Critic l مریم نصر
3.17K subscribers
383 photos
57 videos
29 files
337 links
«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است»
فرانسواز دستور

تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com
Download Telegram
Forwarded from آكادمى شمسه
🔸دوره جامع تاریخ فلسفه غرب زیر نظر دکتر "امیر مازیار" در سه ترم در مؤسسه پژوهشی، آموزشی و مطالعاتی آکادمی شمسه برگزار می گردد.
🔹ترم نخست در زمستان۱۴۰۲،ترم دوم در بهار ۱۴۰۳ و ترم سوم در تابستان ۱۴۰۳برگزار می‌گردد.

🔵 عناوین دوره ها و اساتید عبارتند از:

▪️ترم نخست: یونان و قرون وسطی
🔸فلسفه یونان (1): از آغاز تا افلاطون: دکترسیدجمال‌الدین میرشرف‌الدین
🔸فلسفه یونان (2): ارسطو و فلسفه ما بعد ارسطویی: دکتر امیرحسین ساکت
🔸فلسفه قرون وسطی: دکتر بهنام اکبری
🔸فلسفه اسلامی: دکتر امیر مازیار

▪️ترم دوم: فلسفه جدید
🔸دکارت و عقل گرایان: دکتر مصطفی شهرآیینی
🔸لاک و تجربه‌گرایان : دکتر جلال پیکانی
🔸کانت: دکتر امیر مازیار – دکتر گلنار نریمانی
🔸هگل و ایدئالیسم آلمانی: دکتر مسعود آذرفام

▪️ترم سوم: فلسفه معاصر
🔸فلسفه تحلیلی: دکتر مسعود صادقی
🔸فلسفه آلمانی (پدیدارشناسی و هرمنوتیک): دکتر مسعود علیا
🔸فلسفه فرانسوی (ساختارگرایی و پساساختارگرایی): دکتر آرش حیدری
🔸مکتب فرانکفورت: دکتر محسن ملکی – دکتر مهسا اسداله نژاد



◀️لینک مستقیم برنامه
🔻🔻🔻
B2n.ir/j65812
👍6
#گزیدۀ_مقاله

🔹سفر «جنسیت» به خاورمیانه
(مروری بر کتاب «فمینیسم در اسلام» اثر مارگو بدران
)

✍️ #مریم_نصر_اصفهانی *

برخی از بخش‌های مهم مقاله از این قرارند:

🔻نمی‌توان با بدران دربارهٔ تغییر رویکرد زنان مسلمان و تغییر رویکرد به زنان مسلمان و خیز بلندی که زنان در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم برداشته‌اند موافق نبود، اما امروز، چهارده سال بعد از انتشار کتاب و پس عبور از بهار عربی، می‌توان دربارهٔ توفیق آنچه «گفتمان فمینیسم اسلامی» می‌نامد با تردید اندیشید. این تردید را رویدادهای سال‌های اخیر در کشورهای مسلمان غیرعربی مثل افغانستانِ پس از بازگشت طالبان و ایرانِ پس از اعتراضات دامنه‌دار حول اجبار حجاب و خیزش مهسا بیش‌تر هم می‌کند.

🔻بدران استدلال می‌کند دولت‌ها در همهٔ ادوار سعی کرده‌اند مناسبات جنسیتی را متناسب با اهداف سیاسی خود تعریف و تنظیم کنند. ماحصل آن هم تغییرات ظاهری و اغلب فریب‌کارانه بوده است. در مواجهه با این وضعیت، دو گفتمان فمینیسم سکولار با خاستگاهی ملی‌گرایانه و فمینیسم اسلامی با خاستگاهی دینی پدید آمدند و کوشیدند در رقابت گفتمان‌هایی که اغلب «مسئلهٔ زن» را قربانی مصالح سیاسی و اقتصادی خود می‌کنند نقشی فعال داشته باشند.

🔻ادعای جالب بدران این است که در جوامع اسلامی فمینیسم اسلامی رادیکال‌تر از فمینیسم سکولار است چون در جست‌وجوی برابری برای زنان حوزه‌هایی را نشانه می‌رود که کاملاً با منابع قدرت در جامعه در ارتباط‌اند: ریاست، قضا، امامتِ جماعت و نظایر این‌ها، درحالی‌که مطالبات فمینیسم سکولار عموماً محافظه‌کارانه و مربوط به حوزهٔ خصوصی/عمومی است.

🔻بدران این ادعا را به چالش می‌کشد که فمینیسم مصر با مردان آغاز شده و ماهیتی غربی دارد. او ادعا می‌کند فمینیسم مصر بومی ا‌ست و با زنان آغاز شده و منحصر به طبقات بالای اجتماع نبوده است. به باور او، زنان مصری فعالانه و مستقل فمینیسم سکولار/اسلامی خود را در دل ملی‌گرایی یا اسلام ادامه داده‌اند و هوشیارانه دربرابر تغییر اَشکال پدرسالاری تحت لوای امپریالیسم ایستاده و مبارزه کرده‌اند.

🔻بدران در این مقاله و شماری از مقالات دیگر به وضعیت خاص زنان ایران، به‌ویژه بعد از انقلاب اسلامی، اشاره می‌کند و آن را نمونه‌ای پیشرو از «فمینیسم اسلامی» معرفی می‌کند که با همکاری جریان‌های سکولار شکل گرفته است. زنان نواندیش دینی و پژوهشگران زن در دیاسپورای ایرانی در جست‌وجوی یافتن موقعیتی برای فمینیسم در میانهٔ اسلام و مردسالاری‌اند.

🔻هرمنوتیک فمینیستیِ حساس به جنسیت بر اصل برابری جنسیتی در قرآن تأکید می‌کند که مفسران مرد علاقه‌ای به توجه به آن نداشته‌اند. این مردانِ دین مجموعه‌ای از تفاسیر را فراهم آورده‌اند که آموزهٔ برتری مرد را غالب می‌کند. هرمنوتیک فمینیستی در مقابل این رویکرد سه مسیر متفاوت و هم‌پوشان را در پیش گرفته است: نخست، بازنگری آیات قرآن برای تصحیح داستان‌های نادرستِ رایج مانند داستان آفرینش؛ دوم، استناد به آیاتی که به صراحت تساوی زن و مرد را بیان می‌کند؛ و سوم، واسازی آیاتی که به تفاوت‌های زن و مرد توجه دارد اما معمولاً به‌گونه‌ای تفسیر شده که سلطهٔ مردان را توجیه می‌کند.

🔻بدران باور دارد فمینیسم سکولار با فمینیسم اسلامی در تضاد نیست و هر دوی این گفتمان‌ها وقتی از تاریخ زنان در کشور خود می‌‌نویسند به سرچشمه‌های مشترکی استناد می‌‌کنند. به عقیدهٔ او، این دو رویکرد در کنار هم در حال شکل‌دادن به انقلابی در رویکردهای جنسیتی در اسلام و خاورمیانه و فراتر از آن‌اند که از دوگانه‌ها فراتر رفته و همه را در آغوش خود جای می‌‌دهد.

