طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️ آخرین دقیقه

▪️ست‌گادین ۱۱ شهریور ۱۴۰۱



هر کاری را که بیش از یک دقیقه طول می‌کشد، اگر در آخرین دقیقه انجام دهید، نمی‌توانید پروژه‌تان را به طور مناسب سر و سامان دهید.

آخرین دقیقه، یک منطقه‌ی حائل یا موقع بررسی مجدد کارتان نیست.

آخرین دقیقه فقط شصت ثانیه است برای لذت‌بردن و یادآوری به خودتان که توانسته‌اید آن را با موفقیت برنامه‌ریزی کنید.


.
▪️اندوه فرهنگی (و مصرف‌گرایی)

▪️ست‌گادین ۱۲ شهریور ۱۴۰۱



بازاریاب‌ها( و سیاستمداران) ده‌ها سال است که برای تشدید اندوه فرهنگی تلاش کرده‌اند تا احساسات ما را تحت کنترل خویش درآورند.

این اندوه عاطفیِ غم‌انگیز بخاطر مسائلی چون ناتوانی در نگهداری از فرزندانتان، یافتن جایی برای زندگی یا کنارآمدن با یک ضربه‌ی روحی بوجود نمی‌آید بلکه یک اندوه فرهنگی من‌درآوردی بدست جوامع صنعتی مدرن است.

این همان احساس شرمی است که به راحتی به خاطر نداشتن یک کت و شلوار برای مهمانی یا استفاده از یک ساعت مچی هوشمند مدل قدیمی به جای مدل جدید در شما به وجود می‌آید. این نارضایتی از آگاهی به اینکه همیشه چیزی «بهتر» در دسترس است ایجاد می‌شود. یک نارضایتی من‌درآوردی است که از فشار اطرافیان و نگرانی از طردشدن توسط آنها یا احساس عقب‌ماندن از آنها بوجود می‌آید.

یا ممکن است ناشی از احساس شرم اجتماعی باشد که از حضور ناکافی در رسانه‌های اجتماعی به شما دست بدهد. یا اضطراب ناشی از تماشای سایرین که همواره در حال نمایش خوشبختی آنلاین خویش هستند.

این اندوه فرهنگی با نوعی احساس نوستالژی نسبت به زمانی که همه‌چیز عالی بود یا اضطراب درباره‌ی آینده‌ای که تصور می‌کنیم در آن به اندازه‌ی کافی برخوردار نخواهیم بود تقویت می‌شود.

ترس از این نوع اندوه فرهنگی، فقط ما را به سمت خرج‌کردن پول برای اجتناب از آن سوق می‌دهد. هدردادن پس‌انداز زندگی‌ و آرامش ذهنی بخاطر نگرانی از مراقبت‌های اواخر زندگی، آسان‌تر از نوشتن یک وصیت‌نامه است. تسلیم‌شدن دربرابر تاکتیک‌های پرفشار معامله‌‌گران املاک، آسان‌تر از آنست که مستقیماً به احساسی که از عدم تصاحب این خانه‌ی خاص به شما دست خواهد داد نگاه کنید. بودجه‌بندی هزینه‌ها، کار سختی است ولی اینکه پول خرج کنید تا دیگر بودجه‌بندی نکنید، آسان است.

به نظر می‌رسد که فروشِ یک روش راحت و بی‌دردسر برای اجتناب از این رنج اجتماعی، فرمولی برای رشد شرکت‌هاست. بنابراین افراد با داشتن منابع فراوان، هنوز هم راضی نیستند. چون آنها تسلیم روایات ساخته‌شده مربوط به اندوه فرهنگی شده‌اند. پس هربار که چیزی برای اجتناب از اندوه فرهنگی می‌خرند، متوجه می‌شوند که آن درد و رنج هنوز پابرجاست.

دوندگان ماراتون، شکایتی از خستگی ندارند چون خستگی لازمه‌ی یک مسابقه‌ی خوب است. و بشر همیشه در حال یافتن لحظاتی از اندوه فرهنگی است و این به هر کدام از ما بستگی دارد که تصمیم بگیریم (در کوتاه‌مدت و بلندمدت)، چگونه با آن کنار بیاییم. شاید همین اعتراف به وجود اندوه فرهنگی، اقدامی منطقی باشد.



.
▪️سرعت تغییر

▪️ست‌گادین ۱۳ شهریور ۱۴۰۱



قانون Moor درباره‌ی این واقعیت است که تراشه‌های کامپیوتری در طول زمان، سریع‌تر و ارزان‌تر می‌شوند.

