طعم ست‌گادین
774 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
البته که می‌توانست بهتر از قبل شود



◾️ست‌گادین ۱۹ ژوئن ۲۰۱۹

شما که نمی‌خواهید دست روی دست بگذارید؟

قصد دارید برای بهتر‌کردن اوضاع، چه کاری انجام دهید؟

اگر اقدامی برای بهتر‌کردن امور نکنید، آن‌ها به حال خود رها می‌شوند.

اولین روز تابستان می‌تواند نقطه‌ی شروع خوبی برای شما باشد.

ورود به فصل جدید، زمان خوبی برای گفتن این جمله است: «حالا، من دست‌به‌کار می‌شوم تا اوضاع را بهتر از قبل کنم.»

عبارت کلیدی جمله‌ی فوق، «بهتر» نیست. آن عبارات جادویی، این‌ها هستند: «حالا» و «من».

هر وقت آماده بودید، ما با اشتیاق منتظر ملحق‌شدن‌تان به altMBA هستیم. این کار را قبل از آخرین مهلت فصل جاری یعنی ۲۱ ژوئن (آخر خرداد) انجام دهید.


مصطفی منبری ۲۹ خرداد ۱۳۹۸
#Medium
استفاده از لپ‌تاپ موقع سخنرانی، ممنوع!




◾ست‌گادین ۲۶ نوامبر ۲۰۱۷

چطور است درب سالن سخنرانی (lecture) را تخته کنیم؟

تجربه‌ی کلاس‌های درسی معمولی در دوره‌ی دبیرستان و دانشگاه، از اساس با شکست مواجه شده است، ولی یک راه حل ساده دارد.

اخیرا Susan Dynarski ، استاد دانشگاه میشیگان، توضیحاتی را درباره‌ی علل ممنوع‌کردن استفاده از لپ‌تاپ موقع سخنرانی‌اش بیان کرده است.

در حال حاضر اطلاعات وسیعی در مورد کاهش سطح یادگیری هنگام سخنرانی‌ها منتشر شده‌است که در آنها، شرکت‌کنندگان بصورت همزمان از لپ تاپ استفاده کرده‌اند. دلایل، قابل درک هستند و من بخاطر جرأتی که این استاد در ممنوع‌کردن لپ‌تاپ به خرج داده، او را تحسین می‌کنم.

ولی ایشان واقعیت مهمی را فراموش کرده‌اند.

اصلا سخنرانی به چه دردی می‌خورد؟

چرا برای عده‌ی قلیلی از دانشجویان، جلسه‌ی سخنرانی ترتیب دهیم و از آنها انتظار داشته‌باشیم که از سرعت‌شان بکاهند، با دقت گوش دهند و همگام با دیگران، یادداشت‌برداری‌های خوبی انجام دهند؟

ما پیش از این، سخنرانی می‌کردیم چون سخنرانی یک شیوه‌ی بیان تفکر برانگیز، منطقی و پژوهش‌شده‌ای بود و مقادیر زیادی از اطلاعات را در زمانی معقول منتقل می‌کرد. قبل از ظهور تکنولوژی، بهترین روش برای این کار، سخنرانی زنده بود.

ولی امروزه؟

کاری شبیه پخش سریال جنگ ستارگان، هر شب، سر ساعت مشخص و برای همه‌ی افراد است که با عقل جور در نمی‌آید.

چرا بجای آن، سخنرانی خود را ضبط نمی‌کنیم تا دانش‌آموزان بین خودشان به اشتراک بگذارند؟ بگذارید آنها وقت مناسب برای تماشای سخنرانی را مطابق برنامه‌ریزی خودشان بچینند؛ با سرعت پخش دوبرابر حد معمول یا شاید سرعت پخش نصف آن. اجازه دهید نگاه دقیق‌تری به مسائل بیاندازند، بخوبی و سرِفرصت یادداشت‌برداری کنند و بخش‌های غامض را برای خودشان بازآفرینی و بازبینی کنند.

آنها را به چالش بکشید تا سخنرانی را بررسی کنند و سپس فقط برای بحث و تضارب آراء به کلاس بیایند.