🔻فصل پایانی کتاب پیرامون این ادعا شکل گرفته که «فمینیسمِ اسلامی» و نه «فمینیسم در اسلام» در حرکتی رو به جلوست، حرکتی که زنگار مردسالاری را از اسلام پاک خواهد کرد و عدالت را در میان امت اسلام جاری می‌کند. بدران می‌گوید رویکرد شمول‌گرای فمینیسم اسلامی، در تناسب با پیام قرآن، از تفرقه‌اندازی اجتناب می‌کند و در جست‌وجوی عدالت اجتماعی برای همگان است.

🔻تجربهٔ زندگی، کنش و نظرورزی در کشورهای مسلمان به زنان مسلمان نشان داده که بهتر است «مسئلهٔ زنان» را بیشتر نزاعی سکولار و اجتماعی ببینند تا قدرت چانه‌زنی بر سر حقوق بنیادی انسان مدرن را داشته باشند. شاید بتوان گفت «گفتمان فمینیسم اسلامی» امروز به‌اندازهٔ زمان نگارش این کتاب زنده و پویا نیست و شوقی برنمی‌انگیزد، گرچه سند بی‌بدیل و زنده‌ای از مشارکت معرفتی زنان در فهم متن مقدس، تفاسیر و احادیث است.

* دکتر مریم نصر اصفهانی عضو گروه مطالعات زنان در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است. فعالیت‌های علمی او در این حوزۀ مطالعاتی را در کانال تلگرامی‌اش (Critic) می‌توان دنبال کرد.


✔️ نسخۀ کامل مقاله را دریافت کنید:
نسخۀ متنی | نسخۀ صوتی

#مارگو_بدران
#فمینیسم_اسلامی
#مسائل_زنان

@doornamaa
👍8👌3
Audio
🎙️📚معرفی و مرور کتاب

چه نسبتی میان تکنولوژی و جنسیت برقرار است؟

در نوزده دقیقه 🎧

📖مواجهه فمینیسم با تکنولوژی

نوشته جودی وایسمن
ترجمه نوشین شاهنده
نشر کرگدن

❇️ از صفحه مرکز فرهنگی شهر کتاب

@neocritic
🙏5👍2
📚 خواندنی


📖درباره عشق کتابی است فلسفی که به چیستی عشق، از موضعی همدلانه و مشفقانه پرداخته است. تجربه غریبی که کما بیش در زندگی‌ ما حضور دارد و خوش فرجام یا بدفرجام، تحولات عمیقی در احساسات و افکار ما ایجاد می کند. تجربه‌ایی منحصر به فرد، دشوار، پر هزینه، هراس انگیز و در بسیاری موارد پر از آب چشم. درباره عشق کتابی است با این ادعا که «عشق به خودی خود شایسته ستایش است، صرف نظر از اثرات و پیامد‌هایش.» (سالومون)


✅ کسی منکر مخاطرات و هزینه‌های عشق نیست: «عشق ورزیدن نسبت به دیگری کار چندان مطمئنی نیست. برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است… چنین فردی باید خود را در موقعیت‌هایی قرار دهد که نتواند به عواطف و حالات ذهنی دیگران واکنش عاطفی نشان دهد، نتواند از لذت دیگران لذت ببرد، یا از رنج دیگران اندوهناک شود، نتواند از بی‌تفاوتی آن‌ها دل آزرده شود، نتواند از اینکه دیگران از اهانت خشمگین نمی‌شوند خشمگین نشود، نتواند اندوهگین شود از اینکه دیگران تصمیم می‌گیرند پا پس بکشند مبادا زیانی اندک نصیبشان شود، و غیره. چیزی به نام عشق مطمئن وجود ندارد.» (بایر).

✅اما صرف نظر از پیامد‌هایش تجربه‌ای ارزیدنی و خواستنی است: «پاره‌ای حقایق درباره عشق را فقط می‌توان از طریق تجربه شوری خاص در زندگی شخصی خود آموخت… شوق و تمایلی که در آن نیاز جنسی و معرفتی ما (ظاهراً به نحو جدایی ناپذیری) به هم می‌پیوندد.» (نوسبام)

✅ میل جنسی غایت نیست اما حضور قطعی و موثری دارد: «میل جنسی بخشی انکار ناپذیر از عشق رمانتیک است، هرچند مطلقاً روشن نیست که آیا میل جنسی منشا آن عاطفه است یا محمل آن.» (سالومون)؛

✅ «شوق رمانتیک عبارت است از شوق بنا کردن یک ما با یک فرد خاص و نه با هیچ کس دیگر… برخلاف رای افلاطون، هرچقدر که عشق قوت بیشتری می‌گیرد، تو عاشق ویژگی‌های خاص‌تر و خاص‌تری می‌شوی، نه جنبه‌ها و ویژگی‌های کلی. تو عاشق عقل کلی یا محبت کلی نمی‌شوی، بلکه عاشق یک ذهن خاص یا نحوه خاصی از مهرورزیدن می‌شوی.» (نوزیک)

✅ و در ‌‌نهایت:
 «یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های عشق‌های رمانتیک آن است که حدود «من ِ» عاشق را جابه جا می‌کند. در تجربه‌های عاشقانه، «من ِ» عاشق به سوی معشوق گشوده می‌شود… در واقع، تجربه‌های عاشقانه رمانتیک از معدود تجربه‌های بشری است که می‌تواند تا ژرفای روح و وجود آدمی را تحت تاثیر قرار دهد و هندسه وجود او را تحول بخشد.» (نراقی)

درباره عشق، مجموعه مقالات، ترجمه آرش نراقی، نی، ۱۳۹۰.

@neocritic
درباره عشق
https://fidibo.com/book/65268-کتاب-درباره-عشق
👍9❤6
📝تا امروز از چند نفر از شما مخاطبان عزیز کانال ایمیل‌هایی دریافت کردم مبنی بر اینکه مایل هستید مطالعات نظام‌مندی در حوزه مسائل زنان/ فمینیسم داشته باشید

جمع و جور کردن فهرستی برای مطالعه در حوزه مسائل زنان به طور عام و مسائل زنان ایرانی به‌طور خاص کار بسیار دشواری است (دست کم برای من).

زنان نیمی از جمعیت انسان هستند و تنوع مسائل آنها تفاوتی با مسائل انسان به طور عام ندارد. پیش‌تر که گروه برگزیده‌ای از مردان انحصار تولید دانش و معرفت را در اختیار داشتند، محصولات فکری خود را کافی برای همه ابنای بشر می‌دانستند؛ امروز که دسترسی به منابع علم و معرفت برای جمعیت زیادی روی کره زمین فراهم شده است هر گروهی از جمله زنان مسائل خود را به پیکره تجربه و دانش و معرفت افزوده‌اند. به این ترتیب، با قلمرو بسیار گسترده‌ای طرفیم.

