طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾زندگی بر اساس داستان

◾ست‌گادین ۱۸ مهر ۱۴۰۰



«شما با دیدن چه سند و مدرکی حاضر می‌شوید نظرتان را تغییر دهید؟»

معمولاً جواب صادقانه به این سوال از این قرار است: «من به یک داستان جدید نیاز دارم. داستانی که سریع‌تر روایت شود، واضح‌تر باشد و مهمتر از همه‌ی این‌ها، نسبت به داستانی که در حال حاضر دارم، با فرهنگ من، همخوانی بیشتری داشته باشد.»

بیش از یکصد هزار سال طول کشید تا انسان بتواند روش علمی(scientific method) را ابداع کند. قبل از آن، ما بر اساس داستان‌ها، امثال و ضرورت‌ها زندگی می‌کردیم.

هنوز هم همان‌گونه زندگی می‌کنیم!

یک داستان، سند و مدرک محسوب نمی‌شود. ولی در اغلب اوقات، ما به این روش رفتار می‌کنیم.



.
◾افق زمانی‌تان را در مورد تکنولوژی تغییر دهید

◾ست‌گادین ۱۹ مهر ۱۴۰۰



اگر ده‌سال پیش در استفاده از شبکه‌ها و نرم‌افزار به اندازه‌ی امروزتان عملکرد خوبی داشتید، بسیاری از اطرافیان، شما را نوعی نابغه به حساب می‌آوردند.

سوال این نیست که آیا هر کدام از ما در استفاده از ابزارهایمان بهتر خواهیم شد یا نه؟ بلکه تنها موضوعی که وجود دارد، این است: با چه سرعتی بهتر می‌شویم؟

حق انتخاب با ماست. ما می‌توانیم عقب‌تر از دیگران زندگی کنیم یا از بقیه جلو بیافتیم. برای کسانی که سختی‌ها را به جان بخرند و در همه‌ی منابع، اعم از داده‌برداری‌(data acquisition)، یادگیری تکنولوژی، تکنولوژی مالی، بازاریابی و شبکه‌ها که ناگهان به صورت آزاد در دسترس قرار گرفته‌اند، بسیار بهتر از قبل شوند، پاداش‌های فوق‌العاده‌ای وجود دارد.

چه می‌شد اگر به جای اینکه آنقدر مقاومت کنیم تا انتخاب دیگری برایمان باقی نماند، خودمان تصمیم بگیریم که پیشقدم شویم؟

این قضیه درباره‌ی مهارت‌هایمان از قبیل مهارت رهبری‌(leadership) هم صادق است.



.
◾جابجاشدن در صف

◾ست‌گادین ۲۰ مهر ۱۴۰۰




می‌خواهم برایتان یک ایده‌ی کسب و کار مطرح کنم و اگر علاقمند شدید، راحت باشید و این ایده را به عمل تبدیل کنید.

- لیست انتظار را هدر ندهید

لیست انتظار، چیزی ارزشمند و در عین حال سرچشمه‌ی ناامیدی است.

در این لیست، افرادی وجود دارند که منتظر تحویل خودروی جدید، اجاره‌ی یک اقامتگاه یا خرید یک پازل خاص با چاپ محدود هستند. افرادی که منتظر یک قرار ملاقات، رزرو جا یا دریافت یک کالای لوکس دست‌ساز هستند. یا دو شرکت را در نظر بگیرید که منتظر یک محموله‌ی تراشه‌ی کامپیوتری هستند. در انبار یکی از شرکت‌ها، تعداد کمی تراشه باقی مانده است و آن یکی شرکت، برای اتمام یک محصول با‌ارزش که در شرایط تهدید‌کننده‌ی زندگی به کار مردم می‌آید، به آن تعداد اندک تراشه نیازمند است.

از یک طرف، عادلانه به نظر می‌رسد؛ کسانی که زودتر از ما رسیده‌اند، در اول صف هستند. و از طرف دیگر، شاید کسی که پشت سر ماست، به جایگاه ما بیشتر از خودمان نیاز دارد یا دلش می‌خواهد جای ما باشد.

جابجا‌شدن در صف، یک سیستم قراردادی هوشمند ساده است که تبادل جا در صف را آسان می‌کند. به کسی که در ازای دادن جای خودش در صف، پول می‌خواهد، پول می‌پردازید و می‌توانید جای او را بگیرید. می‌توانید جای خودتان را در صف، به مبلغی بیشتر از آنچه فکرش را بکنید بفروشید. اگر هم دلتان می‌خواهد، در جای خود باقی بمانید.