حتی بهتر از آن، اگر سخنرانی را بصورت ویدیو یا متن و در قالب دیجیتال عرضه کنید، آنرا بدون هیچ هزینه‌ای در اختیار دانشجویانی در آفریقا یا سوییس هم قرار داده‌اید....

وقتی بهترین سخنرانان جهان به چنین حجم وسیعی از دانشجویان در کل دنیا دسترسی دارند، نتیجه‌ی کار مافوق‌تصور است.

ما نمی‌خواهیم کودکان‌مان از ما سوالات سخت بپرسند؛ پس برای آنها سخنرانی می‌کنیم....

بطور متوسط هر ساعت سخنرانی در دانشگاه، ۱۰۰ دلار به ازای هر دانشجو هزینه دارد. بدهی کلانی که بازپرداخت آن ده‌ها سال به طول می‌انجامد و حتی ۵ درصد این زمان گران‌بها نیز صرفِ گوش‌دادن به سخنرانی استاد نمی‌شود. تصور کنید هر دانشجو مبلغ ۱۰۰ دلار، قبل از شروع سخنرانی روی میز سخنران قرار می‌دهد.

ما در سمینارهای بازاریابی کشف کرده‌ایم که تمرکز روی ۸ دقیقه سخنرانی ویدیویی منجر به ساعت‌ها بحث و تعامل در شرکت‌کنندگان می‌شود و برای ایجاد تغییر در آنها کافیست.

ما نباید زمان ارزشمند یک استاد را برای سخنرانی‌های یکسویه هدر دهیم.

ممنوع‌کردن استفاده از لپ‌تاپ در سخنرانی‌ها، راه حل نیست. اینک زمان آن فرا رسیده است که «سخنرانی» را در کلاس‌های درسی ممنوع اعلام کنیم.



مصطفی منبری. آخرین روز بهار ۱۳۹۸
#minibooks
فرق مسئولیت‌پذیری با اقتدار



◾️ست‌گادین؛ اینستاگرام

مسئولیت، باری بر دوش و اقتدار، رفتاری منظم است.

اقتدار، همان قدرتِ فرماندهی است. اقتدار به مدیرانی تعلق دارد که قدرت اعمال نفوذ را بر روی دیگران دارند. بدست‌آوردن اقتدار، کار خیلی سختی است.

از آن طرف، پذیرشِ مسئولیت آسان است. کافیست از جایتان بلند شوید و مسئولیت بخواهید.

افرادی که مسئولیت قبول می‌کنند، مورد نقد و سرزنش قرار می‌گیرند و این بخشی جدایی‌ناپذیر از مسئولیت‌ است.

هرچه بیشتر به کسب اعتبار از مسئولیت‌تان بی‌اعتنایی کنید، مردم بیشتری برای کار‌کردن با شما صف می‌کشند.

پس هرچه بیشتر سرزنش شوید، اعتبارتان هم بیشتر می‌شود.

مسئولیت بپذیرید و هجمه‌ی اقتدار را فراموش کنید.



مصطفی منبری ۵ تیر ۱۳۹۸
.
ماراتنِ یک‌نفره


◾ست‌گادین ۲۷ ژوئن ۲۰۱۹


ماراتنِ معمولی، همان دویدن جمعی است.

یک خط شروع.

یک خط پایان.

روشی برای تعیین صلاحیت شرکت‌کنندگان.

یک مسیر.

ازدحام جمعیت.

و تاریخی مشخص برای تکرار ماراتن در سال بعد.

اغلبِ شرکت‌کنندگان، هیجان‌زده، پرانرژی و تحت‌تاثیر شور و نشاط جمع هستند.

یک نوع ماراتنِ تک‌نفره هم وجود دارد که هر کس می‌تواند به‌تنهایی، در هر روزی از سال، کفش ورزشی بپوشد، از خانه بیرون بزند و بعد از ۴۲ کیلومتر دوندگی برگردد. این نوع ماراتن کمیاب است.

ارزشش را دارد که بدانیم، وقتی پروژه‌ای خلق می‌کنیم، کسب و کاری راه می‌اندازیم یا آن را توسعه می‌دهیم، کار ما اغلب شبیه ماراتنِ یک‌نفره است.

پس جای تعجبی هم ندارد که کارمان بسیار سخت و دشوار باشد.