بنظر می‌رسد بزرگترین تغییر در فرهنگ‌مان، ناشی از تغییر سرعت تراشه‌‌ی یک کامپیوتر نیست، بلکه چیزی است که وقتی انسان‌ها را با همدیگر شبکه می‌کنیم اتفاق می‌افتد.

اضافه‌شدن افراد بیشتر به اینترنت، به علم، سیاست و هر عنصری از فرهنگ، سرعت بخشیده است.صداها سریع‌تر طنین‌انداز می‌شوند، سرعت یادگیری تصاعدی است و جوامع مرتبط، فعال‌تر می‌شوند و سریع‌تر از همیشه تغییر شکل می‌دهند.

قبلاً علم یک تلاش انفرادی بود. یک راهب با چند عدد نخود توانست ژنتیک را بفهمد. امروزه میلیون‌ها نفر، کار میلیون‌ها نفر دیگر را پیش می‌برند و بروزرسانی‌های جدید در طول روز از راه می‌رسند. مسائل به طور چشمگیری سخت‌تر شده‌اند ولی حل این مسائل، امکان‌پذیر است. چون ما سرعت تغییر را چندبرابر کرده‌ایم.

دوران فکرکردن به مسائل با راه‌حل‌هایی فردی، گذشته است.


.
▪️درست‌کردن بدنه‌ی کشتی

▪️ست‌گادین ۱۴ شهریور ۱۴۰۱



وسوسه‌کننده است که کتاب‌تان قبل از ویراستاری، تایپ و منتشر شود.

و اگر قبل از ملاقات با اولین مشتری، روی وبسایت شرکت، زمان صرف کنید، احساس انجام کار درست به شما دست می‌دهد...

ولی اگر شما اصول را درست رعایت نکنید، تناسب و پایان اصلاً اهمیتی ندارند.

همین تابستان بود که یک قایق طراحی کرده و ساختم. من می‌توانستم زمان خیلی بیشتری صرف جزئیات، سمباده‌زدن و حتی لبه‌های بالایی قایق کنم ولی آنها اهمیتی نداشتند چون طراحی قایق بسیار ناپایدار، لرزان و غیرقابل استفاده بود.

تنها چیزی که از قایق باقی‌مانده، این تصویر و آموخته‌هایم درباره‌ی طراحی بدنه‌ی قایق است.

اولین کار این است که بفهمیم «طراحی بدنه» برای شما و پروژه‌ی شما چه معنایی دارد. قسمت سخت کار کجاست؟ چه بخشی از کار باید درست باشد تا ادامه‌ی کار نیز اهمیت خود را حفظ کند؟

سپس باید روی بقیه‌ی کار تمرکز کنیم.


.
▪️رفتار تماشاگران

▪️ست‌گادین ۱۵ شهریور ۱۴۰۱



بنظر می‌رسد طرز برخورد تماشاگران، یک امر فرهنگی باشد نه چیزی بر اساس سطح درآمد، طبقه‌ی اجتماعی، نژاد یا ژنتیک.

برخی مشاغل و جوامع نسبت به دیگران درصد بزرگی از درآمدشان را صرف خیریه می‌کنند. برخی شهرها برای حفاظت از کشته‌شدن سگ‌ها پناهگاه دارند در حالی که بقیه به بی‌توجهی به سگ‌ها مشهورند. [ اشاره به آمار غم‌انگیز معدوم‌شدن، رهاشدن و ... حیوانات خانگی در ایالات متحده. م ] شاید یک انجمن آنلاین پیدا کنید که با روی خوش، پذیرای تازه‌واردان است و از آنها حمایت می‌کند و دیگری که فقط به بقیه توهین می‌کند و جر و بحث راه می‌اندازد.

شما می‌توانید ساحلی برای موج‌سواری پیدا کنید که در آن، رعایت حق تقدم و کمک به دیگران جزو هنجارهاست و در جایی دیگر، موج‌سواران حاضرند به زندان بروند ولی اجازه‌ی موج‌سواری به دیگران ندهند. [ اشاره به یک گروه محلی موج‌سواران در خلیج Lunada که با تهدید و حمله‌ی فیزیکی به دیگران، مانع موج‌سواری آنها می‌شوند! م]

قایق بادبانی قابل احترام‌تر از جت‌اسکی است. ساکت و زیباست و برای تماشاگران خود خطری ندارد. انتخاب با شماست. برخی از افراد یکی را انتخاب می‌کنند و برخی دیگری را انتخاب می‌کنند. در عین حال که می‌توانیم گفتگوهای سازنده‌ای درباره‌ی بهترین شیوه‌ی کمک‌رسانی واقعی به اکثر تماشاگران داشته باشیم، کاملاً واضح است که برخی سازمان‌ها و فرهنگ‌ها به تأثیری که می‌گذارند آگاه‌تر از بقیه‌اند.