این ایده، آدرس مسائلی را می‌دهد که با کمبود فعلی‌مان ناشی از زنجیره‌ی تأمین در ارتباط است، بعلاوه‌، مدل ذهنی معامله‌ی رمزارزها نیز از این مقوله‌ است.

- این ایده چگونه کار می‌کند؟

سازمانی با یک لیست انتظار، وبسایت swaptheline.com را فعال می‌کند.

دو قدم ساده‌ی بعدی:

۱- لیست انتظار در آنجا آپلود می‌شود.

۲- به افراد لیست، اطلاع داده می‌شود که این لیست، تحت پشتیبانی وبسایت است..

اگر آماده‌اید که جایتان را در لیست عوض کنید، مبلغی را که مایلید برای این جابجایی بپردازید، وارد کنید یا مبلغی را که مایلید دریافت کنید تا جای خود را به نفرات پشت سری‌تان تحویل دهید، مشخص کنید.

شاید لیستی از قیمت‌های پیشنهادی به وجود بیاید و شما بتوانید یکی را انتخاب کنید یا شاید این کار به صورت خودکار انجام شود.

در هر صورت، سیستم به سادگی، لیست انتظار را به روزرسانی کرده، پول را انتقال می‌دهد.

درصدی از مبلغ مبادله به هوست می‌رسد. درصدی هم به swaptheline برای اجرای قراردادهای هوشمند و راه‌انداختن رابط کاربری تعلق می‌گیرد. یک شرکت تولید پازل محبوب را در نظر بگیرید که لیست انتظاری شش‌ماهه برای فرصت خرید یکی از پازل‌های ۲۰۰ دلاری‌اش دارد. اگر آن‌ها ۱۵٪ از سهم swaptheline را نگه می‌داشتند، به آسانی می‌دیدیم که چگونه سودشان را همزمان با ارائه‌ی خدمات بهتر به مشتریانشان، دو برابر می‌کنند. چرا که هیچ‌کس بدون اینکه خودش بخواهد، جایش را در صف، خرید و فروش نمی‌کند.

یا ۵۰ هزار نفری را در نظر بگیرید که همین حالا مشتاقانه منتظر شنیدن اخبار در مورد وانت پیکاپ Rivian جدید خودشان هستند. قیمت این وانت، ۷۰ هزار دلار است. هزینه‌ی ثبت نام، هزار دلار بود. شخصی که در صف خرید، شماره‌ی ۱۰۰ است، می‌توانست جایش را با نفر شماره ۱۸,۰۰۰ عوض کند و شاید نصف پول ماشین گیرش بیاید. و حتی اگر ۱۰٪ افراد هم در صف جابجا می‌شدند، با احتساب قیمت میانگین ۶,۰۰۰ دلار، Rivian می‌توانست ۵ میلیون دلار سود کند. در حالی که به مشتریانش هم آنچه می‌خواستند را ارائه می‌داد. انعطاف‌ناپذیری صف خرید، نوعی پرداخت مالیات است که بازار را نادیده می‌گیرد.

یا شاید این ایده، چیزی متمدنانه‌تر باشد. سازمان می‌تواند، درصد خودش را که شاید تا ۵۰ درصد هم بالا برود، به یک خیریه‌ی محلی اختصاص دهد. این کار به راحتی می‌تواند جایگزین مراسم گلریزان، جشن عاطفه‌ها و ... شود.

این یکی از صدها مثال از کارهای غیرممکن است که همیشه شبکه قادر به انجامش است. کارهایی که در ابتدا عجیب به نظر می‌رسند و سپس واضح و عادی می‌شوند.

خوش بگذره.



.
◾آینده‌ای برای خرده‌فروشی

◾ست‌گادین ۲۱ مهر ۱۴۰۰



خرده‌فروشان سنتی، صاحب چه چیزی هستند یا روی چه چیزی کنترل دارند؟

- ساختمان
-فهرست اموال
-رابطه با دستفروش‌ها
-اطلاعاتی درباره‌ی اینکه خریدها را چه کسی و چگونه انجام می‌دهد
-اعتمادسازی در رابطه با دستفروشان، مشتریان، کارمندان و صاحبان ملک

حال می‌توانید مسئله را ببینید.

از وقتی خرده فروش‌ها آنلاین شدند، همین چیزهایی هم که قبلاً صاحبش بودند یا حذف شدند یا تغییر شکل دادند.

