طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️نقدکننده‌ها ( و کلاهبردارها)

▪️ست‌گادین ۲۱ مرداد ۱۴۰۱



نیروی مخالف(oppositional energy) به راحتی ایجاد و پخش می‌شود. وقتی عده‌ای را به عنوان «آنها» برگزیدید، مخالفت‌کردن با هر آنچه «آنها» پیشنهاد می‌دهند، کار ساده‌ای است. این یک راه میانبر از روی تنبلی است، جداسازی می‌کند، شیطان می‌سازد و باعث می‌شود که ما جلوی حرکت غریزی‌مان به سمت بهتر‌شدن را بگیریم.

این روش در بازاریابی تیم ورزشی، فوق‌العاده‌ خوب جواب می‌دهد ولی در خیلی از حوزه‌های دیگر مفید نیست.

قسمت مخالف، کلاهبردارها را جذب می‌کند. افراد متقلب، کلاهبردار یا شارلاتان که احتمالاً نمی‌توانند با بررسی‌های دقیقِ عاقلانه کار کنند، توهین و جر و بحث را در پیش می‌گیرند که روشی آسان جهت دورزدن آزمون‌های عادی برای بررسی گزینه‌های واقعیِ در دسترس است.

این قضیه فقط در مورد فروش خانه‌به‌خانه‌ی دارو‌های بدون نسخه(patent medicine) صادق نیست‌ بلکه موسسات بزرگ تجاری، لابی‌کنندگان صنعتی، طراحان شرکت‌های هرمی، کسانی که از اصطلاحات فنی غیرقابل درک استفاده می‌کنند(technobabbler) و دیگران نیز هستند.

دیر یا زود کسی خاطرنشان می‌شود که اینجا، یک کلاهبرداری در جریان است. امیدوارم قبل از اینکه خیلی دیر شود آن روز را ببینیم.



.
▪️همگام‌سازی می‌تواند باعث حواس‌پرتی شود

▪️ست‌گادین ۲۲ مرداد ۱۴۰۱



هر دو فیلم «رستگاری در شاوشنگ» و «لبوفسکی بزرگ» نابود شدند. البته اگر منظورمان از نابودی، چند هفته اول اکران باشد. چون ابتدا کسی برای تماشای آنها نرفت. از آن زمان تاکنون، ده‌ها میلیون نفر این فیلم‌ها را دیده‌اند و درباره‌ی آنها حرف زده‌اند.

اولین آلبوم Tommy James نیز ابتدا شکست خورد. چون تا ماه‌ها کسی به آنها گوش نداد و سپس یک نفر در پنسیلوانیا که مهمانی‌ها را تدارک می‌دید، شروع به پخش متعدد آلبوم کرد و آهنگ‌ها را رواج داد و در ادامه، هفتمین آهنگ از ۱۰ آهنگ برتر شد.

ما آماده‌ایم که به اتفاقات شگفت‌انگیز و غیرمنتظره توجه کنیم.

ولی رویدادهایی که فرهنگ ما را تغییر می‌دهند، اغلب به تدریج اتفاق می‌افتند و در میان جمعیت بسیار کوچک و غیرقابل توجهی پخش می‌شوند.

گروه Grateful Dead سال‌ها بیشتر از بقیه‌ی گروه‌ها در اجرای زنده مقام اول را داشتند و با این حال، فقط یکی از آهنگ‌هایشان جزو ۴۰ آهنگ برتر بود. برای آنها ارتباط(connection)، ارزشمند‌تر از همگام‌سازی گسترده و سطحی بود.

اولین چالش، تمرکز و شکیبایی برای کار روی پذیرش ناهمزمان ایده‌های مهم است. دومین چالش این است که در خلال هیجان‌زدگی‌ها برای برخورداری از شانس موفقیت، هدف بزرگتر را قربانی نکنید.

قطره‌ها هستند که یک موج را می‌سازند.



.
▪️مالکیت و مسئولیت‌پذیری

▪️ست‌گادین ۲۳ مرداد ۱۴۰۱


شما صاحب اتاق نشیمن و اتاق خواب خودتان هستید.

ما بخاطر همسایه‌هایمان از چمن جلوی خانه‌مان مراقبت می‌کنیم.

و زباله‌های ما(هر نوع زباله) متعلق به همه‌ است.


.
▪️یافتن سیستم‌های نامرئی پایدار

▪️ست‌گادین ۲۵ مرداد ۱۴۰۱



ظهور پلاستیک، اجتناب‌ناپذیر بود.

