر، شگفتی آفرید و امکان و ارتباط فراهم کرد.
شما امروز چه گروهی را میتوانید دورهم جمع کنید؟
مصطفی منبری ۱۲ تیر ۱۳۹۸
؛.................................
Seth's Blog
Horizontal leadership
The first week of business school was pretty miserable for me. I had no idea if the others were feeling as underwater as I was, because I was focused on my own challenges. And then, a few days into…
.
آگاهی یا اقدام؟
◾ستگادین ۳جولای۲۰۱۹
برخی از پروژهها بخاطر عدم وجود آگاهی در مخاطبینشان، لنگ میزنند. کافیست عده بیشتری از مردم درباره چیزی که به آنها پیشنهاد میکنید آگاهی پیدا کنند تا پروژه راه بیافتد.
ولی در اغلب موارد، مشکل واقعی چیز دیگریست.
مشکل، مردمی هستند که علیرغم آگاهی، اقدامی نمیکنند.
ثبت نام نمیکنند.
ملحق نمیشوند.
سخنپراکنی نمیکنند.
همیشه تمرکز روی کشاندن مخاطبین به اقدام، درمقایسه با آگاهی بخشی به ایشان، بازدهی بیشتری دارد.
البته که کار سختی است و بایستی روی تغییری که بدنبالش هستید و چیزی که میخواهید بسازید، حسابی متمرکز شوید.
مصطفی منبری ۱۲تیر ۱۳۹۸
؛................................
آگاهی یا اقدام؟
◾ستگادین ۳جولای۲۰۱۹
برخی از پروژهها بخاطر عدم وجود آگاهی در مخاطبینشان، لنگ میزنند. کافیست عده بیشتری از مردم درباره چیزی که به آنها پیشنهاد میکنید آگاهی پیدا کنند تا پروژه راه بیافتد.
ولی در اغلب موارد، مشکل واقعی چیز دیگریست.
مشکل، مردمی هستند که علیرغم آگاهی، اقدامی نمیکنند.
ثبت نام نمیکنند.
ملحق نمیشوند.
سخنپراکنی نمیکنند.
همیشه تمرکز روی کشاندن مخاطبین به اقدام، درمقایسه با آگاهی بخشی به ایشان، بازدهی بیشتری دارد.
البته که کار سختی است و بایستی روی تغییری که بدنبالش هستید و چیزی که میخواهید بسازید، حسابی متمرکز شوید.
مصطفی منبری ۱۲تیر ۱۳۹۸
؛................................
Seth's Blog
Awareness or action?
Some projects suffer from a lack of awareness. If only more people knew about what you were offering, you’d be fine. But most projects don’t have that problem, not really. The problem i…
.
روز ارتباط
◾ستگادین ۴جولای۲۰۱۹
گاهی بنظر میرسد که استقلال و بینیازی از دیگران، آسانتر از یک ارتباط همهجانبهی منظم و طولانیمدت باشد.
ارتباطی که بتوانیم در آن ارزش بیافرینیم.
با یک حساب سر انگشتی پی میبریم که افرادی با داشتهها، نیازها و دیدگاههای مختلف، وقتی دورهم جمع شوند، قادر به تولیدات بیشتری نسبت به وقتی هستند که تنها کار میکنند. تجارت کالاها، مهارتها و دانش، وقتی بدون اصطکاک رخ دهد، باعث افزایش بهرهوری میگردد.
خراب کردن یک پُل، آسانتر از ساختن آنست ولی در بلندمدت، ما به پُلها نیاز خواهیم داشت.
مصطفی منبری ۱۳ تیر ۱۳۹۸
؛....................................
روز ارتباط
◾ستگادین ۴جولای۲۰۱۹
گاهی بنظر میرسد که استقلال و بینیازی از دیگران، آسانتر از یک ارتباط همهجانبهی منظم و طولانیمدت باشد.
ارتباطی که بتوانیم در آن ارزش بیافرینیم.
با یک حساب سر انگشتی پی میبریم که افرادی با داشتهها، نیازها و دیدگاههای مختلف، وقتی دورهم جمع شوند، قادر به تولیدات بیشتری نسبت به وقتی هستند که تنها کار میکنند. تجارت کالاها، مهارتها و دانش، وقتی بدون اصطکاک رخ دهد، باعث افزایش بهرهوری میگردد.
خراب کردن یک پُل، آسانتر از ساختن آنست ولی در بلندمدت، ما به پُلها نیاز خواهیم داشت.
