Critic l مریم نصر
3.17K subscribers
383 photos
56 videos
29 files
335 links
«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است»
فرانسواز دستور

تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com
Download Telegram
⭕️ کارگروه مطالعات جنسیت و سکسوالیته انجمن انسان‌شناسی ایران
با همکاری انجمن جامعه‌شناسی ایران و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌کند:

همایش
“خشونت جنسیتی؛ چالش‌ها و ابعادِ نوظهور”

پنجشنبه ۸ آذر ۱۴۰۳
از ساعت ۸:۳۰ الی ۲۰

دبیر همایش: شیوا علینقیان
خانه اندیشمندان علوم انسانی

تهران، بلوار کریم‌خان‌زند، استاد نجات‌اللهی، نبش ورشو

حضور برای همه‌ آزاد و رایگان است

“خشونت جنسیتی به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و چندلایه‌ترین معضلات اجتماعی، تاریخی و سیاسی، در قلمروهای متنوعی رخ می‌دهد که نیازمند بررسی‌های چندبعدی و تقاطعی است.
۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، بهانه‌ای است تا نگاهی گسترده‌تر به پدیده خشونت داشته باشیم و به روابط درهم‌تنیده‌ای که خشونت جنسیتی را به اشکال متنوع سلطه و نابرابری متصل می‌کند، فکر کنیم. از منظر تقاطعی، خشونت نه تنها امری متاثر از جنسیت، بلکه محصول تلاقی نابرابری‌های نژادی، طبقاتی، جنسی، قومیتی و حتی ‌زیست‌محیطی است”


@AnthropologyOfGender
❤7👍5
🔷 فیلسوف کیست: آن که رایگان نمی‌زید!
 
🔶 از فیلسوف یا متفکر چه انتظاری داریم؟ هریک از ما را در این جهان کاری است. زندگی به هریک از ما چیزی بخشیده است. برخی از ما می‌باید خود را «خوشبخت» بشماریم که مجبور نشده‌ایم همچون بسیاری از  مردم زحمتکش و کارگران در سخت‌ترین و بدترین جاها کار کنیم و نان بخور و نمیری به دست آوریم و جز زنده ماندن به چیزی دیگر نیندیشیم. زندگی پرزحمت زندگی فیلسوفانه نیست و جامعه‌ای که نتواند بخشی از مردمان خود را از کارهای پرزحمت آسوده و آزاد کند جامعه‌ای در حال توسعه و پیشرفت و بر پا دارنده نمدنی بزرگ نیست. علم و دانش و هنر و فرهنگ محصول «فراغت» است. جامعه‌ای که در آن مردمان «فراغت» ندارند علم و فلسفه و هنر مرده است. فلسفه و فیلسوفان تاکنون همه از تمدن‌های بزرگ و آزاد برخاسته‌اند و هیچ جامعه کوچکی که بی‌بهره از آزادی و رفاه و فراغت بوده باشد نتوانسته است گامی در این راه بردارد.

اما فیلسوف بیکار و بی‌تلاش و بدون عرق‌ریزی نیست. رنج و زحمت و تلاش و عرق‌ریزی و جان کندن فیلسوف از گونه‌ای دیگر است. زایمان‌های دردناک‌ فیلسوف را قابله‌ای نیست، مگر خودش. فشارهای خردکننده ذهن او را همچون چین و چروک دست‌ها یا صورت‌ها نشانی آشکار نیست.

فیلسوف گاه بی‌چیز است و گاه ثروتمند. گاه سقراط است و گاه افلاطون. برخی از  مردم شاید بی هیچ کار و زحمتی بیش‌ترین درآمد و بیش‌ترین لذت و راحتی را در این جهان به دست آورده باشند، چون از قضا در موقعیت یا شغلی یا جایگاهی قرار گرفته‌اند که همهٔ اینها به‌آسانی به سوی آنها سرازیر می‌شوند. زندگی به همه یکسان نمی‌بخشد. اما به هر حال همه ما زندگانیم و از زندگی برخوردار.  پس می‌باید از خود بپرسیم از این زندگی که به رایگان نصیب ما شده است چه چیزی به آن دیگرانی که با رنج روزانهٔ خویش نان و آب و غذای ما را فراهم کرده‌اند بخشیده‌ایم؟ چگونه می‌توانیم این زندگی را سپاس بگزاریم و داد آن بدهیم؟ این پرسشی است که هر نویسنده یا شاعر یا هنرمند یا دانشمند یا متفکری می‌باید از خود بکند، هرچند گاهی نویسندگان و هنرمندان و فیلسوفان ممکن است فقیرتر از هر فقیری باشند. با این همه، رایگان زیستن شیوه فیلسوفان و آزادگان نیست، فیلسوفی که ممکن است جانش را بدهد تا حقیقتی را بیان و‌ دروغی را آشکار کند، چرا باید غم نان را به غم جان ترجیح دهد؟ رایگان زیستن شیوهٔ آزادگان و آزاده زیستن نیست. فیلسوف کسی است که بهای زندگی و آزاد زیستن خود را تمام و کمال و با تمامی وجود خود می‌پردازد، مرگ‌ ناچیزتر از آن است که راهبندی برای او باشد. زایمان‌های او‌ دردناک و کشنده است. او یابنده و آفریننده چیزهایی است که همه آدمیان در پدید آوردن آنها با او شریک‌اند. تنها ملت‌های بزرگ‌اند که در اوج کمال خویش فیلسوف می‌آفرینند. از همین روست که فیلسوفان و ملت‌های صاحب فلسفه و فیلسوف چنین اندک‌اند!

نیچه در زیر این اندیشه را که زندگی رایگان ویژه چه کسانی است به‌خوبی بازنموده است:     
  
آنان که از نژاد روان‌های نژاده‌اند هیچ‌چیز را رایگان نمی‌خواهند، از همه بیش زندگی را.
 
اما آن که از شمار غوغاست رایگان می‌خواهد زیست. لیک ما که از آنان نیستیم، در برابر این که زندگی خود را به ما بخشیده است، همواره در اندیشه‌ی آنیم که از همه بهتر کدام چیز است که در برابر به او توانیم داد!
 
 و به‌راستی چه بزرگوارانه سخنی‌ست این که گفته‌اند: «ما همان پیمانی را که زندگی با ما بسته است، همان پیمان را با زندگی نگاه می‌داریم!»
 
آنجا که لذت نمی‌توان داد لذت نمی‌باید طلبید؛ و لذت را نمی‌باید طلبید!
 
زیرا لذت و بیگناهی شرمگین‌ترین چیزهایند و نمی‌خواهند کسی در طلب‌شان باشد. آنان را باید داشت. اما گناه و درد را همان به که بطلبند!

 
(چنین گفت زرتشت، ترجمهٔ داریوش آشوری، بخش سوم، درباره‌ی لوح‌های نو و کهن، بند ۵.)

