طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾من با شما هستم

◾ست‌گادین ۱۰ اسفند ۱۳۹۹



برعکس جمله‌ی فوق می‌شود: روی من حساب نکنید.

شما چه بخواهید به بقیه ملحق شوید و بخشی از آنها باشید، چه بخواهید از آنها جدا شوید و دورشدن‌شان را تماشا کنید، هردو یکی است.

ما می‌توانیم درپیِ تحریک کسانی باشیم که تصمیم گرفته‌ایم دشمنان‌مان باشند. می‌توانیم استانداردها را تضعیف و تخریب کنیم. یا می‌توانیم به امکان‌هایی که در سایه‌ی باهم‌بودن ایجاد می‌شوند، متعهد بمانیم تا چیزی خلق کنیم که جواب می‌دهد.

فهمیدنش سخت نیست که حتی اگر همیشه نمی‌توانیم لبه‌ی انتهایی کشتی را ببینیم، ولی بازهم همگی در یک کشتی قرار داریم.




.
◾نامه‌ای به خودِ آینده‌تان

◾ست‌گادین ۱۲ اسفند ۱۳۹۹



ما نامه‌های استعاری خیلی زیادی برای ملامت انتخاب‌هایی که در گذشته کرده‌ایم، به خودِ گذشته‌مان می‌نویسیم و بابت فرصت‌هایی که سوزانده‌ایم یا اشتباهاتی که کرده‌ایم، اظهار پشیمانی می‌کنیم. سرزنش خودِ جوان‌ترمان برای وضعیت نابسامانی که فعلاً در آن قرار داریم، کار آسانی است.

راستی در آن نامه، به خودِ آینده‌تان چه می‌خواهید بگویید؟ وقتی نامه را در چند ماه یا چند سال آینده بخوانید، چه حسی به شما دست خواهد داد؟

شاید در نوشتن نامه به خودِ آینده‌تان، به این کشف نائل شوید که بحران‌ها یا فجایعی که همین حالا با آنها مواجه هستید، آنطور که می‌ترسیدید، چندان هم برایتان بد نشد. شاید درباره‌ی اینکه توانستید دست به اقدام بزنید، اظهار نظر خوشبینانه‌ای داشته باشید. شاید هم بخواهید با خودِ گذشته‌تان کمی همدلی کنید که هر چه در توان‌تان بود، انجام دادید.




.
◾وزن کارهای تکراری

◾ست‌گادین ۱۳ اسفند ۱۳۹۹



این پُست را که می‌نویسم، عده‌ای در آنطرف پنجره‌ام، در حال ساختن یک دیوار هستند.

هر آجر حدود ۲ کیلوگرم است. هزاران آجر در این دیوار وجود دارند و تک‌تک آجرها از کامیون به گاری و از آنجا به دیوار حمل شده‌اند. در مدتی که دیوار ساخته می‌شود، هر حرکتِ بیهوده‌ای باعث هدررفتن هزینه می‌شود. با تماشای افرادی حرفه‌ای‌ که این کار را انجام می‌دهند، به خاطر اینهمه وظیفه‌شناسی و ظرافتی که به خرج می‌دهند، میل به تحسین بیشتری در من بوجود می‌آید.

اگرچه ما شانس آورده‌ایم که بیرون نیستیم و تنقلات دم دستمان است و درحال گوش‌دادن به پادکست‌های رایگان هستیم و ممکن است از نظر جسمی به اندازه‌ی حمل هزاران آجر سنگین، خسته نشویم، ولی آسیب‌های روانی و شناختی ناشی از کارهای تکراری واقعاً برای ما نیز ایجاد می‌شوند، حتی اگر به چشم نیایند.

نظم(discipline) یعنی بجای اینکه هرروز بخاطر رعایت ضعیف بهداشت دیجیتال(digital hygiene) [ کارهای روزمره‌ای مثل حذف و اضافه‌کردن فایل‌ها و بروزرسانی برنامه‌ها، خلاص‌شدن از شر ویروس‌ها و ... م] جریمه شوید، زمانی را برای هدایت صحیح جریانِ گردش‌ِ کارتان اختصاص دهید.

وقتی روند کاری شما با چیزی مثل «فعلاً»(for now) هک می‌شود، این توهینی به تعهد شما نسبت به کار و موقعیت‌تان به عنوان یک حرفه‌ای است. هدایت جریانِ گردش‌ِ کار را درست انجام دهید، مثل کسی که آجرهای سنگین را منظم حمل می‌کند.




.
◾مهمترین وعده‌ی غذایی روزانه

◾ست‌گادین ۱۴ اسفند ۱۳۹۹



چه کسی تصمیم می‌گیرد که ریتم زندگی‌تان چگونه باشد؟ شما چه موقع کاملاً سرحال هستید و چه زمانی کسل و بی‌حوصله‌اید؟

در ایام قدیم، وقتی ما در خطوط مونتاژ کار می‌کردیم یا منشی دفتر یا ناظم مدرسه بودیم، دلایل خوبی داشتیم که خودمان را با زمانبندی که برای ما می‌شد، هماهنگ کنیم.

