◾️کسبوکار بزرگ در مقایسه با کسبوکار کوچک
◾️ستگادین ۲۳ اکتبر ۲۰۲۰
شرکتهای کوچک، تقریباً همهی جنبههای مشاغل را ایجاد میکنند. آنها در نقش شورشیهایی هستند که مُسببان تغییرند.
شرکتهای بزرگ، محور اصلی و تولیدکنندگانِ قابل اطمینانِ کالا و خدمات هستند. مقیاس عملِ شرکتهای بزرگ برای خیلی از ما قابل تصور نیست.
دو دیدگاه غالباً متناقضاند و هر کدام قادر به یادگیری چیزی از آن دیگری.
بیطرفی شبکه(Net neutrality)، بحثی است بین طرفداران آزادی نوآوری در کسبوکارهای کوچک و طرفداران اعمال کنترل توسط کسبوکارهای بزرگ.
اصلاحات در تامین مالی کمپینهای انتخاباتی(Campaign finance)، بحثی است علیه شرکتهای بزرگ و لیدرهایشان دربارهی خرید نتایج انتخابات.
این بحثها همیشه دربارهی مقایسهی سیستم سرمایهداری با بقیهی سیستمها نیستند. بلکه اغلب دربارهی مقایسهی وضعیت موجود با وضعیتی هستند که بعد از این خواهد آمد.
یک کسبوکار کوچک، مساوی با یک کسبوکار بزرگِ رشدنکرده نیست و با آن متفاوت است. یک کسبوکار کوچک، صاحبی دارد که میتواند تصمیمات را بدون برگزاری جلسه بگیرد، به حرف مشتریانش گوش دهد و همواره بالای سر کارش حاضر باشد.
🍁 مصطفی منبری ۳ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۲۳ اکتبر ۲۰۲۰
شرکتهای کوچک، تقریباً همهی جنبههای مشاغل را ایجاد میکنند. آنها در نقش شورشیهایی هستند که مُسببان تغییرند.
شرکتهای بزرگ، محور اصلی و تولیدکنندگانِ قابل اطمینانِ کالا و خدمات هستند. مقیاس عملِ شرکتهای بزرگ برای خیلی از ما قابل تصور نیست.
دو دیدگاه غالباً متناقضاند و هر کدام قادر به یادگیری چیزی از آن دیگری.
بیطرفی شبکه(Net neutrality)، بحثی است بین طرفداران آزادی نوآوری در کسبوکارهای کوچک و طرفداران اعمال کنترل توسط کسبوکارهای بزرگ.
اصلاحات در تامین مالی کمپینهای انتخاباتی(Campaign finance)، بحثی است علیه شرکتهای بزرگ و لیدرهایشان دربارهی خرید نتایج انتخابات.
این بحثها همیشه دربارهی مقایسهی سیستم سرمایهداری با بقیهی سیستمها نیستند. بلکه اغلب دربارهی مقایسهی وضعیت موجود با وضعیتی هستند که بعد از این خواهد آمد.
یک کسبوکار کوچک، مساوی با یک کسبوکار بزرگِ رشدنکرده نیست و با آن متفاوت است. یک کسبوکار کوچک، صاحبی دارد که میتواند تصمیمات را بدون برگزاری جلسه بگیرد، به حرف مشتریانش گوش دهد و همواره بالای سر کارش حاضر باشد.
🍁 مصطفی منبری ۳ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Big business vs. small business
Small companies create almost all the jobs. They are the insurgents, the agents of change. Big companies are a backbone, reliable providers of goods and services. Big companies operate at a scale t…
◾️چیزی دربارهی هزینههای هدررفته
◾️ستگادین ۲۴ اکتبر ۲۰۲۰
فردا فرصتی دیگر است.
سی نفر آنجا منتظر راهنمایی شما هستند تا به بهترکردن اوضاع کمک کنید. ولی اگر شما هنوز به پروژهی شکستخوردهی قبلیتان چسبیده باشید، دیگر قادر به نمایش توانمندیهایتان نخواهید بود.
مشتریان گذری(Customers)، شُرکا و مشتریان دائمی و حرفهای(Clients) شما نیازمند صدای شما و محصولاتتان هستند و از جانکندنِ شما برای بیرونآمدن از چالهای که قبلاً برای خودتان کندهاید و حالا به وضعیتی بغرنج تبدیل شده، هیچ نفعی نمیبرند.
تمرکز روی حل مسئلهای که درست پیش روی ماست و اینکه تصمیم بگیرید این مسئله و فقط همین مسئله را به عنوان مسئلهی ما حل کنید، کار آسانی است. ولی هر کاری هزینهای دارد و هزینهی فرصت(Opportunity lost) کاری که میکنید نیز به همان اندازه واقعی است. حتی وقتی توجهی به آن ندارید.
البته اگر در شرایط دشوار، از این شاخه به آن شاخه بپریم، نمیتوانیم مشارکت سازندهای بیافرینیم ولی از آنطرف، وقتی از متوقفکردنِ پروژهای که قبلاً شکست خورده ناتوانیم، خودمان و تواناییهایمان را تحقیر میکنیم.
اتفاقات دیروز در دیروز ماند و تجربهی آن، بصورت یک هدیه و دارایی از خودِ قبلیتان به امروزتان منتقل شده است. اگر خودتان نخواهید، مجبور به یدککشیدنِ شکستهای قبلیتان نیستید.
مطالعهی بیشتر: هزینههای هدررفته(ستگادین)
🍁 مصطفی منبری ۳ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
◾️ستگادین ۲۴ اکتبر ۲۰۲۰
فردا فرصتی دیگر است.
سی نفر آنجا منتظر راهنمایی شما هستند تا به بهترکردن اوضاع کمک کنید. ولی اگر شما هنوز به پروژهی شکستخوردهی قبلیتان چسبیده باشید، دیگر قادر به نمایش توانمندیهایتان نخواهید بود.
مشتریان گذری(Customers)، شُرکا و مشتریان دائمی و حرفهای(Clients) شما نیازمند صدای شما و محصولاتتان هستند و از جانکندنِ شما برای بیرونآمدن از چالهای که قبلاً برای خودتان کندهاید و حالا به وضعیتی بغرنج تبدیل شده، هیچ نفعی نمیبرند.
تمرکز روی حل مسئلهای که درست پیش روی ماست و اینکه تصمیم بگیرید این مسئله و فقط همین مسئله را به عنوان مسئلهی ما حل کنید، کار آسانی است. ولی هر کاری هزینهای دارد و هزینهی فرصت(Opportunity lost) کاری که میکنید نیز به همان اندازه واقعی است. حتی وقتی توجهی به آن ندارید.
البته اگر در شرایط دشوار، از این شاخه به آن شاخه بپریم، نمیتوانیم مشارکت سازندهای بیافرینیم ولی از آنطرف، وقتی از متوقفکردنِ پروژهای که قبلاً شکست خورده ناتوانیم، خودمان و تواناییهایمان را تحقیر میکنیم.
اتفاقات دیروز در دیروز ماند و تجربهی آن، بصورت یک هدیه و دارایی از خودِ قبلیتان به امروزتان منتقل شده است. اگر خودتان نخواهید، مجبور به یدککشیدنِ شکستهای قبلیتان نیستید.
مطالعهی بیشتر: هزینههای هدررفته(ستگادین)
🍁 مصطفی منبری ۳ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Seth's Blog
The thing about sunk costs
Tomorrow is another opportunity. There are thirty people over there who are just waiting for you to help connect them, lead them or make things better. But if you’re still defending the stuck…
◾همهپسند در مقایسه با خوب
◾ستگادین ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰
این دو مثل هم نیستند.
اغلب تلاش میکنیم که هر دو را باهم داشته باشیم، ولی زهی خیال باطل. ما تقریباً بطور قطع، یکی را به قیمت بدستآوردنِ دیگری از دست میدهیم. ما در اغلب اوقات از برخی چیزها کوتاه میآییم تا هر دو را بدست آوریم ولی شکست میخوریم.
بهتر است یکی از این دو را داشته باشیم، بجای اینکه هر دو را از دست بدهیم.