صدها سال زمان بُرد تا کامل شود ولی ما توانستیم سیستمی بر اساس سودآوری، آسایش، بهره‌وری و بازارها بسازیم.

بازارها در کشف مسائل قابل حل از طریق معاملات، بی‌نهایت خوب عمل می‌کنند. اگر مردم برای رفع نیازشان، به خرید چیزی اهمیت دهند، به احتمال زیاد، فرد دیگری هم پیدا می‌شود که سعی کند آن چیز را بسازد.

در طول مسیر، این مکانیسمِ حسگرِ نیاز-بازار، به احداث کارخانجات، ظهور خرده‌فروش‌ها و بازاریابی می‌انجامد. هیچ‌کس مسوول نیست، هیچ‌کس تا ابد در رأس نمی‌ماند و خروجی‌های سیستم، مدام تغییر می‌کنند - خیلی بیشتر از نیازی که بازارهای سرمایه، بخش‌هایی از بازار کار و مهم‌تر از همه، بازار مصارف روزمره(consumer market) دارند تغییر می‌کنند.

و بنابراین ظهور پلاستیک، اجتناب‌ناپذیر است.

پلاستیک باعث می‌شود تولید و ارسال کالاها آسان شود. پلاستیک می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد. می‌تواند هزینه‌ها را کم کند که موجب می‌شود فرآیند خرده‌فروشی خیلی راحت‌تر انجام گیرد. و مشتریان، راحتی را می‌پسندند.

سال گذشته، اهل زمین، یک تریلیون کیسه‌ی پلاستیکی تولید و استفاده کردند. تولید و دفع پلاستیک، برای مردم و جاهایی که در آن زندگی می‌کنیم، هزینه‌ی بسیار زیادی دارد.

ولی پلاستیک به عنوان یک راه حل تجاری، بقا خواهد یافت. چون سیستم، نامرئی و انعطاف‌پذیر است و هر عضوی از سیستم، برای کاری که می‌کند، دلیل خوبی دارد.

شرکت Gaiam، تشک و بلوک یوگا تولید می‌کند. این شرکت توسط کسانی راه‌اندازی شده که به اثرگذاری‌شان بر چیزها اهمیت می‌دهند و مشتریان آنها نیز به اهمیت محیط زیست آگاهند. بلوک‌های یوگا از فوم نیمه‌سخت ساخته شده‌اند ولی مدت زمان زیادی عمر می‌کنند و اکثر مشتریانشان از این معامله راضی‌اند.

ولی بلوک‌ها داخل پلاستیک پیچیده می‌شوند و سپس با باندهای پلاستیکی نسبتاً ضخیم، بسته‌بندی می‌شوند تا نمایش آنها در ویترین فروشگاه آسان‌تر شود. و اگر شما بلوک‌ها را از آمازون خریداری کنید، آنها که از قبل، داخل پلاستیک و باندهای پلاستیکی بودند، برای ارسال، دوباره داخل کیسه‌ای پلاستیکی گذاشته می‌شوند.

شرکت Gaiam می‌گوید که دلش نمی‌خواهد چنین کند ولی خرده‌فروش‌هایی که به آنها وابسته‌اند، چنین درخواستی دارند. و خرده‌فروشان می‌گویند که آنها هم این را نمی‌خواهند ولی اگر مجبور شوند که کارمندان را مجاب به فروش بصورت دستی کنند، این کار باعث افزایش قیمت( و شاید کاهش فروش) می‌شود. و آمازون از کورنومتر و صفحات محاسباتی استفاده می‌کند تا بفهمد چه راهی ارزان‌تر و سریع‌تر است...

بنابراین، یک سیستم در جریان است.

پلاستیک فقط یک نمونه است.

همه‌ی سیستم‌های صنعتی و فرهنگی دوروبرمان با همه‌ی مشارکت‌کنندگان خود، در حال انجام کاری هستند که به انجامش تشویق می‌شوند و این‌گونه، کارِ سیستم را پیش می‌برند.

تقریباً هرگز سیستم‌ها به صورت داوطلبانه تغییر نمی‌کنند. آنها به ندرت تغییر می‌کنند چون تنها برخی از مشارکت‌کنندگان در سیستم، تصمیم می‌گیرند که قوانین جدید را در اولویت قرار دهند. سیستم‌ها وقتی تغییر می‌کنند که ورودی‌های آنها عوض شود و قوانین تغییر یابند.

