طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️تحقیر یا تشویق؟

▪️ ست‌گادین | چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۲


انجام یکی از این‌ها، کمی بیشتر از دیگری تلاش می‌خواهد.

توهین و تحقیر ممکن است سرگرم‌کننده‌تر باشد اما در نهایت، انرژی آن تمام می‌شود. باعث خاتمه‌دادن به گفتگو می‌شود نه شروع آن. باعث ارعاب و تضعیف طرف مقابل می‌شود نه تشویق و حمایت از او.

تشویق‌کردن، انگیزه‌بخشی و حمایت مثل روشن‌کردن چراغ‌ها به همه کمک می‌کند.



.
▪️قسمت سختِ کار، جذب مشتری است

▪️ ست‌گادین | پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲


راه‌انداختن یک کسب و کار جدید، کار پیچیده‌ای است. این کار شامل سازماندهی تأمین‌کنندگان، شرکا، مشتریان، فرآیندها، فناوری، اجاره‌نامه‌ها، کارکنان، لوگوها، سرمایه و موارد دیگر است.

در طول مسیر، حواس‌پرتی به آسانی رخ می‌دهد اما تمرکز بر قسمت‌های سخت کار، راه مفیدی برای پیشرفت است.

شما می‌توانید بشدت روی لوگو کار کنید یا فهرست تأمین‌کنندگان خود را دوبرابر کنید یا همان‌طور که من هم یک بار انجام دادم با وکلای شرکت‌تان جلسات طوفان مغزی راه بیندازید تا راهی برای جذاب‌تر‌کردن شرایط و مقررات خدمات خویش بیابید.

کارهای بی‌پایانی برای شروع یک سرمایه‌گذاری جدید وجود دارد ولی اکثر وظایف(tasks)، ضروری اما ناکافی هستند. شما نمی‌توانید بدون آنها شروع کنید اما آنها به خودی خود تأثیر کافی برروی کار شما برای ایجاد تغییر ایجاد نمی‌کنند.

هر پروژه‌ی جدید باید تغییر ایجاد کند، در غیر اینصورت شکست می‌خورد.

ما وقت خود را صرف تمرکز روی انجام وظایف می‌کنیم زیرا وظایف، شناخته‌شده و قابل انجام‌دادن هستند.

این نوعی پنهان‌شدن است.

شایان ذکر است که:

قسمت سخت کار، قسمتی نیست که بیشترین هزینه را برای شما داشته باشد. اگر بتوانید کار را به یک متخصص، برون‌سپاری کنید و آن کار را به طور موثری انجام دهید، دیگر کار سختی نیست. فقط گران تمام می‌شود. شما نیازی به ساخت سِروِر ایمیل خودتان ندارید. می‌توانید یک سِروِر اجاره کنید. اگر می‌خواهید ناشر کتاب شوید، معلوم است که چاپ، حروفچینی، کپی‌برداری، کار قانونی و بقیه‌ی کارها در واقع سخت نیست. افرادی هستند که مشتاقند این کار را برای شما انجام دهند.

قسمت سخت کار شامل جذب مشتری است. آیا می‌توانید مشتریان کافی پیدا کنید که بهای منصفانه‌ای را به شما بپردازند و همچنین تصمیم بگیرند که شما را به دیگران معرفی و تبلیغ کنند؟ زیرا اگر مشتریان برای شما مشتری بیاورند و این مشتریان همگی درآمد بیشتری نسبت به هزینه داشته باشند، پروژه‌ی مفیدی خواهید داشت.

هر دقیقه‌ای که بنیانگذار، صرف کار روی این سوال نمی‌کند، ممکن است به تخصیص اشتباه منابع منجر شود.



.
❤1
▪️مقادیر کوچک

▪️ ست‌گادین | جمعه ۱۶ خرداد ۱۴۰۲


اگر به یک فروشگاه مواد غذایی سالم و بهداشتی بروید و قرص‌هایی که حاوی سلنیوم، نقره‌ی کلوئیدی یا سایر مواد مرموز هستند بخرید، ممکن است کمی احساس بهتر در شما ایجاد کنند. از طرف دیگر، اگر مقدار زیادی مصرف کنید، بیمار می‌شوید یا احتمالن می‌میرید.