مصطفی منبری ۶ تیر ۱۳۹۸
؛................................
#minibooks

من نویسنده بزرگی نیستم



◾ست‌گادین؛ اینستاگرام

البته که نیستی!

تو نویسنده‌ی بزرگی نیستی چون به اندازه‌ی کافی نمی‌نویسی.

تو نویسنده‌ی بزرگی نیستی چون برای نوشتن وقت نمی‌گذاری.

تو نویسنده‌ی بزرگی نیستی چون نوشته‌هایت را دوباره، دوباره و دوباره منتشر نمی‌کنی تا از اطرافیان بااستعدادت بازخورد بگیری.

این ره که تو می‌روی به ترکستان است.

تو هنوز هم نویسنده‌ی بزرگی نیستی.


مصطفی منبری ۶ تیر ۱۳۹۸
؛................................
.
رهبری افقی



◾ست‌گادین ۲جولای۲۰۱۹

هفته اول دانشکده اقتصاد برای من بسیار فلاکت‌بار بود. بشدت درگیر چالش‌های خودم بودم.

در روزهای بعد، یکی از همکلاسی‌ها
بنام Chip Conley، یادداشتی را برای من ایمیل زد: «من در حال تشکیل یک گروه پنج نفره‌ی طوفان مغزی (brainstorm) هستم. امیدوارم قبول کنی و به ما بپیوندی.»

او مسوول هیچ چیز نبود. او هم مثل من، جزو جوانترین دانشجویان کلاس بود. ولی او دریافت که بهترین راه برای پیشرفت در باهم‌بودن است، او این راه را شروع کرد و زندگی چهار نفر دیگر از همسفرانش را متحول ساخت.

او با گردآوری چند نفر، شگفتی آفرید و امکان و ارتباط فراهم کرد.

شما امروز چه گروهی را می‌توانید دورهم جمع کنید؟



مصطفی منبری ۱۲ تیر ۱۳۹۸
؛.................................
.
آگاهی یا اقدام؟



◾ست‌گادین ۳جولای۲۰۱۹

برخی از پروژه‌ها بخاطر عدم وجود آگاهی در مخاطبین‌شان، لنگ می‌زنند. کافیست عده بیشتری از مردم درباره چیزی که به آنها پیشنهاد می‌کنید آگاهی پیدا کنند تا پروژه راه بیافتد.

ولی در اغلب موارد، مشکل واقعی چیز دیگریست.

مشکل، مردمی هستند که علیرغم آگاهی، اقدامی نمی‌کنند.

ثبت نام نمی‌کنند.

ملحق نمی‌شوند.

سخن‌پراکنی نمی‌کنند.

همیشه تمرکز روی کشاندن مخاطبین به اقدام، درمقایسه با آگاهی بخشی به ایشان، بازدهی بیشتری دارد.

البته که کار سختی است و بایستی روی تغییری که بدنبالش هستید و چیزی که می‌خواهید بسازید، حسابی متمرکز شوید.



مصطفی منبری ۱۲تیر ۱۳۹۸
؛................................
.
روز ارتباط


◾ست‌گادین ۴جولای۲۰۱۹

گاهی بنظر می‌رسد که استقلال و بی‌نیازی از دیگران، آسانتر از یک ارتباط همه‌جانبه‌ی منظم و طولانی‌مدت باشد.

ارتباطی که بتوانیم در آن ارزش بیافرینیم.

با یک حساب سر انگشتی پی می‌بریم که افرادی با داشته‌ها، نیازها و دیدگاه‌های مختلف، وقتی دورهم جمع شوند، قادر به تولیدات بیشتری نسبت به وقتی هستند که تنها کار می‌کنند. تجارت کالاها، مهارت‌ها و دانش، وقتی بدون اصطکاک رخ دهد، باعث افزایش بهره‌وری می‌گردد.

خراب کردن یک پُل، آسانتر از ساختن آنست ولی در بلند‌مدت، ما به پُل‌ها نیاز خواهیم داشت.


مصطفی منبری ۱۳ تیر ۱۳۹۸
؛....................................
.
کنترل سهم



◾ست‌گادین ۵ جولای۲۰۱۹

تغذیه هوشمندانه شامل دو بخش است: «شما نباید هرچه در بشقاب وجود دارد را بخورید»، اگر با این اصل مشکل دارید، بایستی «از همان اول، سهم غذای کمی در بشقاب‌تان بگذارید.»

