.
🔹حتما برای شما هم پیش آمده که موقع انجام کاری با کار دیگری مواجه شوید و بعد با کار دیگر و همینطور پیش بروید و نهایتاً چیزی چنان شما را به خود مشغول کند که از یاد ببرید ماموریت اول چه بود. تجربه آشناییست، به ویژه موقع رسیدگی به کار خانگی. دنبال لباسی هستید که متوجه میشوید کثیف است، آنقدر لباس روشن ندارید که ماشین لباسشویی را روشن کنید، پس سراغ ملافهها میروید. جمع میکنید و ناگهان متوجه میشوید با تغییر فصل باید پتوهای ضخیم را هم جمع کنید، ولی کمدِ پتوها به هم ریخته و...
🔹در کار پژوهشی هم زیاد پیش میآید. از کتابی به کتابی و از موضوعی به موضوعی و از آدمی به آدمی و ای دل غافل، چند ساعت، چند روز، چند هفته است جای اینکه حرکت کنی فرو رفتهای. این یکی عکس آن یکی برای من لذتبخش است. دشتِ این چند روز گشت و گذار من، یکی هم مطالعه کتاب اندیشه دور و دراز نوشته محمدعلی فروغی بود.
🔹محمدعلی فروغی (1254-1321) بیشتر با عنوان سیاستمدار نامبردار است، اهل شعر و ادب او را به تصحیحاتش از بزرگان ادب میشناسند و اهل فلسفه به سیر حکمت در اروپا و ترجمههایش از افلاطون و دکارت.
🔹برحسب اتفاق به کتاب داستان اندیشه دور و دراز(١٣٠۶) برخوردم. داستانی که به شیوه محاوره نوشته شده است. در یک مهمانی رخ میدهد و در گفت و گو میان نویسنده و دو زوج شکل میگیرد. کتاب تقدیم شده به «بانوانی که برحسب ذوق و شور طبیعی و معلومات کسبی ذهن صافی ایشان راغب به خواندن این نوع تحریرات میتواند باشد».
🔹در این مهمانی راوی که فردی فاضل و کتابخوان است به درخواست دو زن و دو مردی که با او در مهمانی حضور دارند شروع به پیشبینی انسانهای آینده میکند. انسانهای قرن بیست و یکم!
🔹قصد ندارم لطف داستان را بگیرم. خودتان بخوانید. کوتاه است. یکی از قسمتهای شیرین ماجرا یکیبهدو کردنهای راوی با یکی از شخصیتهای زن است که با هم بحثشان میشود به نحوی که خانم با لبخند شیرینی به او میگوید «با شما قهرم»، ولی در نهایت که همه آشتی میکنند صاحبخانه به راوی میگوید حسرت اینکه ما هیچگاه تحولات قرن بیستویکم را تجربه نخواهیم کرد بر دلمان گذاشتی و روای پاسخ میدهد آن حسرت تخفیف خواهد یافت اگر «شخص بتواند بگوید من در مساعیی که انسان برای رسیدن به آن مقامات میکند شرکت کردم»
🔻
https://taaghche.com/book/94782/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B2
@neocritic
🔹حتما برای شما هم پیش آمده که موقع انجام کاری با کار دیگری مواجه شوید و بعد با کار دیگر و همینطور پیش بروید و نهایتاً چیزی چنان شما را به خود مشغول کند که از یاد ببرید ماموریت اول چه بود. تجربه آشناییست، به ویژه موقع رسیدگی به کار خانگی. دنبال لباسی هستید که متوجه میشوید کثیف است، آنقدر لباس روشن ندارید که ماشین لباسشویی را روشن کنید، پس سراغ ملافهها میروید. جمع میکنید و ناگهان متوجه میشوید با تغییر فصل باید پتوهای ضخیم را هم جمع کنید، ولی کمدِ پتوها به هم ریخته و...
🔹در کار پژوهشی هم زیاد پیش میآید. از کتابی به کتابی و از موضوعی به موضوعی و از آدمی به آدمی و ای دل غافل، چند ساعت، چند روز، چند هفته است جای اینکه حرکت کنی فرو رفتهای. این یکی عکس آن یکی برای من لذتبخش است. دشتِ این چند روز گشت و گذار من، یکی هم مطالعه کتاب اندیشه دور و دراز نوشته محمدعلی فروغی بود.
🔹محمدعلی فروغی (1254-1321) بیشتر با عنوان سیاستمدار نامبردار است، اهل شعر و ادب او را به تصحیحاتش از بزرگان ادب میشناسند و اهل فلسفه به سیر حکمت در اروپا و ترجمههایش از افلاطون و دکارت.
🔹برحسب اتفاق به کتاب داستان اندیشه دور و دراز(١٣٠۶) برخوردم. داستانی که به شیوه محاوره نوشته شده است. در یک مهمانی رخ میدهد و در گفت و گو میان نویسنده و دو زوج شکل میگیرد. کتاب تقدیم شده به «بانوانی که برحسب ذوق و شور طبیعی و معلومات کسبی ذهن صافی ایشان راغب به خواندن این نوع تحریرات میتواند باشد».
🔹در این مهمانی راوی که فردی فاضل و کتابخوان است به درخواست دو زن و دو مردی که با او در مهمانی حضور دارند شروع به پیشبینی انسانهای آینده میکند. انسانهای قرن بیست و یکم!