و خیلی از دستفروش‌ها در زمینه‌ی توسعه‌ی اشتیاقی که به رقابت در قیمت‌ها داشتند و تمرکزشان روی فروش چیزهایی که هرکس دیگری هم در حال فروختن آن است، شکست خوردند.

اجازه‌گرفتن از مشتری(Permission) یعنی داشتن حق امتیاز ویژه از جانب مشتری برای فرستادن پیام‌هایی قابل‌پیش‌بینی، شخصی و مرتبط از جانب فروشنده به مشتریانی که خودشان می‌خواهند و اجازه داده‌اند که چنین پیام‌هایی را دریافت کنند و توانایی تعامل با مشتریان در جهت بهترشدن رابطه، هدف مرکزی در آینده‌ی هر خرده‌فروشی است.

ولی بسیاری از ایشان، چنان مشغول فرستادن هرزنامه‌های تبلیغاتی هفتگی هستند که فراموش کرده‌اند می‌توانند از هر چیزی، درآمد بیشتری کسب کنند.


.
◾تجارت سرایت‌کننده

◾ست‌گادین ۲۲ مهر ۱۴۰۰



کسانی که در به‌کاربردن محصولات یا تکنولوژی‌های جدید، همیشه پیش‌قدم می‌شوند(early adopters)، جهان را تغییر می‌دهند.

وقتی فردی تصمیم می‌گیرد که گوشت نخورد، اثر کوچکی روی آب و هوای ما خواهد گذاشت. درحالیکه تأثیر خیلی بزرگتری روی رستوران‌ها، خواربارفروشی‌ها و تأمین‌کنندگان مواد غذایی که متوجه خواسته‌ی او می‌شوند، خواهد گذاشت.

آنها محصولی را که ارائه می‌دهند، تغییر خواهند داد و این کار، منجر به اثراتی چندگانه در تغییر عادات مردمان دیگر خواهد شد.

خرید یک خودروی برقی یا نصب صفحات خورشیدی، قبل از آنکه به عنوان یک گزینه‌ی اقتصادی واضح مطرح شود، همین تأثیر را می‌گذارد. چون به محض اینکه بازاریاب‌ها و سرمایه‌گذاران کشف کنند که گروه چشمگیری از افراد، علاقه‌مند به پیش‌قدم‌شدن در استفاده از چنین چیزهایی هستند، به احتمال زیاد، زمان و انرژی زیادی را صرف بهبود عملکرد محصولات قبلی‌شان خواهند کرد.

همین قضیه در مورد کارهای بشردوستانه هم صادق است. وقتی عده‌ای از مردم مشتاقانه یک موسسه‌ی غیرانتفاعی با راه حل‌های آزمایشی تأسیس می‌کنند، فرد دیگری راحت‌تر از قبل شروع به این کار خواهد کرد.

این اتفاق در سایر جهات هم رخ می‌دهد. ما با خرید از یک بازاریاب تلفنی مزاحم، یک برند قابل اعتماد را با نیت صرفه‌جویی در هزینه‌ها یا خلاص‌شدن از شر بازاریاب، ترک می‌کنیم و بازار متوجه این قضیه می‌شود.

افراد خیلی کمی قادر به تغییر جهان هستند ولی همه‌ی ما فرصت تغییر اطرافیان‌مان را داریم و این اقدامات، چیزهایی را که ساخته می‌شوند یا تأمین مالی و راه‌اندازی می‌شوند، تغییر می‌دهد.


.
◾صفر درصد از سهم بازار

◾ست‌گادین ۲۳ مهر ۱۴۰۰



اگر یک میلیون فالوور در توییتر دارید، به معنی آنست که ۹۹/۹ درصد از مردمی که در توییتر هستند، شما را نادیده گرفته‌اند. وقتی این عدد را گرد کنیم، معنی‌اش این می‌شود که شما صفر درصد فالوور دارید.

اگر شما یک کتاب بنویسید و یک میلیون نسخه از آن به فروش برسد، یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های سال خواهد شد. و در عین حال، کتاب شما به دست بخشی بسیار کمتر از یک درصد جمعیت کشور رسیده است. حالا جمعیت جهان را بی‌خیال شوید!

چیزهای خیلی اندکی وجود دارند که تا به حال به سهم یک درصد از بازار دست یافته‌اند. شما به «همه» احتیاج ندارید. در واقع سگ‌دو زدن برای به دست‌آوردن «همه»، احتمالاً شما را از رسیدن به یک نفر هم باز می‌دارد.

همان حدود صفر درصد کافیست.



