◾اقیانوس از قطرهها ساخته شده است
◾ستگادین ۱۸ نوامبر ۲۰۲۰
گفتن جملهی فوق، آسان ولی تصورش سخت است.
ما حتی نمیتوانیم قطرات جمعشده در یک چاله را بشماریم.
قطرهبودن باید کار دشواری باشد.
با اینحال...
اقیانوس از چه چیز دیگری میتواند ساخته شود؟
🍁 مصطفی منبری ۲۸ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۸ نوامبر ۲۰۲۰
گفتن جملهی فوق، آسان ولی تصورش سخت است.
ما حتی نمیتوانیم قطرات جمعشده در یک چاله را بشماریم.
قطرهبودن باید کار دشواری باشد.
با اینحال...
اقیانوس از چه چیز دیگری میتواند ساخته شود؟
🍁 مصطفی منبری ۲۸ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The ocean is made of drops
That’s easy to say but hard to visualize. Even a puddle has more drops than we can count. It’s got to be difficult to be a drop. And yet… What else could the ocean be made of?
◾استحقاق محکوم به شکست است
◾ستگادین ۱۹ نوامبر ۲۰۲۰
این دیدگاه که «این حق من است»، شانس شما را برای بدستآوردن خواستههایتان افزایش نخواهد داد.
و لذت چیزهایی که بدست میآورید را هم از بین میبرد.
نتیجه هرچه باشد، برد یا باخت، شمایید که میبازید.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۹ نوامبر ۲۰۲۰
این دیدگاه که «این حق من است»، شانس شما را برای بدستآوردن خواستههایتان افزایش نخواهد داد.
و لذت چیزهایی که بدست میآورید را هم از بین میبرد.
نتیجه هرچه باشد، برد یا باخت، شمایید که میبازید.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آبان ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Entitlement fails
An attitude of entitlement doesn’t increase the chances you’ll get what you want. And it ruins the joy of the things you do get. Win or lose, you lose.
◾؛Qarrtsiluni
◾ستگادین ۲۱ نوامبر ۲۰۲۰
معنای این واژه در زبان اسکیموها عبارتست از «باهمنشستن در تاریکی و سکوت، و انتظار برای رخدادنِ چیزی خلاقانه یا مهم.»
البته که این کار جواب میدهد.
تنها قسمتِ سختش، انجامدادن آنست.
درحالیکه ما چنان پُرمشغله و غرق در سر و صدا هستیم که این عمل را برای پنهانشدن از انجام کار مهمی که درست جلوی روی ماست، بکار میبریم.
🍁 مصطفی منبری ۱ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۱ نوامبر ۲۰۲۰
معنای این واژه در زبان اسکیموها عبارتست از «باهمنشستن در تاریکی و سکوت، و انتظار برای رخدادنِ چیزی خلاقانه یا مهم.»
البته که این کار جواب میدهد.
تنها قسمتِ سختش، انجامدادن آنست.
درحالیکه ما چنان پُرمشغله و غرق در سر و صدا هستیم که این عمل را برای پنهانشدن از انجام کار مهمی که درست جلوی روی ماست، بکار میبریم.
🍁 مصطفی منبری ۱ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Qarrtsiluni
This is the Inuit word for “sitting together in the darkness, quietly, waiting for something creative or important to occur.” Of course, this works. The only difficult part is doing it.…
◾آیا در حالِ وقتکُشی هستید؟
◾ستگادین۲۲ نوامبر ۲۰۲۰
من چند پلاک چوبی دارم که کلمات بالا روی آنها حک شده است.
و البته در اغلب موارد، جواب سوال بالا مثبت است.
اگر شما در یک تأخیر غیرقابل اجتناب، معطل شدهاید، این وقتکشی نیست.
اگر مشغول بهبود اوضاع هستید، طوری که مشتری هم متوجه این بهترشدن خواهد شد، شما وقتکشی نمیکنید.
اگر فاصلهی بین دو کار، برایتان لذتبخش است و باعث تقویتتان میشود، این وقتکشی نیست.
ولی...
اگر شما عقبنشینی کردهاید و دنبال یک «چرا» میگردید و حتی پاسخ را با یک چرای دیگر جایگزین میکنید، پس احتمالاً در حال وقتکشی هستید.
🍁 مصطفی منبری ۲ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین۲۲ نوامبر ۲۰۲۰
من چند پلاک چوبی دارم که کلمات بالا روی آنها حک شده است.
و البته در اغلب موارد، جواب سوال بالا مثبت است.
اگر شما در یک تأخیر غیرقابل اجتناب، معطل شدهاید، این وقتکشی نیست.
اگر مشغول بهبود اوضاع هستید، طوری که مشتری هم متوجه این بهترشدن خواهد شد، شما وقتکشی نمیکنید.
اگر فاصلهی بین دو کار، برایتان لذتبخش است و باعث تقویتتان میشود، این وقتکشی نیست.
ولی...
اگر شما عقبنشینی کردهاید و دنبال یک «چرا» میگردید و حتی پاسخ را با یک چرای دیگر جایگزین میکنید، پس احتمالاً در حال وقتکشی هستید.
🍁 مصطفی منبری ۲ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Are you stalling?
I have a little wooden plaque with those three words on it. And of course, the answer is often “yes.” If you’re waiting on an unavoidable delay, then you’re not stalling. If…
◾امروز روز جهانی بکاپ است
◾ستگادین ۲۳ نوامبر ۲۰۲۰
گوگل دوست شما نیست، یک ابزار است.
از متوقفشدنِ برنامه گوگلریدر، ۲۷۰۲ روز میگذرد و مردم هنوز هم آن سرویس را به خاطر میآورند.
در نظر داشته باشید که گوگل میتواند همهی خدماتش را برای شما متوقف کند و منابع شما را بیبروبرگرد ناپدید کند و همهی اطلاعاتتان، عکسها، قرارهای تقویمی، ایمیلها و ... از بین بروند.
ولی...
شما میتوانید از اطلاعاتتان بکاپ(back up) بگیرید. این کار را همین امروز انجام دهید.
به این صفحه بروید و فرایند رایگان بکاپ را شروع کنید. با این امید که هرگز به بکاپهایتان احتیاج پیدا نکنید. تنها با فشردن چند دکمه، اطلاعات شما به صورت اتوماتیک در یک سرویس ابری نیز ذخیره میشود. ارزشش را دارد.
اینترنت ذاتاً طراحی شده بود تا یک ماشین انعطافپذیر باشد و خودش بتواند ایراداتش را برطرف کند و روی موانع، کار کند. شالودهی اصلی اینترنت بر توزیع گسترده و همکاری شبکهای بنا نهاده شده بود. چون یک سیستم باز بود.
ولی از وقتی احتکار اطلاعات، دستکاری اطلاعات و استفاده از اطلاعات برای پولدرآوردن باب شد، آن اینترنت اورجینال، سقوط کرد.
سیستمهای انعطافپذیر(resilient)، اجباری به انحصاریشدن(monopoly) ندارند. در واقع بهتر است به آن سمت نروند.
بکاپگیری از اطلاعاتتان را فراموش نکنید.
🍁 مصطفی منبری ۳آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۳ نوامبر ۲۰۲۰
گوگل دوست شما نیست، یک ابزار است.
از متوقفشدنِ برنامه گوگلریدر، ۲۷۰۲ روز میگذرد و مردم هنوز هم آن سرویس را به خاطر میآورند.