من در حوزه کار و علایق خودم اگر به کتاب جالبی بربخورم حتماً آن را اینجا با شما به اشتراک خواهم گذاشت. اما برای علاقمندانِ تازه‌وارد به حوزه مطالعات زنان پیشنهادم برای شروع مراجعه به کتابشناسی‌ها و دانشنامه‎های موجود در حوزه مطالعات زنان است. مرور فرهنگ‌ها و دانشنامه‌ها دید خوبی به شما خواهد داد تا بتوانید تاریخچه و جغرافیای بحث را روی نقشه دانش بشری پیدا کنید.

📚 برای نمونه:
منبع‌شناسی زنان
، به کوشش منیژه نجم عراقی؛ مرسده صالح‌پور و نسترن موسوی، نشر دیگر.

فرهنگ نظریه‌های فمینیستی
، نوشته ساراگمبل و مگی هام، با ترجمه نوشین احمدی خراسانی و دیگران، نشر توسعه.

✅ ولی ممکن است خواسته باشید تاریخ حضور و مشارکت زنان و فراز و فرودهایی که از سرگذراندند تا امروز صدایی از آن خود داشته باشند بخوانید. تاریخ تلاش برای اینکه خودشان از جانب خودشان سخن بگویند نه اینکه «درموردشان حرف بزنند».
📚پیشنهاد من این کتابهاست:

جنبش حقوق زنان در ایران
، نوشته الیزساناساریان، ترجمه نوشین احمدی خراسانی، انتشارات اختران.

زنان در روزگارشان: تاریخ فمینیسم در غرب
، نوشته مارلین لگیت، ترجمه نیلوفر مهدیان، نشر نی.

📚برای مطالعه تخصصی‌تر در قلمرو نظریات زنانه‌نگر (موج سوم فمینیسم) می‌توانید اینها را ببینید، که البته کتاب‌های دشوارتری هستند و به حدی از دانش نظری و فلسفی نیازمندند:

درآمدی جامع بر نظریه‎‌های فمینیستی
، نوشته رزماری تانگ با ترجمه منیژه نجم عراقی، نشر نی.

عقل مذکر
، زنانگی و مردانگی در فلسفه غرب، نوشته ژنویو لوید، ترجمه محبوبه مهاجر، نشر نی.

کاوشی در فلسفه فمینیستی
، نوشته رابین می شات، ترجمه مریم نصراصفهانی، نشر ثالث.

✈️اما اگر می‌خواهید تجربه سفر در زمان با زنان ایرانی را داشته باشید، پیشنهاد می‌کنم مجلات زنان از مشروطه تا امروز را پیدا کنید، ورق بزنید و با دغدغه‌های زنان پیش بیایید. از زبان زنان به سردبیری صدیقه دولت آبادی تا زنان (امروز) به سردبیری شهلا شرکت که هر دو هم اصفهانی هستند.

(شهری که زنانش همواره حضور اجتماعی مسئولانه‌ای داشته‌اند، اما نزدیک به یک دهه است منتظر به نتیجه رسیدن پرونده دردناکِ اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای به زنان هستند.)

  @neocritic
🙏26👍10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفت و گو در

🪴خانه کارودیدار کارمان🪴

در پاسخ به این که
چه مسئله‌ای این روزها بیشتر از هرچیز ذهن شما رو به خودش مشغول کرده؟


https://youtube.com/@kaarmaanhouse?si=NMpL8TJvKmftUyVZ
👍6❤‍🔥5
Forwarded from ومستند
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به فیلم مستند چیزهایی که زمان با خود برد، ساخته‌ی فرهاد بردبار
راوی: مریم نصر اصفهانی | پژوهشگر فلسفه
@vamostanad
❤7😢2
Forwarded from ومستند
فیلم چیزهایی که زمان با خود برد را می‌توانید اینجا تماشا کنید.
❤3
🎬 دیدنی: درس‌های شیمی

🔻به یاد دارم در ایام وبلاگ‌نویسی وقتی تمرکز نوشته‌های وبلاگ از محتوای فلسفی به سمت محتوای زنانه‌نگر چرخید، بخش قابل توجهی از مخاطبان را  از دست دادم. عمدتاً مخاطبان مرد را. صراحتاً گفتند «سوزنت گیر کرده روی این مباحث که موضوع علاقه ما نیست». چیزهای دیگر با ادبیات ناخوشایند هم گفتند که امیدوارم امروز نگاهشان ملایم‌تر شده باشد.

🔻واقعیت اینکه سخن گفتن از تبعیض علیه زنان، به اندازه سخن گفتن از جنگ و خشونت و انواع دیگر پدیده‌های ناخوشایند، اما واقعی، آزاردهنده است. گاهی خود پژوهشگر و نویسنده هم آزار می‌بیند. خسته می‌شود بسکه هیچ چیز خوبی نیست و در تحلیل هر پدیده‌ ناخوشایندی وقتی پای جنسیت را به میان می‌کشی انبوهی از معضلات پیچیده اضافه می‌شوند. به قول یک فیلسوف زنانه‌نگر «شما وقتی مشکلی را برملا می‌کنید، در واقع مشکلی به مشکلات دیگر اضافه می‌کنید». این یعنی دردسر. طبیعی است متولیان امور در بدایت امر مایل باشند انکار کنند یا نادیده بگیرند. هیچ کس حوصله دردسر اضافه ندارند. اغلب مردان از شنیدن درباره آسیبهای پدرسالاری برای زنان کلافه می‌شوند و حوصله ندارند مدام این حرفها را که هیچ ربطی به آن‌ها یا بستگانشان ندارد/ گناهی درباره آن ندارند بشنوند. گاهی حتی خود زنان ترجیح می‌دهند بیش از این مرثیه نشوند و گذشته را نادیده بگیرند و از اینجا و اکنون آغاز کنند.  هرچه جوان‌تر باشیم بیشتر تصور می‌کنیم بی‌گناهیم یا این‌جا و اکنون جدا از گذشته است.

🔻باری، در سال‌های اخیر شمار زیادی فیلم و سریال با محوریت مسائل زنان  در ایران و جهان ساخته شده است. تا آنجا که من دیدم عمدۀ مخاطبان این فیلم‌ها و سریال‌ها زنان هستند. مشتاقانه می‌بینند و خودشان را پیدا می‌کنند. به هم توصیه می‌کنند و خیلی وقت‌ها با آن اشک می‌ریزند. انگار سرنوشت این فیلم و سریال‌ها هم مثل باقی تولیدات زنان در حوزه‌های مختلف است. که اگر تحقیر و تمسخر نشود، درموردشان سکوت می‌شود، انگار وجود ندارند. و خدا می‌داند که تغییر در شرایط زنان مگر با کمک، مشارکت فعالانه و همدلی بیشترین شمار زنان و مردان و میسر نخواهد شد.