🔹قصد ندارم لطف داستان را بگیرم. خودتان بخوانید. کوتاه است. یکی از قسمتهای شیرین ماجرا یکیبهدو کردنهای راوی با یکی از شخصیتهای زن است که با هم بحثشان میشود به نحوی که خانم با لبخند شیرینی به او میگوید «با شما قهرم»، ولی در نهایت که همه آشتی میکنند صاحبخانه به راوی میگوید حسرت اینکه ما هیچگاه تحولات قرن بیستویکم را تجربه نخواهیم کرد بر دلمان گذاشتی و روای پاسخ میدهد آن حسرت تخفیف خواهد یافت اگر «شخص بتواند بگوید من در مساعیی که انسان برای رسیدن به آن مقامات میکند شرکت کردم»
🔻
https://taaghche.com/book/94782/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B2
@neocritic
طاقچه
کتاب اندیشه دور و دراز محمدعلی فروغی + دانلود نمونه رایگان
کتاب اندیشه دور و دراز اثر محمدعلی فروغی از انتشارات تیک با قیمت ویژه | ۳۰درصد تخفیف برای اولین خرید
❤20👍8
🎥
سال ٩٧ در خدمت دوستان خانه اخلاق پژوهان جوان
انگار هزارسال گذشته است. پیر شدیم و صدایمان را نشنیدید...
https://www.aparat.com/v/KF6NL
کارگاه فلسفه اخلاق 4۷ | از اخلاق مراقبت چه می دانیم؟ | مریم نصر اصفهانی
@neocritic
سال ٩٧ در خدمت دوستان خانه اخلاق پژوهان جوان
انگار هزارسال گذشته است. پیر شدیم و صدایمان را نشنیدید...
https://www.aparat.com/v/KF6NL
کارگاه فلسفه اخلاق 4۷ | از اخلاق مراقبت چه می دانیم؟ | مریم نصر اصفهانی
@neocritic
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
کارگاه فلسفه اخلاق 4۷ | از اخلاق مراقبت چه می دانیم؟ | مریم نصر اصفهانی
در این جلسه از کارگاه فلسفه اخلاق خانم دکتر مریم نصر اصفهانی به بررسی و بحث در مورد اخلاق مراقبت پرداخته است.
👍6❤4
Forwarded from بهمن دارالشفایی
چندسالی است برای زندانهای کتاب میفرستیم و طبق تجربهام کتابفرستادن برای بندهای زنان خیلی سختتر از بندهای مردان است؛ هم از نظر عنوانهایی که قبول میکنند و هم از نظر مدتی که طول میکشد تا کتاب به دست زندانی برسد (اگر برسد).
تبعیض در همه امور و سطوح
.
تبعیض در همه امور و سطوح
.
💔29😢9
Forwarded from جرعه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️مریم نصر اصفهانی در خصوصِ اخلاقِ مراقبت و تاریخچهی آن سخن میگوید🔺
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
👍9❤7
.
-«من عاشقت بودم»
+وای از این عشق! چقدر از شنیدن این کلمه خستهام. حتی از غرغر پلههای خانه همسایه هم برایم کم اهمیتتر است. همۀ این عشقی که مردها به زور به من ابراز داشتند چه سودی برایم داشته؟ عشق یعنی آزار از ته دل میخواهم به حال خودم باشم تا به شیوۀ خودم عشق بورزم.
خونسرد به حرف هایش فکر کردم و سرش را در آغوش گرفتم گفتم «اگر واقعاً جای خالی عشق دیگران را حس کرده بودی، این قدر ساده و بیاحتیاط از دستش نمیدادی»
نگاهش با نگاهم تلاقی کرد و در چشمانش حس بی اعتنایی و بیطرفی دیدم که تا آن لحظه متوجهش نشده بودم. ..
به نظرم صحبتمان خیلی مزخرف بود گفتم: «اما خب عشق به حس مالکیت گره خورده اگر میدانستی عشقی که ارضا نشود چه حالی دارد،حرفم را می فهمیدی»
با حالت عجیبی گفت: «نه! عشق ارضا نشده به درک و فهم مربوط است. فقط در صورتی که همه و همهاش به درک و فهم ختم بشود، میتواند هم عشق باشد، هم ارضا نشود.»
@neocritic
-«من عاشقت بودم»
+وای از این عشق! چقدر از شنیدن این کلمه خستهام. حتی از غرغر پلههای خانه همسایه هم برایم کم اهمیتتر است. همۀ این عشقی که مردها به زور به من ابراز داشتند چه سودی برایم داشته؟ عشق یعنی آزار از ته دل میخواهم به حال خودم باشم تا به شیوۀ خودم عشق بورزم.
خونسرد به حرف هایش فکر کردم و سرش را در آغوش گرفتم گفتم «اگر واقعاً جای خالی عشق دیگران را حس کرده بودی، این قدر ساده و بیاحتیاط از دستش نمیدادی»
نگاهش با نگاهم تلاقی کرد و در چشمانش حس بی اعتنایی و بیطرفی دیدم که تا آن لحظه متوجهش نشده بودم. ..
به نظرم صحبتمان خیلی مزخرف بود گفتم: «اما خب عشق به حس مالکیت گره خورده اگر میدانستی عشقی که ارضا نشود چه حالی دارد،حرفم را می فهمیدی»
با حالت عجیبی گفت: «نه! عشق ارضا نشده به درک و فهم مربوط است. فقط در صورتی که همه و همهاش به درک و فهم ختم بشود، میتواند هم عشق باشد، هم ارضا نشود.»
@neocritic
❤5👍4
Critic l مریم نصر
. -«من عاشقت بودم» +وای از این عشق! چقدر از شنیدن این کلمه خستهام. حتی از غرغر پلههای خانه همسایه هم برایم کم اهمیتتر است. همۀ این عشقی که مردها به زور به من ابراز داشتند چه سودی برایم داشته؟ عشق یعنی آزار از ته دل میخواهم به حال خودم باشم تا به شیوۀ…
📚
آنچه خواندید قطعهای از داستان جذاب در دام افتاده (1954) نخستین رمانی است که ایریس مرداک(1919-1999) فیلسوف و رماننویس انگلیسی نوشته و نشر ثالث سال گذشته(1402) آن را با ترجمه حمیدرضا زمانیان منتشر کرده است.
🔻گفتوگو میان راوی مرد داستان دوناهیو و معشوقش آناست. مرد داستان درکی سارتری از عشق دارد (همبسته با حسادت و طلب برای تصاحب) و زن، آنا، انگار نماینده خود مرداک باشد که معتقد است عشق میتواند ما را از «من» هایمان رهایی بخشد. عشق یعنی «درک بسیار دشوار اینکه چیزی غیر از خود فرد حقیقت دارد»
#زنان_فیلسوف، #آیریس_مرداک
@neocritic
آنچه خواندید قطعهای از داستان جذاب در دام افتاده (1954) نخستین رمانی است که ایریس مرداک(1919-1999) فیلسوف و رماننویس انگلیسی نوشته و نشر ثالث سال گذشته(1402) آن را با ترجمه حمیدرضا زمانیان منتشر کرده است.
