Forwarded from هممیهن
نقش رسانهها در ساختن روایتهای بدیل از زنکشی
🖌شیوا علینقیان | جامعهشناس
🔹مرگ زهرا قائمی، کارمند دانشکده علوم خانواده دانشگاه تهران، باری دیگر همه ما را در بهت فرو برد. او که در فضایی کار و فعالیت میکرد که یکی از اهدافاش شناخت، آگاهیرسانی و بهبود وضعیت اجتماعی زنان بود، طبق گفتههای همکارانش، بهدست همسرش کشته شد. همان ساختار خشونتیای که سالها در میدان شناختاش کار کرد. او نه نخستین زنی بود که قربانی خشونت خانگی شد، نه آخرین. مرگ او نمادی از تداوم همان چرخهای است که از خانه تا نهادهای رسمی امتداد دارد.
🔹در جامعهای که امنیت زنان هنوز یک «آرزو» است، نه یک حق تضمینشده، هر قتل زنانه فقط یک فاجعه شخصی نیست، بلکه آیینهای از ساختارهای نابرابر قدرت، سکوت نهادی و طبیعیسازی خشونت است. زنکُشی یا فموساید در ادبیات حقوقی و اجتماعی، به قتل زنی گفته میشود که بهدلیل جنسیت او، کنترل جنسیتی، ناموس، افتخار خانوادگی یا خشونت خانگی انجام شده باشد. در ایران بهدلایل مختلف ازجمله پنهانکاری، ضعف نظام ثبت و گزارش یا اجتناب متولیان رسانهای، ترس یا تهدید اولیایدم و... آمار دقیق رسمی در این باره بسیار محدود است. بااینحال برخی گزارشها و رسانهها برآوردهایی ارائه کردهاند.
🔹درباره علل ماندگاری زنکشی میتوان بهطورکلی به چند عامل اشاره کرد؛ ساختارهای قانونی و حقوقی نابرابر که درواقع از وجود مقرراتی که به قاتلان زن ازجمله مردان خانواده امتیازات میدهد یا راه فرار میگشاید حرف میزند، از تصویبنشدن لایحه «منع خشونت علیه زنان» که سالهاست بلاتکلیف مانده است. فرهنگ پدرسالار، ناموسگرا و کنترل جنسیتی از دیگر علل ماندگاری زنکُشی است. ضعف سیستم نظارت، اطلاعرسانی و پیگیری قضایی، یعنی ناقصبودن دادهها و ثبت رسمی قتل زنان و ضعف در نظام قضایی بهخصوص در برخورد با خشونت خانوادگی باعث میشود که بسیاری از قربانیان از شکایت منصرف شوند تا خشونت و فشار خانواده یا دستگاه قضایی تشدید نشود. زنکُشی در ایران تا حد زیادی تابع تعامل عوامل ساختاری، قانونی و فرهنگی است.
🔹حقوقدانان بارها اشاره کردهاند که قوانین حمایتی در زمینه منع تعرض، آزار و نگهداری اجباری زن در منزل، یا منع خشونت خانگی که میتوانست علیه این زمینهها برخیزد و واقعاً جنبه پیشگیرانه داشته باشد نیز بسیار محدود است. حتی دسترسی به خانههای امن یا خدمات مشاورهای نیز برای بسیار از آنان امری دستنیافتنی است و هنوز برخی از استانها ـ نزدیک به شش استان ـ خانه امن ندارند.
▫️ادامه مطلب در سایت هممیهن آنلاین
📌هممیهن را در فضای مجازی دنبال کنید:
🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
🖌شیوا علینقیان | جامعهشناس
🔹مرگ زهرا قائمی، کارمند دانشکده علوم خانواده دانشگاه تهران، باری دیگر همه ما را در بهت فرو برد. او که در فضایی کار و فعالیت میکرد که یکی از اهدافاش شناخت، آگاهیرسانی و بهبود وضعیت اجتماعی زنان بود، طبق گفتههای همکارانش، بهدست همسرش کشته شد. همان ساختار خشونتیای که سالها در میدان شناختاش کار کرد. او نه نخستین زنی بود که قربانی خشونت خانگی شد، نه آخرین. مرگ او نمادی از تداوم همان چرخهای است که از خانه تا نهادهای رسمی امتداد دارد.
🔹در جامعهای که امنیت زنان هنوز یک «آرزو» است، نه یک حق تضمینشده، هر قتل زنانه فقط یک فاجعه شخصی نیست، بلکه آیینهای از ساختارهای نابرابر قدرت، سکوت نهادی و طبیعیسازی خشونت است. زنکُشی یا فموساید در ادبیات حقوقی و اجتماعی، به قتل زنی گفته میشود که بهدلیل جنسیت او، کنترل جنسیتی، ناموس، افتخار خانوادگی یا خشونت خانگی انجام شده باشد. در ایران بهدلایل مختلف ازجمله پنهانکاری، ضعف نظام ثبت و گزارش یا اجتناب متولیان رسانهای، ترس یا تهدید اولیایدم و... آمار دقیق رسمی در این باره بسیار محدود است. بااینحال برخی گزارشها و رسانهها برآوردهایی ارائه کردهاند.