🍁 مصطفی منبری ۵ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰
این دو مثل هم نیستند.
اغلب تلاش میکنیم که هر دو را باهم داشته باشیم، ولی زهی خیال باطل. ما تقریباً بطور قطع، یکی را به قیمت بدستآوردنِ دیگری از دست میدهیم. ما در اغلب اوقات از برخی چیزها کوتاه میآییم تا هر دو را بدست آوریم ولی شکست میخوریم.
بهتر است یکی از این دو را داشته باشیم، بجای اینکه هر دو را از دست بدهیم.
🍁 مصطفی منبری ۵ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Popular vs. good
They’re not the same. We often strive to have both, but that’s unlikely. The price of having one almost certainly involves losing the other. We often end up compromising something to g…
◾دانشمند موفق
◾ستگادین ۲۹ اکتبر ۲۰۲۰
روش علمی، قدرتمندترین اختراع بشر تا به امروز است. روش علمی، فقط مختص افرادی با روپوشهای سفید و آزمایشگاهها نیست. روش علمی، پوشش، خوراک، سلامتی خانوادهها، دستاوردهای ما از زندگی و شناخت ما را از جهان، تغییر داده است و همهی اینها حاصل فرآیند سادهای شامل فرضیهپردازی، آزمایش و توصیف است:
(متاسفانه مدرسه و بقیهی سیستمهای جهانِ ما، فقط روی یک یا دو مورد که برای انجامِ بهترِ روش علمی مورد نیاز است تمرکز کردهاند.)
۱- قوانین، اصول و نتایج پیشین را بدانید. درس بخوانید و در آزمونها نمرهی خوب کسب کنید.
۲- تفکری را که در پشت این قوانین است، درک کنید تا بتوانید آنها را عمیقتر بفهمید یا حتی این قوانین را تغییر یا توسعه دهید.
۳- آزمایشهایی ترتیب دهید که به فکر دیگران نرسیده یا کسی به موفقیت آنها امیدی ندارد. عمداً فرضیههای جعلی و ناصحیح مطرح کنید و با این که میدانید ممکن است شکست بخورید، آنها را بیازمایید.
۴- نتایج آزمایشات خود را منتشر کنید تا دیگران نیز بتوانند نتایج کارتان را بیازمایند و آن را ارتقاء دهند. کارتان را نمایش دهید. پذیرای اصلاح و ارتقاء باشید.
۵- کاری را که انجام دادهاید، بوضوح شرح دهید تا قسمتی از اصول و معیارها شود و مورد استفادهی دیگران قرار بگیرد تا وقتیکه با چیزی مفیدتر جایگزین گردد.
در جهانِ امروزِ ما، معضلات و مباحث طولکشیدهی خیلی کمی را میتوان یافت که نتوانیم آنها را سریعتر حل کنیم، بشرطی که همه را درگیر حلشان کنیم و افراد، با حسن نیت و قدم به قدم دست بکار شوند.
به همین خاطر اگر در پیِ هدایت دیگرانید یا میخواهید افکارشان را تغییر دهید، اگر برای بهترکردن اوضاع کار میکنید، پس شما یک دانشمند هستید.
🍁 مصطفی منبری ۹ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۹ اکتبر ۲۰۲۰
روش علمی، قدرتمندترین اختراع بشر تا به امروز است. روش علمی، فقط مختص افرادی با روپوشهای سفید و آزمایشگاهها نیست. روش علمی، پوشش، خوراک، سلامتی خانوادهها، دستاوردهای ما از زندگی و شناخت ما را از جهان، تغییر داده است و همهی اینها حاصل فرآیند سادهای شامل فرضیهپردازی، آزمایش و توصیف است:
(متاسفانه مدرسه و بقیهی سیستمهای جهانِ ما، فقط روی یک یا دو مورد که برای انجامِ بهترِ روش علمی مورد نیاز است تمرکز کردهاند.)
۱- قوانین، اصول و نتایج پیشین را بدانید. درس بخوانید و در آزمونها نمرهی خوب کسب کنید.
۲- تفکری را که در پشت این قوانین است، درک کنید تا بتوانید آنها را عمیقتر بفهمید یا حتی این قوانین را تغییر یا توسعه دهید.
۳- آزمایشهایی ترتیب دهید که به فکر دیگران نرسیده یا کسی به موفقیت آنها امیدی ندارد. عمداً فرضیههای جعلی و ناصحیح مطرح کنید و با این که میدانید ممکن است شکست بخورید، آنها را بیازمایید.
۴- نتایج آزمایشات خود را منتشر کنید تا دیگران نیز بتوانند نتایج کارتان را بیازمایند و آن را ارتقاء دهند. کارتان را نمایش دهید. پذیرای اصلاح و ارتقاء باشید.
۵- کاری را که انجام دادهاید، بوضوح شرح دهید تا قسمتی از اصول و معیارها شود و مورد استفادهی دیگران قرار بگیرد تا وقتیکه با چیزی مفیدتر جایگزین گردد.
در جهانِ امروزِ ما، معضلات و مباحث طولکشیدهی خیلی کمی را میتوان یافت که نتوانیم آنها را سریعتر حل کنیم، بشرطی که همه را درگیر حلشان کنیم و افراد، با حسن نیت و قدم به قدم دست بکار شوند.
به همین خاطر اگر در پیِ هدایت دیگرانید یا میخواهید افکارشان را تغییر دهید، اگر برای بهترکردن اوضاع کار میکنید، پس شما یک دانشمند هستید.
🍁 مصطفی منبری ۹ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The successful scientist
The scientific method is the most powerful invention humans have ever created. It’s not just for people in white coats and in labs. The scientific method has changed what we wear, what we eat…
◾کتاب جدید ستگادین: تمرین
◾ستگادین ۳ نوامبر ۲۰۲۰
امروز کتاب جدید من به نام تمرین(The Practice: Ship creative work) منتشر میشود.
خلاقیت بیش از هر زمانی اهمیت پیدا کرده است. از تکتک ما میخواهند که خلاق باشیم و به صورت حرفهای، هرموقع که اراده کردیم به افکار نابی دست پیدا کنیم.
ما توییت میکنیم، جلسه میگذاریم و مینویسیم تا ایدهها را به اشتراک بگذاریم و با اینکارها، اغلب در حال مسابقهدادن برای یافتن جایگاهمان، تغییر فرهنگ و یک اثرگذاری افتخارآمیز هستیم.
از طرفی، ما را شستشوی مغزی دادهاند که خلاقیت، یک استعداد مادرزادی است. چیزی مرموز که در دستان افرادی برگزیده است.
ما نمیخواهیم که به موضوع خلاقیت از نزدیک نگاه کنیم. چون میترسیم از سرمان بپرد!
چه مزخرفی!
خلاقبودن یک انتخاب است.
هیچ جادویی در کار نیست.
خلاقیت یک مهارت است، نه یک استعداد. خلاقبودن، قابل یادگیری است. اگر ما به خودمان اعتماد کنیم، میتوانیم بیشتر از حد تصورمان ظاهر شویم.
بهترین کارایی ما وقتی اتفاق میافتد که در مورد یک چیزِ جدید، دست به مشارکت(contribution) میزنیم. در مورد چیزی سخاوتمندانه و فراگیر. چیزی که به یک پیشرفت و بهترشدن میانجامد.
به نظر میرسد که مدتهاست دربارهی خلاقیت دچار بدفهمی شدهایم. خلاقیت فقط برای عدهای معدود رزرو نشده است و چیزی نیست که فقط جزو آرزوهای ما باشد یا از آن بترسیم.
خلاقیت مال ماست، به شرطی که برای آن آماده باشیم.
🍁 مصطفی منبری ۱۳ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
◾ستگادین ۳ نوامبر ۲۰۲۰
امروز کتاب جدید من به نام تمرین(The Practice: Ship creative work) منتشر میشود.
خلاقیت بیش از هر زمانی اهمیت پیدا کرده است. از تکتک ما میخواهند که خلاق باشیم و به صورت حرفهای، هرموقع که اراده کردیم به افکار نابی دست پیدا کنیم.