در نظر داشته باشید که گوگل میتواند همهی خدماتش را برای شما متوقف کند و منابع شما را بیبروبرگرد ناپدید کند و همهی اطلاعاتتان، عکسها، قرارهای تقویمی، ایمیلها و ... از بین بروند.
ولی...
شما میتوانید از اطلاعاتتان بکاپ(back up) بگیرید. این کار را همین امروز انجام دهید.
به این صفحه بروید و فرایند رایگان بکاپ را شروع کنید. با این امید که هرگز به بکاپهایتان احتیاج پیدا نکنید. تنها با فشردن چند دکمه، اطلاعات شما به صورت اتوماتیک در یک سرویس ابری نیز ذخیره میشود. ارزشش را دارد.
اینترنت ذاتاً طراحی شده بود تا یک ماشین انعطافپذیر باشد و خودش بتواند ایراداتش را برطرف کند و روی موانع، کار کند. شالودهی اصلی اینترنت بر توزیع گسترده و همکاری شبکهای بنا نهاده شده بود. چون یک سیستم باز بود.
ولی از وقتی احتکار اطلاعات، دستکاری اطلاعات و استفاده از اطلاعات برای پولدرآوردن باب شد، آن اینترنت اورجینال، سقوط کرد.
سیستمهای انعطافپذیر(resilient)، اجباری به انحصاریشدن(monopoly) ندارند. در واقع بهتر است به آن سمت نروند.
بکاپگیری از اطلاعاتتان را فراموش نکنید.
🍁 مصطفی منبری ۳آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Today is Worldwide Backup Day
Google is not your friend, it’s a tool. It’s been 2,702 days since they shut down Google Reader and people still remember. Or consider that Google can shut you out of all their services…
◾️فیلترکردن ناخودآگاه
◾️ستگادین ۲۴ نوامبر ۲۰۲۰
کاملاً امکانش وجود دارد که باور داشته باشید، ایدههایتان از منبعی به شما الهام میشوند و به سادگی در شغلتان هویدا میگردند.
و همچنین باور داشته باشید که افراد موفق، آدمهای خوششانسی هستند که منبع الهامبخش آنها، مدام ایدههای مفید و قدرتمند برایشان تولید میکند.
مطمئن نیستم که افراد موفق این کار را بکنند.
همهی ما به منبع بیکرانی از ایدهها، افکار و آگاهیها دسترسی داریم.
افراد موفق، اغلب بیآنکه خودشان هم بفهمند(ناخودآگاه)، ایدههایی را که احتمال جوابدادنشان کمتر است، نادیده میگیرند و به جای آن، بر روی پروژههایی تمرکز میکنند که به احتمال بیشتری به پیشرفت عملیات میانجامند.
امکانِ بهترشدن در این نوع فیلترکردن ناخودآگاه وجود دارد. اگر با صدای بلند [ایدههایی را که کنار میگذارید] اعلام کنید، عوامل مورد نظرتان را بنویسید یا دیدگاهتان را برای فرد دیگری توضیح دهید، توان فیلترکردن ناخودآگاهتان، تقویت میشود.
غریزه(ناخودآگاه)، چیز فوقالعادهای است. وقتی روی ناخودآگاهتان کار کنید، حتی بهتر هم میشود.
🍁مصطفی منبری ۴ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۲۴ نوامبر ۲۰۲۰
کاملاً امکانش وجود دارد که باور داشته باشید، ایدههایتان از منبعی به شما الهام میشوند و به سادگی در شغلتان هویدا میگردند.
و همچنین باور داشته باشید که افراد موفق، آدمهای خوششانسی هستند که منبع الهامبخش آنها، مدام ایدههای مفید و قدرتمند برایشان تولید میکند.
مطمئن نیستم که افراد موفق این کار را بکنند.
همهی ما به منبع بیکرانی از ایدهها، افکار و آگاهیها دسترسی داریم.
افراد موفق، اغلب بیآنکه خودشان هم بفهمند(ناخودآگاه)، ایدههایی را که احتمال جوابدادنشان کمتر است، نادیده میگیرند و به جای آن، بر روی پروژههایی تمرکز میکنند که به احتمال بیشتری به پیشرفت عملیات میانجامند.
امکانِ بهترشدن در این نوع فیلترکردن ناخودآگاه وجود دارد. اگر با صدای بلند [ایدههایی را که کنار میگذارید] اعلام کنید، عوامل مورد نظرتان را بنویسید یا دیدگاهتان را برای فرد دیگری توضیح دهید، توان فیلترکردن ناخودآگاهتان، تقویت میشود.
غریزه(ناخودآگاه)، چیز فوقالعادهای است. وقتی روی ناخودآگاهتان کار کنید، حتی بهتر هم میشود.
🍁مصطفی منبری ۴ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Subconscious pre-filtering
It’s entirely possible to believe that your ideas come from the muse, and your job is to simply amplify them. And that successful people are lucky because the muse keeps giving them useful an…
#Medium
◾️وسواس ما به متخصص، دست و پایمان را بسته است
◾️ستگادین ۱۰ نوامبر ۲۰۲۰
شما برای خلق یک کار مفید، نیازی به گواهینامه و مدرک ندارید.
موارد زیادی وجود دارند که نیاز به گواهینامه و مدرک در آنها امری اساسی است. هیچکس یک جراح زانو که مهارتش را با دیدن ویدیوهای یوتیوب آموخته، نمیخواهد.
ولی شما برای حرفزدن، حل یک مسالهی جالب یا لیدرشدن، به اجازهی کسی نیاز ندارید. شما برای نوشتن یک شعر یا قبول یک مسوولیت هم نیاز به مدرک ندارید.
شما برای خلق یک کار مفید، نیازی به کارشناس و متخصص ندارید.
سیستم تخصصگرای مدرن، برای تداوم ثبات در خروجیِ جهانِ صنعتیشدهی ما طراحی شده بود ولی در طول زمان به سدِ راه بدل شد. ما با اتکاء به گواهینامهها و مدارکی که به کارشناسان اعطاء میکنیم، از سرعتِ حرکتِ بقیهی افراد که میتوانند با تلاش، تغییری در اوضاع به وجود آورند میکاهیم.
به لیدرهای مختلف که بیشترین احترام شما را جلب میکنند فکر کنید. چه چیز آنها را به این جایگاه رسانده است؟ مدرک؟ یا دست به کارشدن برای انجام کارها؟
◾نفرینی به نام نهادها:
افسانهای وجود دارد که میگوید منظور از «دانشگاه مشهور» همان «دانشگاه خوب» است. ولی هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد، کیفیت آموزش به شهرت یک نهاد بستگی دارد. دانشگاههای مشهور روی مفهوم کمیاببودن متکی هستند. ما فکر میکنیم که چون ورود به این دانشگاه کار سختی است، پس مدرک آن نیز ارزش بیشتری دارد.
مشارکت و باور ماست که برای آنها شهرت میسازد. در عوض، میتوانیم یک مدرک از دانشگاه مشهور را به عنوان نمادی از یک وضعیت ببینیم.
آنها مشهورند فقط به این دلیل که ما میخواهیم آنها مشهور باشند. ما میخواهیم که آنها مشهور باشند چون جامعهی ما ارزش فراوانی برای مدرکها و گواهینامهها نسبت به توانمندیها قائل است.
از همان کودکی به افراد بسیار موفق آموزش داده میشود که فکر مستقل را قربانیِ یک رتبهی خوب کنند. به ما آموزش داده شده است که اگر سازگار و مطیع بمانیم، پاداش آن، انتخابشدنِ ما خواهد بود. بزرگترین پاداش برای خیلی از کودکان، انتخابشدن در یک دانشگاه مشهور است.