🔻 سریال کوتاه درس‌های شیمی (2023) را ببینید.  داستان بر اساس رمانی با همین نام نوشته بانی جین گارمس نوشته شده و درمورد دانشمند زن جوان و زیبایی در دهه پنجاه میلادی است که آرزو دارد با دوری از عشق و مادری در حوزه علم جدی گرفته شود_ ولی چون زن است و جوان است و زیبا همچنان موانع زیادی پیش‌رو دارد، از جمله عشق و مادری. سریال علاوه بر داشتن سرگرمی، معما، معضلات اخلاقی، ماجراهای علمی و عشقی؛ به مسائل زنان هم پرداخته است. مسائل زنان در حوزه فعالیت‌های حرفه‌ای و خانگی و مادری و آشپزی و... درعین حال تلاش کرده در کنار جنس‌پرستی به مسائلی مانند نژادپرستی، منازعه علم و الهیات، افسردگی، شکست و همدلی خواهرانه هم بپردازد.

@neocritic   
👍21❤8
درس‌های شیمی
@neocritic
#معرفی_سریال
❤14👍1
به من تبریک نگو. امروز روز من نیست!


🔻مگر مادربزرگم و رئیس‌مان در اداره کسی امروز را به من تبریک نگفت. الان دیدم دوستی پیام محتاطانه‌ای فرستاده که «اگر امروز را روز خودتان می‌دانید تبریک می‌گویم». بعد توضیح داده بود که به هر کس تبریک گفته یک چیزی شنیده. هر چیزی غیر از تشکر. یکی گفته «روز زن هشت مارس است». یکی گفته «امروز روز مادران است نه روز زن». یکی گفته «به اعیاد مذهبی اعتقادی ندارد چون ریشه زن‌ستیزی را در ادیان می‌بیند». یک گفته «این روز توهین آمیز است چون برپایه تکیه بر تفاوتِ مردمحورِ میان زن/دختر در فرهنگ ما شکل گرفته». یکی گفته «جای تبریکی نمی‌بیند، اگر راست می گویند توقیف ماشین‌ها را بابت حجاب متوقف کنند چون مادرها مسئول اول رسیدن به امور بچه‌ها و خانه‌اند و این ماجرا اعصاب و زندگی‌شان را مختل کرده»و... دوست ما البته عالی‌همت است و ضمن اشاره به ملاحظات، همچنان به تبریک گفتن مشغول است.

🔻موضوع جالب‌ توجه‌تر می‌شود وقتی می‌بینیم در شبکه‌های اجتماعی هم کسانی این روز را تبریک گفته و اضافه کرده‌اند «اگر اعتقاد دارید تبریک می‌گوییم»/ «بر باورمندانش مبارک».

🔻روزی که فرزندان مهر عظیم و بی‌قیمت مادران را به یادآورده و از آن تشکر کنند حتماً زور خوب و روشنی است. بارها اینجا از مادری، مشکلات، محدودیت‌ها، ترس‌ها و تنهایی‌هایش نوشته‌ام. از قلدری و طلبکاری قانونی، فرهنگی و عرفی که درمورد آن وجود دارد نوشته‌ام و از جنس غریب شغل دشوار و بی‌حقوق و مزایایی که لاجرم با عشق آمیخته- و اگر نبود نسل بشر منقرض می‌شد. قاعدتاً باید استقبال کنیم از اینکه یک روز در سال را به طور خاص  به این موضوع اختصاص دهیم و طلب کنیم علاوه بر بهشت وعده داده شده در آسمان، در زمین هم به مسائل و حقوق مادران توجه شود.

🔻پیش‌تر درباره شیوه و اندیشه مادری که دگرپرواست هم نوشته‌ام. درباره این‌که تیمارگر و مراقبت‌محور است. محورش محبت و خیرخواهی برای دیگری است تا بهترینِ خودش را محقق کند.
شیوه‌ای که کاملاً دربرابر شیوه تعذیبی و تنبیهی است. هرچه در تاریخ به عقب بازگردیم نمونه‌های عریان‌تری از شیوه‌های کنترل و تربیت تعذیبی می‌بینیم. خاصه در عقوبت‌های خونینی که شاهان، همان پدران ملت ، برای متخلفان و بالاتر از آن مصلاحان، منتقدان، معترضان و دادخواهان در نظر می‌گرفتند. در نمونه‌هایی آمده که گوشت فرزندان را به خورد والدین می‌داده‌اند.

 🔻هرچه به دنیای امروز نزدیک‌تر می‌شویم چنین تعذیب‌هایی از دید عموم نفرت‌انگیزتر می‌شوند. باور عمومی این است که  «به‌هنگام تنبیه خبیث‌ترین قاتل‌ها دست کم یک چیز را باید محترم شمرد: انسان بودن او را». امروز کمتر از هر زمان دیگری تحمل می‌شود که حاکمان تعذیب و تنبیه  مردمان سرزمین خود را ابزاری برای تحقیر، انسانیت‌زدایی، زیاده‌روی، انتقام‌جویی و لذت بردن از آزار مخالفان خود کنند. در وجدان عمومی این رفتارها محکوم می‌شود و همراه با این محکومیت هرآنچه برای توجیه این زیاده‌روی‌ها استفاده شده باشد هم طرد می‌شود.

@neocritic
👍37❤13
Forwarded from آسیمگی (علی مسعودی)
فردای روز زن

در وضع کنونی مسئله‌ نه *روزِ زن* که فردای آن است، آن سالی که از پی می‌آید، روزها و ساعت‌هایی که *عادی* و بی‌مناسبت هستند.

مسئله‌ مختصات *زن* در وضع عادی‌شده است، به‌عبارت دیگر: روزمره‌ی زندگیِ زن، زنِ خارج از تقویمِ رنگی‌شده، زنی که بیرون از قاب رسانه‌‌های اصلی است، زن در واقعیتِ شبکه‌ی ارتباطات‌اش، زنِ نامرئی.

۱. دیدن

دیدنِ زن یعنی تلاش برای عبور از سدِ عادت، دیدنِ امر نامرئی. دیدن اما تنها وقتی رخ می‌دهد که با نوعی *شناخت* همراه باشد. شناختن یعنی آن احساس خامی را که بر ما عارض می‌شود در جهان ذهنی‌مان بپروریم، تصویر را تفسیر کنیم، از تصور به تصدیق و داوریِ نقادانه برسیم.

از این نظر،‌ دیدن به‌معنای *بازشناسی* است. بازشناسی چند وجه دارد: دیدن، تفسیر آنچه بدان نگریسته‌ایم، به‌یاد سپردن، به‌خاطر آوردن و نهایتا به‌رسمیت شناختن در مقامِ پدیده‌ای که وجود دارد.

