طعم ست‌گادین
774 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
لطفاً به این دو طرحِ جلد (بالا) حسابی زُل بزنید. متشکرم. ترجیح می‌دید کتاب «روزنوشت‌های ست‌گادین» با چه جلدی به دست‌تون برسه؟
public poll

جلد زرد – 104
👍👍👍👍👍👍👍 68%

جلد سفید – 50
👍👍👍 32%

👥 154 people voted so far.
◾فرق شرایط خاص و حساس با شرایط تلاش طاقت‌فرسا

◾ست‌گادین ۶ می ۲۰۲۰




«وقتی اوضاع آروم شد، بیدارم کن.»


ما این جمله را بطور طبیعی و از روی غریزه در هنگام مواجهه با دردسرهای کوتاه‌مدت به زبان می‌آوریم. بحران‌هایی که می‌بایست مدیریت شوند یا بایستیم تا خودشان رد شوند. در چنین حالتی، هدف از سپری‌کردن روزها، وقت‌گذرانی است تا زمانیکه شرایط به حالت عادی برگردد.


ولی گاهی اوقات، ما با شرایط نیازمند تلاش و سخت‌کوشی (Slog) سروکار داریم. شرایطی که در آن، تعداد روزها آنقدرها هم کم نیست که بسادگی بتوان از آن صرفنظر کرد. در شرایط تلاش طاقت‌فرسا، عادتِ «بایست تماشا کن، این نیز بگذرد»، حاصلی جز کم‌ارزش‌کردنِ روزها و کاهش‌ توانِ همکاری ندارد.


در دوران تلاش سخت، حتی بطور موقت هم که شده، ما شانس این را پیدا می‌کنیم تا شرایط عادیِ جدیدی را بپذیریم و اوضاع جدیدی را سر و سامان دهیم. کسی مشتاق چنین وضعیتی نیست ولی بالاخره پیش می‌آید و وقتی پیش آمد، سپری‌کردن زمان با رویای نوستالژیک وضعیت عادی قدیم، بی‌ارزش‌ترین کار ممکن است.


وقتی به آنسوی مرز شرایط سخت برسیم و به پشت سرمان بنگریم، چه همکاری‌ها، چه آموخته‌ها و چه خلاقیت‌هایی را مشاهده خواهیم کرد؟





🌸 مصطفی منبری ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾جنبه‌ی بدِ قدرت

◾ست‌گادین ۷ می ۲۰۲۰




دوستی نوشته است: «ناتوانی برای کنترل مردم، بسیار ناامیدکننده است.»


البته که اینطور است. این روی دیگر سکه‌ی قدرت است.


تصور کنید اگر شما تواناییِ کنترل مردم را داشتید، چنین مسئولیتی چه بار سنگینی بر دوش‌تان بود.


انتخابِ آزادانه به ما می‌فهماند که تصمیمات و انتخاب‌های ما، هر چه هست به خودمان تعلق دارد. یکی از گزینه‌ها لیدر شدن و دیگری، پیروی‌کردن است.


اگر ما لیدر شدن را انتخاب می‌کنیم، باید عواقبش را هم بپذیریم. مخصوصاً که قادر به کنترل اعمال دیگران هم نیستیم.



🌸 ۱۳۹۹/۲/۱۸

➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️کِی از آزمون‌گرفتن خسته می‌شوند؟


◾️ست‌گادین ۸ می ۲۰۲۰





هیچکس با ورود به یک دوره‌ی آشنایی با مباحث اقتصاد، اقتصاددان نمی‌شود. یک دلیلش این می‌تواند باشد که چند روز اولِ چنین کلاس‌هایی، مملو از انتزاعیات، فرمول‌ها و ابهامات است.


همین احساس بی‌کفایتی، هنگام یادآوریِ فرمول‌های شیمی یا تاریخ جهان هم به ما دست می‌دهد.


این حوزه‌ها فقط برای استخدام‌کردن اساتید دانشگاه به وجود نیامده‌اند. بلکه داشتنِ معلومات در حوزه‌های مختلف، شانس ما را برای درک و فهمِ بیشتر دنیا بالاتر می‌برند.


مثلا وقتی شما برای یک سفر اکتشافی اقدام می‌کنید یا می‌خواهید از یک فرمول، رمزگشایی کنید یا مشغول طبقه‌بندی چیزی می‌شوید، داشتنِ معلومات مختلف، به چیزی ضروری بدل می‌شود. نه صرفاً وظیفه‌ای که به گردن‌تان افتاده است.