ولی شاید اینکه کنترل اوضاع را به دست بگیریم، و مطابق الگوهای خودمان بشنویم، توجه کنیم و کار انجام دهیم، عاقلانه‌تر باشد تا اینکه خلاف آن عمل کنیم.

شاگردان دبیرستانی وقتی ساعت شروع کلاس‌های روزانه‌شان دیرتر باشد، عملکرد بهتری از خودشان نشان می‌دهند. پس همین‌طور برنامه‌ریزی کنیم.

اگر فعالیت هنگام ظهر، بعد از ظهرهایتان را اثربخش‌تر می‌کند، چرا در جهانی که بیش از هر زمانی دیجیتال و ناهمزمان شده است، شما باید ۵ صبح آن کار را انجام دهید؟

اگر تعاملات مثبت، روز بهتری برای شما رقم می‌زند، چرا هر روز تماس‌هایی، هرچند ذهنی، با دوستانتان ترتیب نمی‌دهید؟

حتی اگر برنامه‌ی روزانه شما دست خودتان نیست، باز هم امکان تصمیم‌گیری میان یک کار تکراری احمقانه و یک کار خلاقانه‌ی جدید برای شما وجود دارد. تصمیم به اینکه چه موقع، پُست‌های یک وبلاگ را بخوانید و چه موقع، پُست‌های یک وبلاگ را بنویسید. رفتن به جلسه‌ای که هوش شما را به چالش می‌کشد، در مقایسه با بودن در جلسه‌ای کسل‌کننده، تصمیم‌اش با شماست.

بله، ما حتی تصمیم می‌گیریم که چه چیزی برای صبحانه بخوریم.





.
◾لایه‌ی ششم

◾ست‌گادین ۱۷ اسفند ۱۳۹۹



صدهزارسال پیش، انسان‌ها این توانایی را در خودشان پرورش دادند که صاحب حافظه‌ای دقیق و با جزییات شوند و خودشان را [ از سایر حیوانات] متمایز کنند.

پرورشِ حافظه‌ای دقیق، نه فقط در این‌حد که « راستی بلوط‌ها را کجا پنهان کرده بودم؟»، بلکه به معنای پرورش توانِ یادآوری خاطراتی زیاد و متنوع درباره‌ی مردم و مکان‌ها بود.

همین چند صدهزارسال پیش، ما این قدرت را با دائمی‌کردنِ خاطرات، تقویت کردیم. ما با گفتنِ یک داستان به فردی دیگر، به صورت چشمگیری ظرفیت حافظه‌مان را افزایش دادیم.

سپس شروع به نوشتن و ذخیره‌ی نوشته‌هایمان کردیم.

و بعد، یک زبان رایج ساختیم و توانستیم نوشته‌های خویش را با دیگران به اشتراک بگذاریم. کتابخانه و فضای ابری به این معنا بود که حافظه‌ی شما می‌توانست حافظه‌ی من نیز باشد.

و اخیراً با اضافه‌کردن امکان جستجو، خاطرات و دیدگاه‌های میلیاردها نفر و حتی تعداد بیشتری از مردم، توانستند براحتی در دسترس همگان قرار گیرند.

لایه‌ی ششمی که در حال ظاهرشدن است، هوشی است که حتی قبل از اینکه ما تصمیم بگیریم چیزی را جستجو کنیم، به ما کمک می‌کند و همان چیز را می‌گوید.

تعجبی ندارد که کمی گیج شده‌ایم. ما فقط حافظه‌هایمان را تکثیر کرده‌ایم. کسب تواناییِ یادآوریِ چیزهایی که واقعاً و با دشواری برای ما اتفاق افتاده، می‌تواند به راحتی با حافظه‌ی فرد دیگری اشتباه گرفته شود یا دستکاری گردد.

و حالاست که می‌فهمیم قدرت( و شاید وظیفه‌) داریم که دانش مشترک‌مان را برای تصمیماتی بهتر و عاقلانه‌تر به کار بریم و با هوشمندی، اطلاعات دستکاری‌شده و دروغین را ویرایش کنیم، چرا که آنها برای پخش‌شدن طراحی شده‌اند، نه برای بهبود زندگی‌هایمان.



.
◾«خب، بنظر من که عالی است.»

◾ست‌گادین ۱۹ اسفند ۱۳۹۹




البته که این‌طور است، چون خودتان آن را ساخته‌اید.

اگر آن را به دنیا ارائه دهید یا حتی به یک همکار نشان دهید، ممکن است نظر آنها هم همین باشد، چون شما دوستش دارید و آن را برای خودتان ساخته‌اید.

ولی این امکان وجود دارد که بازار، اهمیتی به موسیقی‌تان، طراحی گرافیکی، وبسایت یا هر کاری که کرده‌اید ندهد. چون شما فراموش کرده‌اید که محصولی برای آنها بسازید.