قوانین مشابهی را می‌توانید در زندگی روزمره‌ رعایت کنید. مثلا اگر طبق برنامه، یکساعت جلسه‌ دارید ولی کار شما در ده دقیقه به انجام می‌رسد، اجازه دارید جلسه را سرِ ده دقیقه ترک کنید.

بخش سختِ کار، «سهم‌بندی» نیست، بلکه «کنترل» است. قدرت خودکنترلی (self control) را نباید دست کم بگیرید.

اقتصاد دیجیتالی، چیزی شبیه یک میزِ غذای پُر و پیمان و بی‌پایان است که نمی‌توانیم چشم از آن برداریم.

سهم‌بندیِ آن، بر عهده خود ماست.


مصطفی منبری ۱۵ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
.
درهم‌برهم بودن، زیاد هم بد نیست


◾ست‌گادین ۷ جولای ۲۰۱۹

راهی جز این وجود ندارد. باید از یک جایی شروع کنید. حتی قبل از اینکه آماده باشید و کاملا بی‌نقص شوید.

باید قبل از اینکه صد‌درصد ثابت شود هیچ خطری شما را تهدید نمی‌کند، شروع کنید.

درست همان لحظه که ندای درون‌تان شما را ملامت می‌کند و از چنین اقدام ناپخته و مشوشی برحذر‌تان می‌دارد، شروع کنید.

البته درست است که نباید کاری هول‌هولکی (hurried)، شلخته (sloppy) و پَست (ungenerous) از شما سر بزند ولی منظور من، در واقع پیشنهاد شروع بکار است حتی وقتی «درهم و برهم» (scrappy) باشد.

معنی «درهم و برهم» آنست که کار بااینکه کاملا صیقل‌خورده نیست ولی کفایت می‌کند.

یک کار «درهم و برهم» آنقدر که برای تاثیر‌گذار‌بودن اهمیت قائل می‌شود، چندان التفاتی به زیبایی و تزیینات نمی‌کند.

یک کار «درهم و برهم»، انعطاف‌پذیر، نرم، سازگار و آماده برای آموختن است.

«درهم و برهم» شروع کنید.


مصطفی منبری ۱۶ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
.
کاش اطلاعات بیشتری داشتم



◾ست‌گادین ۸ جولای ۲۰۱۹


واقعاً؟

اطلاعاتِ بیشتر، همیشه در دسترس است. باصرف زمان و پول می‌توانید به اطلاعاتِ بیشتر دست پیدا کنید.

ولی احتمالا از آن‌همه اطلاعات قبلی که جمع کرده‌اید، هیچ بهره‌ای نبرده‌اید.

شاید منظورتان اینست:
«کاش اطمینان (certainty) بیشتری داشتم.»

بدبختانه اطمینان [به اندازه اطلاعات] در دسترس نیست.

اگر مشغول کار ارزشمندی هستید و می‌خواهید تغییری بیافرینید، «رقص در تردید»، ارزشش را دارد.

اطمینان، محصول اطلاعاتِ بیشتر نیست. اطلاعاتِ بیشتر، از سرعت شما خواهد کاست.

اقدام رو به جلو (forward motion)، بهترین راه برای بهسازی امور است.



مصطفی منبری ۱۷تیر۱۳۹۸
؛..................................
#minibooks

وقت ندارم


◾ست‌گادین؛ اینستاگرام

همه ما دقیقاً ساعات روزانه یکسانی در اختیار داریم. هیچ‌چیز در جهان ما، عادلانه‌تر از مدت‌زمان روزانه، تقسیم نشده‌است.

جمله‌ی «وقت کم می‌آورم» مهمل است. زمان همیشه هست. زمان مثل شکلات یا توت‌فرنگیِ مهمانی، ته نمی‌کشد!

پس مشکل کجاست؟ اولویت‌ها.

تصور اینکه قادرم کارهایی بیش از حد توانم انجام دهم، این احساس را به من خواهد داد که «وقت کم می‌آورم».