در مقادیر بسیار کم، تنها چیزی که دریافت می‌کنید دارونما است. این همان حسی است که داستان به شما می‌دهد. با این حال، زمانی که مقدار قابل توجهی از مواد سلولی وجود داشته باشند، ممکن است سمیت ایجاد شود.

مقادیر کوچک، اثرات قوی دارونما را افزایش می‌دهند.

کاهش ۲۵ درصدی قیمت‌ها ممکن است مشتریان شما را خوشحال‌تر کند. اما صرف ۴ درصد از درآمدتان برای آموزش، استخدام و دادنِ آزادی عمل به کارکنان خویش ممکن است آنها را بسیار خوشحال‌تر کند.

تکنیک brute force [حل مسأله به روش الگوریتمی ]، مهندسان را خوشحال می‌کند. اما دادن فرصتی به انسان‌ها برای گفتن یک داستان مثبت به خودشان، باعث خوشحالی آنها می‌شود.



.
▪️آیا این یک مهارت است؟

▪️ ست‌گادین | یکشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۲


اگر چنین است، شاید ارزش یادگیری را داشته باشد.

اگر چنین است، ممکن است به فردی که آن را یاد گرفته اجازه دهید از مهارتش مراقبت و استفاده کند.

کدنویسی یک مهارت است. اما مشخص نیست شخصی که می‌داند چگونه کدنویسی کند، می‌تواند طراحی شما را هم انجام دهد.

تدریس یک مهارت است. اما صرفن به این دلیل که کسی در یک پیشه و مهارت خوب است به این معنی نیست که می‌داند چگونه باید تدریس کند.

کپی‌رایتینگ یک مهارت است. ولی دسترسی به رمز عبور Mailchimp شما را به یک کپی‌رایتر ماهر تبدیل نمی‌کند.

فروش یک مهارت است. شخصی که صاحب سازمان است یا به خیریه اهمیت می‌دهد، ممکن است بهترین فرد بعنوان مسوول فروش نباشد.

نزدیکی و شباهت، مساوی با مهارت نیست.


.
▪️تشخیص در خلاقیت

▪️ ست‌گادین | دوشنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۲


قسمت سخت کار، داشتن ایده‌های خوب نیست. هرگز این‌طور نبوده است.

قسمت سخت، انتخاب(choose) است.

از GPT ده زیرنویس برای کتاب خود یا شانزده روش برای برگزاری یک مهمانی غافلگیرکننده بخواهید. مطمئنن از مفید‌بودن جواب‌ها خوشحال خواهید شد. اگر از Dreamstudio یا Kittl برای برخی از طرح‌هایتان لوگو بخواهید، بازهم از جواب‌ها راضی و خشنود خواهید شد.

در تشخیص(discernment)، خلاقیت وجود دارد.

هوش مصنوعی و الگوها یافتن ایده‌های خوب را آسان‌تر از همیشه کرده‌اند.

یافتن ایده، خیلی هم مهم نیست.

همیشه قسمت سخت کار، جرأت انتخاب و تلاش برای رساندنِ انتخاب‌تان به دست افرادی است که به آن نیاز دارند.

گفتنِ اینکه: «من هیچ ایده‌ی خوبی ندارم.»، شانه‌خالی‌کردن از مسوولیت است.



.
▪️خبر خوب

▪️ ست‌گادین | شنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۲


اگر راهی وجود داشت که در طول روز، فقط مجموعه‌ای از ایمیل‌ها، پست‌ها، فیدهای حاوی چیزهای خوب، بازخورد‌های مثبت و تشویق‌ها بطرف شما بیاید چه می‌شد؟

به طور شگفت‌انگیزی، شما می‌توانید راهی شبیه به آن را فقط در چند دقیقه بسازید و آن را برای همیشه داشته باشید.

اگر اخبار بد (نظرات، داستان‌های پُر کِش و قوس و جنجال‌ها) فقط وضعیت شما را دستکاری می‌کنند بدون اینکه تأثیرات سازنده‌ای داشته باشند، اخبار را خاموش کنید.

