طعم ست‌گادین
774 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
دوباره شروع کنیم


ست گادین ۱۵ اکتبر ۲۰۱۸
.............................

همه ما این جمله را به خودمان می گوییم .

سوال اینست که شما چه زمانی آن را می گویید ؟

موقع طرد شدن ؟ شکست ،وابسته شدن ،وحشت کردن ، نابود شدن یا تنهایی؟

یا در این مواقع ... متعهد شدن ، پیروزی ،تغییر چیزها و افتادن در مسیر موفقیت ؟

بهمین خاطر است که هر چه شما بیشتر این احساس را تمرین کنید ، بیشتر اتفاق می افتد .

ما چیزی را دریافت می کنیم که انتظارش را می کشیم .

و ما انتظار چیزی را داریم که همان را هم دریافت می‌کنیم .

آسانترین راه تغییر این چرخه آنست که سطح بازی را عوض کنیم .

اگر همچنان در انجام کارهای بزرگ ناکام مانده اید ، ارزشش را دارد که به « موفقیت های کوچک » دل ببندید .

و اگر در چرخه شکست های پی در پی گیر افتاده اید ، از این بازی سریالی خارج شوید و دانه تان را در زمینی تازه بکارید .



مصطفی منبری ۲۴ مهر ۱۳۹۷
...........................
موفقیت های کوچک ایرانیان :

@IR_S_S
..........................
لینک متن اصلی : http://yon.ir/YuW9C
.........................
کاری مهم برای کسانی که اهمیت می دهند


ست گادین ۱۸ اکتبر ۲۰۱۸
.................................

این جمله ، عنوان واقعی کتاب جدید من است .

یا شاید این جمله : افرادی مثل ما ، کارهایی مثل این را انجام می دهند .

خلاصه فنی آن میشود : بازاریابی یعنی این .

این کتاب درباره ی بازاریابی مدرن است ، راهی برای انتشار ایده ها . وقتی با احترام ، همدلی و تواضع آستین ها را برای اقدام بالا می زنیم .

در حال حاضر تخفیف خورده است و در ماه نوامبر تحویل داده می شود .

این کتاب «تغییر» ایجاد خواهد کرد . همان کاری که بازاریاب ها می کنند .


مصطفی منبری ۲۶ مهر ۱۳۹۷
................................


Work that matters for people who care




That’s the actual title for my new book.

Or maybe it’s, “people like us do things like this.”

It’s technically called, “This Is Marketing.”

It’s about modern marketing, the way we spread ideas when we care enough to do it with respect, empathy and humility.

It’s on sale now, and ships in November. It might change things. Because that’s what marketers do.
چرخه هایی که به راه می افتند


ست گادین ۲۰ اکتبر ۲۰۱۸
.........................

یک محرک اولیه trigger (مثل چکاندن یک ماشه ) ، چرخه ای را به راه می اندازد و یک چرخه ممکن است بیش از حد انتظار به چرخیدن ادامه دهد .

اولین قاشق از بستنی می‌تواند چرخه ای از خوردن کامل را به راه بیاندازد که بعدا موجب پشیمانی تان شود .

قدم زدن در سکوت یک خانه ی خالی ، ممکن است شما را به روشن کردن تلویزیون تحریک کند ، و چرخه ای طولانی از اتلاف وقت را سبب شود .

عجله برای خروج از در ، باعث به راه افتادن چرخه ای از یک رفت و امد برق آسا می‌شود که شاید بعدا ، جبران ضرر های آن ساعت ها وقت لازم ببرد .

کشف چرخه ها و تلاش برای توقف آنها کار واقعا مفیدی است .

حتی بهتر از آن ، کشف محرک های اولیه triggers و حذف آنهاست . این کار به طرز تعجب آوری آسانتر از متوقف کردن خود چرخه است . مثلا توییتر را رها کنید . ده دقیقه زودتر بیدار شوید و ...

البته این تصمیمات را باید وقتی بگیرید که وسط یک چرخه نیستید .

وقتی محرک اولیه ناپدید شود ، چرخه ای هم اتفاق نخواهد افتاد .