.
▪️رستوران لذت‌طلبی

▪️ست‌گادین ۲۴ مهر ۱۴۰۰



سگ من هر روز ساعت ۳ بعد از ظهر چرت می‌زند. تا جایی که به سگ‌ها مربوط می‌شود، سگ من، گزینه‌های خیلی زیادی برای انجام‌دادن دارد. مثلاً می‌توانست در حیاط پشتی بازی کند، سنجاب‌ها را تعقیب کند یا هر کار دیگری. ولی به نظر می‌رسد هر روز و در آن لحظه، پرفایده‌ترین انتخاب برایش یک چرت بعدازظهر است.

ما نیز تفاوتی با او نداریم.

به جز اینکه یک میلیارد بار، حق انتخاب بیشتری در اختیارمان است.

در هر لحظه‌ای که ارزانی‌تان می‌شود، می‌توانید یک وبلاگ بخوانید. شبیه همین وبلاگ که در آن هستید. یا یک ویدیو تماشا کنید یا ایمیل‌تان را چک کنید یا یک ایمیل بفرستید یا...

این ماییم که انتخاب می‌کنیم. ماییم که انتخاب می‌کنیم افکار Wolf Blitzer (گزارشگر CNN) را به عنوان خبر فوری تماشا کنیم. ما انتخاب می‌کنیم که با کسی جر و بحث کنیم یا از او تعریف کنیم. اما تعداد بسیار زیادی از این کارها را بدون مکث و از روی عادت انجام می‌دهیم و عادات ما در هماهنگی با انتخاب‌های بیشماری هستند که در لحظات بیشماری قبل از این انجام داده‌ایم.

مثل رستورانی است که پرکردن بشقاب‌تان از غذاها، صرفاً به این دلیل که می‌توانید، شاید شما را خوشحال‌تر نکند.

در واقع معمولاً بهترین راه برای شروع، آگاهی از حق انتخابی است که داریم.


.
▪️سعی و تلاش

▪️ست‌گادین ۲۵ مهر ۱۴۰۰



تلاش ناکافی، کار را هدر می‌دهد. اگر کارتان را بی‌دقت و بی‌حساب و کتاب انجام دهید، سقف چکه می‌کند، غذا غیر‌قابل‌خوردن می‌شود، ماشین روشن نمی‌شود. تلاش ناکافی، راه میانبری است که ارزش امتحان‌کردن ندارد.

تلاش کافی، هدف سرمایه‌داری صنعتی است. با کمترین کار، بیشترین ارزش را خلق کن. خانه‌ای بساز که خراب نشود، آنهم با اجزایی که چنان با دوام باشند که هیچ‌کس شکایتی نداشته باشد...

شاید گزینه‌ی سومی هم وجود دارد.

تلاش وقتی بیشتر از آن چیزی باشد که اکثر مردم فکرش را می‌کنند، کافی است.

یعنی توجه به جزئیات. دقت در طراحی. پیگیری خدمات مشتریان تا حصول نتیجه. در آغوش‌کشیدن ظرافت و زیبایی(wabisabi) و مقابله با تنبلی. یعنی وقتی اکثر مردم به دنبال راه میانبر هستند، شما دقت را وارد کار کنید که کمیاب و باارزش است.

تلاش بیشتر، زیبایی، شگفتی و جذابیت خلق می‌کند.

کمال‌گرایی، یک امید کاذب و جایی برای پنهان‌شدن است.

از طرف دیگر، سعی و تلاش، بهترین فرصت ما برای انجام کارهای مهم است.


.
▪️توهمی درباره‌ی توسعه

▪️ست‌گادین ۲۶ مهر ۱۴۰۰



اغلب اوقات وقتی کسب و کارهای موفق کوچک در پی توسعه در مقیاسی کاملاً متفاوت‌اند، می‌لغزند و سقوط می‌کنند.

به راحتی می‌توان باور کرد که هرچه از چیزی بیشتر باشد، به طور چشمگیری بهتر است.

مشتریان بیشتر، کارمندان بیشتر، سهم بازار بیشتر.

و به راحتی می‌توان باور کرد که با تلاشی مشابه با همانی که شما را به اینجا رسانده است، می‌توان به مرحله‌‌ی باثبات بعدی نیز رسید.

ولی هر دوی این باورها نادرست‌اند.

شاید فاصله بین سطح فعلی و سطحی که به دنبالش هستید، عمیق‌تر، دشوارتر و پرهزینه‌تر از چیزیست که به نظر می‌رسد.