مصطفی منبری ۱۳ تیر ۱۳۹۸
؛....................................
Seth's Blog
Connection day
Independence sometimes seems easier than the long-term, disciplined, generous work of connection. But it’s connection that enables us to add value. The math is simple: when people with differ…
.
کنترل سهم
◾ستگادین ۵ جولای۲۰۱۹
تغذیه هوشمندانه شامل دو بخش است: «شما نباید هرچه در بشقاب وجود دارد را بخورید»، اگر با این اصل مشکل دارید، بایستی «از همان اول، سهم غذای کمی در بشقابتان بگذارید.»
قوانین مشابهی را میتوانید در زندگی روزمره رعایت کنید. مثلا اگر طبق برنامه، یکساعت جلسه دارید ولی کار شما در ده دقیقه به انجام میرسد، اجازه دارید جلسه را سرِ ده دقیقه ترک کنید.
بخش سختِ کار، «سهمبندی» نیست، بلکه «کنترل» است. قدرت خودکنترلی (self control) را نباید دست کم بگیرید.
اقتصاد دیجیتالی، چیزی شبیه یک میزِ غذای پُر و پیمان و بیپایان است که نمیتوانیم چشم از آن برداریم.
سهمبندیِ آن، بر عهده خود ماست.
مصطفی منبری ۱۵ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
کنترل سهم
◾ستگادین ۵ جولای۲۰۱۹
تغذیه هوشمندانه شامل دو بخش است: «شما نباید هرچه در بشقاب وجود دارد را بخورید»، اگر با این اصل مشکل دارید، بایستی «از همان اول، سهم غذای کمی در بشقابتان بگذارید.»
قوانین مشابهی را میتوانید در زندگی روزمره رعایت کنید. مثلا اگر طبق برنامه، یکساعت جلسه دارید ولی کار شما در ده دقیقه به انجام میرسد، اجازه دارید جلسه را سرِ ده دقیقه ترک کنید.
بخش سختِ کار، «سهمبندی» نیست، بلکه «کنترل» است. قدرت خودکنترلی (self control) را نباید دست کم بگیرید.
اقتصاد دیجیتالی، چیزی شبیه یک میزِ غذای پُر و پیمان و بیپایان است که نمیتوانیم چشم از آن برداریم.
سهمبندیِ آن، بر عهده خود ماست.
مصطفی منبری ۱۵ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
Portion control
That’s the two-part secret of smart eating–you don’t have to eat everything on your plate, and if you’ve got trouble with that, put less on the plate to begin with. But the …
.
درهمبرهم بودن، زیاد هم بد نیست
◾ستگادین ۷ جولای ۲۰۱۹
راهی جز این وجود ندارد. باید از یک جایی شروع کنید. حتی قبل از اینکه آماده باشید و کاملا بینقص شوید.
باید قبل از اینکه صددرصد ثابت شود هیچ خطری شما را تهدید نمیکند، شروع کنید.
درست همان لحظه که ندای درونتان شما را ملامت میکند و از چنین اقدام ناپخته و مشوشی برحذرتان میدارد، شروع کنید.
البته درست است که نباید کاری هولهولکی (hurried)، شلخته (sloppy) و پَست (ungenerous) از شما سر بزند ولی منظور من، در واقع پیشنهاد شروع بکار است حتی وقتی «درهم و برهم» (scrappy) باشد.
معنی «درهم و برهم» آنست که کار بااینکه کاملا صیقلخورده نیست ولی کفایت میکند.
یک کار «درهم و برهم» آنقدر که برای تاثیرگذاربودن اهمیت قائل میشود، چندان التفاتی به زیبایی و تزیینات نمیکند.
یک کار «درهم و برهم»، انعطافپذیر، نرم، سازگار و آماده برای آموختن است.
«درهم و برهم» شروع کنید.
مصطفی منبری ۱۶ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
درهمبرهم بودن، زیاد هم بد نیست
◾ستگادین ۷ جولای ۲۰۱۹
راهی جز این وجود ندارد. باید از یک جایی شروع کنید. حتی قبل از اینکه آماده باشید و کاملا بینقص شوید.
باید قبل از اینکه صددرصد ثابت شود هیچ خطری شما را تهدید نمیکند، شروع کنید.
درست همان لحظه که ندای درونتان شما را ملامت میکند و از چنین اقدام ناپخته و مشوشی برحذرتان میدارد، شروع کنید.