از آنجایی که بازار آزمون‌ها داغ است و در عین‌حال، خیلی از مفاهیم آموزشِ صنعتی‌شده مختل شده است، نویسندگان و دست‌اندرکاران کتاب‌های مرجع (textbooks)، به کمک همدیگر دست به کار شده‌اند تا برای در رفتن از زیر این اوضاع، به سمت آسان‌سازیِ آزمون‌ها قدم بردارند.


ولی راهِ کشفِ علایق و استعدادها، آزمون‌گرفتن نیست.


کسی به این خاطر عاشقِ بیسبال نمی‌شود که قبلاً کتاب‌های مرجع بیسبال را خوانده و آزمون‌های آن را گذرانده است! کسانی که عمری را صرف آشپزی، لیدر شدن یا فعالیت‌های بهداشتی می‌کنند نیز همینطور. بلکه این سفری است که نیازمند یک نیروی عاطفی درونی است، نه آوردنِ یک نمره‌ی خوب در آزمون.


ما نباید اجازه دهیم که آینده‌مان توسط یک آزمون به گروگان گرفته شود.


این سخنرانی من در TEDx و این کتاب الکترونیکی رایگان من درباره همین موضوع است.







◾لینک مرتبط:
مدرسه شانس شما را برای یادگیری هدر می‌دهد



🌸 ۱۳۹۹/۲/۱۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾پا جایِ پای بزرگان نهادن

◾ست‌گادین ۱۰ می ۲۰۲۰



اهمیتی ندارد که چقدر تلاش کنید، شما نمی‌توانید.

در چند قدم اول، آرام‌آرام رَدپایِ بزرگتری از خود به جا خواهید گذاشت. وقتی شش نفرِ دیگر هم پیروی از آن رَدپا را انجام دهند، جای پای اصلی دیگر محو می‌شود.

احتمالاً ردپاها می‌توانند قطب‌نمای خوبی باشند، ولی آنها چیزی فراتر از یک نقشه‌ی راه نیستند. همه‌چیز به خود ما بستگی دارد.


🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۲

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾گروه‌ها

◾ست‌گادین ۱۱ می ۲۰۲۰




سابقاً فروشندگان، از حق انتخاب کمی برخوردار بودند. آنها فقط فروشی محلی به همسایگان محلی و کامیونیتی محلی داشتند.


بازاریابی انبوه (mass marketing)، اوضاع را تغییر داد. حالا دیگر هدف، تغییر یکباره‌ی فرهنگ بود. شکستن رکوردها، تسخیر شوهای تلویزیونی و تابلوهای تبلیغاتی.


[ بازاریابی انبوه، برای محصولاتی بکار می‌رفت که بعنوان مایحتاج عمومی و توسط عموم مردم مورد استفاده قرار می‌گیرند‌. یعنی یک محصول برای همه! بدون در نظر گرفتن سلایق مختلف مشتری‌ها. این نوع بازاریابی، امروزه تقریبا منسوخ شده است و جای آن را بازاریابی گوشه‌ای (niche marketing) گرفته است که بمعنای تمرکز روی بخشی کوچک، مشخص و بخوبی تعریف‌شده از بازار است. م]


ولی بجز چند استثنا، این روند، دوباره با بازگشت رویکرد به سمت گروه‌ها (clusters)، جایگزین شده است.


شاید گروه، یک موضوع جغرافیایی باشد ولی بیشتر احتمالش هست که امری روانشناختی باشد. یعنی فلان گروه از مردم به چه چیزی باور دارند، با چه کسی در ارتباطند، به چه چیزی امید بسته‌اند و...


کسب اقلیت مخاطبان همیشگی، مستلزم آن است که شما گروه‌تان را پیدا کنید و آنها را غرق در شور و شوق نگه‌دارید. گروه درستی را انتخاب کنید و نمایشی از تصمیمات درست، رازآلود و سخاوتمندانه را برای آنها اجرا کنید. بدین‌گونه، ایده‌ی شما پخش خواهد شد.


با این که ما همگی در جهان به هم مرتبط هستیم، ولی آینده از آنِ نگرش محلی است.

The Future Is Local.