مصطفی منبری ۲۹ مهر ۱۳۹۷
..........................
لینک :http://yon.ir/YHzzw
........................
رسانه اجتماعی یک علامت است نه یک تاکتیک


ست گادین ۲۱ اکتبر ۲۰۱۸
............................

وقتی ایده های شما منتشر می شود ، زمانی که اقدامات تان به چشم می آید ، وقتی عملکرد سازمان شما جواب می دهد ، ظهور رسانه ای اجتماعی بعنوان یک عارضه جانبی اجتناب ناپذیر است . مردم درباره شما از هر راهی که دوست داشته باشند حرف خواهند زد ... آنلاین .

از طرف دیگر ، اگر شما تمام وقت تان را از همان شروع کار روی تزیین شبکه اجتماعی تان ، مثل تبلیغ با پست های اینستاگرام یا توییت های پرطمطراق بگذارید ، در آخر کار چیز زیادی عاید تان نخواهد شد.

اثبات ساده ی این قضیه از آنجاست که بِرند هایی که ده یا بیست برابر تاثیر رسانه ای دارند ، هرگز ده یا بیست برابر متخصصان رسانه های اجتماعی برای این تاثیر گذاری زحمت نمی کشند .

مونا لیزا مظهر یک رسانه اجتماعی بسیار بزرگ است . تصویر او همه جا پخش است ولی او هرگز توییت نمی کند . مونا لیزا در سانه های اجتماعی ، بزرگ است چون او یک تصویر icon است نه بر عکس . یعنی او بخاطر حضور پررنگ در رسانه های اجتماعی به یک icon تبدیل نشده است .

روایت تزیینی رسانه های اجتماعی اغوا کننده است ولی سرنوشتی بجز بن بست ندارد .



مصطفی منبری ۳۰ مهر ۱۳۹۷
...........................
لینک : http://yon.ir/mjY6b
.....................
سربالایی ، قله ، دوباره سربالایی !



ست گادین ۲۲ اکتبر ۲۰۱۸
.............................

افراد ساده لوح تصور می کنند که از هر مسیری دوچرخه‌سواری کنند ، امکان اینکه همیشه در سرازیری باشند و خوش بگذرانند وجود دارد .

ولی شما بایستی اول سربالایی را طی کنید تا به سرازیری برسید .

در اغلب موارد ، ما پروژه‌ها و شغل مان را در مسیر سربالایی زندگی تنظیم می کنیم ولی باید یاد تان باشد که اگر در این سربالایی ، به فکر کسب دارایی و سرمایه گذاری روی اعتبارتان نباشید ، فقط وقت تان را تلف کرده اید .

کار و تلاش سخت در سربالایی بمعنی کاویدن در جایی عمیق تر از حد معمول است و درعین حال ، بهترین شانس شما برای رسیدن به سرپایینی و آسایش است .


مصطفی منبری ۳۰ مهر ۱۳۹۷
.....................
لینک :http://yon.ir/umZC9
....................
ریاضیات بلیط بخت آزمایی همان ریاضیات انسانی است


ست گادین ۲۳ اکتبر ۲۰۱۸
................................

خریدن بلیط بخت آزمایی یک کار غیرمنطقی است . ولی هنوز هم میلیونها نفر این کار را انجام می دهند . برای جایزه خیلی خیلی بزرگ ،حتی افراد بیشتری هم صف می کشند .

۱. شانس برنده شدن بی نهایت کم است . احتمال اینکه رعد برق به شما بزند ۴۰۰ برابر بیشتر از احتمال برنده شدن است .

۲. از نظر تاثیرگذاری بر زندگی شما ، یک جایزه خیلی خیلی بزرگ نسبت به یک جایزه معمولی بزرگ ، برتری چندانی ندارد . ولی با این حال ، هر بار که رکوردی در بزرگی جایزه بلیط بخت آزمایی ثبت می شود ، افراد بیشتری برای خرید هجوم می آوردند .