البته درست است که نباید کاری هولهولکی (hurried)، شلخته (sloppy) و پَست (ungenerous) از شما سر بزند ولی منظور من، در واقع پیشنهاد شروع بکار است حتی وقتی «درهم و برهم» (scrappy) باشد.
معنی «درهم و برهم» آنست که کار بااینکه کاملا صیقلخورده نیست ولی کفایت میکند.
یک کار «درهم و برهم» آنقدر که برای تاثیرگذاربودن اهمیت قائل میشود، چندان التفاتی به زیبایی و تزیینات نمیکند.
یک کار «درهم و برهم»، انعطافپذیر، نرم، سازگار و آماده برای آموختن است.
«درهم و برهم» شروع کنید.
مصطفی منبری ۱۶ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
‘Scrappy’ is not the same as ‘crappy’
The only choice is to launch before you’re ready. Before it’s perfect. Before it’s 100% proven to be no risk to you. At that moment, your resistance says, “don’t ship …
.
کاش اطلاعات بیشتری داشتم
◾ستگادین ۸ جولای ۲۰۱۹
واقعاً؟
اطلاعاتِ بیشتر، همیشه در دسترس است. باصرف زمان و پول میتوانید به اطلاعاتِ بیشتر دست پیدا کنید.
ولی احتمالا از آنهمه اطلاعات قبلی که جمع کردهاید، هیچ بهرهای نبردهاید.
شاید منظورتان اینست:
«کاش اطمینان (certainty) بیشتری داشتم.»
بدبختانه اطمینان [به اندازه اطلاعات] در دسترس نیست.
اگر مشغول کار ارزشمندی هستید و میخواهید تغییری بیافرینید، «رقص در تردید»، ارزشش را دارد.
اطمینان، محصول اطلاعاتِ بیشتر نیست. اطلاعاتِ بیشتر، از سرعت شما خواهد کاست.
اقدام رو به جلو (forward motion)، بهترین راه برای بهسازی امور است.
مصطفی منبری ۱۷تیر۱۳۹۸
؛..................................
کاش اطلاعات بیشتری داشتم
◾ستگادین ۸ جولای ۲۰۱۹
واقعاً؟
اطلاعاتِ بیشتر، همیشه در دسترس است. باصرف زمان و پول میتوانید به اطلاعاتِ بیشتر دست پیدا کنید.
ولی احتمالا از آنهمه اطلاعات قبلی که جمع کردهاید، هیچ بهرهای نبردهاید.
شاید منظورتان اینست:
«کاش اطمینان (certainty) بیشتری داشتم.»
بدبختانه اطمینان [به اندازه اطلاعات] در دسترس نیست.
اگر مشغول کار ارزشمندی هستید و میخواهید تغییری بیافرینید، «رقص در تردید»، ارزشش را دارد.
اطمینان، محصول اطلاعاتِ بیشتر نیست. اطلاعاتِ بیشتر، از سرعت شما خواهد کاست.
اقدام رو به جلو (forward motion)، بهترین راه برای بهسازی امور است.
مصطفی منبری ۱۷تیر۱۳۹۸
؛..................................
Seth's Blog
“I wish I had more data”
Really? More data is usually available. It takes time or money, but you can get more data. But you’re probably not using all the data you’ve already got. I’m guessing what you mea…
#minibooks
وقت ندارم
◾ستگادین؛ اینستاگرام
همه ما دقیقاً ساعات روزانه یکسانی در اختیار داریم. هیچچیز در جهان ما، عادلانهتر از مدتزمان روزانه، تقسیم نشدهاست.
جملهی «وقت کم میآورم» مهمل است. زمان همیشه هست. زمان مثل شکلات یا توتفرنگیِ مهمانی، ته نمیکشد!
پس مشکل کجاست؟ اولویتها.
تصور اینکه قادرم کارهایی بیش از حد توانم انجام دهم، این احساس را به من خواهد داد که «وقت کم میآورم».
اما دلیل مهمتر، صرف زمان زیاد برای انجام کارهای کماهمیت است تا بتوانم بهانهای برای کمبود وقت، جهت انجام کارهای با اولویت بالا و در عین حال پُرمخاطره جور کنم.
درحالیکه افرادی مثل Jeff Bezos (صاحب آمازون) Oprah Winfrey (صاحب تاکشو معروف اُپرا ) و Ursula Burns (صاحب زیراکس) در مدتزمان مشابه، کارهای خیلی بیشتری نسبت به ما انجام میدهند.