اساس طراحی بر همدلی‌(empathy) استوار است.

از نظر افراد این گروه، چه چیز عالی است؟ آنها به چه چیزی نیاز دارند؟

همان را بسازید.




.
◾زیباییِ عملی

◾ست‌گادین ۲۱ اسفند ۱۳۹۹



با اینکه قایق کانو ۱۶فوتی Chestnut، سریعترین، سبک‌ترین یا ارزانترین قایق نیست ولی یک قایق کانو ظریف و زیباست.

زیباییِ عملی در دسترس همه‌ی ماست و اگر آن را انتخاب کنیم، می‌تواند به سنگ‌بنای کارمان بدل شود.

برخی از ما چیزی می‌سازیم و خیلی از ما نیز یک سیستم می‌سازیم. زیباییِ عملی یعنی چیزی بسازیم که بهتر، صاف‌تر، تمیزتر، قابل فهم‌تر، مهربان‌تر، موثرتر، دوستانه‌تر یا قابل دسترس‌تر از حد لازم باشد.

سیستم عامل ویندوز مایکروسافت، هرگز دارای آن زیباییِ عملی که بتوانید جریانی از ریزه‌کاری‌ها را در پس‌زمینه‌اش مشاهده کنید نبود. سنگین و منجمد بود ولی کارش را انجام می‌داد.

از آن طرف، سیستم عامل مکینتاش، حداقل برای ۲۰ سال، به طرز شگفت‌آوری ظریف و زیبا بود. وقتی هم از کار می‌افتاد، به زیبایی از کار می‌افتاد. سیستم عامل مکینتاش، قبل از اینکه از ما بخواهد چیزهایی را تایپ کنیم، از آن چیزها خبر داشت. لبخندی بر چهره داشت و به نظر می‌رسید که یک حس شوخ‌طبعی به همراهش دارد.

وقتی چیزی می‌سازیم که زیباییِ عملی دارد، زمان و انرژی‌مان را صرف تجربه‌ی کاربری می‌کنیم. این تلاش، بیشتر از وقتی که کاربر به صورت‌های مالی سود و زیان شرکت نگاه می‌کند، رضایت وی را تامین خواهد کرد. اتفاقاً جلب رضایت کاربر در بلندمدت، بهترین عامل برای افزایش درآمد شرکتی است که قدرت انحصاری ندارد.

وقتی یک طراح، کاربُردی‌بودن را با لذت‌بخش‌بودن ترکیب می‌کند، هر چیزی که بسازد ما را به سمت خودش خواهد کشاند. این همان ظرافت، زیبایی و ریزه‌کاری است که ما در دنیایی که ساخته‌ایم، به دنبالش هستیم.

دشمن زیباییِ عملی، پیچیدگی مداوم است که اغلب، محصولِ نیازهای رقابتی، تأثیرات شبکه‌ای و وضعیت موجود است. آخرین سیستم عامل مکینتاش، ظرافت ندارد. هفته‌ی گذشته در هر ساعت، مشکلی برای من ایجاد می‌کرد. در این ایرادات، گزارشات kernel panic ناخوانا هستند. پیام‌ها باثبات و بدردبخور نیستند. جریان اطلاعات خوب نیست و هیچ نشانه‌ای از تعهد به روان‌بودن، لذت‌بخش‌بودن یا اهمیت به کاربر دیده نمی‌شود.

زیباییِ عملی به معنای این نیست که قایق کانو هرگز واژگون نخواهد شد. بلکه به معنای آن است که چیزی که ما ساخته‌ایم، ارزشش را دارد و به کاربر، بخاطر انتخابی که کرده است، حس بهتری می‌دهد، نه حس بدتر.

اغلب اوقات، بخش «خدمات مشتریان» اینگونه معنا می‌شود: «پاسخگویی به تلفن‌ها و پس‌دادن پول مشتری». ولی خدمات به مشتریان، خیلی قبل‌تر از خراب‌شدن محصول شروع می‌شود.

خدمات به مشتریان، متعهدشدن به ایجاد یک تجربه در مشتری است. ایجاد حس لذت، قبل از آنکه مشتری درخواست کرده باشد. تزریق همدلی و بینش در تعاملاتی که مردم با شما برقرار خواهند کرد.

البته این کار زحمت دارد. پس در این مورد، هر کاری لازم است، به طور کامل و با جزئیات، برای یک محصول یا خدمات، انجام دهید. هرچند که از نظر برخی‌ها، چنین تلاشی ظاهراً یک کار اختیاری باشد.

به محض اینکه یک محصول یا سازنده‌ی یک سیستم، طوری رفتار کند که گویی کاربر، هیچ حق انتخاب دیگری به جز او ندارد، ظرافت، زیبایی و ریزکاری در محصول نیز شروع به ناپدید‌شدن می‌کنند.




.
◾️درجستجوی تفریح

◾️ست‌گادین ۲۴ اسفند ۱۳۹۹




مدل‌های تجاری، جهان را تغییر می‌دهند.