در وضع عادی‌شده زن تنها یک شهود حسی خام است و تمام. چیزی از جنس تصور کردنِ میزی که *آنجا*‌ قرار دارد، ابزار است و باید کاری بکند، به‌دردی بخورد! در این معنا ابزار تنها وقتی حقیقتا دیده می‌شود که در شبکه‌‌ی روابطی که تعریف شده درست کار نکند.

اختلال در کارکردِ ابزار توجه ما را به آن جلب می‌کند، در این زمینه است که مفهوم *زنِ غیرعادی یا مسئله‌دار* فهمیده می‌شود. می‌شود پرسید که در یک جامعه چه زنی غیرعادی است و از طریق این توجه به *غیرعادی‌ها* زنِ عادی را شناخت.

در جامعه‌ای که زنِ‌ مجرد، مستقل، شاغل و فعال و پر شر و شور و البته متفکر و نقاد غیرعادی است، زنی عادی خواهد بود که متأهل، مادر، خانه‌دار و سربه‌زیر و البته منقاد و مطیع باشد.

زنِ عادی زن بی‌دردسر است و البته پاداشِ این بی‌دردسر بودنش را هم می‌گیرد. اما دردسر برای که؟ برای ساخت مردسالار (که خود ترکیبی است از مردان و زنانی با ذهنیت مردسالار).

۲. روزی برای دیدن یا ندیدن؟

دیدن به‌معنای بازشناسیْ نیازمند یک تلاش فعالانه است و از این نظر خودبه‌خود رخ نمی‌دهد. دیدن نیازمند خواستِ دیدن و مسئولیت‌پذیری برای پیگیریِ این خواست است. در جامعه‌ هرچه مکانیسم‌ِ نامرئی کردن زن‌ـــ‌چنانکه هست‌ـــ‌قوی‌تر باشد، تلاش برای دیدنِ زن بیرون از وضع عادی‌شده هم دشوارتر خواهد بود.

با این مقدمات است که می‌شود پرسید روز زن به چه کار می‌آید؟

آیا این روز آغاز یک تعهد دائمی برای پذیرش الزاماتِ بازشناسی *زن* است یا یک لحظه‌‌ی ویژه در روند دائمی ندیدن، یک آنْ یا مومنتِ moment مورد تأکید در یک خط زمانی پیوسته است که کاری جز تزئین یک زندگی مردسالار نمی‌کند، یا یک وقفه‌ی وجودیِ جدی است که قرار است در منطق و شیوه‌ی زندگی مردسالار تَرَک ایجاد کند؟

اگر روزِ زن یا هر مناسبت دیگری نتواند در بنیان تبعیض‌آمیز وضعیت تغییری (در ساحت تئوری یا عمل) ایجاد کند تنها به فربه‌تر شدن خود ساخت تبعیض‌آمیز منجر خواهد شد، خصوصا که این مناسبت‌های در ظاهر ضدتبعیض همیشه با دو تهدید جدی روبرو هستند:

یکم) ساخت تبعیض‌آ‌لود سنت‌گرا و محافظه‌کار که دنبال این است که وضع پیشین را دوباره حاکم کند، و دوم) فرهنگی مصرف‌گرا که می‌خواهد هر لحظه‌ای از زندگی بشر را به موقعیتی برای *فروش* تبدیل کند.

۳. ندیدن

اقدام برای بازشناسی چگونه صورت می‌گیرد؟

گامِ اول برای حرکت در فرآیند بازشناسیْ عقب‌نشینی کردن است، مجال دادن به اینکه خودِ واقعیت چنانکه هست ظهور یابد، ایجاد یک خلاء. جایی خالی که فرصت دهد زن خودش را تعریف کند، نشان دهد، متعین کند.

واقعیتِ زن می‌تواند دیده شود، تنها اگر پیشاپیش چارچوب مردسالار دیکته نکرده باشد که بدیل و جایگزین دقیقا چه باید باشد.

برای دیدنِ زن ابتدا باید پذیرفت که *فرد* یک شیءِ متعین نیست و می‌تواند تغییر کند، او یک پروسه‌ی در حال شکل‌گیری است و بنابراین باید امکان تجربه کردن و عمل بر اساس داوریِ خود را داشته باشد.

زن دیده می‌شود، اگر جامعه‌ی مبتنی بر تبعیض بپذیرید که همه‌چیز را نمی‌داند و نمی‌بیند.

زن در آزادی‌ است که دیده می‌شود، آزادی از، و آزادی به. روزِ زن، هر روزی است که این آزادی محقق شود.

https://t.me/asimegi
👍19❤4
🛠 جعبه‌ابزاری برای  ایجاد حساسیت جنسیتی (1)


🔻برای رفتن به سوی جامعه‌ای که در آن برابری جنسیتی برقرار باشد صرف تغییر قوانین کافی نیست. ای بسا جوامعی که در قوانینِ آن تفاوتی میان حقوق فردی و اجتماعی زنان و مردان و اقلیت‌های مذهبی یا اقوام مختلف وجود ندارد، اما عرف جامعه به مسیر دیگری می‌رود. اینجا اهمیت آموزش و پژوهش حساس نسبت به جنسیت بیش از پیش به چشم می‌آید. در آموزش و پژوهشی که نسبت به جنسیت و تبعیض جنسی حساسیت دارد تک تک افرادی که در حوزه‌های مرتبط با آموزش و پژوهش دخالت دارند وظیفه خود می‌دانند که نسبت به تعصب‌های جنسی هشیار باشند و در مقام والد، آموزگار، استاد، سرپرست موسسات و طرح‌های پژوهشی و... این حساسیت را در کار خود بازتاب داده و جامعه را درمورد آن هوشیار کنند.

🔻حامیان رویکردهای حساس به جنسیت عمدتاً در برابر دو گروه مخالف قرار می‌گیرند: اول کسانی‌که اصرار دارند تفاوت‌ها را نادیده بگیرند و بیشتر بر تشابه میان زنان و مردان تاکید کنند و دوم کسانی‌که با طبیعی/ ذاتی دانستن تفاوت‌ها در پی بازتعریف مفاهیمی مانند عدالت و توجیه تبعیض و نابرابری‌ها‌ هستند.

🔻 اگر جزو آن دو گروه نیستید تا همراه شویم. در دفاع از خودمان باید بگویم حساسیت به خرج دادن دربرابر تبعیض‌های جنسیتی این حُسن بزرگ را دارد که با تاکید بر نابرابری‌هایی که گریبان بزرگترین گروه از انسان‌ها، یعنی زنان را گرفته است، تفکر انتقادی را پرورش داده و متوجه انواع دیگری از تبعیض‌های ناموجه می‌کند. طبیعتاً تقویت این حساسیت‌ها در خودمان، فرزندان‌مان، شاگردانمان و کسانی‌که ممکن است بر آنها تاثیر داشته باشیم علاوه بر تفکر انتقادی باعث تقویت روحیه دیگری‌پذیری و پرهیز از خشونت و نفرت نسبت به باشندگان متفاوت با ما می‌شود.