🔹درباره علل ماندگاری زنکشی میتوان بهطورکلی به چند عامل اشاره کرد؛ ساختارهای قانونی و حقوقی نابرابر که درواقع از وجود مقرراتی که به قاتلان زن ازجمله مردان خانواده امتیازات میدهد یا راه فرار میگشاید حرف میزند، از تصویبنشدن لایحه «منع خشونت علیه زنان» که سالهاست بلاتکلیف مانده است. فرهنگ پدرسالار، ناموسگرا و کنترل جنسیتی از دیگر علل ماندگاری زنکُشی است. ضعف سیستم نظارت، اطلاعرسانی و پیگیری قضایی، یعنی ناقصبودن دادهها و ثبت رسمی قتل زنان و ضعف در نظام قضایی بهخصوص در برخورد با خشونت خانوادگی باعث میشود که بسیاری از قربانیان از شکایت منصرف شوند تا خشونت و فشار خانواده یا دستگاه قضایی تشدید نشود. زنکُشی در ایران تا حد زیادی تابع تعامل عوامل ساختاری، قانونی و فرهنگی است.
🔹حقوقدانان بارها اشاره کردهاند که قوانین حمایتی در زمینه منع تعرض، آزار و نگهداری اجباری زن در منزل، یا منع خشونت خانگی که میتوانست علیه این زمینهها برخیزد و واقعاً جنبه پیشگیرانه داشته باشد نیز بسیار محدود است. حتی دسترسی به خانههای امن یا خدمات مشاورهای نیز برای بسیار از آنان امری دستنیافتنی است و هنوز برخی از استانها ـ نزدیک به شش استان ـ خانه امن ندارند.
▫️ادامه مطلب در سایت هممیهن آنلاین
📌هممیهن را در فضای مجازی دنبال کنید:
🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
👍15❤1
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
سلسله نشستهای انجمن جامعهشناسی ایران
با همکاری
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در موضوع
«بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه»
با حضور:
۱- رضا صمیم (جامعهشناسی)
۲- نعمت فاضلی (انسانشناسی)
۳- مریم نصر اصفهانی (فلسفه)
دبیر نشست: سمیه توحیدلو
دوشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶ الی ۱۸
نشستها به صورت زنده از آدرس اینترنتی اینستاگرام و آپارات انجمن جامعهشناسی ایران پخش خواهد شد.
آدرس صفحه اینستاگرام انجمن جامعهشناسی: @isa13_99
آدرس صفحه آپارات انجمن جامعهشناسی:
https://www.aparat.com/Iran_sociology
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
با همکاری
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در موضوع
«بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه»
نشست چهاردهم : صلح و جنگ
با حضور:
۱- رضا صمیم (جامعهشناسی)
۲- نعمت فاضلی (انسانشناسی)
۳- مریم نصر اصفهانی (فلسفه)
دبیر نشست: سمیه توحیدلو
دوشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶ الی ۱۸
نشستها به صورت زنده از آدرس اینترنتی اینستاگرام و آپارات انجمن جامعهشناسی ایران پخش خواهد شد.
آدرس صفحه اینستاگرام انجمن جامعهشناسی: @isa13_99
آدرس صفحه آپارات انجمن جامعهشناسی:
https://www.aparat.com/Iran_sociology
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
👍1
Forwarded from moin.ngo موسسه معین
نهاد مدنی؛ نهاد مراقبت
چه کسی مراقبت میکند؟ چه کسی باید مراقب کند؟
آیا میتوان نهادهای مدنی را میدانی برای پرورش «شهروندیِ مراقبتی» دانست؟
آیا اخلاق مراقبت میتواند از سطح روابط فردی فراتر رود و بنیان سیاست و عدالت اجتماعی شود؟
در نشست چهارم #جوانه_که_میزنیم، همزمان با هفته سلامت روان، گفتوگویی خواهیم داشت درباره نسبت میان مراقبت، اخلاق و نهادهای مدنی،
با حضور:
🎙 مریم نصر اصفهانی – هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🎙 شیوا علینقیان – مدیر کارگروه مطالعات جنسیت انجمن انسانشناسی
گرداننده: سپیده سالاروند – پژوهشگر اجتماعی
📅 چهارشنبه ۳۰ مهر
🕢 ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰
آدرس: تهران، میدان توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک ۵۶، طبقه دوم
در کنار هم از مراقبت، نه فقط بهعنوان یک فضیلت فردی، بلکه بهمثابه بنیانی برای بازاندیشی در شهروندی و عدالت سخن خواهیم گفت.