 
شنبه، ۳ آذر، ۱۴۰۳

@fallosafahmshk
 
👍8❤3
وصایای من:

✅ نوشتن بیاموزید و بنویسید.

✅ ‏نوشتن بیاموزید و بنویسید.

✅ ‏نوشتن بیاموزید و بنویسید.

✅ ‏زیاد و متنوع بخوانید.

✅ ‏رقص یاد بگیرید.

✅ ‏مراقب سلامتی‌ روح و جسم‌تان باشید.

✅ ‏شغل و تخصصی داشته باشید و به‌روز و فعال نگهش دارید.

✅ مطالباتتان را از خودتان بالا و از جهان پایین نگاه دارید.

✅ بر اساس قضاوت مردم زندگی نکنید.

✅ ‏مردها آنقدرها که در جوانی فکر می‌کنید مهم نیستند (قبل از اینکه هورمونها بهتون بگن خودتون متوجه باشید)

✅ ‏تفکر نقاد را در خودتان تقویت کنید.

✅ ‏طبیعت و هنر ریسمان نجات هستند.

‏✅ خانواده خوب و آرام نعمت است، اگر نداشتید برای نسل بعد از خودتان بسازید.

✅ ‏در این دنیا دنبال خودتان بگردید.


🔗پیوند توئیت برای خواندن وصایای زنان به یکدیگر:

https://x.com/leny2024/status/1861036454668881953?s=46


@neocritic
❤30👍13
Critic l مریم نصر
وصایای من: ✅ نوشتن بیاموزید و بنویسید. ✅ ‏نوشتن بیاموزید و بنویسید. ✅ ‏نوشتن بیاموزید و بنویسید. ✅ ‏زیاد و متنوع بخوانید. ✅ ‏رقص یاد بگیرید. ✅ ‏مراقب سلامتی‌ روح و جسم‌تان باشید. ✅ ‏شغل و تخصصی داشته باشید و به‌روز و فعال نگهش دارید. ✅ مطالباتتان را…
📚
زندگی‌نگاری چه سودی دارد؟

نوشتن قواعدی دارد؛ قواعدی درباره چشم‌انداز، درباره سایه‌روشن. درست مثل نقاشی یا موسیقی. اگر این قواعد را مادرزاد می‌شناسید که هیچ. وگرنه، یادشان بگیرید. بعد به سلیقه خودتان تعدیلشان کنید.

ترومن کاپوتی


مهم نیست دست روزگار جسم‌تان را کجا پاگیرکند؛ نوشتن جانتان را می‌رَهاند:

✅ نوشتن غنا می‌بخشد.

✅ نوشتن گذشته را به شما برمی‌گرداند.

✅ نوشتن روابط‌تان را تغییر می‌دهد.

✅ نوشتن حدومرزی برای درد تعریف می‌کند.

✅ نوشتن شعف‌انگیز است.

✅ نوشتن کمک‌تان می‌کند تا بفهمید در ذهن‌تان چه می‌گذرد.

✅ نوشتن نگاهتان را تغییر می‌دهد.

✅ نوشتن به زندگی‌تان معنا می‌دهد.

✅ با نوشتن می‌توانید دیگران را در زندگی‌تان شریک کنید.

قصه‌تان را بنویسید. قصه‌تان را هرچه هست، بنویسید.
 

📚: رها و ناهوشیار می‌نویسم؛ هنر جستارنویسی، ادر لارا، ترجمه الهام شوشتری‌زاده ، نشر اطراف، چاپ ششم،١۴٠٢.

#لقمه_کتاب
@neocritic
❤18👍13
.

✍🏻آیت‌الله علیرضا اعرافی؛ مدیر حوزه‌های علمیه، ششم  آذرماه در مراسم اختتامیه چهارمین همایش ملی کتاب ‌سال بانوان [حوزوی] گفته‌اند که
«باید تا بیست سال آینده حداقل صد متفکر، فیلسوف، متکلم، فقیه و مفسر از میان بانوان داشته باشیم».

✅«فیلسوف چه کسی است؟». نظرات متفاوتی وجود دارد. سوال و جواب درباره این موضوع همچنان یکی از سوژه‌های محبوب پادکست‌سازان در حوزه فلسفه است. اما عموماً توافق دارند که فلسفه را با جزم کاری نیست. نقل مشهوریست که ارسطو گفته افلاطون را دوست دارم، ولی حقیقت را بیشتر از افلاطون:
 
«شايد بهتر آن است كه مفهوم خير كلى را بررسى كنيم و بپرسيم مراد از آن چيست، هرچند اين پژوهش بدين سبب كه دوستان ما سخن از «ايده‌ها» بميان آورده‌اند سخت دشوار شده است. با اين‌همه شايد بهتر آن باشد، و در حقيقت وظيفۀ ماست، كه براى دستيابى به حقيقت بر عواطف خود چيره گرديم، خاصه از اين جهت كه ما فيلسوف يا دوستدار دانشيم، و با اينكه دوستان و حقيقت هر دو براى ما گرامى‌اند حقيقت را بر دوستان برترى نهيم» (ارسطو، اخلاق نیکوماخوس)
 
✅اول صبح دیدن خبری که برنامه‌ای برای تربیت «حداقل صد متفکر، فیلسوف، متکلم، فقیه و مفسر درمیان بانوان» را طلب می‌کرد، و همه این عناوین را درکنار هم آورده بود، محتوای کلاس دکتر رشیدیان در موضوع «فلسفه و ادبیات» را بیادم آورد. زنده‌ترین تعریف فلسفه در ذهنم، که با ظرافت به تنش موجود در تفلسف و تفاوت ماهوی آن با معرفت کسانیکه «حقیقت» را درمشت دارند، بیان می‌کند.

📚تعریف فلسفه به بیان ژیل دلوز و تاکید او بر تفاوت میان فیلسوف و حکیم/ فرزانه:
 
(به‌آهستگی بخوانید)
 