به بیان شفاف تر ، خرید یک بلیط بخت آزمایی دقیقا مثل پرداخت روزی ۸۰۰ دلار برای داشتن وسیله ای است که شما را از برق گرفتگی ناشی از رعد و برق حفظ می کند .

چه می شود گفت ؟ چگونه می توان توضیحی در مورد میلیون ها انسان عاقل یافت که ۲ دلار برای خرید بلیط بخت آزمایی به هدر می دهند در حالی که در آن برنده نخواهند شد ؟ چرا آنها این کار را بصورت گلّه ای و بدون فکر انجام می دهند ؟

زیرا برای عده ای از مردم ، خرید بلیط بخت آزمایی به منزله خرید از یک حراجی است . فقط کسی ۲ دلار برای بلیط می دهد که فکر می کند این بلیط ۲ دلاری ، بیشتر از این ها ارزش دارد .

یعنی ارزش این را دارد که احساس ممکن بودن ، امید یا آرامش را تا قبل از لحظه ی باختن تجربه کنند و با ناپدید شدن آن احساس ، دوباره این بازی را تکرار کنند .


یعنی ارزش این را دارد که حس خوب قاطی شدن با احساسات و هیجانات یک گلّه بزرگ را ، حتی شده برای یک لحظه ، تجربه کنند .

یعنی ارزش این را دارد که فقط با ۲ دلار غم و اندوه را پشت سر بگذارند .

شگفتی ماجرا در میزان حماقت ما برای اتلاف زمان و هزینه نیست بلکه در تلاش ما برای دروغ بافی درباره آن است .



مصطفی منبری ۱ آبان ۱۳۹۷
.................................
لینک :http://yon.ir/q9802
................................
ترکیب کننده ها و تجزیه کننده ها


ست گادین ۲۴ اکتبر ۲۰۱۸
..............................

دو راه جالب برای « حل یک مساله » ، « پیدا کردن یک استارتاپ» یا حتی « نوشتن یک پست برای وبلاگ» وجود دارد .

شما می توانید دو گروه موضوع متفاوت و جدا از هم را ترکیب کنید .

یا اینکه یک گروه منسجم را به دو یا چند بخش تجزیه کنید .

آمازون یک ترکیب کننده است . آمازون ۱۰۰۰ بازار کتاب مجزا را ترکیب و به یک بازار خیلی بزرگ تبدیل کرده است .

آرایشگاه highendbarbershop.com یک تجزیه کننده است . آنجا مختص مردان است . آنهم نه همه مردان ، بلکه فقط آنهایی که حاضرند برای یک تجربه ی کوتاه کردن مو ، ۵۰ دلار بپردازند .

شما می توانید یکی از راه های ترکیب یا تجزیه را انتخاب کنید . هر انتخاب ، مسیر تازه ای رو به جلو خواهد بود .


مصطفی منبری ۲ آبان ۱۳۹۷
..................................
لینک : http://yon.ir/L17QA
.................................
وعده های بهتری بدهید


ست گادین ۲۵ اکتبر ۲۰۱۸
.................................

ما زمان زیادی را صرف ماندن سر قول و قرارمان ، نگرانی درباره وعده هایی که داده ایم و کم و زیاد کردن آنها می کنیم ولی بندرت تلاش می کنیم از همان اول ، وعده های بهتری بدهیم .

وعده هایی جامع تر .

وعده هایی که واقعا ضروری اند .

و قول های شخصی .

بِرند شما همان وعده شما و قول و قرارتان است و کار شما ، عمل به وعده هایی که داده اید .

اخیرا چه قولی به ما داده اید ؟



مصطفی منبری ۳ آبان ۱۳۹۷
......................................
Make better promises



We spend so much of our time keeping promises, fretting about promises, whittling down promises… that we rarely put the effort into creating better ones.

More generous.

More urgent.

More personal.

Your brand is a promise and your work is delivering on it.

What have you promised us lately?
پادزهر


ست گادین ۲۶ اکتبر ۲۰۱۸
..................................

انتخاب فلسفه ای که دائماً در حال اصلاح خویش باشد ، بسیار ارزشمند است .