در این مثال، به محض اینکه قیمت مناسبی برای پلاستیک تعیین کنیم که شامل هزینه‌های چشمگیر دفع و هزینه‌‌ی تغییرات آب و هوایی باشد، سیستم متوجه خواهد شد و به درستی عمل خواهد کرد.

هر سیستمی که ما با آن زندگی می‌کنیم، قبلاً نسبت به نیازهای عده‌ای از افراد که تحت تأثیر سیستم بوده‌اند تغییر کرده است. با رشد تأثیرات، تعداد افراد تحت تأثیر هم بیشتر می‌شود.

مسائل سیستمی، نیازمند راه حل‌های سیستمی هستند.


.
▪️بیشتر از سهم‌تان

▪️ست‌گادین ۲۶ مرداد ۱۴۰۱


حساب‌کردن آن ساده‌ است: افراد زیاد، کمتر از آنچه باید، عمل می‌کنند.

شاید خودخواه هستند، ولی احتمالاً با فقدان منابع یا یک داستان ناقص، دست به گریبانند. به هرحال، در هر جامعه یا سازمانی، افراد زیاد، کمتر از همتایان خویش، مشارکت می‌کنند.

خواه در مورد حساب‌کردن دانگ‌تان باشد یا انجام یک پروژه یا اثرگذاری روی فرهنگ یا یک هدف، اگر خواهان بهبود اوضاع باشید، تنها راه این است که آما‌ده‌ی انجام کاری بیشتر از سهم منصفانه‌ی خودتان باشید.

چون ما نیاز داریم که کم‌کاری بقیه را جبران کنیم.



.
▪️وقتی نمی‌دانند درباره‌ی چه چیزی حرف می‌زنند...

▪️ست‌گادین ۲۷ مرداد ۱۴۰۱



مردم تمایل دارند یکی از این دو کار را انجام دهند:

حرف نزنند

حرف بزنند

هر دو کار، یک مسئله است.

اگر ما با موضوع مهمی در محیط کار یا مدرسه یا جامعه‌مان روبه‌رو هستیم، مطابق غریزه‌مان، به دیگرانی که اطلاعات بهتری دارند، اجازه‌ می‌دهیم که حرف بزنند. این کار، مانع رأی‌دادن مردم به بودجه‌ی مدرسه یا حتی مانع سخنرانی داوطلبانه در کلاس می‌شود. درحالیکه ما به پول و راه‌حل‌هایی که ارائه می‌دهند نیاز داریم. ولی افراد به طور قابل درکی، وقتی درباره‌ی چیزی فهم و بینش ندارند، پا پس می‌کشند.

افسوس که در عین حال، ظاهراً حرف‌زدن زیاد و با صدای بلند، برای کسانی که دانش و بینش و سابقه‌ی کار ندارند، به یک نشان افتخار بدل شده است که کار مفیدی نیست ولی وجود دارد.

تقویم Carbon Almanac بعنوان پروژه‌ای کاملاً داوطلبانه، دقیقاً به این دلیل که فرصتی برای حرف‌زدن به مردم می‌دهد، رتبه‌ی اول پرفروش‌ترین‌هاست. تقویمی با بیش از ۱۰۰۰ منبع که می‌توانید هر چیز شگفت‌انگیزی را در آن جستجو کنید.

و چون اشتراک‌گذاری آن ارزان و آسان است، می‌توانید یکی را به کسی بدهید که از آن، حتی بیشتر از شما سود ببرد.

دانستن مفید است و حرف‌زدن درباره‌ی آنچه می‌دانید، مفید است. این‌گونه اوضاع را بهتر می‌کنیم.

.
▪️نشانه‌هایی از اینکه احتمالاً زیاد تلاش نمی‌کنید

▪️ست‌گادین ۲۸ مرداد ۱۴۰۱


معمولاً موفق می‌شوید.

بندرت احساس می‌کنید که آدم فریبکار و ظاهرسازی هستید.

از قبل می‌دانید که دانستنِ چه چیزی لازم است.

مطمئن هستید که کارتان جواب خواهد داد.



.
▪️فقط همان یک منبع کمیاب

▪️ست‌گادین ۲۹ مرداد ۱۴۰۱



معمولاً رشد میزان اثرگذاری یا منافع ما در گرو ارزش‌آفرینیِ حداکثری در یک کار است. کارهای ارزشمند، اغلب کمیابند.