🔻گفتوگو میان راوی مرد داستان دوناهیو و معشوقش آناست. مرد داستان درکی سارتری از عشق دارد (همبسته با حسادت و طلب برای تصاحب) و زن، آنا، انگار نماینده خود مرداک باشد که معتقد است عشق میتواند ما را از «من» هایمان رهایی بخشد. عشق یعنی «درک بسیار دشوار اینکه چیزی غیر از خود فرد حقیقت دارد»
#زنان_فیلسوف، #آیریس_مرداک
@neocritic
👍7❤5
Forwarded from پژوهشگاه علوم انسانی ihcssir
بررسی و تحلیل کتاب «آشنایی ایرانیان با فلسفههای جدید غرب»
اثر زندهیاد دکتر کریم مجتهدی
سخنرانان:
محمدسالار کسرائی
سیدمحمدرضا امیری طهرانیزاده
مریم نصر اصفهانی
عبدالرحمن حسنیفر
محمدمهدی مجاهدی
دوشنبه، 17 اردیبهشت403
ساعت: 13 تا 15
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
سالن ادب
حضور برای علاقهمندان آزاد است
پیوند ورود برخط(آنلاین) به نشست:
https://webinar.ihcs.ac.ir/b/ihc-qoc-zqj-91i
🍀🍀
@ihcss
اثر زندهیاد دکتر کریم مجتهدی
سخنرانان:
محمدسالار کسرائی
سیدمحمدرضا امیری طهرانیزاده
مریم نصر اصفهانی
عبدالرحمن حسنیفر
محمدمهدی مجاهدی
دوشنبه، 17 اردیبهشت403
ساعت: 13 تا 15
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
سالن ادب
حضور برای علاقهمندان آزاد است
پیوند ورود برخط(آنلاین) به نشست:
https://webinar.ihcs.ac.ir/b/ihc-qoc-zqj-91i
🍀🍀
@ihcss
👍8🤔1
Forwarded from نطقیات
عبدالکریم رشیدیان
مرتضی نوری
محسن آزموده
#اخبار_فلسفی
♦️♦️♦️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتراعظم پویا ازکتاب" معنای زندگی" میگوید.
@Bookcitycc
@Bookcitycc
❤3😍2
Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب
نشر ادیان منتشر کرد :
فیلسوفان جدید برای گشودن راز این معنا هر یک به راهی رفتهاند و از منظری خاص به مسأله نگریستهاند. پـارهای از آنان فـقدان مـعنا را در جـهان جـدید اجتنـابناپذیر دانـسته و آمـادة پذیرش تمامی لوازم آن شدهاند. آنان با از دست دادن آنـچه از بـیـرون به زنـدگیشـان معـنا میبخشید آماده شدهاند تا از درون آن را فراهم آورنـد. این دسته از متفکران آدمیان را دعوت میکنند تا با شجاعت با این حقیقت روبرو شده، خود وارد پروژه معناسازی شوند. والتر استیس از جمله این فیلسوفان است. اما فیلسوفانی چون هاپ واکر مساله معنای زندگی را با وجود خدا و حقانیت دین گره زدهاند و دین را حل کننده این مشکل میدانند.
معنای زندگی / گردآوری و ترجمه اعظم پویا / قم: نشر ادیان (بهار ۱۴۰۳)
@Bookcitycc
فیلسوفان جدید برای گشودن راز این معنا هر یک به راهی رفتهاند و از منظری خاص به مسأله نگریستهاند. پـارهای از آنان فـقدان مـعنا را در جـهان جـدید اجتنـابناپذیر دانـسته و آمـادة پذیرش تمامی لوازم آن شدهاند. آنان با از دست دادن آنـچه از بـیـرون به زنـدگیشـان معـنا میبخشید آماده شدهاند تا از درون آن را فراهم آورنـد. این دسته از متفکران آدمیان را دعوت میکنند تا با شجاعت با این حقیقت روبرو شده، خود وارد پروژه معناسازی شوند. والتر استیس از جمله این فیلسوفان است. اما فیلسوفانی چون هاپ واکر مساله معنای زندگی را با وجود خدا و حقانیت دین گره زدهاند و دین را حل کننده این مشکل میدانند.
معنای زندگی / گردآوری و ترجمه اعظم پویا / قم: نشر ادیان (بهار ۱۴۰۳)
@Bookcitycc
❤5🙏1
نطقیات
♦️عبدالکریم رشیدیان عنوان میکند که کتابِ استاندارد وجود ندارد🔺
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
مشاهده در یوتیوب
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
YouTube
عبدالکریم رشیدیان؛ کتابِ استاندارد وجود ندارد
❤1
📝
♦️ پرده اول: شفافیت و هماهنگی
آخرین بار دوره دانشجویی با سرپرستی استادمان دکتر منوچهر صانعی درهبیدی و هم دورهها به شیراز آمده بودم و زمستان بود. اینبار اردیبهشت شیراز با تمام ملاحتش به روی ما آغوش گشود. آبی آسمان و سبزی زمین شفاف بود و آدمهای شهر، خلاف دیوارنوشتهها، در صلح. بیشمار درخت به شما عطر و سایه میدادند و بیشمار نیمکت جایی برای نشستن و باقی همه پاکیزگی و خوشی و کلی طرح عمرانی برای بهبود کیفیت زندگی و گردشگری در شیراز. فکر کردم کاش میشد اینها را ذخیره کرد برای تحمل فضای پر از تخاصم و لشکرکشی شهر بیمار و گرفتار تهران.
♦️ پرده دوم: فرهنگسازی
روبهروی ورودی «نارنجستان قوام» معطل شدیم. داشتند با چادر گلگلی پوششی برای زن گردشگر خارجی میساختند که سرش پوشیده بود، اما لباس آستینکوتاه به تن داشت. زن حیرانِ شنلی بود که برایش ساختند و مردِ همسفرش معترض به ما نگاه کرد و با غیظ که: این رفتار توهینآمیز است بیشتر برای همین پوشش خودتان... ما نگاهمان را دزدیدیم انگار نمیفهمیم. از آن اثربخشتر برگه اعلان چسبیده به ورودی که «ورود بانوان با پوشش برتر (چادر) رایگان است». خوشبختانه اعلان فقط به فارسی بود.