«زمان طرح پرسش از چیستی فلسفه برای ما فرارسیده است...فلسفه هنر صورت‌بخشی، اختراع و ساخت مفاهیم است. ولی صرف اینکه پاسخ بر پرسش متمرکز شود کفایت نمی‌کند، بلکه پاسخ باید به تعیین موقع پرسش، موقعیت و اوضاع و احوال آن، چشم‌اندازها و شخصیت‌های آن و شرایط و نادانسته‌های آن نیز بپردازد. باید بتوان پرسش را همچون اعتقاد یا اعتمادی «بین دوستان» یا همچون تحدی‌ای در برابر دشمنان مطرح ساخت و درعین حال به آن گرگ و میشی رسید که در آن حتی دوستان هم از هم سلب اعتماد می‌کنند
...
خاستگاه یونانی فیلوسوفی گواهی می‌دهد: سایر تمدن‌ها حکیم‌هایی داشتند، ولی قوم یونانی «دوستان» را معرفی می‌کند که صرفاً حکیمانی فروتن‌تر نسبت به سایرین نبوده‌اند. چه بسا همین قوم یونانی بود که مرگ حکیمان را تایید و فیلسوفان را در مقام دوستداران حکمت یا کسانیکه در جستجوی حکمت‌اند، ولی ظاهرا از آن برخوردار نیستند، جانشین آنها کرد: ولی تفاوت میان فیلسوف و حکیم صرفا در تفاوت در درجه؛ آنگونه که به اندازه درآید نبود: حکیمِ کهنِ برخاسته از خاور شاید به واسطه نگاره [تصویر] می‌اندیشد، درحالیکه فیلسوف مفهوم را ابداع می‌کند و بر طبق آن می‌اندیشد. حکمت تغییر بسیاری به خود دیده است. به همین قیاس فهم دلالت «دوست» حتی به ویژه نزد یونان بسی دشوار تر است...
اگر دوست شخصیتی مفهومی یا شرطی برای اعمال تفکر باشد، چه معنایی می‌توان از آن برداشت کرد؟ آیا دوست در درون تفکر دوباره نسبتی حیاتی را با دیگری‌ای که فرض می‌شده طور کامل از تفکر حذف شده است برقرار نمی‌کند؟ و باز آیا چنین نیست که موضوع بحث ما کسی جز دوست یا دوستدار است؟ چراکه اگر فیلسوف دوست یا دوستدار حکمت است، آیا علتی جز این دارد که خود دعوی حکمت را در سر می‌پروراند_ هرچند بیشتر در حالت تلاش بالقوه برای رسیدن به آن تا تصرفی بالفعل؟ پس آیا دوست همچنین همان مدعی است و آنچه وی خود را دوست آن می‌خواند، همان چیزی است که ادعایش را دارد، و نه شخص ثالثی که، برعکس رقیب وی می‌شود؟ دوستی همانقدر بی‌اعتمادیِ غیرت‌ورزانه را در قبال رقیب به همراه دارد که کشش عشق درقبال موضوع میل. اگر به جوهر بنیادین دوستی توجه کنیم، خواهیم دید که دو دوست همچون مدعی و رقیب‌اند (ولی چه کسی می‌تواند این دو را از هم تمیز دهد؟) از همین جنبه اول است که فلسفه چیزی یونانی به نظر می‌رسد که مقارن است با رابطه همبخشی شهرها: تشکیل جوامعی از دوستان یا همسانان، و همچنین ارتقای نسبتهای رقابتی بین و درون آن جوامع، از مشاجره بین مدعیان در تمامی حوزه ها، در عشق، در بازی‌ها، محکمه‌ها، مناصب قضایی و سیاست بگیرید تا درون تفکر که شرط امکان خود را نه صرفا در دوست، بلکه در مدعی و رقیب هم می‌یابد.»


📚ژیل دلوز و فلیکس گتاری، فلسفه چیست؟، ترجمه محمدرضا آخوندزاده، نشر نی، 1393.

✅سخنان آیت الله اعرافی را اینجا ببینید:

https://t.me/namehayehawzavi/5170


#لقمه_کتاب
@neocritic
👍13❤5
Audio
🔻 آکادمیِ فلسفه‌ی مارزوک تقدیم می‌کند...

🔹 درسگفتار :فلسفه وخود آئینی زنان

🔸 با حضور: زهرا قزلباش
    دکترای فلسفه غرب

🕒 زمان:چهارشنبه ۷ آذر ماه۱۴۰۳

ساعت ۲۲ بوقت تهران
کانالِ آکادمی

@marzockacademy
اینستاگرام
http://www.instagram.com/marzockacademy

🔗از کانال فرزان آگاهی :

https://t.me/farzan_agahi/6056
❤2👍1
Forwarded from زنان و اندیشه
.
«زنان و اندیشه» برگزار می‌کند:

❇️  تولید فضا، سیاست زنانه

مفهوم تولید فضا، به‌منزلۀ فرایندی دیالکتیکی و تاریخی در اندیشۀ آنری لوفور، شرحی است از وضعیتی که در آن قدرت‌های مسلط با مقاومت‌های خلاقانه روبه‌رو می‌شوند. مسئلۀ لوفور احیای سوژه‌های ‏کنش‌گر و بازیگرانی فعال برای ایجاد اختلال در ساختار و معناهای فضاهای تثبیت‌شده است.  ‎

در این نشست، با هدف بررسی تعامل میان جنسیت، قدرت، و فضا به‌دنبال آنیم تا نقش زنان در ‏بازتعریف فضاهای اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی را توضیح دهیم، نشان دهیم که چگونه سیاست راستین زنانه، به‌ویژه ‏در جوامع تحت‌سلطۀ گفتمان‌های مردسالارانه و اقتدارگرایانه، به نیرویی حیاتی در بازسازی نظم ‏فضا تبدیل می‌شود. از خیابان‌ها تا فضای مجازی و حتی حریم‌های خصوصی، زنان، با بهره‌گیری از ‏بدن، هنر، و کنش اجتماعی، فضای رسمی را به‌چالش می‌کشند و آن را به عرصه‌ای برای مقاومت، ‏بازنمایی، و بازتعریف هویت جمعی تبدیل می‌کنند.‌‎ ‎

هدف۟ توسعۀ دیدگاهی انتقادی و بین‌رشته‌ای است که بتواند تولید فضا را نه‌صرفاً در سطحی فیزیکی، ‏بلکه در ابعاد نمادین، اجتماعی، و سیاسی تحلیل کند.  ‏

سخنران: مریم وحدتی
دبیر نشست: منصوره خلیلی‌زند

🔹 زمان: یک‌شنبه، ۱۱ آذر ۱۴۰۳ (۱ دسامبر)، ساعت ۱۸-۲۰ (به‌وقت تهران)

🔹 برگزاری به‌صورت آنلاین و در پلت‌فرم زوم (zoom)، با مراجعه به لینک زیر:

https://uni-freiburg.zoom-x.de/j/67771702252?pwd=cSgDFYigYIrcUVG1zjY5Tym45NRAW7.1

Meeting-ID: 677 7170 2252
Kenncode: TycyjtDh6



🔸دوستانی که تمایل دارند اطلاعیۀ برگزاری نشست‌ها برایشان ارسال شود لطفاً ایمیلی برای ما ارسال کنند، به‌ این آدرس:
zanaan.andishe@gmail.com

مشتاق حضورتان هستیم.

                                           «زنان و اندیشه»
❤5👍1
📚

«قدما نمّام را تشبیه کرده‌اند به کسی که به ناخن
ْ بنیاد دیوارهای استوار می‌خراشد و سرانگشت را جای می‌طلبد تا چون به تفحص و تفتیش بی‌حد رخنه‌ای یابد، به کلنگ آن را بزرگتر کند و قواعد آن دیوار خراب گرداند تا موجب انهدام بنا شود»

اخلاق ناصری


@neocritic
👍10
✍🏻
چنانکه با زخم خون‌دار بدن خودش...