هیچ تعهدی برای کمک به مدل کسب و کار دیگران بر گردن شما وجود ندارد. نیازی نیست وسیله‌ای که در جیب شما قرار دارد وضعیت روانی شما را بدتر کند. هیچ مزیتی برایتان در اجازه‌دادن به شرکت‌های رسانه‌ای برای کسب سود با ریختن زباله در حیاط جلویی شما وجود ندارد.

داده‌های رو به رشدی وجود دارد که نشان می‌دهد رشد تلفن‌های هوشمند نیز به کاهش قابل توجه خوش‌بینی و رضایت از زندگی، به‌ویژه در میان جوانان منجر شده است. اما مشکل از این تلفن نیست، بلکه مشکل در نحوه‌ی دستکاری توجه ما توسط شرکت‌هایی است که اپلیکیشن‌هایی را روی تلفن‌های ما ایجاد می‌کنند.


.
▪️(بدون قسمت‌های بد)

▪️ ست‌گادین | یکشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۲


بدون قسمت‌های بد، کار آسان می‌شود.

«من طرفدار نظردهی و تفسیرهای آنلاین بدون فیلترکردن هستم (بدون مواجهه با نظرات زن‌ستیزانه، نژادپرستانه و دستکاری احساسات توسط اوباش mob )»

«من دوست دارم یک دو ماراتن را (بدون خستگی) بدوم.»

«من طرفدار قانون سخت‌گیرانه‌ی حق کپی‌رایت هستم (بدون اینکه این حق به اوباش و ترول‌های تمام‌نشدنی تعلق بگیرد و فقط با آن مقدار مناسب و منصفانه که به درد من می‌خورد موافقم).»

«من راحتی را (بدون افت کیفیت یا افزایش ضایعات و هدررفت) می‌خواهم.»

«من طرفدار اقتداری قوی و قطعی (بدون آلوده‌شدن به عوام‌فریبی، بی‌عدالتی و عدم انعطاف) هستم.»

«من طرفدار بازارهای آزاد لجام‌گسیخته (بدون عوارض جانبی، انحصارها و شکست‌های بازار) هستم.»

«من می‌خواهم کارهای مهمی خلق کنم (بدون اینکه عصبی شوم یا احساس کنم یک شیاد هستم.)»

«من طرفدار این هستم که همه ماشین داشته باشند (بدون افزایش پراکندگی، آلودگی و صدمات).»

«من طرفدار جلساتی هستم که در آن، همه صدای خود را داشته باشند (بدون درگیرشدن با تشکیل جلسات بی‌پایان).»

گاهی اوقات، می‌توان قسمت‌های بد را کاهش داد. اما این نیاز به تمرکز، تلاش و تعهد قابل توجهی دارد. ارزان به دست نمی‌آید. شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که قسمتهای بد، خودبخود و به تنهایی از بین بروند.

ممکن است قسمت‌های بد کارها، برای شما بعنوان یک ویژگی به نظر نرسند اما قسمت‌های بد، اغلب طرفی از کارند که اجازه می‌دهند قسمت دیگر هم وجود داشته باشد.

و گاهی اوقات، قسمت های بد در خود سیستم ساخته می‌شوند. در این صورت، بدون پذیرش واقعیت قسمتهای بد، نمی‌توانید فقط طرفدار بخش‌های خوب باشید.


.
▪️تنش مناسب

▪️ ست‌گادین | سه‌شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۲


معمولن رشد با احساس خطر همراه است. احساس خطر، یک مکانیسم محافظتی است. راهیست برای اجتناب از شکست یا حتی اجتناب از ترس از شکست.

البته، موقعیت خطرِ واقعی هم با احساس خطر همراه است (یا دستکم باید این‌گونه باشد). تمایز بین احساس خطر ناشی از شرایط رشد و شرایط خطرِ واقعی، دشوار است و به همین دلیل، یافتن موسسات، روش‌ها یا مربیانی که در درک این تفاوت تجربه داشته باشند، ارزشمند است.