🔻برای ایجاد حساسیت جنسیتی در خودمان، فرزندانمان، دانش‌آموزان و دانشجویانمان و همچنین ادغام این حساسیت‌ها در آموزش‌ها و پژوهش‌هایمان جعبه ابزار (دستورالعمل‌هایی) وجود دارد که قصد دارم در چند پست به برخی از کاربردی‌ترین‌هایش اشاره‌کنم:

🔻قدم اول اینکه باید تلاش کنیم جنسیت و توجه و حساسیت نسبت به آن را در محتوای آموزش، پژوهش و تدریس ادغام کنیم.

🔻تعلیم و تربیت حساس به جنسیت هم در رفتار در خانه و هم در کلاس درس به تفاوت‌های جنسیتی توجه دارد و هم در تنظیم برنامه‌های درسی. هم در برخوردهای روزانه حساسیت به خرج می‌دهد، هم حین آموزش، هم  به هنگام محول کردن وظایف به کودکان، هم حین انجام تکالیف درسی و کلاسی.

🔻مثلا در این رویکرد انسان‌ها می‌آموزاند که در رفتار، گفتار، مطالعه، تماشای تولیدات سمعی و بصری و به‌طور کلی در محتواهایی که از مسیر‌های مختلف دریافت می‌کنند نسبت به جنسیت حساس باشند و مغالطاتی که از پی آن می‌آید تشخیص دهند:

⛔️ #جنس‌زدگی (هرگونه پیش‌داوری یا تبعیض بر اساس جنسیت یا جنس فرد)
مثال: زن‌ها به تنهایی توان مدیریت زندگی خود را ندارند پس برای هر اقدامی «باید اجازه بگیرند».

⛔️ #کورجنسی (نادیده گرفتن جنس/جنسیت به عنوان یک عامل مهم در تعامل میان انسانها)
مثال: مسائل و نیازهای زنان فرعی است پس مثلاً در مواجهه با بلایای طبیعی صحبت از مسایل مبتلابه زنان باردار یا زنانی که درگیر عادت ماهانه هستند نالازم و ناپسند است.  

⛔️ #جنسیت‌مندی (هرآنچه آغشته به تعصبات و کلیشه‌های جنسیتی باشد: زبان، فرهنگ، اندیشه)  
زن از دنده چپ مرد آفریده شده‌ است؛ این خلقت تبعی او را همواره مادون مرد قرار می‌دهد، پس نمی‌تواند رهبر یا امام جماعت باشد.
 
🪴 (ادامه دارد)
@neocritic
👍25❤6
🛠️ جعبه‌ابزار حساسیت جنسیتی (2)
 
آموزش و پژوهش

🔻فقدان نگاهِ حساس به جنسیت در آموزش و پژوهش ما کاملاً مشهود است. کافیست به جنسیت حساس باشید و نگاهی به پوسترهایی بیاندازید که برای اطلاع رسانی طیف وسیعی از سخنرانی‌ها در حوزه علوم انسانی همرسان می‌شود. در اغلب موارد، همه سخنران‌ها مرد هستند، از وقتی سِمتی با عنوان «دبیر نشست» حتی در سخنرانی‌های تک نفره هم ابداع شده، گاهی آن دبیر زن است. خواه موضوع بحث آینده ایران باشد، خواه دلایل مهاجرت، خواه تحلیل وقایع پاییز 1401، خواه معضلات اقتصادی و خواه مسائل آموزشی و گاه حتی مسائل زنان بلندگو در دست مردان است. شنیدن سخنان سخنران‌ها در اغلب مواقع به شما ثابت می‌کند که دست کم در علوم انسانی در ایران وقتی صحبت از «انسان» می‌شود منظور همچنان مردان هستند و زنان و بالاتر از آن زنانگی و روی‌کردها و ارزشهای آن جایی در تحلیل ندارند.

🔻 بیایید جعبه ابزارمان را چک کنیم.  برای کاهش این مشکل چه می‌توان کرد؟ اولین قدم استفاده از زنان و مردان به نسبت‌های مساوی درفرایندهای مختلف مربوط به آموزش و پژوهش است. آیا شما هرگز نام هیچ زنی را به عنوان مولف کتاب‌های درسی برای آموزش در مدارس دیده‌اید؟ نویسنده چند کتاب منبع درسی شما در دانشگاه زن بودند؟ چند استاد زن داشتید؟ آیا هرگز هیچ یک از معلمان و اساتید شما تلاش کرده‌اند در شما حساسیت جنسیتی ایجاد کنند و نسبت به حذف و طرد زنان حساس باشند یا مثل برخی از اساتید ما خودشان جزو طرفداران حذف زنان از قلمرو علم و معرفت و بازگشت آنها به منزل بودند؟ آیا هرگز درمورد چگونگی مواجهه با کلیشه‌های جنسیتی در رشته درسی‌تان و عبور از آنها با شما دانشجویان عزیز حرف زده‌اند؟

🔻می‌دانیم که صرف حضور و مشارکت زنان کافی نیست اگر آنها هم همانطور عمل کنند که مردان. نیازداریم به مشارکت رویکردهای زنانه. تقویت نگاه زنانه و در شمار آوردن نگرش‌ها و ایده‌های متفاوت. آیا زنان درباره آینده ایران متفاوت نمی‌اندیشند؟ آیا دغدغه‌های زنان برای مهاجرت بیش از مردان نیست؟ آیا مطالبات زنان در اعتراضات همان مطالبات مردان است؟ آیا تاثیر رکود اقتصادی بر زنان و مردان یکسان است؟ آیا  برنامه ریزی برای برطرف کردن نگرانی‌های زنان و مردان برای کاهش موالید یکی است؟ آیا لوازم و نتایج تاثیرات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی تصمیم‌های کلان در سیاستگذاری بر زندگی زنان و مردان مشابه‌ است؟ و...

🔻جعبه ابزار به ما پیشنهاد می‌دهد علاوه بر تاکید بر حضور زنان و مشارکت ایده‌ها و دغدغه‌های زنانه به عنوان معلم و مربی برخی حساسیت‌های جنسیتی را همواره مدنظر داشته باشیم.

🔻🔻مثلاً مدتی پیش دکتر محمد فاضلی، جامعه شناس، گفته بود دیگر در نشستی که یک زن سخنران نیز در آن نباشد شرکت نخواهد کرد.

🔻🔻مثلاً مدتی پیش همینجا فایل تدریس دکتر فاطمه علمداری در کلاس درس تاریخ مشروطه دکتر جوادی یگانه را همرسان کردم که به دعوت استاد اصلیِ درس، مباحث مربوط به جنسیت در تاریخ مشروطه را تدریس کرده بود.