طبق تعریف، تماشاگران نمی‌توانند چیزی در عوض به شما بدهند. طرز برخورد همراه با دقت و وقار با دیگران بعنوان میانبری برای فروش و سودآوری نیست. فقط کاری است که در این حوالی انجام می‌شود. (یا نمی‌شود.)

سهم ما از فرصتی که در اختیار داریم، به عادی‌سازی رفتارهایی تعلق دارد که دوست داریم در این حوالی رخ دهند.


.
▪️محدودیت‌ها یک نعمت هستند

▪️ست‌گادین ۱۶ شهریور ۱۴۰۱


عبارت «فقط در صورتیکه...»، یک عبارت آرامبخش است: فقط در صورتیکه محدودیت‌ها برداشته می‌شدند و چیزهای کمیاب، فراوان بودند... فقط در صورتیکه موانع برداشته می‌شدند و زمان بیشتر یا موانع کمتری داشتیم...

این یک تله است.

اگر محدودیت‌ها از بین می‌رفتند، شما در بازیِ کاملاً متفاوتی وارد می‌شدید. چون رقبای شما هم متوجه برداشته‌شدنِ محدودیت‌ها می‌شدند.

محدودیت‌ها یک نعمت محسوب می‌شوند چون چیزی به ما تقدیم می‌کنند تا به آن تکیه‌ کنیم. آنها به ما فرصتی می‌دهند تا روی کاری که واقعاً قادر به انجامش هستیم تمرکز کنیم.

گهگاه شرایط تغییر می‌کنند و محدودیت‌ها برداشته می‌شوند. در آن لحظات لازم است که نسبت به امکان‌های جدید، بیش‌ازحد هوشیار باشیم. بقیه‌ی اوقات، به جای لعن و نفرین‌کردنِ محدودیت‌ها، می‌توانیم بودنشان را جشن بگیریم.



.
▪️ولی در ابتدا لازم است که باهم درباره‌ی آن حرف بزنیم

▪️ست‌گادین ۱۷ شهریور ۱۴۰۱



مردم درباره‌ی رنج‌های اواخر عمر یا هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی در سال آخر زندگی حرف نمی‌زنند، پس هرگز اوضاع در آن دوران بهتر نمی‌شود. به جای آن، وانمود می‌کنیم که مسئله‌ای نیست و مسئله ادامه پیدا می‌کند.

ما درباره‌ی هزینه‌های جاری و افزایش‌یابنده‌ی( انسانی و مالی) ناشی از تغییرات آب و هوایی حرف نمی‌زنیم، بنابراین سیستم‌هایی که آب و هوا را بدتر می‌کنند، بدون مانع به کارشان ادامه می‌دهند.

ما درباره‌ی همه‌ی زمان‌هایی که در جلسات به هدر می‌دهیم، حرف نمی‌زنیم. درباره‌ی تداوم طبقه‌بندی‌های اجتماعی و بی‌عدالتی، دستکاری پلتفرم‌های ارتباطی، اشرافیت خزنده‌ای که زیر لباس شایسته‌سالاری پنهان شده یا حتی طبیعت احمقانه‌ی ازدواج‌های صنعتی‌شده صحبت نمی‌کنیم.

آنچه همه‌ی این سیستم‌ها به طور مرسوم دارند، آن است که موقعیت‌شان را با حفظ وضعیت موجود تثبیت کنند. آنها به ما فشار می‌آورند تا درباره‌شان حرف نزنیم.

از آن طرف، ما همیشه درباره‌ی سود سه‌ماهه، رتبه‌بندی رشته‌های ورزشی، سلبریتی‌ها و پیشتازهای سیاست‌های روزانه حرف می‌زنیم. و به همین دلیل است که زمان و انرژی زیادی صرف برق‌انداختن و بهینه‌سازی آن سیستم‌ها می‌شود.

بفهمید که چه چیز مهم است، سپس شرایط حرف‌زدن درباره‌ی آن چیز مهم را برای مردم فراهم کنید.