حضور در نشست آزاد و رایگان است اما لطفا برای ثبت نام خود به @moinngo_admin در تلگرام پیام دهید.
▫️لینک نشست برای دوستانی که قصد شرکت مجازی دارند در روز برگزاری منتشر خواهد شد.
🌱🌀
#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویتکننده تلاشهای اجتماعی
@moinngo
چه کسی مراقبت میکند؟ چه کسی باید مراقب کند؟
آیا میتوان نهادهای مدنی را میدانی برای پرورش «شهروندیِ مراقبتی» دانست؟
آیا اخلاق مراقبت میتواند از سطح روابط فردی فراتر رود و بنیان سیاست و عدالت اجتماعی شود؟
در نشست چهارم #جوانه_که_میزنیم، همزمان با هفته سلامت روان، گفتوگویی خواهیم داشت درباره نسبت میان مراقبت، اخلاق و نهادهای مدنی،
با حضور:
🎙 مریم نصر اصفهانی – هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🎙 شیوا علینقیان – مدیر کارگروه مطالعات جنسیت انجمن انسانشناسی
گرداننده: سپیده سالاروند – پژوهشگر اجتماعی
📅 چهارشنبه ۳۰ مهر
🕢 ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۳۰
آدرس: تهران، میدان توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک ۵۶، طبقه دوم
در کنار هم از مراقبت، نه فقط بهعنوان یک فضیلت فردی، بلکه بهمثابه بنیانی برای بازاندیشی در شهروندی و عدالت سخن خواهیم گفت.
حضور در نشست آزاد و رایگان است اما لطفا برای ثبت نام خود به @moinngo_admin در تلگرام پیام دهید.
▫️لینک نشست برای دوستانی که قصد شرکت مجازی دارند در روز برگزاری منتشر خواهد شد.
🌱🌀
#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویتکننده تلاشهای اجتماعی
@moinngo
👍7
🎬
پیشنهاد تماشا
Wicked Little Letters (2023)
✅ فیلم بر اساس داستانی واقعی در دهه ۱۹۲۰ در انگلستان ساخته شده و موضوع آن ارسال نامههایِ ناشناسِ توهینآمیز برای آدمها است. در این بین تعصبهای زن ستیزانه و نژادپرستانه مردم آن دوره را در قالب کمدی نقد کرده است.
بازیها درخشان و انتقاد از نحوه ارزشگذاری و شیوههای سرکوب درمورد زنان بیپرواست.
✅ دوبله فارسی متوسطی از فیلم موجود است.
@neocritic
پیشنهاد تماشا
Wicked Little Letters (2023)
✅ فیلم بر اساس داستانی واقعی در دهه ۱۹۲۰ در انگلستان ساخته شده و موضوع آن ارسال نامههایِ ناشناسِ توهینآمیز برای آدمها است. در این بین تعصبهای زن ستیزانه و نژادپرستانه مردم آن دوره را در قالب کمدی نقد کرده است.
بازیها درخشان و انتقاد از نحوه ارزشگذاری و شیوههای سرکوب درمورد زنان بیپرواست.
✅ دوبله فارسی متوسطی از فیلم موجود است.
@neocritic
❤10👍4
Forwarded from روزنوشتههای سمیه توحیدلو
خلاصهای از سخنرانی خانم دکتر مریم نصر اصفهانی در نشست «جنگ و صلح»
۲۸ مهرماه
🖊گزارشی از سمیه توحیدلو (دبیر نشست)
🔹 خلاصهای از سخنرانی خانم دکتر مریم نصر اصفهانی با عنوان «اندیشیدن به صلح در زمانه اضطرار»:
🔹 مقدمه و تعریف صلح و خشونت
• اگر میخواهیم عمیقاً به صلح فکر کنیم، باید آن را نه در برابر جنگ، بلکه در برابر خشونت ببینیم.
• صلح صرفاً عدم درگیری نظامی نیست؛ بلکه حالتی از هماهنگی، امنیت، آرامش و نبود خشونت در روابط (فرد با خود، گروهها و ملتها) است.
• صلح وضعیتی است که اختلافات از طریق به رسمیت شناختن، گفتگو، درک متقابل و شرایط عادلانه، بدون توسل به زور و خشونت، حل میشوند.
• خشونت (مخل صلح) شامل هر رفتار، گفتار یا ساختاری است که آسیب جسمی یا روانی (آشکار، پنهان، نهادی یا نمادین) به افراد برساند.
• اعمال خشونت، وارد کردن درد است که میتواند جنبه جسمانی، روانی، گروهی یا ملی داشته باشد.