♦️ پرده سوم: دوربینها
در صف تهیه بلیط ورودی «باغ ارم» زنی متوجه آنسوی دروازه شد که دختری جوان و چادری با دوربین و سهپایه، درحالیکه گوشیاش را مقابل صورتش گرفته بود به مردم نگاه میکرد. زن گفت:«داره فیلم و عکس میگیره؟» زن دیگر گفت:«به چه حقی؟» زن سوم موبایلش را بیرون آورد و از دختر جوان عکس گرفت. تا وارد شویم دوست غیرچادری و رنگیرنگی دختر چادری از راه رسید و کمک کرد وسایل عکاسیاش را جمع کند تا از باغ خارج شوند.
@neocritic
♦️ پرده اول: شفافیت و هماهنگی
آخرین بار دوره دانشجویی با سرپرستی استادمان دکتر منوچهر صانعی درهبیدی و هم دورهها به شیراز آمده بودم و زمستان بود. اینبار اردیبهشت شیراز با تمام ملاحتش به روی ما آغوش گشود. آبی آسمان و سبزی زمین شفاف بود و آدمهای شهر، خلاف دیوارنوشتهها، در صلح. بیشمار درخت به شما عطر و سایه میدادند و بیشمار نیمکت جایی برای نشستن و باقی همه پاکیزگی و خوشی و کلی طرح عمرانی برای بهبود کیفیت زندگی و گردشگری در شیراز. فکر کردم کاش میشد اینها را ذخیره کرد برای تحمل فضای پر از تخاصم و لشکرکشی شهر بیمار و گرفتار تهران.
♦️ پرده دوم: فرهنگسازی
روبهروی ورودی «نارنجستان قوام» معطل شدیم. داشتند با چادر گلگلی پوششی برای زن گردشگر خارجی میساختند که سرش پوشیده بود، اما لباس آستینکوتاه به تن داشت. زن حیرانِ شنلی بود که برایش ساختند و مردِ همسفرش معترض به ما نگاه کرد و با غیظ که: این رفتار توهینآمیز است بیشتر برای همین پوشش خودتان... ما نگاهمان را دزدیدیم انگار نمیفهمیم. از آن اثربخشتر برگه اعلان چسبیده به ورودی که «ورود بانوان با پوشش برتر (چادر) رایگان است». خوشبختانه اعلان فقط به فارسی بود.
♦️ پرده سوم: دوربینها
در صف تهیه بلیط ورودی «باغ ارم» زنی متوجه آنسوی دروازه شد که دختری جوان و چادری با دوربین و سهپایه، درحالیکه گوشیاش را مقابل صورتش گرفته بود به مردم نگاه میکرد. زن گفت:«داره فیلم و عکس میگیره؟» زن دیگر گفت:«به چه حقی؟» زن سوم موبایلش را بیرون آورد و از دختر جوان عکس گرفت. تا وارد شویم دوست غیرچادری و رنگیرنگی دختر چادری از راه رسید و کمک کرد وسایل عکاسیاش را جمع کند تا از باغ خارج شوند.
@neocritic
👍11💔4
نیم قرن سکون
📝 نظام حقوق زن در اسلام (1353) نوشته شهید مرتضی مطهری دربردارنده مجموعه مقالات او در مجله زن روز است. کتابی که از بعد از انقلاب تا امروز جایگاه نوعی متن مقدس در رشته مطالعات زنان را به خود اختصاص داده . روش خطابی کتاب در زمانهای که منابعِ دردسترس از یادداشتها و مقالات پراکنده مجلات و افلاطون و ارسطو و راسل و ویل دورانت تجاوز نمیکرده؛ تا همین امروز و در یادداشتها و بسیاری از کتابهای پژوهشی منتشر شده در این حوزه مورد تقلید قرار گرفته و تکرار شده است. کتاب در زمانه خودش متن پیشرویی در بافت فکر سنتی بوده و در کنار زوج خود یعنی مسئله حجاب بیانیه رویکرد رسمی حاکمیت به حقوق زنان است.
♦️ در دو دنیای موازی پیش میرویم بدون اینکه گفت و گویی شکل بگیرد. از یک طرف نظریات غربی در حوزه مطالعات جنسیت محل ارجاع و استناد شمار زیادی از دانشگاهیان در رشتههای مختلف علوم انسانی و پزشکی و روانپزشکی و... است و از طرف دیگر، موافق با سیاق آقای مطهری حدود نیم قرن پیش عمل میکنند: همینکه معضلات خانواده در غرب را به رخ بکشیم و چند جین و سارای آمریکایی/اروپایی پیدا کنیم که به وضعیت زن در غرب معترضند و راسل و ویل دورانتهایی که حرفهای موردپسند ما را تکرار کرده باشند تا بریده سخنانشان را در کتابها و بر دیوارنوشتهها نقل کنیم.
ما حق هستیم.
یا موافق میل ما سخن گفتهاید و حقیقت را درک کردهاید، یا گمراهید و در منجلاب معضلات ناشی از باطل دستو پنجه نرم میکنید. امان از این نگاه قطبیده که تا عمق استخوان ما نفوذ کرده است.
♦️اما آیا ما یی که در برابر غرب تعریف کردهایم مشکلی ندارد؟ نمیدانیم. عادتمان است که آمارِ مسائل را خمیر کنیم. بیعیب و ایراد البته فقط خداست، ولی اگر ایرادی هست تا ابد بر گردن درست پیاده نشدن احکام و سستی ایمان است. اتهام سستی ایمان تا آنجاست که حتی دینپژوهانی که غیراز روایت رسمی بیاندیشند را نیز حذف میکند.
♦️ طرفه اینکه، آثار و افکار دینپژوهان دگراندیش در حوزه مطالعات زنان ظلم معرفتی مضاعفی را متحمل میشود چرا که نه طرف توجه دانشگاهیان واقع میشود که از سنت و ساختار نامنعطف آن مأیوسند و نه در روایت رسمی جایی پیدا میکند.
♦️ مطهری در نظام حقوق زن در اسلام برتفکیک میان قلمرو عمومی و خصوصی تاکید میکند و مخالف تسری قوانین جمعی به قلمرو خصوصی میشود. آنجا نظریه معروفش را که تا امروز هم مدام تکرار میشود درمیان میآورد: قائل شدن «حیثیت انسانی» برای زن نباید به این معنا باشد که ما زن و مرد را مشابه بدانیم و معتقد شویم که باید از حقوق یکسان برخوردار شوند. زن و مرد بنا به طبیعت خود متفاوتند و این تفاوت مبنای قواعد ظاهراً تبعیضآمیز است که در باطن تفاوتها را به رسمیت شناخته است.