تاکتیک نهایی اینست که خود را به انجام کارهای با اولویت بالا متعهد کنید و از صرف زمان برای هر کار کم اهمیت دیگری مثل اینستاگرام!؟ بپرهیزید. استراتژی دشوارتر اینست که اول ترسهای خود را بشناسید.
اگر از آنچه رخ خواهد داد نمیترسیدید، وقت کافی برای انجام اولویتهایتان پیدا میکردید.
مصطفی منبری ۱۷ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
وقت ندارم
◾ستگادین؛ اینستاگرام
همه ما دقیقاً ساعات روزانه یکسانی در اختیار داریم. هیچچیز در جهان ما، عادلانهتر از مدتزمان روزانه، تقسیم نشدهاست.
جملهی «وقت کم میآورم» مهمل است. زمان همیشه هست. زمان مثل شکلات یا توتفرنگیِ مهمانی، ته نمیکشد!
پس مشکل کجاست؟ اولویتها.
تصور اینکه قادرم کارهایی بیش از حد توانم انجام دهم، این احساس را به من خواهد داد که «وقت کم میآورم».
اما دلیل مهمتر، صرف زمان زیاد برای انجام کارهای کماهمیت است تا بتوانم بهانهای برای کمبود وقت، جهت انجام کارهای با اولویت بالا و در عین حال پُرمخاطره جور کنم.
درحالیکه افرادی مثل Jeff Bezos (صاحب آمازون) Oprah Winfrey (صاحب تاکشو معروف اُپرا ) و Ursula Burns (صاحب زیراکس) در مدتزمان مشابه، کارهای خیلی بیشتری نسبت به ما انجام میدهند.
تاکتیک نهایی اینست که خود را به انجام کارهای با اولویت بالا متعهد کنید و از صرف زمان برای هر کار کم اهمیت دیگری مثل اینستاگرام!؟ بپرهیزید. استراتژی دشوارتر اینست که اول ترسهای خود را بشناسید.
اگر از آنچه رخ خواهد داد نمیترسیدید، وقت کافی برای انجام اولویتهایتان پیدا میکردید.
مصطفی منبری ۱۷ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
Instagram
Seth Godin
What scary item do want to prioritize? Comment below, prioritize, and check out what others have to say.
.
پارانتزهای باز
◾ستگادین ۱۰ جولای ۲۰۱۹
تکنولوژی پدیدار میشود و به تغییر فرهنگ میانجامد. فرهنگ قادر به ایجاد صنایع جدید و جنبشهای نو میشود که به تغییر فرهنگ سرعتی دوباره میبخشد. آمدنِ تکنولوژی، نقطه پایانی بر سیستم قبلی ماست.
پارانتزهایی باز میشوند و سپس، شاید بسته شوند.
پارنتز موسیقی پاپ-راک، با رادیو ترانزیستوری باز شد و با پخش استریم موسیقی بسته شد.
پارانتز نشر کتاب کاغذی، با گوتنبرگ (مخترع ماشین چاپ) باز شد و با مرگ کتابفروشیها بسته شد. تولد کتابهای دیجیتال، به این معنی بود که دوران کمبود قفسه کتاب تمام شد، دوران کمبود کاغذ به پایان رسید، دیگر ناشران قدرتی ندارند، درب بازار فروش برای همه (mass market) تخته شد.
دری باز میشود و روزی بعد، بسته میشود.
سوگواری برای به اتمامرسیدن این دورانها کار آسانی است. ولی در طول عمر من، پارانتزهای زیادی باز شدند...
کامپیوترها ما را به منابع، حقایق و یکدیگر پیوند دادند.
پزشکی واقعاً به علم تبدیل شد، نه مشتی مهملات نیمهخرافه.
موسیقینوازان و نویسندگان، مخاطبانشان را بیواسطه پیدا کردند.
ما روایت داستان عدالت را تغییر دادیم.
در هیچ دورانی، نشر یک ایده یا شروع یک پروژه، به آسانی زمان ما نبوده است.
دسترسی به اطلاعات، ارزان و سریع شده است.
برای آموختن هر چیزی که اراده کنید، آموزش در دسترس شماست.
و با این همه درهای باز، وَه که چه فرصت نابی برای بهسازی امور داریم.