تصمیم به باقی‌ماندن در حد و اندازه‌ای که جواب می‌دهد، بمعنی یک تسلیم‌شدن بزدلانه نیست. شاید هم تنها راه و بهترین راه برای انجام کاری مهم برای مخاطبانی است که به آن کار اهمیت می‌دهند.

و اگر تصمیم گرفته‌اید که شیب(the Dip) را رد کنید، ببینید که آیا منابع، شکیبایی و تیم لازم برای رفتن به سمت دیگر را دارید یا نه.


.
▪️مدل ذهنی امتحان‌کردن پخت غذاهای جدید

▪️ست‌گادین ۲۸ مهر ۱۴۰۰


مدل ذهنی رایجی داریم که از این قرار است: خوب یادداشت‌برداری کن. تغییرات ظریفی ایجاد کن. تکرار کن. بهترش کن. به طور فزاینده‌ای نزدیک به حدود تعیین‌شده حرکت کن. امتحان کن و اندازه بگیر.

مدل ذهنی دیگری وجود دارد که واقعاً کمیاب است. کارهایی را انجام بده که ممکن است جواب ندهند. اظهارنظرهای جدیدی را توسعه بده. به ورای حد و مرزها برو تا قلمروهای ناشناخته‌ای کشف کنی. سعی کن بفهمی که چرا کارها به روش فعلی پیش می‌روند. در اغلب اوقات، شکست بخور. پیشگام باش. گذشته از همه‌ی این‌ها، این مدل ذهنی، شبیه امتحان‌کردن طرز پخت غذاهای جدید در آشپزخانه است و قرار نیست حاصل کار، یک رستوران ۵ ستاره باشد.

جهان وقتی تغییر می‌کند که ببینیم خیلی از مردم برای اولین‌بار، دست به آزمایش‌هایی می‌زنند. برگه‌های تقلب زیادی در حال رصدکردن این رقابت هستند و سعی می‌کنند که کاملاً با این آزمایش‌ها هماهنگ شوند.

ولی نوآوری واقعی، از دانشِ « این کار ممکن است جواب ندهد» ناشی می‌شود.


.
▪️چه چیزی را ترک خواهید کرد؟

▪️ست‌گادین ۲۹ مهر ۱۴۰۰


بیست سال بعد، مهارت‌های جدیدی خواهید داشت. مشتریان جدید. عنوانی جدید و نقطه‌ی قوتی جدید.

همه‌ی این پیشرفت ها نیازمند عاملی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است: همه‌ی کارهایی که دیگر انجام‌شان نمی‌دهید.

برای داشتن شغلی جدید، نیازمند ترک شغل قدیمی هستید. وقتی بچه‌دار می‌شوید، فرآیندی را شروع کرده‌اید که به بزرگسال‌شدن می‌انجامد.

ما اغلب سعی داریم وانمود کنیم که رشد مستلزم ترک نیست، ولی هست.

شاید بتوانیم با چشمانی باز حرکت کنیم و درک کنیم که هر شروعی، پایانی برایمان دارد. و وقتی برنامه‌ریزی داشته باشیم، ترک‌کردن را بهتر انجام خواهیم داد.


.
◾ترس از ترسو‌بودن

◾ست‌گادین ۳۰ مهر ۱۴۰۰



اگر فقط می‌توانستیم بگوییم «من می‌ترسم.»، احتمالا به نفع‌مان تمام می‌شد.

فرهنگ ما مدام یادآوری می‌کند، تنها چیزی که باید از آن ترسید، خود ترس است. و اینکه اعتراف به ترس، به منزله‌ی شکست است و بهتر است دروغ بگوید تا اینکه فرد بی‌دل و جرأتی به نظر آیید.

بنابراین ما به جای اینکه فقط بگوییم «من می‌ترسم.»، وانمود می‌کنیم که متخصص بهداشت عمومی و همه‌گیری‌شناسی هستیم.

ما از همان ابتدا با تغییری که احتمالاً رخ خواهد داد، به جای بررسی اصولی، مبارزه می‌کنیم.

ما به جای اعتراف به اینکه تغییر، ترسناک است، اظهار نظرهای جاهلانه‌ای درباره‌ی علل و پیامد پدیده‌های جهانی ارائه می‌دهیم.

ترس از ترسیدن، باعث می‌شود کارها برای همیشه در فهرست اموری که باید انجام شوند باقی بمانند. بحث‌های مهم درنگیرد و دیدگاه ما به عاملیت و نقاط قوت‌مان در جهان تغییر کند.