.
▪️تقلب نوآورانه

▪️ست‌گادین ۱۸ شهریور ۱۴۰۱




فروشندگانِ «روغن مار» را همیشه داشته‌ایم. داروهای ثبت اختراع‌شده[ داروهای تجاری که بدون نسخه فروخته می‌شوند و ادعا می‌شود که اثری دارند ولی محتویات‌شان کاملاً معلوم نیست. ویکی‌پدیا ]، پروب‌های برقی عجیب و دستبندهای مسی را همیشه داشته‌ایم. بخشی از این‌ به خاطر اثربخشی دارونماهاست و بخشی به خاطر آن است که وقتی کسی حالش خوب نباشد، وسوسه می‌شود که به دنبال تسلی خاطر و ایمان‌آوردن به یک درمان باشد.

در ۵۰ سال اخیر، همزمان با اثربخشی بیشتر داروهای رسمی تأیید‌شده، داروهای تحت کنترل دولت(regulated medicines) [ داروهایی مثل مواد افیونی، محرک‌ها، ضدافسردگی‌ها، داروهای توهم‌زا و استروییدهای آنابولیک که ممکن است مورد سواستفاده قرارگیرند یا باعث اعتیاد شوند.] هزینه‌ی بسیار زیادی صرف تبلیغات و بازاریابی کرده‌اند. نتیجه آن شده که فروشندگان «روغن مار» دروغین، به شدت تلاش کرده‌اند تا از چتر علم و زبان شیوه‌های درمانی امتحان‌پس‌داده و تأیید‌شده‌ی رسمی تقلید کنند. هرچند به لطف لابی‌گری‌های مداوم، داروهای بدون نسخه‌ی پزشکی در بسیاری از کشورها، تقریباً غیرقانونی هستند.

بنابراین ما با شرکت‌های داروسازی عمومیِ طمع‌کاری مواجه هستیم که محصولی آزمایش‌شده و یک بودجه‌ی تبلیغاتی دارند که اغلب، بسیار بیشتر از بودجه‌ی تحقیق و توسعه آنهاست(نزدیک به نصف بودجه‌ی تحقیق و توسعه در کل صنعت). آنها از هر وسیله‌ای که بتوانند، برای فروش چیزی گرانقیمت که آنهم فقط گاهی جواب می‌دهد استفاده می‌کنند. سپس شرکت‌های داروهای سنتی(folk medicine) با افزایش قیمت‌ و تشدید تبلیغات، شکاف‌ها را محو می‌کنند و اعتماد مردم را به نتایج تأییدشده و امتحان‌پس‌داده جلب می‌کنند.

به چیزی باورداشتن، کار مفیدی است و دارونماها جواب می‌دهند ولی اینجا می‌توانید شکافی را ببینید که درحال بازشدن است. بسختی می‌توان از روی وبسایت یا تبلیغات تشخیص داد که واقعاً کدامیک از درمان‌ها متمرکز، آزمایش‌شده، دوسوکور و مؤثرند و کدامیک از درمان‌ها کلاهبرداری هستند. استفاده از یک دارونمای بی‌ضرر و ارزان‌قیمت، می‌ارزد، ولی مصرف دارونمایی که خیلی گران است یا به شما آسیب می‌رساند، نه.

اگر کسی پیشنهاد یک آزمایش تشخیصی از باکتری‌های شما بدهد و از شما بخواهد نمونه‌ای برای تحلیل علمی برای آنها بفرستید، تقریباً به طور قطع آنها چنین کاری انجام نمی‌دهند. اگر وسیله‌ی ساده‌ای وجود دارد که شما می‌توانید آن را به صورت آنلاین به قیمت ۱۰۰ دلار بخرید، به احتمال زیاد آن طور که ادعا می‌کنند، دردی از شما دوا نخواهد کرد. اگر یک درمانگر اصرار می‌کند که قدرتی ورای قوانین فیزیکی و منطقی دارد، فقط دارد این را به شما تلقین می‌کند تا باورتان شود(power of suggestion). و بله، اگر یک پزشک مشهور اصرار می‌کند که یک لوبیای سحر‌آمیز گرانقیمتِ غیر نسخه‌ای وجود دارد که چاره‌ی درد شماست، بایستید و شک کنید.

داروهای تحت کنترل(regulated medicines) به طور چشمگیری در چند دهه‌ی اخیر مؤثرتر شده‌اند ولی داروهای سنتی(folk medicines )اصلاً عوض نشده‌اند، با اینکه حتی ده برابر گران‌تر شده‌اند و بسته‌بندی و تبلیغات‌شان هم پیچیده‌تر شده است.