پادزهر علوم جعلی junk science ، تولید علمِ بیشتر است ، علوم خوب . علم یک پروسه ی « خود اصلاح گر » است که شفاف سازی باعث ارتقاء آن می‌شود .

پادزهر مهندسی بد ، مهندسی بیشتر است . امروزه مهندسی و پل سازی ، بهتر از صدها سال قبل به پیش می‌رود .

ولی پادزهر اطاعت کور از فرامین و اصولی که آزموده نشده اند ، اطاعت بیشتر نیست . این پروسه ، خودش را اصلاح نمی‌کند بلکه بدتر و بدتر می شود .



مصطفی منبری ۴ آبان ۱۳۹۷
..................................

The antidote



It’s worth picking a philosophy that’s self correcting.

The antidote to junk science is more science, good science. Science is a self-correcting process, where transparency leads to improvement.

The antidote to bad engineering is more engineering. Engines and bridges run better today than they did a hundred years ago.

The antidote to blind obedience to unexamined edicts and principles, though, is not more obedience. It doesn’t self correct. It gets worse.
کسانی که نه راست دست و نه چپ دست هستند


ست گادین ۲۸ اکتبر ۲۰۱۸
...................................


انسان شناسان دریافته اند ، ما بسیار تمایل داریم که به گروه هایی تقسیم شویم . ما وقتی در گروه خودمان هستیم ، به شدت برای پایین کشیدن سایر گروه ها تلاش می کنیم .

ما برای پیروزی در کوچکترین اختلافات یا گرفتن ریزترین سهم ها می‌کوشیم .حتی اگر تنها بهره ی ما این باشد که فقط فکر کنیم در چیزی برنده شده ایم ، همین برایمان کافیست .

ما زمان زیادی را صرف طبقه بندی انسان ها می کنیم . ما به آنها برچسب می زنیم تا با هر کدام ، رفتار متفاوتی داشته باشیم . ما می‌خواهیم پاسخ آنها را پیش بینی کنیم .

اغلب در کنکاش برای فهمیدن این هستیم که چه کسی در کدام گروه است .

یک ایمیل ناشناس باعث می‌شود مدت زمانی را صرف حدس زدن موقعیت ، جنسیت و رابطه اش با خودمان کنیم .

کدام گروه ؟

شگفتا که ما اهمیت زیادی به راست دست یا چپ دست بودن کسی نمی‌دهیم . تقسیم بندی های ما شامل گروه هایی که می‌توانند زبان شان را لوله کنند یا حتی گروه هایی که می توانند پیانو بنوازند نمی شود .

من بطور کلی اهمیت دادن به تیم های ورشی را درک می کنم . من وابستگی گروهی را می فهمم و اینکه این‌گونه وابستگی ها یک انتخاب عمدی برای رقابت کردن و راهی برای پیش بینی اتفاقات مرحله بعدی است .

ولی وقتی ما درباره جنسیت ، مذهب ، شهروندی ، ترجیح جنسی یا نژاد کسی مطمئن نباشیم خیلی مضطرب می شویم .

کسانی که نه راست دست و نه چپ دست اند ، در این مواقع مشکل ساز می شوند ( نمی توانیم براحتی به آنها برچسب بزنیم . م ) . هرچند بظاهر هیچ رابطه ای بین چیزهای با اهمیت ( نگرش ها ، مهارت ها ، استعداد ها ) و وابستگی هایی که برای ما مهم هستند وجود ندارد .

و این یک فرصت عالی در اختیارمان می گذارد . یعنی اگر شما بدون در نظر گرفتن وابستگی های افراد ، کاری را بر عهده آنها بگذارید ، می‌توانید همکاران فوق‌العاده ای را پیدا کنید که دیگران به طرز احمقانه ای آنها را نادیده گرفته اند .

کسانی که خودشان را به راست دست ها یا چپ دست ها محدود نکنند ، فرصت های بیشتری را درون فرصت های موجود بدست می آورند . آنها مسیرهایی را می پیمایند که قبلا کسی نرفته است .

با چنین افرادی کار کنید یا گورتان را از مسیر آنها گم کنید .