یافتنِ تنها چیزی که در مرکز قالب ارزش/کمیابی شما قرار گرفته است، تمرکز انرژی‌تان روی تصمیمات استراتژیک را بسیار آسان‌تر می‌کند.

اگر صاحب یک فروشگاه هستید، باید سود هر متر از فروشگاه را به حداکثر برسانید. همه‌چیز در سفرِ رشدتان، همین حول و حوش رقم خواهد خورد.

از طرفی، شرکت رستوران‌های زنجیره‌ای Subway، هیچ اهمیتی به این موضوع نداد و درعوض، تا می‌توانست بر روی فروش حق امتیاز تمرکز کرد. منبع توسعه‌ی آنها، مدلِ فروش حق امتیاز بود.

اگر صاحب یک کارخانه هستید، کندترین و پرمشغله‌ترین بخش خط مونتاژ شما، همان مسیر حیاتی است که باید شناسایی و بهینه شود.

اگر شما یک معلم موسیقی در دوره‌های ۳۰ ساعته هستید، رشد شما مستلزم آن است که تک‌تک ساعت‌ها را به حداکثر بهره‌وری و اثربخشی برسانید ( شاید از طریق هنرجویان علاقمندتر یا توسعه‌ی دارایی‌های دیجیتال یا سرمایه‌گذاری دقیق‌تر با سودآوری بیشتر برای آن سی ساعت)

اگر برندی دارید که مورد اعتماد مشتریان است، ممکن است بتوانید با عرضه‌ی سایر محصولات با همان نشان تجاری، برندتان را توسعه دهید.

اگر ارتباط قوی با Target یا Walmart دارید، می‌توانید با ایجاد تنوع محصول بیشتر برای دستیابی به قفسه‌های فروش بیشتر، توسعه پیدا کنید. به همین خاطر است که شرکت‌های موفق ضبط آهنگ، از راه امضای قرارداد با هنرمندان بیشتر، موفق‌تر شدند. تایم استودیو به راحتی قابل توسعه و در دسترس دی‌جی‌ها و خرده‌فروش‌هاست. نه بیشتر.

اگر مجوز ارتباط با هزار مشتری عالی را دارید، می‌توانید ارزش هر تعاملی را ( برای آنها و برای خودتان) به حداکثر برسانید.

و اگر در پی تغییر فرهنگ هستید، می‌توانید روی این موضوع تمرکز کنید که چطور برنامه‌ی ارزشمند و کمیاب خویش را به یک جنبش تبدیل کنید.


.
▪️امروزه فرصت‌‌ها بی‌نظم و بهم‌ریخته‌ هستند

▪️ست‌گادین ۳۰ مرداد ۱۴۰۱


قبلاً شفاف بود. به یک مؤسسه‌ی مشهور درخواست می‌دادید. انتخاب می‌شدید. برای نمایندگی جایی درخواست می‌دادید. انتخاب می‌شدید. نمرات خوب می‌گرفتید... انتخاب می‌شدید.

امروزه خیلی از انتخاب‌کنندگان، نفوذ یا قدرت کمی دارند.

به جای احساس اطمینان از اینکه دیگری به ما بگوید که چه بکنیم تا در ازای انجام آن کار، پاداش بگیریم، هر کدام از ما، شانس این را پیدا کرده‌ایم که خودمان را نشان دهیم و مشارکت کنیم. و اگر بتوانیم، همین کار را تکرار کنیم.

به نظر می‌رسد اوضاعِ شلوغ، آشفته و نامعلومی است.

و بعد، دوباره انجامش می‌دهیم.


.
▪️پنج جمله‌ی واقعی که اغلب زیاد نمی‌شنویم

▪️ست‌گادین ۳۱ مرداد ۱۴۰۱


شرم‌آور است چون ما را در در ارائه‌ی بهتر ایده‌ها به مردم یاری می‌رساند:

«من برای انجام کاری که از من می‌خواهید، اهمیتی قائل نیستم.»

«من آنقدر به شما اعتماد ندارم که به حرف‌تان گوش دهم.»

«من اعتقاد ندارم که این کار، ارزش خطر‌کردن یا هزینه‌کردن از زمان و پول را داشته باشد.»

«من از تغییراتی که بوجود خواهد آورد، می‌ترسم.»

«باور نمی‌کنم که من آن شخصی باشم که بتواند این کار را بکند.»