🌸 مصطفی منبری ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾اصل قضیه، یک داستان است

◾ست‌گادین ۱۲ می ۲۰۲۰




وقتی اتفاقی می‌افتد، چه چیزی درباره‌ی آن به خودمان می‌گوییم؟

و چرا دست به انتخاب کارهایی می‌زنیم که انجام‌شان دهیم؟

روایت یک داستان، چگونه نحوه‌ی تعامل ما با فردا را تغییر می‌دهد؟

خیلی چیزها جرقه‌ی یک تغییر می‌شوند. برخی محلی‌اند و برخی جهانی. ولی وقتی یک تغییر رخ می‌دهد، امواج تغییر به شکل یک داستان پخش می‌شود.

این همان داستانی است که ذهن ما را تغییر می‌دهد تا دست به کار شویم و این تغییر را به دیگران هم بازگو کنیم.

ما نمی‌دانیم این کتاب یا آن پروژه، چطور چیزی است، تا وقتیکه تجربه‌اش کنیم ولی اگر همین الان مجبوریم که درباره‌‌اش تصمیم بگیریم، یک داستان درباره آنها برای خودمان تعریف می‌کنیم. ما مجبوریم درباره‌ی معاشرت با غریبه‌ها، قبل از شناختن آنها تصمیم بگیریم و این کار را با تعریف یک داستان برای خودمان انجام می‌دهیم.

این به خود ما بستگی دارد که داستان‌های بهتری بیابیم، توسعه دهیم یا حتی بسازیم. ما یک مصرف‌کننده‌ی منفعل نیستیم که بسان قاصدک، در باد پرپر شویم. بلکه ما درباره‌ی هر آنچه اطرافیان‌مان به آن باور دارند و اقدام می‌کنند، فعالانه واکنش نشان می‌دهیم.

ما به داستان‌های بهتری نیاز داریم.

چون یک داستان، باعث رشد عملکرد ما می‌شود، سازمان‌مان را توسعه می‌دهد و به اطرافیان‌مان نیز یاری می‌رساند.





🌸 مصطفی منبری ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾چه موقع خیلی زود است؟

◾ست‌گادین ۱۳ می ۲۰۲۰



اگر فکر کنیم که احتمالاً کسی یا فرهنگی، آمادگیِ آن را ندارد که خواسته‌ی ما را اجابت کند، خودمان را عقب می‌کشیم. شاید این رفتارِ غریزیِ خوبی باشد. هیچ‌کس دوست ندارد که تحت فشار قرار بگیرد.


ولی اگر شما به قدرتِ همکاری امیدوارید، مخصوصاً اگر کمی هم از وضع موجود احساس ناراحتی می‌کنید، دل به دریا بزنید. احتمالاً خیلی هم زود نیست. به عبارت دیگر، هرگز خیلی دیر نیست.


مردم تقریباً همیشه، چشم‌به‌راهِ یک لبخند، یک کلام محبت‌آمیز یا یک اعلام آمادگی از طرف دیگران برای دریافت کمک هستند. آنها چشم به راهند، از خیلی وقت پیش که حتی تصورش را هم نمی‌کنید.



🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۵

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾خیال‌پردازی اخلاقی

◾ست‌گادین ۱۴ می ۲۰۲۰




درباره‌ی چه چیزی رویا می‌بافید؟

ما زمان زیادی را صرف خیال‌پردازی ورزشی (sports imagination) کرده‌ایم. کودکان، خودشان را در حال پریدن و انداختن توپ در سبد بسکتبال تجسم می‌کنند یا درباره‌ی امتیازگیری و برنده‌شدن در جام‌جهانی، خیال‌پردازی می‌کنند. این اتفاق، تا حدودی یک پدیده‌ی تازه است. اسپانسرهای تبلیغاتی و کارت‌های تجاری نیز به این نوع تخیل، دامن زده‌اند.

ما به طور قطع، یک نوع خیال‌پردازیِ سودمحور (profit imagination) را هم نهادینه کرده‌ایم. طوریکه به هر جا سر می‌چرخانیم، تفکر سود و زیان، جلوی چشمِ ماست. اضافه‌کردنِ یک صفر بیشتر. این یعنی برنده‌شدن.

یک نوع خیال‌پردازیِ سلامت‌محور (health imagination ) هم داریم. تناسب‌اندام ایده‌آل، حالِ خوب و یک سیستم ایمنی بسیار طبیعی که قرار است از ما حمایت کند.