♦️ مطهری ذاتگراست و اشاره میکند اگر در مدنی بالطبع بودن انسانها شک کنیم نمیتوانیم در منزلی بالطبع بودن آنها تردید روا داریم. (منبع این ادعا هم مثل باقی موارد ویل دورانت است.)
♦️ باور به ذاتگرایی گرچه درمیان فمینیستها هم طرفدارانی دارد، اما جای اینکه در دنیای مردانۀ مردانه مرجع قانونگذاری باشد به بحثهای نظری پیرامون تفاوت و آوردههای آن و لزوم دیگری پذیری رونق بخشیده.
♦️ اگر در دنیای جدید دغدغه «عدالت» داریم، ذاتگرایی نمیتواند مرجع قانونگذاری حقوقی و اجتماعی قرار گیرد و به اجبار و به بهانه طبیعت و مصلحت سوژگی باشندگان را محدود کند. خاصه اینکه قانونگذران و مفسران و قاضیان این قوانین منتفعان از نابرابری باشند- در جامعهای که بافت و فرهنگ روابط منزلیاش مبتنی بر مناسبات نابرابر میان زوجین و مستعد ظلم، خشونت و کنترل است. چنانکه مشابه این روابط در باقی حوزهها به مثابه مصداق ظلم آشکار منسوخ شده است. خود ما هم در باقی موارد که ازقضا در سنت ما و افکار افلاطون و ارسطو هم پایگاههایی دارد به ذاتگرایی پایبند نیستیم. مثلاً اقوام عضلانیتر را کمتر انسان و بیشتر حیوان نمیدانیم- که سعادت جوامع بشری اقتضا کند به کارهای یدی بپردازند و در خدمت دیگران باشند!
@neocritic
📝 نظام حقوق زن در اسلام (1353) نوشته شهید مرتضی مطهری دربردارنده مجموعه مقالات او در مجله زن روز است. کتابی که از بعد از انقلاب تا امروز جایگاه نوعی متن مقدس در رشته مطالعات زنان را به خود اختصاص داده . روش خطابی کتاب در زمانهای که منابعِ دردسترس از یادداشتها و مقالات پراکنده مجلات و افلاطون و ارسطو و راسل و ویل دورانت تجاوز نمیکرده؛ تا همین امروز و در یادداشتها و بسیاری از کتابهای پژوهشی منتشر شده در این حوزه مورد تقلید قرار گرفته و تکرار شده است. کتاب در زمانه خودش متن پیشرویی در بافت فکر سنتی بوده و در کنار زوج خود یعنی مسئله حجاب بیانیه رویکرد رسمی حاکمیت به حقوق زنان است.
♦️ در دو دنیای موازی پیش میرویم بدون اینکه گفت و گویی شکل بگیرد. از یک طرف نظریات غربی در حوزه مطالعات جنسیت محل ارجاع و استناد شمار زیادی از دانشگاهیان در رشتههای مختلف علوم انسانی و پزشکی و روانپزشکی و... است و از طرف دیگر، موافق با سیاق آقای مطهری حدود نیم قرن پیش عمل میکنند: همینکه معضلات خانواده در غرب را به رخ بکشیم و چند جین و سارای آمریکایی/اروپایی پیدا کنیم که به وضعیت زن در غرب معترضند و راسل و ویل دورانتهایی که حرفهای موردپسند ما را تکرار کرده باشند تا بریده سخنانشان را در کتابها و بر دیوارنوشتهها نقل کنیم.
ما حق هستیم.
یا موافق میل ما سخن گفتهاید و حقیقت را درک کردهاید، یا گمراهید و در منجلاب معضلات ناشی از باطل دستو پنجه نرم میکنید. امان از این نگاه قطبیده که تا عمق استخوان ما نفوذ کرده است.
♦️اما آیا ما یی که در برابر غرب تعریف کردهایم مشکلی ندارد؟ نمیدانیم. عادتمان است که آمارِ مسائل را خمیر کنیم. بیعیب و ایراد البته فقط خداست، ولی اگر ایرادی هست تا ابد بر گردن درست پیاده نشدن احکام و سستی ایمان است. اتهام سستی ایمان تا آنجاست که حتی دینپژوهانی که غیراز روایت رسمی بیاندیشند را نیز حذف میکند.
♦️ طرفه اینکه، آثار و افکار دینپژوهان دگراندیش در حوزه مطالعات زنان ظلم معرفتی مضاعفی را متحمل میشود چرا که نه طرف توجه دانشگاهیان واقع میشود که از سنت و ساختار نامنعطف آن مأیوسند و نه در روایت رسمی جایی پیدا میکند.
♦️ مطهری در نظام حقوق زن در اسلام برتفکیک میان قلمرو عمومی و خصوصی تاکید میکند و مخالف تسری قوانین جمعی به قلمرو خصوصی میشود. آنجا نظریه معروفش را که تا امروز هم مدام تکرار میشود درمیان میآورد: قائل شدن «حیثیت انسانی» برای زن نباید به این معنا باشد که ما زن و مرد را مشابه بدانیم و معتقد شویم که باید از حقوق یکسان برخوردار شوند. زن و مرد بنا به طبیعت خود متفاوتند و این تفاوت مبنای قواعد ظاهراً تبعیضآمیز است که در باطن تفاوتها را به رسمیت شناخته است.
♦️ مطهری ذاتگراست و اشاره میکند اگر در مدنی بالطبع بودن انسانها شک کنیم نمیتوانیم در منزلی بالطبع بودن آنها تردید روا داریم. (منبع این ادعا هم مثل باقی موارد ویل دورانت است.)
♦️ باور به ذاتگرایی گرچه درمیان فمینیستها هم طرفدارانی دارد، اما جای اینکه در دنیای مردانۀ مردانه مرجع قانونگذاری باشد به بحثهای نظری پیرامون تفاوت و آوردههای آن و لزوم دیگری پذیری رونق بخشیده.