جامعهی ما وسواس به متخصص دارد و به افراد بسیار موفق و برجسته آموخته است که موفقیت یعنی تأییدشدن توسط یک مقام بیرونی. متأسفانه این دیدگاه، اعتمادبهنفس شما را تضعیف میکند و جای بیدردسری برای پنهانشدن از بروز تواناییهای بالقوهتان ایجاد میشود.
فارغ از اینها، اگر شما انتخاب نشوید، جانتان را رهاندهاید و اگر از همان اول، قصد ورود به دانشگاه و کسب مدرک را نداشته باشید، زحمت ردشدن را هم ندارید. چون از قبل، خودتان خودتان را رد کردهاید.
◾یک طرز فکر بهتر دربارهی گواهینامهها:
در رُمان «جادوگر شهر آز»، وقتی جادوگر گواهینامهی مترسک را به او اعطاء میکند، هیچ چیزی که مترسک، آن را از قبل نداشته باشد به او اعطاء نمیشود. آن تکهکاغذ، یک گواهینامهی بیرونیِ غیرضروری بود که به مترسک کمک کرد تا اعتماد به نفساش را بازیابد. چیزی که شاید خودش هم میتوانست بدون گواهینامه، آن را به دست آورد. او چیزی را لازم داشت که از قبل در وجودش بود.
آیا رَدکردن تخصصگرایی، درها را به روی متخصصان قلابی باز نمیکند؟ اگر نیازی به گواهینامه نباشد، اگر هر کسی را صاحب صلاحیت، شایستگی و توانمندی بدانیم، آیا پای افراد کلاهبردار را به عرصهی کارهای مهم باز نمیکنیم؟
من فکر میکنم خلاف این قضیه صادق باشد. مدرکگرایی باعث شده است که اشتباهاً به کسی که فلان مدرک را دارد، به عنوان یک متخصص واقعی اعتماد کنیم.
این واقعیت که شما صاحب یک مدرک هستید، به این معنا نیست که شما صاحب بصیرت، تجربه یا قابلیت هم هستید. شما تکهکاغذی را به دست آوردهاید ولی این به آن معنا نیست که واقعاً دل در گرو آن کار دارید.
امروزه عملکردها بیشتر از قبل اهمیت دارند. ما میتوانیم کار شما را ببینیم، کلمات شما را بشنویم و منظور شما را بفهمیم.
امروزه ما میتوانیم در ورای مدرک و گواهینامه، اثربخشیِ شما را مشاهده کنیم.
ما میتوانیم بدنهای از کار خلق کنیم و جامعهای بسازیم که توانِ اثربخشی ما را درک کند.
من شما را به کلاهبرداری یا پیروی از کسی تشویق نمیکنم. ولی ما همگی باید از فرصتِ به دستآمده جهت همکاری در یک فرآیند طولانیمدت، برای کسب تخصص واقعی که در خدمت ایجاد تغییر باشد، استفاده کنیم.
🍁 مصطفی منبری ۵ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️وسواس ما به متخصص، دست و پایمان را بسته است
◾️ستگادین ۱۰ نوامبر ۲۰۲۰
شما برای خلق یک کار مفید، نیازی به گواهینامه و مدرک ندارید.
موارد زیادی وجود دارند که نیاز به گواهینامه و مدرک در آنها امری اساسی است. هیچکس یک جراح زانو که مهارتش را با دیدن ویدیوهای یوتیوب آموخته، نمیخواهد.
ولی شما برای حرفزدن، حل یک مسالهی جالب یا لیدرشدن، به اجازهی کسی نیاز ندارید. شما برای نوشتن یک شعر یا قبول یک مسوولیت هم نیاز به مدرک ندارید.
شما برای خلق یک کار مفید، نیازی به کارشناس و متخصص ندارید.
سیستم تخصصگرای مدرن، برای تداوم ثبات در خروجیِ جهانِ صنعتیشدهی ما طراحی شده بود ولی در طول زمان به سدِ راه بدل شد. ما با اتکاء به گواهینامهها و مدارکی که به کارشناسان اعطاء میکنیم، از سرعتِ حرکتِ بقیهی افراد که میتوانند با تلاش، تغییری در اوضاع به وجود آورند میکاهیم.
به لیدرهای مختلف که بیشترین احترام شما را جلب میکنند فکر کنید. چه چیز آنها را به این جایگاه رسانده است؟ مدرک؟ یا دست به کارشدن برای انجام کارها؟
◾نفرینی به نام نهادها:
افسانهای وجود دارد که میگوید منظور از «دانشگاه مشهور» همان «دانشگاه خوب» است. ولی هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد، کیفیت آموزش به شهرت یک نهاد بستگی دارد. دانشگاههای مشهور روی مفهوم کمیاببودن متکی هستند. ما فکر میکنیم که چون ورود به این دانشگاه کار سختی است، پس مدرک آن نیز ارزش بیشتری دارد.
مشارکت و باور ماست که برای آنها شهرت میسازد. در عوض، میتوانیم یک مدرک از دانشگاه مشهور را به عنوان نمادی از یک وضعیت ببینیم.
آنها مشهورند فقط به این دلیل که ما میخواهیم آنها مشهور باشند. ما میخواهیم که آنها مشهور باشند چون جامعهی ما ارزش فراوانی برای مدرکها و گواهینامهها نسبت به توانمندیها قائل است.
از همان کودکی به افراد بسیار موفق آموزش داده میشود که فکر مستقل را قربانیِ یک رتبهی خوب کنند. به ما آموزش داده شده است که اگر سازگار و مطیع بمانیم، پاداش آن، انتخابشدنِ ما خواهد بود. بزرگترین پاداش برای خیلی از کودکان، انتخابشدن در یک دانشگاه مشهور است.
جامعهی ما وسواس به متخصص دارد و به افراد بسیار موفق و برجسته آموخته است که موفقیت یعنی تأییدشدن توسط یک مقام بیرونی. متأسفانه این دیدگاه، اعتمادبهنفس شما را تضعیف میکند و جای بیدردسری برای پنهانشدن از بروز تواناییهای بالقوهتان ایجاد میشود.
فارغ از اینها، اگر شما انتخاب نشوید، جانتان را رهاندهاید و اگر از همان اول، قصد ورود به دانشگاه و کسب مدرک را نداشته باشید، زحمت ردشدن را هم ندارید. چون از قبل، خودتان خودتان را رد کردهاید.
◾یک طرز فکر بهتر دربارهی گواهینامهها:
در رُمان «جادوگر شهر آز»، وقتی جادوگر گواهینامهی مترسک را به او اعطاء میکند، هیچ چیزی که مترسک، آن را از قبل نداشته باشد به او اعطاء نمیشود. آن تکهکاغذ، یک گواهینامهی بیرونیِ غیرضروری بود که به مترسک کمک کرد تا اعتماد به نفساش را بازیابد. چیزی که شاید خودش هم میتوانست بدون گواهینامه، آن را به دست آورد. او چیزی را لازم داشت که از قبل در وجودش بود.
آیا رَدکردن تخصصگرایی، درها را به روی متخصصان قلابی باز نمیکند؟ اگر نیازی به گواهینامه نباشد، اگر هر کسی را صاحب صلاحیت، شایستگی و توانمندی بدانیم، آیا پای افراد کلاهبردار را به عرصهی کارهای مهم باز نمیکنیم؟
من فکر میکنم خلاف این قضیه صادق باشد. مدرکگرایی باعث شده است که اشتباهاً به کسی که فلان مدرک را دارد، به عنوان یک متخصص واقعی اعتماد کنیم.