نظرتان درباره خیال‌پردازیِ اخلاقی ( the moral imagination )چیست؟ تجسم آنچه ممکن است. تصمیم‌گیری برای انجام کاری درباره‌ی رویاهای اخلاقی. انجام کاری برای بهترکردن اوضاع.

نه به خاطر اینکه این شغل ماست یا قرار است در ازای انجام آن، جایزه دریافت کنیم. بلکه فقط چون «ما می‌توانیم.»

ما می‌توانیم از جایی که هستیم شروع کنیم و می‌توانیم اوضاع را بهتر کنیم.



🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۶

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾قیمت و ارزش

◾ست‌گادین ۱۵ می ۲۰۲۰




نوشتن یکی از کتاب‌هایم بیش از یکسال طول کشید، ده ساعت در روز. نوشتن کتابی دیگر، در سه هفته به پایان رسید. قیمت هر دو یکی بود. حتی آن کتاب که سریع‌تر نوشته بودم، با نسبت بیست به یک، بهتر فروش رفت!

گاهی یک بطری شراب ۲۰۰ دلاری، تقریباً هم‌قیمت با ۳۵ بطری از یک شراب دیگر است.

بطور عمده قیمت، چیز بی‌ربطی است، چون مردم به ارزشِ چیزها توجه می‌کنند.

مشتریان شما اهمیتی نمی‌دهند که ساختنِ چیزی چقدر برایتان تمام شده است. برای آنها این مهم است که آن چیز برای آنها چه می‌کند.


🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۶

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾پل‌ها و تونل‌ها

◾ست‌گادین ۱۶ می ۲۰۲۰



«رابرت موزز» جاده‌ساز، دریافته بود که ساختنِ تونل‌ها نسبت به پل‌ها، اندکی بیشتر طول می‌کشد و کمی هم بیشتر خرج برمی‌دارد.

ظاهراً پل‌ها، آثاری تاریخی و افتخارآفرین برای کسانی هستند که منابعی برای ساختن‌شان یافته‌اند و آنها را در آسمان، جلوی چشم همگان به نمایش گذاشته‌اند.

به همین دو دلیل فوق، ما به ساختن پل‌ها به جای تونل‌ها رو آوردیم. در مقیاس بزرگتر، همین قضیه در مورد فرهنگِ کار و جامعه هم صادق است.

ولی تونل‌ها بدون ایجاد جلب توجه به خودشان یا سازندگان‌شان، مظهر بهره‌وریِ کامل هستند. یک تونل بدون اینکه سطح زمین را تغییر دهد، پیشرفت خلق می‌کند.

خیلی از مواقع، ارائه‌ی یک راه‌حل ظریف و زیبا برای مسأله، توسط افرادی شجاع و صبور رخ می‌دهد.

با افتخارآفرینی کمتر، ولی کلاسِ بالاتر.



🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۷

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾ولی چه می‌شد اگر جواب می‌داد؟

◾ست‌گادین ۱۷ می ۲۰۲۰




فرق علم و تئوری توطئه/خرافات، ساده است:

علمِ خوب به یک بینشِ مفید می‌انجامد و علم خوب، علم بد را بهبود و ارتقا می‌دهد.

در حالی که چیزی به نام تئوری‌های توطئه‌ی خوب وجود ندارد. چون جذابیت آنها به این است که غیرقابل اثبات، نادقیق و مبهم‌اند و نمی‌توان نادرستی‌شان را ثابت کرد.

آنها در واقع اصلاً تئوری نیستند. تئوری‌های توطئه از سردرگمی افراد سوء‌استفاده می‌کنند و وقتی همه، نیازمند توضیحی باشند، این تئوری‌ها احساسی از آسایش و کنترل بر اوضاع را به وجود می‌آورند.

تقریباً جداکردن تئوری توطئه‌ی خوب از بد غیرممکن است و از این روست که به سیاقِ یک تئوریِ واقعی کار نمی‌کنند.

تئوری‌های توطئه‌ی خوب، نه تنها به ایجاد یک بینش مفید نمی‌انجامند، بلکه کمکی به ردکردن تئوری‌های توطئه‌ی بد هم نمی‌کنند. شما ‌نمی‌توانید خرافات کسی را به صورت به دردبخوری مورد پرسش قرار دهید. چون آنها هرگز به عنوان طرز فکری که قادر به توضیح کارکرد عالم باشد، نبوده‌اند.