شجاع‌ترین رهبران و مشارکت‌کنندگان، از این که ترسو به نظر برسند واهمه‌ای ندارند. ترسوبودن به آنها اجازه می‌دهد تا جهان را شفاف‌تر ببیند.



.
◾هنر هدفدار

◾ست‌گادین ۱ آبان ۱۴۰۰



هنر (فیلم، نمایش، داستان، نقاشی، شعر...) برای ایجاد تغییر به وجود آمده است. هنر در اغلب اوقات، تغییری در بیننده ایجاد می‌کند و گاهی هم اگر قدرتمند باشد، تغییری در فرهنگ می‌آفریند.

هنری که هدفدار نیست، می‌تواند ما را سرگرم کند و درعین حال، می‌تواند کلیشه‌ها را تقویت کند و فقط به دوام بیشتر آنچه در دنیای ماست، یاری رساند.

هنری که هدف خودخواهانه‌ای دارد، برای فریب بیننده در راستای رفع نیازهای هنرمند است. هنر خودخواهانه، اغلب گسترش نمی‌یابد ولی اگر چنین شود، می‌تواند اثر مخربی بر جهان دوروبرمان بگذارد.

ولی هنر سخاوتمند، چیز دیگری است. هنر سخاوتمند، ممکن است طوری که شما می‌خواهید به یک موضوع نپردازد (و در واقع، دقیقاً به همین دلیل است که ما به آن نیاز داریم) و تنشی خلق کند تا کمک کند به روش تازه‌ای به امور نگاه کنیم.

نمایشنامه‌های Sareh Jones یا کتابی از Sinclair Lewis یا موسیقی از Charles Wilson یا فیلمی از Amy Koppelman به وجود آمده‌اند تا ما را عمیقاً به فکر فرو ببرند. تا درباره‌ی چیزهایی که واقعیت فرض می‌کنیم و درباره‌ی چیزهایی که می‌توانست متفاوت از این باشد، فکر کنیم.

احتمالاً حتی افکار هنرمند هم وقتی می‌نشیند تا اثری خلق کند، اهمیتی ندارند. به نظر می‌رسد این خود هنر است که هدفش تغییر جهان است. و توانایی خلق چنین هنری در تک‌تک ما وجود دارد.


.
▪️رانندگان کُند

▪️ست‌گادین ۲ آبان ۱۴۰۰



در نزدیکی خانه من، جاده‌ای است که در اوایل دوران اتومبیل ساخته شده است. این جاده طوری بود که پیشگامان استفاده از اتومبیل، کارهای مختلفی با ماشین‌شان در آن جاده انجام می‌دادند. یک بزرگراه که به جای خاصی منتهی نمی‌شد و برای رانندگان کُند و محتاط، عالی بود.

در طول مسیر، اصطلاح راننده‌ی کُند به یک انتقاد تبدیل شده است. راننده‌ی کُند یعنی راننده‌ای که بی‌هدف به هرطرف می‌پیچد. راننده‌ای که به جای توجه به جاده، مشغول تماشای مناظر جاده است. کسی که به رانندگان دیگر راه نمی‌دهد تا رد شوند و شاید اگر تعداد رانندگان دیگری که عجله دارند بیشتر شود، باعث تصادفات زیادی می‌شود.

ما دوران رانندگی کُند را پشت سر گذاشتیم. چون رفع موانع برای ما اهمیت داشت و جاده، قابل اشتراک‌گذاری نبود.

دنیای دیجیتالی که ما در آن زندگی می‌کنیم، برای رانندگان کُند ایجاد شد و از ایشان پُر گشت. دنیای دیجیتال، تنها در دو دهه‌ی گذشته، مثل شاهراهی برای تجارت و صنعت شد.

اینترنت‌های زیادی وجود دارد. یکی از آنها پُر از سرگرمی، ارتباطات و امکانات است. و گاهی اوقات، ما آنها را با هم اشتباه می‌گیریم و آن اینترنتی را که در مرکز زندگی تجاری‌مان قرار دارد، گم می‌کنیم.

بیشتر اوقات، اینترنت رانندگان کُند، مزاحم کسی نمی‌شود و شاید ما همگی بتوانیم درسی از آرمان‌گرایی و توانمندی رانندگان کُند بگیریم تا سفر زندگی‌مان، ارزش این همه تلاش را داشته باشد.