🔻🔻مثلاً به یاد دارم دکتر محمد ایلخانی، استاد درس فلسفه قرون وسطای ما در دانشگاه بهشتی وقتی علاقه من به مباحث جنسیتی در فلسفه را دید مرا با زنی به نام کریستین دوپیزان آشنا کرد.

🔻🔻مثلا دکتر عبدالکریم رشیدیان در دانشگاه بهشتی در زمان تدریس فلسفه‌های پست مدرن، حتما ما را با دانشجویانی که در قلمرو فلسفه‌های فمینیستی رساله نوشته بودند آشنا می‌کرد و در یکی از دوره‌ها از من هم برای چند جلسه تدریس دعوت کرد.

🔻🔻مثلا خبر دارم دکتر امیر مازیار، برای دوره جامع تدریس تاریخ فلسفه تلاش زیادی کرد تا از مشارکت اساتید زن نیز استفاده کند.

🔻🔻مثلا دکتر سمیه توحیدلو در کلاس‌های روش‌تحقیق در جامعه شناسی به من هم پیشنهاد داد یک جلسه «روش تحقیق فمینیستی» بگویم.

🔻🔻مثلا خبردارم دکتر امیرحسین خداپرست برای طراحی دوره جامع فلسفه سیاسی دنبال مدرسی برای تدریس رویکردهای فمینیستی در فلسفه سیاسی بود.
 
🔻آموزش رسمی ما میانه خوبی با اهمیت دادن به حساسیت جنسیتی ندارد. مشکل اضافه نمی‌خواهد. از سوی دیگر سده‌ها ممانعت از باسواد شدن زنان و پیشگیری از حضور آن‌ها در قلمرو علم و بعدتر سواستفاده، حذف و طرد شدیدی که بسیاری از زنان متخصص ما را راهی خارج از مرزها کرده است باعث می‌شود خیلی از این پروژه‌ها موفق نباشند. حضور اجتماعی زنان همچنان حساسیت برانگیز است. مهم‌ترین استاد زن هم اگر باشی اولین مواجهه منتقدان تحقیر ظاهر/ توهین جنسی / به رخ کشیدن تبار خانوادگی توست. مخالفت با یک صاحب‌نظر و سخنرانِ زن خیلی وقت‌ها با زبانی جنس‌زده صورت می‌گیرد که باعث خلوتگزینی و خاموشی بسیاری از زن‌ها می‌شود. ولی صرف نظر از میزان توفیق هریک از این اساتید در پروژه‌های آموزشی‌شان این دغدغه در راستای ایجاد حساسیت جنسیتی و بسیار باارزش است.

🌾بیش باد.
@neocritic
👍28❤3
خواندنی 📚


تاریخ مفهوم عدالت اجتماعی در زمانۀ مردانِ امیر و زنانِ اسیر


🔻کتاب تاریخ مفهوم عدالت اجتماعی در دوران مشروطه نوشته دکتر سمیه توحیدلو را اخیراً نشر نگاه معاصر منتشر کرده است. این کتاب چنانکه از نام آن پیداست رد پای مفهومی را در تاریخ دنبال کرده است که از زمان مشروطه تا امروز یکی از دغدغه‌های اصلی نخبگان جامعه ایرانی بوده است. هنوز هم هست. نویسنده کتاب زن است، اما از منظری زنانه به تاریخ مشروطه نپرداخته، در عین حال از رویکردهای مرسوم در پژوهش‌های تاریخی هم فاصله گرفته است.

🔻 کتاب به تحلیل و طبقه‌بندی فهم‌های متفاوت از مفهوم عدالت اجتماعی در ایرانِ دوره مشروطه اختصاص دارد. از نخستین تلاش‌ها برای تولد و تحقق آن شروع کرده و به طور مفصل آرا و اندیشه‌های شمار زیادی از متفکران، اعم از روحانی و روشنفکر، را از نظر گذرانده که در میان آنان نام دو زن نیز به چشم میخورد: بی بی خانم استرآبادی و زهرا تاج السلطنه.

🔻همچنین فصلی را به بررسی بحث از «عدالت جنسیتی» در آن دوران اختصاص داده است. او در این بخش اشاره می‌کند که در آن دوران چگونه باور عام به «امیری مرد و اسیری زن» ترک برداشت و ارزش اخلاقی و عرفی ذلیل و مطیع بودن برای زن به چالش کشیده شد. توحیدلو به چهار جهت‌گیری متفاوت درباره موضوع برابری میان زنان و مردان اشاره می‌کند:

گروه اول:
آنانکه همچنان به جنس دوم بودن زن باور دارند و آزادی‌های او را برنمی‌تابند و برابری را حرام می‌دانند. مشهورترین چهره این گروه شیخ فضل الله نوری است.

گروه دوم:
کسانی‌که تفاوت قوانین شرعی و عرفی را می‌پذیرند و تا پذیرفتن حق آموزش برای زنان پیش می‌آیند، ولی معتقدند همه زنان باهم برابرند و همه مردان با هم؛ اما زنان و مردان برابر نیستند. آیات عظام بهبهانی و طباطبایی و همینطور بی‌بی خانم استرآبادی چهره های معروف این گروهند.

گروه سوم:
که آزادی‌های اجتماعی زنان در حدود شریعت را می‌پذیرد و حضور اجتماعی و آموزش آنان را مجاز می‌داند، اما همچنان ولایت مرد بر زن را واجب و حضور و مشارکت سیاسی زنان را نادرست می‌داند. اسماعیل محلاتی، آیت الله نجم‌آبادی، ملکم خان ناظم الدوله، میرزا حسن رشدیه، محمدعلی فروغی، عبدالرحیم طالبوف و تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه از چهره های معروف این گروهند.

گروه چهارم:
کسانی‌که به برابری کامل حقوقی میان زنان و مردان معتقدند. مشهورترین نمایندگان این گروه میرزا آقاخان کرمانی و آخوندزاده هستن

🔻نویسنده کتابش درباره عدالت اجتماعی در گذشته نزدیک ایران را به دخترش سلما، به آینده نزدیک، تقدیم کرده است.
💕
@neocritic
👍10❤5
#معرفی_کتاب
📚
تاریخ مفهوم عدالت اجتماعی در دوران مشروطه

نوشته سمیه توحیدلو

نشر نگاه معاصر

@neocritic
👍10
🛠️ جعبه‌ابزار حساسیت جنسیتی(٣)

🔻سیمون دوبوار در مقدمه جنس دوم اشاره می‌کند یکی از دلایل ناموفق بودن تلاش‌های زنان برای دستیابی به برابری جنسیتی این است که آنان مانند اقلیتهای قومی و نژادی مجتمع نیستند و گروه‌های مشخصی ندارند‌، بلکه همیشه بین مردان پراکنده‌اند.