وقتی شرایط را برای یک تنش و کشمکش حمایت‌شده و تحت کنترل مهیا می‌کنیم ( یعنی شرایطی که افراد احساس کنند که «این کار ممکن است جواب ندهد») در این‌صورت به افراد، فرصت رشد می‌دهیم.


.
▪️اهداف و انتظارات

▪️ ست‌گادین | چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۲


[یادداشتی به یک دوست ناامید که تازه شروع به کاری بلندمدت کرده است]

سه دلیل وجود دارد که چرا ممکن است اهداف ما محقق نشوند که به ترتیب دلپذیر‌بودن عبارتند از:

۱- شاید اهداف، بسیار جاه‌طلبانه‌اند یا بیش‌ازحد وابسته به شانس هستند یا اهدافی هستند که بعید است کسی به آنها دست یابد یا با موانعی از جنس طبقه یا کلاس اجتماعی احاطه شده‌اند یا صرفن اهدافی غیرواقعی هستند.

اگر چنین است، انتظارات را تغییر دهید و/یا اهداف متفاوتی را انتخاب کنید.

۲- شاید اهداف مفیدی باشند اما ما به پشتکار بیشتر، زمان بیشتر و چند موقعیت کمیاب برای خوش‌شانسی نیاز داشته باشیم.

اگر چنین است، مدام صبر پیشه کنید.

۳- با کمال تاسف اگر دو مورد بالا نباشد، محتمل‌ترین دلیل این است که ما باید از انتظارات و پافشاری خویش کوتاه بیاییم. ممکن است ما نیازمند تلاشی بیشتر از حد انتظارمان باشیم، لازم است مهارت‌های جدیدی را توسعه دهیم، استراتژی‌های جدید را بیابیم و با آغوش باز بپذیریم و قابلیت انجام کار همراه با شور و شوق را در خویش بپرورانیم.

در اغلب موارد، همدلی، چرخه‌ای از بهبود مهارت‌ها، ایجاد نگرش‌های جدید و اعلام حضور برای خدمت، همراه با شغل‌هایی دیده می‌شوند که صاحبان خویش را به اهدافشان می‌رسانند.

جاه‌طلب‌بودن، کافی نیست.



.
▪️بسته/باز

▪️ ست‌گادین | شنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۲


شنیده‌ام که سخت‌ترین بخش آموزش حرفه‌ای گلف، کمک به گلف‌بازان بزرگسال برای ایجاد یک چرخش(swing) خوب با چوب گلف نیست!

بلکه ایجاد توقف در انجام یک چرخش بد است.

موقعیت ما بسیار شکننده به نظر می‌رسد و ما خیلی محکم آن را نگه می‌داریم.

[عمرِ ] شایستگی، وضعیت و ارتباطات به مویی بند است. ما [در چنین شرایط ناپایداری] اغلب ممکن است خودمان را یک فریبکار احساس کنیم و در اینجور موارد، یکی از راه‌های رسیدن به آرامش ذهنی آن است که پایه و اساس باورهایی را تقویت کنیم که ما را به اینجا رسانده‌اند.

و همین باعث می‌شود که ما به خط پایان نزدیک شویم.

متأسفانه وقتی دستتان را محکم مشت کرده‌اید، برداشتن هر چیزی تقریبن غیرممکن است.

به همین دلیل است که ایجاد علاقه(enrollment)، کلید یادگیری است. هیچ کودک نوپایی، راه‌رفتن را با اصرار بر خزیدن یاد نگرفته است. خزیدن با شدت بیشتر هم به راه‌رفتن منجر نمی‌شود.[ برای تغییر، راه جدید و متفاوتی باید آموخت و بکار بست.]

معلمان (رهبران / سازمان‌دهندگان / مربیان) دو وظیفه دارند: اول، ایجاد علاقه، دوم تدریس.

اگر دانش‌آموز مایل به داشتن یک ذهن باز نباشد و از رهاکردن داشته‌های قبلی بهراسد، بهتر است که همان‌طور گریزان بماند.