این واقعیت که شما صاحب یک مدرک هستید، به این معنا نیست که شما صاحب بصیرت، تجربه یا قابلیت هم هستید. شما تکهکاغذی را به دست آوردهاید ولی این به آن معنا نیست که واقعاً دل در گرو آن کار دارید.
امروزه عملکردها بیشتر از قبل اهمیت دارند. ما میتوانیم کار شما را ببینیم، کلمات شما را بشنویم و منظور شما را بفهمیم.
امروزه ما میتوانیم در ورای مدرک و گواهینامه، اثربخشیِ شما را مشاهده کنیم.
ما میتوانیم بدنهای از کار خلق کنیم و جامعهای بسازیم که توانِ اثربخشی ما را درک کند.
من شما را به کلاهبرداری یا پیروی از کسی تشویق نمیکنم. ولی ما همگی باید از فرصتِ به دستآمده جهت همکاری در یک فرآیند طولانیمدت، برای کسب تخصص واقعی که در خدمت ایجاد تغییر باشد، استفاده کنیم.
🍁 مصطفی منبری ۵ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Medium
Our Obsession With ‘Expertise’ Is Holding Us Back
You don’t need a credential to create useful work
◾پاسخهای متناقض به سوالات واضح
◾ستگادین ۲۷ نوامبر ۲۰۲۰
از اینجاست که شما میفهمید سوالات، چندان هم واضح نبودند.
وقتی افرادی باهوش و قابل اعتماد بر سرِ پاسخِ یک سوال باهمدیگر مخالفت میکنند، شما سوالی یافتهاید که ارزش پیگیری و بحث را دارد.
🍁 مصطفی منبری ۷ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
◾ستگادین ۲۷ نوامبر ۲۰۲۰
از اینجاست که شما میفهمید سوالات، چندان هم واضح نبودند.
وقتی افرادی باهوش و قابل اعتماد بر سرِ پاسخِ یک سوال باهمدیگر مخالفت میکنند، شما سوالی یافتهاید که ارزش پیگیری و بحث را دارد.
🍁 مصطفی منبری ۷ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Seth's Blog
Contradictory answers to obvious questions
That’s how you know that they’re not obvious. When smart, committed people disagree about the answer to a question, you’ve found a question worth pursuing and a discussion worth h…
◾تشخیص انحصار
◾ستگادین ۳۰ نوامبر ۲۰۲۰
لیدرها در شرکتهای مدرن، منطقی و روشنفکر، باهوشمندی از خودشان میپرسند: چگونه میتوانیم اوضاع را برای مشتریانمان بهتر کنیم؟
آنها میدانند که این قدم ساده میتواند وفاداری، تبلیغات دهانبهدهان و مشتریان بیشتری را برایشان ایجاد کند.
شرکتهای انحصاری از خود میپرسند: چگونه میتوانیم اوضاع را برای خودمان بهتر کنیم؟
🍁 مصطفی منبری ۱۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۳۰ نوامبر ۲۰۲۰
لیدرها در شرکتهای مدرن، منطقی و روشنفکر، باهوشمندی از خودشان میپرسند: چگونه میتوانیم اوضاع را برای مشتریانمان بهتر کنیم؟
آنها میدانند که این قدم ساده میتواند وفاداری، تبلیغات دهانبهدهان و مشتریان بیشتری را برایشان ایجاد کند.
شرکتهای انحصاری از خود میپرسند: چگونه میتوانیم اوضاع را برای خودمان بهتر کنیم؟
🍁 مصطفی منبری ۱۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
The monopoly distinction
At enlightened companies, leaders are smart enough to ask, “how do we make things better for our customers?” They realize that this simple ratchet leads to loyalty, word of mouth and mo…
◾؛Shopping همان خرید نیست
◾ستگادین ۱ دسامبر ۲۰۲۰
تقریباً همهی افراد بالای پانزده سال، در هرجایی از دنیا، به طریقی با بازار سروکار دارند. ما به چیزهایی نیاز پیدا میکنیم و آنها را میخریم(buy).
ولی اسم این کار، shopping نیست.
؛shopping تجسم چیزی است که شاید آن را بخواهید. معاوضهی هیجانانگیز و درعین حال پُرخطرِ پول با چیزی که قبلا هرگز آن را نخریدهاید. ممکن است بهتر از چیزی باشد که انتظارش را داشتید، شاید هم نباشد.
در برخی جوامع، shopping کاری بسیار غریب و پُرخطر بحساب میآید و بهمین دلیلِ ساده اتفاق نمیافتد.
؛shopping یک فعالیت فرهنگی با شیوهها و دیدگاههای گوناگون است و بسته به اینکه شما چه کسی هستید و کجا زندگی میکنید، میتواند متفاوت باشد.
؛shopping موادی شیمیایی در مغز ما آزاد میکند. در خیلی از موارد، مخصوصاً درمورد کالاهای لوکس. درواقع ما برای رسیدن به این تغییر عاطفی است که پول خرج میکنیم، نه برای چیزی که میخریم.
صنایع چندتریلیوندلاری که برپایهی shopping بعنوان یک فعالیت ورزشی(sport) بنا شدهاند، پدیدههای نسبتاً جدیدی هستند ولی آنقدر دوروبر ما را گرفتهاند که خیال میکنیم همیشه همینطور بوده است.
پول یک داستان ساختگی است. شاید داستان ذهنی شما دربارهی پول با داستان دیگران متفاوت باشد. رابطهی ما با قرض، پسانداز و درآمدسازی با پول، ترکیبی غیرعادی است.
کارت اعتباری بجای اینکه عامل سهولت و فایده برای مشتری باشد، در مورد خیلی از افراد، به یک تله تبدیل شده است.
علاقه به کارتهای هدیه، فروش وسایل شخصی و تلنبارکردن کالا در انبارهایمان، نشان از تعهد چندلایهی ما به موضوع shopping است.
برای بسیاری از مردم، shopping در مقادیر کم، میتواند خوشحالکننده باشد. ولی همیشه اینطور نیست.
احتمالاً وسایل و کالاهای بیشتر، نمیتوانند جای چیزهایی را بگیرند که واقعاً به آنها نیاز داریم.
🍁 مصطفی منبری ۱۱ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱ دسامبر ۲۰۲۰
تقریباً همهی افراد بالای پانزده سال، در هرجایی از دنیا، به طریقی با بازار سروکار دارند. ما به چیزهایی نیاز پیدا میکنیم و آنها را میخریم(buy).
ولی اسم این کار، shopping نیست.
؛shopping تجسم چیزی است که شاید آن را بخواهید. معاوضهی هیجانانگیز و درعین حال پُرخطرِ پول با چیزی که قبلا هرگز آن را نخریدهاید. ممکن است بهتر از چیزی باشد که انتظارش را داشتید، شاید هم نباشد.
در برخی جوامع، shopping کاری بسیار غریب و پُرخطر بحساب میآید و بهمین دلیلِ ساده اتفاق نمیافتد.
؛shopping یک فعالیت فرهنگی با شیوهها و دیدگاههای گوناگون است و بسته به اینکه شما چه کسی هستید و کجا زندگی میکنید، میتواند متفاوت باشد.
؛shopping موادی شیمیایی در مغز ما آزاد میکند. در خیلی از موارد، مخصوصاً درمورد کالاهای لوکس. درواقع ما برای رسیدن به این تغییر عاطفی است که پول خرج میکنیم، نه برای چیزی که میخریم.