مصطفی منبری ۸ آبان ۱۳۹۷
......................................
لینک : http://yon.ir/MZbHe
.....................................
اشکال مردم این است که تعداد شان بیشتر از شماست


ست گادین ۳۰ اکتبر ۲۰۱۸
.............................

با عقل جور در نمی آید که همه ی زندگی تان ، صرف این شود که به مردم ثابت کنید اشتباه می کنند . این یک منازعه ی محکوم به باخت است .

بجای این ، اقدام موثرتر آنست که برای ساختن روابط ، شکل دادن به گروه ها و یافتن بهترین های فیلد کاری تان ، پشتکار زیادی بخرج دهید .

شما نمی‌توانید جای کسی باشید ، همانطور که هیچ کس نمی تواند جای شما باشد .

تلاش در این مسیر ، راهی بسوی زندگی خوب است .


مصطفی منبری ۸ آبان ۲۰۱۸
................................

The problem with people is that they
outnumber you




It doesn’t make any sense to spend your life proving them wrong, it’s a losing battle.

Far more effective is the endless work of building connection, forming alliances and finding the very best you can in those you engage with.

You can’t possibly know what it’s like to be someone else, but it’s also true that no one knows what it’s like to be you.

One more reason to put in the effort to find the good.
همان ۱۰۰۰ تای اول ، سخت ترین قسمت ماجراست


ست گادین ۳۱ اکتبر ۲۰۱۸
.......................................

سالهاست به مردم توضیح می‌دهم که وبلاگ نویسی روزانه ، یکی از عادات فوق‌العاده مفید است .

حتی اگر هیچ کس وبلاگ شما را نخواند ، همین عمل نوشتن ، روشنگر ، انگیزه بخش و در نهایت سرگرم کننده است .

من مجموعه ای از وبلاگ هایی را فالو می کنم که هر روز آپدیت می شوند و از مرز ۱۰۰۰ پست گذشته اند ( این تعداد پست سه سال یا بیشتر زمان می برد ) .

خوشبختانه هزاران آدم سخاوتمند وجود دارد که نوشته های غیر تبلیغاتی خود را بصورت منظم و روزانه در وبلاگ های خود منتشر می کنند و این عادتی است که از آن معجزه بر می خیزد .

شما از خواندن کارهای این افراد سخاوتمند ، ایده های زیادی خواهید گرفت که بخشی از جادوی ارتباطات دوران دیجیتال است .

یافته های من نشان می دهد مردم بعد از ۲۰۰ پست یا بیشتر ، معمولا اظهار خوشحالی می کنند . شما نوشتن را سه یا چهار ماه ادامه دهید تا ببینید که چه اتفاقی رخ می دهد ...



مصطفی منبری ۱۱ آبان ۱۳۹۷
..................................
لینک :http://yon.ir/DZW2Z
................................
کیفیت و تلاش


ست گادین ۱ نوامبر ۲۰۱۸
....................................

همان‌طور که متضاد سر به هوا بودن ، مراقب بودن است ، بهترین راه برای اجتناب از خطاهای قابل اجتناب هم ، تلاش سخت تر در جهت اهمیت دادن به کارهاست .

اگر جراحان بیشتر مراقب بودند ، خطاهای کمتری رخ می داد . اگر مردم سخت تر تلاش می کردند ، خیلی از اشتباهاتی که اوضاع را بهم می ریزد ناپدید می شدند.

البته این جور حرف‌ها ، مدت ها بود که صحت داشت ولی امروزه اصل بر تلاش نیست بلکه سیستم است که اهمیت دارد .
.
.
.
ما نیازمند توجه به سیستم هستیم . ما نیاز به ایجاد چک لیست و مرور آن همراه با انعطاف پذیری داریم تا دقت عمل مان را با صراحت نشان دهیم . شاید در نگاه اول ، نوشتن « این پا جراحی شود » روی پای بیمار برای یک جراح ، کار احمقانه ای بنظر برسد ولی رواج همین سیستم ساده باعث شده است تعداد اشتباهات جراحی روی پای سالم به صفر برسد .