یک دانشمند خوب، صاحب یک تئوری و مشتاق برای نقد آن و اثبات اشتباهاتش است. به همین خاطر می‌تواند علم بهتری را بسازد. و برای اثبات درستی نظریه‌اش، روشنگری کند چون حالا بینش مفیدتری پیدا کرده است.

واقعیت اهمیتی به اینکه ما به آن باور داریم یا نه نمی‌دهد ولی به نفع همه‌مان است که واقعیت را بفهمیم.




🌸 مصطفی منبری ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾جایگزین‌های کمال و بی‌نقصی

◾ست‌گادین ۱۸ می ۲۰۲۰




«آیا اگر نتوانم این کار را بی‌نقص (perfect) و عالی انجام دهم، می‌شود سعی کنم حداقل آن را بهتر از قبل انجام دهم؟»

وقتی پروژه‌ای دقیقاً آنچه انتظارش را داشتیم از آب در نمی‌آید، وقتی خدمات مشتریان ۱۰۰ درصد نیست، وقتی واقعیت با رویاها نمی‌خواند، آن وقت چه؟

یک گزینه، پذیرش شکست است. بدخلقی، سوگواری و غوطه‌زدن در فکر اینکه چه دنیای بی‌انصافی.

گزینه‌ی دیگر، تلاش برای تبدیل یک موقعیت معیوب (imperfec) به موقعیتی کمترمعیوب است. شاید با کمی فاصله، موقعیت جدید حتی «خیلی» کمتر‌معیوب شود یا حتی بهتر از چیزی شود که در ابتدا امیدوار بودید.

وجود عیب و نقص، شانسی برای همکاری، ارتباط و ابتکار خلق می‌کند. شانسی برای دیدن انسانیت نهفته در پشت لحظاتی که انرژیِ زیادی صرف ساختن آن کرده‌اید.

جایگزینِ بی‌نقصی و کامل‌بودن، احتمالاً بهتر‌بودن (be better) است.



🌸 ۱۳۹۹/۲/۲۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾انتظار و نگرانی

◾ست‌گادین ۲۲ می ۲۰۲۰




برای ما انتخابِ «نگرانی»، کار آسانی است. جهان زیر و رو شده است، تلاش‌ها ادامه دارند و فاجعه‌ی غم‌باری به طور غیریکنواخت ولی وسیع، در حال گسترش است. (کرونا.م)

نگرانی، توانِ زیادی از ما می‌گیرد و در عین حال برخلاف تمرکز، یادگیری یا اقدام، هیچ ارزشی به وجود نمی‌آورد. همزمان بر اساس افق زمانیِ پاندمی، همین «انتظارکشیدنِ» ساده هم کارِ وسوسه‌انگیزی است. انتظارکشیدن برای بازگشت به شرایط عادی. ولی در تمام این مدت، زمانی که صرف انتظارکشیدن می‌کنیم، همان زمانی است که صرف یادگیری، راهنمایی و برقراری ارتباط نمی‌کنیم.

انتظار کشیدن نوعی اتلاف وقت است. در حالیکه زمان کمیاب است و هدردادنِ آن شرم‌آور است.

تصور کنید اگر ما حتی تصمیم می‌گرفتیم که نیمی از انتظارکشیدن‌ها و نگرانی‌هایمان را کم کنیم، به چه کشف‌هایی که نائل نمی‌شدیم، چه مهارت‌های زیادی که یاد نمی‌گرفتیم و چه تغییرِ نگرشِ چشمگیری که در ما به وجود نمی‌آمد.

ما هنوز هم می‌توانیم منتظر بمانیم. ما هنوز هم می‌توانیم نگران باشیم. ولی شاید بتوانیم راهی بیابیم که این انتظار و نگرانی را کمتر کنیم.




🌸 مصطفی منبری ۳ خرداد ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
‍ «نویسندگی » را یاد بگیرید

اگر به عنوان یک بازیگر قادر به نوشتن باشید، معنی اش آن است که
می توانید خودتان را بازی کنید.

اگر به عنوان یک بازاریاب قادر به نوشتن باشید، معنی اش آن است که
می توانید داستان خودتان را روایت کنید.

اگر به دنبال شغلی هستید، توانایی شما در نوشتن باعث می‌شود جزو
معدود افراد خاصی باشید که به چشم بیایید.

نوشتن یعنی تفکر سازمان یافته

نوشتن فرصتی است برای شما تا از پای ننشینید و تفاوت بیافرینید.