🔹نقش درد و بیزبانی آن (بر اساس نظریه ایلین اسکری)
• بر اساس کتاب «بدن در درد» اثر ایلین اسکری، درد برای شخص دردکشنده قطعی، اما برای دیگری (از والدین و پزشکان تا روانپزشکان) مشکوک و مورد تردید است.
• درد شدید، زبان مناسبی برای بیان خود ندارد و فرد را به وضعیت پیشازبانی (ناله و فریاد) برمیگرداند و جهان فرد را نابود میکند.
• سلطهگران و جنگطلبان از این بیزبانی درد بهره میبرند و اقتدار خود را از آن تغذیه میکنند؛ زیرا درد شدید زبان را نابود کرده و اجازه میدهد جنگطلب روایت دلخواه خود را تحمیل کند.
• هر نظامی که بتواند درد را بیصدا کند، میتواند جهان را مطابق میل خود بازسازی کند. خشونت صرفاً اعمال درد نیست، بلکه نمایش اقتدار است.
🔹استراتژیهای نامرئیسازی درد در جنگ
• جنگطلبان با دو ابزار درد را نامرئی میکنند:
۱- کمنور کردن: محو کردن تصویر دیگری تا حدی که قربانیان به مفاهیم انتزاعی، آمار یا «تلفات ناخواسته» تبدیل شوند.
۲-پرنور کردن: تبدیل دشمن به یک هیولای خیالی (مانند «اختابوس» یا «سر مار»)، تا مبارزه تبدیل به یک جنگ مقدس برای نابودی نماد شر شود.
• ناتوانی انسان برای آسیبرساندن، همواره از تواناییاش برای تصور درد دیگران بیشتر بوده است.
🔹راهکار: مرئی کردن رنج و تفکر در شرایط اضطرار
• در مقابل ویرانگری جنگ، ساختن و آفرینش میتواند قد علم کرده و رنج را مرئی کند.
• باید بر رنج تک تک انسانها و وجوه انسانی و بدنهای زخمی آنها تأکید کرد و اجازه نداد رنج تبدیل به ابزاری برای ساختن ایدئولوژی شود.
• پس از دست یافتن کشورها به سلاحهای هستهای، جهان درگیر شرایط اضطرار دائمی شده است که صدای مردم را محو میکند و قراردادهای اجتماعی را از بین میبرد.
• ویژگی اصلی شرایط اضطرار این است که تفکر و اندیشیدن در آن ممنوع میشود؛ زیرا تصمیمات بزرگ توسط عده کمی در اتاقهای بسته گرفته میشود.
• ما باید در برابر این شرایط مقاومت کنیم و تمرین تفکر و گفتگو در وضعیت اضطرار را انجام دهیم.
• باید توجهها را به خسارتهایی که تک تک مردم از تصمیمات بزرگ میبینند جلب کرد تا درد مردمی که دارای گوشت و پوست و خون هستند، مرئیتر شود.
• به جای اینکه وضعیت اضطراری پایان اندیشیدن باشد، اندیشیدن باید پایان وضعیت اضطرار را رقم بزند.
#نشستهای_انجمن
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
۲۸ مهرماه
🖊گزارشی از سمیه توحیدلو (دبیر نشست)
🔹 خلاصهای از سخنرانی خانم دکتر مریم نصر اصفهانی با عنوان «اندیشیدن به صلح در زمانه اضطرار»:
🔹 مقدمه و تعریف صلح و خشونت
• اگر میخواهیم عمیقاً به صلح فکر کنیم، باید آن را نه در برابر جنگ، بلکه در برابر خشونت ببینیم.
• صلح صرفاً عدم درگیری نظامی نیست؛ بلکه حالتی از هماهنگی، امنیت، آرامش و نبود خشونت در روابط (فرد با خود، گروهها و ملتها) است.
• صلح وضعیتی است که اختلافات از طریق به رسمیت شناختن، گفتگو، درک متقابل و شرایط عادلانه، بدون توسل به زور و خشونت، حل میشوند.
• خشونت (مخل صلح) شامل هر رفتار، گفتار یا ساختاری است که آسیب جسمی یا روانی (آشکار، پنهان، نهادی یا نمادین) به افراد برساند.
• اعمال خشونت، وارد کردن درد است که میتواند جنبه جسمانی، روانی، گروهی یا ملی داشته باشد.
🔹نقش درد و بیزبانی آن (بر اساس نظریه ایلین اسکری)
• بر اساس کتاب «بدن در درد» اثر ایلین اسکری، درد برای شخص دردکشنده قطعی، اما برای دیگری (از والدین و پزشکان تا روانپزشکان) مشکوک و مورد تردید است.
• درد شدید، زبان مناسبی برای بیان خود ندارد و فرد را به وضعیت پیشازبانی (ناله و فریاد) برمیگرداند و جهان فرد را نابود میکند.