درعوض، مردم درباره‌ی ویژگی‌ها، کیفیت یا بودجه حرف می‌زنند که ممکن است یک تحقیق واقعی باشد ولی اغلب، راهی برای وقت‌کشی است.

وقتی برای کسی آنقدر مهم است که حقیقت را به ما بگوید، شاید بهترین واکنش ما «سپاسگزاری» از او باشد.



.
▪️هزینه‌های استارتاپ

▪️ست‌گادین ۱ شهریور ۱۴۰۱


هزینه‌های رایج شامل دستگاه‌ها، اجاره‌بها، لوازم‌التحریر و همه‌ی این چیزها است.

ولی هزینه‌های واقعی استارتاپ، گام‌های اشتباه، خطاها و یادگیری‌هایی است که هر پروژه‌ی جدیدی در مسیر موفقیت با آنها مواجه می‌شود.

آنها اشتباه نیستند. بخشی از این بده‌بستان هستند.


.
▪️مشارکت

▪️ست‌گادین ۲ شهریور ۱۴۰۱


رقابت می‌کنید ولی ممکن است درباره‌ی اینکه با چه کسی رقابت می‌کنید، دچار اشتباه شوید.

عکاس فریلنسر عروسی‌ها می‌تواند به راحتی تصور کند که سایر عکاسان حرفه‌ای در شهر باید کنار زده شوند.

نویسنده‌ی رمان ممکن است تصور کند که سایر نویسندگان رمان، در حال رقابت بر سرِ تصاحبِ قفسه‌ها و فروش بیشتر هستند.

من می‌توانستم به جای برقراری ارتباط با Simon یا Brene یا Pema، آنها را نادیده بگیرم یا رفتار سردی با آنها داشته باشم.

ولی کیک می‌تواند بزرگتر شود.

رقابت در دو جاست:

- شرکت‌ها و سیستم‌های بزرگ

- بی‌تفاوتی

سال‌ها قبل وقتی ارائه‌دهندگان پیشرو AOL در یک کنفرانس سالانه گردهم آمدند و یادداشت‌ها را مقایسه کردند، همه‌ی ما در مذاکرات مربوط به قرارداد بعدی‌مان، سود بیشتری کسب کردیم. نه برای تنظیم قیمت‌ها بلکه بخاطر یادگیری.

وقتی تأمین‌کنندگان کوچک، اطلاعات و بینش خود را به اشتراک می‌گذارند، نه تنها راه‌هایی برای کاهش هزینه‌ها می‌یابند بلکه اهرم‌های بیشتری برای دست و پنجه نرم‌کردن با بروکراسی‌های پیش‌ رویشان پیدا می‌کنند. این یک کار کلیدی برای نمایندگی‌هاست: پخش اطلاعات بین تأمین‌کنندگان مختلف.

و زمانی که سخنران‌ها یا نویسندگان یا موسیقی‌دان‌ها با هم کار می‌کنند، بتدریج، بی‌تفاوتی را کاهش می‌دهند و به بخش‌هایی از جمعیت که اهمیتی نمی‌دادند یا بی‌توجه بودند، انرژی می‌بخشند.

برای Walmart و Target، خوب نیست که جلسات مخفیانه داشته باشند ولی برای شرکت‌های کوچکی که با آنها کار می‌کنند، اقدام کاملاً مناسبی است تا بفهمند چطور با هم متحد شوند تا با آنها منصفانه‌تر رفتار شود و چگونه باید تقاضا برای محصولاتشان را افزایش دهند.

تلفن را بردارید یا یک ایمیل بفرستید. چند نفر را که دقیقاً در موقعیت شبیه شما هستند پیدا کنید. ممکن است متوجه شوید که آنها به خاطر این تماس از شما قدردانی می‌کنند. همه‌ی شما از این کار سود خواهید برد. همچنین کسانی که به آنها خدمت می‌کنید.



.
▪️و زمانی که مخالفیم...

▪️ست‌گادین ۳ شهریور ۱۴۰۱



مشخصه‌ی یک فرهنگ انعطاف‌پذیر، زایا و تاب‌آور، این است که اختلاف‌نظرها خطرآفرین نیستند.

وقتی کسی برای اظهار نظر و نمایش کار خود اهمیت قائل است، یک سازمان یا جامعه‌ی سالم به او نگاه می‌کند.