.
▪️بخش خدمات مشتریان، رایگان است

▪️ست‌گادین ۳ آبان ۱۴۰۰




(بخش خدمات مشتریان، گران تمام می‌شود)

البته که ارائه‌ی خدمات به مشتریان، گران و پرهزینه است. شما باید افرادی را استخدام کنید که تمایل به همدلی و مهربانی دارند. شما باید سیستم‌ها را تدارک ببینید، آموزش دهید و پشتیبانی کنید. باید از راه‌های میانبر، اجتناب کنید و با مردم، بهتر از حد معمول رفتار کنید. شما باید اطمینان حاصل کنید که کارمندان‌تان، کارشان را درست انجام می‌دهند.

اما همه‌ی این هزینه‌ها، ارزان‌ترین راه برای گسترش کار شما در جهان است.

بخش خدمات مشتریان وقتی عالی باشد، هزینه‌هایش را جبران می‌کند.

موقعیت‌های خیلی زیادی هم وجود دارند که در آنها هیچ خبری از بخش خدمات مشتریان نیست ولی باز هم پول‌ساز هستند. گوگل با خدمات فراوانی که ارائه می‌دهد، حتی یک سنت هم خرج کمک به مردم نمی‌کند و پولی را که درمی‌آورد، خرج چیز دیگری می‌کند تا رشد یابد.

بلاتکلیفی گاه و بیگاه در انتخاب میان خدمات مشتریان کم و خدمات مشتریان تقریباً کافی، فقط اتلاف وقت و پول است.

بزرگترین و تنها معامله‌ی بازاریابی، باقی‌ماندنِ یک مشتری است که آن مشتری تصمیم بگیرد مشتریان جدیدی برای ما بیاورد.



.
▪️سزاواربودن

▪️ست‌گادین ۴ آبان ۱۴۰۰



احساس استحقاق و لیاقت چیزی را داشتن، سخت به دست می‌آید.

شما برای رسیدن به این نقطه، رنج کشیدید. با شما بدرفتاری شد. به سختی کار کردید و با زحمت فراوان به اینجا رسیدید. با شما ناعادلانه رفتار شد. حالا نوبت شماست. عدالت، چنین حکم می‌کند. شما غمگین هستید یا شاید کار دشواری که انجام داده‌اید، چیزی جادویی و خاص است که کاملاً ارزش توجه مردم را دارد.

همانطور که گفتم، شما حق دارید. حق دارید ناراحت باشید، سخنرانی کنید یا حتی به سادگی، خودتان را از فایده‌ی شک‌کردن بهره‌مند کنید.

افسوس که احساس لیاقت و شایستگی‌، برایمان کمک‌کننده نیست.

داشتن این احساس که «حق من این نیست»، باعث نمی‌شود که دیگران به شما گوش دهند، به خواسته‌ی شما عمل کنند یا به شما احترام بگذارند. احساس استحقاق، باعث فروش محصول‌تان یا تسهیل پیوستن شما به خیل عظیم فروشندگان نمی‌شود. فرقی نمی‌کند که چقدر با این احساس منتظر بمانید.

پس بله، شما استحقاق دارید. همه‌ی ما دیر یا زود به این احساس می‌رسیم.

ولی احساس استحقاق و سزاوار چیزی‌بودن و تقاضا از دیگران که بفهمند ما سزاوار چیزی هستیم، کاملاً بی‌فایده است. حتی ممکن است مانع از کاری شود که امیدواریم انجامش دهیم.



.
▪️تلاش در راستای کیفیت

▪️ست‌گادین ۵ آبان ۱۴۰۰



کیفیت یعنی مطابقت دائمی با مشخصات تعیین‌شده. وفادارماندن به وعده‌ای که داده شده است و قابل اندازه‌گیری است.

تلاش یعنی فراتر از سرعت معمولِ خودمان حرکت کنیم. یعنی جان‌کندن و تکاپوی جسمی یا کار عاطفی و تمرکز روی چیزی خارج از روال عادی. تلاش، متضاد شل‌گرفتنِ اوضاع است.

اغلب به ما آموخته‌اند که کیفیت، میوه‌ی تلاش است و اگر بیشتر تلاش کنید، به مشخصات تعیین‌شده برای کیفیت، نزدیک‌تر می‌شوید. به همین سادگی.

و هنوز هم وقتی به سازمان‌ها یا برندها و اشخاصی که به کیفیت مشهور هستند نگاه می‌کنیم، اصلاً مشخص نیست که آنها با تلاشِ بیشتر به اینجا رسیده باشند. به این دلیل ساده که تلاش، چیز قابل تحملی نیست.