دارایی‌ها را سازماندهی کنید. به تعداد کارگران بیافزایید. چیزی را به قیمتی بفروشید که بتوانید دوباره همین کار را بیشتر از قبل انجام دهید.

بدینسان رسیدیم به جایی که خیلی از بشقاب‌ها حاوی فست‌فود شده‌اند، جلوی خیلی از خانه‌ها یک اتومبیل پارک کرده و دنیایی یکدست داریم.

اساساً مدل‌های تجاری، در ابتدا درباره‌ی نیازها(needs) بودند. شما به غذا نیاز دارید، پس من یک مزرعه خواهم ساخت. شما به سرپناه نیاز دارید، پس من خانه‌هایی خواهم‌ ساخت.

رفته‌رفته که بخش‌هایی از دنیا پولدارتر و پولدارتر شده‌اند، پولی که خرج شده(که مدل‌های تجاری هم بر اساس همین پول‌خرج‌کردن طراحی می‌شوند) به طور گسترده‌ای به سمت خواسته‌ها(wants) تغییر جهت داده است. پولی که یک میلیونر برای کلکسیون اتومبیل‌اش خرج می‌کند، بیش از هزینه‌ی حبوبات و سبزیجات ۱۰۰ خانواده است.

کمپانی فیلم‌سازی «مارول»، ۴۰۰ میلیون دلار صرف ساخت فیلم Avengers: Endgame کرد. زیرا یک مدل تجاری وجود داشت که آن را به گزینه‌‌ای معقول جهت سرمایه‌گذاری تبدیل کرد.

کاش به همان اندازه که «می‌خواستیم» فیلم‌ها را تماشا کنیم، «می‌خواستیم» که بیماری کوری رودخانه درمان شود یا به پلیس ناکارآمد پرداخته شود.

با دگرگون‌شدن مدل تجاری، همه‌چیز در مسیری متفاوت تغییر خواهد کرد.

مطمئن نیستم دلیلی ذاتی وجود دارد که تماشای یک فیلم خاص، رضایت‌بخش‌تر از یافتنِ درمان برای یک بیماری بومی باشد.

ما به جای پیشروی به سمت بهتر‌شدن، فرهنگ‌مان را برای تمرکز روی تجارتِ سرگرمی و تفریح، تکامل بخشیده‌ایم.





.
◾️نسل‌های فنی

◾️ست‌گادین ۲۵ اسفند ۱۳۹۹



«دستگاه فکس چیست؟»

امروز کسانی مشغول به کارند که جواب این سوال را نمی‌دانند.

در دهه‌ی ۱۹۸۰ کتابی درباره‌ی نوارهای ویدیویی و فروشگاه‌های ویدیو نوشتم. امروز آن چیزها چنان منسوخ گشته‌اند که حتی نمی‌توانید نسخه‌ای دست دوم از کتابم را پیدا کنید.

عمر نسل‌های فنی، پیوسته کوتاه‌تر می‌شود. احتمالا امروز یک هارددیسک مربوط به ۱۰ سال قبل، با لپ‌تاپ جدیدتان کار نخواهد کرد.

نسل‌های فنی را با خودمان مقایسه کنید. نسل‌های بشری برای هزاران سال با جزئیات ثبت شده‌اند. ما می‌دانیم که چه کسی چه کسی را به دنیا آورده است.

آقای Lee De Forest، پدرِ رادیو، در زمانه‌ی مردمی رشد یافت که به «آبراهام لینکلن» رأی دادند ولی موقعی فوت کرد که Bruce Springsteen در سن ۱۲ سالگی بود... ما پیوسته اختراع می‌کنیم و به پیش می‌رویم. از رادیو به پخش زنده‌ی تلویزیونی، مجلات سراسری، تلویزیون رنگی، تلویزیون کابلی، سرویس آنلاین، یاهو و... ده‌ها هزار گام دیگر.

من دقیقاً نیمی از دوران بزرگسالی‌ام را در قرن ۲۰ و نیمی دیگر را در قرن ۲۱ زیسته‌ام. چرخه‌ها پیوسته سریع‌تر می‌شوند ولی نسل‌های بشری، نه.

بدین معنا که یا به این تغییرات، اندکی بصیرت و عقل می‌افزاییم یا خودمان را در معرض تکه‌تکه‌شدن، شست‌وشوی مغزی یا کوری قرار خواهیم داد.

این به خودمان بستگی دارد.





.
◾انقلاب در یادگیری آنلاین

◾ست‌گادین ۲۶ اسفند ۱۳۹۹




آموزش نه. یادگیری.

آموزش، مدلی است بر اساس کمیاب‌بودن، تابع‌بودن و اعتبارسنجی. معاوضه‌ی زمان، توجه و پول با تکه‌کاغذی که ارزش فرد را تضمین می‌کند.