بنابراین: هدف‌قراردادنِ مردمی که در مضیقه‌اند، هزینه‌تراشی هرچه بیشتر برای آنها و متقاعد‌کردن مردم با تقلب، چیزی است که اتفاق می‌افتد.

شرم‌آور است که افرادی که چنین کاری می‌کنند، عزت نفس و سخاوت لازم را ندارند که صادقانه درباره‌ی چیزی که ارائه می‌دهند حرف بزنند. در عوض، پشت اصطلاحات و فرآیندها پنهان می‌شوند تا واقعیت ساختگی‌شان را قایم کنند. استفاده از «روغن مار»، هیچ ضرورتی ندارد و فقط به جیب آنها سود می‌رساند.

حوزه‌های کمی از زندگی‌ ما وجود دارند که این همه تقلب را در آن تحمل کنیم. چون واقعاً خودمان دلمان می‌خواهد که این دروغ‌ها حقیقت داشته باشند.



.
▪️هوشمندی یعنی چه؟

▪️ست‌گادین ۱۹ شهریور ۱۴۰۱



شاید بدانید که «بروس وین»(Bruce Wayne ) در واقع همان «بتمن»(Batman) است. هویتی سرّی که اکثر ما از آن با خبریم.

و اگر اهل فرهنگ عامه هستید، می‌دانید که بهترین نقش «بتمن» را بازیگر فقید، «آدام وست»(Adam West) بازی کرده است.

از موتور جستجوی بصری Lexica دیدن کنید. خواهید دید که Lexica از اینکه «آدام وست» همان «بتمن» است، خبر دارد. جستجوی واژه‌ی «آدام وست»(بدون اشاره به نقش‌ها، کمیک‌های DC یا هویت‌های سرّی)، را امتحان کنید.

توجه به این نکته مهم است که هیچکدام از این تصاویر، «آدام وست» نیستند، چه در لباس خودش باشد، چه نباشد. Lexica فقط می‌داند که «آدم وست» همان «بروس وین» و همان «بتمن» است و چند عکس بازسازی‌شده از «بتمن» را از دهه‌ی ۱۹۶۰ به ما نشان می‌دهد. همچنین می‌داند که احتمالاً ما دنبال «بتمن» می‌گردیم، حتی اگر این یک راز باشد. الگوریتم جدیدی که به کار می‌رود، در فهمیدن اینکه یک تصویر، تصویر کیست، بیش از دو برابر بهتر از بقیه‌ی الگوریتم‌ها عمل می‌کند.

وقتی یک انسان، کاری چنین رمزآلود انجام دهد، ما او را هوشمند خطاب می‌کنیم. این راهی برای توضیح‌دادن چیزی است که ما از آن سر در نمی‌آوریم. ترکیب پیچیدگی و عمق به روش‌های مرموز.

و اکنون کامپیوترها در هر زمانی مشغول همین کارند( به جز استثناهایی که بسیاری از جستجوها در این مورد کاملاً برای عموم در دسترس نیست.)

پی‌نوشت: این داستان درباره‌ی «آدام وست» و دفترچه‌ی تلفن جالب است:

چند سال پیش برای یک کنفرانس در آیداهو بودم. متوجه شدم که «آدام وست» در این منطقه زندگی می‌کند و با خودم فکر کردم آیا نام او در دفترچه‌ی تلفن محلی ذکر شده است یا خیر؟ بنابراین دفترچه‌ی تلفن را بررسی کردم و در صفحه‌ی W نام او را دیدم. جلوی نامش نوشته بود: به «وین بروس (میلیونر)» مراجعه کنید. بازی ادامه پیدا کرد!

تا صفحه‌ی «وین بروس (میلیونر)» ورق زدم. جلوی آن نوشته بود: به صفحه‌ی مبارزان با قتل و جنایت مراجعه کنید. که من را به صفحه‌ای که نام «بتمن» را داشت رساند و از آنجا دوباره به صفحه‌ی «آدم وست» هدایت شدم. بازیِ خوبی بود آقای «وست»!



.
▪️توزیع مجدد احترام

▪️ست‌گادین ۲۰ شهریور ۱۴۰۱



چه کسی از شک‌کردن بهره می‌برد؟ [ در فرهنگ ست‌گادین، شک‌کردن یعنی متوقف‌شدن برای دوباره‌دیدن، تردیدکردن و سپس دست به اقدامی نو زدن، باورنکردن و سوالات بهتری پرسیدن، دودل‌شدن و بدنبال واقعیت‌ها رفتن. م]

با چه کسی محترمانه رفتار می‌شود؟

نباید کمبودی در احترام‌گذاشتن وجود داشته باشد. اگر رفتار محترمانه گسترش یابد، هیچکس آسیب نمی‌بیند.