صنایع چندتریلیوندلاری که برپایهی shopping بعنوان یک فعالیت ورزشی(sport) بنا شدهاند، پدیدههای نسبتاً جدیدی هستند ولی آنقدر دوروبر ما را گرفتهاند که خیال میکنیم همیشه همینطور بوده است.
پول یک داستان ساختگی است. شاید داستان ذهنی شما دربارهی پول با داستان دیگران متفاوت باشد. رابطهی ما با قرض، پسانداز و درآمدسازی با پول، ترکیبی غیرعادی است.
کارت اعتباری بجای اینکه عامل سهولت و فایده برای مشتری باشد، در مورد خیلی از افراد، به یک تله تبدیل شده است.
علاقه به کارتهای هدیه، فروش وسایل شخصی و تلنبارکردن کالا در انبارهایمان، نشان از تعهد چندلایهی ما به موضوع shopping است.
برای بسیاری از مردم، shopping در مقادیر کم، میتواند خوشحالکننده باشد. ولی همیشه اینطور نیست.
احتمالاً وسایل و کالاهای بیشتر، نمیتوانند جای چیزهایی را بگیرند که واقعاً به آنها نیاز داریم.
🍁 مصطفی منبری ۱۱ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Shopping is not the same as buying
Just about everyone over the age of fifteen, anywhere in the world, engages in the market in some way. We need things and we buy them. That’s not what shopping is. Shopping is the act of imag…
◾درکِ خودِ اتوماتیک
◾ستگادین ۲ دسامبر ۲۰۲۰
چگونه میشود که کاری را انجام میدهید، بدون اینکه به چگونه انجامدادنِ آن فکر کنید؟ و با اینکه کسی شما را تماشا نمیکند، شما فقط کارتان را انجام میدهید.
این همان خودِ اتوماتیک(ماشینی) است. بیهیچ داستانپردازی و گمانهزنی.
حالا سوال واقعی اینجاست:
آیا خودِ اتوماتیکِ شما از وقتی کودک بودهاید، تغییری هم کرده است؟
اگر بله، (و من امیدوارم که اینطور باشد) پس کاملاً ثابت میشود که خودِ اتوماتیک، چیزی سختافزاری و پایدار نیست.
در واقع با تمرین، قابل تغییر است. چون یک مهارت است.
ما میتوانیم یاد بگیریم که نسخهی صحیح و قابل اعتمادی از خودمان شویم که دوست داریم با آن زندگی کنیم.
این نیازمند عادات، یادگیری و گرفتن بازخورد است. و تعهد و پشتکار برای تبدیلشدن به نسخهی بهتری از خودمان.
🍁 مصطفی منبری ۱۲ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲ دسامبر ۲۰۲۰
چگونه میشود که کاری را انجام میدهید، بدون اینکه به چگونه انجامدادنِ آن فکر کنید؟ و با اینکه کسی شما را تماشا نمیکند، شما فقط کارتان را انجام میدهید.
این همان خودِ اتوماتیک(ماشینی) است. بیهیچ داستانپردازی و گمانهزنی.
حالا سوال واقعی اینجاست:
آیا خودِ اتوماتیکِ شما از وقتی کودک بودهاید، تغییری هم کرده است؟
اگر بله، (و من امیدوارم که اینطور باشد) پس کاملاً ثابت میشود که خودِ اتوماتیک، چیزی سختافزاری و پایدار نیست.
در واقع با تمرین، قابل تغییر است. چون یک مهارت است.
ما میتوانیم یاد بگیریم که نسخهی صحیح و قابل اعتمادی از خودمان شویم که دوست داریم با آن زندگی کنیم.
این نیازمند عادات، یادگیری و گرفتن بازخورد است. و تعهد و پشتکار برای تبدیلشدن به نسخهی بهتری از خودمان.
🍁 مصطفی منبری ۱۲ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Understanding the automatic self
How do you act when you’re not thinking about how you act? When no one is looking and when you’re just doing what you’re doing… That’s the automatic self. No narrative…
◾تعمیمدادنها جواب میدهند(تا وقتی که از کار بیافتند)
◾ستگادین ۳ دسامبر ۲۰۲۰
برخلاف پدیدههای طبیعی مثل گردش سیارات و ساختارهای زمینشناسی، هیچ قانون ثابت و بینقصی برای رفتارهای انسانی وجود ندارد.
اگر ما در مورد گروههای انسانی حرف میزنیم، اگر ما تعلیم میدهیم، راهبری میکنیم یا سعی میکنیم رفتارِ آینده را پیشبینی کنیم(که هر سهی این موارد با هم مرتبط هستند)، پس ما در حال تعمیمدادن(generalisation) هستیم.
و شاید این بخاطر آنست که ما آن رفتار را درک نمیکنیم یا بوضوح نمیدانیم که ما انسانها چه کسی هستیم.
«عموماً در خیلی از مواقع، اکثر بچههای مهدکودک، اگر در مدت یکروز طولانی، چُرت نزنند، دچار مشکل میشوند.»
جملهی فوق، دقیقاً به این معنا نیست که «همهی بچهها به چرتزدن نیاز دارند.»
تعمیمدادنهای مفید، برای تعاملات سازنده و راهبریهای کُلی(generous leadership)، ضروریاند.
بدون تعمیمدادن، تقریباً شروع یک خدمترسانی به مردم، غیرممکن است.
ولی باید مواظب تله باشید.
اگر ما برای مدتهای طولانی به تعمیمهای خودمان بچسبیم یا به مطلقبودنشان اصرار بورزیم یا در پیگیریِ استثنائاتی که در هر تعمیمدادنی وجود دارند، قصور کنیم، افرادی را که نیاز به دیدهشدن دارند، از قلم میاندازیم و این خیانتی است به کل کاری که از ابتدا قصد انجامش را داشتیم.
ما کارمان را با یک بازار یا یک مخاطب شروع میکنیم ولی در نهایت به «فرد»(individual) خدمت میکنیم.
🍁 مصطفی منبری ۱۴ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۳ دسامبر ۲۰۲۰
برخلاف پدیدههای طبیعی مثل گردش سیارات و ساختارهای زمینشناسی، هیچ قانون ثابت و بینقصی برای رفتارهای انسانی وجود ندارد.
اگر ما در مورد گروههای انسانی حرف میزنیم، اگر ما تعلیم میدهیم، راهبری میکنیم یا سعی میکنیم رفتارِ آینده را پیشبینی کنیم(که هر سهی این موارد با هم مرتبط هستند)، پس ما در حال تعمیمدادن(generalisation) هستیم.
و شاید این بخاطر آنست که ما آن رفتار را درک نمیکنیم یا بوضوح نمیدانیم که ما انسانها چه کسی هستیم.
«عموماً در خیلی از مواقع، اکثر بچههای مهدکودک، اگر در مدت یکروز طولانی، چُرت نزنند، دچار مشکل میشوند.»
جملهی فوق، دقیقاً به این معنا نیست که «همهی بچهها به چرتزدن نیاز دارند.»
تعمیمدادنهای مفید، برای تعاملات سازنده و راهبریهای کُلی(generous leadership)، ضروریاند.
بدون تعمیمدادن، تقریباً شروع یک خدمترسانی به مردم، غیرممکن است.
ولی باید مواظب تله باشید.
اگر ما برای مدتهای طولانی به تعمیمهای خودمان بچسبیم یا به مطلقبودنشان اصرار بورزیم یا در پیگیریِ استثنائاتی که در هر تعمیمدادنی وجود دارند، قصور کنیم، افرادی را که نیاز به دیدهشدن دارند، از قلم میاندازیم و این خیانتی است به کل کاری که از ابتدا قصد انجامش را داشتیم.