♦️ اگر در دنیای جدید دغدغه «عدالت» داریم، ذاتگرایی نمیتواند مرجع قانونگذاری حقوقی و اجتماعی قرار گیرد و به اجبار و به بهانه طبیعت و مصلحت سوژگی باشندگان را محدود کند. خاصه اینکه قانونگذران و مفسران و قاضیان این قوانین منتفعان از نابرابری باشند- در جامعهای که بافت و فرهنگ روابط منزلیاش مبتنی بر مناسبات نابرابر میان زوجین و مستعد ظلم، خشونت و کنترل است. چنانکه مشابه این روابط در باقی حوزهها به مثابه مصداق ظلم آشکار منسوخ شده است. خود ما هم در باقی موارد که ازقضا در سنت ما و افکار افلاطون و ارسطو هم پایگاههایی دارد به ذاتگرایی پایبند نیستیم. مثلاً اقوام عضلانیتر را کمتر انسان و بیشتر حیوان نمیدانیم- که سعادت جوامع بشری اقتضا کند به کارهای یدی بپردازند و در خدمت دیگران باشند!
@neocritic
👍21👎3
نشر نی برگزار میکند:
📚 خوانش رمان فارسی زنان در دههٔ شصت
برنامهٔ جلسات:
📕جلسهٔ اول: در حضر، مهشید امیرشاهی
📕جلسهٔ دوم: طوبی و معنای شب، شهرنوش پارسی پور
📕جلسهٔ سوم: اهل غرق، منیرو روانی پور
📕جلسهٔ چهارم: دل فولاد، منیرو روانی پور
ثبت نام: negaryouneszadeh@gmail.com
🔗https://www.instagram.com/p/C66DTdGtPmV/?igsh=anN5amVjNXg3Zmly
@neocritic
📚 خوانش رمان فارسی زنان در دههٔ شصت
برنامهٔ جلسات:
📕جلسهٔ اول: در حضر، مهشید امیرشاهی
📕جلسهٔ دوم: طوبی و معنای شب، شهرنوش پارسی پور
📕جلسهٔ سوم: اهل غرق، منیرو روانی پور
📕جلسهٔ چهارم: دل فولاد، منیرو روانی پور
ثبت نام: negaryouneszadeh@gmail.com
🔗https://www.instagram.com/p/C66DTdGtPmV/?igsh=anN5amVjNXg3Zmly
@neocritic
👍6
Forwarded from کارگاه خیال
غیوم غیوم یا غیوم
يا صعداء الحالمين وراء النوافذ
غيوم يا غيوم
علميني فرح الزوال.
ابرها... ابرها... ای ابرها!
ای آههایِ عمیقِ خیالبافانِ پشت پنجره!
ابرها... ای ابرها!
به من بیاموزید شادی نیست شدن را.
#انسی_الحاج
ترجمهی عذرا جوانمردی
يا صعداء الحالمين وراء النوافذ
غيوم يا غيوم
علميني فرح الزوال.
ابرها... ابرها... ای ابرها!
ای آههایِ عمیقِ خیالبافانِ پشت پنجره!
ابرها... ای ابرها!
به من بیاموزید شادی نیست شدن را.
#انسی_الحاج
ترجمهی عذرا جوانمردی
❤16😢2
📝
هر پژوهشی با استفاده از هر روشی، صرفنظر از موضوع آن، میتواند جنسگرا باشد یا نباشد.
مارگارت ایکلر شش ویژگی برای روشهای تحقیق جنسگرا (sexist) بر میشمارد. روشهای پژوهشی زمانی جنسگرا هستند که:
♦️ یکم) از یک جنس درباره دیگری سوال میشود و فرض بر این باشد که پاسخها واقعیت را نشان میدهند.
〰️ مثلاً مردان معتقدند زنان توان یا علاقهای برای انجام برخی امور ندارند، پس انجام آن برای زنان ممنوع میشود.
♦️دوم) پرسشهای پرسیده شده «طیفی» از رفتارها و نگرشها را برای زنان و مردان لحاظ نکرده است و الگوهای مشخص جنسیتی بر نحوه تنظیم پرسشنامه حاکم است.
〰️ مثلاً همه زنان و همه مردان صفات مشابه و مشخصی دارند.
♦️سوم) به توازن جنسی مشارکت کنندگان در انجام پژوهش توجه نشده است.
♦️چهارم) درباره هویت جنسی اشیا یا افراد حساسیت به خرج داده نشده است.
〰️مثلا تفاوت در تولید دستکشهای ظرفشویی، دستکشهای باغبانی و دستکشهای ایمنی که متناسب با اندازه دست یکی از جنسها طراحی و تولید شده است.
♦️پنجم) ابزارهای تحقیق روی یک جنس اعتبارسنجی شده ولی برای هردوجنس به کار میرود:
〰️ مثلاً ارتفاع میلههای مترو برای مردان مناسب است ولی حتی در واگنهای مخصوص زنان هم با همان ارتفاع نصب شده است. یا در طراحی و تولید خوردو اندازهها متناسب با اندازههای مردان است.
♦️ششم) دادهها از هر دو جنس به دست آمده، ولی در تحلیل آن مولفه «جنسیت» درنظر گرفته نشده است.
〰️مثلاً برای کمک به آسیب دیدگان بلایای طبیعی از هردوجنس نیازسنجی شده، ولی ضرورت برخی نیازهای زنان که به واسطه جنس است دیده نشده.
♦️راحت نخواهیم توانست از پژوهشهای جنسگرا به پژوهشهای غیرجنسگرا بپریم و حداقل به دو مرحله مداخله نیازداریم. اول اینکه بپذیریم عمده پژوهشها درحوزههای مختلف جنسگراست و نیازها، اندازهها و معیارهای مردان را اولویت/عمومیت داده است. دوم اینکه در بررسی مسائل موظف هستیم جنسیت را درمد نظر قرار دهیم.
♦️به قول ساندرا هاردینگ، قویترین مطالعات، تفاوتهای جنسی، طبقاتی، نژادی و فرهنگی را در شمار میآورند، از تجربیات زنان بهعنوان منابعی برای تحلیل اجتماعی استفاده میکنند، روشها و تحلیلهایی را طراحی میکنند که این تفاوتها را ببیند نه انکار کند. اعتراف به اینکه پژوهشهای ما گرانبار از نظریهها هستند و قدرت و سیاست در ساماندهی به آنها نقش اصلی را دارند وجه ممیز پژوهشهای جدید دربرابر پژوهشهای سنتی است.