• سلطهگران و جنگطلبان از این بیزبانی درد بهره میبرند و اقتدار خود را از آن تغذیه میکنند؛ زیرا درد شدید زبان را نابود کرده و اجازه میدهد جنگطلب روایت دلخواه خود را تحمیل کند.
• هر نظامی که بتواند درد را بیصدا کند، میتواند جهان را مطابق میل خود بازسازی کند. خشونت صرفاً اعمال درد نیست، بلکه نمایش اقتدار است.
🔹استراتژیهای نامرئیسازی درد در جنگ
• جنگطلبان با دو ابزار درد را نامرئی میکنند:
۱- کمنور کردن: محو کردن تصویر دیگری تا حدی که قربانیان به مفاهیم انتزاعی، آمار یا «تلفات ناخواسته» تبدیل شوند.
۲-پرنور کردن: تبدیل دشمن به یک هیولای خیالی (مانند «اختابوس» یا «سر مار»)، تا مبارزه تبدیل به یک جنگ مقدس برای نابودی نماد شر شود.
• ناتوانی انسان برای آسیبرساندن، همواره از تواناییاش برای تصور درد دیگران بیشتر بوده است.
🔹راهکار: مرئی کردن رنج و تفکر در شرایط اضطرار
• در مقابل ویرانگری جنگ، ساختن و آفرینش میتواند قد علم کرده و رنج را مرئی کند.
• باید بر رنج تک تک انسانها و وجوه انسانی و بدنهای زخمی آنها تأکید کرد و اجازه نداد رنج تبدیل به ابزاری برای ساختن ایدئولوژی شود.
• پس از دست یافتن کشورها به سلاحهای هستهای، جهان درگیر شرایط اضطرار دائمی شده است که صدای مردم را محو میکند و قراردادهای اجتماعی را از بین میبرد.
• ویژگی اصلی شرایط اضطرار این است که تفکر و اندیشیدن در آن ممنوع میشود؛ زیرا تصمیمات بزرگ توسط عده کمی در اتاقهای بسته گرفته میشود.
• ما باید در برابر این شرایط مقاومت کنیم و تمرین تفکر و گفتگو در وضعیت اضطرار را انجام دهیم.
• باید توجهها را به خسارتهایی که تک تک مردم از تصمیمات بزرگ میبینند جلب کرد تا درد مردمی که دارای گوشت و پوست و خون هستند، مرئیتر شود.
• به جای اینکه وضعیت اضطراری پایان اندیشیدن باشد، اندیشیدن باید پایان وضعیت اضطرار را رقم بزند.
#نشستهای_انجمن
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
👍6❤3
Audio
🎙سلسله نشستهای انجمن جامعهشناسی ایران
با همکاری
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در موضوع
«بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه»
با حضور:
۱- رضا صمیم (جامعهشناسی)
۲- نعمت فاضلی (انسانشناسی)
۳- مریم نصر اصفهانی (فلسفه)
دبیر نشست: سمیه توحیدلو
دوشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶ الی ۱۸
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
با همکاری
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در موضوع
«بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه»
نشست چهاردهم : صلح و جنگ
با حضور:
۱- رضا صمیم (جامعهشناسی)
۲- نعمت فاضلی (انسانشناسی)
۳- مریم نصر اصفهانی (فلسفه)
دبیر نشست: سمیه توحیدلو
دوشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶ الی ۱۸
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
❤2
https://www.aparat.com/v/wytln76
نشست چهاردهم: جنگ و صلح - سخنان دبیر نشست و سخنرانی دکتر مریم نصر اصفهانی
نشست چهاردهم: جنگ و صلح - سخنان دبیر نشست و سخنرانی دکتر مریم نصر اصفهانی
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
نشست چهاردهم: جنگ و صلح - سخنان دبیر نشست و سخنرانی دکتر مریم نصر اصفهانی
سلسله نشستهای انجمن جامعهشناسی ایران
با همکاری
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در موضوع
«بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه»
نشست چهاردهم : صلح و جنگ
با حضور:
۱- رضا صمیم (جامعهشناسی)
۲- نعمت فاضلی (انسانشناسی)
۳- مریم نصر اصفهانی (فلسفه)
دبیر…
با همکاری
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در موضوع
«بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه»
نشست چهاردهم : صلح و جنگ
با حضور:
۱- رضا صمیم (جامعهشناسی)
۲- نعمت فاضلی (انسانشناسی)
۳- مریم نصر اصفهانی (فلسفه)
دبیر…
❤6
Forwarded from جرعه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♦️مریم نصر اصفهانی از مفهومِ "درد" و اثرگذاریِ آن بر سیاست سخن میگوید🔺
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
❤14👍1
Forwarded from _تا میتوانی بنویس_ (ماریا)
میخواهم بنویسم جامعه هرطوری که باشد، خواهناخواه بر افرادش تاثیر میگذارد؛ چه کم، چه زیاد. و آدم، هرقدر هم بکوشد آزاد و مستقل بیندیشد، باز چیزی از هوای پیرامون در درونش تهنشین میشود؛ گاهی اندک، گاهی عمیق.