ولی ما از راه‌هایی یاد می‌گیریم که با مدل آموزشی کلانی که ساختاریافته است، سر و کار چندانی ندارد. اگر بلدی که چطور قدم برداری، بنویسی، بخوانی، تایپ کنی، گفتگو کنی، جراحی کنی یا تخم‌مرغ بپزی، احتمالاً به این دلیل است که تو این کارها را تمرین کرده‌ای، کشف کرده‌ای و تجربه کرده‌ای. نه به این خاطر که جزو سوالاتِ آزمون تو بوده است.

ما در عرصه‌ی آنلاین، در معرضِ خطرِ تکرارِ یک رویکرد شکست‌خورده‌ی آموزشی قرار داریم و امروز من در حال راه‌اندازی سلسله گفتارهایی درباره‌ی تفاوت این دو عرصه هستم و اینکه چه کنیم تا یادگیری آنلاین جواب دهد.

درهای باز به روی افرادی که می‌توانند یاد بگیرند، فرصت خارق‌العاده‌ای است که بر روی فراهم‌کردن امکان‌‌ها متمرکز است نه بر تابع‌کردن افراد و قرار‌دادن آنها در چارچوب‌های معین.

کسی را نمی‌شناسم که به وضوح، عناصر این انقلاب جدید را توضیح داده باشد. پس تصمیم گرفتم، هرچه می‌دانم را به اشتراک بگذارم.

از زمان تاسیس altMBA و ورکشاپهای Akimbo بیش از ۵ سال می‌گذرد و من هنوز در حال تحقیق برای ایجاد رویکردهای تازه در یادگیری آنلاین هستم. رویکردهایی که جواب بدهند و مقیاس‌پذیر و موثر باشند.

این ورکشاپ‌ها تأثیر چشمگیری بر روی بیش از ۲۰هزار نفر از ۷۵ کشور داشته‌اند.

من از ناشران پرفروش، بنیانگذاران و معلمان دبیرستان شنیده بودم که همگی درباره‌ی اینکه بهترین فعالیت‌ برای این لحظه‌ی جدید در یادگیری چه می‌تواند باشد، کنجکاو هستند.

نتایجی که دانشجویان در ورکشاپ‌های ما به دست آورده‌اند، در واقع کاملاً بالای متوسط بود. دستاوردهایی مثل تعداد پایان‌دوره‌های بهتر و مقادیر قابل توجه تعامل و رشد دانشجویان و بیش از همه‌‌ی این‌ها، زندگی‌هایی که تغییر کرده‌اند.

با رسیدن ۲۰۲۱، ارزش شرکت‌های یادگیری تأسیس‌شده و صاحب بودجه، افزایش بزرگی یافت و نیز معلمان مستقلی به عرصه آمدند که به دنبال پلتفرم‌های جدیدی بودند که با تغییر رویه‌ی موسسات درباره‌ی یادگیری آنلاین، هماهنگ باشند. گوگل، دوره‌های آموزشی با اعطای گواهینامه را راه‌اندازی کرد و مدارس، همچنان با مشکل دوری و درگیرنشدن دانش‌آموزان دست به گریبان بودند.

افسوس که خیلی از این تلاش‌ها بعید است که به ثمر برسند و به اهداف تعیین‌شده‌ی خویش درباره‌ی ایجاد یادگیری‌های تعاملی که واقعاً جواب دهد، دست یابند. برخی فعالیت‌ها محبوب خواهند شد، چون بجای یادگیری، روی سرگرمی تمرکز کرده‌اند و برخی، به همان مدل‌های قدیمی مدیریت و تابع‌سازی می‌چسبند و ادامه خواهند داد.

خوشبختانه برخی از این فعالیت‌های جدید، در واقع، یادگیری را برای افرادی که درگیر بمانند تسهیل می‌کنند.

ما همه‌ی این‌ها را قبلاً دیده‌ایم و امیدوارم مسئولانِ این فعالیت‌ها از تجارب ما یاد بگیرند. ما کاملاً در ابتدای یک مسیر جهانی در تغییر روش یادگیری مردم هستیم.

اگر یک معلم، مدیر، سرمایه‌گذار یا یک لیدر هستید، امیدوارم چند ساعتی برای آموختن درباره‌ی یادگیری صرف کنید.

من هر چه می‌دانم در یک مجموعه‌ی کوتاه از سخنرانی‌ها ارائه کرده‌ام...

ما شانس ساختن آینده‌ای بر اساس همکاری، امکان‌ها و بصیرت را داریم. ما می‌توانیم این کار را در یک مقیاس بزرگ انجام دهیم.

روش‌های آموزشی در قرن گذشته، حواس ما را پرت کرده‌اند. اکنون برای ما معلوم شده است که نیازی به تمرکز روی رویکردهای واضح و آسان نداریم. مادامی که به گرفتنِ نتایج متعهد بمانیم، مسیر، واضح‌تر خودش را نشان می‌دهد.




.
◾عادت‌هایی که دوباره از سر می‌گیریم

◾ست‌گادین ۲۷ اسفند ۱۳۹۹




اگر از قبل آدم شلخته و پرمشغله‌ای باشید، احتمالاً اگر نظمی هم به کارهایتان بدهید، گذرا خواهد بود.