شما برای نویسندگی به هیچ مجوز یا امکاناتی نیاز ندارید. شما برای نوشتن
به علوم پیشتاز تخصصی یا پول هم نیازی ندارید.

نویسندگی مهارتی است با
بیشترین بازگشت سرمایه
چون «نوشتن » نشانه ی فکر کردن است.


قسمتی از کتاب «روز نوشته های ست گادین»

این کتاب را به زودی در انتشارات "کلید"منتشر می‌کنیم
@yeknashet
◾محافل‌کاری

◾ست‌گادین ۲۳ می ۲۰۲۰





یادگیری (Learning)، اغلب بیرون از کلاس اتفاق می‌افتد.

یادگیری همان تجربه‌ی تلخ احساس بی‌کفایتی در مسیر رشدمان است.

یادگیری، دری به روی هویت (Identity)، برای ما می‌گشاید.

وقتی کسی می‌گوید: «من یک پرستارم.»، درواقع ترکیبی از یادگیری‌‌ها، مدرک تحصیلی و سبک زندگی‌اش را بعنوان هویت خویش به ما اعلام می‌کند.

همه‌ی این‌ها محصول جامعه (Community) است. استانداردها، رفتار‌ها، حمایت‌ها، نقش‌ها.

اگر شما جزو سازندگان قایق‌های چوبی در Maine باشید، کارها را به روش خودتان انجام می‌دهید. اقیانوس همان اقیانوس و آب همان آب است ولی قایق‌سازان Manila ، قایق‌های متفاوتی را نسبت به شما در آن آب روانه می‌کنند. چون جامعه‌های متفاوتی با همدیگر دارید.

حتی طرز فکر ما درباره آموزش رسمی، اعتبار چیزها و نحوه‌ی همکاری، از جامعه‌ای نشأت می‌گیرد که عضو آنیم.

جامعه‌ی شما به صورت اتفاقی و هنگام تولد تعیین می‌شود. جامعه‌ای بر اساس جغرافیا و اصل‌و‌نسب که در آن هویت می‌یابید و یادگیری را خیلی قبل‌تر از رفتن به مدرسه، در آن جامعه آغاز می‌کنید. البته امروزه اوضاع درحال تغییر است.

درباره‌ی محافل‌کاری (Communities of practice) دهه‌هاست که مطلب نوشته شده است، ولی طبیعتِ بادوام و متخلخل اینترنت در حال دگرگون‌کردن آنست. وقتی خودمان را با یک جامعه محصور کنیم، تغییر هویت‌مان اجتناب‌ناپذیر می‌شود.

ما در بیشتر مواقع، جامعه‌ی خویش را مطابق پیش‌فرض انتخاب می‌کنیم. شبکه‌های اجتماعی ما را به درون خویش می‌بلعند. یا شبیه یارکِشی برای بازیِ وسطی، بالاخره عضو یک تیم می‌شویم. ولی امروز ما شانس آن را داریم که ملحق‌شدن به یک جامعه را با اراده‌ی خودمان انجام دهیم.

من بمرور زمان دریافته‌ام که گروه‌هایی که در Akimbo می‌سازیم، در واقع همان محافل‌کاری‌‌ها هستند. راهی برای ساختن هویت قدرتمند و زایایی که همه بدنبال آنند.

اگر می‌خواهید درباره‌ی جدیدترین محافل‌کاریِ ما بیشتر بدانید، اینجا را بخوانید.





🌸 مصطفی منبری؛ ۴ خرداد ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾یک کسب‌وکار کوچک، شکل کوچک‌شده‌ی یک کسب‌وکار بزرگ نیست

◾ست‌گادین ۲۴ می ۲۰۲۰




جلسات کمتر، منابع کمتر، قراردادهای کمتر.

بزرگترین مزیت یک کسب‌و‌کار کوچک آنست که صاحبش، می‌تواند مستقیماً درچشمان مشتریان نگاه کند و برعکس.

احتمالاً راهِ پیشرفتِ کسب‌وکارهای کوچک، ورای پیروی از سیاست‌ها، نظرات گروهی و اهرم‌های ترقی، همان چیزی است که بیشترین محرک برای شروع کار است: بفهمید مخاطبان‌تان به چه چیزی نیاز دارند و به آنها کمک کنید تا همان را به دست آورند. راهش همین است.