جایگزین وضعیت فوق، فرهنگی شکننده و بسته به روی نظرات، آکنده از سوگندهای وفاداری و شرایطی بی‌چون و چراست. ممکن است یک سالن رقص محلی، یک شرکت بزرگ یا یک ملت باشد ولی اصول همان است.

وقتی مخالفت کنیم، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ چون وقتی دنیا تغییر می‌کند(که همیشه هم در حال تغییر است)، احتمالاً دیر یا زود باهم مخالفت خواهیم کرد. خوب‌بودن در آن، یک مهارت است.


.
▪️«یک مطالعه‌ی خوب»

▪️ست‌گادین ۴ شهریور ۱۴۰۱



دروازه‌بانان [ کسانی که درباره‌ی دسترسی افراد به فرصت‌ها و مجازبودن آنها برای انجام کارهای خاص تصمیم می‌گیرند. م] مدام در حال ناپدیدشدن هستند.

وقتی ضبط یک آلبوم موسیقی، پانصدهزار دلار خرج برمی‌داشت، می‌توانستید تصور کنید که یک آلبوم آماتور نیست و قرار بوده به دست عده‌ای از مردم برسد. امروزه خیلی از آهنگ‌ها در iTunes دقیقاً یک بار شنیده شده‌اند.

وقتی ساختن یک ویدیو یا فیلم، پنج‌میلیون دلار خرج برمی‌داشت، فشار بسیار زیادی برای بالا‌بردن احتمال تماشای آن و جذب مخاطب وجود داشت. امروزه Youtube پُر از ویدیو‌هایی است که هیچ بیننده‌ای ندارند.

و کتاب‌هایی از ناشران بزرگ که قبلاً حداقل بیست‌هزار نسخه چاپ می‌شدند و شاید خوانندگان وفاداری هم داشتند. امروزه وقتی هر کس می‌تواند یک کتاب الکترونیکی بنویسد و منتشر کند، خیلی‌ از این کتاب‌ها کمتر از ده نسخه فروش رفته‌اند.

درحالیکه که این بازار باز خلاقیت، قلب عده‌ای از پدیدآورندگان را شکست، در عین حال، درهایی به روی ایده‌های جدید و صداهای جدید گشود و راهی برای ظهور افراد خلاق پدید آورد.

می‌رسیم به مطالعات علمی.

برای تصدی یک پست، انتشار یک ایده‌ی مهم یا بدست‌آوردن یک موقعیت در میان همکاران، لازم بود که مقاله‌ای علمی در یکی از چندین مجله‌ی علمی که با همین هدف به وجود آمده بودند چاپ شود. در حالیکه برخی از مطالعات، بی‌اهمیت و حتی تقلبی بودند، خیلی از مقالات هم احتمالاً ارزش آن را داشتند که درباره‌ی آنها حرف زده شود و وقتی موضوع مهمی در میان بود، انجام تحقیقات بیشتر، راه مناسبی بود.

امروزه ۸۷/۴ درصد از مقالات علمی عمومی و آنهایی که فرد خودش منتشر می‌کند، شامل آمار ساختگی و روش‌هایی است که قابل بررسی نیستند. آنها می‌دانند که عده‌ی کمی خودشان را برای خواندن پاورقی‌ها به زحمت خواهند انداخت.

اگر هدف، سرعت بالا و تعداد کلیک‌ها باشد، ایجاد یک مطالعه‌ی واقعاً معنی‌دار مشکل است. هر کسی که به عده‌ی کثیری از دانشجویان دسترسی دارد، می‌تواند یک مقاله در زمینه‌ی «پیشرفت» در اقتصاد رفتاری یا حتی اپیدمیولوژی منتشر کند. اگر خوانده شود، پس باید مطلب درستی باشد!

ولی این‌طور نیست.

قبل از ورود به اتاقک سرماساز برای درمان اگزمای پوستی‌تان، نوشیدن آب یونیزه یا مصرف قرص، آنهم فقط به این خاطر که قبلاً در تلویزیون دیده بودید و عقاید عده‌ای را از آنجا شنیده بودید، ارزشش را دارد که درباره‌ی آنچه یک مطالعه‌ی خوب خوانده می‌شود، عمیقاً فکر کنید. آیا آنها کارشان را نشان دادند؟ آیا همکاران معتبر به این مطالعه ارجاع داده‌اند؟ کسی که مطالعه را منتشر می‌کند، باید چه چیزی را به دست آورد؟

جالب است بدانید که مطالعات بسیار کمی درباره‌ی پیشرفت در زمینه‌هایی مانند آیرودینامیک، حرکت دائمی(perpetual motion) و طراحی پُل وجود دارد. چرا که تشخیص اینکه آنها فقط در حال ساختن مطالب هستند، واقعاً آسان است.