 ✅ قانون «حمايت از خانواده از طريق ترويج فرهنگ عفاف و حجاب» را خوانده‌اید؟ برای ما که در خانواده مذهبی و بعد از انقلاب به دنیا آمده‌ایم ناآشنا و غریب نیست که آن دیگران بی‌حق‌اند، ولی همچنان عجیب و غیرقابل هضم است. حالا با این قانون دشوار بشود زن بود و  بدتر کنشگر مسائل زنان بود و درمورد مسائل زنان کار و پژوهش کرد و مجرم نبود. به ویژه با مهارتی که در پرونده‌سازی، در چندسال گذشته شاهد آن بودیم و چشمه‌های جوشانی از خلاقیت در آن را، خاصه در مراکز علمی و دانشگاهی دیدیم و چشیدیم.

✅ اینکه چنین قانونِ دیگری‌ساز و دیگری‌ستیز و  تنش‌آفرینی  همدلی بخش‌هایی از مردم، که نمی‌دانیم چند درصد هستند، را بر می‌انگیزد بیشتر متوجه جنبه‌های ارشادی آن است. ادعا می‌شود این قوانین قرار است برخوردهای «سخت ارشادی» را از دستگیری و گشت خیابانی به برخوردهای «نرم» تبدیل کند. دیگر قرار نیست شاهد فیلم تحقیر و کتک خوردن زنان و دخترانی که مثل ما فکر نمی‌کنند در خیابان باشیم. آنها قرار است در هر لحظه از زندگی تاوان بدهند: برای حضورشان در شبکه‌های اجتماعی، در حین تحصیل در مدرسه و دانشگاه، در هر شغل دولتی و غیر دولتی که به آن مشغول می‌شوند و در حضور هر روزه‌شان در بانک و فروشگاه و تاکسی... تا امروز غیر از این بوده؟
نه واقعا، ولی این میزان جرم‌انگاری و مجازات هم برایش تدارک دیده نشده بود. زنان بی‌حق شده، در حاشیه‌ها راه تنفس خودشان را می‌جستند. حالا باید برای همان تنفس هم جریمه بدهند به اسم «حمایت از خانواده».
 
✅حمایت از خانواده؟ از لایحه منع خشونت علیه زنان چه خبر؟

✅به حدی از خواندن مفاد قانون ناراحتم که توان نوشتن متنی منسجم در نقد بند بند این رویکرد قهری به زن، زندگی و آزادی او را در مقام باشنده‌ای خودمختار ندارم، اما برای دوستانی که حقیقتاً از سر «غیرت دینی» و نه منافع سیاسی، درمقابل چنین قوانین بی‌رحمانه‌ای  سکوت می‌کنند؛ بخشی از تدبیر منزل منسوب به ابن‌سینا درباره طریق ارشاد و راه نصیحت:

📚

«طریق ارشاد و راه نصیحت اگرچه از طرف شخص خردمند باشد، آن است که دیوانه‌وار و بدون مراعات و ملاحظه راه و روش، شروع به نصیحت و ارشاد نکنی، بلکه سزاوار این است که با آن شخص که خردمند است، از راه مشورت بیایی.

با او چنان با رفق و ملایمت مشی کرده و سخن بگویی که آدم با زخم خون‌دار بدن خودش با رفق و ملایمت رفتار می‌کند و با نرمی و آرامی خون آن را می‌شوید.»

📚تدبیر منزل، این سینا، ترجمه محمد نجفی زنجانی.


@neocritic
👍20❤4
Forwarded from احمد قابل
☄حجاب و مسئله‌ی موی سر☄


🌱در سال 84 #احمد_قابل طی مقاله‌ای، پوشش سر و گردن را مستحب شرعی اعلام می‌کند. (1)

🌱در سال 85 #مصطفی_حسینی_طباطبائی در دو مقاله سعی می‌کند مدعیات قابل را رد کند. (2) و (3)

🌱در سال ۹۰ نسخه الکترونیکی کتابی از #امیرحسین_ترکاشوند با عنوان «حجاب شرعی در عصر پیامبر» منتشر می‌شود که در آن نویسنده قصد دارد نشان دهد در اسلام پوشاندن موی سر و گردن و نیمه‌ی پایین دست و پا واجب نیست. (4)

🌱در سال 91 #سروش_دباغ (با الهام گرفتن از آثار قابل و ترکاشوند) طی دو مقاله سعی دارد نشان دهد پوشاندن گردن و موی سر برای همۀ زنان مسلمان ضروری نیست و بی‌حجابی با بی‌عفتی متفاوت است (5) و (6)

🌱تا سال 92 #محسن_کدیور نیز در سایت خود مجموعه مقالاتی را تحت عنوان "تأملی در مسئله‌ی حجاب" منتشر می‌کند و سعی می‌کند نشان دهد لزومِ پوشاندن ساق پا، ساعد دست، گردن، صورت و مو فاقد دلیل قرآنی است. (7)

🌱در همان سال #حسین_سوزنچی در سه مقاله‌ی مجزا سعی می‌کند ادعاهای ترکاشوند، کدیور و دباغ را رد کند. (8) و (9) و (10)

🌱در اردیبهشت سال 95 میزگردی در دانشگاه تهران با حضور ترکاشوند و سه منتقد با عنوان "حجاب در بستر تاریخ و فرهنگ عصر نزول" برگزار می‌شود. (11)

✨ (1) → http://goo.gl/5ck4qt
✨ (2) → http://goo.gl/oLtIBV
✨ (3) → http://goo.gl/xGCngL
✨ (4) → http://goo.gl/KrY6XI
✨ (5) → http://goo.gl/Ur9KBi
✨ (6) → http://goo.gl/RCIss4
✨ (7) → http://goo.gl/jKBsDP
✨ (8) → http://goo.gl/dI1Ht3
✨ (9) → http://goo.gl/PWxX3O
✨ (10) → http://goo.gl/ydqmvb
✨ (11) → http://goo.gl/JIpei3

احمد قابل( رحمه الله علیه)
🆔 @ahmadeghabel
👍16❤3
Forwarded from علی‌اصغر سیدآبادی (Ali Seidabadi)
دعوت به تنش به نام قانون

متن آن‌چه به نام قانون حجاب و عفاف معروف است، چنان عجیب است که آدم خیال می‌کند، اتاق فکری نشسته است و همه‌ی امکان‌های تنش در جامعه را شناسایی کرده و برنامه‌ای برای دعوت به تنش نوشته شده است.

در این متن گویی آگاهانه روی تمام گسل‌های اجتماعی ایران سرمایه‌گذاری شده است.

این متن برخورد با دختران کودک و نوجوان را که طبق نظرسنجی‌ها حمایت پدر و مادر حتی محجبه‌ی خود را دارند، مجاز می‌کند و گسل نسلی را فعال‌تر می‌کند.

این متن با فراهم کردن زمینه‌ی دخالت اقلیت کم‌شمار- بر اساس نظرسنجی‌ها- در زندگی بخشی از مردم نوعی دعوت مردم به رودررویی است و گسل مذهبی را فعال می‌کند.