در مدارس ، برای کودکان سخنرانی سر می دهیم که بیشتر مراقب باشند ولی بجای آن ، هیچ زمانی را صرف آموزش آنها برای ایجاد یک سیستم نمی کنیم . ما چک لیست ها و فرایند ها را نادیده می گیریم زیرا یاد گرفته ایم که آنها زیر دست ما هستند .

بجای واکنشی مثل « کاش بیشتر مراقب بودم » می‌توانیم بگوییم « من می‌توانم سیستم بهتری بسازم » .

اگر مراقب بودن مهم است ، ساختن سیستمی در باره مراقب بودن هم به همان اندازه اهمیت دارد .




مصطفی منبری ۱۲ آبان ۱۳۹۷
............................
لینک:http://yon.ir/TVWNj
..........................
بظاهر پنهان ولی عملا پیدا


ست گادین ۲ نوامبر ۲۰۱۸
.................................

جواب مساله شما درست جلوی چشم تان است .

بیشتر از حد انتظارتان کار کنید ، ریسک کنید یا سازش کنید .




مصطفی منبری ۱۲ آبان ۱۳۹۷
......................

Hiding in plain sight



The answer to your quandary is right there, in front of you.

It’s just that it involves more work, more risk or more trade-offs than you were hoping for.
مفهوم آزمایش راندوم Random testing


ست گادین ۷ نوامبر ۲۰۱۸
.................................

دو دلیل خوب برای انجام آزمایش راندوم ( تصادفی) :

اول : شما با یک مجموعه همگن و قابل پیش بینی کار می کنید و اگر خطایی از دست کسی در برود ، هزینه چندان چشمگیری نخواهد داشت . برای مثال ، سر آشپز مجبور نیست تک تک غذاها را قبل از ترک آشپزخانه و رفتن به سر میزهای رستوران ، مزمزه کند تا مطمئن شود چون کیفیت تولید ، بر اساس آزمایش های راندوم کار می کند تا مطمئن شود که هر محصولی در طیف استاندارد خودش قرار دارد . پس تا زمانیکه محصولات تفاوت اساسی باهم نداشته باشند آزمایش راندوم بخوبی جواب می دهد . در غیر اینصورت هر کدام باید جداگانه مورد آزمایش قرار بگیرند .


دوم : زمانیکه شما می‌خواهید پیامی را به افراد ارسال کنید تا رفتارشان را تغییر دهید . آزمایش دارو یا حسابرسی مالیاتی مثال هایی از این دسته اند . شما نمی توانید همه را آزمایش کنید ولی بوضوح اعلام می کنید ، احتمال اینکه کسی خارج از این روال ، گیر بیافتد وجود دارد .


ما در همه حال ، بدون اینکه متوجه باشیم در حال انجام آزمایش راندوم هستیم . شاید این کار اشتباه است و ما بایستی همه را تک تک آزمایش کنیم ( مخصوصاً وقتی شرایط سهمگین است یا نتایج غیر قابل پیش بینی اند ) وگرنه باید به مردم و سیستم مان چنان اعتماد کنیم که بندرت دست به آزمایش بزنیم .

با عقل جور در نمی آید که تله های سرعت سنجی راندوم برای رانندگان ایجاد کنیم . همچنین منطقی هم نیست که سرعت تک تک ماشین ها را بسنجیم یا برعکس ، سرعت هیچکدام را اندازه نگیریم .

ارسال پیام از طریق آزمایش و در ادامه ی آن یک تنبیه سختگیرانه ، ممکن است نمایش امنیت خوبی را ترتیب دهد ولی زمان را هدر می دهد و اعتماد را نابود می کند .



مصطفی منبری ۱۷ آبان ۱۳۹۷
.............................
لینک : http://yon.ir/4i8QN
............................
اگر از کاری که می کنید نتیجه نمی گیرید


ست گادین ۸ نوامبر ۲۰۱۸
...................................

اگر از شغل تان جواب نمی گیرید ، شاید زمان تغییر فرا رسیده است .

منظورم شغل جدید یا شهر جدید نیست .

شاید به روایتی متفاوت از کارتان نیازمندید .