ما توییت میکنیم، جلسه میگذاریم و مینویسیم تا ایدهها را به اشتراک بگذاریم و با اینکارها، اغلب در حال مسابقهدادن برای یافتن جایگاهمان، تغییر فرهنگ و یک اثرگذاری افتخارآمیز هستیم.
از طرفی، ما را شستشوی مغزی دادهاند که خلاقیت، یک استعداد مادرزادی است. چیزی مرموز که در دستان افرادی برگزیده است.
ما نمیخواهیم که به موضوع خلاقیت از نزدیک نگاه کنیم. چون میترسیم از سرمان بپرد!
چه مزخرفی!
خلاقبودن یک انتخاب است.
هیچ جادویی در کار نیست.
خلاقیت یک مهارت است، نه یک استعداد. خلاقبودن، قابل یادگیری است. اگر ما به خودمان اعتماد کنیم، میتوانیم بیشتر از حد تصورمان ظاهر شویم.
بهترین کارایی ما وقتی اتفاق میافتد که در مورد یک چیزِ جدید، دست به مشارکت(contribution) میزنیم. در مورد چیزی سخاوتمندانه و فراگیر. چیزی که به یک پیشرفت و بهترشدن میانجامد.
به نظر میرسد که مدتهاست دربارهی خلاقیت دچار بدفهمی شدهایم. خلاقیت فقط برای عدهای معدود رزرو نشده است و چیزی نیست که فقط جزو آرزوهای ما باشد یا از آن بترسیم.
خلاقیت مال ماست، به شرطی که برای آن آماده باشیم.
🍁 مصطفی منبری ۱۳ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Seth's Blog
The Practice: Ship creative work
A new book by Seth Godin <—–click to order (scroll to the bottom of this post for audio!) … a New York Times bestseller Creativity matters more than ever, and each of us is be…
◾کلام اهمیت دارد
◾ستگادین ۶ نوامبر۲۰۲۰
هر زمان که حق داریم برای عموم حرف بزنیم، شانس وصلکردن (یا فصلکردن) پیدا میکنیم. میتوانیم گشایشی در احتمالات بیافرینیم یا همهی درها را ببندیم.
گاهی جوابمان را با بقیه به اشتراک میگذاریم، چون فکر میکنیم جواب همین است و بس. درحالیکه به جای این کار، شاید بهتر بود سوالی فراگیرتر مطرح میکردیم.
قطعکردنِ حرف دیگران، بامزه نیست، بهانهتراشی و شانهخالیکردن است.
حرفی که گفتهشد، به سختی جبران میشود و ما از این حرفها زیاد می زنیم که ترجیح میدادیم اصلاحشان کنیم. پس برای خودتان یادداشت کنید: بهتر است کمی در حرفزدن ملاحظه کنم و حاضر جواب نباشم.
🍁 مصطفی منبری ۱۷ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۶ نوامبر۲۰۲۰
هر زمان که حق داریم برای عموم حرف بزنیم، شانس وصلکردن (یا فصلکردن) پیدا میکنیم. میتوانیم گشایشی در احتمالات بیافرینیم یا همهی درها را ببندیم.
گاهی جوابمان را با بقیه به اشتراک میگذاریم، چون فکر میکنیم جواب همین است و بس. درحالیکه به جای این کار، شاید بهتر بود سوالی فراگیرتر مطرح میکردیم.
قطعکردنِ حرف دیگران، بامزه نیست، بهانهتراشی و شانهخالیکردن است.
حرفی که گفتهشد، به سختی جبران میشود و ما از این حرفها زیاد می زنیم که ترجیح میدادیم اصلاحشان کنیم. پس برای خودتان یادداشت کنید: بهتر است کمی در حرفزدن ملاحظه کنم و حاضر جواب نباشم.
🍁 مصطفی منبری ۱۷ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The words matter
Every time we have the floor we have the chance to create connection (or to sever it). We can open up possibility or we can close it. Sometimes, we share our answer thinking it might be the answer,…
◾فامیلهای دور
◾ستگادین ۱۱ نوامبر ۲۰۲۰
باهوشبودن(smart)، ارتباط کمی با متقاعدکنندهبودن(persuasive) دارد.
ولی ما هنوز هم اغلب اوقات فرض میکنیم که یکی از این دو، کلیدِ رسیدن به دیگری است.
سالهای سال، افراد را تعلیم میدهیم که در آزمونها خوب عمل کنند، با این باور که خوبتستزدن، آنها را باهوشتر کند.
فرض ما اینست که آنها خودشان به کشف ابزارهای متقاعدسازی که درونشان نهفته است، نائل خواهند شد.
ما اساساً باهوشبودن را با متقاعدسازی، یکی فرض کردهایم و فکر میکنیم که کاریزما یا فالوورها یا تاثیرگذاری، مفاهیمی همردیف با بینش، آیندهنگری و یادگیری هستند.
خبر خوب اینست که متقاعدسازی و اقناع مخاطب، یک مهارت است. اگر باهوش هستید، همه ما از تلاشی که صرفِ یافتن راهی برای لیدرشدن میکنید هم سود خواهیم برد.
🍁 مصطفی منبری ۲۱ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۱ نوامبر ۲۰۲۰
باهوشبودن(smart)، ارتباط کمی با متقاعدکنندهبودن(persuasive) دارد.
ولی ما هنوز هم اغلب اوقات فرض میکنیم که یکی از این دو، کلیدِ رسیدن به دیگری است.
سالهای سال، افراد را تعلیم میدهیم که در آزمونها خوب عمل کنند، با این باور که خوبتستزدن، آنها را باهوشتر کند.
فرض ما اینست که آنها خودشان به کشف ابزارهای متقاعدسازی که درونشان نهفته است، نائل خواهند شد.
ما اساساً باهوشبودن را با متقاعدسازی، یکی فرض کردهایم و فکر میکنیم که کاریزما یا فالوورها یا تاثیرگذاری، مفاهیمی همردیف با بینش، آیندهنگری و یادگیری هستند.
خبر خوب اینست که متقاعدسازی و اقناع مخاطب، یک مهارت است. اگر باهوش هستید، همه ما از تلاشی که صرفِ یافتن راهی برای لیدرشدن میکنید هم سود خواهیم برد.
🍁 مصطفی منبری ۲۱ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Second cousins
Being smart often has little to do with being persuasive. And yet we often assume that one leads to the other. We spend years and years educating people to do well on tests in the belief that this …
◾️موهبتی به نام نتایج
◾️ستگادین ۱۲ نوامبر ۲۰۲۰
وقتی Ignaz Semmelweis، آماری پیشگامانه از نجاتِ جانِ زنانِ بیشماری ارائه داد، پزشکانِ همکارش، از باور به او امتناع ورزیدند. آنها کار او را نادیده گرفتند. دستهایشان را نشستند و ۲۰ سالِ دیگر به همین منوال گذشت تا اینکه دیدگاههای دکتر «زملوایس» دربارهی نحوهی گسترش بیماری پذیرفته شد.
اینک ما در جهانی زندگی میکنیم که پرشتابتر و رقابتیتر از زمان اوست.
زمانیکه Jethro Tull، دربارهی تناوب زراعی نوشت، خیلی از کشاورزان به همان روشهای قدیمیشان ادامه دادند. با اینحال، در طول زمان، میزان بازده تولیدات کشاورزی که دروغ نمیگویند. لازم نیست شما از ایدهای خوشتان بیاید ولی میتوانید مشاهده کنید که آن ایده جواب میدهد.
«نتایج»، آشکار میشوند. آنها براحتی دیدهمیشوند. براحتی اندازهگیری میشوند و باقی میمانند.
پُلها یا فرو میریزند یا دوام میآورند. بازار سهام یا رشد میکند یا سقوط میکند.
ما میتوانیم «نتایج» را یا بعنوان تهدید و یا فرصت بنگریم. بستگی دارد که در حالِ دفاع از وضع مبهم موجود باشیم یا به دنبال بهترکردن اوضاع.