با این حال، نقش‌های موقعیتی فرهنگیِ دوروبرمان، ریشه در تعصبات دارند.

حال با یک ارزیابی بسیار دیرهنگام از هنجارهایی امتحان‌نشده مواجه شده‌ایم که نه نرمال هستند و نه باید مثل هنجارهای نرمال با آنها برخورد شود.

مستقیم‌ترین راه رو به جلو این است که احترام بیشتری بگذاریم، فقط به این خاطر که مردم، سزاوار احترام بیشتری هستند.



.
▪️چه کسی اهمیت می‌دهد؟

▪️ست‌گادین ۲۱ شهریور ۱۴۰۱




هیچ‌کس اهمیتی نمی‌دهد. بندرت اتفاق میفتد که هیچکس اهمیتی ندهد.

یک نفر هست که اهمیت می‌دهد. همیشه این‌طور است و این مهمترین بخش کار ماست.

همه اهمیت می‌دهند. نه، تقریباً هرگز این اتفاق نمی‌افتد.

یک نفر کافیست. در واقع همه‌ی هدف ما، همان یک نفر است.



.
▪️هک‌شدن با چیزهای در دسترس

▪️ست‌گادین ۲۲ شهریور ۱۴۰۱



ما طوری تکامل یافتیم که به چیزهایی که نزدیک ما بودند یا به اتفاقات آینده‌ی نزدیک، اهمیت قائل شویم.

این کار با عقل جور در می‌آید. این یک مهارت نجات‌بخشِ مفید در دنیای بدوی است.

ولی امروزه از غریزه‌ی حساس‌ ما به اتفاقات نزدیک و قریب‌الوقوع، بر علیه‌مان سواستفاده می‌شود. رسانه‌ها و آنهایی که در جستجوی تصاحب پول یا توجه ما هستند، اتفاقات دوردست را جلوی چشم‌مان می‌آورند، واقعیت تهدیدات را تقویت می‌کنند و بر اهمیت هزینه‌های هدررفته تأکید می‌ورزند تا به زور، ما را فلج کنند.

ما باید در سرمایه‌گذاری برای آینده خیلی بهتر عمل کنیم. حواس‌پرتی با سروصداهای بلند و ناگهانی برایمان مفید نیست.


.
▪️خزیدن آرام ویژگی‌ها

▪️ست‌گادین ۲۳ شهریور ۱۴۰۱



۱- افزودن یک ویژگی(feature) تازه در مقایسه با مزایایی که در اختیار کاربران جدید یا فعلی می‌گذارد، ارزان تمام می‌شود.

۲- وقتی یک ویژگی اضافه می‌شود، تقریباً هرگز حذف نمی‌شود.

۳- وقتی ویژگی‌ها به اندازه‌ی کافی اضافه شدند، سیستم در هم فرو می‌ریزد و سقوط می‌کند.

این قضیه فقط درباره‌ی یک نرم‌افزار صادق نیست. منوی شام، دکمه‌ای روی داشبورد اتومبیل، تنوع انتخاب‌های والدین برای پیشنهاد زمان شروع و پایان اردوی تابستانی نیز همان است. می‌توان با افزودن یک گزینه‌ی بی‌ضرر، هر چیزی را که کار سختی بر عهده دارد، کمی ارتقاء داد.

زمانی «یاهو» ۱۸۳ لینک در صفحه‌ی اصلی خود داشت. «گوگل» با دو لینک، همه‌ی ترافیک جستجو را در اختیار گرفت. من می‌توانم با زدن چند دکمه‌ی اپلیکیشن تلفن، همین حالا صندوق ماشین‌ام را باز کنم.

ویژگی‌ها مفید هستند( به همین خاطر به آنها ویژگی می‌گوییم). و بله، خدمات‌رسانی به مخاطبان بی‌صدا و آنهایی که دیده نمی‌شوند مهم است. ولی خزیدن آرام ویژگی‌ها و اضافه‌کردن آهسته و مداوم گزینه‌ها نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد. در برخی موارد، سیستم ورشکسته می‌شود و چرخه از نو آغاز می‌گردد.

بااینکه احتمالاً نتوانیم به یک ویژگی جدید نه بگوییم، ولی می‌توانیم وقتی زمانش فرا رسید، هوشمندانه و فعالانه دست بکار شویم و صفحه را پاک کنیم و از نو شروع کنیم.