همسرم نسبت به مردهایی که میشناسم و با آنها رابطهی خونی دارم، روشنفکرتر و آزادهتر است. هرگز، چه در دورانِ پیش از مهاجرت (اوایل ازدواج) و چه در آن نُه_ده سالی که در ایران اقامت داشتیم، مرا مقید به کاریکه در آن رگههایی از مردسالاری پیدا باشد، نکرد. مثلن در اوایل ازدواج، مانع رفتنم به سفریکه با همکاران و دوستانِ نزدیکم داشتم نشد ــ سفری که شاید برای بسیاری از زنهایی که در آنوقت میشناختم، تابوشکنی محسوب میشد.
همواره با پوششی که پسندم بود،_البته در چوکاتِ عرف و شرع_ به میهمانی، محل کار، تفریح یا هرجاییکه حضور داشتم، میرفتم.
کوتاه کنم: بعد از گذشت دو ماه و اندی از خانهی مادر خداحافظی کرده و دو سهروزیست که به خانهی خودم آمدهام. بنا به درخواستِ همسرم، کفِ خانه در حال سرامیکشدن است. یک کارگر با شاگردش ــ که اتفاقن پیرمردیست ــ مشغولِ کارند. من و دخترم هم در اتاقی نشستهایم. گاهی کتاب میخوانم، گاهی در کانال دوستان میگردم، و گاهی هم با دخترم مصروفِ بازی و شوخی و گفتوگو میشویم.
اما نکتهی جالب اینجاست که هر بار همسرم میخواهد وارد اتاق شود، پیش از ورود، پریز برق را خاموش میکند یا در را طوری باز و بسته میکند که خودش هم به زحمت داخل میشود. این کُنشِ او بر عملکردِ پسر دوازدهسالهام نیز تاثیر گذاشته.
رفتارش برایم طنزی جالب دارد؛ طنزی که در پشتش سایهای از تأمل پنهان است. از او دربارهی این کار پرسان کردم و جالبتر اینکه وقتی دخترم با شوخی به این موضوع اشاره کرد، همسرم خندید و گفت: نمیدانم چرا؟ شاید محیطِ مردسالارِ اینجا ناخواسته روی من هم تاثیر گذاشته!
دلم لرزید؛ فکر کردم چقدر این هوا ــ همین هوای بیرنگِ جامعه ــ آرام و بیصدا میتواند بر ذهنها بنشیند و حرکاتِ نرمنرمی که از یکی به دیگری سرایت میکند مثالِ گردی شود که بر شیشهای تمیز جا گذاشته میشود و دیده نمیشود تا وقتی نور بر آن بتابد.
البته کمی بعد، دوباره وارد اتاق شد؛ اینبار بدون آنکه چراغ را خاموش کند یا در را به زحمت نیمهباز نگه دارد و گفت:
باورت میشود؟از دیروز تحتِ تاثیرِ قصههای همین مردِ پیر ــ که ظاهرن شاگردِ آن مردِ جوان است ــ قرار گرفته بودم...
۱۴۰۴/۷/۲۹
#ماریا✍️
@maria_safavi
همسرم نسبت به مردهایی که میشناسم و با آنها رابطهی خونی دارم، روشنفکرتر و آزادهتر است. هرگز، چه در دورانِ پیش از مهاجرت (اوایل ازدواج) و چه در آن نُه_ده سالی که در ایران اقامت داشتیم، مرا مقید به کاریکه در آن رگههایی از مردسالاری پیدا باشد، نکرد. مثلن در اوایل ازدواج، مانع رفتنم به سفریکه با همکاران و دوستانِ نزدیکم داشتم نشد ــ سفری که شاید برای بسیاری از زنهایی که در آنوقت میشناختم، تابوشکنی محسوب میشد.
همواره با پوششی که پسندم بود،_البته در چوکاتِ عرف و شرع_ به میهمانی، محل کار، تفریح یا هرجاییکه حضور داشتم، میرفتم.
کوتاه کنم: بعد از گذشت دو ماه و اندی از خانهی مادر خداحافظی کرده و دو سهروزیست که به خانهی خودم آمدهام. بنا به درخواستِ همسرم، کفِ خانه در حال سرامیکشدن است. یک کارگر با شاگردش ــ که اتفاقن پیرمردیست ــ مشغولِ کارند. من و دخترم هم در اتاقی نشستهایم. گاهی کتاب میخوانم، گاهی در کانال دوستان میگردم، و گاهی هم با دخترم مصروفِ بازی و شوخی و گفتوگو میشویم.