روایتی مملو از ممکن ها ، شایستگی ها ، ارتباطات و اعتماد . داستانی درباره for و with بجای at یا to .

یکی از سخت ترین کارهایی که تا بحال انجام داده اید ، اینست که راه جدیدی را از صفر شروع کنید و داستان تازه ای درباره دنیای اطراف تان روایت کنید .

داستانی که ما در حال حاضر از شغل مان در ذهن داریم ، تکه تکه و بمرور زمان ساخته شده و حاصل تجارب چالش ها و جنگ هایی طاقت فرسا در گذشته است .

ولی اگر این داستان ، شما را به جایی که لازم است نمی‌رساند ، به چه دردی می خورد ؟

یقینا می توانیم بهترین داستان جهان درباره خودمان را هر لحظه از هر روز برای خودمان تعریف کنیم ، داستانی واقعی ، دقیق و مفید . واقعیت هم همین است .

این کار ، شدنی ولی دور از ذهن است .

اگر در جستجوی داستانی مفید باشیم چه ؟

روایتی که به ما برای تغییر دنیا به جای مورد دلخواه مان کمک کند و از اقدام به آن تغییر ، احساس خوبی به ما دست بدهد .

اگر به تنهایی قادر نیستید از صفر شروع کنید ، ارزشش را دارد که از دیگران کمک بگیرید تا بتوانید داستانی تازه برای بقیه زندگی تان روایت کنید .



مصطفی منبری ۱۸ آبان ۱۳۹۷
.................................
لینک :http://yon.ir/B7DqP
................................
این یک سطل نیست


ست گادین ۹ نوامبر ۲۰۱۸
..........................

پر شدن یک سطل ، با اینکه سریع یا آسان اتفاق نمی افتد ولی شما براحتی می‌توانید پیشرفت کار را اندازه بگیرید . صبر کردن سخت نیست چون پر شدن آن را می توانید ببینید .

اکثر چیزهایی که برایمان مهم اند ، خودشان را این‌گونه به ما نشان نمی دهند .

ما چیزهایی را ذره ذره می سازیم که قادر به دیدن آن نیستیم .

شنیدن یک « نه » بیشتر ، تحمل یک شکست دیگر ، آموختن یک درس بیشتر است .

این یک سطل نیست ، یک سفر است .



مصطفی منبری ۱۹ آبان ۱۳۹۷
........................
لینک : http://yon.ir/erm6t
......................
نوشتن دستورالعمل


ست گادین ۱۰ نوامبر ۲۰۱۸
.......................

یک یادداشت غیر منتظره ولی مهم ، مسیر سختی را برای نوشته شدن می پیماید .

سختی نوشتن آن به اینست که :

کسی انتظار شنیدنش را از شما نداشته باشد .

شما بطور کاملا واضح بدانید که برای چه کسی ، چه چیزی را می گویید و انتظار دارید دیگران ، دقیقا چه کاری را انجام دهند .

و شهامت کافی برای دل کندن از بیان جملاتی غیر از موارد بالا را داشته باشید .


اخیرا پشت در اتاق من در یک هتل ، یادداشتی گذاشته بودند . مدیر هتل ۱۰۰۰ عدد از آن دستورالعمل ها را پشت در اتاق ها پخش کرده بود که شاید ده نفر هم آنرا نخوانند ، چه برسد که با آن عمل کنند .

بهمین خاطر ، نکاتی در نوشتن یادداشت ها و دستورالعمل ها به ذهنم رسید :

۱) الگو های قدیمی را رها کنید : آخرین بار که به دستورات مهماندار هواپیما درباره کمربند ایمنی صندلی تان گوش دادید کی بود ؟ ما آن دستورات را نادیده می گیریم ، چون این‌گونه یاد گرفته ایم . اگر شما مطلبی را بجا و در زمان تعیین شده اش و با فرمتی به ما نشان دهید که ما قبلا برای نادیده گرفتن آن آموزش دیده باشیم ، ما شما را نادیده خواهیم گرفت .