شرکت‌های کارت اعتباری دریافته‌اند که اگر کسانی با ۳هزار دلار اعتبار، ۲هزار دلار قرض بالا می‌آورند، احتمالاً با افزایش اعتبارشان به ۵هزار دلار، سقف قرض‌هایشان هم به ۴هزار دلار افزایش خواهد یافت.

افرادی که در محل کار، عاشق اتفاقات و داستان‌های مهیج هستند، تقریباً بطورقطع با فروکش‌کردنِ تب داستان‌های کوچک یا بزرگ قبلی، داستان جدیدی خلق خواهند کرد.

دنیا واقعی است و فرصت‌ها و رنج‌های آن نیز به صورت غیرمنصفانه و نابرابری پخش شده‌اند. همزمان، روایت ذهنی ما و عادات ما نیز واقعی‌اند و تلاش می‌کنند که حقانیت خودشان را ثابت کنند.
[ احتمالاً با توجیه‌کردن و دلیل‌تراشی. م ]

ما زندگی‌های خود را طوری سازماندهی می‌کنیم که همچنان در برابر فشارها و محدودیت‌هایی که از قبل داشته‌ایم، دوام بیاوریم. مایلیم چنین وانمود کنیم که قصد داریم تا عبور از این شرایط اضطراری، اوضاع را تحمل کنیم. ولی معمولاً داریم به خودمان دروغ تحویل می‌دهیم.

یک عادت جدید، حداقل ۳۰روز زحمت می‌برد تا شکل بگیرد و یک عادت جدید، ربطی به فشارهای بیرونی (مثبت و منفی) ندارد. هرچند ما در زمینه‌ی یافتن و درآغوش‌کشیدنِ فشارهای بیرونی، خیلی خوب عمل می‌کنیم.




.
◾انعطاف‌پذیری

◾ست‌گادین ۲۹ اسفند ۱۳۹۹




دنیا در حال تغییر است و بهترین پاسخ ما به آن، انعطاف‌پذیری است.

منظور از انعطاف‌پذیری این نیست که چیزهایی بسازیم که همیشه به راه‌هایی ختم می‌شوند که انتظارش را داریم. ضدگلوله‌شدن، بسیار پرهزینه، خشک و غیرقابل‌انعطاف است و نیازمند شناخت کامل از آینده است.

انعطاف‌پذیری یعنی به یک طراحی، نگرشی و سیستمی متعهد بمانیم که حتی وقتی امور به اهداف از پیش‌تعیین‌شده هم ختم نشدند، بازهم کار کند. مخصوصاً بعداً.

به جای طراحی بر اساس سناریوی بهترین مورد، تلاش کنیم تا اینطور در نظر بگیریم که اگر بهترین مورد از راه نرسد، چگونه کارمان پیشرفت می‌کند. چون احتمال این امر، خیلی بیشتر است.

ملوانان می‌دانند که روشی خوب برای نجات از یک طوفان، حرکت ثابت به سمت نقطه‌ای در افق است.

انعطاف‌پذیری، حرکت جمعی و توجه به امکان‌ها می‌توانند عوامل مهمی باشند که کارمان را راحت‌تر نمی‌کنند ولی بهترین مسیر رو‌به‌جلو برای ما هستند.




.
◾ ۱۰ دلیل برای نوشتن کتاب

◾ست‌گادین ۳۰ اسفند ۱۳۹۹



در واقع بیشتر از ده‌تاست. امسال میلیون‌ها کتاب به دلایل خوبی انتشار خواهند یافت. مردم به ندرت از نوشتن کتاب پشیمان می‌شوند. هرکس دلایل خودش را دارد ولی برای اینکه نوشتن کتاب را شروع کنید، برخی از این دلایل را در اینجا می‌آورم:

- نوشتن کتاب، افکارتان را شفاف می‌کند.

- شما را به جایی فراتر از جایگاهی که هستید می‌کشاند.

- واضح است که قرار نیست پرفروش‌ترین کتاب جهان شود ولی شما می‌توانید با نوشتن کتاب، فقط روی کسانی که می‌خواهند از شما بشنوند، متمرکز شوید.

- پروژه‌ای است که کاملاً و تماماً به خودتان بستگی دارد.

- چون راهی سخاوتمندانه برای به‌اشتراک‌گذاشتن است.

- کتاب به عنوان یکی از سرگرمی‌ها، کم‌مصرف، کم‌حجم و قابل حمل است.

- کتاب‌تان را بنویسید تا بعداً یک کتاب دیگر بنویسید.

- نوشتن کتاب، قدرت و اعتبار شما را در زمینه‌ی کاری‌تان افزایش می‌دهد.

- ما به شنیدن ایده‌هایتان نیاز داریم. آنها مهمند.

- کتاب‌ بنویسید تا یک نویسنده شوید.