اما نکتهی جالب اینجاست که هر بار همسرم میخواهد وارد اتاق شود، پیش از ورود، پریز برق را خاموش میکند یا در را طوری باز و بسته میکند که خودش هم به زحمت داخل میشود. این کُنشِ او بر عملکردِ پسر دوازدهسالهام نیز تاثیر گذاشته.
رفتارش برایم طنزی جالب دارد؛ طنزی که در پشتش سایهای از تأمل پنهان است. از او دربارهی این کار پرسان کردم و جالبتر اینکه وقتی دخترم با شوخی به این موضوع اشاره کرد، همسرم خندید و گفت: نمیدانم چرا؟ شاید محیطِ مردسالارِ اینجا ناخواسته روی من هم تاثیر گذاشته!
دلم لرزید؛ فکر کردم چقدر این هوا ــ همین هوای بیرنگِ جامعه ــ آرام و بیصدا میتواند بر ذهنها بنشیند و حرکاتِ نرمنرمی که از یکی به دیگری سرایت میکند مثالِ گردی شود که بر شیشهای تمیز جا گذاشته میشود و دیده نمیشود تا وقتی نور بر آن بتابد.
البته کمی بعد، دوباره وارد اتاق شد؛ اینبار بدون آنکه چراغ را خاموش کند یا در را به زحمت نیمهباز نگه دارد و گفت:
باورت میشود؟از دیروز تحتِ تاثیرِ قصههای همین مردِ پیر ــ که ظاهرن شاگردِ آن مردِ جوان است ــ قرار گرفته بودم...
۱۴۰۴/۷/۲۹
#ماریا✍️
@maria_safavi
👍11❤9
جوانه که میزنیم، نشست چهارم
شیوا علینقیان، مریم نصر اصفهانی
🎧نشستهای #جوانه_که_میزنیم؛ تحول نهادهای مدنی
نشست چهارم: نهاد مدنی، نهاد مراقبت
👤سخنرانان:
سپیده سالاروند
مقدمه
00:00:06
مریم نصر اصفهانی
چه کسی مراقبت میکند؟ چه کسی باید مراقبت کند؟
00:02:34
شیوا علینقیان
آیا نهادهای مدنی میتوانند میدانی برای «شهروندی مراقبتی» باشند؟
00:42:29
پرسش و پاسخ
1:08:05
برگزار شده در موسسه معین، ۳۰ مهر ۱۴۰۴
🌱🌀
#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویتکننده تلاشهای اجتماعی
@moinngo
نشست چهارم: نهاد مدنی، نهاد مراقبت
👤سخنرانان:
سپیده سالاروند
مقدمه
00:00:06
مریم نصر اصفهانی
چه کسی مراقبت میکند؟ چه کسی باید مراقبت کند؟
00:02:34
شیوا علینقیان
آیا نهادهای مدنی میتوانند میدانی برای «شهروندی مراقبتی» باشند؟
00:42:29
پرسش و پاسخ
1:08:05
برگزار شده در موسسه معین، ۳۰ مهر ۱۴۰۴
🌱🌀
#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویتکننده تلاشهای اجتماعی
@moinngo
❤3👍1
Forwarded from moin.ngo موسسه معین
چهارشنبه گذشته، ۳۰ آبان، #نشست چهارم مجموعه «جوانه که میزنیم» را برگزار کردیم. در این نشست از منظر فلسفه و انسانشناسی به نهادهای مدنی به مثابه نهادهای مراقبت نگاه کردیم. و سپس با گفتوگو درباره تجربه زیسته سازمانهای غیرانتفاعی در ایران، به این فکر کردیم که آیا چشمانداز «مراقبت» میتواند افقی برای تحول نهادهای مدنی باشد؟
🎧فایل صوتی این نشست را در بالا دریافت کنید. ویدئو و گزارش کامل به زودی منتشر خواهد شد.
🌱🌀
#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویتکننده تلاشهای اجتماعی
@moinngo
🎧فایل صوتی این نشست را در بالا دریافت کنید. ویدئو و گزارش کامل به زودی منتشر خواهد شد.
🌱🌀
#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویتکننده تلاشهای اجتماعی
@moinngo
❤8👍1
✍️
گاهی نمینویسیم، چون ناتوانیم از گفتن، تلاطم و رنجمان کلمه ندارد_ یا هنوز کلماتش را نیافتهایم/ نساختهایم.
گاهی نمینویسیم تا آزادیمان سلب نشود. تا به زندگی معمولی ادامه بدهیم و بتوانیم بنویسیم. ما که پهلوان اخلاق نیستیم، درعینحال اخلاقی میبینیم که کلماتمان را نفروشیم. سکوت میکنیم تا «این نیز بگذرد».