مقاومت، پدید‌ه‌ای حیله‌گر است. هزاران دلیل برای بسته‌ماندن فرد جور می‌کند، روایت‌هایی در مورد اینکه حق من همین است، درمورد امنیت یا پویایی فرهنگی برای فرد ردیف می‌کند. هر چه را که برای درجا‌زدن و ثابت‌ماندن لازم است فراهم می‌کند. یکی را خاموش کنید دیگری جایگزین آن می‌شود.

یا بیایید روراست باشیم یا اصلن وارد بازی نشویم.



.
▪️بدنبال چیزهای باحال

▪️ ست‌گادین | یکشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۲


همیشه یک چیز جالب و باحال، کمی دور از دسترس است.

و بسیاری از ما، هنگامی که آن را بدست می‌آوریم، دیگر چندان بنظرمان جالب نمی‌رسد.

این اتفاق، تصادفی نیست.

یکی از تعریف‌ها برای چیزهای باحال و جالب همین است: آنها چیزهایی هستند که دور از دسترس هستند.


.
▪️همیشه یک تغیبر جهت به سمت استفاده از دارونما وجود دارد

▪️ ست‌گادین | دوشنبه ۲ مرداد ۱۴۰۲


ترفند قضیه این است که بدانید نقطه‌ی تغییر جهت کجاست و از آن به خوبی استفاده کنید.

درخواست کنترل، همیشه به معنای این نیست که نیاز داریم کنترل در دست ما باشد. گاهی اوقات فقط یک میل به تأییدشدن، دیده‌شدن و مورد احترام واقع‌شدن است.

این پست را در اینستاگرام ببینید. [کلید تغییر صدا که روی گیتار تعبیه شده در نقش دارونما عمل می‌کند. به جایی وصل نیست ولی احساس خوب تغییر صدا را ایجاد می‌کند. بقول ست‌گادین، هر ابزاری که بکار می‌بریم یا هر داستانی که برای خودمان تعریف می‌کنیم تا احساس بهتری داشته باشیم یک دارونما محسوب می‌شود.]



.
▪️پذیرندگان آغازین (و علاقمندان)

▪️ ست‌گادین | سه‌شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۲


پذیرندگان آغازین(early adopters)[ اولین کسانی که پیشگام در استفاده از محصولات جدید هستند]، در سال ۲۰۰۸ یک آیفون خریدند و هرگز هم از کارشان پشیمان نبودند. آنها [بمحض اینکه ورزش پیکل‌بال معرفی شد]، چند بازی پیکل‌بال را انجام دادند و سپس به یک باشگاه پیوستند و وسایلش را خریدند. پیشگامان وقتی مجله‌ی جدیدی روی دکه‌ی روزنامه‌فروشی می‌بینند، آن را برمی‌دارند و اشتراک آن را می‌خرند. آنها پرفروش‌ترین کتاب جدید را خریده و سپس سایر آثار همان نویسنده را هم مطالعه می‌کنند.

اغلب بزودی سر و کله‌ی علاقمندان غیرحرفه‌ای(dilettante) هم پیدا می‌شود. اما آنها متوقف نمی‌شوند و به سرعت به سمت مورد جدید بعدی حرکت می‌کنند.

هر دو گروهِ پذیرندگان آغازین و علاقمندان، فناوری جدید را امتحان می‌کنند، اما تنها یکی از آنها در موضوع عمیق می‌شود و از قسمت‌های سخت آن درس می‌گیرد.

علاقمندان به دنبال تجربیات جدید هستند اما پذیرندگان آغازین، تجربه‌ی جدید را می‌پذیرند و به آن وابسته می‌شوند.

فرهنگ به هر دو نیاز دارد.

بازاریابان باید از شخصیت‌های مختلف آگاه باشند و بر اساس آن برنامه‌ریزی کنند.

اگر برای استفاده از نمونه‌ی آزمایشی یک محصول جدید تلاش کنید، اما شرایط را برای اشتراک و تداوم استفاده از آن مهیا نکنید، تعجبی ندارد که فقط علاقمندان خودشان را نشان می‌دهند. ممکن است همین هم برایمان کافی باشد، اما ما باید از اول، مخاطب مورد نظر خود را انتخاب کنیم.