این متن با واداشتن تپسی و اسنپ و دیگر نهادهای خصوصی نوآورانه این پیام را به نسل جوان و نوآوری می‌دهد که اینجا جای ماندن شما نیست.

این متن به رغم همه‌ی هزینه‌های تنش‌زایی که برای کشور و منافع ملی می‌تراشد، به دلیل عدم پشتیبانی مردم - حتی اکثریت مذهبی - بی‌نتیجه است.

ما اگر از دوره‌ی قاجار که نظام قانون‌گذاری رسمی راه افتاده است، بررسی کنیم، قانون‌های بسیاری می‌بینیم که بدون اینکه رسما باطل یا با قانون دیگری منسوخ شوند، در عمل و توسط مردم منسوخ شده‌اند.

اگر مردم این قانون‌ها را منسوخ نمی‌کردند، الان دسترسی به رادیو و دستگاه فتوکپی و تلویزیون و ماهواره و …. بدون مجوز ممنوع بود.
👍20❤2
Forwarded from دغدغه ایران
ایران را از درون می‌پوسانید

محمد فاضلی

اصرار بر اجرای قانون #حجاب_و_عفاف، آگاهانه یا ناآگاهانه، اقدامی برای فرسودن و پوسانیدن ایران است. توضیح می‌دهم که چرا اجرای این قانون ایران را از درون فرسوده می‌کند. 

یک. محتوای این قانون، مردم ایران را رو در روی هم قرار می‌دهد. از راننده اسنپ تا صاحب مغازه و کسب‌وکار، مکلف شده‌اند با انتخاب‌کنندگان پوشش اختیاری درگیر شوند، فیلم و عکس آن‌ها را در اختیار فراجا قرار دهند، یا تن به جریمه شدن بدهند. 

شهروندان در چارچوب این قانون رو در روی هم می‌ایستند و برای نان‌شان مجبور به آدم‌فروشی می‌شوند.

تعجب نکنید! آدم‌فروشی واژه‌ای است که به سرعت با اجرای این طرح رایج می‌شود و آدم‌ها را درگیر عذاب وجدان می‌کند و از این‌که برای نان‌شان پنجه به صورت هم‌وطن خود می‌کشند، از درون حس بی‌اخلاقی خواهند کرد. 

دو. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، ظرفیت زندگی مسالمت‌آمیز شهروندانش در کنار یکدیگر است. مسائل را می‌توان با زندگی مسالمت‌آمیز  حل کرد، همکاری را توسعه داد و در کنار هم برای زندگی بهتر تلاش کرد. این قانون مردم را رو در روی هم، و همگان را رو در روی نظام سیاسی قرار می‌دهد. 

این قانون به جای محبت، مولد نفرت است. نفرت همه آن چیزی است که برای به تخریب ظرفیت زندگی مسالمت‌آمیز نیاز است. 

سه. میلیون‌ها انسان برگزیده‌اند که گونه دیگری زندگی کنند. شمشیر قانون و چماق جریمه را بالای سر این میلیون‌ها انسان – عمدتاً از نسل جوان و آینده‌سازان این کشور – چرخاندن و لاف قدرت زدن، جز ناامید کردن، متنفر ساختن و پیام نشنیدن صدای جوانان دادن هیچ معنایی ندارد. این کار به معنای تشویق ایشان به مهاجرت است. نه فقط مهاجرت، بلکه فرار توأم با تنفر است. 

چهار. آن‌ همه جریمه که در قانون برای کسب‌وکارها در نظر گرفته شده تا آن‌ها را به همکاری در آدم‌فروشی وادار کند، دادن پیام بی‌ثباتی و ضدیت با توسعه کسب‌وکارهاست. سیاست‌گذار آشکارا به کسب‌وکارها پیام بی‌ثباتی و درافتادن با توسعه اقتصادی می‌دهد. 

پنج. وقتی جامعه‌ای با انواع مشکلات از خاورمیانه درگیر خون و آتش و تهدید، تا رکود و تورم، تا بحران ارزی، بانکی، محیط‌زیستی، ناترازی انرژی، خاموشی، مهاجرت و ... درگیر است؛ و سیاست‌گذار کلاً و فقط به ذهنش رسیده بر اجرای قانونی برای درگیر کردن مردم با یکدیگر متمرکز شود، پیام خیلی روشنش به نسل جوان، به مردم و به هر ایرانی این است که این سیاست‌گذار اصلاً و ابداً نگران وضعیت ایران نیست؛ دنبال منافع خودش است و شاید تشدید این وضعیت و زوال بیشتر را می‌طلبد. 

شش. اجرای این قانون، سرمایه اجتماعی دولت را می‌سوزاند و اندک امیدها برای شکل دادن به عزمی ملی برای همراهی در انجام اصلاحات ضروری اقتصادی را نابود می‌کند. 

نتیجه
ایرانی که آدم‌هایش رو در روی هم قرار بگیرند، کسب‌وکارهایش احساس بی‌ثباتی و ناامنی کنند، جوانانش با تنفر به دنبال مهاجرت باشند، و دولتش در فقدان اعتماد و سرمایه اجتماعی قادر به اجرای اصلاحات اساسی نباشد؛ ایرانی که در آن ظرفیت زندگی مسالمت‌آمیز کاهش یابد؛ از درون می‌پوسد. 

آن‌ها که این گونه ایده‌ها را مطرح و پیگیری می‌کنند، عاقبت ممنوعیت ویدئو، ماهواره، اینترنت و ... را دیده‌اند. می‌دانند چنین قوانینی اجرا نمی‌شوند. لذا با صراحت باید گفت این کار، هر چه هست، نادانی و از سر نادانی نیست.

@fazeli_mohammad
👍20👌1
🔴ضد قانون؛ قانون چیست؟

🔺 اعتماد ۱۲ آذر ۱۴۰۳

✍️عباس عبدی

▪️اصرار تندروها برای اجرا و ابلاغ این مصوبه و در این شرایط عمومی، بیش از اینکه بازتابی از تعهدات اخلاقی و اسلامی باشد، نشان‌دهنده ماجرای سیاسی مهمی در پشت آن است

▪️اگر قانون بر مبنای عدالت تنظیم و تصویب نشود، قانون نیست، بلکه ظلمی است که به نام قانون انجام می‌شود

▪️قانونی که اجرای آن جز با خبرچینی مردم و حتی به کارگیری اتباع خارجی علیه مردم خود ممکن نشود، به معنای واقعی ضد قانون است

▪️شاید قانون‌گذاران با کوچک‌ترین رفتاری و گفتاری تحریک شهوانی شوند، به مردم چه ربطی دارد؟

▪️مسأله تصویب‌کنندگان دیگر حجاب شرعی نیست فقط یک شال روی سر است. پس اگر نیست، باید پوشش عرفی را ملاک قرار دهید

▪️تصویب‌کنندگان با هیچ یک از مبانی قانون‌نویسی آشنایی ندارند. کار را بجایی رسانده‌اند که دوربین‌های نهادهای امنیتی را هم به خدمت کنترل و مهار پوشش زنان در آورده‌اند!!