مصطفی منبری ۲۰ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
پارانتزهای باز
◾ستگادین ۱۰ جولای ۲۰۱۹
تکنولوژی پدیدار میشود و به تغییر فرهنگ میانجامد. فرهنگ قادر به ایجاد صنایع جدید و جنبشهای نو میشود که به تغییر فرهنگ سرعتی دوباره میبخشد. آمدنِ تکنولوژی، نقطه پایانی بر سیستم قبلی ماست.
پارانتزهایی باز میشوند و سپس، شاید بسته شوند.
پارنتز موسیقی پاپ-راک، با رادیو ترانزیستوری باز شد و با پخش استریم موسیقی بسته شد.
پارانتز نشر کتاب کاغذی، با گوتنبرگ (مخترع ماشین چاپ) باز شد و با مرگ کتابفروشیها بسته شد. تولد کتابهای دیجیتال، به این معنی بود که دوران کمبود قفسه کتاب تمام شد، دوران کمبود کاغذ به پایان رسید، دیگر ناشران قدرتی ندارند، درب بازار فروش برای همه (mass market) تخته شد.
دری باز میشود و روزی بعد، بسته میشود.
سوگواری برای به اتمامرسیدن این دورانها کار آسانی است. ولی در طول عمر من، پارانتزهای زیادی باز شدند...
کامپیوترها ما را به منابع، حقایق و یکدیگر پیوند دادند.
پزشکی واقعاً به علم تبدیل شد، نه مشتی مهملات نیمهخرافه.
موسیقینوازان و نویسندگان، مخاطبانشان را بیواسطه پیدا کردند.
ما روایت داستان عدالت را تغییر دادیم.
در هیچ دورانی، نشر یک ایده یا شروع یک پروژه، به آسانی زمان ما نبوده است.
دسترسی به اطلاعات، ارزان و سریع شده است.
برای آموختن هر چیزی که اراده کنید، آموزش در دسترس شماست.
و با این همه درهای باز، وَه که چه فرصت نابی برای بهسازی امور داریم.
مصطفی منبری ۲۰ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
Open parentheses
Technology shows up and changes the culture. The culture then enables new industries and movements, which further change the culture. And then technology shows up and puts an end to the system we w…
.
هرکس در جایی مرزی رسم میکند
◾ستگادین ۱۱جولای۲۰۱۹
البته که رسم میکند.
درک اینکه حد و مرز ما در هر زمانی دقیقاً در جای درستی رسم شدهاست، ما را به بینش جالبی میرساند.
ولی برای درآمیختن با مردمانی که دنیا را جور دیگری میبینند، شرط اول قدم آنست که بدانیم، حدود و مرزهایی که برای خودمان رسم میکنیم، کاملاً شخصی هستند.
مصطفی منبری۲۰تیر۱۳۹۸
؛..................................
هرکس در جایی مرزی رسم میکند
◾ستگادین ۱۱جولای۲۰۱۹
البته که رسم میکند.
درک اینکه حد و مرز ما در هر زمانی دقیقاً در جای درستی رسم شدهاست، ما را به بینش جالبی میرساند.
ولی برای درآمیختن با مردمانی که دنیا را جور دیگری میبینند، شرط اول قدم آنست که بدانیم، حدود و مرزهایی که برای خودمان رسم میکنیم، کاملاً شخصی هستند.
مصطفی منبری۲۰تیر۱۳۹۸
؛..................................
Seth's Blog
“Everyone draws the line somewhere”
Of course they do. The interesting insight is to realize that our line seems to be in exactly the right place, every time. Getting used to the fact that our lines are unique is the first step in fi…
.
شانهبهشانهی رقابت
◾ستگادین ۱۲جولای۲۰۱۹
در محله توریستی Fisherman Wharf ( سانفرانسیسکو، کالیفورنیا ) رستورانهای غذایدریایی، یکی پس از دیگری ردیف شدهاند. آیا راه انداختن یک کسب و کار در این مکان، کار عاقلانهای است؟
دهها هزار کتاب در کتابفروشیها، برای یافتن یک خواننده باهم رقابت میکنند.
واقعیت اینست که کتابها وقتی با کتابهای دیگری احاطه نشوند، غیرممکن است فروش بروند. تصور کنید کتابی را که در قفسه یک خواربارفروشی خاک میخورد.
بزرگترین رقیب بازاریابها، بیرقیبی است.