- وقتی نوشتن کتاب تمام شد، چاپ کردنش به آن سختی‌ها نیست.

- چاپ‌شدن کتاب، هدف اصلی نیست بلکه یک پاداش است و راهیست برای تکمیل کارتان.

- و ... در این راه، آنقدرها که فکر می‌کنید، بی‌یار و یاور نیستید.



پی‌نوشت: اگر در Community of Practice ثبت نام کنید، می‌توانید با دوستم Kristin کارتان را شروع کنید. به همراه دیگران و در سفری مشابه. کاری مولد و پُر از امکان و تفریح.






.
◾«باید همه‌چیز عالی باشد وگرنه ما نیستیم»

◾ست‌گادین ۱ فروردین ۱۴۰۰




این قانون چه موقع به کار می‌رود؟

برای کسی که به‌ هرحال او را استخدام کرده‌ایم، به کار نمی‌رود.

برای چیزی که در هرصورت آن را خریده‌ایم، به کار نمی‌رود.

برای پروژه‌ای که از آن حمایت مالی کرده‌ایم، به کار نمی‌رود.

یا هر کسی که در هرحال به او رأی داده‌ایم یا با او قرار عاشقانه گذاشته‌ایم یا دوست شده‌ایم هم همین‌طور.

در واقع این قانون، بهانه‌ای برای کارهایی است که می‌ترسیم انجامش دهیم یا تمایل داریم به هر نحوی که شده به آن نه بگوییم.

اگر می‌خواهید کاری انجام نشود، به دنبال کار بی‌نقص باشید.




.
◾سردرگمی درباره‌ی گفتنِ «متأسفم»

◾ست‌گادین ۲ فروردین ۱۴۰۰



جمله‌ی «متأسفم گربه‌تان مُرد.» به معنای این نیست که من آن را کُشتم.

ولی جمله‌ی «متأسفم که پایم را روی پای شما گذاشتم.» دقیقاً به این معناست که پایم را روی پای شما گذاشتم.

هنگام برقراری ارتباط یا سعی‌کردن برای جبران یک اتفاق، اغلب میان دو نوع از معذرت‌خواهی سردرگم می‌شویم و عذرخواهی نمی‌کنیم، چون معتقدیم مشکل پیش‌آمده تقصیر ما نبود.

«متأسفم که مجبور شدید در مدتی که ماشین‌تان در حال تعمیر بود، دو ساعت منتظر بمانید.» این یک جمله‌ی معتبر و درست است. حتی اگر تقصیر شما نیست که تعمیرگاه شلوغ است.

«متاسفم که این جا گیر افتاده‌اید و جلسه‌ی بزرگی را از دست می‌دهید که می‌دانم آن جلسه برایتان مهم است.» این جمله‌ی مفیدی است. حتی اگر شما باعث طوفان برف نشده باشید.

«متأسفم» می‌تواند این معنای ساده را بدهد: «به فکر شما هستم.»




.
◾قطعیت، دقت و لیدربودن

◾ست‌گادین ۴ فروردین ۱۴۰۰



قطعیت، یقین:

ایستادن روی حرف خودت در برابر منتقدین و کینه‌توزان، حتی در حضور شواهد نقض‌کننده‌ای که برای حرف تو وجود دارد.

«ذره‌ای شک نکردن» مهمتر از بحق‌بودن و درست‌بودن راه توست.

نیاز به اثبات قدرت و ثابت‌قدم‌بودن، اغلبِ ما را زمین‌گیر می‌کند. مخصوصاً در دنیایی که اطلاعات و بینش‌های جدید، گاه‌و‌بیگاه از راه می‌رسند.

دقت، صحت:

آگاهی از اینکه مجموع ادعاهای کنونی ما، به اندازه‌ی خردِ فعلی ماست که یعنی باید به محض آشکارشدن حقیقت، نظریه‌هایی که رد می‌شوند، کنار گذاشته شوند.

روش علمی یک فرآیند است، نه یک روپوش آزمایشگاه یا یک کتاب درسی. در روش علمی، تغییر دیدگاه یک فرد، فضیلت محسوب می‌شود، نه یک نقص.

بنظر می‌رسد که برای هر چیز مهم و قابل اندازه‌گیری، دقت و صحت بهتر از قطعیت و یقین است. ولی هنوز هم غرایز ما و رسانه‌هایمان، ما را به سمت پذیرش قطعیت و یقین هول می‌دهند.





.
◾شما واقعا چه کسی هستید؟

◾ست‌گادین ۵ فروردین ۱۴۰۰


ما میل داریم، خودِ واقعی‌مان را تحسین کنیم.

شاید آن خودِ ذهنی‌مان، همان کسی که بهترین حالتِ خودش را در پشتکارداشتن، سخاوتمندی و حرفه‌ای‌بودن به نمایش می‌گذارد، خودِ واقعی‌مان باشد.

و وقتی خسته‌ایم، تحت فشار روانی هستیم یا سرمان شلوغ است، صدای لرزان ما، نسخه‌ی ناکامل و پستی از آنکه واقعاً هستیم تلقی شود.