🔻ضمن اینکه به نحو عجیبی،از قدیم تا امروز دوستی و تجمع زنان به دلایل مختلف تقبیح می‌شده و این تقبیح با انبوهی کلیشه‌های جنسیتی احاطه شده است.

🔻درعین حال برخی زنانی که با دشواری زیاد به مقام و موقعیتی می‌رسند دچار «سندرم ملکه زنبور عسل» شده و آگاهانه یا ناآگاهانه جلوی رشد زنان دیگر مانع ایجاد می‌کنند و سد جدیدی به سدهای مردسالاری اضافه می‌کنند.

🔻 جعبه ابزار حساسیت جنسیتی می‌گوید تشکیل جمع‌های ریز و درشت زنانه و کمک به رشد و توانمندی دختران و زنان باید به اولویت همه زنان و مردانی تبدیل شود که در جستجوی برابری هستند.

🔻🔻مثلا شمار زیادی از فعالیت‌های داوطلبانه زنانه در حوزه‌های خیریه یا محافظت از محیط زیست حول این ایده شکل‌گرفته است.

🔻🔻 مثلا از دوره دانشجویی تا امروز تعداد زیادی حلقه مطالعاتی زنانه شناخته‌ام که در آنها زنان متخصص به رشد و شکوفایی خودشان و دوستان و نسل جوانتر از خودشان کمک کرده و می‌کنند. کتاب می‌خوانند. بحث‌های ماهانه دارند. ترجمه می‌کنند. مجله منتشر می‌کنند و به هم کمک و راهنمایی می‌رسانند.

🔻🔻 مثلا مری دیلی (الهیدان زن) مردان را به کلاس‌های پیشرفته‌اش راه نمی‌داد که باعث اخراج او از دانشگاه شد!

🔻🔻مثلا شما اگر خواننده آثار نویسندگان و فلاسفه زن باشید حتما از شمار زیاد ارجاعات آنها به آثار هم شگفت‌زده خواهید شد.

🔻🔻مثلا به یاد دارم دکتر زهرا مبلغ زمانیکه در گروه فلسفه دانشگاه تهران تدریس می‌کرد برای تدریس یکی از دروسش از گروهی از زنان دانش‌آموخته دکتری فلسفه کمک گرفت و برنامه‌ تدریس گروهی تنظیم کرد.

🔻🔻مثلا زنانی را می‌شناسم که بعد از بازنشستگی، تمام‌وقت و عمده درآمدشان را وقف آموزش «دختربچه‌های» کم برخوردار می‌کنند.

🔻🔻مثلا زمانی مرد سالخورده‌ای را دیدم که ایران هم زندگی نمی‌کرد، ولی گفت در ایران شرکتی دارد که کل کارکنانش زن هستند چون فکر می‌کند به زنان ایران مدیون است و باید به توانمندی آنها کمک کند.

🔻🔻 از آن ساده‌تر مثلا دوستی دارم که در هر شرایطی به زنان نوازنده خیابانی کمک می‌کند و عمومی شدن این رفتار را باعث رشد موسیقی درمیان زنان می‌داند که از هر نظر به رشد مهارت ناخن‌کاری برای کسب درآمد ارجحیت دارد!

🔻 متوجه هستم که این ابزار خاص در جعبه‌ابزار سوال‌بردار است و نقد و نظرهای فراوانی درباره آن وجود دارد. گاهی حتی می‌تواند آسیب‌هایی همراه داشته باشد، ولی با احتیاط عرض می‌کنم که شخصا با آن موافقم_ولو به عنوان ابزاری موقت تا رسیدن به شرایط عادلانه.

@neocritic
👍22👏3
📕اغراق نکرده‌ام اگر بگویم بعد از آشنایی با خانم دکتر شکوه حسینی و بحث‌های جذاب ایشان در بازخوانی و تحلیل رمان عربی نگاهم به زبان و فرهنگ عربی کاملاً تغییر
کرد.

🔻دکتر حسینی متخصص ادبیات تطبیقی، ادبیات معاصر عرب و مطالعات زنان است و این دوره بر رمان‌هایی درباره فلسطین متمرکز است.

🔻برای ثبت‌نام در این دوره اینجا را ببینید:
🔗 https://academyshamseh.com/product/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA/
👍10❤2
▪️ دکتر کریم مجتهدی (١٣٠٩-١۴٠٢)
فیلسوف و استاد دانشگاهی بود که تا نود سالگی ‌نوشت. مجتهدی زمانی برای دانشجویان فلسفه غرب کتاب درسی نوشت که هیچ منبع فارسی در دسترس نبود و از این بابت حق استادی داشت برگردن اغلب دانش‌آموختگان فلسفه در ایران.

▪️چند سالی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی همکار دکتر مجتهدی بودیم. تقریباً همه همکاران تحت تاثیر جدیت، سخت‌کوشی و نظم ساعت‌وار او در کار بودند. هربار از کنار اتاقش می‌گذشتم، که آفتاب از درِ بازِ آن توی راهرو پهن بود، اول دستیار متین و آرامش را می‌دیدم که مشغول کار است و جلوتر که می‌آمدم خودش را که سرش پایین و غرق در کار بود.

▪️در تمام گزارش‌های تصویری از بدرقه پیکر مرحوم مجتهدی از پژوهشگاه شما تصویر زنی را می‌بینید که چنان منقلب است که توجه همه عکاسان را جلب کرده، شاید خیال کرده‌اند از بستگان نزدیک دکتر مجتهدی است. نیست. دکترِ جدی و نه‌چندان خوش‌اخلاق ما زن و فرزند نداشت. این زن همان دستیار سخت‌کوش اوست که در تمام ایام کسالت همراه با همسرش به دکتر سر می‌زد و پیگیر کارها و نوشته‌های او بود. بعدتر که حال دکتر رو به وخامت گذاشت همچنان به او سر می‌زد و شاگردان و همکارانِ جویای حال را از وضعیت سلامتی دکتر باخبر می‌کرد.

▪️نوشتم که بگویم در کنار همه آنچه مریدان و منتقدان درباره میراث فکری استادانی چون او نوشته‌اند و خواهند نوشت بخشی از بار زندگی و کار این اساتیدِ تنها را همیشه این زن‌ها می‌کشند. بی هیچ توقع و ادعا و خواهشی برای اسم و رسم و عکس. شاید بگویید وظیفه‌شان است. نیست ولی. آنها به وظیفه‌شان چیزی اضافه می‌کنند به نام عشق که با خودش کلی اضافه‌بار کاری و روانی همراه دارد و یقناً سهم مهمی در کیفیت کاروزندگی، آرامش و توان ادامه مردی دارد که تا نود سالگی می‌نوشت_ولو خود عنایتی به این سویه از زندگی نداشت.

@neocritic
❤36👍17
دستیار پژوهشی مردی که تا نود سالگی نوشت

@neocritic
❤33👍13