داشتنِ یک کسب‌وکار کوچک، هرگز کار آسانی نبوده و حتی این روزها سخت‌تر هم شده است. ولی ظرفیت عبور از دشواری‌ها و انعطاف‌پذیری، در کنار هم، اوضاع را پیش می‌برند.

می‌مانَد قانون اول: بفهمید مخاطبان به چه چیزی نیاز دارند و همان را به ایشان بدهید.




🌸 مصطفی منبری؛ ۴خرداد ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾استاد‌کارِ هنرمند و زمان

◾ست‌گادین ۲۵ می ۲۰۲۰




استاد... این سفارش ما کی تمام می‌شود؟

استاد... اگر کار عقب افتاد، به ما اطلاع دهید.



چرا ما را وادار به پرسیدن این سوالات می‌کنید؟

برای یک سازمان کوچک یا یک استادکارِ هنرمند (craftsperson)، دادنِ وعده‌ی دقیقِ پایانِ کار شبیه آنچه در یک سیستم اداری بزرگ رخ می‌دهد، کار دشواری است. بعلاوه، سیستم‌های اداری در اصل برای این به وجود آمده‌اند تا مراقب باشند کارها در ضرب‌الاجل تعیین‌شده به انجام برسند و نگذارند تحقق وعده‌ها بیشتر از معیار مشخصی عقب بیافتند.

مشتریان شما به این امر واقفند و یکی از دلایلی که شما را برگزیده‌اند همین است. چون شما به تنهایی کار می‌کنید. شما یک شخص هستید، نه یک صنعت.

این واقعیت را پنهان نکنید، مگر این که بتوانید از عهده‌ی خلاف آن برآیید.

از مبالغ هنگفتی که این مردمان سست و تنبل در قبالِ فعالیت‌های‌تان و درباره‌ی آنچه می‌بینید و می‌دانید به شما خواهند پرداخت، شگفت‌زده خواهید شد.

لازم نیست قولی بدهید که نمی‌توانید به آن عمل کنید یا زیرِ قول‌هایی که داده‌اید بزنید.

ما خریدار همین فرآیند (process) از شما هستیم، نه فقط آنچه می‌سازید.



🌸 ۱۳۹۹/۳/۵

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️رقص با ابزارها

◾️ست‌گادین ۲۷ می ۲۰۲۰




آیا شما در کار با Google Sheets مهارت دارید؟

آیا می‌توانید یک جستار (query) بنویسید؟ یک فیلتر چطور؟ آیا می‌توانید از شر Cellهای اضافی برنامه‌ی Excel رها شوید یا یک ادغام پستی (mail merge) ایجاد کنید؟ اگر می‌خواهید این چیزها را یاد بگیرید، آیا می‌دانید چطور باید این کار را انجام دهید؟

این یک آزمون جالب است.

برنامه‌ی Google Sheets رایگان است. مخصوصاً که استفاده از آن، زیاد سخت نیست. شما می‌توانید آن را خودتان بی‌دردسر یاد بگیرید. برنامه‌ای بسیار کاربردی که به دردِ هر شغل و جامعه‌ی کاری که به نظرتان برسد می‌خورد.

حتی یک فرد نوجوان در کنار خیابان، خیلی بهتر از کارهای دیگر می‌تواند این برنامه را خودش یاد بگیرد.

اگر شما کارتان در تایپ‌های تکنولوژیک خوب است، اغلب از این برنامه استفاده خواهید کرد. در غیر اینصورت، اگر قصد دارید ادعا کنید که استعداد کافی در تابع‌نویسی ندارید (که حرف مزخرفی است!)، یا وقت کافی برای این کار ندارید، فرصت بزرگی را دارید از دست می‌دهید.

البته قضیه فقط به همین Google Sheets یا شبکه یا حتی کامپیوتر خلاصه نمی‌شود. امکاناتی که از راه می‌رسند، ابزارهایی برای توانمندکردن ما هستند. ما می‌توانیم ابزارهایی را که در دسترس ما قرار می‌گیرند نادیده بگیریم. می‌توانیم از آنها بهراسیم. یا می‌توانیم آنها را بفهمیم و درک‌شان کنیم.

می‌توانیم بعد از فهم و یادگیریِ ابزارهای جدید، فرد دیگری را استخدام کنیم تا آن کار را از طرف ما انجام دهد.

حتی می‌توانیم به عنوان کارشناس و استاد (master) برای آنها باشیم.



🌸 ۱۳۹۹/۳/۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