ما کارمان را با یک بازار یا یک مخاطب شروع میکنیم ولی در نهایت به «فرد»(individual) خدمت میکنیم.
🍁 مصطفی منبری ۱۴ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Generalizations work (until they don’t)
Unlike natural phenomena like orbiting planets or geologic formations, there are no consistent and perfect laws of human behavior. If we’re talking about groups of people, if we’re teac…
◾محافظت از تجربهی کاربری
◾ستگادین ۴ دسامبر ۲۰۲۰
وقتی یک کسبوکار کوچک، تجربهی کاربریِ خیلی بدی ارائه دهد، کسی که مسئول آنست، سریع دربارهی آن یاد میگیرد.
چون مشتریانشان آنها را رها میکنند، مخاطبان پراکنده میشوند و شکایات به سویشان سرازیر میشود. این اشتباه برایشان گران تمام میشود و اهداف سازمان کمرنگ میگردند.
خوشبختانه در یک سازمان کوچک، شخصی که توان ایجاد تغییر را دارد، از قضیه مطلع میشود و اقدام میکند.
ولی در یک سازمان بزرگ، مثل بانک من، منابع برای بهبود اوضاع به شکلی باورنکردنی بزرگتر و به شدت ناکارآمد هستند.
چون در سازمانهای بزرگ، کسی که باید اقدامی بکند، اولویتهای دیگری دارد. نه تنها آنها در معرض دریافت بازخوردهای ارزشمندی که کارمندان خط مقدمشان دریافت میکنند نیستند(چرا که سازمان، اشتیاقی به شنیدن اخبار بد ندارد)، بلکه آنها اصلاً تجربهی کاربری را اولویت فرض نکردهاند.
به نظر میرسد خوشحالکردنِ رئیس، مهمتر باشد. اینکه به جلسات بروند و اعداد و ارقام را جوری بچینند که به جای نیاز به اصلاح اوضاع، جلوی ایجاد احساس شکست را بگیرند.
کمی در فروشگاه، وقت بگذرانید.
وبسایت خودتان را ببینید تا روند انجام کار را از دید مشتری لمس کنید.
برای چند ساعت به تماسهای تلفنیِ فنی، پاسخ دهید.
و بفهمید که چگونه میتوانید تجربهی کاربری را به عدد و رقم تبدیل کنید تا به همان راحتی که درآمد ماه قبلتان را اندازهگیری کردهاید، تجربهی کاربری را نیز قابل محاسبه و اندازهگیری کنید.
🍁 مصطفی منبری ۱۴ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۴ دسامبر ۲۰۲۰
وقتی یک کسبوکار کوچک، تجربهی کاربریِ خیلی بدی ارائه دهد، کسی که مسئول آنست، سریع دربارهی آن یاد میگیرد.
چون مشتریانشان آنها را رها میکنند، مخاطبان پراکنده میشوند و شکایات به سویشان سرازیر میشود. این اشتباه برایشان گران تمام میشود و اهداف سازمان کمرنگ میگردند.
خوشبختانه در یک سازمان کوچک، شخصی که توان ایجاد تغییر را دارد، از قضیه مطلع میشود و اقدام میکند.
ولی در یک سازمان بزرگ، مثل بانک من، منابع برای بهبود اوضاع به شکلی باورنکردنی بزرگتر و به شدت ناکارآمد هستند.
چون در سازمانهای بزرگ، کسی که باید اقدامی بکند، اولویتهای دیگری دارد. نه تنها آنها در معرض دریافت بازخوردهای ارزشمندی که کارمندان خط مقدمشان دریافت میکنند نیستند(چرا که سازمان، اشتیاقی به شنیدن اخبار بد ندارد)، بلکه آنها اصلاً تجربهی کاربری را اولویت فرض نکردهاند.
به نظر میرسد خوشحالکردنِ رئیس، مهمتر باشد. اینکه به جلسات بروند و اعداد و ارقام را جوری بچینند که به جای نیاز به اصلاح اوضاع، جلوی ایجاد احساس شکست را بگیرند.
کمی در فروشگاه، وقت بگذرانید.
وبسایت خودتان را ببینید تا روند انجام کار را از دید مشتری لمس کنید.
برای چند ساعت به تماسهای تلفنیِ فنی، پاسخ دهید.
و بفهمید که چگونه میتوانید تجربهی کاربری را به عدد و رقم تبدیل کنید تا به همان راحتی که درآمد ماه قبلتان را اندازهگیری کردهاید، تجربهی کاربری را نیز قابل محاسبه و اندازهگیری کنید.
🍁 مصطفی منبری ۱۴ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Insulation from the user experience
When a small enterprise offers a lousy user experience, the person in charge learns about it, fast. Customers leave, visitors bounce, complaints roll in. It’s expensive and it undermines the …
◾جایی برای نوشتن
◾ستگادین ۱۴ دسامبر ۲۰۲۰
یکی از دلایل موفقیت خوانندگانِ ترانهسرای پُرکار و موفق، آنست که بمحض نوشتن یک ترانه، میتوانند آنرا ضبط و منتشر کنند.
و مزیت بزرگِ داشتنِ یک وبلاگ روزانه، آنست که نرمافزار وبلاگ، همیشه باز است و منتظر شماست تاچیزی در آن بنویسید.
نوشتهی شما نباید حتما یک کتاب باشد، به همین سادگی، شما شانسِ ایجاد تغییر را پیدا کردهاید. «این چیزیست که من میبینم و این راهیست که شما میتوانید قسمتی از آن باشید.»
وقتی ما مقدمات( پیداکردن قلم و کاغذ، دفترچه یادداشت و نرمافزار) و مؤخرات(یافتن راهی برای انتشار) را حذف میکنیم، بنظر میرسد که در بیشتر اوقات مشغول نوشتن میشویم و بیشترنوشتن به بهترنوشتن منجر میشود.
لازم نیست که نوشتهای بینقص باشد. میتواند کار بعدیتان باشد، بههمین سادگی.
به الگوها اهمیت دهید. دنبالکردنِ سرنخها جواب میدهد.
همهی اینها بخشی از تمرینِ شما هستند.
🍁 مصطفی منبری ۲۵ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۴ دسامبر ۲۰۲۰
یکی از دلایل موفقیت خوانندگانِ ترانهسرای پُرکار و موفق، آنست که بمحض نوشتن یک ترانه، میتوانند آنرا ضبط و منتشر کنند.
و مزیت بزرگِ داشتنِ یک وبلاگ روزانه، آنست که نرمافزار وبلاگ، همیشه باز است و منتظر شماست تاچیزی در آن بنویسید.
نوشتهی شما نباید حتما یک کتاب باشد، به همین سادگی، شما شانسِ ایجاد تغییر را پیدا کردهاید. «این چیزیست که من میبینم و این راهیست که شما میتوانید قسمتی از آن باشید.»
وقتی ما مقدمات( پیداکردن قلم و کاغذ، دفترچه یادداشت و نرمافزار) و مؤخرات(یافتن راهی برای انتشار) را حذف میکنیم، بنظر میرسد که در بیشتر اوقات مشغول نوشتن میشویم و بیشترنوشتن به بهترنوشتن منجر میشود.
لازم نیست که نوشتهای بینقص باشد. میتواند کار بعدیتان باشد، بههمین سادگی.
به الگوها اهمیت دهید. دنبالکردنِ سرنخها جواب میدهد.