در پایان روز، کسانی که در کارخانه‌ی لکسوس کار می‌کنند، نسبت به کسانی که در کارخانه‌ی کادیلاک Escalade کار می‌کنند، خسته‌تر نیستند. اینجا تلاش مطرح نیست. این قضیه درباره‌ی Dabbawalla که همیشه تحویل غذا را بی‌نقص انجام می‌دهد هم صادق است. در واقع، تمرکز روی تلاش( و تلاش تیم‌تان)، تقریباً تضمین می‌کند که مشکل کیفیت شما ادامه خواهد یافت.

مشکلات ادامه‌دار کیفیت، یک مسأله‌ی سیستمیک است و اگر شما روی سیستم‌تان کار نکنید، نخواهید توانست آن را بهبود دهید.

این سوال که «چگونه این کار را انجام دهیم؟»، خیلی بهتر از این سوال است: «چه کسی به اندازه‌ی کافی تلاش نمی‌کند؟»


.
▪️قبل از خالی‌شدن، پُر کنید

▪️ست‌گادین ۶ آبان ۱۴۰۰



وقتی هزینه‌ی پُرکردن باتری یا تانکر آب، کمتر از خطر فاجعه‌آمیز خالی‌شدن آن است، می‌ارزد که از قبل این کار را انجام دهید.

هدف از داشتن تانکر آب، همین است و بس. اگر علیرغم هشدار «نزدیک به تمام‌شدن»، باز هم ادامه دهید، در مقایسه با انجام عملی پیشگیرانه برای کاهش شدت فاجعه، کارتان هیچ اثربخشی نخواهد داشت. موارد اورژانسی‌ برنامه‌هایتان را در نظر داشته باشید.



.
▪️اوج نقطه‌ی کلیدی

▪️ست‌گادین ۷ آبان ۱۴۰۰



بهترین راه برای بهبود عملکرد یک استودیوی فیلم‌سازی، جذب و تشویق فیلم‌سازان صاحب‌نظر، باانگیزه و متعهد به کار است.

با این حال، مدیران اجرایی اصلی، ممکن است وقتشان را صرف تمرکز و تلاش بر روی تهیه‌ی تیتراژ پایانی فیلم بعدی یا راه‌اندازی یک مصاحبه‌ی مطبوعاتی کنند!

بهترین راه برای یک تیم بازاریابی جهت افزایش فروش و سهم از بازار، کمک به طراحی محصولی است که از اثر شبکه‌‌ای( وقتی تعداد افراد بیشتری از یک محصول یا خدمت استفاده کنند، آن محصول، بهتر جواب می‌دهد. م ) بهره می‌برد و جذابیت و گیرایی کالا را درست سر جای خودش بنا می‌کند.

با این حال، تیم بازاریابی فقط ۳ ساعت را صرف بحث بر سر محل فیلمبرداری پیام بازرگانی بعدی می‌کند!

شاید کسب و کارهای کوچک از طریق ایجاد درصد فروش ماهانه‌(sell through) یا خلق تقاضا در بازار برای محصول جدیدشان، بتوانند در آینده بیشترین تغییر را در خود ایجاد کنند ولی ضروری‌ترین کار آنها، تمرکز روی جلوگیری از تأخیر در حمل و نقل کالاست. حتی اگر درگیر یک زنجیره‌ی تأمین‌(supply chain) غیرقابل اصلاح باشند.

این قصه سر دراز دارد. برای یافتن شغل‌، در قیاس با پیش‌بردن پروژه‌ی شخصی‌تان، اصلاح رزومه‌تان هیچ اهمیتی ندارد. برای یک رستوران، ایجاد دلیلی برای مشتری تا با دوستانش دوباره به آنجا برگردد، مهمتر از درست‌انجام‌دادن کارهای عادی است و...

ما تا متوجه این مسائل نباشیم، نمی‌توانیم اصلاح‌شان کنیم. پس می‌بایست با خودمان و همکاران‌مان درباره‌ی نقطه‌ی کلیدی‌مان(leverage)، روراست و شفاف باشیم.


.
▪️تلنگر ساده اما دشوار بازاریابی

▪️ست‌گادین ۸ آبان ۱۴۰۰


از: «توجه کنید، دلم می‌خواهد چیزی را که ساخته‌ام، بخرید.»

به: « من توجه کرده‌ام و فکر می‌کنم همان چیزی را که دلتان می‌خواهد، می‌توانم به شما ارائه دهم.»



.