«نتایج»، اهمیتی به توضیحات ما نمیدهند. اگر قصد پیشرفت داریم، به توضیحات مفیدی نیازمندیم. چون انکارِ «نتایج»، تغییری در آنها ایجاد نمیکند.
همگام با انباشتهشدن بیش از پیش جهان با «نتایج»، روایات و تفاسیر شخصی از نحوهی عملکرد جهان نیز روی هم تلنبار میشوند. مخصوصاً در زمانهای تغییر و ظهور عواقب منفی، این وضعیت میتواند بسیار پریشانکننده و غمانگیز باشد.
ما هر کدام، روایت خودمان را داریم که مُعرِف ما و داستانی است که برای خودمان تعریف میکنیم.
باورها قدرتمند هستند. آنها شخصیاند و میتوانند تاثیر چشمگیری در تعامل ما با خویشتن و دیگران داشته باشند. ولی «نتایج»، جهانی(universal) و قابل مشاهدهاند. برای «نتایج» اهمیتی ندارد که ما چقدر تمایل داریم آنها را از جلوی دیدمان کنار بزنیم. آنها همانجا باقی میمانند.
وقتی افراد در اینباره حرف میزنند که مدرنشدن، انسانیت را تغییر داده است، اغلب از تأثیر اساسی «نتایج» غافلاند. امروزه محیطهای رقابتی، «نتایج» بیشتری را با سرعتی زیادتر به بار میآورند که خودِ این «نتایج» نیز در طول زمان در هم میآمیزند.
ما هنوز به یک روایت(narrative) نیاز داریم. و هنوز هم به دیدگاه منحصربهفرد خویش محتاجیم. اما در قرنی که گذشت، ما میبایست به سیستمهایی که «نتایج» را خلق میکنند، توجه بیشتر و بیشتری معطوف میداشتیم. واقعیت مشترکمان، همین را میطلبد.
🍁 مصطفی منبری ۲۲ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۱۲ نوامبر ۲۰۲۰
وقتی Ignaz Semmelweis، آماری پیشگامانه از نجاتِ جانِ زنانِ بیشماری ارائه داد، پزشکانِ همکارش، از باور به او امتناع ورزیدند. آنها کار او را نادیده گرفتند. دستهایشان را نشستند و ۲۰ سالِ دیگر به همین منوال گذشت تا اینکه دیدگاههای دکتر «زملوایس» دربارهی نحوهی گسترش بیماری پذیرفته شد.
اینک ما در جهانی زندگی میکنیم که پرشتابتر و رقابتیتر از زمان اوست.
زمانیکه Jethro Tull، دربارهی تناوب زراعی نوشت، خیلی از کشاورزان به همان روشهای قدیمیشان ادامه دادند. با اینحال، در طول زمان، میزان بازده تولیدات کشاورزی که دروغ نمیگویند. لازم نیست شما از ایدهای خوشتان بیاید ولی میتوانید مشاهده کنید که آن ایده جواب میدهد.
«نتایج»، آشکار میشوند. آنها براحتی دیدهمیشوند. براحتی اندازهگیری میشوند و باقی میمانند.
پُلها یا فرو میریزند یا دوام میآورند. بازار سهام یا رشد میکند یا سقوط میکند.
ما میتوانیم «نتایج» را یا بعنوان تهدید و یا فرصت بنگریم. بستگی دارد که در حالِ دفاع از وضع مبهم موجود باشیم یا به دنبال بهترکردن اوضاع.
«نتایج»، اهمیتی به توضیحات ما نمیدهند. اگر قصد پیشرفت داریم، به توضیحات مفیدی نیازمندیم. چون انکارِ «نتایج»، تغییری در آنها ایجاد نمیکند.
همگام با انباشتهشدن بیش از پیش جهان با «نتایج»، روایات و تفاسیر شخصی از نحوهی عملکرد جهان نیز روی هم تلنبار میشوند. مخصوصاً در زمانهای تغییر و ظهور عواقب منفی، این وضعیت میتواند بسیار پریشانکننده و غمانگیز باشد.
ما هر کدام، روایت خودمان را داریم که مُعرِف ما و داستانی است که برای خودمان تعریف میکنیم.
باورها قدرتمند هستند. آنها شخصیاند و میتوانند تاثیر چشمگیری در تعامل ما با خویشتن و دیگران داشته باشند. ولی «نتایج»، جهانی(universal) و قابل مشاهدهاند. برای «نتایج» اهمیتی ندارد که ما چقدر تمایل داریم آنها را از جلوی دیدمان کنار بزنیم. آنها همانجا باقی میمانند.
وقتی افراد در اینباره حرف میزنند که مدرنشدن، انسانیت را تغییر داده است، اغلب از تأثیر اساسی «نتایج» غافلاند. امروزه محیطهای رقابتی، «نتایج» بیشتری را با سرعتی زیادتر به بار میآورند که خودِ این «نتایج» نیز در طول زمان در هم میآمیزند.
ما هنوز به یک روایت(narrative) نیاز داریم. و هنوز هم به دیدگاه منحصربهفرد خویش محتاجیم. اما در قرنی که گذشت، ما میبایست به سیستمهایی که «نتایج» را خلق میکنند، توجه بیشتر و بیشتری معطوف میداشتیم. واقعیت مشترکمان، همین را میطلبد.
🍁 مصطفی منبری ۲۲ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The gift of results
When Ignaz Semmelweis pioneered statistics in order to save countless women from dying in childbirth, his fellow doctors refused to believe him. They ignored his work, didn’t wash their hands…
◾اگهدیگههای شما کجاست؟
◾ستگادین ۱۴ نوامبر ۲۰۲۰
همهی ما از این اگهدیگهها داریم.
اگه فلان بشه، دیگه بهمان کار رو انجام خواهم داد.
اگه این شرایط حساس کنونی برطرف بشه، دیگه استراحت خواهم کرد.
اگه با این مشتری معامله جوش بخوره، دیگه روی آموزش خودم سرمایهگذاری خواهم کرد.
اگه اینو تموم کنیم، دیگه روی اون تمرکز خواهیم کرد.
اغلب مواقع این اگهدیگهها بهانهای بیش نیستند. نتیجه، تخریب اعتماد و بدتر از آن، به تعویق انداختنِ آیندهای است که دوست داشتیم زندگیمان را در آن سپری کنیم.
اگهدیگههایتان را جدی بگیرید. همیشه آینده زودتر از آنچه انتظارش را داریم فرا میرسد.
🍁 مصطفی منبری ۲۴ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۴ نوامبر ۲۰۲۰
همهی ما از این اگهدیگهها داریم.
اگه فلان بشه، دیگه بهمان کار رو انجام خواهم داد.
اگه این شرایط حساس کنونی برطرف بشه، دیگه استراحت خواهم کرد.
اگه با این مشتری معامله جوش بخوره، دیگه روی آموزش خودم سرمایهگذاری خواهم کرد.
اگه اینو تموم کنیم، دیگه روی اون تمرکز خواهیم کرد.
اغلب مواقع این اگهدیگهها بهانهای بیش نیستند. نتیجه، تخریب اعتماد و بدتر از آن، به تعویق انداختنِ آیندهای است که دوست داشتیم زندگیمان را در آن سپری کنیم.
اگهدیگههایتان را جدی بگیرید. همیشه آینده زودتر از آنچه انتظارش را داریم فرا میرسد.
🍁 مصطفی منبری ۲۴ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Where is your ifthen?
We all have them. “If ____ happens, then I’ll do ____.” If this emergency passes, then I’ll take a break. If this customer closes, then I’ll invest in my education. If…
◾اگر آسان بود...
◾ستگادین ۱۵ نوامبر ۲۰۲۰
در اینصورت برای همه آسان بود. همین باعث میشد که بسختی بتوان کار مهمی در آن مورد کرد، کاری چشمگیر، کاری که همه دربهدر بدنبالش بگردند.
احتمالاً ظهور مشکلات و دشواریها، خبر بسیار خوبی باشد. چون ممکن است که آن دشواریها، کسانی را که حاضر نیستند به اندازهی شما خودشان را وقف حل آن مشکلات کنند، از مسیر کنار بزند.