.
▪️محصول و فرآیند

▪️ ست‌گادین | پنجشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۲



در ازای کارمان چه چیزی به دست می‌آوریم؟ بله البته. دستمزد و رضایت از کاری که به خوبی انجام شده است. استرس و تعامل انسانی، یادگیری و فعالیت بدنی. ما در کشمکش میان آنچه ممکن است بعدن اتفاق بیفتد و لذت‌بردن از آنچه واقعن رخ می‌دهد بسر می‌بریم. خیلی از ما هر روزمان چنین سپری می‌شود.

من هیچ داده‌ای ندیده‌ام که بگوید کار در حسابداری برای یک شرکت آب‌نبات، سرگرم‌کننده‌تر یا رضایت‌بخش‌تر از کار در حسابداری برای یک شرکت بیمه است.

حتی دلقک‌های سیرک هم در محل کارشان خسته می‌شوند.

ما براحتی در مورد کاری که به نظر می‌رسد یک شرکت انجام می‌دهد و درنتیجه انتخاب مسیرمان بر اساس درک عموم از خروجی آن شرکت، هیجان‌زده رفتار می‌کنیم. وقتی با دیگران در شرکت هستیم، بیشتر روز ما پیرامون رضایت مشتری، برآورده‌کردن نیازهای تأمین‌کننده و رقصیدن با تنش انجام وظایف می‌گذرد.

اغلب اوقات دلیل ما برای تحمل فرآیندی که از آن لذت نمی‌بریم، محصولی است که می‌سازیم.

شاید منطقی باشد که به جای توجه به محصول که در وهله‌ی اول چشم‌تان را گرفته است، قبلن نوع فرآیندی را تعیین کنید که می‌خواهید روزهای خود را با آن پر کنید.


.
▪️ساده است (پیچیده است)

▪️ ست‌گادین | جمعه ۶ مرداد ۱۴۰۲


۱- ساده است: این جراحی مشکل شما را برطرف می‌کند و شما بهتر خواهید شد.

۲- پیچیده است: تغییراتی که در سبک زندگی، رژیم غذایی و نگرش‌تان ایجاد می‌کنید به مرور زمان به شما کمک می‌کند تا احساس بهتری داشته باشید.

یا…

۱- دشمنان ما بد هستند و ما خوب هستیم. به من رأی دهید.

۲- جهان جای بزرگی است، پر از تفاوت‌های ظریف، اتحادهای در حال تغییر و تغییرات مداوم. ارزش آن را دارد که یک دقیقه وقت بگذارید و به دنبال چیزی باشید که جواب دهد. به من رأی دهید.

شاید...

۱- جستجو ساده است. آنچه را که می‌خواهید در مستطیل تایپ کنید و روی اولین پاسخ کلیک کنید.

۲- اطلاعات گسترده است. به طبقه‌بندی ما از اطلاعات جهان نگاه کنید و شروع کنید به کسب نتایج در جستجوی آنچه به دنبالش هستید.


ساده‌ترین کار برای فروش، ارائه‌ی یک راه‌حل ساده برای مشکلی است که فرد خودش می‌داند که آن مشکل را دارد.

ولی ارائه‌ی نکات ظریف، درک و فهم قضیه و ایجاد انعطاف‌پذیری در یک موقعیت پیچیده بسیار دشوارتر است.

دشوارتر اما صادقانه.


.
▪️بخت‌آزمایی در شبکه‌های اجتماعی

▪️ ست‌گادین | شنبه ۷ مرداد ۱۴۰۲


یک نفر در نهایت به ۱۰ میلیون فالوور خواهد رسید. کسی قرار است یک پست وایرال در TikTok منتشر کند. کسی می‌خواهد یک میم بسازد که در سراسر جهان پخش شود.

اما احتمالن آن شخص، من نخواهم بود و احتمالن شما هم نمی‌خواهید باشید.