همهی اینها بخشی از تمرینِ شما هستند.
🍁 مصطفی منبری ۲۵ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
A place to write
One reason that successful and prolific singer-songwriters are prolific is that as soon as they’ve written a song, they can record it and publish it. And a huge advantage of having a daily bl…
◾️تصمیمات جدید
◾️ستگادین ۱۷ دسامبر ۲۰۲۰
شما جملهی «من اشتباه کردم» را زیاد نمیشنوید. مخصوصاً از صاحبان قدرت یا کسانی که به پشتگرمیِ عقیدهای که دارند، پا به عرصه گذاشته اند.
ترغیب کسی برای یک تصمیمگیری جدید براساس اطلاعات جدید، کار بسیار آسانتری است.
به همین شیوه است که آنها هم میتوانند همین الان بگویند حق با ایشان است و هم اینکه باور داشته باشند که قبلاً هم حق با آنها بوده است.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾️ستگادین ۱۷ دسامبر ۲۰۲۰
شما جملهی «من اشتباه کردم» را زیاد نمیشنوید. مخصوصاً از صاحبان قدرت یا کسانی که به پشتگرمیِ عقیدهای که دارند، پا به عرصه گذاشته اند.
ترغیب کسی برای یک تصمیمگیری جدید براساس اطلاعات جدید، کار بسیار آسانتری است.
به همین شیوه است که آنها هم میتوانند همین الان بگویند حق با ایشان است و هم اینکه باور داشته باشند که قبلاً هم حق با آنها بوده است.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
New decisions
“I was wrong,” isn’t something you hear very often. Particularly from people in power, or folks who have gone out on a limb espousing a belief. It’s far easier to persuade s…
◾اشتباهات خیلی بد و اشتباهات
◾ستگادین ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰
یک حرکت خیلی بد در شطرنج(blunder)، اشتباهی است که هیچ عذری برای آن پذیرفته نیست و ممکن است به باخت شما بیانجامد.
وقتی حواسمان کاملاً جمع است، گاهی برای اجتناب از اشتباهات خیلی بد، سعی میکنیم اصلاً اشتباه نکنیم.
به دلایل قابل فهم، زمان بسیار زیادی را صرفِ تلاش برای اجتناب از اشتباهات فجیع و تخفیف اشتباهات معمولی میکنیم. ولی اگر همهی فکر و ذکرمان همین باشد، شانسِ انجام یک کار شگفتانگیز را از دست خواهیم داد.
اگر یک پیشرو(frontier) هستید، اگر لیدر هستید، اگر در حال خلق یا اختراع هستید، شما شانهبهشانهی اشتباهکردن در حرکتید. اشتباهکردن، هزینهای است که برای خلاقبودن میپردازید.
وقتی کار از کار گذشت، اینکه تلاش برای کاری بزرگ را یک اشتباه خیلی بد در نظر بگیریم، کار آسانی است. ولی احتمالاً فقط اشتباهی بوده که میتوانیم چیزی از آن یاد بگیریم.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰
یک حرکت خیلی بد در شطرنج(blunder)، اشتباهی است که هیچ عذری برای آن پذیرفته نیست و ممکن است به باخت شما بیانجامد.
وقتی حواسمان کاملاً جمع است، گاهی برای اجتناب از اشتباهات خیلی بد، سعی میکنیم اصلاً اشتباه نکنیم.
به دلایل قابل فهم، زمان بسیار زیادی را صرفِ تلاش برای اجتناب از اشتباهات فجیع و تخفیف اشتباهات معمولی میکنیم. ولی اگر همهی فکر و ذکرمان همین باشد، شانسِ انجام یک کار شگفتانگیز را از دست خواهیم داد.
اگر یک پیشرو(frontier) هستید، اگر لیدر هستید، اگر در حال خلق یا اختراع هستید، شما شانهبهشانهی اشتباهکردن در حرکتید. اشتباهکردن، هزینهای است که برای خلاقبودن میپردازید.
وقتی کار از کار گذشت، اینکه تلاش برای کاری بزرگ را یک اشتباه خیلی بد در نظر بگیریم، کار آسانی است. ولی احتمالاً فقط اشتباهی بوده که میتوانیم چیزی از آن یاد بگیریم.
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Blunders and mistakes
In chess, a blunder is a mistake that no one can excuse. Even one blunder and you’re probably going to lose. In our vigilance to avoid blunders, sometimes we try to eliminate mistakes as well…
◾«روال کار ما همیشه همین بوده است»
◾ستگادین ۱۹ دسامبر ۲۰۲۰
دربارهی نقش سنتها، داشتنِ ثبات و اصولی که این موقعیت نصیبمان کرده تا روبهجلو حرکت کنیم، حرفهای زیادی میتوان زد.
ولی اگر روزمان، فرآیندهایی که اجرا میکنیم یا فرضیاتی که داریم را زیر ذرهبین قرار دهیم، چقدر از کارهایمان از روی عادت انجام میشود؟
بله، امتحانکردنِ همهی گزینهها، کاوش بین همهی راههای جایگزین و آزمودنِ نحوهی کار همهی فرهنگها یا رقبا، غیرممکن است. ولی...
وقتی ما حتی خبر نداریم که کارهایمان را از روی عادت، تکرار میکنیم، چطور ممکن است برای بهترکردن اوضاع، ولعی از خودمان نشان دهیم؟
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۱۹ دسامبر ۲۰۲۰
دربارهی نقش سنتها، داشتنِ ثبات و اصولی که این موقعیت نصیبمان کرده تا روبهجلو حرکت کنیم، حرفهای زیادی میتوان زد.
ولی اگر روزمان، فرآیندهایی که اجرا میکنیم یا فرضیاتی که داریم را زیر ذرهبین قرار دهیم، چقدر از کارهایمان از روی عادت انجام میشود؟
بله، امتحانکردنِ همهی گزینهها، کاوش بین همهی راههای جایگزین و آزمودنِ نحوهی کار همهی فرهنگها یا رقبا، غیرممکن است. ولی...
وقتی ما حتی خبر نداریم که کارهایمان را از روی عادت، تکرار میکنیم، چطور ممکن است برای بهترکردن اوضاع، ولعی از خودمان نشان دهیم؟
🍁 مصطفی منبری ۳۰ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
“The way we’ve always done it”
There’s a lot to be said for tradition, for stability and for the foundation that the status quo gives us to move forward. But, if we were on the spot to analyze our day, our processes and ou…
◾مخفیکردن ایدهها
◾ستگادین ۲۱ دسامبر ۲۰۲۰
عدهای از افراد در موردِ بهاشتراکگذاشتنِ ایدههایشان با دیگران، دوبهشک هستند. چون نگرانِ دزدیدهشدن ایدههای خویشاند.
عموماً این افراد از موفقیت میترسند، نه از شکست.
ایدهای که بیان نمیشود، با اینکه در امنیت میماند و سرقت نمیشود، ولی قابلیت سنجیدهشدن، نقدشدن، ارتقاءیافتن یا استفادهشدن در دنیای واقعی را هم ندارد.
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۱ دسامبر ۲۰۲۰
عدهای از افراد در موردِ بهاشتراکگذاشتنِ ایدههایشان با دیگران، دوبهشک هستند. چون نگرانِ دزدیدهشدن ایدههای خویشاند.
عموماً این افراد از موفقیت میترسند، نه از شکست.
ایدهای که بیان نمیشود، با اینکه در امنیت میماند و سرقت نمیشود، ولی قابلیت سنجیدهشدن، نقدشدن، ارتقاءیافتن یا استفادهشدن در دنیای واقعی را هم ندارد.