جستجوی قسمتهای سختِ کار، پاداش خودش را هم دارد.
🍁مصطفی منبری ۲۵ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۵ نوامبر ۲۰۲۰
در اینصورت برای همه آسان بود. همین باعث میشد که بسختی بتوان کار مهمی در آن مورد کرد، کاری چشمگیر، کاری که همه دربهدر بدنبالش بگردند.
احتمالاً ظهور مشکلات و دشواریها، خبر بسیار خوبی باشد. چون ممکن است که آن دشواریها، کسانی را که حاضر نیستند به اندازهی شما خودشان را وقف حل آن مشکلات کنند، از مسیر کنار بزند.
جستجوی قسمتهای سختِ کار، پاداش خودش را هم دارد.
🍁مصطفی منبری ۲۵ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
If it were easy…
Then everyone else would find it easy as well. Which would make it awfully difficult to do important work, work that stands out, work that people would go out of their way to find. When difficultie…
◾اقیانوس از قطرهها ساخته شده است
◾ستگادین ۱۸ نوامبر ۲۰۲۰
گفتن جملهی فوق، آسان ولی تصورش سخت است.
ما حتی نمیتوانیم قطرات جمعشده در یک چاله را بشماریم.
قطرهبودن باید کار دشواری باشد.
با اینحال...
اقیانوس از چه چیز دیگری میتواند ساخته شود؟
🍁 مصطفی منبری ۲۸ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۸ نوامبر ۲۰۲۰
گفتن جملهی فوق، آسان ولی تصورش سخت است.
ما حتی نمیتوانیم قطرات جمعشده در یک چاله را بشماریم.
قطرهبودن باید کار دشواری باشد.
با اینحال...
اقیانوس از چه چیز دیگری میتواند ساخته شود؟
🍁 مصطفی منبری ۲۸ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The ocean is made of drops
That’s easy to say but hard to visualize. Even a puddle has more drops than we can count. It’s got to be difficult to be a drop. And yet… What else could the ocean be made of?
◾استحقاق محکوم به شکست است
◾ستگادین ۱۹ نوامبر ۲۰۲۰
این دیدگاه که «این حق من است»، شانس شما را برای بدستآوردن خواستههایتان افزایش نخواهد داد.
و لذت چیزهایی که بدست میآورید را هم از بین میبرد.
نتیجه هرچه باشد، برد یا باخت، شمایید که میبازید.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۹ نوامبر ۲۰۲۰
این دیدگاه که «این حق من است»، شانس شما را برای بدستآوردن خواستههایتان افزایش نخواهد داد.
و لذت چیزهایی که بدست میآورید را هم از بین میبرد.
نتیجه هرچه باشد، برد یا باخت، شمایید که میبازید.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Entitlement fails
An attitude of entitlement doesn’t increase the chances you’ll get what you want. And it ruins the joy of the things you do get. Win or lose, you lose.
◾؛Qarrtsiluni
◾ستگادین ۲۱ نوامبر ۲۰۲۰
معنای این واژه در زبان اسکیموها عبارتست از «باهمنشستن در تاریکی و سکوت، و انتظار برای رخدادنِ چیزی خلاقانه یا مهم.»
البته که این کار جواب میدهد.
تنها قسمتِ سختش، انجامدادن آنست.
درحالیکه ما چنان پُرمشغله و غرق در سر و صدا هستیم که این عمل را برای پنهانشدن از انجام کار مهمی که درست جلوی روی ماست، بکار میبریم.
🍁 مصطفی منبری ۱ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۱ نوامبر ۲۰۲۰
معنای این واژه در زبان اسکیموها عبارتست از «باهمنشستن در تاریکی و سکوت، و انتظار برای رخدادنِ چیزی خلاقانه یا مهم.»
البته که این کار جواب میدهد.
تنها قسمتِ سختش، انجامدادن آنست.
درحالیکه ما چنان پُرمشغله و غرق در سر و صدا هستیم که این عمل را برای پنهانشدن از انجام کار مهمی که درست جلوی روی ماست، بکار میبریم.
🍁 مصطفی منبری ۱ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Qarrtsiluni
This is the Inuit word for “sitting together in the darkness, quietly, waiting for something creative or important to occur.” Of course, this works. The only difficult part is doing it.…
◾آیا در حالِ وقتکُشی هستید؟
◾ستگادین۲۲ نوامبر ۲۰۲۰
من چند پلاک چوبی دارم که کلمات بالا روی آنها حک شده است.
و البته در اغلب موارد، جواب سوال بالا مثبت است.
اگر شما در یک تأخیر غیرقابل اجتناب، معطل شدهاید، این وقتکشی نیست.
اگر مشغول بهبود اوضاع هستید، طوری که مشتری هم متوجه این بهترشدن خواهد شد، شما وقتکشی نمیکنید.
اگر فاصلهی بین دو کار، برایتان لذتبخش است و باعث تقویتتان میشود، این وقتکشی نیست.
ولی...
اگر شما عقبنشینی کردهاید و دنبال یک «چرا» میگردید و حتی پاسخ را با یک چرای دیگر جایگزین میکنید، پس احتمالاً در حال وقتکشی هستید.
🍁 مصطفی منبری ۲ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین۲۲ نوامبر ۲۰۲۰
من چند پلاک چوبی دارم که کلمات بالا روی آنها حک شده است.
و البته در اغلب موارد، جواب سوال بالا مثبت است.
اگر شما در یک تأخیر غیرقابل اجتناب، معطل شدهاید، این وقتکشی نیست.
اگر مشغول بهبود اوضاع هستید، طوری که مشتری هم متوجه این بهترشدن خواهد شد، شما وقتکشی نمیکنید.
اگر فاصلهی بین دو کار، برایتان لذتبخش است و باعث تقویتتان میشود، این وقتکشی نیست.
ولی...
اگر شما عقبنشینی کردهاید و دنبال یک «چرا» میگردید و حتی پاسخ را با یک چرای دیگر جایگزین میکنید، پس احتمالاً در حال وقتکشی هستید.
🍁 مصطفی منبری ۲ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Are you stalling?
I have a little wooden plaque with those three words on it. And of course, the answer is often “yes.” If you’re waiting on an unavoidable delay, then you’re not stalling. If…
◾امروز روز جهانی بکاپ است
◾ستگادین ۲۳ نوامبر ۲۰۲۰
گوگل دوست شما نیست، یک ابزار است.
از متوقفشدنِ برنامه گوگلریدر، ۲۷۰۲ روز میگذرد و مردم هنوز هم آن سرویس را به خاطر میآورند.
در نظر داشته باشید که گوگل میتواند همهی خدماتش را برای شما متوقف کند و منابع شما را بیبروبرگرد ناپدید کند و همهی اطلاعاتتان، عکسها، قرارهای تقویمی، ایمیلها و ... از بین بروند.
ولی...
شما میتوانید از اطلاعاتتان بکاپ(back up) بگیرید. این کار را همین امروز انجام دهید.
به این صفحه بروید و فرایند رایگان بکاپ را شروع کنید. با این امید که هرگز به بکاپهایتان احتیاج پیدا نکنید. تنها با فشردن چند دکمه، اطلاعات شما به صورت اتوماتیک در یک سرویس ابری نیز ذخیره میشود. ارزشش را دارد.
اینترنت ذاتاً طراحی شده بود تا یک ماشین انعطافپذیر باشد و خودش بتواند ایراداتش را برطرف کند و روی موانع، کار کند. شالودهی اصلی اینترنت بر توزیع گسترده و همکاری شبکهای بنا نهاده شده بود. چون یک سیستم باز بود.
ولی از وقتی احتکار اطلاعات، دستکاری اطلاعات و استفاده از اطلاعات برای پولدرآوردن باب شد، آن اینترنت اورجینال، سقوط کرد.
سیستمهای انعطافپذیر(resilient)، اجباری به انحصاریشدن(monopoly) ندارند. در واقع بهتر است به آن سمت نروند.
بکاپگیری از اطلاعاتتان را فراموش نکنید.
🍁 مصطفی منبری ۳آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۳ نوامبر ۲۰۲۰
گوگل دوست شما نیست، یک ابزار است.