۲) یک داستان روایت کنید : شما بدنبال درگیر کردن مخاطبان تان هستید . درباره منِ مخاطب حرف بزنید ، درباره شما ، درباره ی دیروز ، امروز و فردا حرف بزنید . اگر جمله اول تان گرفت ، آنگاه می‌توانید جمله دوم را هم به من بفروشید .

۳) داستان تان را قاب بندی کنید : به خواننده کمک کنید حرف تان را با چیز دیگری مقایسه کند . اضطرار و هیجان ایجاد کنید . با منِ مخاطب و موقعیت و نیاز های من داستان بسازید .

۴) کوتاه نویسی کنید : چند چیز می خواهید بگویید ؟ دوتا ؟ خیلی زیاد است ! بقدری کوتاه بنویسید که اجازه دهید ، یادداشت شما را اسکن کنم نه مطالعه .

۵) حتما نوشته تان شامل شماره تلفن باشد .



تصاویر یادداشت ، قبل و بعد از آنچه برای شما گفتم : http://yon.ir/mwm4K




مصطفی منبری ۲۰ آبان ۱۳۹۷
..........................
لینک:http://yon.ir/fcQEt
.........................
هشیار باشیم ، همین


ست گادین ۱۱ نوامبر ۲۰۱۸
........................

لازم نیست غافلگیر کننده باشید یا غرق در افکارتان شوید یا حتی فردی مافوق تصور باشید. فقط هشیار باشید ، همین .

به اتفاقات دوربرتان حساس باشید . « زمان حال » را آگاهانه درک کنید .

چیزها را شفاف بنگرید و صداها را طوری گوش کنید که انگار بار اول تان است که آنها را می شنوید .

کِی قرار است چنین شانسی به ما رو بیاورد که بتوانیم هشیار و حساس باشیم .

رسانه ها ، شبکه های اجتماعی و بازاریاب ها بعید است برای هشیار شدن ، کمکی به ما بکنند . آنها فقط بدنبال کلیک ها ، خرید ها و زامبی های ترسو هستند.
.
.

جستجوی هشیاری ، تلاش ارزشمندی است و زمانیکه آنرا بدست آوریم ، باید قدرش را بدانیم .


مصطفی منبری ۲۰ آبان ۱۳۹۷
................................
لینک مرتبط از وبسایت شاهین کلانتری : http://yon.ir/QTahQ
................................
لینک اصلی : http://yon.ir/qyXHp
..............................
▪️جاذبه‌ی فراگیر ناشی از اثر شبکه


▪️ست‌گادین ۱۲ نوامبر ۲۰۱۸
.......................


اگر قرار باشد یک پیتزا را بین جمعیتی بزرگ تقسیم کنید، هیچ‌کس را نمی‌توانید راضی کنید.

ولی اگر یک ایده را با گروهی از افراد در میان بگذارید، باعث ایجاد یک تأثیر فرهنگی می‌شوید که هرچه بیشتر گسترش یابد، ارزشمندتر می‌شود.

اغلب ما خودمان را با مدل «کمبود پیتزا» تطبیق می‌دهیم: «من مقدار زیادی از فلان چیز ندارم و اگر همان را هم با تو شریک شوم، چیزی برای خودم باقی نمی‌ماند.»

ولی در واقع، بخش‌های مفید زندگی ما وقتی خودشان را بهتر نشان می‌دهند که گفته باشیم: اگر این را با تو شریک شوم، هر دوی ما آن را خواهیم داشت.

ایده‌ای که به اشتراک گذاشته می‌شود، قدرتمند‌تر از ایده‌ای است که پنهان می‌ماند. یک جامعه(community)، قوی‌تر از تک‌تک افرادی است که پراکنده‌اند.

وقتی ایده‌تان را با ساختن یک شبکه به دیگران تقدیم می‌کنید، به هیچ وجه آن را به هدر نداده‌اید.

در واقع شما اعتمادسازی کرده‌اید. قدرت بدست آورده‌اید و چرخه‌ای مثبت از بهتر‌شدن را به راه انداخته‌اید.





مصطفی منبری ۲۱ آبان ۱۳۹۷