.
▪️حرف‌زدن درباره‌ی پول

▪️ست‌گادین ۲۴ شهریور ۱۴۰۱



وقتی در نگاه شفاف به پول مردد هستیم، چه فایده‌ای دارد؟

وقتی از تهیه‌ی گزارش مالی درآمدها و هزینه‌های ماهانه و سالانه، فکرکردن درباره‌ی قیمت‌گذاری یا بودجه‌بندی طفره می‌رویم، در واقع داریم از ترس ناشی از این انتخاب‌ها دوری می‌کنیم و در عین حال، شانس موفقیت‌مان را کاهش می‌دهیم.

آشپزهای خوب درباره‌ی نمک حرف می‌زنند. ورزشکاران موفق درباره‌ی تمرین‌کردن حرف می‌زنند.

پول، هدف نیست ولی حرف‌زدن درباره‌ی پول، شما را قادر می‌کند که به جایگاهتان اطمینان پیدا کنید و مسیرتان را روشن کنید.

در اینجا لینک چند کتاب جدید از دوستانم را که درباره‌ی پول حرف می‌زنند گذاشته‌ام.




.
▪️مردم عادی

▪️ست‌گادین ۲۵ شهریور ۱۴۰۱



بنظر می‌رسد شروع از بالا، یک توصیه‌ی عالی باشد: با مردم، با قدرت و اقتدار برخورد کن.

به استثنای این نکته که...

قدرت و اقتدار، اغلب یکجا نیستند. قدرت واقعی معمولاً چیزی بنیادین و اساسی است. چیزی است که در تعامل انسان‌ها با همدیگر اتفاق می‌افتد. شرایط این‌گونه است. اغلب، کسانی که ظاهراً مسئولیتی بر عهده دارند، فقط در حال انتخاب از میان تعداد معدودی گزینه‌های قابل قبول فرهنگی هستند و این انتخاب‌ها مستقیماً از همان بنیاد و اساس به آنها دیکته می‌شود.

ممکن است این حرف، انحراف از مسیر تلقی شود ولی در واقع، علت تغییر، همین [ نحوه‌ی تعامل مردم عادی با همدیگر ] است.


.
▪️ «و ما نیز»

▪️ست‌گادین ۲۶ شهریور ۱۴۰۱



ساده‌ترین راه برای راه‌اندازی یک کسب و کار آن است که «ما نیز» نداشته باشید.

ما سود را به حداکثر می‌رسانیم.

حداقل در این‌باره صادق هستید.

اگر می‌گویید: « و ما نیز به محیط زیست اهمیت می‌دهیم.» یا « ما نیز به مردم‌ خویش اهمیت می‌دهیم و با آنها مثل خانواده‌ی خودمان رفتار می‌کنیم.» یا حتی « ما اینجاییم تا به مشتریان‌مان خدمت کنیم...» حالا در حال انجام یکی از این دو کار هستید:

یا ادعا می‌کنید در حال انجام آن کارها برای به حداکثررساندن سودتان هستید...

یا متعهد می‌شوید که سود‌تان را حداکثر نکنید چون هدف‌تان بیشتر انسانی و در ارتباط با این جور چیزهاست.

اگر مورد دوم است و شما تصمیم گرفته‌اید تا حدی سود به دست آورید که هدف واقعی‌تان را که هدف سازمان است تا حداکثر ممکن محقق سازید، چه فرصت فوق‌العاده‌ای بدست آورده‌اید. سازمان‌هایی شامل انسانهایی با اهداف مشخص و شفاف و سود کافی برای رسیدن به آن اهداف، اثرگذاری بسیار بزرگی می‌توانند داشته باشند.

ولی ارزشش را دارد که درباره‌ی راه‌اندازی صفحه‌ای کامل با تبلیغات «کوآلا» صادق باشید. آیا شما اینجایید که به «کوآلا» کمک کنید یا فقط از «کوآلا» به عنوان نردبانی برای ساختن سود بیشتر استفاده می‌کنید؟



.
▪️آخرین ۱٪

▪️ست‌گادین ۲۷ شهریور ۱۴۰۱


اگر برای چیزی درخواست(apply) می‌دهید که آمار مردودشدن در آن ۹۹٪ است ( که بیشتر از چیزی که به نظر می‌رسد اتفاق می‌افتد مثل فرصت‌های شغلی، پیشنهادات فروش، بورسیه‌ها، مجلات و غیره ) این احتمال مردودشدن، بسیار نزدیک به ۱۰۰٪ است. چیزی با احتمال ۹۹٪ قطعیت، مطمئناً رخ می‌دهد.