▪️این مصوبه به گونه‌ای است که میلیون‌ها زن و حتی مرد را مصداق رفتار مجرمانه خواهد دانست و باید روزانه هزاران پرونده جدید در این باره باز کرد.

▪️اشتباه مصوب‌کنندگان این است که اصلاً توجهی به نتایج مطالعات و نظرسنجی‌ها ندارند

▪️وجه اعتقادی حجاب ده برابر مهمتر از وجه رفتاری آن است و این قانون نه تنها موفق به تغییر رفتار نمی‌شود بلکه وجه اعتقادی حجاب را تضعیف کرده و نفرت انگیز خواهد نمود.

▪️ضعف اصلی و مهم این مصوبه فلسفه آن است. این قانون نه از فلسفه شرع تبعیت می‌کند و نه از فلسفه حقوق طبیعی، و نه از فلسفه اجتماعی حقوق، شکلی سطحی شده و غیر عقلایی از فلسفه پوزیتیویستی است که قانون را اراده حاکم می‌داند

▪️این مصوبه مبتنی بر فلسفه زور و نهی و مجازات است

▪️بر اساس قاعده فقهی «حرمت تنفیر» انجام هر عملی که مستوجب بیزاری و نفرت مردم از دین شود حرام است

▪️برای یک دستمال قدرت می‌خواهند قیصریه ایران را به آتش بکشند.

▪️مشکل مهم این مصوبه، در فهم نادرست از کارکرد آموزش است. گمان می‌کنند که مردم به این علت حجاب ندارند که نمی‌دانند این امر چقدر زیان‌بار است

▪️قانونی که مورد قبول مردم نباشد، کلیت حکومت و اقتدار آن را با چالش مواجه می‌کند.

▪️قانون برای رشد و حفظ حیات اجتماعی است و نه قدرت مسلط. قانونی که علیه مردم باشد، عادلانه نیست

▪️قانونی که مواد آن کشدار و غیر متعین باشد، بیش از هر چیز برای تحقیر و تخریب مردم یا اجرا نکردن است

▪️از قضات نظرخواهی کنید تا ببینید قضاتی که باید حکم دهند چه تعداد موافق آن هستند.

https://telegra.ph/ضد-قانون-قانون-چیست-12-01
👍7👌1
Forwarded from جماران
🔴 نامه آیت‌الله محقق داماد به مراجع تقلید در مورد قانون حجاب: قوۀ مجریه آن را غیرقابل اجرا و برخلاف مصالح عامه می‌داند

🔴 تصویب این قانون، خلاف منویات و تذکرات مرجعیت است

🔴 مواد زیادی از این قانون نتیجه عکس خواهد داد

🔴 از شما استدعا دارم‌ برای حل این معضل اجتماعی عنایت ویژه فرموده تا مساله حل و فصل گردد


✍️آیت الله محقق داماد در نامه به مراجع تقلید نوشت:

🔸 حسب اطلاع، قوۀ مجریه آمادگی اجرای قانون حجاب را ندارد و آن را غیرقابل اجرا و بر خلاف مصالح عامه می‌داند.

🔸مکرراً از سوی مقامات عالی ‌کشور در ملاقات با مسئولان کشوری تذکر داده شده که موضوع حجاب باید‌ از ‌طریق فرهنگی پیگیری شود، نه با چوب و فلک؛ ولی تصویب این قانون، خلاف منویات و تذکرات مرجعیت است.

🔸از شما بزرگواران استدعا دارم‌ در راستای رسالت فرهنگی نهاد مرجعیت برای حل این معضل اجتماعی که عدم توجه به آن ممکن است موجب خسارت به دین و آیین و نظام و کشور عزیزمان شود عنایت ویژه فرموده تا مساله از طرق پیش بینی شده در‌‌ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به نحو شایسته حل و فصل گردد./ جماران

https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1651564

🕌 @jamarannews
👍23❤1
در بی‌ربطی‌های قانون حجاب مجلس با شرع
سید حمید موسویان

🔹از زمانی که قانون مصوب مجلس در مورد حجاب و عفاف منتشر شده است افراد مختلف با رویکردهای متفاوت به نقد و بررسی آن پرداخته‌اند. طراحان و موافقان قانون جدید مدعی دفاع از شرع و احکام اسلامی هستند. من در این نوشته سعی می‌کنم ربط این قانون با شرع را بررسی کنم.

1) نمایندگان تصویب کننده قانون تصور کرده‌اند حجاب یک قانون برای همه زنان در کشور اسلامی است.
به حکم آیه قرآن، حجاب فقط به زنان مسلمان بالغ، آن هم تا قبل از سن یائسگی اختصاص دارد. دختران تا قبل از سن بلوغ و زنان پس از یائسگی از حکم پوشش معاف هستند.

قانون حاضر بدون توجه به اختلاف فقها در سن بلوغ، همه دختران دارای سن 9 سال را مشمول الزام به حجاب دانسته است. این در حالی است که بسیاری از این دختران به واسطه فتوای مرجع تقلید خود حکم شرعی خاصی برای پوشش ندارند. (جمعی از فقها سن بلوغ دختران را 13 سال تمام می‌دانند.)
در مورد زنان یائسه نیز فقها لزوم پوشش را منتفی دانسته‌اند. این بیان فقها برگرفته از آیه 60 سوره نور است.
زنان غیر مسلمان نیز بر اساس آیه قرآن و تصریح روایات و فتوای فقها از شمول دستور پوشش شرعی خارج هستند.

💫پرسش این است که دخترانی که بر اساس فتوای مرجع تقلید خود به بلوغ نرسیده‌اند، زنان یائسه و زنان غیر مسلمان بر چه اساسی موظف به رعایت حکم پوشش شرعی دانسته شده‌اند؟

2) مبنای شکل‌گیری این قانون آن است که در مورد پوشش شرعی، فراتر از امر به معروف و نهی از منکر زبانی وظیفه دیگری نیز از جانب شرع وجود دارد. به همین دلیل باید کسانی که به تذکرها ترتیب اثر نمی‌دهند را با اجبار به انجام حکم شرع مقید کرد.
این در حالی است که در روایت نقل شده از امام صادق (ع) در کتاب کافی نسبت به این گونه زنان، وظیفه شرعی دیگری مطرح نشده است. (... لأنهم إذا نهوا لا ينتهونَ)

آیا نمایندگان مجلس حساسیت دینی بالاتری از امام معصوم دارند که اجبار و الزام به حجاب و استفاده از قوه قهریه در این زمینه را نیز لازم می‌دانند؟