@neocritic
هر پژوهشی با استفاده از هر روشی، صرفنظر از موضوع آن، میتواند جنسگرا باشد یا نباشد.
مارگارت ایکلر شش ویژگی برای روشهای تحقیق جنسگرا (sexist) بر میشمارد. روشهای پژوهشی زمانی جنسگرا هستند که:
♦️ یکم) از یک جنس درباره دیگری سوال میشود و فرض بر این باشد که پاسخها واقعیت را نشان میدهند.
〰️ مثلاً مردان معتقدند زنان توان یا علاقهای برای انجام برخی امور ندارند، پس انجام آن برای زنان ممنوع میشود.
♦️دوم) پرسشهای پرسیده شده «طیفی» از رفتارها و نگرشها را برای زنان و مردان لحاظ نکرده است و الگوهای مشخص جنسیتی بر نحوه تنظیم پرسشنامه حاکم است.
〰️ مثلاً همه زنان و همه مردان صفات مشابه و مشخصی دارند.
♦️سوم) به توازن جنسی مشارکت کنندگان در انجام پژوهش توجه نشده است.
♦️چهارم) درباره هویت جنسی اشیا یا افراد حساسیت به خرج داده نشده است.
〰️مثلا تفاوت در تولید دستکشهای ظرفشویی، دستکشهای باغبانی و دستکشهای ایمنی که متناسب با اندازه دست یکی از جنسها طراحی و تولید شده است.
♦️پنجم) ابزارهای تحقیق روی یک جنس اعتبارسنجی شده ولی برای هردوجنس به کار میرود:
〰️ مثلاً ارتفاع میلههای مترو برای مردان مناسب است ولی حتی در واگنهای مخصوص زنان هم با همان ارتفاع نصب شده است. یا در طراحی و تولید خوردو اندازهها متناسب با اندازههای مردان است.
♦️ششم) دادهها از هر دو جنس به دست آمده، ولی در تحلیل آن مولفه «جنسیت» درنظر گرفته نشده است.
〰️مثلاً برای کمک به آسیب دیدگان بلایای طبیعی از هردوجنس نیازسنجی شده، ولی ضرورت برخی نیازهای زنان که به واسطه جنس است دیده نشده.
♦️راحت نخواهیم توانست از پژوهشهای جنسگرا به پژوهشهای غیرجنسگرا بپریم و حداقل به دو مرحله مداخله نیازداریم. اول اینکه بپذیریم عمده پژوهشها درحوزههای مختلف جنسگراست و نیازها، اندازهها و معیارهای مردان را اولویت/عمومیت داده است. دوم اینکه در بررسی مسائل موظف هستیم جنسیت را درمد نظر قرار دهیم.
♦️به قول ساندرا هاردینگ، قویترین مطالعات، تفاوتهای جنسی، طبقاتی، نژادی و فرهنگی را در شمار میآورند، از تجربیات زنان بهعنوان منابعی برای تحلیل اجتماعی استفاده میکنند، روشها و تحلیلهایی را طراحی میکنند که این تفاوتها را ببیند نه انکار کند. اعتراف به اینکه پژوهشهای ما گرانبار از نظریهها هستند و قدرت و سیاست در ساماندهی به آنها نقش اصلی را دارند وجه ممیز پژوهشهای جدید دربرابر پژوهشهای سنتی است.
@neocritic
👏10👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 صلح ایرانی؛ در جستجوی مسیرهای صلح در ایران امروز
🔸️به همت: نعمتالله فاضلی
🔸️تعداد صفحه: ۵۲۸ ص
🔸️قطع: رقعی
🔸️قیمت: ۴۷۵ هزار تومان
⚡(با تخفیف پیشخرید ۴۲۵ هزار تومان)
سفارش و پیشخرید:
📞 09103303882
🛒https://hamrokh.com/kala/solh-e-irani/
@neocritic
🔸️به همت: نعمتالله فاضلی
🔸️تعداد صفحه: ۵۲۸ ص
🔸️قطع: رقعی
🔸️قیمت: ۴۷۵ هزار تومان
⚡(با تخفیف پیشخرید ۴۲۵ هزار تومان)
سفارش و پیشخرید:
📞 09103303882
🛒https://hamrokh.com/kala/solh-e-irani/
@neocritic
👍2
🕊️🕊️🕊️
نوشتار من هم مثل برخی از دیگر دوستان و اساتید بدون خراش و زخم اجازه انتشار نیافت... ولی اهمیت دغدغه و نوشتن درباره آن و عقب ننشستن از تاکید و توجه هم بخشی از ورزه تلاش برای برپایی صلح است.
نیست؟
@neocritic
نوشتار من هم مثل برخی از دیگر دوستان و اساتید بدون خراش و زخم اجازه انتشار نیافت... ولی اهمیت دغدغه و نوشتن درباره آن و عقب ننشستن از تاکید و توجه هم بخشی از ورزه تلاش برای برپایی صلح است.
نیست؟
@neocritic
❤23👍3
📝 نامعتبر
〽️ من هم مثل خیلی از زنان سرزمینم در یک خانواده مذهبی و اصولگرا(نه در معنای سیاسی) بزرگ شدم. بدون بدن. با این تفاوت که دسترسی وسیعی به انواع کتابها داشتم و این درکنار داشتن مادری مراقب به بیبدن بودن من دامن میزد. بدن مهم نبود. به چشم نمیآمد. در نوجوانی هم که با تمام انرژی تلاش میکرد خودش را یادآوری کند با انواع و اقسام روشهایی رسمی و غیررسمی ایجاد احساس شرم و گناه سرکوب میشد.
مجرای ارتباط من با جهان کتابها بودند و طبیعی است که هم از جهت ذهن و هم بدن، حتی جهان رمانها خیلی فرق دارند با انیمیشنهای شاهوپری و فیلم و سریالها...