گاهی اوقات دروازه‌ها نیاز به نگهبانی دارند.



.
▪️تجدیدنظرطلبی

▪️ست‌گادین ۵ شهریور ۱۴۰۱



وقتی نوبت به مداخله در کالای عمومی می‌رسد، دو مساله‌ی بازاریابی به وجود می‌آید:

اولین مساله‌ی بازاریابی این است که اگر مداخله جواب دهد، آن را درست و مسلم فرض می‌کنیم. دنیا از هم نمی‌پاشد و ما متوجه چیزی نمی‌شویم چون انتظار داشتیم که دنیا(هرچه از دنیا که برای ما اهمیت دارد) باید در چرخه باقی بماند. ممکن است مداخله، تفاوت بسیار بزرگی ایجاد کرده باشد ولی ما متوجه تداوم چیزهای خوب نشویم.

مساله‌ی دوم بازاریابی این است که اگر مداخله به آن خوبی که انتظارش را داشتیم جواب ندهد، به ندرت اعتراف می‌کنیم که اگر هیچ کاری نکرده بودیم، حتی ممکن بود اوضاع بدتر از این می‌شد.

ممنوعیت سیگار در کافه‌ها جان هزاران نفر را نجات داده است. رعایت استانداردهای ایمنی در خودرو‌ها بیش از یک میلیون صرفه‌جویی کرده است. لایه اوزون نسبت به قبل در شرایط بهتری قرار گرفته است و بنظر می‌رسد خودروها با سوخت گاز بدون سرب و حتی برق، بخوبی کار می‌کنند.

و با اینحال، آنها که بدنبال تجدیدنظر و اصلاح هستند(revisionist)، کتابهایی می‌نویسند و ادعا می‌کنند که Ralph Nader صنعت خودروسازی را نابود کرد، و Joe McCarthy مرد خوبی بود و ما نیازی به اطمینان از محفوظ‌بودن حق رأی نداریم. همه‌ی مداخله‌ها جواب نمی‌دهند ولی آنهایی که جواب می‌دهند، اغلب به سختی مورد توجه قرار می‌گیرند.



.
▪️آماده نیستیم، مثل همیشه

▪️ست‌گادین ۶ شهریور ۱۴۰۱


جهش‌های فناورانه همیشه ما را غافلگیر می‌کنند.

اگر همه‌ی تصاویری که تا به حال خلق شده‌اند می‌توانستند با هم ترکیب شوند و توسعه یابند، چه اتفاقی رخ می‌داد؟

ونگوک، سوپرمن یا موسی. این‌ها لینک‌هایی به یک موتور جستجوی آزاد هستند پس سرعت شما ممکن است متفاوت باشد.

نرم افزار جدید به هرکسی اجازه می‌دهد که به راحتی با تایپ‌کردن چندین کلمه، تصاویری ایجاد کند. و پیش از این نیز نرم‌افزار می‌توانست پست‌های وبلاگ یا متن تبلیغاتی(ad copy) بنویسد و به زودی خواهد توانست انیمیشن واقع‌گرایانه(photorealistic animation) بسازد.

اگر شما یک خالق هستید، یا یک سبک کاری دارید یا ندارید. اگر ندارید، شما فقط یک کارمند پاره‌وقت یا فریلنسر(gig worker) هستید. و اگر صاحب سبک و سلیقه باشید، یک برنامه‌ی کامپیوتری وجود دارد که نه تنها مردم را به کپی‌کردن سبک شما تشویق می‌کند، بلکه آن را توسعه می‌بخشد. (اینجا یک نمونه‌ی بتا از آن را می‌بینید )

برای عده‌ای فرصت‌های بزرگی در افزایش سرعت، خلاقیت و امکانات ایجاد می‌شود. برای بقیه، این یک تهدید بزرگ است.


.
▪️«چه کمکی می‌توانم بکنم؟»

▪️ست‌گادین ۷ شهریور ۱۴۰۱



سوالی ساده که می‌تواند گشایش ایجاد کند ولی درعین حال باعث ایجاد تنش هم می‌شود.