اما دلیل مهم‌تر، صرف زمان زیاد برای انجام کارهای کم‌اهمیت است تا بتوانم بهانه‌ای برای کمبود وقت، جهت انجام کارهای با اولویت بالا و در عین حال پُر‌مخاطره جور کنم.

درحالیکه افرادی مثل Jeff Bezos (صاحب آمازون) Oprah Winfrey (صاحب تاک‌شو معروف اُپرا ) و Ursula Burns (صاحب زیراکس) در مدت‌زمان مشابه، کارهای خیلی بیشتری نسبت به ما انجام می‌دهند.

تاکتیک نهایی اینست که خود را به انجام کارهای با اولویت بالا متعهد کنید و از صرف زمان برای هر کار کم اهمیت دیگری مثل اینستاگرام!؟ بپرهیزید. استراتژی دشوارتر اینست که اول ترس‌های خود را بشناسید.

اگر از آنچه رخ خواهد داد نمی‌ترسیدید، وقت کافی برای انجام اولویت‌هایتان پیدا می‌کردید.



مصطفی منبری ۱۷ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
.
پارانتز‌های باز



◾ست‌گادین ۱۰ جولای ۲۰۱۹

تکنولوژی پدیدار می‌شود و به تغییر فرهنگ می‌انجامد. فرهنگ قادر به ایجاد صنایع جدید و جنبش‌های نو می‌شود که به تغییر فرهنگ سرعتی دوباره می‌بخشد. آمدنِ تکنولوژی، نقطه پایانی بر سیستم قبلی ماست.

پارانتزهایی باز می‌شوند و سپس، شاید بسته شوند.

پارنتز موسیقی پاپ-راک، با رادیو ترانزیستوری باز شد و با پخش استریم موسیقی بسته شد.

پارانتز نشر کتاب کاغذی، با گوتنبرگ (مخترع ماشین چاپ) باز شد و با مرگ کتابفروشی‌ها بسته شد. تولد کتاب‌های دیجیتال، به این معنی بود که دوران کمبود قفسه کتاب تمام شد، دوران کمبود کاغذ به پایان رسید، دیگر ناشران قدرتی ندارند، درب بازار فروش برای همه (mass market) تخته شد.

دری باز می‌شود و روزی بعد، بسته می‌شود.

سوگواری برای به اتمام‌رسیدن این دوران‌ها کار آسانی است. ولی در طول عمر من، پارانتزهای زیادی باز شدند...

کامپیوتر‌ها ما را به منابع، حقایق و یکدیگر پیوند دادند.

پزشکی واقعاً به علم تبدیل شد، نه مشتی مهملات نیمه‌خرافه.

موسیقی‌نوازان و نویسندگان، مخاطبانشان را بی‌واسطه پیدا کردند.

ما روایت داستان عدالت را تغییر دادیم.

در هیچ دورانی، نشر یک ایده یا شروع یک پروژه، به آسانی زمان ما نبوده است.

دسترسی به اطلاعات، ارزان و سریع شده است.

برای آموختن هر چیزی که اراده کنید، آموزش در دسترس شماست.

و با این همه درهای باز، وَه که چه فرصت نابی برای بهسازی امور داریم.


مصطفی منبری ۲۰ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
.
هرکس در جایی مرزی رسم می‌کند



◾ست‌گادین ۱۱جولای۲۰۱۹


البته که رسم می‌کند.

درک اینکه حد و مرز ما در هر زمانی دقیقاً در جای درستی رسم شده‌است، ما را به بینش جالبی می‌رساند.

ولی برای درآمیختن با مردمانی که دنیا را جور دیگری می‌بینند، شرط اول قدم آنست که بدانیم، حدود و مرزهایی که برای خودمان رسم می‌کنیم، کاملاً شخصی هستند.


مصطفی منبری۲۰تیر۱۳۹۸
؛..................................
.
شانه‌به‌شانه‌ی رقابت



◾ست‌گادین ۱۲جولای۲۰۱۹

در محله توریستی Fisherman Wharf ( سانفرانسیسکو، کالیفورنیا ) رستوران‌های غذای‌دریایی، یکی پس از دیگری ردیف شده‌اند. آیا راه انداختن یک کسب و کار در این مکان، کار عاقلانه‌ای است؟

ده‌ها هزار کتاب در کتابفروشی‌ها، برای یافتن یک خواننده باهم رقابت می‌کنند.