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Hiding ideas
Some people hesitate to share an idea because they’re worried it will be stolen. In general, these people are afraid of success, not failure. An idea unspoken is a safe one, which not only ca…
◾میهمانان، میزبانان و اربابان
◾ستگادین ۲۲ دسامبر ۲۰۲۰
اربابِ صاحبملک، طوری رفتار میکند که انگار صاحب آن مکان است. چون واقعاً هم همینطور است. ارباب، قوانین را وضع میکند و قدرتِ اِعمال آنها را هم دارد.
میزبان، رفتاری خدمتگزارانه و سخاوتمندانه دارد.
میهمانان متوجه میشوند که بخت به آنها رو کرده و سعی میکنند که از موقعیتشان سوءاستفاده نکنند.
همانطور که Dave Winer خاطرنشان کرده است، شبکهی اینترنت، بیصاحب است. ما همگی میهمانیم، بجز مواقعی که شانس میزبانی را پیدا کنیم. مثل ارباب رفتارکردن، کل بازی را به هم میریزد.
احتمالاً این قضیه در مورد مکانهایی که به آنها چسبیدهاید هم صادق است.
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۲ دسامبر ۲۰۲۰
اربابِ صاحبملک، طوری رفتار میکند که انگار صاحب آن مکان است. چون واقعاً هم همینطور است. ارباب، قوانین را وضع میکند و قدرتِ اِعمال آنها را هم دارد.
میزبان، رفتاری خدمتگزارانه و سخاوتمندانه دارد.
میهمانان متوجه میشوند که بخت به آنها رو کرده و سعی میکنند که از موقعیتشان سوءاستفاده نکنند.
همانطور که Dave Winer خاطرنشان کرده است، شبکهی اینترنت، بیصاحب است. ما همگی میهمانیم، بجز مواقعی که شانس میزبانی را پیدا کنیم. مثل ارباب رفتارکردن، کل بازی را به هم میریزد.
احتمالاً این قضیه در مورد مکانهایی که به آنها چسبیدهاید هم صادق است.
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Guests, hosts and landlords
The landlord acts like he owns the place, because he does. The landlord makes the rules and has the power to enforce them. The host acts on behalf of those that are being served. “Gracious…
◾آیا از پسِ وظیفهای که بر عهده داشت، برآمد؟
◾ستگادین ۲۳ دسامبر ۲۰۲۰
منظور این نیست که آیا بهترین تلاشاش را کرد؟
کیفیت، تعریف بسیار مشخصی دارد: آیا نیازهای مشتری را برآورده کرد؟
هر تجربه، محصول یا خدماتی که مشخصهی بالا را داشته باشد، صاحب کیفیت استاندارد است، وگرنه بیکیفیت است.
با این سوال شروع کنید: این برای کیست؟( به درد چه کسی میخورد؟) احتمالاً مشتری، آن کسی که ما فکرش را میکنیم نباشد. مثلاً:
«مراسم جشن عروسی خوب بود؟»
سوال فوق، احتمالاً به این معناست که آیا میزبان، کاملاً چشمگیر، پرقدرت و ستودنی بود یا نه؟ یا شاید به این معنا باشد: خوش گذشت؟ یا شاید برای افراد مختلف، معناهای مختلف داشته باشد.
سوال دوم دربارهی کیفیت: این برای چیست؟( به چه دردی میخورد؟) چرا مشتری برای این محصول یا تجربه، پول میپردازد؟ شفافاندیشیدن در مورد جواب این سوال، تنها راه پیشرفت در کارمان است.
فقط در حین پاسخ به این دو سوال است که ما توانِ عمیقترشدن دربارهی ماهیتِ خود مشتری و آنچه به او پیشنهاد میدهیم را بدست خواهیم آورد. این توان، ما را در مسیر انجام کاری تاثیرگذار و کارآمد بهپیش خواهد راند.
بعد از پاسخ به این دو سوال است که موضوع پیچیده میشود...
اگر با بیش از یک نفر طرف باشیم چه؟
اگر بجای تلاش برای راضیکردنِ یک مشتری، با مشتریان متنوعی روبرو باشیم چه؟
اگر تلاش کنیم که این تجربه را تکرار کنیم چه؟
کدام عناصر، توان رشد را دارند تا موثرتر عمل کنند، اثر کمتری روی نیروی کار یا محیط بگذارند و قابل اعتمادتر شوند؟
چه میشود اگر سازمان، چیزی فراتر از فقط تعداد کمی از افراد باشد، تا فرآیندها، مدیریت زنجیرهی تامین و سیستمها وارد بازی شوند؟
ولی با اینهمه، ما هنوز هم ناچاریم کارمان را از اول شروع کنیم، یعنی:
- این برای کیست؟
- این برای چیست؟
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
◾ستگادین ۲۳ دسامبر ۲۰۲۰
منظور این نیست که آیا بهترین تلاشاش را کرد؟
کیفیت، تعریف بسیار مشخصی دارد: آیا نیازهای مشتری را برآورده کرد؟
هر تجربه، محصول یا خدماتی که مشخصهی بالا را داشته باشد، صاحب کیفیت استاندارد است، وگرنه بیکیفیت است.
با این سوال شروع کنید: این برای کیست؟( به درد چه کسی میخورد؟) احتمالاً مشتری، آن کسی که ما فکرش را میکنیم نباشد. مثلاً:
«مراسم جشن عروسی خوب بود؟»
سوال فوق، احتمالاً به این معناست که آیا میزبان، کاملاً چشمگیر، پرقدرت و ستودنی بود یا نه؟ یا شاید به این معنا باشد: خوش گذشت؟ یا شاید برای افراد مختلف، معناهای مختلف داشته باشد.
سوال دوم دربارهی کیفیت: این برای چیست؟( به چه دردی میخورد؟) چرا مشتری برای این محصول یا تجربه، پول میپردازد؟ شفافاندیشیدن در مورد جواب این سوال، تنها راه پیشرفت در کارمان است.
فقط در حین پاسخ به این دو سوال است که ما توانِ عمیقترشدن دربارهی ماهیتِ خود مشتری و آنچه به او پیشنهاد میدهیم را بدست خواهیم آورد. این توان، ما را در مسیر انجام کاری تاثیرگذار و کارآمد بهپیش خواهد راند.
بعد از پاسخ به این دو سوال است که موضوع پیچیده میشود...
اگر با بیش از یک نفر طرف باشیم چه؟
اگر بجای تلاش برای راضیکردنِ یک مشتری، با مشتریان متنوعی روبرو باشیم چه؟
اگر تلاش کنیم که این تجربه را تکرار کنیم چه؟
کدام عناصر، توان رشد را دارند تا موثرتر عمل کنند، اثر کمتری روی نیروی کار یا محیط بگذارند و قابل اعتمادتر شوند؟
چه میشود اگر سازمان، چیزی فراتر از فقط تعداد کمی از افراد باشد، تا فرآیندها، مدیریت زنجیرهی تامین و سیستمها وارد بازی شوند؟
ولی با اینهمه، ما هنوز هم ناچاریم کارمان را از اول شروع کنیم، یعنی:
- این برای کیست؟
- این برای چیست؟
❄️ مصطفی منبری ۳ دی ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖✂️
Seth's Blog
Did it do what it was supposed to do?
That’s not often the same as, “I did my best.” Quality has a very specific definition: Did it meet the customer’s requirements? Any experience, product or deliverable that m…