3) فرض دیگر طرفداران قانون حجاب مصوب مجلس آن است که حجاب برای دور نگه داشتن مردان از گناه و فساد است. به باور آنها اگر زنان، پوشش را رعایت کنند مردان در دام شیطان نمی‌افتند. دلیل سخت‌گیری و حساسیت بالای آنها نسبت به حجاب نیز برآمده از همین برداشت است.
به همین دلیل نیز حکم پوشش را بر خلاف دستور شرع به همه زنان (حتی آنانی که در شرع موظف به حجاب نیستند) سرایت داده‌اند.
اما بر فرض قبول همین مبنا نیز این قانون دارای اشکال است.
اگر واقعا دستور پوشش در شرع به دلیل دور شدن مردان از گناه بود چرا زنان غیر مسلمان، زنان یائسه، و کنیزان از این حکم شرعی استثنا شدند؟ آیا تعداد آنها در جامعه مسلمان کم است یا اینکه مردان مسلمان نسبت به آنها تمایل پیدا نمی‌کنند؟
به علاوه اگر دستور به پوشش برای مصونیت مردان از گناه بود چرا بر اساس آیه قرآن زینت ظاهری از محدوده حجاب استثنا شد؟ زینت ظاهری بر اساس روایات به آرایش‌های مربوط به صورت و دست اشاره دارد و فقها نیز بر اساس آن فتوا داده‌اند. آیا صورت همراه با آرایش، محرک مردان جامعه نیست؟ چرا در قرآن و روایات این مورد از لزوم پوشش استثنا شده است؟


4) بر اساس آیه 59 و 60 سوره احزاب هدف قرآن و دین از دستور پوشش، ایجاد احساس امنیت در زنان است و اخطاری به ناامن‌کنندگان جامعه برای زنان.

💫خوب است طرفداران قانون جدید از زنان جامعه ایران این سوال را مطرح کنند که با این قانون، احساس امنیت می‌کنید یا بیشتر از پیش به شما حس ناامنی می‌دهد.

چطور می‌شود برای اینکه احساس امنیت به زنان القا کنیم از همه نیروهای حکومتی و حتی اتباع خارجی استفاده کنیم؟ آیا جز این است که هدف قانون‌گذاران با هدف دین تفاوت مبنایی دارد و اصلا به دنبال ایجاد شرایط اجتماعی بهتر برای زنان نیستند؟


🔸🔹در مجموع به نظر می‌رسد دغدغه نمایندگان مجلس و طرفداران این قانون، اجرای شریعت نیست مگر آنکه شریعت مد نظر آنها چیزی باشد متفاوت از آنچه در قرآن و روایات آمده و فقه مشهور شیعه از آن دفاع می‌کند.

13 آذر 1403

پ.ن 1: فرض این نوشته در مورد محدوده پوشش همان نظر مشهور فقها است. طبیعتا اختلاف نظر فقها در مورد محدوده پوشش نیز می‌تواند به عنوان اشکال به قانون مطرح شود که قصد ورود به آن را نداشتم.

پ.ن 2: بررسی این قانون از لحاظ اجتماعی و جنبه‌های مختلف دیگر در این نوشته مدنظر نبود و عدم اشاره به آنها به معنی این نیست که نویسنده انتقاد دیگری به این قانون ندارد.

کانال تأملات اینجایی و اکنونی:
https://t.me/injaeioaknoni
👍5👏2
🔷 حجاب، خودمختاری و اخلاق
 
🔶 آیا ارزش انسان به این است که «به زور» از «شریعت» یا «قانون» پیروی کند یا «به اختیار»؟ آیا پیامبران از مردمان خواسته‌اند «ایمان بیاورند» یا «اطاعت کنند»؟ تفاوت «پیامبر» با «سردار کشورگشا» و «جبار» و «فرعون» و «شاه» چیست؟ آیا «اطاعت در دین بعد از ایمان و از روی ایمان است یا با زور است و از روی زور و پیش از ایمان»؟ «ایمان» چه جایی در دین دارد و برای چیست؟ بهشت و جهنم را خدا برای چه آفریده است؟ چرا خدا آدمیان را همچون دیگر حیوانات مجبور و بی‌عقل و بی‌اختیار نیافرید تا هرچه خود خواسته آنها نیز مانند دیگر جانداران و بی‌جانان انجام دهند؟ آیا مردم می‌باید از «قوانینی» اطاعت کنند که خودشان به‌طور جمعی پذیرفته‌اند یا فرد یا گروهی اندک به آنان تحمیل و اجبار می‌کنند؟ «قوانین» هر جامعه باید مصوب «اکثریت جامعه و مورد قبول اکثریت باشد» و هیچ «فرد» یا «گروهی اندک» نمی‌تواند قانون وضع کند و دیگران را بدون «رضایت» خودشان به اجرای آن مجبور کند. اجرای «شریعت» یا «قانون» نیز به خودی خود قادر نیست از انسان موجودی اخلاقی بسازد. 
 
نخستین چیزی که از ما آدمیان موجودی «اخلاقی» می‌سازد «آزادی» یا «اختیار» است. ما کسی را که «مجبور» به کاری شده است نه می‌توانیم «نکوهش» کنیم و نه «ستایش» و نه حتی بنا بر قانون «مجازات». بنابراین، برده‌ای که «به زور» اطاعت می‌کند چه کار خوب انجام دهد و چه کار بد از هردو سو معذور است و ستایش و نکوهش یا پاداش و مجازات به او تعلق نمی‌گیرد. در مرتبهٔ بعد، شخص می‌باید «عاقل» و «بالغ» نیز باشد. ما دیوانگان و کودکان را نمی‌توانیم «نکوهش» یا حتی «مجازات» کنیم. بنابراین برای اینکه کسی را بتوان هم از نظر «اخلاقی» و هم از نظر «شرعی» یا «قانونی» نکوهش یا مجازات کرد می‌باید او را «مختار» و «عاقل» و «بالغ» دانست. به این خصوصیات در زبان فلسفهٔ اخلاق «خودمختاری» (autonomy) گفته می‌شود. بنابراین، هیچ انسانی انسان اخلاقی یا مسؤول در برابر خدا یا قانون نخواهد بود مگر اینکه «خودمختار» باشد، یعنی، اختیارش به دست خودش باشد و نه دیگران. این اصطلاح اصطلاحی «سیاسی» نیز هست و برای اشاره به استان یا ایالت و ولایتی از یک کشور که دارای اختیاراتی از طرف حکومت مرکزی برای گرداندن امور خودش است نیز به کار می‌رود. از همین رو، برخی آن را در خصوص استان‌های «خودمختار» (autonomous) به «خودگردان» ترجمه می‌کنند. اما می‌باید توجه داشت که «خودمختاری» (autonomy) در معنای سیاسی به معنای «استقلال» (independence) و مترادف با آن نیست. بنابراین، هیچ کس نمی‌تواند به‌تنهایی برای دیگران «قانون بگذارد» یا «مستقل از قوانین عمومی جامعه یا کشور» عمل کند، اما حق دارد از خواست خودش مطابق با قوانین عمومی جامعه که آزادی‌های فردی او را محدود نمی‌کند پیروی کند و برای خودش در این چارچوب قانون بگذارد. بنابراین، خودمختاری فرد نیز همواره در چارچوب قوانین معین و مشخص اجتماعی یا جامعه و کشور صورت می‌گیرد. فرد مختار است دین و مذهب و عقیده و زندگی خصوصی خودش را بنا به خواست و میل خودش داشته باشد، اما در چارچوب قوانین پذیرفتهٔ اجتماعی. اینجا پرسشی پیش می‌آید و آن این است که آیا هر جامعه یا هر حکومتی هرچیزی را می‌تواند به «قانون» تبدیل کند و از حقوق فردی شخص بکاهد و دامنهٔ انتخاب‌های او را محدود کند؟ خیر. افراد حقوقی سلب‌نشدنی دارند که هیچ قانونی، حتی قانون مصوب اکثریت جامعه یا بنا به ادعا خدا، هم نمی‌تواند آنها را نقض یا محدود کند. این حقوق سلب‌نشدنی را وجدان فرد، و امروز اعلامیهٔ حقوق بشر، مشخص و معین کرده است. بنابراین، اگر حکومتی «خودمختاری» و «حقوق سلب‌نشدنی» فرد را نقض کند و به حقوق او تجاوز کند، طاغوت و جبار و ستمگر است و افراد حق دارند (حق انقلاب) در برابر آن بایستند و بر آن بشورند و آن را براندازند. «جهاد» اینجاست که معنی دارد.
 