از متوقفشدنِ برنامه گوگلریدر، ۲۷۰۲ روز میگذرد و مردم هنوز هم آن سرویس را به خاطر میآورند.
در نظر داشته باشید که گوگل میتواند همهی خدماتش را برای شما متوقف کند و منابع شما را بیبروبرگرد ناپدید کند و همهی اطلاعاتتان، عکسها، قرارهای تقویمی، ایمیلها و ... از بین بروند.
ولی...
شما میتوانید از اطلاعاتتان بکاپ(back up) بگیرید. این کار را همین امروز انجام دهید.
به این صفحه بروید و فرایند رایگان بکاپ را شروع کنید. با این امید که هرگز به بکاپهایتان احتیاج پیدا نکنید. تنها با فشردن چند دکمه، اطلاعات شما به صورت اتوماتیک در یک سرویس ابری نیز ذخیره میشود. ارزشش را دارد.
اینترنت ذاتاً طراحی شده بود تا یک ماشین انعطافپذیر باشد و خودش بتواند ایراداتش را برطرف کند و روی موانع، کار کند. شالودهی اصلی اینترنت بر توزیع گسترده و همکاری شبکهای بنا نهاده شده بود. چون یک سیستم باز بود.
ولی از وقتی احتکار اطلاعات، دستکاری اطلاعات و استفاده از اطلاعات برای پولدرآوردن باب شد، آن اینترنت اورجینال، سقوط کرد.
سیستمهای انعطافپذیر(resilient)، اجباری به انحصاریشدن(monopoly) ندارند. در واقع بهتر است به آن سمت نروند.
بکاپگیری از اطلاعاتتان را فراموش نکنید.
🍁 مصطفی منبری ۳آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Today is Worldwide Backup Day
Google is not your friend, it’s a tool. It’s been 2,702 days since they shut down Google Reader and people still remember. Or consider that Google can shut you out of all their services…
◾️فیلترکردن ناخودآگاه
◾️ستگادین ۲۴ نوامبر ۲۰۲۰
کاملاً امکانش وجود دارد که باور داشته باشید، ایدههایتان از منبعی به شما الهام میشوند و به سادگی در شغلتان هویدا میگردند.
و همچنین باور داشته باشید که افراد موفق، آدمهای خوششانسی هستند که منبع الهامبخش آنها، مدام ایدههای مفید و قدرتمند برایشان تولید میکند.
مطمئن نیستم که افراد موفق این کار را بکنند.
همهی ما به منبع بیکرانی از ایدهها، افکار و آگاهیها دسترسی داریم.
افراد موفق، اغلب بیآنکه خودشان هم بفهمند(ناخودآگاه)، ایدههایی را که احتمال جوابدادنشان کمتر است، نادیده میگیرند و به جای آن، بر روی پروژههایی تمرکز میکنند که به احتمال بیشتری به پیشرفت عملیات میانجامند.
امکانِ بهترشدن در این نوع فیلترکردن ناخودآگاه وجود دارد. اگر با صدای بلند [ایدههایی را که کنار میگذارید] اعلام کنید، عوامل مورد نظرتان را بنویسید یا دیدگاهتان را برای فرد دیگری توضیح دهید، توان فیلترکردن ناخودآگاهتان، تقویت میشود.
غریزه(ناخودآگاه)، چیز فوقالعادهای است. وقتی روی ناخودآگاهتان کار کنید، حتی بهتر هم میشود.
🍁مصطفی منبری ۴ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۲۴ نوامبر ۲۰۲۰
کاملاً امکانش وجود دارد که باور داشته باشید، ایدههایتان از منبعی به شما الهام میشوند و به سادگی در شغلتان هویدا میگردند.
و همچنین باور داشته باشید که افراد موفق، آدمهای خوششانسی هستند که منبع الهامبخش آنها، مدام ایدههای مفید و قدرتمند برایشان تولید میکند.
مطمئن نیستم که افراد موفق این کار را بکنند.
همهی ما به منبع بیکرانی از ایدهها، افکار و آگاهیها دسترسی داریم.
افراد موفق، اغلب بیآنکه خودشان هم بفهمند(ناخودآگاه)، ایدههایی را که احتمال جوابدادنشان کمتر است، نادیده میگیرند و به جای آن، بر روی پروژههایی تمرکز میکنند که به احتمال بیشتری به پیشرفت عملیات میانجامند.
امکانِ بهترشدن در این نوع فیلترکردن ناخودآگاه وجود دارد. اگر با صدای بلند [ایدههایی را که کنار میگذارید] اعلام کنید، عوامل مورد نظرتان را بنویسید یا دیدگاهتان را برای فرد دیگری توضیح دهید، توان فیلترکردن ناخودآگاهتان، تقویت میشود.
غریزه(ناخودآگاه)، چیز فوقالعادهای است. وقتی روی ناخودآگاهتان کار کنید، حتی بهتر هم میشود.
🍁مصطفی منبری ۴ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Subconscious pre-filtering
It’s entirely possible to believe that your ideas come from the muse, and your job is to simply amplify them. And that successful people are lucky because the muse keeps giving them useful an…
#Medium
◾️وسواس ما به متخصص، دست و پایمان را بسته است
◾️ستگادین ۱۰ نوامبر ۲۰۲۰
شما برای خلق یک کار مفید، نیازی به گواهینامه و مدرک ندارید.
موارد زیادی وجود دارند که نیاز به گواهینامه و مدرک در آنها امری اساسی است. هیچکس یک جراح زانو که مهارتش را با دیدن ویدیوهای یوتیوب آموخته، نمیخواهد.
ولی شما برای حرفزدن، حل یک مسالهی جالب یا لیدرشدن، به اجازهی کسی نیاز ندارید. شما برای نوشتن یک شعر یا قبول یک مسوولیت هم نیاز به مدرک ندارید.
شما برای خلق یک کار مفید، نیازی به کارشناس و متخصص ندارید.
سیستم تخصصگرای مدرن، برای تداوم ثبات در خروجیِ جهانِ صنعتیشدهی ما طراحی شده بود ولی در طول زمان به سدِ راه بدل شد. ما با اتکاء به گواهینامهها و مدارکی که به کارشناسان اعطاء میکنیم، از سرعتِ حرکتِ بقیهی افراد که میتوانند با تلاش، تغییری در اوضاع به وجود آورند میکاهیم.
به لیدرهای مختلف که بیشترین احترام شما را جلب میکنند فکر کنید. چه چیز آنها را به این جایگاه رسانده است؟ مدرک؟ یا دست به کارشدن برای انجام کارها؟
◾نفرینی به نام نهادها:
افسانهای وجود دارد که میگوید منظور از «دانشگاه مشهور» همان «دانشگاه خوب» است. ولی هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد، کیفیت آموزش به شهرت یک نهاد بستگی دارد. دانشگاههای مشهور روی مفهوم کمیاببودن متکی هستند. ما فکر میکنیم که چون ورود به این دانشگاه کار سختی است، پس مدرک آن نیز ارزش بیشتری دارد.
مشارکت و باور ماست که برای آنها شهرت میسازد. در عوض، میتوانیم یک مدرک از دانشگاه مشهور را به عنوان نمادی از یک وضعیت ببینیم.
آنها مشهورند فقط به این دلیل که ما میخواهیم آنها مشهور باشند. ما میخواهیم که آنها مشهور باشند چون جامعهی ما ارزش فراوانی برای مدرکها و گواهینامهها نسبت به توانمندیها قائل است.
از همان کودکی به افراد بسیار موفق آموزش داده میشود که فکر مستقل را قربانیِ یک رتبهی خوب کنند. به ما آموزش داده شده است که اگر سازگار و مطیع بمانیم، پاداش آن، انتخابشدنِ ما خواهد بود. بزرگترین پاداش برای خیلی از کودکان، انتخابشدن در یک دانشگاه مشهور است.
جامعهی ما وسواس به متخصص دارد و به افراد بسیار موفق و برجسته آموخته است که موفقیت یعنی تأییدشدن توسط یک مقام بیرونی. متأسفانه این دیدگاه، اعتمادبهنفس شما را تضعیف میکند و جای بیدردسری برای پنهانشدن از بروز تواناییهای بالقوهتان ایجاد میشود.