راهحل غافلگیرکنندهی این مساله، احاطهشدن با رقیبان است. چون فرم سوال را از «اگر؟ » به «کدام؟ » تغییر میدهد.
مصطفی منبری ۲۱ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
شانهبهشانهی رقابت
◾ستگادین ۱۲جولای۲۰۱۹
در محله توریستی Fisherman Wharf ( سانفرانسیسکو، کالیفورنیا ) رستورانهای غذایدریایی، یکی پس از دیگری ردیف شدهاند. آیا راه انداختن یک کسب و کار در این مکان، کار عاقلانهای است؟
دهها هزار کتاب در کتابفروشیها، برای یافتن یک خواننده باهم رقابت میکنند.
واقعیت اینست که کتابها وقتی با کتابهای دیگری احاطه نشوند، غیرممکن است فروش بروند. تصور کنید کتابی را که در قفسه یک خواربارفروشی خاک میخورد.
بزرگترین رقیب بازاریابها، بیرقیبی است.
راهحل غافلگیرکنندهی این مساله، احاطهشدن با رقیبان است. چون فرم سوال را از «اگر؟ » به «کدام؟ » تغییر میدهد.
مصطفی منبری ۲۱ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
Seth's Blog
Next to the competition
On Fisherman’s Wharf, there’s one restaurant after another. Is that a smart place to open a business, right next to all the others? At the bookstore, there are tens of thousands of book…
.
قضاوت در مورد «یک روز» از روی وضع هوا
◾ستگادین ۱۵ جولای ۲۰۱۹
بنظر میرسد قضاوت در مورد «فردا»، با معیاری مفیدتر یا مرتبطتر که اختیارش دست خودمان است، پربارتر از قضاوت «فردا» بر اساس وضعیت آب و هوا و احتمال باریدن یا نباریدن باران باشد.
ما میتوانیم «یک روز» را بر اساس ابزارهای فراوانی که به کار میبریم، تعداد افرادی که گوش شنوایی برای حرفهای ما دارند و تعدد مسائلی که در انتظار حلشدن هستند، قضاوت کنیم.
وضعیت آب و هوا یا هر چیز دیگری که در کوتاهمدت کنترلی رویشان نداریم، میتوانند به یک بهانه یا عامل حواسپرتی بدل شوند.
اگر درباره چیزی، کاری از دستتان برنمیآید، احتمالاً ارزش تمرکزکردن و صرف انرژی را هم ندارد.
میتوانیم کارمان را با توجهکردن به این واقعیت آغاز کنیم که در طول یک روز کامل، چقدر اثرگذار خواهیم بود. آیا میتوانیم درهایی را بگشاییم، منابع جدیدی بیابیم، ارزش بیافرینیم و برخلاف جریان آب حرکت کنیم؟
مصطفی منبری ۲۵ تیر ۱۳۹۸
؛....................................
قضاوت در مورد «یک روز» از روی وضع هوا
◾ستگادین ۱۵ جولای ۲۰۱۹
بنظر میرسد قضاوت در مورد «فردا»، با معیاری مفیدتر یا مرتبطتر که اختیارش دست خودمان است، پربارتر از قضاوت «فردا» بر اساس وضعیت آب و هوا و احتمال باریدن یا نباریدن باران باشد.
ما میتوانیم «یک روز» را بر اساس ابزارهای فراوانی که به کار میبریم، تعداد افرادی که گوش شنوایی برای حرفهای ما دارند و تعدد مسائلی که در انتظار حلشدن هستند، قضاوت کنیم.
وضعیت آب و هوا یا هر چیز دیگری که در کوتاهمدت کنترلی رویشان نداریم، میتوانند به یک بهانه یا عامل حواسپرتی بدل شوند.
اگر درباره چیزی، کاری از دستتان برنمیآید، احتمالاً ارزش تمرکزکردن و صرف انرژی را هم ندارد.
میتوانیم کارمان را با توجهکردن به این واقعیت آغاز کنیم که در طول یک روز کامل، چقدر اثرگذار خواهیم بود. آیا میتوانیم درهایی را بگشاییم، منابع جدیدی بیابیم، ارزش بیافرینیم و برخلاف جریان آب حرکت کنیم؟
مصطفی منبری ۲۵ تیر ۱۳۹۸
؛....................................
Seth's Blog
Judging a day by the weather
It seems more productive to judge tomorrow by something more relevant, useful and in our control than whether or not it’s raining, doesn’t it? We can judge a day by how many tools we ge…