خرید بلیط‌های بخت‌آزمایی ممکن است سرگرم‌کننده باشد، اما یک سرمایه‌گذاری زشت و پَست است.



.
▪️رویدادهای همزمان و تصادفی پاولف

▪️ ست‌گادین | یکشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۲


دو نوع رویداد تصادفی وجود دارد.

اولی چیزیست که ما اغلب در مورد آن صحبت می‌کنیم. معجزه‌ای که باورمان می‌شود. چون دو رویداد بطور غیرمنتظره رخ می‌دهند. وقتی شما هم‌اتاقی دانشگاه‌تان را مدت‌هاست گم کرده‌اید و در ۷۲ سالگی به طور تصادفی در بازی بولینگ، مجاور هم میفتید، این یک تصادف است... ما انواع و اقسام دلایل را برای این رویدادها ابداع می‌کنیم، اما آنها فقط تصادف هستند.

نوع دیگر بسیار مهمتر است و زمانی است که وقوع دو حادثه‌ی نامرتبط، ما را گیج می‌کند زیرا آنها تقریبن همزمان اتفاق افتاده‌اند. اگر هنگام نوشیدن اولین کامبوجای خودتان، می‌شنیدید که گربه‌تان مرده است، ممکن است در آینده، دیدن یک قوطی کومبوجا باعث ناراحتی شما شود. این اتفاقات همزمان هستند.

با افزایش سرعت زندگی‌مان و افزایش تعداد ورودی‌ها، رویدادها آسان‌تر از همیشه می‌توانند غرایز یا انتظارات ما را تحریک کنند بدون اینکه ربطی به آنچه واقعن ایجاد می‌کنند داشته باشند.

این یکی از دلایلی است که چرا بازاریاب‌ها سخت تلاش می‌کنند تا محصولات یا تبلیغات آنها در مواقعی از زندگی ما نمایش داده شود که احتمالن آنها را با احساساتی مرتبط می‌کنیم که منجر به مصرف می‌شود. این یک تصادف نیست، فقط یک حادثه است که از قبل برنامه‌ریزی شده است.

چیزی یادتان افتاد؟


.
آیا باید وجود «حسن نیت منطقی» را چشم‌بسته قبول کنیم؟

▪️ ست‌گادین | دوشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۲


اغلب یک انتخاب بین «پیروی از دستورات فرهنگی یک گروه خاص» و «جستجوی حقایق قابل اثبات و روش علمی» وجود دارد. انتظار دارید اکثر مردم کدام را انتخاب کنند؟

شما کدام‌ را برمی‌گزینید؟

وقتی به یک تحلیل قابل آزمایش از کار یا رفتاری که جواب می‌دهد اشاره می‌کنیم، بر چیزی تکیه می‌کنیم که همه‌ی انسان‌ها در خواستنِ آن شریکند: واقعیت(reality). اما در اغلب موارد، ارتباطات فرهنگی، فشار اجتماعی و قدرت وابستگیِ [سازمانی، سیاسی یا مذهبی] و موقعیت اجتماعی افراد، این تحلیل را دور می‌زند و [بنفع خودش] کوتاه می‌کند.

این اتفاق به قدری رایج است که بحث در مورد حقایق، ممکن است بهترین راه برای بیان نظرتان نباشد.

«حسن نیت منطقی »[ تغییر رفتار و نگرش و میل به کمک و مشارکت دوستانه بر طبق حقایق، عقل و منطق ]، مخفف این عبارت است: « اگر یک تجزیه و تحلیل قابل آزمایش به شما ارائه دهیم، آیا آمادگی دارید نظر خود را تغییر دهید و روش جایگزینی را که جواب می‌دهد بپذیرید؟»

و با این حال، اغلب بیش از آنچه ما انتظار داریم، مهندسان ناسا، پزشکان، رهبران سیاسی و خانم‌های خانه‌دار باید صادقانه به آن پاسخ «نه» بدهند.

ممکن است فرهنگ چیزی نباشد که ما آن را با بی‌احتیاطی بالاتر از تحلیل عقلانی قرار دهیم. ممکن است فرهنگ، چیزی متفاوت یا برعکس باشد.



.