گاهی نمینویسیم چون کشش روانی قضاوت عمومی را نداریم: «اعصاب فحش خوردن ندارم»، یا از آنطرف حوصله جواب پس دادن به «حراست» را؛ که ظرف و ظرفیت هر آدمی محدود است و تبدیلشدن به موجودی سرخورده، عصبی و پرخاشی نه وسیله که هدف است: نویسنده؟ آدمهایی خلوضع با کلمات بیاعتبار.
گاهی نمینویسیم چون به هر طرف نگاه کنی «تصاویر» قدرتمندتر از کلمات نشان میدهند چه خبر است. میبینند و میدانند و برهمان مسیر میتازند: چه جای حیفومیل کلمه.
گاهی نمینویسیم چون نگران هستیم کلمات نیمخورده ابزار توجیه ظلم و سرکوب شوند. زمانهایی هست که انگار ننوشتن همدست نشدن باشد. این وضعیت «فعل» دارد: ناصر تقواییشدن.
گاهی نمینویسیم چون به نظرمان گرچه آنچه میگذرد ظلم به یکی دونفر انسان نهچندان بیگناه در موضع قدرت است، اما سکوت خیر بزرگتری برای جمعیت بیگناه و نهچندان بیگناه بیشتری در موضع ضعف و ظلم به همراه دارد. «اثر» کلمه را آنقدر که پیداست باید پیشاپیش حدس زد. این جرقه کجا را روشن میکند؟ «مسئولیت گفتن» سنگین میشود.
گاهی نمینویسیم چون در هیاهوی خیل نویسندگان، که حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده، نمیدانیم اینجا و حالا نوشتن خدمتی است یا خیانت؟
@neocritic
گاهی نمینویسیم، چون ناتوانیم از گفتن، تلاطم و رنجمان کلمه ندارد_ یا هنوز کلماتش را نیافتهایم/ نساختهایم.
گاهی نمینویسیم تا آزادیمان سلب نشود. تا به زندگی معمولی ادامه بدهیم و بتوانیم بنویسیم. ما که پهلوان اخلاق نیستیم، درعینحال اخلاقی میبینیم که کلماتمان را نفروشیم. سکوت میکنیم تا «این نیز بگذرد».
گاهی نمینویسیم چون کشش روانی قضاوت عمومی را نداریم: «اعصاب فحش خوردن ندارم»، یا از آنطرف حوصله جواب پس دادن به «حراست» را؛ که ظرف و ظرفیت هر آدمی محدود است و تبدیلشدن به موجودی سرخورده، عصبی و پرخاشی نه وسیله که هدف است: نویسنده؟ آدمهایی خلوضع با کلمات بیاعتبار.
گاهی نمینویسیم چون به هر طرف نگاه کنی «تصاویر» قدرتمندتر از کلمات نشان میدهند چه خبر است. میبینند و میدانند و برهمان مسیر میتازند: چه جای حیفومیل کلمه.
گاهی نمینویسیم چون نگران هستیم کلمات نیمخورده ابزار توجیه ظلم و سرکوب شوند. زمانهایی هست که انگار ننوشتن همدست نشدن باشد. این وضعیت «فعل» دارد: ناصر تقواییشدن.
گاهی نمینویسیم چون به نظرمان گرچه آنچه میگذرد ظلم به یکی دونفر انسان نهچندان بیگناه در موضع قدرت است، اما سکوت خیر بزرگتری برای جمعیت بیگناه و نهچندان بیگناه بیشتری در موضع ضعف و ظلم به همراه دارد. «اثر» کلمه را آنقدر که پیداست باید پیشاپیش حدس زد. این جرقه کجا را روشن میکند؟ «مسئولیت گفتن» سنگین میشود.
گاهی نمینویسیم چون در هیاهوی خیل نویسندگان، که حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده، نمیدانیم اینجا و حالا نوشتن خدمتی است یا خیانت؟
@neocritic
👍18🔥5
Forwarded from نطقیات
کتاب بیعدالتی معرفتی ( Epistemic Injustice: Power and the Ethics of Knowing) نوشتهٔ میراندا فریکر (Miranda Fricker)، فیلسوف بریتانیایی، با ترجمهٔ دکتر حسین شقاقی بهزودی منتشر خواهد شد.
این کتاب به بررسی بیعدالتیهای معرفتی میپردازد که در آن افراد به دلیل تعصبات اجتماعی مانند جنسیت، نژاد یا طبقه، در جایگاه تولیدکننده یا دریافتکننده دانش بیاعتبار و حذف میشوند. بیعدالتی معرفتی که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، چارچوبی نوآورانه برای تحلیل روابط قدرت در تولید و انتقال معرفت ارائه میدهد و در فلسفه، مطالعات جنسیت و علوم اجتماعی تأثیرگذار بوده است.
#معرفی_کتاب
#اخبار_کتاب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍3