Critic l مریم نصر
3.17K subscribers
383 photos
57 videos
29 files
337 links
«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است»
فرانسواز دستور

تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com
Download Telegram
🪴
می‌دانم که دیروقت است و تو داری این شعر را می‌خوانی
پیش از ترک دفترت
با آن لامپ نقطه‌ای زرد پررنگ و پنجره تاریک
در رخوت ساختمانی محو شده در سکوت
مدت‌ها بعد از ساعت ازدحام.

می‌دانم این شعر را می‌خوانی
ایستاده در یک کتابفروشی دور از اقیانوس
در یک روز ابری اوایل بهار،
با دانه‌های بی‌رمق برف که پراکنده می‌شوند
در فضای گسترده دشت‌های اطرافت

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی
در اتاقی که بیش از آنچه تحملش را داشته‌ای
برسرت آمده
جایی که ملحفه‌ها در حلقه‌های متراکم روی تخت افتاده‌اند
و چمدان باز حکایت از پرواز دارد
اما تو هم‌چنان نمی‌توانی بروی

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی
وقتی قطار زیرزمینی از سرعتش می‌کاهد و پیش از بالا دویدن از پله‌ها
به سمت نوع تازه‌ای از عشق
که زندگی‌ات هرگز روا نداشته است

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی
در نور صفحه تلویزیون با آن تصاویر صامت که تکان تکان می‌خورند و می‌لغزند
درحالیکه منتظر اخبار انتفاضه‌ای

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی در سالن انتظار
پر از نگاه‌هایی که با هم تلاقی می‌کنند و نمی‌کنند
پر از اینهمانی با غریبه‌ها

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی در نور فلورسنت
در کسالت و خستگی جوانانی که به حساب آورده نمی‌شوند
که خود را به حساب نمی‌آورند، با سن خیلی کم

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی با چشم کم‌سویت
از توی لنزهای ضخیمی که این حروف را درشت می‌کنند
ورای تمام معنای
و تو همچنان می‌خوانی چون حتی حروف الفبا هم عزیز است

می‌دانم این شعر را می‌خوانی وقتی کنار اجاق گاز قدم میزنی
شیرگرم می‌کنی با بچه‌ای گریان بردوشت
کتابی در دستت
چون زندگی کوتاه است و تو هم عطش داری

می‌دانم داری این شعر را می‌خوانی به زبانی که زبان تو نیست
بعضی کلمه‌ها را حدس می‌زنی درحالیکه باقیشان تو را به ادامه خواندن وامی‌دارند
و من می‌خواهم بدانم این کلمات کدامند

می‌دانم این کلمات را می‌خوانی در آن حال که گوش می‌دهی به چیزی شقه شده
میان تلخی و امید
بازمی‌گردی یک بار دیگر سروقت کاری که نمی‌توانی از آن سرباززنی

می‌دانم این شعر را می‌خوانی چون چیز دیگری نمانده برای خواندن
آنجا که تو فرود آمده‌ای، برهنه‌ای این‌چنین که تویی




تقدیم نامه
، آخرین شعر از یکی از
مجموعه‌های شعر آدرین ریچ، برگردان: سارا خلیلی جهرمی

@neocritic
❤15
📚 به سراغ زنان می‌روی؟...

🔹 زنان آلمانی قرن نوزدهم را میراث کدام فلاسفه بزرگ احاطه کرده بود؟ کانت، هگل، شوپنهاور و نیچه. این بزرگ‌ترین فیلسوفان در هرچه اختلاف نظر داشتند ظاهراً درمورد ناتوانی زنان برای پرداختن به فلسفه توافق کامل داشتند. صرف نظر از اندیشه‌ها؛ اظهارات صریح زن‌بیزارانه (misogynistic)هم از آنان به یادگار مانده؛ مناسب برای شوخی‌ها و جدی‌های روشنفکران، اساتید و دانشجویان فلسفه.
 
🔹دالیا نسار توجه ما را به این نکته جلب می‌کند که در آلمان قرن 19 اندیشه‌های برابری‌خواهانه به نفع برابری و تحصیلات ِ برابر برای زنان وجود داشت، ولی فلاسفه ما «انتخاب کردند» بر فرودستی زنان تأکید کنند. نادیده گرفتن این وجه از اندیشه‌های آن‌ها و پرداختن به «اصل حرف و حرف اصلی» نحوی خودفریبی خواهد بود.
 
🔹 کتاب فیلسوفان زنِ آلمانی در گذر قرن نوزدهم : سنت آلمانی کتابیست که به معرفی و بررسی آرا و افکار9 زن فیلسوف در قرن نوزده پرداخته است. زنانی که به واسطه داشتن خانواده فرهیخته و ثروتمند توان دستیابی به آموزش تخصصی فلسفی را یافتند؛ با حضور در سالن‌هایی که به تقلید از سالن‌های فرانسوی پاگرفته بود توانستند آرای خود را طرح و نقد کنند و نهایتاً با تحمل دشواری زیاد آن‌ها را منتشر کنند:
ژرمن دو استال، کارولین فون گوندررود، بتینا برنتانو فون آرنیم، هدویک دوم، کلارا زتکین، لو سالومه، رزا لوگزامبورگ، ادیت اشتاین و گردا والتر

📕Dalia Nassar & Kristin Gjesdal (eds.): Women Philosophers in the Long 19th Century: The German Tradition, Oxford University Press (2021)

📕از این میان سالومه، اشتاین و والتر در تاریخ زنان فیلسوف معاصر که به فارسی ترجمه شده حضور دارند.

🎧در این پادکست دالیا نسار درباره کتاب و افکار هدویک دوم بیشتر توضیح می‌دهد (زبان پادکست انگلیسی است)
https://www.abc.net.au/listen/programs/philosopherszone/women-philosophers-in-19th-century-germany/102726440?utm_campaign=abc_listen&utm_content=link&utm_medium=content_shared&utm_source=abc_listen


@neocritic
👍9❤6
🌱

قرن‌ها کتاب
ِ نانوشته انباشته‌اند آن سوی قفسه‌ها
و ما همچنان باید خیره شویم به غیاب مردانی
که نمی‌خواهند
و زنانی
که نمی‌توانند سخن بگویند
با زندگی ما_ این حفره تا هنوز نامکشوف
به نام تمدن، این فعل ترجمه، این جهان نصف‌ونیمه



آدرین ریچ، برگردان سارا خلیلی جهرمی

@neocritic
❤14👍3
📚چاپ نخست این کتاب مصادف شد با وقایع تلخ سال گذشته که نا و نفسی برای نوشتن و گفتن از آن باقی نگذاشت.

📗 خوشبختانه چاپ دوم با اصلاح برخی ایرادات ویرایشی منتشر شده است.

کاوشی در فلسفه‌ فمینیستی

نوشته رابین می شات

@neocritic
❤15👍4
 
«دختران [کنیزکان اودیسه] جزو اموال او بودند. بهره‏ برداری از اموال، آن زمان و امروز، مسئله‌ای مربوط به سود و مصلحت شخصی است نه درست و غلط اخلاقی»

🔹متفکران زنانه‌نگر در تحلیل‌های خود درباره محیط زیست به تاثیر چارچوب‌های مفهومی سرکوبگر (Oppressive Conceptual Frameworks) اشاره می‌کنند.

چارچوب مفهومی مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و پیش‏فرض‌هایی است که سازنده و بازتابانندۀ فهم انسان از خود و جهانش است. برخی از چارچوب‌های مفهومی سرکوبگرند. کارکرد چارچوب مفهومی سرکوبگر  تبیین، محافظت و توجیه نهادها، روابط و اعمال منجر به سلطه و سروری بدون توجیه است. جنس‌گرایی، نژادپرستی، اعتقاد به تضاد طبقاتی و قوم‌مداری از نمونه‌های باورهایی است که سلطۀ ناموجه را ترویج می‌کنند.

🔹سیستم‌های فکری با چارچوب‏های مفهومی سرکوبگر پنج ویژگی مشترک دارند: نخست اینکه به جای پذیرفتن تنوع موجود در جهان نگاه سلسله‌مراتبی دارند و به بالا و پایین قائل‌اند، مثلاً فرهنگ برتر و طبیعت کهتر است، عقل بالاتر و عواطف فروترند، نفس از بدن مهم‌تر است، علوم نظری از علوم عملی والاترند، مردان بالا و زنان پایین قرار گرفته‌اند. دوم اینکه به جای پذیرفتن خصلت‌های مختلف به عنوان ویژگی‌های مکملِ یکدیگر آنها را در تضاد و تعارض با هم می‌بینند. نمونۀ روشن آن همین دوانگاری در نظام فلسفۀ غربی است. ویژگی سوم و چهارم این است که این نظام‏های فکری قدرت و برتری انحصاری را به نحو نظام‌مندی متوجه آنچه خود بالا و برتر می‌دانند کرده‌اند. مثلاً در گذشته انسان‏های ثروتمند این قدرت و حق انحصاری را داشتند که منابع عمومی را در اختیار منافع خود درآورند. این انحصار امتیازات و قدرت به ثروتمندان اجازه می‌داد فقرا را از حقوق و فرصت‌های برابر محروم کنند. ویژگی پنجم که به لحاظ فلسفی از ویژگی‏های دیگر مهم‏تر است اینکه چارچوب مفهومی سرکوبگر از «منطق سلطه» استفاده می‌کند؛ این فرض اخلاقی که برتری یکی توجیه‌گر تبعیت دیگری است. منطق سلطه فراهم‏آورندۀ توجیه اخلاقی است برای پایین و درحاشیه‌ نگه داشتن آن که فروتر فرض شده است.

🍂 برای مطالعه بیشتر درباره تاثیر «چارچوب‌های مفهومی سرکوب‌گر» بر نابودی محیط زیست خلاصه‌ای از مدخلی که وارن در دانشنامه فلسفی استنفورد  نوشته را اینجا بخوانید:
https://www.academia.edu/40434244/%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7_%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%86%DA%AF%D8%B1


@neocritic
👍16❤2
📚 درباره وابستگی

 🔹 وابستگی‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در قلمرو عمومی خیلی طبیعی و قابل محاسبه به‌نظر می‌رسند. مثلا همه جوامع برای ادامه حیات به صنایع کشاورزی وابسته‌اند، پس برنامه‌ریزی و محاسبات (نسبتاً) روشن و دقیقی درباره استمرار، حفظ و ارتقای کیفیت آن انجام می‌دهند.
 اما در قلمرو خصوصی وابستگی مساوی است با انزوا.  

🔹 وابستگی‌هایی که با خانه و قلمرو خصوصی پیوند خورده‌اند عموماً در معادلات مربوط به اجتماع، اخلاق، سیاست و اقتصاد به حساب نمی‌آیند. مراقبتِ زنان از نوزادان و فرزندان و مردان، مراقبت از بیماران، مراقبت از کهنسالان، مراقبت از افرادی در خانواده که دچار معلولیت‌ هستند، مراقبت از...، مراقبت از...، مراقبت از... همه این کارها که بدون مزد و مزایای شغلی، در اغلب فرهنگ‌ها بر عهده زنان است. بستگی‌ها و وابستگی‌هایی با بار روانی فراوان که از چرخه اقتصاد بیرون است و در عین حال منجر به فرودستی و وابستگی شدید اقتصادی-اجتماعی زنان و درحاشیه ماندن آنها نیز می‌شود: از ناتوانان و وابسته‌ها عاشقانه مراقبت می‌کنی و ناتوان‌تر و وابسته‌تر می‌شوی.

🔹 اوا فدر کیتای می‌گوید اگر بتوانیم با چشم فیلسوف به این مسئله بنگریم، تأیید خواهیم کرد که ذات هستی انسان وابستگی است نه خودمختاری. ما در دنیای برابران و بالغ‌ها و سالم‌ها و خودمختاران زندگی نمی‌کنیم.  نظریات مرتبط با اخلاق و عدالت باید این واقعیت را ببینند و به‌رسمیت بشناسند: واقعیتِ کارِ مراقبتی را. با بی توجهی به این واقعیت تنها باعث می‌شویم کارکنانِ حوزه مراقبت، حوزه عشق و حوزه دلسوزی وادار به ترک محل کار خود شوند و افراد وابسته به فعالیت‌هایِ مراقبتی آن‌ها بیشتر آسیب ببینند. کارکنان حوزه مراقبت هم حق دارند به دنبال برابری و استقلال باشند؛ به دنبال حق انتخاب، ساعت کار معلوم، مرخصی، بازنشستگی، پس‌انداز، سفر، تفریح، زمان و زمینی از آنِ خود.

🔹 عاشق‌ترین زنان و مردان هم وقتی احساس کنند مراقبت و پرواداری تنها بر بار تکالیف آن‌ها اضافه‌ می‌کند، آن‌قدر که توان حرکت را از ایشان سلب می‌کند از آن
پرهیز خواهند کرد.


@neocritic
👍15❤5
کار عشق: مقالاتی درباره زنان، برابری و وابستگی

نوشته اِوا فِدِر کیتای
انتشارات راوتلج، ویراست دوم ٢٠٢٠

@neocritic
👍15❤2
📝 امروز جلسه آخر درسگفتارهای «اخلاق پرواداری» برگزار شد و احساس می‌کنم باری را بر زمین گذاشته‌ام. در نیمه نخست امسال، به لطف فضاهای آموزشی خارج از دانشگاه، این امکان را یافتم که دوره «آشنایی با فلسفه‌های فمینیستی» را در مدرسه تردید و بعد «اخلاق پرواداری» را در آکادمی شمسه ارائه کنم.

✅ نزدیک به دو دهه پیش، وقتی از پیِ احساس غریبگی در فضای فلسفه رسمی دانشگاهی، با این مباحث آشنا شدم تنها چند مقاله بسیار تخصصی فلسفی از این متفکران به زبان فارسی موجود بود. در عوض تا دلتان بخواهد سو تفاهم بود و برداشت نادرست و تعصب.
محدودیت در دسترسی به اطلاعات و منابع فهم موقعیت این رویکردها در جغرافیای فلسفه را برای من دشوار کرده بود. آن روزها هم مانند امروز در دانشگاه‌ها و گروه‌های فلسفه به این روی‌کردها پرداخته نمی‌شد. به معنای واقعی کلمه کورمال کورمال پیش رفتم و البته این بخت بلند را داشتم که از راهنمایی‌های استادانی مانند عبدالکریم رشیدیان استفاده کنم.

✅ امروز اوضاع بهتر است. دست‌کم، تقریباً، به اندازه یک ردیف در قفسه کتابخانه کتاب تألیفی و ترجمه‌ای داریم در این زمینه.

✅ گرچه این دوره‌ها مقدماتی هستند، اما تلاش کردم اطلاعاتی را تنظیم و ارائه کنم که مسیر را برای دانشجویان فلسفه و غیر فلسفه علاقمند به این مباحث هموارتر کند؛ قلمروی مباحث و دعاوی محوری را نشان دهد و کتاب‌های مهم موجود فارسی و غیر فارسی در این زمینه‌ها را نیز معرفی کند. با این امید روشن که شمار بیشتری از زنان و مردان جوان اندیشمند ما در این مباحث مشارکت کنند و هم با این نظریه‌ها و هم با متون حکمی و فلسفی خودمان گفت و گوی انتقادی و سازنده‌ای داشته باشند.


✅ فایل‌های ضبط شده کلاس‌ها در وبگاه این آموزشگاه‌ها موجود هستند.

آشنایی با فلسفه‌های فمینیستی:

https://tardidschool.com/product/feminist-philosophies/

اخلاق پرواداری:

https://academyshamseh.com/product-tag/%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C/



@neocritic
👍22❤8
Forwarded from نطقیات
📣 منتشر شد:

سکسوالیته
مقدمه‌ای مختصر مفید
▪️ورونیک موتیه
▫️مترجم: اشکان بحرانی

🔹در این تک‌نگاری از مجموعه‌ی «مقدمه‌ای مختصر مفید» انتشارات دانشگاه آکسفورد، ورونیک موتیه، استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه لوزان و محقق مطالعات جنسیت و زنان در دانشگاه کمبریج، به ما نشان می‌دهد که سکس، بیش و پیش از هر چیز، پدیداری فرهنگی است و نیروهای اجتماعی و سیاسی‌اند که سکسوالیته را شکل می‌دهند.

***
🔸این کتاب با اخذ مجوز رسمی از انتشارات دانشگاه آکسفورد، در نوگام به فارسی منتشر می‌شود و با توافق طرفین نسخه‌ی ای‌بوک آن رایگان مختص خوانندگان ایران است.
خوانندگان خارج از ایران می‌توانند نسخه چاپی یا الکترونیکی را خریداری کنند.
حمایت دوستان خارج از ایران برای فراهم کردن کتاب‌های رایگان برای ایرانیان حیاتی است.

https://nogaam.com/book/2438/

🔺 به زودی یک جلسه گفت‌وگو با حضور مترجم محترم در نطقیات برای معرفی کتاب برگزار خواهد شد.

♦️♦️♦️

t.me/nutqiyyat

instagram.com/nutqiyyat

https://youtube.com/@nutqiyyat
👍8❤5
📚 اخلاقی برای امروز
ریچارد رورتی
ترجمه روح‌الله محمودی

بخش اول⬇️
📚 اریک امانوئل اشمیت (١٩۶٠- ) نویسنده و فیلسوف فرانسوی است که بسیاری از آثار او به فارسی ترجمه شده‌اند.

🐜 نمایشنامه فردریک یا تئاتر بولوار کرایم او درباره یکی از پندآموزترین داستان‌های کودکی ماست: مورچه کوشا و جیرجیرک خوشگذران و نتیجه اخلاقیِ«جیر جیر مستونت بود، فکر زمستونت نبود».
این نمایشنامه در دفاع از جیرجیرک‌هاست.

🔈 اجرای صوتی بسیار خوبی از این نمایشنامه را از اینجا می‌توانید تهیه کنید:

https://fidibo.com/book/95752-کتاب-صوتی-فردریک-تیاتر-بولوار

🔈 اگر دوست‌اش داشتید اجرای خوبی از نمایشنامه مشهور او نوای اسرارآمیز را نیز از اینجا می‌توانید تهیه کنید:


https://fidibo.com/book/90832-کتاب-صوتی-نمایش-نامه-نوای-اسرارآمیز



@neocritic
👍10❤6
وصله ناجور

✍🏻«آموزش می‌دیدم وصله ناجور شوم. تصویر فیلسوف چونان مردی عاقل مرا با ظاهر نیرومند و مردانه‌اش مسحور کرده بود. در اعماق جانم می‌توانستم تنش‌های زنی را حس کنم که به کسوت مردان درآمده تا بتواند به ایده‌آل دست یابد، در جایگاه واقعی؛ فیلسوف واقعی پذیرفته شود. اما با این وجود من همچنان دیگری بودم، در سایه_ همیشه آن فیلسوفِ که زن است. کلمات وصفی مرا متفاوت/وصله ناجور می‌ساختند.
استعاره پدرانه‌ای که سنت را دربرگرفته بود پریشانم می‌کرد. حکومت دائمی پدر. باید تصویر پدرانه را به عنوان نماد اعتبار می‌پذیرفتم. آیا انتظار می‌رفت مادرانگی را انکار کنم تا خود را به صورت پدر درآورم؟ یا ترجیح می‌دادند همیشه در حاشیه بمانم، آن هم درحالیکه حاشیه‌های فلسفه همیشه جایی برای رانده‌شده‌ها، نامتناسب‌ها و یاغی‌ها تلقی می‌شد. وصله ناجور.
من زندانی کلماتشان شده بودم. چقدر طول می‌کشید تا بفهمم تصور عقل که اینطور عاشقانه در آغوش می‌فشردم شمشیری است که برای شقه کردن من طراحی شده بود. گرامی‌داشت تفکر انتزاعی بدن را گم می‌کند. وقتی ذهن در برابر بدن تعریف  شود، بدن نقص می‌شود، نه فقط خلا که مانع است. شیفته آرمانی بودم که بنا داشت مرا نابود کند. هوایی که نفس می‌کشیدم از بدنی عبور می‌کرد که جامعه آن را زن برساخته بود. من/ما سوژه آموزشی دائمی بودیم: آن زن بدن است؛ آن زن شخص است؛ آن زن میل است؛ آن زن عواطف است. چگونه مردِ عقل را در بدن زنانه خانه دهم؟ وصله ناجور.
تنها امید من/ما این است که بازگردیم. برای جستجوی تصورات پنهان و پوشیده‌ای که ما را اسیر نگاه داشته است. برای فهم مسیری نو میان واقعی و پنداری، اینگونه می‌توانیم تکثر پیوندهای آنها را ببینیم و آنهاها را از نو به هم ببافیم.»

🪷در حین کار به این قطعه‌ از نانسی تووانا در وصف رویکردهای زنانه در فلسفه برخوردم. به نظرم دل‌چسب آمد.

@neocritic
❤17👍11
گفتمان فمینیسم اسلامی

«هر زنی که از اسلام و قرآن دفاع می‌کند، تنها و‌ تنها و‌ تنها از سر ناآگاهی و نخواندن و بی‌خبری است و بس. تنها حالت دیگری که ممکن است آن است که دینْ کسب و کارش باشد»

📝این توئیت را چند روز پیش بیش از هزار نفر پسندیدند و بحث‌انگیز شد. دردناک است اینطور نفی و نفرت از خود و منصف اگر باشیم قابل درک. چرا می‌گویم قابل درک؟

 🔹در دهه 1990 میلادی زنان ایرانی جزو نخستین گروه‌هایی بودند که اصطلاح «فمینسم اسلامی» را به مطالعات جنسیت در دنیا عرضه کردند. با امید و انگیزه بالا با روش‌های سنتی/ مدرن اقدام به بازخوانی قرآن و سنت و احادیث کردند.

🔹به هر کتاب معتبری در حوزه مطالعات زنان در خاورمیانه و جهان اسلام رجوع کنید ردپای مادران و خواهران ما را می‌بینید. آنها شجاعانه در مسیری قدم گذاشتند که می‌خواست از دوگانه‌های مذهبی/سکولار، غرب/شرق برگذرد و بدون نفی سنت خود از امکانات آن برای ایجاد فهم‌های جدید متناسب با زندگی در دنیای مدرن استفاده کند. آن‌ها با تکیه بر تصریح بر برابری انسانه‌ها در قرآن در جستجوی «اسلام میانه فمینیسم و مردسالاری» گفتمان «فمینسم اسلامی» یا اگر راحت‌ترید «بازخوانی زن‌مدارانه از اسلام» را تأسیس کردند. وظیفه دشوار بازخوانی متون تاریخی و سنت و احادیث را برعهده گرفتند تا سوگیری‌های جنس‌پرستانه پنهان در عمق تفاسیر و قوانین را نشان دهند و ... و موفق بودند.

🔹ولی یافته‌هایشان در  نظام مردسالار فاقد «ارزش شناختی» بود پس نه تنها تغییری در قوانین و رویکردها پدید نیاورد که باعث طرد این آدمها و این قبیل پژوهش‌ها  و حذفشان از نهادها و نظام‌های تولید معرفت و از پی‌اش منتفی شدن امید برای تجدید نظر در قوانین و فرهنگ مسلط شد. آن انرژی عظیم سرخورده و پراکنده شد تا امروز که...


@neocritc
👍34👎9
🖊 خواندنی:

تجربه فقر تجربه

📝 «..همۀ آن اندوختۀ زبانی و ساختار قدرتی که سنت یا مدرنیته می­‌نامیمش بر سر ما آوار شده است. برای آنکه زیر آوار مدفون شده چه تفاوت دارد زیر گچ‌بری­های اسلیمی کاشان است یا اسلبِ گرانیتِ اسپانیایی؟ او محتاج روزنِ هواست، جرعه آبی و تکه نانی، و دست نوازشگری که به او بگوید "نترس، تو زنده خواهی ماند". این امید تنها اگر یک امید واقعی باشد فایده دارد. باید از زیر آوار خارج شویم و از نو شروع کنیم و این تنها امید واقعی است... »

⬇️⬇️⬇️
👍7