اکنون با فرض اینکه کسی دارای اختیار یا آزادی و عقل و بلوغ است و می‌خواهد بداند چه چیز «اخلاقی» است و چه چیز «اخلاقی» نیست، و آیا «خدا»ی او یا «دین» او یا «مذهب» او یا «عقیده» او یا جامعهٔ او یا قوانین کشور او «خوب» است یا «بد» است عقل چه کمکی به او می‌تواند بکند؟ چگونه می‌توانیم بفهمیم شریعت یا قانونی عادلانه و عاقلانه و حکیمانه و عالمانه است یا نیست؟ آیا می‌باید همه چیز را یکی یکی از «کسی» یا «بزرگ‌تری» یا «مرجعی» یا «ولی» یا «آموزگاری» یا «فیلسوفی» یا «خدایی» بپرسیم که چه چیز خوب است یا بد است؟ یا آیا خود توانایی تشخیص داریم؟ خود توانایی تشخیص آنها را داریم، اما باید برای به‌کارگیری عقل و اختیار خویش معیاری یا معیارهایی نیز داشته باشیم تا به ما بگوید چگونه چیزی «خوب» یا «بد» یا «درست» و «نادرست» یا «پسندیده» و «ناپسند» است. اما این معیار یا معیارهای عقلی چیست؟
 
 چهارشنبه، ۱۴ آذر، ۱۴۰۳
 
@fallosafahmshk
👍9
Forwarded from مؤسسه رحمان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▫️در دوران سنت چه تعریفی از زن وجود داشت؟ این تعاریف چه تبعاتی به همراه داشت؟ زن ایرانی چگونه از تقلید کامل از سنت‌ها فاصله گرفت؟
مینو مرتاضی_پژوهشگر و فعال حقوق زنان_ در نشست «تداوم تغییر» در این باره توضیح می‌دهد.

▫️نشست «تداوم تغییر» شهریور ۰۳ در موسسه رحمان برگزار شد.

🎬سارا صارمی
🔻ویدیوی کامل را از یوتیوب رحمان ببینید.

@rahmaninstitute
❤9🍌1
.

هیچ دو کس برای خدای تعالی دوستی نگرفتند که نه دوست‌ترین ایشان نزد خدای تعالی آن بود که آن دیگر را دوست‌تر داشت ... و گفت خدای تعالی گوید در روز قیامت کجایند آن کسانی که برای من با یکدیگر دوستی گرفتند تا امروز که هیچ سایه‌ای نیست که پناه خلق باشد، ایشان را در سایه خویش بدارم.

کیمیای سعادت، غزالی


@neocritic
❤12👏2
📚

✅ آن پارسی گفت: «به من بنگرید و دریابید که شاه چه خوب می‌داند کسانی را که سزاوار آن‌اند ارج نهد. باور کنید که اگر در خدمت او بودید با شما نیز چنین می‌کرد. اگر به خدمت او در می‌آمدید و او می‌شناخت‌تان هر یک از شما ارباب یکی از شهرهای یونان می‌شد»

✅ آن دو اسپارتی گفتند: «در این باب، تو نمی‌توانی پندمان دهی، زیرا آنچه را به ما نوید می‌دهی آزموده‌ای، ولی بهره‌ای از آنچه ما داریم نبرده‌ای. تو شاید لطف شاه را به چشم خود دیده باشی، ولی از آزادی، از طعمی که دارد، و اینکه چه اندازه گوارا است چیزی نمی‌دانی، اما اگر طعم آزادی را چشیده بودی، خودت بی‌درنگ به ما پند می‌دادی که از آن نه تنها با نیزه و سپر، بل با چنگ و دندان هم پاسداری کنیم»
در این گفت وگو کلام شایسته را تنها اسپارتیان توانستند بگویند، ولی بی‌گمان هر دو طرف چنان سخن گفتند که تربیت به ایشان آموخته بود. نمی‌شد که آن پارسی غم آزادی را بخورد، زیرا از آن بهره‌ای نبرده بود و نمی‌شد که آن دو یونانی بندگی را تاب بیاورند، زیرا طعم آزادگی را چشیده بودند.

✅ در این میان همیشه چند تنی هستند که بهره‌ای بیشتر از طبیعت گرفته‌اند، تنی چند که یوغ را گران می‌یابند. که از سرکشی بازنمی ایستند و به هیچ زوری رام نمی‌گردند...کسانی هستند که حق طبیعی خود را می‌شناسند و همواره به وضع نخستین آدمیان می‌اندیشند.

✅ این آزادگان ذهنی پویا و فکری روشن دارند و مانند انبوه مردمان به این بسنده نمی‌کنند که به پیش پای خود خیره شوند، بل گذشته را به یاد می‌آورند تا حال را با آن بسنجند و بهر آینده رای گزینند. ایشان هوشی درخشان دارند که پیوسته با خواندن و آموختن بر جلای آن می افزایند و چنین است که اگر هم آزادی به تمامی از دست رفته و از جهان رخت بر بسته باشد، باز می‌توانند آن را درون خویش حس کنند و حظ‌اش را ببرند و بندگی به هر بزکی هم آراسته شده باشد به ذوق ایشان خوش نمی‌آید.

✅...هیچ‌چیز چون جباریت با رحم و کرامت بی‌پایان خداوند ناسازگار نیست.

📜دولابئسی، اتیین، ١۴٠٢، «گفتار دربندگی خودخواسته»، ترجمه لاله قدک‌پور، نشر کرگدن.

#لقمه_کتاب
@neocritic
❤5😍1