ما مجموعه‌ی کاملی از انتخاب‌ها و تغییراتی هستیم که خواسته‌ایم.




.
11.jpg
11.1 KB
◾قیمت، خواستن‌ها، نیازها و خطرات فوری

◾ست‌گادین ۷ فروردین ۱۴۰۰


یک انتخاب دارید.

شاید بخواهید چیزی ارزان و خواستنی(want) مثل آدامس، سس یا یک اپلیکیشن سرگرم‌کننده بسازید. ارزانی، باعث فروش بالا می‌شود. اگر جواب هم ندهد، کسی شاکی نمی‌شود.

شاید شما دستگاه ضربان‌ساز قلب بفروشید(need) سود شما در هر دستگاه، فوق‌العاده زیاد است. ولی حق اشتباه‌کردن ندارید. نیازی به فروش در تعداد بالا هم ندارید. ولی به نفع‌تان است که تک‌تک آنها درست کار کنند.

شاید بخواهید یک کالای لوکس بفروشید(want) که مسئله‌ی مرگ و زندگی نیست. نمی‌توان از کیف‌های ۱۵ هزار دلاری‌ زیاد فروخت ولی مشکلی نیست، حاشیه‌ی سود بالاست. به نفع‌تان است که کیف‌تان، موقعیت اجتماعی مشتری را بالاتر ببرد.

و بالاخره مربعی وسوسه‌کننده و سخت. یعنی فروش کالاهایی ارزان که برای مشتری، فوق‌العاده حیاتی است. یک ویال انسولین یا یک سرویس اینترنت که از اطلاعات کاربر، بکاپ می‌گیرد.(مسئله‌ی مرگ و زندگی) وسوسه‌کننده است، چون مردم همیشه از بابت پرداخت کم، در ازای چیزی که واقعاً به آن نیاز دارند خوشحالند. خطرناک است، چون اگر در عمل به تعهدات شکست بخورید، همه چیز از‌هم‌ می‌پاشد.
◾تمیزماندن پیچ‌گوشتی

◾ست‌گادین ۹ فروردین ۱۴۰۰



این پیچ‌گوشتی برای چیست؟...

آیا می‌توانم برای بازکردن درب یک قوطی رنگ از آن استفاده کنم؟ البته که می‌توانید. ولی می‌توانستید جایگزین‌های راحت‌تر و ارزان‌تری هم پیدا کنید. امکان دارد که پیچ‌گوشتی به رنگ آغشته شود و برای کاری که واقعاً ساخته‌شده، کارایی‌اش کمتر شود.

می‌توانم برای بستن «پیچ سر فیلیپس» از آن استفاده کنم؟ امکانش هست. ولی احتمالاً پیچ‌تان هرز خواهد شد.

آیا می‌توانم برای هم‌زدنِ قهوه‌ام از پیچ‌گوشتی استفاده کنم؟ بله البته. ولی چرا؟

همه‌ی این‌ها به نظر واضح می‌رسند.

همچنان می‌توانیم سوالات مشابهی درباره‌ی وبسایت شما، مدرک عالی‌تان، دفتر کارتان یا این جلسه، آن شرح شغل یا گزینه‌ی کار ۹ ساعت‌ در‌ روز هم بپرسیم.

این‌ برای چیست؟

اگر این یک ابزار است و نه یک هدف، ابزار برای چیست؟

ابزاز لازم نیست گران یا چند‌منظوره باشد یا دقیقاً همان کاربردی که دیگران به کار می‌برند را داشته باشد. ابزار باید کاری را که شما نیاز دارید، بهتر از هر روش جایگزین دیگری انجام دهد. به همین سادگی.




.
◾️چیزی درباره‌ی «نرمال»

◾️ست‌گادین ۱۰ فروردین ۱۴۰۰



نرمال چیزیست که خیلی‌ها به آن بی‌توجه‌اند.

تا وقتی اوضاع تغییر کند. و بعد، ما نمی‌توانیم کتمان کنیم که چقدر از توجه به آن غافل بوده‌ایم.

کسی که در لیست کاندیداهاست، کسی که از شرایط شک و تردید سود می‌برد، کسی که شروع مطمئنی دارد...

ما به چنین افرادی توجه می‌کنیم که به صورت ساختگی انتخاب شده‌اند تا افرادی درست به نظر برسند. کسانی که قرار است بعداً بهتر شوند و به عنوان «نرمال» معرفی شوند.

من از تصمیم برند Unilver برای خلاص‌شدن از شر کلمه‌ی «نرمال» روی برچسب محصولات مراقبت شخصی‌شان، هیجان‌زده و خوشحال شدم. چون «نرمال» یک شکل ساختگی است که در مرکز نمودار آمار زنگوله‌ای شکل قرار گرفته است. ولی استانداردی نیست که حتی اگر هم بتوانیم، به دنبالش باشیم.

نرمال یک توزیع است، نه یک شخص.




.