این مجله وعده می‌دهد که هرکس مقاله‌ای ارسال کند، نمی‌پذیرد و رد می‌کند.

نکته‌ی این قضیه در پوچ‌بودن آنست. برای ارسال مقاله به آن مجله، نیازی به تلاش و نقش‌بازی‌کردن احساس نمی‌کنید چون شما می‌دانید که بالاخره قرار است رد شوید. بنابراین به جای اینکه به نتیجه فکر کنید، می‌توانید فقط روی کار تمرکز کنید.

این یک رویکرد مفید درباره‌ی درخواست‌دادن برای بقیه‌ی کارهاست.



.
▪️ورود آسان/خروج آسان

▪️ست‌گادین ۲۸ شهریور ۱۴۰۱



یک قانون ساده، عادلانه و مفید: باید لغو اشتراک از یک خدمت آنلاین، به همان راحتیِ ثبت‌نام‌کردن در آن باشد.

چه کسی به جز برندهای قلدر قدرتمند با این حرف مخالفت می‌کند؟

چند سال پیش، ثبت نام جهت انتقال اطلاعات اتومبیلم، پنج دقیقه طول کشید. دیروز بعد از فروختن اتومبیلم، سه ساعت برای لغو هزینه‌ی آن خدمات از شرکت مخابرات وقت گذاشتم. به فروشگاه‌ها رفتم، انجامش ندادند. به وبسایت‌شان رفتم، انجام ندادند. گفتگوی آنلاین انجام دادم، نیم ساعت بعد متوجه شدم که آنها این کار را نمی‌کنند. زنگ زدم، نیم ساعت منتظر ماندم، ارتباط قطع شد. حتماً نکته را گرفتید...

بله این یک بازاریابی بد از جانب مخابرات است. بعید است که ایجاد مزاحمت در فرآیند قطع خدمات برای اتومبیلی که دیگر صاحبش نیستید، شما را از انجام آن منصرف کند. این به برند آنها آسیب می‌زند، انگیزه‌ی کارمندانش را نابود می‌کند و وفاداری آنها را از بین می‌برد. این طرز تفکری کوتاه‌مدت از جانب یک مدیر برند تنبل است.

ولی به هرحال آنها این کار را انجام می‌دهند.

وقتی سازمان، خیلی بزرگ شود و تمرکزش روی بازار، بسیار کوتاه‌مدت باشد، زمانی عالی برای مشتریان است تا باهم متحد شوند و از خودشان محافظت کنند.

اگر می‌توانم با چند کلیک، ثبت نام کنم و مشترک شوم، باید بتوانم با چند کلیک هم اشتراکم را لغو کنم.



.
▪️«این چندان خوب نیست»

▪️ست‌گادین ۲۹ شهریور ۱۴۰۱


احتمالاً درست است ولی ارزشش را دارد که در این‌باره شفاف‌سازی کنید.

معلوم کنید که برای چه کسی چندان خوب نیست؟

اگر منظورتان این است که: « من دوستش ندارم و برای من جذاب نیست.» همین را بگوید.

از طرفی، شاید چنان متخصص و آگاه هستید که بگویید: « من می‌دانم که چه چیزی برای مخاطبان شما که قصد خدمت به ایشان را دارید، جذاب است و از این رو می‌گویم که این محصول جواب نمی‌دهد.»

گفتن عبارت اول، آسان است و شاید آنچنان کمک‌کننده نباشد.

عبارت دوم عالیست، ولی آیا از چیزی که می‌گویید مطمئن هستید؟



.
▪️آیا کلمه‌ای برای آن وجود دارد؟

▪️ست‌گادین ۳۰شهریور ۱۴۰۱


متخصصان واژه‌ای برای آن دارند. اگر کلمه‌ای مهم یا مفهومی یا پرکاربرد باشد، کارشناسان از آن کلمه سردرمی‌آورند.

دقت موجود در واژگان تخصصی، باعث می‌شود که کارشناسان بهتر کار کنند.

ولی...

فقط اگر کسی آن کلمه را می‌داند به این معنا نیست که آن کلمه را می‌فهمد یا کارشناس بدردبخوری است.

و...

اگر کسی آن کلمه را نمی‌داند، شاید ارزشش را دارد که بفهمیم چه چیزهای دیگری را هم نمی‌داند.

علوم تخصصی‌(domain knowledge) و تجربه، ابزارهای قدرتمندی هستند.


.