واقعیت اینست که کتاب‌ها وقتی با کتاب‌های دیگری احاطه نشوند، غیرممکن است فروش بروند. تصور کنید کتابی را که در قفسه یک خواربارفروشی خاک می‌خورد.

بزرگترین رقیب بازاریاب‌ها، بی‌رقیبی است.

راه‌حل غافلگیرکننده‌ی این مساله، احاطه‌شدن با رقیبان است. چون فرم سوال را از «اگر؟ » به «کدام؟ » تغییر می‌دهد.



مصطفی منبری ۲۱ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
.
قضاوت در مورد «یک روز» از روی وضع هوا


◾ست‌گادین ۱۵ جولای ۲۰۱۹

بنظر می‌رسد قضاوت در مورد «فردا»، با معیاری مفیدتر یا مرتبط‌تر که اختیارش دست خودمان است، پربارتر از قضاوت «فردا» بر اساس وضعیت آب و هوا و احتمال باریدن یا نباریدن باران باشد.

ما می‌توانیم «یک روز» را بر اساس ابزار‌های فراوانی که به کار می‌بریم، تعداد افرادی که گوش شنوایی برای حرف‌های ما دارند و تعدد مسائلی که در انتظار حل‌شدن هستند، قضاوت کنیم.

وضعیت آب و هوا یا هر چیز دیگری که در کوتاه‌مدت کنترلی رویشان نداریم، می‌توانند به یک بهانه‌ یا عامل حواس‌پرتی بدل شوند.

اگر درباره چیزی، کاری از دستتان برنمی‌آید، احتمالاً ارزش تمرکزکردن و صرف انرژی را هم ندارد.

می‌توانیم کارمان را با توجه‌کردن به این واقعیت آغاز کنیم که در طول یک روز کامل، چقدر اثرگذار خواهیم بود. آیا می‌توانیم درهایی را بگشاییم، منابع جدیدی بیابیم، ارزش بیافرینیم و برخلاف جریان آب حرکت کنیم؟


مصطفی منبری ۲۵ تیر ۱۳۹۸
؛....................................
.
هزینه‌ی آموزش



◾ست‌گادین ۱۵ جولای ۲۰۱۹

منطق آموزش و پرورش این است که هر چه بیشتر بیاموزید، شغل بهتری گیرتان می‌آید و پولی که از شغل‌تان درمی‌آورید، آموزش شما را به یک سرمایه‌گذاری ارزشمند تبدیل خواهد کرد.

اما آنچه بعد از گرفتن شغل رخ می‌دهد چیست؟

در برخی سازمان‌ها این پایان راه است. امکان دارد تجارب و هوشمندی‌هایی در شغل‌تان کسب کنید ولی این گونه سازمان‌های کوته‌بین، آموزش مداوم را بسیار پرخرج قلمداد می‌کنند.

بصیرت یعنی اینکه بدانی، کارمندان راکد بسیار پرخرج‌تر از کارمندان آموزش دیده هستند.

سازمان‌های خیلی بیشتری هم وجود دارند که موافق پرداخت هزینه آموزش کارمندان‌شان هستند. آنها فهمیده‌اند که یک کارمند الهام‌بخش و دارای بصیرت، نسبت به کارمندی که به حال خود رها شده است، محصول ارزشمندتری تولید می‌کند.

کارمندان هم به تدریج، به این درک می‌رسند که در آینده‌ی شغلی‌شان، از زمان و زحمتی که روی آموزش مداوم صرف می‌کنند، منتفع خواهند شد. زیرا چیزی را که یکبار می‌آموزند، بارها و بارها به دردشان خواهد خورد.

آینده از آن تصمیمات بهتر، شغل‌های عاطفه‌محور (مراقبت از کودکان، رسانه، مراقبت‌های پزشکی، کارهای اجتماعی،... ) و اعتماد‌سازی است که همگی محصول آموزش‌اند.

اگر آموختن را رها کنید، از قافله عقب خواهید ماند.