فارغ از اینها، اگر شما انتخاب نشوید، جانتان را رهاندهاید و اگر از همان اول، قصد ورود به دانشگاه و کسب مدرک را نداشته باشید، زحمت ردشدن را هم ندارید. چون از قبل، خودتان خودتان را رد کردهاید.
◾یک طرز فکر بهتر دربارهی گواهینامهها:
در رُمان «جادوگر شهر آز»، وقتی جادوگر گواهینامهی مترسک را به او اعطاء میکند، هیچ چیزی که مترسک، آن را از قبل نداشته باشد به او اعطاء نمیشود. آن تکهکاغذ، یک گواهینامهی بیرونیِ غیرضروری بود که به مترسک کمک کرد تا اعتماد به نفساش را بازیابد. چیزی که شاید خودش هم میتوانست بدون گواهینامه، آن را به دست آورد. او چیزی را لازم داشت که از قبل در وجودش بود.
آیا رَدکردن تخصصگرایی، درها را به روی متخصصان قلابی باز نمیکند؟ اگر نیازی به گواهینامه نباشد، اگر هر کسی را صاحب صلاحیت، شایستگی و توانمندی بدانیم، آیا پای افراد کلاهبردار را به عرصهی کارهای مهم باز نمیکنیم؟
من فکر میکنم خلاف این قضیه صادق باشد. مدرکگرایی باعث شده است که اشتباهاً به کسی که فلان مدرک را دارد، به عنوان یک متخصص واقعی اعتماد کنیم.
این واقعیت که شما صاحب یک مدرک هستید، به این معنا نیست که شما صاحب بصیرت، تجربه یا قابلیت هم هستید. شما تکهکاغذی را به دست آوردهاید ولی این به آن معنا نیست که واقعاً دل در گرو آن کار دارید.
امروزه عملکردها بیشتر از قبل اهمیت دارند. ما میتوانیم کار شما را ببینیم، کلمات شما را بشنویم و منظور شما را بفهمیم.
امروزه ما میتوانیم در ورای مدرک و گواهینامه، اثربخشیِ شما را مشاهده کنیم.
ما میتوانیم بدنهای از کار خلق کنیم و جامعهای بسازیم که توانِ اثربخشی ما را درک کند.
من شما را به کلاهبرداری یا پیروی از کسی تشویق نمیکنم. ولی ما همگی باید از فرصتِ به دستآمده جهت همکاری در یک فرآیند طولانیمدت، برای کسب تخصص واقعی که در خدمت ایجاد تغییر باشد، استفاده کنیم.
🍁 مصطفی منبری ۵ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️وسواس ما به متخصص، دست و پایمان را بسته است
◾️ستگادین ۱۰ نوامبر ۲۰۲۰
شما برای خلق یک کار مفید، نیازی به گواهینامه و مدرک ندارید.
موارد زیادی وجود دارند که نیاز به گواهینامه و مدرک در آنها امری اساسی است. هیچکس یک جراح زانو که مهارتش را با دیدن ویدیوهای یوتیوب آموخته، نمیخواهد.
ولی شما برای حرفزدن، حل یک مسالهی جالب یا لیدرشدن، به اجازهی کسی نیاز ندارید. شما برای نوشتن یک شعر یا قبول یک مسوولیت هم نیاز به مدرک ندارید.
شما برای خلق یک کار مفید، نیازی به کارشناس و متخصص ندارید.
سیستم تخصصگرای مدرن، برای تداوم ثبات در خروجیِ جهانِ صنعتیشدهی ما طراحی شده بود ولی در طول زمان به سدِ راه بدل شد. ما با اتکاء به گواهینامهها و مدارکی که به کارشناسان اعطاء میکنیم، از سرعتِ حرکتِ بقیهی افراد که میتوانند با تلاش، تغییری در اوضاع به وجود آورند میکاهیم.
به لیدرهای مختلف که بیشترین احترام شما را جلب میکنند فکر کنید. چه چیز آنها را به این جایگاه رسانده است؟ مدرک؟ یا دست به کارشدن برای انجام کارها؟
◾نفرینی به نام نهادها:
افسانهای وجود دارد که میگوید منظور از «دانشگاه مشهور» همان «دانشگاه خوب» است. ولی هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد، کیفیت آموزش به شهرت یک نهاد بستگی دارد. دانشگاههای مشهور روی مفهوم کمیاببودن متکی هستند. ما فکر میکنیم که چون ورود به این دانشگاه کار سختی است، پس مدرک آن نیز ارزش بیشتری دارد.
مشارکت و باور ماست که برای آنها شهرت میسازد. در عوض، میتوانیم یک مدرک از دانشگاه مشهور را به عنوان نمادی از یک وضعیت ببینیم.
آنها مشهورند فقط به این دلیل که ما میخواهیم آنها مشهور باشند. ما میخواهیم که آنها مشهور باشند چون جامعهی ما ارزش فراوانی برای مدرکها و گواهینامهها نسبت به توانمندیها قائل است.
از همان کودکی به افراد بسیار موفق آموزش داده میشود که فکر مستقل را قربانیِ یک رتبهی خوب کنند. به ما آموزش داده شده است که اگر سازگار و مطیع بمانیم، پاداش آن، انتخابشدنِ ما خواهد بود. بزرگترین پاداش برای خیلی از کودکان، انتخابشدن در یک دانشگاه مشهور است.
جامعهی ما وسواس به متخصص دارد و به افراد بسیار موفق و برجسته آموخته است که موفقیت یعنی تأییدشدن توسط یک مقام بیرونی. متأسفانه این دیدگاه، اعتمادبهنفس شما را تضعیف میکند و جای بیدردسری برای پنهانشدن از بروز تواناییهای بالقوهتان ایجاد میشود.
فارغ از اینها، اگر شما انتخاب نشوید، جانتان را رهاندهاید و اگر از همان اول، قصد ورود به دانشگاه و کسب مدرک را نداشته باشید، زحمت ردشدن را هم ندارید. چون از قبل، خودتان خودتان را رد کردهاید.
◾یک طرز فکر بهتر دربارهی گواهینامهها:
در رُمان «جادوگر شهر آز»، وقتی جادوگر گواهینامهی مترسک را به او اعطاء میکند، هیچ چیزی که مترسک، آن را از قبل نداشته باشد به او اعطاء نمیشود. آن تکهکاغذ، یک گواهینامهی بیرونیِ غیرضروری بود که به مترسک کمک کرد تا اعتماد به نفساش را بازیابد. چیزی که شاید خودش هم میتوانست بدون گواهینامه، آن را به دست آورد. او چیزی را لازم داشت که از قبل در وجودش بود.
آیا رَدکردن تخصصگرایی، درها را به روی متخصصان قلابی باز نمیکند؟ اگر نیازی به گواهینامه نباشد، اگر هر کسی را صاحب صلاحیت، شایستگی و توانمندی بدانیم، آیا پای افراد کلاهبردار را به عرصهی کارهای مهم باز نمیکنیم؟
من فکر میکنم خلاف این قضیه صادق باشد. مدرکگرایی باعث شده است که اشتباهاً به کسی که فلان مدرک را دارد، به عنوان یک متخصص واقعی اعتماد کنیم.
این واقعیت که شما صاحب یک مدرک هستید، به این معنا نیست که شما صاحب بصیرت، تجربه یا قابلیت هم هستید. شما تکهکاغذی را به دست آوردهاید ولی این به آن معنا نیست که واقعاً دل در گرو آن کار دارید.
امروزه عملکردها بیشتر از قبل اهمیت دارند. ما میتوانیم کار شما را ببینیم، کلمات شما را بشنویم و منظور شما را بفهمیم.
امروزه ما میتوانیم در ورای مدرک و گواهینامه، اثربخشیِ شما را مشاهده کنیم.
ما میتوانیم بدنهای از کار خلق کنیم و جامعهای بسازیم که توانِ اثربخشی ما را درک کند.