〽️ کتابها و حتی رمانها ولو در تاریخ و جغرافیای متفاوت رخ میدادند طرح متفاوتی از جهان ترسیم میکردند که کمابیش همخوان بود با آموزههای مبتنی بر نفی بدن. ضمن اینکه امروز میتوانم مطمئن باشم سانسور هم در تاکید بر آن موثر بود. بدن، به ویژه بدن زن چیزی نبود که ارزش توجه داشته باشد. چیزی که اهمیت داشت نفس بود و عقل بود.
〽️این بخت را یافتم که خلاف رویه دخترانی که خانوادههای مشابه من داشتند برای تحصیل به پایتخت بیایم و زندگی خوابگاهی را تجربه کنم و چون از کتابها یاد گرفته بودم « ای برادر تو همه اندیشهای» و «مردها ارزشش را ندارند» و «ازدواج برای زنها یعنی نابودی من و حل شدن در دیگران» تصمیم گرفتم ازدواج نکنم: من هیچ تصور و تصویری از لذتهای تن نداشتم. من اگر تنزدوده میشدم شاید میتوانستم شهروند مدینه فاضله فارابی باشم که حتی چند مرحله پالودهتر از آرمانشهر افلاطون بود.
〽️زندگی خوابگاهی اولین مرحله هبوط از امنیت بهشت بود. سادهترین قسمتش آگاهی نسبت به بدن! از مراقبت و سلامتی تا زیبایی و تناسب و بعد تجربه تکثر. آدمها ارزشهای مرا قبول ندارند، ولی بیارزش نیستند و ما همچنان میتوانیم باهم همخانه و همخوراک و دوست باشیم و این آغاز حیرت بود و تردید که یادم است با چشمهایی گریان (و تنی رنجور از غذای خوابگاه) برای پدرم در نامهای از آن نوشتم.
〽️ اگر میخواستم هم نمیتوانستم از ارزشهای خودم فاصله بگیرم. ولی از همان زمان تا امروز این فکر هرگز دست از سرم برنداشته که چطور آنچه من آموخته بودم و اصول آن پیوند محکمی داشت با گفتمان رسمی، همه قصههای دیگر را از اعتبار انداخته و درحاشیه خاموش نگه داشته بود/ است. درعین حال، زن بودن، بدن بودن و نامعتبر بودن این امکان را فراهم کرد که اگرچه برای داشتن جایی کنار نیمکت ذخیره، ناگزیر در زمین فوتبال پسرها بازی/ تمرین کنیم، همواره با «اعتبار» و «اجبار» اصول و ارزشهای مسلمپنداشته شده درگیر باشم. من که خودم اعتبار را 'رغم' نامعتبر بودن جستجو کرده بودم؛ به بینشهای موجود در ارزشها و نگرشهای نامعتبرها و خاموشها باور داشته و دارم.
@neocritic
〽️ من هم مثل خیلی از زنان سرزمینم در یک خانواده مذهبی و اصولگرا(نه در معنای سیاسی) بزرگ شدم. بدون بدن. با این تفاوت که دسترسی وسیعی به انواع کتابها داشتم و این درکنار داشتن مادری مراقب به بیبدن بودن من دامن میزد. بدن مهم نبود. به چشم نمیآمد. در نوجوانی هم که با تمام انرژی تلاش میکرد خودش را یادآوری کند با انواع و اقسام روشهایی رسمی و غیررسمی ایجاد احساس شرم و گناه سرکوب میشد.
مجرای ارتباط من با جهان کتابها بودند و طبیعی است که هم از جهت ذهن و هم بدن، حتی جهان رمانها خیلی فرق دارند با انیمیشنهای شاهوپری و فیلم و سریالها...
〽️ کتابها و حتی رمانها ولو در تاریخ و جغرافیای متفاوت رخ میدادند طرح متفاوتی از جهان ترسیم میکردند که کمابیش همخوان بود با آموزههای مبتنی بر نفی بدن. ضمن اینکه امروز میتوانم مطمئن باشم سانسور هم در تاکید بر آن موثر بود. بدن، به ویژه بدن زن چیزی نبود که ارزش توجه داشته باشد. چیزی که اهمیت داشت نفس بود و عقل بود.
〽️این بخت را یافتم که خلاف رویه دخترانی که خانوادههای مشابه من داشتند برای تحصیل به پایتخت بیایم و زندگی خوابگاهی را تجربه کنم و چون از کتابها یاد گرفته بودم « ای برادر تو همه اندیشهای» و «مردها ارزشش را ندارند» و «ازدواج برای زنها یعنی نابودی من و حل شدن در دیگران» تصمیم گرفتم ازدواج نکنم: من هیچ تصور و تصویری از لذتهای تن نداشتم. من اگر تنزدوده میشدم شاید میتوانستم شهروند مدینه فاضله فارابی باشم که حتی چند مرحله پالودهتر از آرمانشهر افلاطون بود.
〽️زندگی خوابگاهی اولین مرحله هبوط از امنیت بهشت بود. سادهترین قسمتش آگاهی نسبت به بدن! از مراقبت و سلامتی تا زیبایی و تناسب و بعد تجربه تکثر. آدمها ارزشهای مرا قبول ندارند، ولی بیارزش نیستند و ما همچنان میتوانیم باهم همخانه و همخوراک و دوست باشیم و این آغاز حیرت بود و تردید که یادم است با چشمهایی گریان (و تنی رنجور از غذای خوابگاه) برای پدرم در نامهای از آن نوشتم.
〽️ اگر میخواستم هم نمیتوانستم از ارزشهای خودم فاصله بگیرم. ولی از همان زمان تا امروز این فکر هرگز دست از سرم برنداشته که چطور آنچه من آموخته بودم و اصول آن پیوند محکمی داشت با گفتمان رسمی، همه قصههای دیگر را از اعتبار انداخته و درحاشیه خاموش نگه داشته بود/ است. درعین حال، زن بودن، بدن بودن و نامعتبر بودن این امکان را فراهم کرد که اگرچه برای داشتن جایی کنار نیمکت ذخیره، ناگزیر در زمین فوتبال پسرها بازی/ تمرین کنیم، همواره با «اعتبار» و «اجبار» اصول و ارزشهای مسلمپنداشته شده درگیر باشم. من که خودم اعتبار را 'رغم' نامعتبر بودن جستجو کرده بودم؛ به بینشهای موجود در ارزشها و نگرشهای نامعتبرها و خاموشها باور داشته و دارم.
@neocritic
❤36👍22