مصطفی منبری ۲۵ تیر ۱۳۹۸
؛.....................................
.
این چه طرز ارائه‌دادن است؟




◾ست‌گادین ۱۶ جولای ۲۰۱۹


اگر با ارائه‌دادن (presentation) به دنبال ایجاد تغییر هستید، به دو روش می‌توانید عمل کنید:

۱) این حالت وقتی است که هدف و تعهداتی از قبل وجود دارند و حالا یک بروزرسانی در اقدامات، برای دستیابی هرچه بیشتر به آن هدف لازم است.

مثلاً GPS ماشین‌تان را در نظر بگیرید که می‌داند مقصدتان کجاست و شما را درباره مسیر یا ترافیک پیش‌ِ رو، با اطلاعاتی مرتبط با سفرتان، بروزرسانی می‌کند. نه از شما می‌پرسد که چرا به فلان جا می‌روید و نه سعی می‌کند شما را مجبور کند که مقصد‌تان را عوض کنید.

۲) در این حالت، ارائه‌دهنده می‌خواهد تغییری در اولویت‌های مخاطبان ایجاد کند تا چیزی را بجای چیز دیگری بخواهند.

مثلاً من می‌دانم که شما قبلا هرگز به چنین موسسه خیریه‌ای کمک نکرده‌اید ولی اگر یک بار به ضرورت آنچه این‌جا رخ می‌دهد نگاه کنید، نظرتان عوض خواهد شد.

اگر شما به روش GPS بروزرسانی کنید، باید روی تغییرات و ارتباط‌دادن حقایقی تمرکز کنید که ما می‌دانیم برای عملکردمان به آنها نیازمندیم.

از طرفی اگر می‌خواهید با ارائه‌تان، نظر مردم را عوض کنید، لطفاً ما را مجبور به دریافت اطلاعات بی‌ربط و اعلان‌های لحظه به لحظه نکنید. اگر می‌خواهید تغییر ایجاد کنید، لطفاً اجبار نکنید، از ما درخواست کنید.


مصطفی منبری ۲۶ تیر ۱۳۹۸
؛...................................
.
چرخ‌هایی که جیرجیر می‌کنند




◾ست‌گادین ۱۷ جولای ۲۰۱۹

آیا واقعا می‌خواهید چرخ‌ها را روغن‌کاری کنید؟

یا بجای آن، می‌خواهید به بهسازی امور (making things better) دست بزنید؟

بهترین مسیر برای همکاری با یک جمع یا یک برند، ناله و شکایت نیست، بلکه بهسازی امور است.

بهسازی یعنی مسئولیت‌پذیری بدون اقتدار‌گرایی و آفرینش یک چرخه‌ی مثبت از اقدامات جامع و سخاوتمندانه. پیمودن راه با توجه به مصادیق و یافتن کُنجی کوچک برای ایجاد تفاوت و تغییر.

ما سیستم را برای چرخهایی که جیرجیر می‌کنند بهینه‌سازی می‌کنیم ولی اغلب، وصله پینه نصیب‌مان می‌شود نه یک تعمیر اساسی.


مصطفی منبری ۲۶ تیر ۱۳۹۸
؛....................................
.
اقدام رو به جلو یا فرار؟



◾ست‌گادین ۱۸جولای۲۰۱۹

آیا پشتِ درِ اتاق رئیس‌تان، به امید آنکه با شما درباره‌ی پروژه جدیدتان ملاقات کند، سرپا خواهید ماند یا به امید آنکه متوجه حضورتان نشود، همان‌جا زانو بغل کرده در لاک‌ خویش فرو خواهید رفت؟

آیا سرِ کلاس، برای درخواست وقتِ تنفس، دستتان را بالا خواهید برد یا در ردیف‌های پشتی قایم می‌شوید تا چیزی نخواهید؟

آیا مشتریِ نافرمان و گستاخی را به زحمت خواهید یافت تا ببینید چطور می‌توانید اوضاع را بهتر کنید یا از پاسخ‌دادن به ایمیل مشتریانی که به شدت در تلاش برای یافتن شما هستند، سرباز خواهید زد؟

شما می‌توانید همه‌ی روزتان را برای اقدامات رو به جلو در مسیر خواسته‌هایتان صرف کنید یا اینکه زمان‌تان را برای فرار‌کردن و اجتناب از اقدام سپری کنید.


مصطفی منبری ۲۷تیر۱۳۹۸
؛..................................