من شما را به کلاهبرداری یا پیروی از کسی تشویق نمیکنم. ولی ما همگی باید از فرصتِ به دستآمده جهت همکاری در یک فرآیند طولانیمدت، برای کسب تخصص واقعی که در خدمت ایجاد تغییر باشد، استفاده کنیم.
🍁 مصطفی منبری ۵ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Medium
Our Obsession With ‘Expertise’ Is Holding Us Back
You don’t need a credential to create useful work
◾پاسخهای متناقض به سوالات واضح
◾ستگادین ۲۷ نوامبر ۲۰۲۰
از اینجاست که شما میفهمید سوالات، چندان هم واضح نبودند.
وقتی افرادی باهوش و قابل اعتماد بر سرِ پاسخِ یک سوال باهمدیگر مخالفت میکنند، شما سوالی یافتهاید که ارزش پیگیری و بحث را دارد.
🍁 مصطفی منبری ۷ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
◾ستگادین ۲۷ نوامبر ۲۰۲۰
از اینجاست که شما میفهمید سوالات، چندان هم واضح نبودند.
وقتی افرادی باهوش و قابل اعتماد بر سرِ پاسخِ یک سوال باهمدیگر مخالفت میکنند، شما سوالی یافتهاید که ارزش پیگیری و بحث را دارد.
🍁 مصطفی منبری ۷ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Seth's Blog
Contradictory answers to obvious questions
That’s how you know that they’re not obvious. When smart, committed people disagree about the answer to a question, you’ve found a question worth pursuing and a discussion worth h…
◾تشخیص انحصار
◾ستگادین ۳۰ نوامبر ۲۰۲۰
لیدرها در شرکتهای مدرن، منطقی و روشنفکر، باهوشمندی از خودشان میپرسند: چگونه میتوانیم اوضاع را برای مشتریانمان بهتر کنیم؟
آنها میدانند که این قدم ساده میتواند وفاداری، تبلیغات دهانبهدهان و مشتریان بیشتری را برایشان ایجاد کند.
شرکتهای انحصاری از خود میپرسند: چگونه میتوانیم اوضاع را برای خودمان بهتر کنیم؟
🍁 مصطفی منبری ۱۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۳۰ نوامبر ۲۰۲۰
لیدرها در شرکتهای مدرن، منطقی و روشنفکر، باهوشمندی از خودشان میپرسند: چگونه میتوانیم اوضاع را برای مشتریانمان بهتر کنیم؟
آنها میدانند که این قدم ساده میتواند وفاداری، تبلیغات دهانبهدهان و مشتریان بیشتری را برایشان ایجاد کند.
شرکتهای انحصاری از خود میپرسند: چگونه میتوانیم اوضاع را برای خودمان بهتر کنیم؟
🍁 مصطفی منبری ۱۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The monopoly distinction
At enlightened companies, leaders are smart enough to ask, “how do we make things better for our customers?” They realize that this simple ratchet leads to loyalty, word of mouth and mo…
◾؛Shopping همان خرید نیست
◾ستگادین ۱ دسامبر ۲۰۲۰
تقریباً همهی افراد بالای پانزده سال، در هرجایی از دنیا، به طریقی با بازار سروکار دارند. ما به چیزهایی نیاز پیدا میکنیم و آنها را میخریم(buy).
ولی اسم این کار، shopping نیست.
؛shopping تجسم چیزی است که شاید آن را بخواهید. معاوضهی هیجانانگیز و درعین حال پُرخطرِ پول با چیزی که قبلا هرگز آن را نخریدهاید. ممکن است بهتر از چیزی باشد که انتظارش را داشتید، شاید هم نباشد.
در برخی جوامع، shopping کاری بسیار غریب و پُرخطر بحساب میآید و بهمین دلیلِ ساده اتفاق نمیافتد.
؛shopping یک فعالیت فرهنگی با شیوهها و دیدگاههای گوناگون است و بسته به اینکه شما چه کسی هستید و کجا زندگی میکنید، میتواند متفاوت باشد.
؛shopping موادی شیمیایی در مغز ما آزاد میکند. در خیلی از موارد، مخصوصاً درمورد کالاهای لوکس. درواقع ما برای رسیدن به این تغییر عاطفی است که پول خرج میکنیم، نه برای چیزی که میخریم.
صنایع چندتریلیوندلاری که برپایهی shopping بعنوان یک فعالیت ورزشی(sport) بنا شدهاند، پدیدههای نسبتاً جدیدی هستند ولی آنقدر دوروبر ما را گرفتهاند که خیال میکنیم همیشه همینطور بوده است.
پول یک داستان ساختگی است. شاید داستان ذهنی شما دربارهی پول با داستان دیگران متفاوت باشد. رابطهی ما با قرض، پسانداز و درآمدسازی با پول، ترکیبی غیرعادی است.
کارت اعتباری بجای اینکه عامل سهولت و فایده برای مشتری باشد، در مورد خیلی از افراد، به یک تله تبدیل شده است.
علاقه به کارتهای هدیه، فروش وسایل شخصی و تلنبارکردن کالا در انبارهایمان، نشان از تعهد چندلایهی ما به موضوع shopping است.
برای بسیاری از مردم، shopping در مقادیر کم، میتواند خوشحالکننده باشد. ولی همیشه اینطور نیست.
احتمالاً وسایل و کالاهای بیشتر، نمیتوانند جای چیزهایی را بگیرند که واقعاً به آنها نیاز داریم.
🍁 مصطفی منبری ۱۱ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱ دسامبر ۲۰۲۰
تقریباً همهی افراد بالای پانزده سال، در هرجایی از دنیا، به طریقی با بازار سروکار دارند. ما به چیزهایی نیاز پیدا میکنیم و آنها را میخریم(buy).
ولی اسم این کار، shopping نیست.
؛shopping تجسم چیزی است که شاید آن را بخواهید. معاوضهی هیجانانگیز و درعین حال پُرخطرِ پول با چیزی که قبلا هرگز آن را نخریدهاید. ممکن است بهتر از چیزی باشد که انتظارش را داشتید، شاید هم نباشد.
در برخی جوامع، shopping کاری بسیار غریب و پُرخطر بحساب میآید و بهمین دلیلِ ساده اتفاق نمیافتد.
؛shopping یک فعالیت فرهنگی با شیوهها و دیدگاههای گوناگون است و بسته به اینکه شما چه کسی هستید و کجا زندگی میکنید، میتواند متفاوت باشد.
؛shopping موادی شیمیایی در مغز ما آزاد میکند. در خیلی از موارد، مخصوصاً درمورد کالاهای لوکس. درواقع ما برای رسیدن به این تغییر عاطفی است که پول خرج میکنیم، نه برای چیزی که میخریم.
صنایع چندتریلیوندلاری که برپایهی shopping بعنوان یک فعالیت ورزشی(sport) بنا شدهاند، پدیدههای نسبتاً جدیدی هستند ولی آنقدر دوروبر ما را گرفتهاند که خیال میکنیم همیشه همینطور بوده است.
پول یک داستان ساختگی است. شاید داستان ذهنی شما دربارهی پول با داستان دیگران متفاوت باشد. رابطهی ما با قرض، پسانداز و درآمدسازی با پول، ترکیبی غیرعادی است.
کارت اعتباری بجای اینکه عامل سهولت و فایده برای مشتری باشد، در مورد خیلی از افراد، به یک تله تبدیل شده است.
علاقه به کارتهای هدیه، فروش وسایل شخصی و تلنبارکردن کالا در انبارهایمان، نشان از تعهد چندلایهی ما به موضوع shopping است.
برای بسیاری از مردم، shopping در مقادیر کم، میتواند خوشحالکننده باشد. ولی همیشه اینطور نیست.
احتمالاً وسایل و کالاهای بیشتر، نمیتوانند جای چیزهایی را بگیرند که واقعاً به آنها نیاز داریم.
🍁 مصطفی منبری ۱۱ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Shopping is not the same as buying
Just about everyone over the age of fifteen, anywhere in the world, engages in the market in some way. We need things and we buy them. That’s not what shopping is. Shopping is the act of imag…