شاید کسی که بدنبال ارتباط با او هستید، نمی‌خواهد باور کند که کمک‌رسانی امکان‌پذیر است. شاید واقعاً گیرافتادن در این وضعیت، او را به یک آرامش حقیقی رسانده و به چیز دیگری امیدوار نیست.

یا شاید در برابر اندیشیدن به اینکه کمک‌گرفتن چگونه بنظر می‌رسد، مقاومتی وجود دارد. چون تجسم کمک‌گرفتن از دیگری، قدمی به سمت اتفاق‌افتادن آن است و این می‌تواند ترسناک باشد.

شاید آن شخص قبلاً با امید سر کرده است و متوجه شده افرادی که سعی می‌کنند مهربان و یاری‌رسان باشند، همیشه این کار را نمی‌کنند. شاید پیشنهاد کمک‌کردن از جانب آنها موقت و از روی خودخواهی باشد نه از روی سخاوت.

و ممکن است مساله‌ای که شخص برای خودش بوجود آورده، چنان تمام‌عیار و دایمی باشد که هیچ کمکی امکان‌پذیر نباشد.

نهایتاً تنها راه فهمیدن این که کمک‌رسانی ممکن است یا نه، این است که اقدام به کمک کنیم.



.
▪️شکست‌ناپذیر برخلاف بی‌نقص

▪️ست‌گادین ۸ شهریور ۱۴۰۱


گوگل بیش از دویست پروژه‌ی خودش را در چند دهه‌ی گذشته نابود کرده است. آنها همیشه شکست می‌خورند. بیش از یک بار در ماه یکی از کسب و کارهایشان را تعطیل می‌کنند که باعث ترس از رقابت و گمراهی مشتریان می‌شود.

این بخشی از دستورالعمل تبدیل‌شدن به یک غول شکست‌ناپذیر است: خیلی زیاد شکست بخورید.


.
▪️شکاف مشاوره

▪️ست‌گادین ۹ شهریور ۱۴۰۱



امروزه بیش از هر زمانی، حکمت و خرد و پند خوب همه جا پیدا می‌شود.

و علیرغم این‌همه فراوانی که در دسترس همه است، اغلب افراد در پیداکردن شغل، راه‌اندازی یک خط تولید یا حتی در برنامه‌ریزی برای یک مهمانی دچار خطا می‌شوند.

این قضیه سه دلیل ممکن است داشته باشد:

یک- توصیه ممکن است خوب نباشد یا معتبر به نظر نرسد. تشخیص یک توصیه‌ی خوب از یک توصیه‌ی نه چندان خوب، سخت است. پس شاید بهتر باشد فقط از آن صرفنظر کنیم.

دو- توصیه ممکن است برای فرد دیگری خوب باشد ولی چنین تصور کنیم که کاربردی برای ما ندارد. گذشته از اینها، فرد مشاور به سختی ما را می‌شناسد و ما یک مورد خاص هستیم و شرایط ما ویژه است. لازم به یادآوری نیست که یک توصیه‌ی خوب، اغلب یک توصیه‌ی محافظه‌کارانه و برای حفظ وضعیت موجود است و به درد کسی که می‌خواهد دست به کار پرسروصدایی بزند نمی‌خورد.

سه- کسی که نیاز به مشاوره دارد، ممکن است که واقعاً نخواهد توصیه‌ای بشنود. او فقط نیاز به اطمینان‌بخشی دارد. اطمینان از اینکه غریزه‌ی او درست می‌گوید و تنها اوست که می‌تواند تفاوت بیافریند. البته که اطمینان‌بخشی، کار پوچی است(چون به یک تکرار و یادآوری مداوم نیاز دارد) ولی این باعث نمی‌شود که دسته‌ی سوم، بزرگترین گروه این طبقه‌بندی نباشد.

ما کمبود مشاوره و پند و نظر نداریم. چیزی که داریم، فاصله و شکاف بین انتخاب و کاربردی‌بودن آنست.



.
▪️موش را سرزنش نکنید

▪️ست‌گادین ۱۰ شهریور ۱۴۰۱


اگر پنیر خود را جا بگذارید، موش آن را می‌خورد. او فقط یک موش است.

عالی می‌شود اگر موش، شام شما را خراب نمی‌کرد ولی این کار اوست.

اغلب ما پنیر خود را عرضه می‌کنیم و وقتی موش کارش را انجام می‌دهد، اوقات‌مان تلخ می‌شود.

«اه، یک موش اینجاست.»

این قضیه، مسیریابی را بسیار آسان‌تر می‌کند.


.